ایران شناسی - قوم شناسی - جامعه شناسی

جامعه شناسی تاریخی مردم ایران

بنیاد سپاه پاسداران و تفاوت حقوقی اش با سایر بنیادهای ایرانیان

از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس حقوقی

هسته اولیه بنیاد سپاه پاسداران، بعد از انقلاب ریخته شد و مقرر شده بود که بعد از خصوصی سازی های شرکت های ایرانی و یا کارخانجات و بیمارستان ها و مدارس و دانشگاه ها و بانک ها، اداره آن نوع شرکت ها ی امنیتی ایرانی، با نصب مدار بسته ها به سپاه پاسداران سپرده شود. و لذا امروزه تنها نهاد حقوقی در جهت حفظ امنیت شرکت های سرمایه گذاری ایرانی، فقط با بنیاد سپاه پاسداران است. و سایر نهادهای حقوقی ایرانی، نظیر بنیاد مسکن، و یا بنیاد جانبازان و یا بنیاد فارابی و بنیاد برکت و بنیاد شهید و یا بنیاد مستضعفان و بنیاد خیریه و بنیاد پژوهش های رضوی و غیره و غیره صرفاً نهاد های حقوقی گوناگون و متعدد و ناهمخوان با سیستم حقوقی بنیاد سپاه پاسداران هستند که تعارض های سرمایه گذاری برای ایرانیان به وجود خواهند آورد و رویه اداره امنیت اموال ایرانیان و امنیت اسناد الکترونیکی اموال آنان در ادارات و شرکت هایش بهم خواهد ریخت. لازم به ذکر است که نخست از منظر علم جامعه شناسی حقوقی، به تعریف بنیاد پرداخته شود. و به همین دلیل هم مبنای بنیاد یک نوع سازماندهی بزرگی می باشد که شرکتهای اقتصادی آن جامعه، در سایه ی این نوع سازماندهی بزرگ خود به حفظ امنیت اموال سرمایه گذاری های آن جامعه و بر مبنای یک سیستم حقوقی خاص آن بنیاد می پردازد. و شامل نهاد حقوقی لازم جهت حفظ امنیت اموال ایرانیان و یا نهاد حقوقی حاکم بر محافظت آن اموال و یا نهاد اقتصادی - بانکی و پولی - و محافظت اسناد الکترونیکی مالی در انتقال آن سرمایه ها و یا داد و ستد امن آن اموال می باشد. و لذا مکانیزم ترتیب این نوع بنیاد سازمانی، بزرگتر و یا گسترده تر هم از مفهوم وزارتخانه های ایرانی است و لذا اشراف بر جنبه های مالی انواع وزارتخانه ها دارد. و یا دایره حقوقی آن از ترکیب چند وزارتخانه سیاسی کنترل کننده و وزارت اقتصاد و بانک های زیر مجموعه آن تشکیل می شود. که امنیت سرمایه گذاری در این وزارتخانه ها یا محافظت و حسابرسی اموال آنهاست و یا مجازات خاطیان آن نوع سرمایه گذاری ها را بعهده حقوقی خود دارد. و با توجه به مفهوم حقوقی بنیاد، قبل از انقلاب، نیز انجام این نوع وظیفه حقوقی در کنترل سرمایه اغلب بانک ها و یا کارخانجات و هتل ها و پاساژها در تحت حاکمیت حقوقی بنیاد پهلوی قرار داشت و بعد از انقلاب نیز انجام این وظیفه حقوقی بر عهده بنیاد سپاه پاسداران سپرده شده است (نه سپاه پاسداران صرف که صرفا نهاد نظامی است). تا از طریق مدار بسته ها و یا با مکانیزم کنترل اینترنتی خود محافظت حقوقی از اموال اداری مزبور را و یا اموال کارخانجات و شرکتها و بیمارستان ها و مدارس خصوصی و دانشگاه ها و بازارها و پاساژهای خصوصی شده را بر عهده بگیردو توسط پلیس سیاسی و یا قاضی های سیاسی اش (نه پلیس معمولی و یا قاضی معمولی) کنترل حسابرسی و یا محافظت و یا مجازات خاطیان آن نوع سرمایه گذاری ها را بعهده داشته باشد. و لذا ایفای این نوع وظیفه حقوقی هم بعهده پلیس معمولی ناجا و یا پلیس فتا و یا دادگاه های معمولی گذاشته نشده است که در رسانه های ما آن را اعلان می کنند. و نیز لازم به ذکر است که امروزه تصویر سازی های غلطی که اغلب فیلم سازان و یا کارگردان های تلویزیونی از مفهوم بسیج و یا سپاه در رسانه های ایرانی به دست داده اند، ذهنیت غلط سر تا سر مردم ایران را در مفهوم نظام سرمایه گذاری جدید ایرانی به وجود آورده و یا در مفهوم امنیت سرمایه گذاری های ایرانی معاصر دچار انحراف عمیق اجتماعی نموده است. چرا که برخلاف مفهوم آفرینی های فرهنگی آن نوع کارگردان های تلویزیون سپاه و یا بسیج، یک نوع سازماندهی سیاسی و یا سازمان نظامی صرف نیست و بلکه بعد از پایان جنگ ایران و عراق، یک نوع، شرکتهای اقتصادی امنیتی می باشد که جایگزین شرکتها و یا کارخانجات و یا صنایع و یا ادارات عادی قبل از انقلاب ایران شده اند. و لذا با این روند تحول اداری، کارمندان عادی ادارات قبل از انقلاب و یا کارگران عادی کارخانجات قبل از انقلاب تحول پیدا کرده است و یا دانشجویان عادی دانشگاه ها قبل از انقلاب و یا پزشکان عادی بیمارستانهای قبل از انقلاب ایران؛ تحول اداری یافته و به تیپولوژی کارمندان بسیجی ادارات جدید و معاصر منجر شده است و یا به کارگران بسیجی کارخانجات جدید و یا به دانشجویان بسیجی معاصر دانشگاهها و یا به پزشکان بسیجی بیمارستانها و یا به معلمان بسیجی مدارس جدید و یا به بازاریان بسیجی اصناف شهرها تبدیل شده اند تا با این نوع مکانیزم تحول اداری- اقتصادی هم آن مشاغل امنیت سرمایه گذاریها و یا امنیت داد و ستدها و یا امنیت نقل و انتقال اموال در آن نوع نهادها داشته و یا در شرکت ها و ادارات برقرار شود و یا امکان به هدر رفتن سرمایه گذاری ها ایرانی کم شده یا حیف و میل شدن آن نوع سرمایه گذاری ها کم شود و با روند سرمایه گذاریها در صنایع جدید ایران بهتر از سابق انجام بگیرد. و یا امکان اتلاف سرمایه گذاری ها و یا نابودی سرمایه ها و یا هدر رفتن سود صنایع و با کنترل امنیتی مزبور از بین برود ولی تبلیغات غلط امروز رسانه ها و یا مطبوعات و آدم های سود جو و یا بیسواد از مفهوم بسیج و یا سپاه این نوع امنیت سرمایه گذاری ها را برعکس کرده است و منجر به اختلاس های بزرگ و یا تلف شدن سرمایه ها و فهم غیرصحیح اجتماعی از خصوصی سازی ها و نحوه تامین امنیت آن نوع شرکت های خصوصی شده است که با انواع فیلم سازی های رسانه ای غلط خود در مورد تفسیر فرهنگی مزبور ماهیت و یا هویت سیاسی 220 هزار شرکت خصوصی سازی شده بعد از انقلاب بعمل آمده است که بعد از خصوصی سازی شدن ها و یا فروش دولتی آن، پرسنلش با یک نوع تشکل اقتصادی-امنیتی تعاونی ویژۀ به نام تشکل بسیح فلان صنف الکتریکی و یا تشکل صنف لوازم خانگی دیگری اغلب سهام و یا سرمایه گذاری آن نوع شرکت های سابق دولتی را خریده اند و برای آن نوع شرکت های خود نیز یک نوع سازماندهی امنیتی خاصی ترتیب داده که از سرکرده ها و یا زیرمجموعه های اقتصادی، در تحت کنترل یک سیستم امنیتی مدار بسته ها به وجود آمده است تا به فعالیت اقتصادی-امنیتی خود بپردازند و از این طریق به اشتغال دهی لازم و یا به سود دهی مورد نظر خود برسند که بنابر آمارهای اخیر تعداد این نوع شرکت های خصوصی سازی شده امنیتی ایران هم بعد از انقلاب به حدود 220 هزار شرکت تجاری- صنعتی و یا بیمارستانی و دانشگاهی و صنفی می رسد که در انواع شهر های مختلف ایران هستند و به نام های بسیج اصناف بازار و یا بسیج کارمندان و یا بسیج مدرسه ها قلمداد می شوند. ولی متاسفانه چون که رسانه های ایران دیدگاه غلطی از تشکل بسیجی ارائه می دهند و لذا باعث شده اند که مردم ایران هم از ماهیت این نوع شرکت های اقتصادی امنیتی خود صرفا تلقی فرهنگی دیگر یعنی شرکت های سیاسی و یا شرکت های نظامی را با باورهای عوامانه خود داشته باشند لذا این نوع مفهوم آفرینی فیلم سازان معاصر و یا مطبوعات و یا دانشجویان بیسواد فیسبوکی ایران و با انواع sms های بیهوده آنان ... باعث عدم امنیت سرمایه گذاری های معاصر ایران در این نوع شرکت های خصوصی سازی شده، گردیده است. و یا امکان اختلاس ها و یا نابودی اموال آن نوع شرکت ها را بالا می برد. و یا باعث تعویق مطالبات بدهی های معوقه بانک ها گردیده است و یا باعث خروج ارز ها و پول از بانک ها و یا قاچاق کالا به خارج و یا برعکس می گردد که گرد هم آئی های اخیر پلیس فتا هم آن را اعلام کرد. و عملاً هم نقش مدار شبکه ها و یا کنترل اینترنتی آن نوع بانک ها و یا سیستم مالی ادارات و بیمارستان ها را محو می سازند. و یا چهره حقوقی دیگری از نظام امنیت سرمایه گذاری ها در جامعه ایرانی را ترسیم می کند. و به ویژه اینکه بر خلاف تصور عامیانه دانشجویان معاصر رشته کامپیوتر دانشگاه های ایرانی ما از علوم IT و یا برخلاف سرفصل های مهمل درسی آنان که برایشان نوشته شده است مفوم IT و یا علم مخابرات ایرانی صرفاً یک فناوری تکنولوژیکی نیست که بازیچه فارغ التحصیلان آن باشد و بلکه فناوری اطلاعات در هر جامعه ای تابع یک نوع سیستم حقوقی خاص آن جامعه می باشد که سلسله مراتب تصمیم گیری های اقتصادی انواع شرکت ها و ادارات آن جامعه را تعریف حقوقی می کند. لذا این نوع فناوری اختیارات ویژه حقوقی در شرکت های هر جامعه به حقوق پرسنلی مختلف نظیر حق هیات مدیره کارخانجات و یا حق مهندسی آن نوع شرکت ها و یا حق کارگرهای ساده آن شرکتها می دهد. و پس از این طریق تصمیمات حقوقی قانونی مزبور در سایه اموال آن نوع شرکت و امنیت اموال آن شرکت با مدار بسته ها بهم نخورد و لذا برای سکنه آن  نوع جوامع امنیت مالی آن نوع شرکتها از طریق آن مدار بسته ها و یا سیستم اینترنت مهم تر از خود آن تکنولوژی است. (نه مثل جامعه بیسواد ما تنها امنیت سیستم تکنولوژیکی IT مهم باشد که طراحان سر فصل های درسی دانشگاه های ایران برایشان نوشته اند و به خورد تمامی دانشجویان فاقد آگاهی دانشگاه ها و یا به فروشندگان کامپیوترها می دهند. و به همین دلیل هم بعد از روند اینترنتی شدن شرکت ها روند حفظ پول در سیستم کامپیوتری انواع بانک ها و یا در روند انواع اسناد مالی ادارات و یا در روند اسناد مالی سازمان ها بهم ریخته است و یا در پاساژها و مدارس و کارخانجات بهم ریخته است و لذا هر نوع تعبیر حقوقی دیگر در مفهوم اموال این نوع سازمان ها و یا ادارات و کارخانجات خصوصی سازی شده باعث شده که به نابودی انواع سرمایه های آن شرکت ها و یا باعث عدم امنیت آن پول بانک ها بشود و یا باعث عدم امنیت اسناد املاک منازل جدید و یا دکان های به فروش رفته در بنگاه های معاملات ملکی شهرها شده و یا باعث عدم امنیت چک های برگشتی شده و یا باعث خرید های غلط سهام مالی و یا سرمایه گذاری شهرک های صنعتی می گردد و با محیط کسب و کار های بهینه را بهم می زند.

و این در حالی است که اکثریت مردم ایران، مجبور شده اند که برای حفظ اشتغال زایی خود امروزه در قالب یک نوع سازماندهی جدید و تشکلی به نام بسیج بازار درست بکند و یا در بسیج کارمندان و یا بسیج مهندسان فعالیت می کنند تا از این طریق بتوانند در قالب آن نوع تشکل های گروهی امنیتی خود یکی از انواع 220  هزار شرکت امنیتی خصوصی سازی شده دولتی را از دولت های مختلف در طی 36 ساله اخیر ایران بخرند. و لذا هر میزانی که دولت های سابق ایرانی به فروش انواع شرکت های مختلف دولتی خود پرداخته است. مردم شهر های مختلف ایران هم صرفاً در قالب تاسیس همان شرکت های بسیجی و یا در قالب تشکل یابی های بسیجی – امنیتی خود قادر به خرید آن نوع شرکت ها شده و یا بیمارستان ها و یا مدارس خصوصی سازی شده اند که امروزه به نام بسیج اصناف لوازم خانگی خیابان شوش تهران هستند و یا بنام بسیج اصناف لوازم الکتریکی خیابان لاله زار تهران هستند و یا بسیج اصناف پوشاک بازار تهران هستند و یا در سایر پاساژهای فروشندگان کامپیوتر  در خیابان های ولی عصر و یا ملاصدرای تهران هستند و یا در دیگر  شهرها ی ایران هستند. و یا در مجموع امروزه 220 هزار شرکت ایرانی، دارای این نوع سازماندهی اقتصاد امنیتی شده اند که به آن دلیل هم می باشد که می گویند سپاه شرکت های اقتصادی ایران را خریده است. ولی تعبیرهای غلط فرهنگی – سیاسی از این نوع پدیده نظام حقوقی .... شرکت های بسیجی امروزه مکانیزم حفظ اموال این نوع شرکت های امنیتی مختلف را بهم می زند و یا باعث نابودی اموال آن نوع شرکت های ایرانی شده است و یا عامل رکود اقتصادی و یا ورشکستگی آن ها می شود. و یا باعث ضرردهی و یا عدم بهره دهی اقتصادی آن ها می گردد. و نهایتاً به تحول نظام قانون گذاری های غلط جامعه و به تحول نظام قضایی آن نوع شرکت ها منجر خواهد شد و یا به تحول نظام سازمان برنامه و بودجه استان ها و در روند اقتصادی غیر بهینه همان بودجه ها منجر خواهد شد و یا در امکانات دهی غیر معقول سازمان برنامه و بودجه ایام دولتی سابق منجر خواهد شد و لذا عدم تطابق یابی این نوع نهاد اجتماعی با ساختار اقتصادی شرکت های امنیتی – بسیجی معاصر ایران عامل فقدان امنیت سرمایه گذاری ها در جامعه معاصر ایرانی شده است. و به همین دلیل هم برای جلوگیری از این نوع رکود اقتصادی و یا روند ورشکستگی شرکت ها و یا کارخانجات تحول در نظام قانون گذاری های غیر صحیح جامعه معاصر ضروری است و به همین دلیل هم هر نماینده مجلسی که می خواهد برای قانون گذاری از شهرهای مختلف ایرانی، کاندیدا بشود و یا اسپانسر مالی از شرکت های امنیتی – بسیجی آن شهرها بگیرد و مجبور است که برای خود تبلیغات نمایندگی صرف بکند مجبور خواهد شد که برای گرفتن همان اسپانسری مالی – اقتصادی هم – صرفاً با اخذ کد امنیتی ویژه ای از دایره حقوقی بنیاد سپاه پاسداران قسم یاد بکند که زمانی که به نمایندگی مجلس از راه آراء مردم آن شهرها و  یا از اموال شرکت های خصوصی شده بسیجی آن شهرها می رود بپذیرد که قانونی در همان مجلس تهران به ضرر همان شرکت های بسیجی اهالی آن شهرها تصویب نکند و یا در نظارت بر اجرای همان قوانین هم که از وظایف قانونی هر نماینده مجلس است فعالیت غیر مجازی نکند که با گماردن فک و فامیل و یا افراد خویشاوند خویش در شرکتها و یا احیاناً نالایق به مصدر کارها و یا در انواع شرکت های بسیجی آن نوع شهر، آن شرکت های اقتصادی بسیجی همان شهر را دچار اختلال تولید و یا دچار ورشکستگی و یا دچار رکود اقتصادی بکند و یا دچار ناامنی اقتصادی و هرز رفتن سرمایه بکند و نیز قسم سوم بخورد که در مورد تحت کنترل شدن خود مجازات بشود و توسط بسیجیان آن شهر شود که برای جلوگیری تخلفات قانون گذاری خود و یا در عدم نظارت دقیق بر اجرای آن قوانین را بپذیرد که در صورت عدم تقبل این نوع شروط قانونی برای نمایندگی مزبور، شرکتهای بسیجی آن شهرها امکان اسپانسری و یا تبلیغات و یا sms برای وی نخواهند داد و لذا به مجوز کد امنیتی گرفتن از دایره حقوقی بنیاد سپاه پاسداران مجبور خواهد شد که آن کد ویژه امنیتی را هم به زیر عکس، یا پوستر و یا بنر و یا بروشور تبلیغاتی فرد بچسباند تا امکان کسب آرا و یا جلب حمایت اهالی آن شهرها را بیابد. و یا در زیر مجموعه شرکت های امنیتی آن شهر بگنجد و اهالی هم صرفاً با دیدن همان کد امنیتی در زیر عکس ها و یا بنرها و یا در زیر پوستر وی اجازه تبلیغ را به او خواهند داد. و بعلاوه برای ایجاد امنیت بهتر همان نظام سرمایه گذاری های اقتصادی آن شهرها همان طوری که افراد آن شهر هم برای ایجاد انواع شرکت های امنیتی خود به همان اداره ثبت اسناد و املاک آن شهر رفته بودند تا ثبت بکنند و یا شرکت های بسیجی خود را در ثبت اسناد و املاک آن شهرها به ثبت عادی رسانده اند لذا دوباره مجبور خواهند شد که برای امنیت بیشتر همان سرمایه گذاری های گروهی خود مجدداً تقاضای تبدیل آن نوع ثبت سند های عادی خود را به ثبت سند های امنیتی جدید از همان اداره ثبت اسناد و املاک آن شهر را طلب نموده و از این طریق سازمان ثبت اسناد و املاک آن شهر هم که هنوز نظیر ادوار تاریخی غیر خصوصی سازی شده می باشد و شرکت های ایرانی هم در زیر مجموعه دادگاه های عادی و یا نیروی انتظامی و پلیس معمولی آن شهر برای جلوگیری از تخلفات ملکی است این بار در زیرمجموعه بنیاد سپاه پاسداران قرار خواهد گرفت که بعد از روند نظام الکترونیکی شدن اسناد و املاک مردم ایران بجای پلیس معمولی این بار پلیس سیاسی جهت حفظ امنیت آن اموال و اسناد نیاز است و یا نیاز به قضات سیاسی دارد که حدود اختیاراتش در روند حفظ و امنیت اموال مزبور بیشتر از پلیس معمولی است و یا از دادگاه های معمولی است و همان طوری که وزیر دادگستری جدید هم در چند روز قبل اذعان کرده بود که پول های مختلف از کشور خارج می گردد و یا در مصاحبه های دادستان ایران در مورد پول های معوقه بانکی حاکی است که پلیس سیاسی برعکس با اقتدار سیاسی خود مانع خروج همان پول ها و ارز از کشور و یا معوقات بانکی خواهد شد که دادگاه های معمولی ایران در سازمان ثبت اسناد کنونی نتوانسته اند آن ها را به بانک ها برگردانند و نیز مکانیزم بودجه ریزی اداری سازمان برنامه و بودجه استان ها هم دچار تغییر خواهد شد که هنوز علی رغم وعده های دولت معاصر احیاء نشده است و لذا باید بیشتر تحت کنترل بنیاد سپاه پاسداران قرار بگیرد و یا اموال مختلف آن بودجه ریزی ها که قبلا تحت نظارت ذیحسابی ادارات بود. ولی امروزه با آمدن مدار بسته ها بعنوان اموال امنیتی بنیاد سپاه پاسداران تلقی شده و به روسای دوایر دولتی واگذار شود یا در سایر زمینه ها هم مفهوم بودجه امنیتی پرسنل تا سپاه بتوانند از این طریق حساب و کتاب اداری لازم را از هزینه مزبور بکند و یا محاسبه اداری آن بودجه ها را بطلبد و الا نگهداری  صرف مدار بسته ها در نظام اداری یا در کارخانجات و یا بیمارستان های ایران پدیده خنثی و بلا انرژی خواهد بود و هیچگونه امنیت حقوقی را در اموال ایرانیان به وجود نمی آورد و یا نظام اسناد الکترونیکی آن ها در هیچ بانک ایرانی امن نمی شود و یا در شرکت و بیمارستانی به وجود نخواهد آورد و بلکه بیشتر باعث خواهد شد که هرنوع معامله کالا در سطح ایران ناامن شده و یا انواع سرمایه گذاری های مزبور به هرز برود و یا هر نوع اجاره و یا رهن ملک و یا قرضی و یا رقبی و یا موقوفات و یا هر نوع عقود اسلامی دیگر، در انواع سپرده گذاری های مختلف به نابودی کشیده شود و لذا سیستم مدار بسته ها در شرکت ها و صنایع هم جواب مثبت ندهد. چرا که از منظر علم جامعه شناسی حقوقی پدیده امنیت اموال از خود تولید همان اموال مهمتر است. زیرا فرضاً اگر من خانه ای برای خودم بسازم و یا کالایی برای خود تولید کنم  ولی در اجاره دادن به دیگران، به مفاد حقوقی امنیت اموال عمل نشود نهایتاً از دستم می رود و یا برخلاف مفهوم حقوقی اجاره و یا فروش از دستم خواهد رفت و نه عین آن جنس و یا معادل پولی همان جنس هم به من برنخواهد گشت و لذا تولید آن نوع کالا و یا ساخت آن خانه هم برایم بی فایده خواهد بود و از این رو امنیت خود اموال در یک اداره از خود فلسفه وجودی همان اموال برای ایرانیان مهمتر است و یا امنیت بازرگانی از خود سازمان های بازرگانی ایرانی مهمتر است و یا امنیت صنعتی از خود شهرک های صنعتی ایرانیان مهمتر است. که متاسفانه در دروس ما و در رشته های درسی دانشگاه های ایرانی در رشته مدیریت صنعتی و یا در مدیریت بازرگانی و یا مدیریت اداری و یا در نظام های دروس حسابداری و یا در درس کامپیوتری و غیره ایرانیان نگنجیده و به این مفهوم امنیت اموال ایرانیان اهمیت داده نمی شود و امنیت آن دوایر اداری و یا صنعتی و دانشگاهی ندیده گرفته می شود و یا بعد از گذشت 26 سال از عمر تاسیس شرکت های اقتصادی بسیجی ایرانیان هنوز مجریان رادیو و تلویزیون و یا مطبوعات و یا افراد عوام هنوز سرگروه های اداری و یا صنعتی ایرانی مفهوم سپاه یا پاسداران را به مفهوم نظامی گری صرف تعبیر کرده اند و یا به نظام ارتش 20 میلیونی صرف برای مبارزه با خارجی ها تفسیر فرهنگی کرده اند و یا در رسانه های ما طوری تفسیر می شود که امنیت اموال مردم در نظام سرمایه گذاری های صرفاً بعهده اداره پست و تلگراف ویا دوایر مخابراتی شهرهاست و لذا مردم ایران هنوز نتوانسته اند نقش دوایر مخابراتی و یا فرهنگی استان ها را در حفظ امنیت اموالشان بفهمند تا با چاپ و انتشار هر نوع پوستر و یا بنر و یا sms تبلیغاتی که به ضرر همان شرکت های اقتصادی – امنیتی آن شهر است منجر نشود زیرا در حدود اختیارات اداری آنان بر مبنای حقوقی اش نبوده است.

آری خود امنیت اموال این 220 هزار شرکت ایرانی  فقط با دایره حقوقی بنیاد سپاه پاسداران است. که قرارداد تضمین امنیت مالی را بر اساس نصوص قرآنی اوفوا بالعقود بسته است و در220 هزار شرکت امنیتی- اینترنتی ایرانی قول امنیت داده است و یا با انواع شرکت های خارجی چینی و کره ای و یا اماراتی و یا اروپایی بسته است که بر اساس همان نص قرآنی اوفوا بالعقود. قرارداد تضمینی امنیت – اینترنتی بشود و مانع خیانت وارداتی بشود و یا خیانت به اموال شرکت های صادراتی خارجی نشود که به مغازه ها و یا کارخانجات داخل ایرانی می فرستند که فرضاً بگذارند فلان مامور گمرک ایران از مرز آن کالا را به جای فلان شرکت خاص ایرانی در فلان خیابان ایرانی به شرکت دیگری ایرانی در خیابان دیگری بفرستند و یا فلان فرماندار شهر از قدرت اداری خود سوء استفاده کرده و به مصادره آن کالاهای خارجی در داخل بپردازد و یا امنیت وارداتی آن را در درون خاک ایران بهم بریزند و یا فلان مامور پست و تلگراف شهری و یا فلان کارمند بانکی به جای آنکه آن سند مالی الکترونیکی را به اسم فرد دیگر همان شهر ثبت بزند و یا فلان بنگاه معاملاتی یک شهر اسناد ملکی فروشی خود را در همان کامپیوتر مغازه خود دستکاری کرده و بعد از فروش اولیه به نام فرد دیگر آن شهر تغییر مالکیت بدهدو از این رو امنیت اموال آن شرکت های وارداتی و یا صادراتی بهم خورده و یا در درون خاک ایران امنیت مالی – سرمایه گذاری شرکت های داخلی ایرانی نشود و یا امنیت املاک شخصی درون کشوری در خاک این کشور صرفاً فقط با بنیاد سپاه پاسداران تعیین شده است و بعهده بنیادهای مالی دیگر ایرانی نیست و در غیر این صورت امنیت ادارات و یا صادرات و یا امنیت سرمایه گذاری و یا امنیت پولی بانک ها و نظام مالی ادارات و یا امنیت اسناد پولی مردم ایران در آن ادارات بهم خواهد ریخت. و بدون پذیرش همگانی و یا جامعه پذیری و فرهنگ دولت پذیری ایرانیان نسبت به این قبیل موارد نهاد حقوقی قانونی مفهوم حقوقی بنیاد سپاه پاسداران محو شده و نظام حفظ امنیت 220 هزار شرکت اقتصادی جدید ایرانی درک فرهنگی نخواهد شد. و درحالیکه همانطوریکه گفتم سه سازمان ضد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات سپاه و وزارت دفاع سپاه و یا ترکیب چهارم دیگرش با وزارت اقتصاد ایران و بانک ها زیرمجموعه آن وزارتخانه اقتصاد ( یعنی چهار ارگان تصمیم گیر مهم ایرانی) یک نوع تشکیل بنیاد حقوقی سپاه پاسداران را می دهند که امنیت نظام سرمایه گذاری بقیه وزارتخانه ها و یا شرکت های زیرمجموعه آن را کنترل امنیتی بنمایند و لذا اختیارات بنیاد سپاه پاسداران در حفظ امنیت اموال ایرانیان از خود اداراه امنیت سیاسی بیشتر است و یا از اداره امنیت نظامی و یا نیروی انتظامی و یا اداره ی حسابداری بانک ها و بانک مرکزی و دوایر مالی ادارات بیشتر است. تا بتوانند بقیه وزارتخانه های ایران را در زیر کنترل نظارت نظام حقوقی – مالی خود بگیرد و مجموعاً بر روی همدیگر یک نوع بزرگ مالکی به وجود می آورند که قابل تقسیم به نظام خرده مالکی های همان شرکت های زیرمجموعه صنعتی و یا اداری و یا آموزشی خصوصی سازی شده خود نیست و با این فونکسیون بنیادی خود امنیت سرمایه گذاری زیرمجموعه های خود را به عهده گرفته که امروزه بجای ارتش 20 میلیونی تابلوهای ادارات سازماندهی بسیج ایرانی نهاد 50 میلیون سکنه دارای اشتغال است که دارای شغل امنیتی شده اند که افراد در سن اشتغال ایرانیان بوده و در 220 هزار شرکت ایرانی کار می کنند و مجموعاً افراد این نوع 220 هزار شرکت مختلف ایرانی یک نوع شرکت امنیتی بزرگی را به وجود می آورند که بنیاد سپاه پاسداران نامیده شده و باعث شده اند که جامعه قدیمی ایرانیان به یک نوع جامعه اطلاعاتی جدید ایرانی تبدیل بشود ولی هنوز دروس جامعه شناسی و یا سرفصل های درسی آن رشته هم از درک این نوع مفهوم جامعه اطلاعاتی معاصر ایرانی عاجز است و یا دانشجویان این نوع رشته دانشگاه ها به خاطر سرفصل های غلط دروس کهنه خود شناخت دقیقی از مکانیزم جامعه معاصر ایرانی پیدا نمی کنند. ولی شناخت اینجانب هم از این نوع نهاد حقوقی جدید ایرانیان از سال 1367 شمسی آغاز شد که دو سال بعد از آن که به عضویت هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران درآمده بودم و در سال 1367 همراه با شکل گیری پدیده سپاه پاسداران در جامعه ایرانی یک اندیشکده مطالعاتی در دانشگاه تهران و یا تحقیقی بر روی پدیده مزبور در همان دانشگاه تهران شکل گرفت و در همان ایام هم وظیفه شغلی– تحقیقاتی اینجانب را بعنوان پژوهشگر این دانشگاه بزرگ ایران از عضویت همان دانشکده تهران به عضویت اندیشکده اجتماعی همان دانشگاه تهران انتقال پرسنلی داده شد تا بر روی این پدیده جدیدالتاسیس ایرانی مطالعه و پژوهش و تحقیق بنمایم و از همان زمان هم تاکنون بمدت 26 سال مجبور شده ام بجای تدریس در دانشگاه ها و یا بجای گرفتن امتیازات اداری رایج آن دانشگاه ها از راه تدریسها پژوهش متمادی برروی سیستم حقوقی این 220 هزار شرکت خصوصی سازی شده امنیتی ایرانیان را بنمایم که بنام پدیده بسیج و یا سپاه نامیده می شوند و یا به مطالعه اجتماعی این نوع نهاد اجتماعی – اقتصادی امنیتی جدید ایرانیان بپردازم که با ابزارهای جدید رسانه ای و اینترنتی در مشاغل خود فعال می شوند و خود را تشکل های بسیجی دانشجویی می نامند و یا بسیج بازاری و یا بسیج کارمندی می دانند ولی هنوز فلسفه اقتصادی و حقوقی آن تشکل مجهول است و یا با درک های عوامانه خود تفسیر فرهنگی غلط می شوند و لذا تضاد ذهنیت – واقعیت عینی را در جامعه معاصر ایرانی برای اقتصاد مزبور به وجود آورده است که تورم شدید و رکود و بحران های اقتصادی اخیر نتیجه این نوع تضادها می باشد.

 

و امروزه، خیلی از افرادی که از شرکت های صنعتی مختلف سپاه پاسداران که که به عنوان بنیاد صنعتی سپاه پاسداران نامیده می شود. به اخذ انواع ماشین های سواری و یا ماشین های  تولیدی نایل شده اند و یا برای مصارف اشتغال زائی خود انواع ماشین های سواری یا اتوبوس شهری و یا کامیون و نیسان اخذ کرده اند. که متعلق به سرمایه شخصی آنان نیست و صرفاً با گرو گذاشتن جان خود و یا با اخذ موبایل امنیتی که محافظ آن اموال و جی پی اس آن است، به دریافت مجانی آن ماشین و یا پول اعتباری سپاه و جهت خرید مجانی آن ماشین نایل شده اند که از نمایشگاه های اتوموبیل شهرها اخذ بکنند و یا با دریافت کارت بسیجی فعال خود، قادر به اخذ وام های کلان از بانک ها بشوند، تا در کارخانه و شرکت مزبور به کار گیرند و یا از بانک های کشاورزی گرفته اند تا در مرغ داری ها و دام داری های مزبور به کار گیرند و برای دریافت آن وام کلان بانکی هم و یا برای اخذ آن ماشین سواری و یا برای اتوبوس شهری، نیاز به داشتن کارت بسیجی فعال داشتند ولی گاهی به خاطر سودجوئی ها و یا زرنگی های خود گرایش دارند که کارت بسیجی خود را تنها در جیب کت خود قایم کرده تا با این شگرد سیاسی به دیگران ادعا بکنند که ماشین مزبور متعلق به شرکت های سپاه نیست و به این وسیله، انواع سوء استفاده های سیاسی و یا اقتصادی و یا انتخاباتی از قایم کردن کارت بسیجی خود در جیبش بکند و یا حاضر به مسئولیت پذیری های صنعتی و یا بانکی و یا سیاسی و یا امن کردن مناطق نا امن نباشد که در قبال دریافت آن ماشین تعهد دارد و یا با وام کلان از شرکت های مقتدر سپاه به ذمّه و وظیفه پرسنلی خود گرفته اند و یا منکر ادعای مالکیت شرکت های سپاه پاسداران بر آن ماشین و یا اتوبوس و یا شرکت ها و کارخانه ها باشند و اگر به این نوع سوء استفاده ها خود ادامه بدهند و یا احیاناً علامت برچسب بنیاد اموال سپاه پاسداران را فعلاً در درون شهرها (نه در خارج شهرها) بر پشت شیشه ماشین سواری خود نچسبانند و یا به بغل آرم بخش خصوصی اتوبوس های شهری نچسبانند مرتکب خطا شده اند و به خاطر آن که برچسب مزبور نظیر برچسب بیمه ماشین می باشد چرا که ماشین و اتوبوس مزبور در رفت و آمد شهری است و نظیر یک ماشین سرقتی از شرکت های امنیتی سپاه تلقی شده و یا ماشین فاقد سند قانونی تلقی می شود که پلیس راهنمایی شهرها قادر به خواباندن آن نوع ماشین های متخلف سیاسی هستند زیرا در نچسباندن آن آرم دو جرم وجود دارد، نخست به دلیل آنکه ادعای مالی آن را دارند که راننده اتوبوس مزبور با نوشتن تنها بخش خصوصی مدعی شود که اتوبوس مزبور فرضاً متعلق به شخص آنهاست و در حالی که 300،400 میلیون تومان قیمت دارد ولی همان راننده تنها با 10 میلیون پرداختی پول به تصدی آن نایل آمده است و با ادعای وی به شرکت خصوصی او تعلق دارد و لذا کسی هم نمی تواند از آن ها بگیرد و دیگر آنکه معتقد است که کنترل اجتماع بیش از 3 نفر که  صرفاً متعلق به انحصار سپاه پاسداران است (نه نیروی انتظامی و یا نیروی نظامی و یا شهرداری ها و ...)، صرفاً با تبانی چند نفر رانندگان همان اتوبوس ها با گروه های دیگر اجتماعی به انواع تبلیغات های سیاسی و فرهنگی در درون اتوبوس ها و یا بیرون اتوبوس ها بپردازند که کنترل نظام جامعه از کنترل سپاه خارج شود  و یا به کنترل دار و دسته همان رانندگان دربیاید و همین امر یک نوع سو استفاده ی سیاسی از همان اتوبوس مدعی بخش خصوصی است. و بخاطر همین ملاحظات هم ماشین مزبور فاقد سند تلقی شده و ممکن است که توسط پلیس راهنمایی همان شهر (نه پلیس بیرون شهرها) آن نوع ماشین را بخوابانند و همان طوری که وظیفه قانونی هر پلیس راهنمایی نیز چنین است که از صاحبان ماشین ها، کارت مالکیت بطلبد و در صورت نداشتن آن کارت هم متوقف شود، کارکرد برچسب بنیاد اموال سپاه پاسدارن بر بغل آن اتوبوس و یا بر شیشه پشت آن ماشین می تواند این امر را منتفی سازد و تنها افراد فروشندگان و خریداران درون نمایشگاه های اتوموبیل حق کندن آن آرم را دارند تا بدین وسیله سرگروه آن نمایشگاه با کندن آن آرم امکان فروش دوباره آن را به کس دیگر بیابد و احیاناً در زیر کنترل دوربین های مدار بسته ی همان نمایشگاه همان پول اخذ کرده خود را به حساب بنیاد سپاه پاسداران بریزد و لذا ارزش مالی و پولی آن آرم «بنیاد اموال سپاه پاسداران» و بر روی آن ماشین و یا اتوبوس، به میزان و یا مقدار پولی است که قیمت اتوموبیل در درون آن نمایشگاه است و از این روی یک برچسب فاقد قیمت و یا ارزش و یا بر چسب عادی و یا سند عادی تلقی نمی شود و بلکه سند مالکیت امنیتی مهم می باشد که خیلی ها آن را به شوخی می گیرند تا وظایف قانونی به ذمّه گرفته خود را در قبال اخذ آن ماشین از سپاه و غیره را به مسخره بگیرند و یا احیاناً بر شیشه ماشین مزبور، شعار، دوستت دارم مامان را بنویسند و یا عناوین دیگر را که معنایش آن است که ماشین مزبور را مامانم برایم خریده است و از این جهت او را دوست دارم و یا وظایفم را در قبال اخذ آن ماشین، در مدیریت صنعتی فلان شرکت و یا در فلان بیمارستان و یا در  فلان بانک به خوبی ایفاء نخواهم کرد و فقط در مقابل مامانم مسئولیت صنعتی و یا بانکی و یا مغازه ای دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم بهمن 1393ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

 

اموال بنياد پهلوي، ريشه اختلافات عميق

ايرانيان معاصر با يكديگر و با جوامع مختلف

از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس حقوقي

 

شايد در ايران، هيچكس به اندازه اينجانب، علت اصلي سقوط شاه و يا علت اصلي اختلاف عميق ايرانيان معاصر با يكديگر در نظام خانواده‌هاي ايراني و يا در نظام اداري ايرانيان و يا علت اختلافات عميق ايرانيان معاصر با جوامع ديگر جهاني را در طي 36 سال اخير نداند، و آشنائي بيشتر من به علل آن نيز به چند دليل ذيل مي‌باشد:

و نخست بدليل آنكه دروس دانشگاهي خودم را در رشته جامعه شناسي ايران و يا شناخت جامعه‌ام. نظير بعضي‌ها بطور سرسري و صوري نخوانده‌ بودم و ديگر آنكه بعد از فارغ‌التحصيلي‌ام، تحقيقات سياسي – حقوقي فراوان از جامعه گذشته وطنم ايران كرده و يا از جامعه معاصر ايران بعمل آورده‌ام. و سوم اينكه بنيانگذار نهاد انجمن اسلامي دانشگاهها در ايران بودم كه نطفه سياست را در جامعه معاصر ايران كاشت كه پيدايش آن نوع نهاد جديد دانشجوئي ايرانيان نيز به چهار سال قبل از انقلاب و در سال 1353 شمسي برمي‌گردد كه با تأسيس و سازماندهي دانشجويان آن دانشگاه بزرگ بود و در قالب انجمن‌هاي اسلامي بيست و چند دانشكده مختلفش بود و بعنوان يك ارگانيزتور اجتماعي و تئوريسين جوان اين نوع نهاد دانشجوئي جديد ايرانيان عمل كردم – و يا مشوق تأسيس آنها در دانشگاههاي ديگر بودم كه قبل از آن تاريخ در اغلب دانشگاههاي ايران فقط انجمن‌هاي دانشجوئي چپ وجود داشتند و ساير سخنان رايج در جامعه معاصر ايران و در مورد سابقه انجمن‌هاي اسلامي، سخنان بي‌ربط و غير مستند است. و به اين دلائل سه گانه هم اينجانب ريشه‌هاي عميق و واقعي انقلاب را بهتر از ديگران مي‌دانم. ولي مجريان تلويزيوني و يا كارگردانهاي طرفدار پول و يا مطبوعات ايران، انواع سخنان واهي، در مورد نقش مردم ايران و در آفريدن و نحوه وقوع انقلاب تصويرسازي سينمائي مي‌كنند كه فلسفه آن سخنان و يا فيلمهاي تلويزيوني هم اغلب بزرگنمائي علل‌هاي غير واقعي از انقلاب ايران است و يا نقش مردم را كه صرفاً سياهي لشكر در انقلاب ايران شده بودند را براي هدف پول درآوردن سينمائي خود بزرگ نمائي مي‌كنند.

و در واقعيت سياسي اصلي‌اش و يا در واقع نيز، وقوع انقلاب ايران نيز (نه توسط ما دانشجويان مسلمان انجمن‌هاي اسلامي دانشگاهها. و بلكه توسط دانشجويان چپ ايراني و يا نويسندگان و يا متفكران و يا كارمندان و صاحب نفوذان، حامي چپ ايراني و يا انتشاراتي‌هاي چپ ايراني وقوع يافت. كه منجر به سقوط اين رژيم شد و من مكانيزم سياسي آنرا نمي‌شكافم و فقط به دلائل فرهنگي آن اشاره مي‌كنم.

واقعيت سياسي – فرهنگي آنست در ايامي كه مردم ايران كه 70% در روستاهاي دوران فئودالي ايران بودند و قبل از سال 1342 شمسي و يا اصلاحات ارضي ايران هم جمعيت بيسواد روستائي بشمار مي‌رفتند و يا در شهرهاي كوچك و كم جمعيت‌ که اغلب مردمش كم سواد شهري بودند و لذا عناصر و نويسندگان چپ ايران، تنها تنه فرهنگي افراد با سواد ايراني را تشكيل مي‌دادند و يا تأليفات و ترجمه‌هاي زيادي براي ايرانيان بوجود آورده بودند كه به بوفه كتابفروشي‌هاي دانشكده‌هاي ايراني راه يافته بود و يا به كتابفروشي‌هاي روبروي دانشگاهها و يا به كتابخانه مساجد محلي شهرها و يا به كتابفروشي و انتشارات شهر قم راه يافته بود و از اين طريق به نويسندگان مسلمان و يا به سخن‌راني‌هاي مسلمانان آن دوره تاريخي ايران، تأثير فرهنگي عميق گذاشته بود. كه اثرات عميق و يا اثرات اندك اين نوع تفكرات چپ ايران هم در بحث‌هاي سرتاسري آنان ديده مي‌شود. و اينجانب بدليل اختصار مطلب و يا بخاطر ذكر نكردن اسامی آن نوع متفكران اسلامي قبل از انقلاب، به ذكر اسامي آنان نپرداخته و فقط خوانندگان مقاله‌ام را به نمادين برخي از كتب آنها در زمان قبل انقلاب ارجاع مي‌دهم. و تنها به ذكر برخي از كتب آنها در اينجا مي‌پردازم كه به عناوين ذيل بودند كه نظير كتاب غربزدگي، و يا مباني تمدن غرب و يا مبارزه طبقاتي در قرآن و يا كتاب موضع‌گيري قرآن در مورد مبارزه طبقاتي و يا اسلام و ماركسيسم و يا كتب ديگر تأليفي در مورد اقتصاد اسلامي ولي با محتواي ماركسيستي ...

آري در ايام 50-40 سال قبل، ايران اغلب طبقات عمومي مردم ايران، تنها به هيأت‌هاي مذهبي معمولي و غيرسياسي مي‌رفتند كه در جلسات ديني آنها هم تنها به ذكر مصايب و يا به تفسير عرفي از آيات قرآن اكتفا شده و مسائل سياسي در آن جلسات مذهبي رواج فرهنگي نداشت. و اما پيدايش و فلسفه اين نوع كتب جديد ديني و يا سخنراني‌هاي نيمه مذهبي هم قبل از انقلاب و يا شنيدن آن نوع سخنان و يا رواج فرهنگي دادن آنها، و يا گردهم آئي‌ها و يا رغبت به شنيدن و خواندن اين نوع سخنان و يا كتابها صرفاً در دانشگاهها و يا در مساجد شهرهاي كوچك ايران بود كه تنها با شالوده جمعيتي دانشجويان بود و يا قشر نوپاي جوانان ديپلمه آن روزگار ايرانيان همراه بود و ريشه روانشناختي اجتماعي خاصي هم داشت. كه چونكه پدر و مادر اغلب آنها، ايراني‌هاي مسلمان بودند و لذا آن جوانان ايراني نيز اغلب در منزل پدران خود با آيات قرآن آشنا مي‌شدند و يا در مدرسه خود كه به آن مدرسه ها مي‌رفتند و يا در مسجدهاي كوچه‌هايشان ]كه تفسيرهاي مذهبي – سنتي [ نه سياسي از آيات قرآن هم مي‌شنيدند و از اين راه با آيات قرآن آشنا مي‌شدند ولي به جز از آيات قرآني مربوطه به نماز  و روزه و يا احترام به پدر و مادر و آيه احسان بالوالدين و يا آيات مربوطه به صله‌رحم و غيره آشنا شده كه قابل فهم براي همگان بود. و در مورد بقيه آيات اقتصادي قرآن تفسير خاصي نداشتند كه در آيات مربوط به ربا است و يا در آيات مربوط به في و انفال و يا آيات خمس و زكات و يا آيات قرآني ارث و يا رهن و يا اجاره و يا آيه استصعاف و استكبار و ملاء و مترف و غيره است و لذا جريان فكري چپ ايران و يا كتب نويسندگان چپ ايراني وارد معركه فرهنگي ايرانيان شده و براي تفسير ذهني آنان از آيات اقتصادي قرآني، مصاديق اموال شاه و يا بنياد پهلوي را در پيش ذهنيت جوانان آن روز ايراني مي‌گذاشتند. كه بصورت هتل‌ها و يا كارخانه‌ها و يا صنابع ايراني و يا شركت‌ها و استخدام‌ها و يا سيستم اداري در آنهاست ویا عملكرد مديرانش را جلوي رويت اجتماعي قابل ذكر قرآني براي آن جوانان قرار مي‌دادند و چونكه اغلب جوانان ايراني نيز كه بعد از سال 1342 شمسي با سواد شده بودند و با فرايند راه اندازي و يا تأسيس 2500 مدرسه و دبيرستان جديد ايراني، اغلب ديپلم جديد مي گرفتند و يا بعد از ديپلم مزبور هم به دانشگاههاي تازه تأسيس آن دوره تاريخي راه مي‌يافتند و لذا فاقد ذهنيت سياسي پخته در درك احكام اقتصادي مزبور قرآن بودند. و از اين رو تفكرات و كتب چپ ايران، در مورد تجزيه و تحليل اقتصادي اموال شاه هم  تنها معبر فكري و گذرگاه معنايابي ذهني جوانان ايراني مي‌شد و افرادي هم كه تحول نظام اجتماعي عصر فئوداليته ايراني را به عصر صنعتي معاصر بطور علمي نمي‌دانستند درک کنند و لذا صرفاً از منظر قوم گرايي قبيله‌اي و يا با مفاهيم ملي گرايي محض و رويائي قبیله ای ]نظير برخورد قومي با اقوام خارجي ویا سرمايه‌هاي اقوام اجنبي در خاك ايران[ آنرا توتمی ديده ولي با نام مبارزات ملي و يا با نام مبارزه با استعمار و عمران آنها در ايران ویا مبارزه با اموال غربي‌ها و غربزدگي و تمدن آنها در ايران عمل کرده و يا با مفاهيم ديگر نظير مبارزه با استثمار خارجي و امپرياليسم و غيره ... مبارزه ملي و يا مبارزه ملي – مذهبي با آن صنعت مي‌كردند. و يا باعث پيدايش تفكرات و ترجمه كتابهاي سيد قطب مصري در تحليل استعمار ايرانيان و يا ترجمه كتاب اقبال لاهوري پاكستاني مي‌شدند كه يك نوع تفسير قبيله‌اي از تحول صنعتي ايرانيان بود. و آنگاه به بوفه كتابفروشي دانشجويان ايراني دانشكده‌ها راه مي‌يافت. و يا بصورت كتابهاي مختلفي نظير ميراثخوار استعمار و غيره بود و چنان ديدگاه بدبينانه‌اي به جوانان ايراني مي‌داد كه پيدايش دانشگاه و يا صنعت و يا مدارس جديد ايرانيان را در فاصله سالهاي 50-1332 ايراني را بعنوان پديده مستمره شدن ايرانيان ديده و يا استعمار ايرانيان و كارگران كارخانجات جديد ايراني ديده كه بايد با اعتصاب‌هاي كارگري خود با آن سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي مبارزه كرده و يا از منظر كتاب، آري اين چنين بود برادر. اين نوع صنايع را با آيات اقتصادي قرآني تفسير سطحی بکنند ویا با آيه ارث بردن مستضعف از مستكبران و استكبار را مظهر برده شدن مصري ايرانيان ديده و يا عامل استثمار شدن آنها قلمداد بکنند و لذا اموال شاه و يا اموال بنياد پهلوي را باعث استثمار در پيدايش صنايع جديد ايران ديده و يا در پيدايش دانشگاهها و صنعت لكوموتيو جديددیده و يا در ذوب آهن و يا نساجي جديد و يا هتلهاي جديد ایران ديده و ساير تحولات اداري آنرا. صرفاً از منظر هم وطنان چپ ايراني خود نگاه مي‌كردند كه حيطه فكري غالب. تاثيرگذاريهاي فرهنگي آن دوران بر متفكران مسلمان بود و يا مترجمان آنها سوژه‌هائي از اين قبيل موارد بود و لذا شاه را بخاطر گسترش اين نوع صنايع، مامور گسترش مباني تمدن غرب در ايران ديده و يا عامل غرب و يا غرب زده كردن ايرانيان دانسته و يا مأموريتش در ايران را تنها مأمور مستعمره كردن ايرانيان ديده و يا عامل تبديل كردن آن كارگران ویا مهندس‌هاي ايراني را به برده‌‌هاي مصر باستاني و درمتن كتاب آری اين چنين بود برادر ديده و يا بر مبناي تفسير غلط آنان از آيه‌هاي استضعاف قرآني، وي را مأمور مستضعف كردن ايرانيان ديده و يا عامل استثمار كارگران كارخانجات جديد ايراني و يا كارمندان ادارات جديد ايراني ديده و يا به تعبير چريكهاي فدائي خلق ايران عامل امپرياليسم ديده که‌ مي‌بايست ملت ايران نيز مانند ملت ويتنام و يا كامبويج و يا شيلي و غيره بپا خيزند و با عامل امپرياليسم ايراني مزبور به مبارزه بپردازند. و ترجمه و تأليف اغلب اين نوع كتابها در اين دوره تاريخي هم بخاطر اين نوع فسلفه اجتماعي بود كه اموال صنعتی بنياد پهلوي را عامل فقر طبقاتي ايرانيان ديده و يا با نوشتن كتاب اختاپوس صدپا و غيره ديدگاهي در مردم ايران توليد مي‌شد كه شاه ميلياردها ثروت دارد و لذا باعث فقير شدن روستائيان ايراني گرديده  است ويا عامل حاشيه نشيني شهرها گرديده است و سخناني از اين قبيل كه با ربط علمي و يا بي‌ربط علمي زياد بود ولی به اموال شاه و يا در مورد اثرات اجتماعي آن  در ميان ايرانيان تجزيه و تحليل مي‌شد و بجاي ايجاد ديدگاه عقلاني از نظام صنعتي شدن ايرانيان معاصر و يا از نظام سرمايه‌داري نوين ايرانيان بعمل آید برعکس بود  ]كه در جوامع ديگرمعاصر جهاني نظير چنین ديدگاههاي ايرانيان وجود نداشت[ وبرعکس تعبير ماركس وبر بود كه مي‌گويد براي ايجاد جامعه صنعتي در يك كشور نخست بايد ديدگاه سياسي عقلاني از نوع بوروكراسي عقلانيت اداري وصنعت در آن جامعه شكل بگيرد زيرا در جوامع بشري جهان نظام‌هاي اطاعت سياسي از  نظامهاي اداري مختلف آن جامعه سه نوع است كه نخست اطاعت سياسي عقلاني مدرن در جوامع سرمايه‌داري جديد مي‌باشد كه كارگرانش اطاعت سياسي عقلاني از مديران صنعتي خود مي‌كنند و يا دانشجويانش اطاعت سياسي عقلاني از روساي  دانشگاهها ی مزبور كرده و يا كارمندان و ارتش‌هایش اطاعت سياسي عقلاني  از روسای مزبور كرده و يا مبتني بر استدلالهاي علمي از علل درجات نظامي آنان ویا از علل رتبه‌هاي مديريت آنان اطاعت نموده و يا در جوامع قديمي نيز اطاعت سياسي عرفي و سنتي دهقانان آن روزگارها،  تفکر سنتی بود كه  بر اساس آن دیدگاه سنتی از كدخداها و مباشرها و خانها و رئيس‌هاي اصناف شهري هم اطاعت عرفي و سنتي مي‌كردند ولي اين دو نوع دیدگاه اطاعت سياسي عقلاني جديد و يا سنتي قديم از مديران صنايع جديد و قديم و يا دانشگاههاي صنعتي جديد در ايران وجود نداشت ولذا با آموزش‌هاي غلط ماركسيسم از علوم ماركسيستي باعث شد كه صنعتي شدن جديد ايرانيان نظير جوامع ديگر معاصر جهان روند عقلاني نداشته باشد. و يا اطاعت سياسي عقلاني اداري شکل نگیرد و يا توأم با استدلالهاي عقلاني ايرانيان از نظام صنعتي معاصر و يا از مديران كارخانه‌ها و دانشگاهها و ادارات نشود كه مي‌بايست جايگزين اطاعت سياسي سنتي – عرفي روستائيان قديم ايرانيان مي‌شد كه از كدخداها و يا خان‌ها  و رئيس سفيدان نظام فئودالي در حال متلاشي شدن قديم داشتند و اطاعت مي‌كردند و از اين رو اغلب جوانان تحصيل كرده جديد ايراني با ايدئولوژي‌ سازيهاي غلط عناصر چپ ايراني، صرفاً به مهندسان و كارگران سركش كارخانجات تبديل شده و يا با نام جنبش كارگري منجر شده و يا به شكل‌گيري دانشجويان سركش دانشگاهها و مدارس و شهروندان تبديل شده و يا به عنوان مبارزات جنبش دانشجوئي منجر شده و نهايتاً به واژگوني نظام صنعتي جديد و يا نظام دانشگاهي جديد ايرانيان منتهي مي‌گرديد ...

و لذا عناصر چپ ايران از همان موقع با رواج كلمه مرگ بر امپرياليسم و يا مرگ بر آمريكا ... در دانشگاههاي ايران هدفشان فقط رفتن شاه نبود و بلكه بعد از رفتن شاه از ايران هم هدف سياسي خودشان را درگير شدن با آمريكا و نظام صنعتي جدید ..آنان. مي‌ديدند. و به مردم ايران پيرو اين نحله فكري نيز همين هدف استراتژيك خود را القاء فرهنگي مي‌كردند و بدون آنكه دلائل لازم علمي را در مورد اين نوع شعاردهي‌هاي خودشان تدوين بكنند.

آري عناصر چپ ايران، كه نظير ماركسيست‌هاي اروپا پايه‌گذار علم ماركسيست نبودند كه اطلاعات علمي و يا تاريخي دقيق از علم سرمايه داري صنعتي و يا سرمايه‌داري دولتی داشته باشند. و بلكه معلومات چپ ايران از مفاهيم امپرياليسم و يا استثمار و مبارزه طبقاتي صرفاً ريشه در معلومات شفاهي جامعه دهقاني گذشته ايرانيان داشت ویا استنباطهاي سطحي از علم ماركسسيم داشتند. و نظير چپ گراهاي اقوام سرخ پوست مكزيكي و يا زاپاتائي  بودند و يا ونزوئيلایي آمريكاي لاتين و يا  نظیراقوام ماركسسيت قبايل اوليه آفريقا در جنبش سرخ زامبيا و كنگوو غيره سطحي مي‌انديشدند ویا استدلال مي‌كردند. و لذا با رواج كلمه مرگ بر آمريكا در دانشگاههاي قبل از انقلاب ايران و يا با رواج دادن فرهنگي آن شعارها در جلوي سفارت آمريكا بعد از وقوع انقلاب ايران توسط چريكهاي فدائي خلق ايراني و يا توده‌اي‌ها و غيره همراه بود

 

ونويسندگان مذهبي سطحي و يا هم طبقه عوام روستائي آنان نيز بدنبال شعار توده‌ايهاي ايران افتادند و بدون آنكه به مباني ديني و يا فقهي و يا عقلاني و يا صنعتي آن نوع شعاردهي ها و ضرر رساني آن شعارها بر اشتغال صنعتي ايرانيان معاصر بينديشند و يا در افزايش فقر شديد ايرانيان معاصر توجه عقلاني و علمي بكنند.

آري منشاء پيدايش اين نوع كلمات و الفاظ استثمار و يا استعمار و مبارزه طبقائي و يا امپرياليسم و حقوق خلق‌ها و حقوق ناس در قرآن هم و يا حقوق طبقات مستضعف و مستكبر در قرآن و يا ربط دادن با ربط و يا بي‌ربط اين نوع مفاهيم هم به صنايع دوران شاه و يا بعنوان صنايع مونتاژ و يا صنايع استعماري و يا عامل بهره‌كشي ايرانيان بود و يا عامل حاشيه‌نشيني ايرانيان. بود و همگي تأثير گذاري چپ‌هاي ايران بر حيات فكري – فرهنگي طبقه عوام ايرانيان امروزين است كه كاسه داغ‌تر از آش بنيانگذاران ماركسيسم شده و طبقه اهل فهم و فرهنگ ايرانيان را به دنبال شعاردهي‌هاي صنعتي و فني طبقه روستائيان خيابانهاي ايران بكشاندند. و لذا كمتر جامعه‌اي در جهان هست كه نظير جامعه معاصر ايران، روستائيان آن جامعه هم ادعاي دانستن همه مسائل سياسي را بكنند و يا اين نوع ادعاي خودرا از طريق بوقهاي اينترنتي و يا آنتن‌هاي ديجيتالي خود پخش و پلا بكنند و اين نوع بلاهت، صرفاً تاثير فرهنگي چپ ايران، بر دنياي سياست است.

آري امروزه بعد از گذشت 150 سال از عمر شكل‌گيري نظم سرمايه‌داري در جامعه معاصر ايران، مردم ايران با ذهنيت غلط و غير علمي كه از نظام سرمايه‌داري صنعتي یافته اند و يا از سرمايه‌داري دولتي جامعه خود يا‌فته‌اند در عين حال كه بخاطر نيازهاي اقتصادي خود، شديداً‌جذب آن نوع از اقتصاد سرمایه شده‌اند. ولي هنوز نتوانسته‌اند كه تطابق پذيري فرهنگي لازم را با اين نوع نظام سرمايه‌داري جديد بيابند كه در جامعه خودشان پياده كرده‌اند. و در عين حال هم كه براي رفع نيازمنديهاي اوليه اقتصادي خود عملاً همه اجزا و عناصر و يا لوازم حيات سرمايه‌داري مزبور را پذيرفته‌اند تا زنده اقتصادي بمانند ولي از نظر ذهنيت و يا از نظر مشروعيت يابي اعمال صنعتي‌اشان هنوز دچار شكاف عميق شخصيتي هستند و يا دچار دو گانگي شخصيت در پذيرش كاركردهاي نظام سرمايه‌داري مزبور هستند و عملاً‌با شعاردهي‌هاي خياباني خود، خويشتن را هنوز هم گناهكاران وسيله معاش زندگي خود مي‌دانند و يا باعث عدم كاربرد نظام صحيح سرمايه‌داري در روال طبيعي نظام اداري خود شده‌اند و يا در نظام خانوادگي خود شده اند و يا در نظام رسانه‌اي و اينترنتي خود شده‌اند. و هنوز هم بر اساس توتم و تابو  و ذهن قبيله‌اي در مورد مظاهر صنعتي شدن خودشان انديشيده و يا فيلم خبري تهيه كرده و يا شعارهاي سطحي خياباني سر مي‌دهند و فاقد هرگونه سخنان تعقلي در پذيرش و يا عدم پذيرش و يا تطابق پذيري صنعتي و فرهنگ پذيري اين نوع نظام صنعتي اوليه خود از غرب هستند و يا در استدلال‌هاي مطبوعاتي و يا رسانه‌اي خود از غرب هستند. و بخاطر اين نوع شكاف عميق شخصيتي در شيوه معيشت جديد صنعتي خود نیز، نظير انسانهاي قبايلي دو زمانه‌اي مي‌انديشند كه مردم شناسان اروپايي اين نوع تأخير زماني و يا تأخير فرهنگي را در ميان آن اقوام اوليه استرالياني مشاهده مي‌كردند كه در عين حال كه نظير ديگر هموطنان خود در قرن بيستم زندگي مي‌كردند كه داراي تلگراف و مقره‌هاي تلگراف شده بودند ولي از آن مقره‌هاي تلگراف استراليايي هنوز بومیانش براي تسهيل امر تلگراف همان عصر استفاده نكرده و بلكه از نظر كاركرد فرهنگي ابزارها، آن مقره‌هاي تلگراف را شكسته و نظير عصر حجر ابزارهاي سنگي شكار براي خود مي‌ساختند تا وسيله معاش عصر حجر خود را بسازند. و مردم شناسان فرهنگي ايرانيان نيز به اين پديده متضاد ايرانيان .. تأخير زماني و يا تأخر فرهنگي واقعيت و ذهنيت روانشناسانه مي‌گويند كه شعار دهندگان تلويزيوني و يا خياباني امروزين ايرانيان، هم دچار اين نوع تأخير استدلالي و فرهنگي خود هستند.

آري متأثر شدن سطحي از انديشه چپ ايران، و يا از نويسندگان چپ مزبور و يا ديدن و تفسير آيات قرآني با تجزيه و تحليل‌هاي طبقاتي آنان از اموال شاه، همانطوريكه در 40 سال قبل هم بر اين اساس تفکر در اداره صنعتي ايرانيان مشكلاتي بوجود آورد و براي ايرانيان معاصر نيز در اداره كردن همان صنايعي كه از دوران شاه باقي مانده است، باز مشكلات صنعتي و یا فني و توسعه‌ي عميق بوجود خواهد آورد.

چرا كه در آن موقع نيز با آن طرز استدلالها، دانشجويان آن موقع ايران هم بجاي خواندن دروس فني و يا فيزيك و شيمي خود، در دانشگاهها و يا با اعتصاب كارگري در كارخانه‌ها و يا با كشاندن آنها به خيابانهاي شهري همگي باعث براندازي طبقه حاكم شاه و يا سرمايه‌داران كارخانه‌ها شدند كه ايران را صنعتي مي‌كردند و يا هدف آن اعتصابهاي دانشجوئي و يا كارگري و يا جنبش‌هاي دانشجوئي و كارگري هم آن بود كه به مصادره اموال شاه و يا بنياد پهلوي و ديگر سرمايه‌داران به نفع همان افراد بشود.

آري استراتژي تئوريكي چپ ايران، و يا تفاوتش با استدلالهاي ماركسيست‌هاي ديگر جهان فرق اساسي دارد و يوسف افتخاري كه خود از بنيانگذار اتحاديه‌هاي كارگري پالايشگاه آبادان و يا كارخانجات نساجي قائم شهر و تبريز  و ديگر شهرها بود و يا بنيانگذار وزارت كار ايران در سال 1329 شمسي بود كه با ديگر ماركسيست‌هاي جهان در دانشگاه كوتف مسكو، يكنوع آموزش واحد سياسي – كارگري ديده بود. ولي به تفاوت اين دو نوع معلومات سياسي ماركسيست‌هاي ايراني با ماركسيست‌هاي 40 كشور ديگر جهان اشاره مي‌كند و ماركسيست‌هاي ايران را كه بر خلاف بقيه ماركسيست‌ها ماجرا جويانه و سطحي مي‌ديد. که استراتژي سياسي اشان در براه انداختن جنبش‌هاي كارگري و يا  در تاسیس جنبشهای دانشجوئي مصادره ملي اموال آنان به نفع ايرانيان بود و لذا كاربرد كلمه مستضعف و مستكبر در نزد نويسندگان مذهبي آن دوره تاريخي هم نظير همين نوع استدلالها بود. كه رنگ و بوي مذهبي و قرآني به آن مصادره اموال صنعتي داده بودند. و در حاليكه پايه‌گذاري انجمن‌هاي اسلامي، توسط ما دانشجويان دانشگاهها و در سال 1353 با شعار دانشجويان توده‌اي و يا با شعار چريكهاي فدائي خلق ايران ویا پيكار ايران، تفاوت استراتژيكي ويژه‌اي داشت. زيرا ما دانشجويان مسلمان دانشگاههاي ايران، در ايدئولوژي تشكيلات سياسي خود، تنها مخالفان سياسي شاه بوديم ولي دانشجويان چپ همان موقع دانشگاهها مخالفان اقتصادي و طبقاتي شاه بودند و اين دو نوع استراتژي سياسي مختلف دانشجويان ايراني هم در آن موقع با همديگر اختلافهاي عميق تئوريكي داشت كه به نتايج صنعتي و علمي متفاوتي براي ايرانيان بعدي منجر مي‌شد كه بعداً به آن دو خواهيم پرداخت.

چرا كه ما دانشجويان مسلمان دانشگاهها در همان موقع هم با سوادتر و يا آگاه‌تر از بقيه مردم ايران بوديم كه چندان تحصيل كرده نبودند. و يا واقف تر به مسائل سياسي و فني و نظامي و اقتصادي دقيق بوديم كه بقيه مردم ايران اغلب آن نوع مسائل را بدليل عدم تحصيلاتشان نمي‌فهميدند و با آنکه از سال 1353 الي 1357 شمسي هم تعداد دانشجويان انجمن‌هاي اسلامي دانشگاهها به حدود 000/200 نفر رسيده بود و بعلاوه تعداد دانشجويان و يا نويسندگان و يا متفكران چپ ايران نيز در همان موقع سال 1357 تقريباً به اندازه ما دانشجويان مسلمان دانشگاهها بود كه از تعداد جمعيت 35 ميليوني مردم آن روز ايران ما قشر دانشجو متفاوت بوديم كه چندان سوادي براي تجزيه و تحليل انقلاب و يا نتايج آن را نداشتند.

ولي با وقوع انقلاب ما دانشجويان مسلمان دانشگاهها ی ایران، در اقليت قرار گرفتيم و اكثريت مردم ايران كه بخاطر بوي پول انقلابي شده بودند و بدنبال تئوري دانشجويان چپ ايران رفتند و صرفاً به دنبال غارت اموال شاه ویا بنياد پهلوي و غارت و مصادره كارخانجات صنعتي و بعنوان مبارزه طبقاتي افتاده و بعنوان پا برهنگان خيابانهاي ايراني، خود را مستضعف مي‌خواندند. و از نظر ايدئولوژي مرامي هم خود را طرفدار مرام ائدتولوژيكي چریكهاي فدایی خلق ايران مي‌ديدند. و بخاطر آنكه خود را فدائي خلق هاي ايران مي ديدند. و لذا شعار فداكارانه‌اي هم به نفع‌ همان خلق هاي مستضعف ايران و يا پا برهنگان ايرانيان اختراع اجتماع كرده بودند تا مردم پابرهنه خيابانهاي ايراني را با آن شعارهاي خود به نان و نوا برسانند. و لذا تنها 5 روز بعد از وقوع انقلاب ايران كه شاه رفته بود و ديگر باز نمي‌گشت ولي شعارهاي سياسي دانشجويان فدائي خلق چپ ايراني هنوز تحقق نيافته بود. و بلكه هدف اصلي آنان مخالفت اقتصادي با شاه و يا مخالفت با آمريكا و مصادره اموال صنعتي آنان در ايران بود ]و مخالفت با خود شاه ویا روش اداري وي در ايران هدف نبود[ و لذا پنج روز بعد از انقلاب و يا چند هفته بعد از رفتن خود شاه از ايران هم با شعار‌هاي مرگ بر آمريكا و يا با شعار مرگ بر امپرياليسم به سفارت آمريكا. در خيابان طالقاني تهران حمله كردند و لذا باعث رواج شعار مرگ بر آمريكا در سرتاسر جامعه معاصر ايران شدند كه امروزه طبقه عوام مزبور و يا روستائيان ايران كه اغلب نمي‌دانند به چه دليل صنعتي و يا سياسي آنرا تكرار مي‌كنند و يا اصولاً كشور آمريكا در كجاي جغرافياي جهان قرار دارد؟

آري شعار مرگ بر شاه اگر براي خيلي از ايرانيان نان و آب‌دار نبود و بلكه برعكس ممكن بود كه خطرات جاني هم در برداشته باشد. ولي شعار مرگ بر آمريكای آنها، براي ايرانيان معاصر شعار خطرناك نبود و بلكه برايشان نان و آب هم دربرداشت. كه چريكهاي فدائي خلق آن را در خيابانهاي ايران و براي روستائيان ايران اختراع اجتماعي كردند و 36 سال در خيابانهاي ايران هم نشاء كاري سياسي شد و در پشت پرده آن شعارها هم ريختن و غارت كردن و يا مصادره اموال شركت‌هاي اقتصادي بود و يا از كارخانجات و يا هتل‌ها و پادگانها و ماشين‌هاي ادارات و يا خانه‌هاي مستكبران وابسته به شاه بود و يا غارت لوازم منزل آنان و يا اسلحه‌ها بود که شاه از اموال بنياد پهلوي آنها را براي پادگانها خريده بود. و يا به صورت ماشين‌هاي ادارات درآمده بود و يا هدف آن شعارهاي مرگ بر آمريكا طلب 15 ميليارد پولي بود كه شاه نظير اموال ديگرش در درون خاك ايران و براي غارت آنان باقي نگذاشته بود و بلكه با خودش به خاك آمريكا برده بود. و هدف پشت پرده تسخير لانه جاسوسي هم ]نه افشاي اسناد لانه جاسوسي مزبور در بيان عوامانه آن بهانه[ و بلكه هدف پشت پرده آن هم تنها مطالبه 15 ميلياردي پولي بود كه هنوز توسط پابرهنگان تهران. مصادره انقلابي نشده بود و به نفع همان خلق ها و يا با پيشوائي چريكهاي فدائي خلق ايران و يا توده‌ايهاي ايران نشده بود و مي‌بايست كه با شعارهاي مزبور آمريكا و يا مصر از آن شعارهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر مصر آنان ترسيده و لذا آن اموال شاه، به ايران برگردانده مي‌شد.

آري براي مردم ايران، شعار مرگ بر آمريكا شعار نان و آب دار تراز شعار ما بچه مسلمانهاي دانشگاههاي ايران بوده و بهمين دليل هم بود كه مردم كوچه و بازار تهران بعد از سقوط شاه هم از مابچه مسلمانهاي دانشگاههاي ايران كه ادعاي اسلامي مي‌كرديم تبعيت فرهنگي - عقلاني نكردند كه از آن مردم باسوادتر و يا انقلابي‌تر و مسلمان‌تر بوديم و يا به مبناي حقوقي و ديني و فرهنگي شعاردهي‌هاي صنعتي خود و يا به رواج آن شعارها در جامعه ايراني بيشتر واقف بوديم و يا نتايج آنرا در اشاعه فساد و يا فحشا در جامعه معاصر ايران بهتر از ديگران مي‌دانستيم و لذا مهندس بازرگان هم كه يك ايراني باسواد و مذهبي مسن تر و با تجربه‌تر از بقيه ايرانيان بود و به خاطر همين دلایل هم واگذاري  پست نخست وزيري ايرانيان تنها به او بود و يا مسئوليت قانوني در دولت با او بود  و يا همه حركات سياسي ايرانيان و يا شهروندان عادي ايرانيان با او بود و از جمله مسئوليت تسخير و يا عدم تسخير لانه جاسوسي هم به او واگذاري حقوقي شده بود ]نه به شهروندان عادي خیابانهای  ايراني [ ولي كسي از ايرانيان آن روز ايران، معني و مفهوم مسئوليت قانوني و يا عدم مسئوليت غيرقانوني را در هيات دولت رسمي دولت و غير دولت ايران را نمي‌فهميد و یا به آن اعتناي قانوني نداشت و صرفاً انقلابي شعار دادن و يا احساسي عمل كردن، در مسائل صنعتي و يا نظامي و يا تعقل در هنگام بروز اغتشاشات داخلي، مهمتر از ساير مسائل سياسي جامعه بود و بويژه اينكه احساسات مزبور هم با بوي پول طبقه عوام تحريك مادي بشود، و نظير خوارج صدراول اسلام مي‌شود و يا نظير مردم كوفه عمل مي‌كنند كه مسلماني اشان صرفاً با كيسه‌هائي زرشان تعريف حقوقي مي‌شد كه ابن زياد و يا مختار ثقفي و يا ابن زبير و يا حجاج هم به آنان مي‌دادند و لذا به نفع همان صاحبان كيسه‌هاي زر هم با ديگري جنگ اسلامي مي‌كردند.

آري اين نوع شعار نان و آب دار تر در مصادره اموال صنعتي و يا اموال اداري و پادگان‌ها و غيره كار خودش را كرد و چند سال متوالي هم طول كشيد تا همان مردم به ظاهر انقلابي ايراني متقاعد ديني و يا متقاعد فرهنگي بشوند كه همان اموال غارتي - انقلابي خود را درباره به بنياد مستضعفان ايران برگردانند كه عملاً هم مقدار زيادي از همان اموال پهلوي هم برنگشت و بعنوان ماشين‌هاي مصادره‌اي شده زير پاي رفاه همان خلق‌هاي مستضعف‌ تهران بود و يا بعنوان منزلي بود كه بدون كرايه دادن به آن خانه‌ها صرفاً، محل نشيمن همان افراد شده بود و يا هتلي بود كه اموالش توسط ديگران غارت شده بود. و يا اموال شركت‌ها و بانكها و غيره بود و يا اسحله‌هائي بود كه عده‌اي صرفاً با قيمت – پنج هزار تومان در آن دوره تاريخي به اغلب دزدان ماجراجوي شهرهاي مختلف ايراني مي‌فروختند و يا به سوداگران اسلحه در نواحي مختلف ايران داده و يا به گردنه زن‌ها فروخته مي‌شد كه هر روزه در گردنه‌هاي پا طاق كرمانشاه و يا در جاهاي ديگر نواحی ايران هر روزه دهها ميني‌بوس مسافران جاده‌ها را با آن اسلحه‌هاي غارتي تهران یغما کرده و يا اموال همان مسافران بیگناه مصادره جاده‌اي مي‌‌شد كه آمار اين نوع دزديهاي توام با اسلحه پادگان‌هاي تهران در سه ماه اول در اغلب مطبوعات آن دوره تاريخي ايران وجود دارد.

آري رفتاري كه ماركسيست‌هاي بيسواد ايراني با اموال و صنايع ايران کردند و يا با روند سرمايه‌گذاريهاي شاه در سطح ايران كردند، ماركسيست‌هاي با سوادتر از خودشان در شوروي نکردند و در روند انقلاب اكتبر 1917 مصادره اموال شاه و امپراطور روس خود نكردند كه نظير اموال شاه ایران بود و لذا بجاي تز سياسي و تئوري غارت  اموال امپراطور روس، توسط كارگران استثمار شده همان تزار روس، تنها تئوري مالكيت دولتي توسط لنين و استالين. به همان مردم انقلابي  روسيه قبولانده شد و يا در روند انقلاب سرخ چين كمونيست هم با اموال امپراطور و شاه چين انجام نشد كه به غارت توده‌هاي خياباني چین كمونيست دربیاید و هنوز هم بعد از گذشت ساليان متمادي از آن دوره تاريخي، با تئوري مالكيت دولتي آنان، صرف اشتغال و يا توليد و يا رفاه سكنه چيني‌ها ویا روس‌ها و يا مجارستاني‌ها و ازبكستاني‌ ها  و غیره میشود و يا حتي روندي كه در انقلاب ايران انجام شد و يا در روند غارت اموال بنياد پهلوي ايراني و با تئوري ماركسيست‌هاي ايراني انجام شد اعراب قبايل اولیه هم در مصادره اموال شاهان ساساني و در 14 قرن قبل انجام ندادند كه به تبعيت از تئوري ماركسيست‌هاي ايراني عمل  کرده ونص آيه خمس قرآن را در مصادره اراضي مفتوح العنوه شاهان ساساني تفسير مذهبي ويژه كرده باشند و يا بر مبناي معني آيه جزیه قرآن و یااموال مرتدان در غنيمت گرفتن از مجوسان و نصاراي هم وطن و غير هم كيشان خود ویا اموال جوامع دیگرعمل كرده باشند و تنها  آن غنايم جنگي را براي عمر خليفه اسلامي خود فرستاده و بقيه  آن اموال غنايم خود را هم طبق تفسير ديني خود و براي غزوه كردن خود بردارند. و لذا عمر خليفه و يا حضرت علي هم آن نوع استدلالهاي سطحی مذهبي را نپذيرفتند و لذا پديده بيت المال اسلامي را بوجود آوردند و بهمين دليل هم به نقل فتوح البلدان چند سالي بعد از فتح زمين‌هاي بين‌النهرين از همان اقوام عرب بوجود آورنده فتح قادسيه گرفته شد و اما تئوري انقلابي ماركسيست‌هاي ايران و يا طرفداران مصادره اموال شاه بعد از وقوع سال 1357 با همه ماركسيست‌هاي جهان هم فرق دارد و حتي ماركسيست ترازلنين و يا استالين شده بودند كه به بهانه مبارزه با استعمار و يا ملي گرائي صنعتي، شخص استالين طور ورویه ديگر عمل كرد كه خود یک كارگر شركت انگليسي پالايشگاه باتومي گرجستان بود و لذا اموال اين نوع پالايشگاه انگليسي گرجستان را و يا پالايشگاه نفت باكو را به نفع طبقات استثمار شونده روسها مصادره ملي نکرد و يا مصادره طبقاتي نكرده تا مانع صنعتي شدن بعدي آن نوع صنايع روسي و يا چيني بشود و بلکه تنها با تئوري مالكيت دولتي خود، فقط مديريت صنعتي آن نوع پالايشگاه‌ها و يا كارخانه ها را به نفع طبقات محروم روس دگرگونی مدیریت بومی کرده و یا با كار دسته جمعي ویا مالكيت دسته جمعي آنان ... تغيير كاربري صنعتي داد و يا تنها مديران دولتي آن پالايشگاه‌ها ,وكارخانجات را بجاي مستشاران خارجي انگليسي قبلي قرارداد و يا اتحاديه‌هاي كارگري روسي  را ایجاد کرد تا فقط نقش بهبود مديريت صنايع را به عهده بگیرند و نه اينكه بر اساس تفسير سطحی مبارزه با استثمار آن روز ،صنايع مختلف  را  غارت كرده و صرفا به نفع مهريه زن و يا ارث فرزندان كارگري خود ببرند و يا بعنوان هبه خواهران خود تقسيم مالي خانوادگي بكنند. و یا قشر غارت كنندگان مزبور هم صاحب حقوق ويژه اسلامي تر در بهره‌مندي و یا كمك گرفتن از آن اموال باقي مانده از اموال شاه و يا تزار روسي خود پیدا بکنند

آري استدلالهاي سطحي ماركسيستي اين چنيني جامعه ايرانيان و يا استدلال‌هاي سطحي – اسلامي – ماركسيستي از اموال غارتي شاه و به ضرر سایر هم وطنانشان، صرفاً تفسير فرهنگي خاص ايرانيان شده است که از استعمار ویا استثمار تفسير خاصي دارند كه در جاهاي ديگر جهان نظير چنين استدلال‌هایی ديده نمي‌شود و يا كمونيست‌هاي چین و روسيه هم اين نوع استدلالها را در مصادره اموال شركت‌هاي خارجي ندارند و يا در تفسير جنگ طبقاتي خود ندارند و يا در تعريف استعمار خارجي و یا استثمار داخلی و به نفع هموطنان روسي و يا چيني خودشان ندارند. و يا در تبليغ رسانه‌ها و مطبوعاتي خود تصويرسازي تئوريكي غلطي از مفهوم مالكيت ملي نمیکنند و يا از مالكيت وابسته به استعمار خارجي ویا استثمار خارجي بوجود نمي‌‌آورند كه مردم آن كشورهاهم در روند مبارزه با كشور آمريكا و يا در شعارهاي ضد سرمايه‌داري خود حتي از مفهوم سرمايه‌داري دولتي جامعه روسي خودنيز بيزار شده و يا نظير جامعه ما ايرانيان شوند که جامعه ضد سرمايه‌داري  وضد صنعتی كامل بشوند. كه در عين حال كه نيازمندی شديد به موبايل و يا اينترنت و يا ماشين سواري دارند  و يابه لوازم كارخانجات سرمايه‌داري براي گذران زندگي خود دارند. ولي عملاً مخالفت فكري و يا فرهنگي و يا ديني با نظام اشتغال زائي مزبور خودبعمل آورند.

آري اين نوع تئوري سياسي ویژه ايرانيان از نظام غرب و يااز سرمايه‌داري خارجي ، حتي در كشورهاي چين ویا ازبكستان و روسيه و مجارستان و غيره هم وجود ندارد. كه فرضاً بگذارند مردم همان روسيه كمونيست به بهانه مبارزه با نظام سرمايه‌داري خارجي و يا استثمار خارجي و استعمار خارجي شورش کرده و طرفدار مصادره اموال شركت‌هاي ايراني معاصر باشند كه در روسيه معاصر يك نوع سرمايه‌گذاري خارجي كرده‌‌اند و يا در تاجيكستان معاصر سرمايه‌گذاري خارجي كرده‌اند و يا به تشويق شعار دهندگان روستائي خيابانهايشان بپردازند كه دولت خود را در محذوريت سياسي قرار داده و يا در تنگناهاي سياسي سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي و براي اشتغال زايي شهروندان خود قرار بدهند و يا با رواج اين نوع شعارها. روند توليد و اشتقال و كسب و كارها را نابود كرده و يا اختلال عميق در صنعتي شدن و يا درروند  توليد شهرك‌هاي صنعتي خود پديد آورند.  و يا فرايندهاي سياسي تصميم‌گيري صحيح دولت را يا مصوبات نمايندگان مجلس خود را تحت الشعاع شعار پابرهنه‌هاي خيابان‌هاي خود قرار بدهند.  و يا تعريف غلطي از كا-گـ- ب خود بوجود آوردند كه بجاي حفظ مالكيت اموال شركت‌هاي سرمايه‌گذاري خارجي دیگر جوامع جهان ، به مصادره شركت‌هاي خارجي و به نفع  همان جامعه محروم كارگري روس و يا چين بينديشند.

چرا كه تئوري صنعتي شدن جامعه روسيه را و يا اروپاي شرقي و يا چين را افراد ماركسيست با سوادي نظير انگلس اروپايي پايه‌گذاري كرده‌اند كه در كتاب "مالكيت، دولت و خانواده" خود. تعريف علمي از ساختار دولت انقلابي بعد از انواع انقلاب روسيه خود داده و يا از نحوه مصادره صرفاً دولتي اموال تزار روسيه داده و يا از اموال امپراطور چين داده است و يا در رابطه همان اموال امپراطور با خانواده‌ روسها و يا در نوع مالكيت ملي روس‌ها و يا اموالي ملي چين‌ها، با نظام خانواده، تبيين علمي – طبقاتي ويژه كرده كه منجر به نابودي همه خانواده‌هاي چينی نشود و یا نظير خانواده های جامعه معاصر ايرانی و بخاطر بهره مندی از اموال باقي مانده‌ از دوران، شاه فرو نپاشد و يا دچار نحوه بهره‌مندي غلط از آن اموال نشود. ولي تحليل‌هاي ماركسيستي ویژه ايرانيان، در روند جنگ طبقاتي اشان و يا در مبارزه طبقاتي با صنايع امپرياليسم و يا استعمار خارجي بر عكس است و تنها مخصوص آن عده از چپ گرايان ايراني  است كه آموزش نديده‌اند و یا سواد خواندن و نوشتن چند سطر را هم نداشتند و لذا پيروانشان هم افرادي در خيابانها ی ایران شدند كه نمي‌فهمند و يا نمي‌دانند كه براي چه آن نوع شعارها را سر مي‌دهند ...؟

آري شاه رفت و يا قرباني اموالش شد كه در بنياد پهلوي مجتمع بود و يا قرباني 15 ميليارد پولي شد كه همراهش برده بود و همه ايرانيان تصور آن فكرسطحی را داشتند كه اموال شخصي اوست كه از ايرانيان غارت كرده است. ولي آمريكائي‌ها تصور ديگري از آن اموال شاه داشتند و لذا از اوپس گرفتند و به كساني هم ندادند كه شعار مرگ بر آمريكا را و بخاطر آن اموال مي‌دادند ولي همانها نتوانستند به ایرانیها تفهيم هم بكنند. كه آن اموال متعلق به شخص شاه نبوده و يا اموال بنياد پهلوي متعلق به خود شاه نبوده و بلكه متعلق به سرمايه گذاريهاي آنان در صنايع شركت‌هاي ايران بود و نظير سرمایه]شركت هواپيماي ملي ايران[ و يا در صنايع لكوموتيوهاي آمريكايی جديد ايران بود كه از سال 1336 در سرمایه گذاری ايرانیان براه انداخته بودند و يا متعلق به ذوب آهن و يا صنايع مس جديد ايران بود و يادر صنايع نساجي جديد ايرانيان بود و هنوز هم به كساني از نوع سرمايه‌گذاريهاي خصوصي شده ايرانيان معاصر بهره مند میشوند، نمي‌توانند تفهيم بكنند كه از 220 هزار شركت خصوصي شده ايرانيان است كه از آن صنايع باقي مانده از بنياد پهلوي است  واز آنها نفع اشتغال و يا نفع مديريتي مي‌برند. متعلق به چه نوع از انواع شركت‌هاي خارجي مختلف است/؟. و يا در خريد قطعات آن صنايع و يا در خريد ماده اوليه آن نوع صنايع هم چگونه محتاج به همان شركت‌هاي خارجي هستند؟ و لذا نبايد با عوام فريبي‌ها و یا با صرف پولهاي كلان و با چسبانيدن پوسترها و يا پلاكارد چسبانيهای مرگ بر آمريكا در خيابان‌هاي ايراني اقدام نمایند  و اگر هم چنين ادعائي دارند. پس نبايد توقع عدم تحريم و يا صدور قطعات از آنان را هم داشته باشند.

آري آن نوع مديران كم سواد شهرك‌هاي صنعتي ايران كه هنوز ادعاي استقلال صنعتي و يا استقلال اقتصادي از بقيه جهان را دارند ولي هنوز با وجود آن هم از مداربسته ها در شركت‌هاي صنعتي خود و يا در مغايرتش با مفهوم ملک خصوصي سازي شده خود و يا در تضاد تحريم صنعتي شهرك‌هاي صنعتي آنان با شعارهاي ضد خارجي آنان و يا صرف پولهاي بیهوده آن نوع شركت‌ها را نمي خواهند بفهمند. و لذا دچار شكاف عميق ذهنيت، رفتار خودشده اند.  كه آثار شوم رفتن شاه بر اموال شركتي باقي مانده در تحت اراده آنان باقی گذاشته است.

آري شاه رفت و يا تجزيه و تحليل غلط ديگران از اموالش باعث سقوط وي شد. و هر چند اموال اقتصادي عمده هميشه باعث حسادت‌ها مي‌شود و از اين رو دولت وي هم 36در قبل بخاطر اموالش منقرض شد ویا خودش نيز مرد وبالاخره هر انساني هم روزي مي‌ميرد و يا هر دولتي.هم در جهان روزي منقرض مي‌شود ولي تنها خودشخص پهلوي از خاك ايران بيرون است ولي اموال بنياد  پهلوي وي از ايران  بیرون نرفت و بلكه براي بقيه ايرانيان باقي گذاشته شد اما امروزه اثرات تلخ بقاياي اموالش. گريبان ملت ايران را رها نمي‌كند و يا دم خروس نكبت اثرات سوء اموالش از جيب كت ايرانيان بيرون زده است و يا از لابلاي جليقه كت ایرانیان پيداست و نيز همان اموالي است كه در گذشته هم باعث بدبختي شاه شد و امروزه هم باعث اختلافات عميق سياسي ویا اداري ايرانيان معاصر با يكديگر شده است. و يا عامل اختلاف عميق اعضاي خانواده‌هاي ايراني ها با يكديگر شده است و فرضاً هر كدام از اعضاي آن خانواده‌هاي ايراني هم براي كسب مهريه بيشتر از يكديگر در آن شرکتها و يا در كسب هبه اسلامي بيشتر خود از بقيه اعضاي خانواده خود و يا بخاطر برداشت‌هاي غلط اسلامي از اموال همان خانواده ها و يادر نظام شركتي مزبور باعث درگيري‌هاي عميق خانواده‌هاي ايراني شده است  ویا باعث فروپاشي اغلب خانواده‌هاي ايراني شده است و يا باعث پيري جمعيت ایران معاصر شده است.

آري داشتن اموال هميشه حسادت برانگيز است و يا باعث دردسر عميق انسانها مي‌شود و بهمين دليل هم شاعر ايراني گفته بود كه: رحمت برآن كسي كه بمرد و كفن نبرد. زيرا ممكن است كه بخاطر سرمايه ناچيز كفن‌اش: بقيه هموطنانش را نيز به وسوسه نبش قبر او و براي دزديدن كفن‌اش وادار بكند.

و از اين رو اگر شاه هم پديده بنياد پهلوي را بوجود نمي‌آورد، پس اينگونه اساس بدبختي نمي‌شد و يا عامل سقوطش نمي‌شد لذا همانطوريكه اموال شاه هم به او وفا نكرد و از اين رو مردم ايران امروز هم بايد بدانند كه بقيه اموال خصوصي شده شاه هم از بنياد پهلوي ممكن است كه به آن ايرانيان وفا نكند و يا به دردسر  هاي مختلف تحريم خارجي دچار کند و يا به ركود شديد اقتصادي منجرشوند و يا به تورم حاد جامعه و يا به درگيري با همه ملل جهان دچار شوند و يا به تعطيلي نظام توليد شهرك‌هاي صنعتي اشان منجر بشود و يا ممكن است كه اين نوع ادعاي خود را كه امروزه يافته‌اند آنانر ادچار دردسر بکند كه چونکه مسلمان هستند. پس بخاطر اين فلسفه ديني هم خداوند جهان اين همه ثروت كلان كارخانه‌هاي خصوصي را به آنها داده  و يا بيمارستان‌هاي خصوصي را و يا نمايشگاههاي اتومبيل خصوصي را و يا دكانهاي زرگري خصوصي را ویا خداوند بعنوان ميراث مستضعفان جهان از مستكبران جهان و بر اساس آيه ارث مستضعفان قرآن به آن ايرانيان امروزی داده است.و لذا ديگر نيازي به قطعات صنعتي همان نوع صنايع از بقيه ملل جهان ندارند و لذا مي‌توانند با بقيه جهان به درگيري عمیق بپردازند. و يا صنعت پهپادسازي و يا موشك سازي و يا صنايع ديگر كشتي سازي مدرن را هم خداوند بخاطر مسلمان بودنشان به آنهاداده تا از راه مهندسي معكوس از كفار و بعنوان هديه و مزيت ديني به آنان داده است. تا در سايه آن نوع صنايع دفاعي و يا مهندسي معكوس‌اشان و بر مبناي تفسير غلط خود از آيه قرآن، از ملل يهود و يا نصاراي اروپا و يا آمريكا و يا از ملل بودائي و مشرك چين و روسيه با آن توان موشكي خود جزیه اسلامی بگیرند و يا باقايقهای تندرو و غيره خود جز يه اسلامي بگيرند و با تفسيرهاي سطحی از اين قبيل كه جوانان خام راديو و تلويزيون ايران هم به آن استدلالها دامن میزنند و لذا نتايج وخيمي براي همه شنوندگان آن نوع تفسيرهاي مذهبی سطحی تلويزيوني ببار خواهد آورد. چرا كه اين نوع استدلالهائ سطحی كه آنرا  استدلال اسلامي نوين و يا انقلابي مي‌خوانند. ممكن است بر عكس به استدلالهاي مشابه ديگري و بر عليه خود آنان منجر شده و يا به ضرر اموال شركتي‌اشان منجربشود و يا  بضررخانواده‌هايشان و يا به ضرر خويشاوندانشان منجر بشود. و فرضاً ممكن است كه فرزند يكي از آنان هم با تمسك به همان آيه ارث قرآن نتيجه‌گيري بر عكس اقتصادي براي خودش كرده و يا بر عليه پدرش کرده ویا بضرر خانواده‌اش استفاده ابزاري از مفهوم دین و تعاليم دینی بكنند و يا استدلال‌هاي شبه ديني مزبور بكند كه فرضاً چونكه امكان اشتغال و كار درسطح جامعه ايران برايم نيست پس خداوند هم آيات ارث قرآن را به نفع وي نازل كرده است تا ميراث مالي پدرش  راخوب بخورد كه فرضاً كه در يكي از 220 هزار شركت خصوصي شده ايراني میباشد و يا باقي مانده از اموال بنياد پهلوي گذشته است، و با آن مال ارثي انبوه شركتي پدري‌اش و بدون نياز به هر نوع كاركردن مفيد در سطح جامعه آیران و صرفاً با رفاه و تن آسائي ويژه زندگي بكند و يا يك دختر ايراني هم  استدلال کرده وبا ديدن آن همه از كثرت اتومبيل در يك نمايشگاه اتومبيل خصوصي سازي شده ايرانی و از جوانان همان نمايشگاه و يا از زرگريهاي مغازه های ايران و يا از افراد اتاق بورس ایران و يا از شركت‌هاي پيمانكاري مهندسي ادارات  ایران و با ديدن آن همه از اموال فراوان شركتي، آنان فوراتقاضاي 2000 سكه مهريه را بكند تا تن به ازدواج با آن جوان بدهد. و يا فرضاً خواهرش با ديدن آن همه از قدرت مالي برادر كارآفرين اش در برنامه پايش تلويزيوني و بر اساس معني آيات هبه اسلامي قرآني هم مطالبه هبه اسلامي كلان از او بكند. و يا توقعات اسلامي ديگري از اين قبيل ،كه همه اعضاي آن خانواده‌هاي شركت‌هاي خصوصي شده ايرانی را بجان هم خواهد انداخت و یا بخاطر بهره‌مندي بيشتر از اموال مزبور به درگيري‌هاي شديد با يكديگر ودار و با به‌درگيري با ساير خويشاوندانش بكشاند و در حاليكه اين نوع درگيريها در 14 قرن ايران اسلامي قبل وجود نداشت و يا در دوران بزرك مالكي فئودالي ايرانيان و بين خانواده‌هاي ايراني وجود نداشت. و نيز يادشان خواهد رفت كه دریک نوع شركت‌هاي امنيتي اكنون مشغول فعاليت هستند و آن اموال مورد توقع مالي آنان هم. تحت كنترل مدار بسته هاست و يا فقه حكومتي خاص خودش را دارد ]نه فقه شخصي من درآوردي از آن اموال[ و توقعی كه مردم معاصر چين و يا روسيه و يا اروپاي شرقي ندارند  ویا درسايه آموزش‌هاي رسانه‌اي مفيدتر خودشان از روزنامه نكاراني با سوادترشان ندارند و يا با آموزش اساتيد حقوقي با سواد دانشگاههايشان توقعات مالي قانوني‌تر ی از همدیگر دارند و يا بهينه تر از همديگر در داد و ستدها دارند و يا در كار مشترك و يا رفاه مشترك فكرمي كنند و يا از مفهوم مالكيت دولتي صنايع خود يافته‌اند. و لذا به پذيرش فرهنگي صحيح‌تر نظام سرمايه‌گذاران جامعه خود نايل آمده‌اند. اما برعكس مردم ايران در 40 سال اخير خود هنوز در يافت صحيحي از آيات اقتصادي قران در مورد كاربرد ارث ندارند و يا در مورد نفقه و يا هبه و يا مهريه و يا قرض و يا ربا و يا ادوات صنعتي و يا مقاله دزدي اينترنتي از نويسندگان ندارند و يا  از فروش رساله‌هاي دكتري فروشي در مقابل دانشگاههاي ايراني ندارند و كساني هم كه از دانشگاههاي معاصر ايران فله‌اي مدرك دكتراي حقوق و يا تفسير تلويزيوني فله‌اي گرفته‌اند و با تكيه به همان مدارك فله‌اي خود ، استدلالهاي فله‌اي از علم حقوق و يا تفسير تلويزيوني فله‌اي و يا تصوير سازي تلويزيوني فله‌اي بدست می دهند و از خود هم نمي‌پرسند كه پس چرا مردم 14 قبل ايران هم نظير خود آنان عمل نمی کردند ولی مسلمان و معتقد به قرآن بودند  و لی از آيه‌هاي قرآن آن نوع استنباط رانمی کردند   وفر ضاچرا قبلاً خانواده خانهاي مسلمان و بزرگ سابق ايران با مراجعه به دادگاههاي شرعي و يا طبق معني آيه ارث قرآن به مطالبه ارث اسلامي از پدرخان خود نمي‌كردند. و مي‌گذاشتند تا ارث زمين‌هاي بزرگ پدري خود به يكي از اعضاي خانواده خودشان برسد تا زراعت روستاهاي ايراني باقي مانده و متلاشي نشود و يا سرنوشت روستائيان بيچاره آن دهات بدليل اختلافات ارثي آنان به نابودي اقتصادي كشيده نشود و يا در نظامهاي سلطنتي گذشته ايران هم كه اعتقاد به دين و قرآن هم داشتند ولي بخاطر صلاحديد ملت مسلمان تابعه خودش قدرت و ثروت سلطنتي را يكجا و فقط به يكي از فرزندان همان سلطان  به ارث می گذاشتندد تابخاطر اختلاف وراث قانوني وی، مردم همان جامعه ايرانی دچار انواع جنگهاي داخلي خونين شديد نگردند و يا خون آنان به هدر نرود و يا امروزه هم در جوامع سرمايه‌داري نوين نيز چنین است که اغلب سرمايه‌داران بزرگ جهان، اموال كارخانه‌ها و يا شركت‌هاي صنعتي خود را از نظر نظام مالكيتی فقط به يكي از فرزندان لايق و يا كارآفرين خود انتقال ارثي مي‌دهند. و توجهي به عواطف نظام خويشاوندي و يا پدر و پسري در اداره همان شركت‌هاي صنعتي خود ندارند. تا مبادا نظام سرمايه‌داري صنعتي جديد آنان بخاطر این  نوع فلسفه ارث خانوادگي متلاشي نشود و يا انباشت سرمايه آن شركت‌ها بخاطر فلسفه وجودي انتقال انواع سرمایه ها بیکدیگر از راه سرمایه مهريه و يا نفقه و يا ارث و غيره. و تغيیر مالكيت‌هاي متعدد و يا سيال خودنداده  ویا مسئوليت‌پذيري حقوق صنعتي آن از بين نرود. و نام اين نوع پديده را هم در جوامع غربي‌هاي اداره بنيادي همان شركت‌ها نامگذاري كرده‌اند و نظير بنياد فورد و يا بنياد نوبل در جوامع غربي است و يا اعتقادبه مالكيت دولتي بزرگ در جوامع شرقي است و يا بزرگ مالكي فئودالي در جوامع فئودالي اسلامي بود و اموال صنعتي شاه هم در دولت قبلي ايران بهمين دليل فلسفي بود كه با نام بنياد پهلوي خوانده مي‌شد و يا در جامعه امروزين ايران نيز با نام بنياد مستضعفان خوانده شده و يا بنياد جانبازان و يا بنياد بركت و غيره خوانده مي‌شوند. كه مفهوم حقوقي خاصي دارند. و در سايه اين نوع سيستم حقوقي نيز میباشد كه نحوه اطاعت كارگران از مديران صنايع عقلانی شده و يا دانشجويان از مديران دانشگاهها و يا نحوه اطاعت فرزندان از پدران در نظام خانواده‌هاي جديد صنعتي هم بايد يك نوع اطاعت عقلاني بگردد كه در نظم سرمايه‌داري صنعتي جديد نیاز است و ماكس و برهم از آن نوع نظم عقلاني جديد كه نياز ضروري ديوانسالاري جامعه مبتني بر سرمايه‌داري جديد است ياد مي‌كند تا نظير دوران شاه نشود كه بر عكس بود ونظیر كارگران كارخانه‌هاي غربي و يا اروپاي شرقي نبود كه به بهانه اعتصاب كارگري و يا به تحريك كمونيست‌هاي ايران از مفهوم جنبش كارگري و يا از مفهوم جنبش دانشجوئي صرفاً به دنبال مصادره اموال همان صاحبان كارخانه‌ها باشند و يا به اعتصاب دانشجوئي براي مصادره اموال دانشگاه بيانديشند و يا به انقلابي كردن فرزندان خانواده ديگري منجر بشوند كه طبق نص قرآنی پدرش ولي آن خانواده است ولي دوست ولي ديگرش برايش تصميم گيري مي‌كندو در حاليكه بر عكس تا 18 سالگي هم حق نفقه پدري را قرآن به عهده پدرش گذاشته است و به عهده دوست انقلابي اش نگذاشته است و لذا حتي معاملات وي نيز تا 18 سالگي و يا تا سن قانوني‌اش در استقلال اقتصادي‌اش بعهده همان پدر خانواده‌ها می باشد ولي در دولت پهلوي با آفريده شدن مفاهيم انقلابي من در آوردن همه اين نوع نظم‌هاي اداراي بهم ریخت و يا نظم خانوادگي و يا نظم صنعتي مزبور بهم ريخت و يا هنوز هم نظم اداري عقلاني جايگزين آن نوع نظم اقتصادي قديمي ايرانيان نشده است. چرا كه شعارهاي خياباني جدید  ايرانيان با بزهكاري‌ها توام است و از هر چند روز يكبار هم نظم صحيح جامعه را در برقراري ارتباط صنعتي با جوامع ديگر جهان را بهم می ریزد و يا در عدم ارتباط با آن ا بهم مي‌زند و در حاليكه به غير از جامعه ما ايرانیان ،بقيه 199 ملت ديگر جهان هم بخاطر، عقلانيت صحيح سكنه جامعه‌اشان به يك نوع وفاق جمعي ویا توافق فرهنگي بزرگ و تا جامعه پذیری غير شكننده خود در اداره اقتصادي معيشت سكنه جامعه خود رسيده‌اند و با نظام بزرگ مالكي شركت‌هاي بزرگ صنعتي جهان در اروپا و آمريكا و استراليا زندگي مي‌كنند و يا با بزرگ مالكي.
شركت‌هاي با مالكيت دولتي بزرگي در 40 جامعه ديگر اروپاي شرقي و يا آسيائي زندگي مي‌كنند و يا با بزرگ مالكي  خاندانهاي سلطنتي در خاورميانه زندگی کرده و و يا با مالكيت‌هاي بزرگ نظاميان مهم در جوامع شمال آفريقا و جنوب آسيا و غيره زندگي مي‌كردند. ولي هنوز تنها مردم ايران هستند  که در سايه تعاليم و آموزشهاي غلط چپ‌هاي ايرانی خود، هنوز زيربار هيچكدام از اين نوع انواع مالكيت‌هاي بزرگ اقتصادي جهان نرفته اند و يا شيوه معيشت اقتصادي دسته جمعي آن  رانپذیرفته اندد. و بلكه از نظر سيستم اقتصادي جامعه ايراني خود سردرگم هستند. و يا تصور مي‌كنند  كه مردم مسلمان امروزين ايران تافته جدا بافته از بقيه ملت‌هاي مسلمان 14 قرن قبل خود می باشند كه اساس همبستگي اقتصادي آنان در فرو نپاشيدن خانواده‌هایشان ویا در نظام اشتغال روستائيانشان بر اساس بزرگ مالكي بود و نظیرما بر اساس آيه ارث قرآني تفسيرسطحی امروزين نمي‌كردند و يا  اساس همبستگي درون خانواده‌هاي اسلامي گذشته ايران هم بر اساس آيه مهريه و يا نفقه و يا ارث و يا هبه  تفسير سطحي نمي‌شد كه بخاطر معني ظا هری قرآني مزبور هر كدام از آنها دنبال امتيازگيري بيشتر از ديگري باشند   و بلكه بر اساس کار مشترک خانواده‌هاي اسلامي قديم ايران بود كه صرفاً همكاري اعضاي خانواده با يكديگر داشتند و بر اساس فعاليت دسته جمعي خانوادگي بود و اگر ارث و يا مهريه ویا هبه و يا وقفي هم در كار بود ، تنها بر اساس خرده مالكي آنان بود ... ]نه ارث درنظام عمده مالكي[ و حتي در نظامهاي ايلي قديم ايرانيان هم بر اساس همبستگي‌هاي قبايل با يكديگر در جوامع اقتصادي ايلي بود  ویا بر اساس بزرگ مالكي مشترك و دفاع مشترك از آن مراتع بود. و لذا برخلاف تفسيرهاي حقوقي امروزين ما ايرانيان، بود و همه آن نوع خانواده‌هاي قديمي ايرانيان بطور مسالمت آميز با يكديگر زندگي مي‌كردند و يا بخاطر كار مشترك دسته جمعي سالم خود زندگي مي‌كردند. نه بخاطر ارث بردن از همديگر و يا بخاطر مهريه گرفتن بيشتر از همديگر و يا بخاطر هبه گرفتن بيشتر از همديگربود و يا بخاطر اعتصاب طبقه  مستضعف روستائيان بر عليه‌ خان مستکبر مزبوربود و يا حكم اسلامي گرفتن فرزندان همان خان از دادگاههاي شرعي آن روزگارباشد و يا تفسير سطحی اين نوع مسائل دینی از رسانه‌هاي سنتي آن دوران اسلامي باشد. و لذا تفكرات چپ روانه مذهبي معاصر ايرانيان در مخالفت با انواع چهارنوع بزرگ مالكي جهان است و همگي تأثيرات فرهنگي احمقانه اي است كه آرامش همه مردم ايران را بهم زده است. و يا باعث گردید كه مردم ايران بعد از انقلاب نيز از سيره فرهنگي و خط مشي سياسي ما دانشجويان مسلمان و با سواد سابق دانشگاههاي ايران تبعيت فرهنگي نكنند و لذا اغلب ما 200/000 دانشجوي مسلمان دانشگاههاي ايراني آن روزگار منزوي شديم و... با انكه ظاهراً دانشجويان باسوادتر همان ملتي بوديم كه اغلبشان حتي ديپلم و يا شش كلاسه هم سواد نداشتند ولي نتوانستم به آنان تفهيم فرهنگي بكنيم كه غارت اموال شركت‌ها و يا صنايع ايران و يا پادگان‌ها جزو نصوص قرآن نيست و بهمين دليل هم اغلب، دانشجويان مسلمان دانشگاهها و يا مهندسي بازرگان، نخست وزير، مدير مسلمان با سواد ايراني كنار كشيدند. و عملاً ليدري فرهنگي همان مردم ايران بدست چريكهاي فدائي خلق و يا توده‌ايها افتاد كه فهم صحيحي از مديريت صنعتي ايرانيان آن روز نداشتند و يا از مفهوم مالكيت صنعتي جديد ايرانيان نداشتند و يا از تفاوت مفهوم مديريت با مالكيت صنعتي در نظام اداري جديد ايرانيان نداشتند. كه اموال شاه مي‌بايست با آن مفاهيم حقوقي بزرگ اداره مي‌شد و يا بعد از رفتن‌اش نيز مي‌بايست با همان مفاهيم حقوقي اداره سیستماتیک مي‌گرديد و هنوز هم بحرانهاي سياسي ادوار دولت‌هاي مختلف ايران در 36 سال اخير و يا پديده تعطيلي اغلب شهرك‌هاي صنعتي ايرانيان بعد از رفتن شاه از آثار آن است و يا وقوع انواع زياد اختلاسهاي بزرگ در ايران هم بعد از انقلاب، نتيجه اين نوع فهم‌هاي غلط از نظام مالكيت شركت‌هاست و يا از عدم درك حقوقي مديريت اسلامي آن نوع شركت‌هاست. و نيز بخاطر همين فهم فرهنگي غلط از انقلاب است و يا از طاغوتي بودن اموال شاه است و يا از مفاهيم و نصوص قرآني است كه طبقه عوام ايران توهم آنرا داشتند و لذا بعد از رفع، خطرات سياسي انقلابي شدن در زمان شاه  هم بيكباره همگي آنان انقلابي شده و صرفاً با اقرار لفظي به اينكه ما همه مردم ايران كلمه انقلاب را براي خود پذيرا شده ايم و يا تسليم آن مفهوم گشته‌ايم و لذا سعي كردند كه با اقرار به اين لفظ خودتنها از طريق غارت اموال خانه‌هاي طرفداران شاه و يا غارت هتلها و يا كارخانه‌ها و پادگانها و غيره به بهشت تفحلوا و يا فلاخ مالي لازم برسند. و به همين دليل هم بود كه بر مبناي آمار مستند ايران ميزان زیادی  اسلحه پادگانهاي ايران  به غارت رفت كه آمريكائي‌ها به ايران فروخته بودند و سفارت خودشان و يا مستشارانشان در پادگانهاي ايران، ميزان دقيق آماري آن اسلحه‌ها را بهتر مي‌دانستند و لذا سر كنسول آمريكاو بر اساس گزارش مستند همان مستشاران نظامي در كتاب خودش، ميزان اسلحه‌هاي غارتي ايرانيان را ذكر كرده است. و يا مي‌نويسند كه از حدود 5/1 ميليون اسلحه پادگان‌هاي تهران تنها به دعوت دولت انقلابي ايران فقط  000/300 عدد به پادگان ها یش دوباره برگشت ولي حدود 000/200/1 ميليون ديگر آن اسلحه‌هاي غارت شده گرديد كه مردم انقلابي ايران آن روز ديگر حاضر به تسليم آنها به دولت مورد قبول اسلامي خود نبودند. و برخلاف اخبار فيلم‌سازان سطحي راديو و تلويزيون ايران هم از مفهوم گروهك‌ها، در اطراف پادگانهاي گسترده تهران هم آنقدر ميزان دانشجوي گروهكي زياد نبودند كه همه آن مقدار زياد 000/200/1 هزار اسلحه را همان‌ها غارت كرده باشند و به فروش برسانند و يا به نقل افرادي كه از نزدیک شاهد فروش نزديك آنها توسط مردم كوچه و بازار تهران  و به قيمت 5 هزار تومان پول بودند و نشان مي‌دهد كه مردم تهران آن روز چقدر به انقلاب اعتقاد فرهنگي داشتند و يا شاهد عيني ديگرش آنست كه وقتي جنگ ايران و عراق مي‌شود، و دولت ايران و يا سران سپاه به اسلحه ژ 3 آمريكائي و يا  اسلحه يوزي دسترسي لازم را نداشتند كه بر عليه لشكر عراق بكار گيرند و يا ديگر ماشين‌هاي پادگان‌ها نبود و يا ماشين‌هاي ادارات هم وجود نداشت و بهمين دليل هم دولت ايران مجبور گرديد كه بجاي اين نوع اسلحه‌هاي آمريكايي پادگان‌ها و يا انواع ماشين‌هاي اداري ايران، اسلحه، كلاشينكف روسي براي جبهه‌هاي جنگ و يا ماشين‌هاي تويوتاي ژاپن مختلف و متعدد جديد براي جبهه‌هاي جنگ بخرد. كه اسناد تصويري آن‌ها را هر كس مي‌تواند از خلال تصاوير فيلمهاي جنگي ايران ببيند. و نيز همان مردم به اصطلاح انقلابي ايران، و عليرغم ادعاي انقلابي خود، و يا عليرغم احكام قضايي دادگاهها چند سال هم طول كشيد كه اموال مصادره‌اي خود را از اموال هتلها و يا از منازل به اصطلاح طاغوتي آن روزگار و يا از كارخانه‌هاي مصادره‌اي و غيره خود دوباره به بنياد مستضعفان باز گردانند. كه مقادير زيادي از آن اموال هم باز نگشت.

آري اين نوع آموزش‌هاي سياسي غلط توده‌هاي ايراني و يا خلقي و يا توسط گروه توده‌ايها و يا توسط شعاردهي چريكهاي فداي خلق ايران و در تفسيرسطحی روند جنگ طبقاتي با اموال شاه و يا به بهانه طاغوتي بودن و غربي بودن آنها، عوارضي سياسي ديگري نيز در برداشت. كه توسط گروه چپ ديگر ايراني دنبال مي‌شد بنام گروه پيكار ايران پيگيري سياسي مي‌شد، چرا كه در همان تاريخ اول انقلاب هم گروه چپ پيكار دنبال میشد و بيانيه سياسي خاص خودشان را در دانشگاهها ايران پخش كردند كه استراتژي سياسي پيكار  آنست كه جنگ خارجي ايران و عراق را به جنگ داخلي ايران تبديل بكنند.  و اگر احساس مسئوليت عميق بچه‌هاي مسلمان دانشگاههاي ايرانيان نبود كه در آن روزگار بجان همه ايرانيان و در اوائل انقلاب‌ احساس تعهدجانی مي‌كردند و يا حس هم نوع دوستي آنان نسبت به جان همه ايرانيان امروز نبود. و با ترفندهاي مختلف و يابا تدابير عقلاني اين نوع استراتژي آنان را خنثي نمي‌كردند پس قطعاً وقوع جنگ داخلي در اول انقلاب حتمی بود و يا ريخته شدن خون بسياري از ايرانيان آن روزگار و يا تبديل گشتن جنگ خارجي ايرانيان به جنگ داخلي حتمی بود و با وجود آن همه از ميزان زیاد غارت اسلحه‌ها يا ماشين‌آلات پادگانهاي ايران حتمي بود و يا از اموال مصادره‌هاي ديگر، حتمي بود و حتماً جنگ ايران و عراق را بطور يقينی تحت الشعاع خود قرار مي داد ... و با احتمال 90% پيش بيني آنان يقيني بود. زيرا گروه سياسي چپ مزبور افراد با سوادي بودند و لذا بدون تجزيه و تحليل دقيق سياسي يا علمي از حوادث آن روز ايران – بيانيه سياسي مزبور را نمي‌دادند. و بلكه دقيقا مي‌دانستند كه توده‌هاي باصطلاح انقلابي مردم تهران آن روزگار، چه نوع عمل خطرناكي در غارت پادگان‌ها و يا فرو پاشي ارتش انجام داده‌اند. كه بدتر از غارت غنايم نظامي پادگان‌هاي بغداد و در هنگام سقوط صدام حسين بود كه هنوز هم جنگ داخلي عراق امروزين را بوجود مي آورد و اگر تدابير عقلاني انجمن‌هاي اسلامي دانشگاههاي ايران نبود و بخاطر حفظ جان اكثريت ايرانيان نبود. حتماً كشته شدن اغلب ايرانيان موجود حتمي بود و يا بخاطر تفاوت قوميت‌‌ها  در ايران وبخاطر تفاوت ديدگاههاي قشرهاي سياسی مختلف و يا به علت تفاو ت دیدگاه روحانيون مختلف و افراد ذي نفوذ سياسي در ايران آن روزگار و یا به سبب اينكه با كنار گذاشته شدن ارتش در روند تأمين امنيت نظامي ايرانيان حادثه سياسي جنگ داخلي حتمي بود.

آري اين نوع فهم ديني غلط از اموال شاه و يا از بنياد پهلوي همه ما ايرانيان را در بهينه ماندن نظام اداري ....... ايران به خطر انداخته است و يا در حفظ سلامت نظام خانوادگي‌مان به خطر انداخته است و يا در زندگي مسالمت‌آميز ايرانيان معاصر با جوامع ديگر به خطر انداخته است و يا دچار انواع سردرگمي‌هاي زيادي نموده است ولي آيا يكبار هم از خودپرسیده ایم كه پس مردم جوامع ديگر جهان چگونه زندگي مي‌كنند؟ و يا فرق ما و فرق جامعه چين و روسيه و جوامع ديگرچیست؟ ویا در برخورد با اموال صنعتي امپراتوران مختلف‌شان چيست؟ و يا در ارث  بري ملي آن نوع صنايع از دوران شاه چيست؟ و يا فرق ما ايرانيان معاصر با ايرانيان گذشته چيست؟ كه ما زندگي گذشته آنان را بخاطر خود بزرگ بيني دینی معاصر خود نمي‌پسنديم وبا شعارهاي مذهبي امروزي  خود آنها را محكوم مي‌كنيم ولي از خود نمي‌پرسيم كه  پس ناصر خسرو مسلمان چه فرقي با ما داشت و يا با مردم مسلمان گذشته مصر داریم؟ كه به نقل سفرنامه ناصر خسرو كه مي‌نويسد:  20 هزار دكان از آن خليفه فاطمي در فسطاط فعاليت اقتصادي مي‌كردند و ناصر خسرو مسلمان هم آنان را محكوم نمي‌كند و يا در مزرعه‌هاي بزرگ زراعي اطراف نيل كه فعاليت مي‌كردند. و بر عكس ماكتاب آري اين چنين بود را براي آنها نمي‌نویسد؟و يا نظير ما ايرانيان معاصر نبود كه به مصادره انقلابي آن اموال خليفه اعتقاد اسلامي پيدا بكند؟ و يا خواجه نظام الملك طوسي و يا ملكشاه را كه چرا غير عاقل‌تر از خودمان مبدانيم كه در اداره اراضي زراعي امپراطوري سلجوقي ايرانيان حاضر نشد كه به طرفداران خويشاوندان ملكشاه و قومهاي مسلمان ترك وي اراضي بزرگ را به مالكيت ارثی خویشاوندی  بدهد. تا مبادا با اين عمل خطرناکش آسايش از همه مردم ايران آن روزگار رخت بربندد و ملكشاه نيز اين ديدگاه علمي را بر ديدگاه‌هاي قومي گرايانه اسلامي خود  از مفهوم ارث بري اسلامي ترجيح داد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

      بندرعباس و جامعه شناسي شهري آن  از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري

 

 خيلي‌ها تصورات صحيح ويا مستندي از بندرعباس و يا تاريخ شهري آنرا ندارند. و صرفاً بندرعباس را از منظر افكار عمومي عوام و يا گفتگوهاي شفاهي و يا بصورت لفظ شهري صرف و یادر كتب درسي مدارس مي‌شناسند و يا بخاطر رفتار غلطي هم كه در سي، چهل سال اخير. محافل دانشگاهي و يا مسئولان و پرسنل كتابخانه‌ها و يا كتابخانه ملي با آثار نويسندگان ايراني انجام داده‌اند و يا در سرچ‌هاي اينترنتي شهرها انجام مي شود: كه منجر به تضعيف حقوق مؤلفين و نويسندگان  شده و يا بي‌احترامي به نويسندگان ايراني مي‌شود: كمتر نويسنده‌ ايراني رغبت نشان مي‌دهد كه آثار مكتوبي از تاريخ شهرهاي مختلف ايرانی توليد بكند و يا مبتني بر اسناد و مدارك لازم تدوين بنمايد. و با آنكه  همان نويسنده مزبور تعصب عميق ايراني به اين نوع شهرهاي ايراني خود دارد و يا تاريخ آن را بهتر مي‌داند و از اين رو هنوز در سطح ايران كتاب مستندي در مورد بندرعباس و يا تاريخ شهرش و يا محلات آن نوشته نشده است. و بعلاوه مولفين كتب درسي مدارس هم به غلط نام قديمي آنرا جرون گذاشته‌اند. زيرا جرون نام قديمي بندرعباس نبوده است و بلكه نام ناحيه اي از جزيره هرمز بوده است. ولي با تسلط پرتغالي‌ها بر جزيره هرمز  و بيرون آمدن آن از چنگال پرتغالي ‌ها در يك برهه تاريخي تجارت همه بنادر و قصبات ناحيه درياي خليج فارس را در انحصار خود داشت. و از اين رو مركزيت تجاري خليج فارس هم با تسخير هرمز تغيير يافت. زيرا ديگر انگليسي‌ها هم نمي‌خواستند جزيره هرمز را احياء بگردانند و بلكه تجارتخانه كمپاني هند شرقي خود را حتي به بندرعباس هم نبردند و بلكه در شهر جاسك قرار دادند و هر چند در اين دوره تاريخي شاه عباس سعي كرد كه به آباد كردن يك قصبه صيادي ايراني، در اين ناحيه از ساحل خليج فارس اقدام و به نام قصبه گمبرون بپردازد. كه نظير هزاران آبادي صيادی ديگر كنار حاشيه سواحل خليج فارس بود و تنها نام شاه عباس به آن قصبه كوچك افزوده شده بود اما سالها بعد انگليسي‌ها هم سعي كردند كه تجارتخانه كمپاني هند شرقي خود را از شهر جاسك به قصبه گمبورن مزبور ببرند و بعدا هم بدليل مشكلاتي كه با كمپاني تجارتي هلندي و يا با نصيرخان لاري يافتند كه به كمپاني تجاري آنها احجاف روا مي‌داشت حتي مركزيت تجاري كمپاني خود را از بندر عباس به توصيه دو كلاس انگليسي به بندر بوشهر انتقال دادند و از اين رو با نابودي مركزيت تجاري هرمز حتي گمبردن هم بلافاصله جايگزين آن نشد و تنها  دو ساختمان اداري انگليسي‌ها در آنجا داير شد و بعدا با توجه به توصيه كارشناسان سياسي انگليسي‌‌ها مركزيت تجاري كمپاني هند شرقي هم از بندرعباس به بندر بوشهر تغيير مكان داد كه به دلايل مسائل سياسي و يا مسائل ساحلي و قومي و فرهنگي ديگر بود. و لذا سالها شهر بوشهر اهميت بيشتري از بندر عباس در دوره قاجاريه و يا در اوائل دوره پهلوي داشت ولي امروزه شهر بندرعباس به دلايل سياسي و تجاري مهمتر از شهر بوشهر و شهرهاي ساحلي كويت و ابوظبي و دوبي و منامه و مسقط و دوحه شده است و يا تاج عروس شهرهاي حوزه خليج فارس شده است.

آري هسته اوليه شهر بندرعباس در دوره صفويه ريخته شد و لذا گمبرون قصبه مشهورتري  شد و يكي از تجارتخانه‌هاي انگليسي‌ها در آن ناحيه داير گرديد و در دوره كريم خان زند هم انگليسي ها ترجيح دادند كه مركز تجاري سياسي خود را از دهنه خليج فارس در ناحيه بندرعباس به بوشهر انتقال بدهند. و لذا رشد شهري بندرعباس در اواخر دوره صفويه و دولت افشاريه و زنديه هم اندك بوده ولي در دوره قاجاريه تحول شهري آن آغاز شد و لذا كتاب ناسخ التواريخ در دوره قاجاريه اشاره مي‌كند كه چگونه بندرعباس يكي از مراكز انبار زغال سنگ كشتي‌ انگليسي‌ها شد كه هنوز به مرحله اكتشاف نفت و يا به تحول موتورهاي سوخت موتور كشتي‌هاي خود نرسيده بودند و يا مركزيت تلگراف بندرعباس نيز در سال 1905 ميلادي و قبل از جنگ جهاني اول بود و يا با تاسيس كنسول خانه روس‌ها در آن شهر هم و يا رقابت با فرانسويان در بندرعباس  كه تحولي در آنجا ايجاد كرد و در دوره و ايام مزبور امام مسقط عمان به شهر بندرعباس خمله وبه توصيه انگليسي‌ها تسلط يافت و باعث تحريك سياسي مردم ايرا ن شدند كه اقوام ايراني مختلف ريختند و آنان را بيرون كردند و يا پديده رشد دزدي دريائي اعراب كه ناوگان بزرگي را در خليج فارس بوجود آورده بودند. در دوره مزبور روند رشد بندرعباس و قشم و بندر لنگه را تحت تاثير قرار داد  و نيز كتب دوره‌هاي قاجاريه به برخي تحولات محلات شهري بندرعباس و يا روند پيدا شدن حصار و ابنيه بندرعباس اشاره كرده‌اند و اينجانب هم با جمع‌آوري هزاران اسناد تاريخي سعي كرده‌ام كه روند تحولات محلات شهري بندر عباس را در اين ادوار تاريخي جستجو ي جامعه شناسي بكنم و يا نحوه شكل‌گيري مراكز اداري  ويا نحوه پيدايش خيابان‌ كشي‌ها و يا ايجاد تاسيسات شهري و يا بازار و پاساژ‌ها و مراكز صنعتي آنرا جستجو بكنم كه با ايجاد كارخانه كنسرو سازي تن جنوب در دوره پهلوي و با تكيه پولهاي اصل چهار ترومن شروع شد و امروزه علاوه از تحول كالبد شهري مزبور و تحول محلات شهري بندرعباس، تحول عميقي هم در ساختار جمعيتي بندرعباس و تحول در ساختار قشربندي اجتماعي آن بوجود آورده است و لذا اقشار مختلف را از شهرهاي مختلف ايران به اين شهر ساحلي كشانده است كه بندرعباس را به شهري تداركاتي همه شهرهاي ايراني تبديل ساخته است و يا با پيدايش بندرگاه جديد آن و يا با رشد نيروي دريائي ايران و افزايش پرسنل آن و يا با رشد مراكز نفتي در ناحيه خليج فارس بندرعباس را به مكان استقرار مهندسان متعدد و يا نظاميان دريايي و تجار شهري تبديل كرده است و لذا محلات قديمي آنرا كه از ساكنان شهرهاي لارو  بستگ و اوزي هستندكه كاروانسرا داران و  یاتاجران قديمي و غيره استان فارس بودند تحول شهري داده است و لذا كسب و كارهاي جديدي در بندرعباس براه انداخته  است و يا اقشار مهندس و تاجر و يا نيروي دريايي و يا رانندگان تريلي و كاميون را در آن شهر زيادتر كرده و يا در بازار آن و  درشركت هاي حمل و نقل جديدترمستقر كرده است ولي هنوز تاريخ مدوني ندارد كه در مقام و منزلت اين شهر بزرگ ايراني باشد كه عروس شهرهاي خليج فارس و درياي عمان شده است. و اين مقدمه بخشي از كتاب جامعه شناسي شهري بندرعباس اينجانب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

بوشهر و جامعه شناسي تاريخي شهر

از : دكتر محمد خالقي مقدم جامعه شناس شهري

 

پژوهش اينجانب در مورد جامعه شناسی تاريخي بوشهر مبتني بر هزاران اسناد تاريخي است. كه بتواند تحولات  تاريخ كالبد شهري آنرا نشان بدهد و يا نحوه شكل‌گيري محلات بوشهر و يا تاريخ تكوين محلات شهري مزبور و يا روند تحولات آنرا نشان بدهد. و بوشهر در گذشته بنام ريشهر ناميده مي‌شد. و در دوران تسلط پرتقالي‌ها بر اين ناحيه جغرافيايي قلعه مستطيل شكل. دويست ذرع مربعي پرتقالي‌ها در آن ساخته شد و در سال 1856 ميلادي هم كه انگليسي‌ها شهر بوشهر را تسخير كردند.  قلعه پرتقالي‌ها را جزو استحكامات خود قرار دادند. و يا احداث حصار بوشهر در سال 1272 هجري بود و يا چهار برجي در آن حصار ساخته‌اند. كه اين حصار در شبه جزيره‌ي خاكي واقع بود كه سه طرف آن منتهي به دريا بود و يك طرف آن به خشكي منتهي مي‌شد و در زمان قديم هم محلات شهري بوشهر شامل چند محله‌اي بود كه شامل: محله‌ بهبهاني‌هاي بوشهر و يا محله دهدشتي‌هاي بوشهر و يا محله كازروني‌هاي بوشهر و يا محله دشستاني‌هاي بوشهر مي‌شد و معمولا خانه‌هاي بوشهر هم داراي كوچه‌هاي ديوار بلند و باريك بود كه آفتاب داغ به رهگذران معابر نتابد و نيز داراي بادگيرهايي بلند بود كه بتواند وزش باد ناحيه شمال غربي بوشهر را به درون خانه‌ها بكشاند و يا بالكن‌هاي عمارات آن در چهار طرف باز بود تا خانه‌هاي بالكني بوشهر با وزش انواع بادهاي چهار سويش همراه باشد و يا آب خوردني آن را از ناحيه و ار فاصله دور مي‌آوردند و يا از چاه‌هاي كم عمقي كه آبش چندان مناسب نبود و بعلاوه سابقا هم ريشهر نام داشت  وتنها مخروبه اي بيش نبود و بعداً در دوران صفويه قلعه پرتقالي‌ها باعث رشد تجارت آن شد و بعد از تسلط انگليسي‌ها بر آن ناحيه تعداد هندي نيز كه سربازان انگليسي‌ها بودند در آن شهر ساكن شدند و در ابتدا نيز هفت مسجد و دو كاروانسراي بزرگ داشت  و يا سه حمام براي استحمام مسافرات كاروان‌هاي تجاري درآن ساخته شدو سيستم گمرك و يا تلگرافخانه و كنسول‌گري انگليس و فرانسه  هم در اين شهر داير گرديد و از جمله مساجد مهم آن شامل مسجد شاه و مسجد شنبدي بود و يا ارگ شيخ عبدالرسول و  باغ شكري در اين شهر بود و از جمله كاروانسراهايش، كاروانسراهاي شيخ نصر بود و نيز كاروانسراي حاج قوام كه در نزديكي بوشهر ساخته شده بود و با استقرار تجارتخانه كمپاني هند شرقي در شهر بوشهر بود، و اين شهر را ناحيه مركزي تجارت خليج فارس ا قرار داد  كه مي‌توانست تجارت اجناس انگليسي‌ها را از طريق تجارت با ناحيه هندوستان و لندن و منچستر  برقرار و به به درون شهرهاي داخلي ايران بكشاند و يا از طريق جاده ناحيه كازرون و شيراز برساند. و لذا تعدادي  تجار شهري مهم بوشهري در آن شهر پا بگيرند و از جمله معين التجار بوشهري و غيره بود  و فارسنامه ناصري و كتب ديگر  هم به تعدادي از اين نوع تجار معروف بوشهر در دوره مزبور اشاره كرده‌اند و عمارت حكومتي بوشهر  نیز به چار برج مجهز شد و يا قنسول گري انگليسي آن عمارت مناسبي داشت و يا شكر و ادويه‌جات و چاي و ظروف چيني به اين شهر آورده مي‌شد، و نيز پنبه و پشم و ابريشم از ناحيه بوشهر به نقاط ديگري جهان مي رفت. و از انجا كه ناحيه ساحلي بندر بوشهر خوب نبود لذا از ابتدا از لنگرگاه ساحلي بوشهر تا كناره‌هاي عميق دريائي آن  دور و تقريباً يكی  دو فرسخ راه بود كه بايد توسط قايق‌ها طي مسافت مي‌شد و يا مسافرين و مال‌التجاره‌ها از كناره‌هاي ساحلي به كشتي‌ها رسانده مي‌شد و لذا در گذشته لنگرگاهي نداشت و   به نقل گوبينو كشتي‌ها در دو فرسخي آن لنگر مي‌انداختند. تا اينكه بندر بوشهر توسط يك مهندس فرانسوي بنام سمينو ساخته شده و در دوره پهلوي هم احداث بندر جديد آن با هزينه اصل چهار تدوين ساخته گرديد.

در قديم بوشهر بوخت اردشير ناميده مي‌شد كه اردشير بابكان آنرا ساخته بود و در دوره تسلط اسكندر هم قصبه مزانبر  اناميده  مي‌شد و در دوره تاريخي ايلخاني ريشهر ناميده مي‌شد و در دوره صفويه هم قلعه پرتقالي‌ها در آن ساخته شد و نادرشاه آنرا  تسخير كرد ه و از كشتي نادري در ساحل بوشهر در منابع تاريخي مختلف خبر داده‌اند. و در دوره زنديه  هم شيخ ناصر بوشهري، تجارت عمده‌اي با هندوستان و كمپاني شرقی آن براه انداخت كه لطفعلي خان زند براي تسبط بيشتر بر شهر بوشهر به او غلبه كرد و حداقل كاروان تجاري وي را كه سه هزار شتر و 600 ماديان تجاري بود را در دست دولت  زنديه گرفت و آقامحمدخان هم با منقرض كردن دولت زنديه، در ساخلوي بوشهر يك گروه از نظاميان گرجي را گماشت. و بعلاوه در قبرستان بوشهر آثاري از قبور صدر اول اسلام  است  ودر هنگام فتح آن ناحيه ديده مي‌شود. و يا حمدالله مستوفي از شهر بوشهر با نام زيضهر  ياد مي‌كند. و نيز حمزه اصفهاني در ادوار قبلي از ريشهر نام مي‌برد و در ادوار بعدي‌تر هم، تجار انگليسي، تجارتخانه كمپاني هند شرقي خود را از شهر بندر عباس خارح ( وبه سبب احجاف نصيرخان لاري) به شهر بوشهر آوردند كه به توصيه يكي  از كارشناسان انگليسي‌ها به نام دوكلاس بود. و در سال 1273- هم انگليسي‌ها يا چند فروند كشتي آنرا تسخير كردند و بعد از آن دوره هم بوشهر مركز مهم تجاري ناحيه خليج فارس شد كه با بندر انگليسی شهر بصره رقابت تجاري مهم مي‌كرد. و در ادوار پهلوي  نيز مدارس جديد ی/ از جمله مدرسه سعادت  بوشهر و يا مدارس ديگر و ساختمان‌هاي اداري جديد  احداث  ويا خيابان كشي‌هااي جديد و ميادين جديد در شهر بوشهر ايجاد شد. و خلاصه از كتاب جامعه‌شناسي شهري اينجانب در اينجا ذكر مي‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

آمل و جامعه شناسي محلات شهري آن

از: دكتر محمد خالقي مقدم جامعه شناس شهري

 

در بررسي جامعه شناس شهر آمل و نحوه پيدايش محلات شهري آن و يا علم تاريخ پيدايش آن محلات  نظير علم تكامل بافت‌هاي زيستي عمل مي شود که گونه شناسي علمي تحولات اندامهاي شهري از آن بعمل مي‌آيد و لذا تحولات محلات شهري آمل نيز بر اساس مفاهيم و مستندات تاريخي است ولي و با تكيه بر تئوريهاي علم جامعه شناسي بنيانگذاري مي‌شود كه روند تحول كالبدي خاصي را طي كرده است و لذا شهر آمل از كلمه آمله است كه نام دختر فيروز شاه در دوره ساساني بود كه قلعه نظامي خاصي بنام اين دختر ايراني در «كنار پل هراز و يا زندانه كوي بود كه چند دورازه آنرا محافظت نظامي مي‌كرد كه بنامهاي دروازه درياي آمل  بودو يا دروازه كوهستان و يا دروازه گيلان و دروازه گرگان بود و حازمه كوي آمل نیز يادگاري از دوره اسلامي  است وبنام حازم كه فرد متقدر عربي است كه اين ناحيه شهري را براي اقوام عرب فاتح آمل ساخت و بنام حازمه‌كوي انرا در شهر آمل ايجاد كرد يا خالد سراي آمل آثاري است  كه خالد برمكي  در دوره عباسي بنا نهاد  كه به سراي حازم كوي و يا  به قصر امله در ادوار تاريخي بعدي تاريخ شهري اضافه شد و در ادوار بعدي تر هم قصر حسن بن قاسم داعي صغير فاتح جديد آمل به آن محلات  سابق ضميمه گرديد و سپس قصر اسپهبد شاه غازي بود (از حاكمان محلي اسپهبدان مازندران) و كوشك جاولي و در ادوار بعدي  هم محله  حكومت حاكمان مرعشي و قصر شاه عباس و باغشاه و دارالحكومه و سلاح‌ خانه و قصر خواجه يعقوب در آمل است و روند تاريخي تحولات كالبد شهري آمل را بوجود آوردند و يا ساكن شدن انواع و اقسام اقوام مازنداني مختلف  در ادوار تاريخي و يا از روستاهاي  اطراف آمل است و يا با مهاجرت از بلاد ديگر ايران  است که تحول در اساس محلات جديد شهري آمل را بوجود آوردند و لذا اقوامي كه هر كدام باعث افزوده شدن بر اسامي ان قوم سد وتعداد محلات شهري مختلف آمل بوجود آمدو بنام همان قوم نيز محله مزبور ناميده شد و مثلا با ساكن شدن قوم نياكي در محله نياكي آمل و يا اقوام ديگر نظير محله قوم شون دشتي و يا نوري و دلارستاقي و اسكي و بنكشي و مشائي و بربري و ايرائي كه هر كدام بر عنوان و تعدد محلات آمل اضافه كردند و بعلاوه رودبار محله و محله مصلي و محله پايين بازار و محله  مسجد جامع و محله  شوند شتي در آمل را بوجود آوردند.

و يا انواع محلات متعلق به قشرهاي صنعتگر آمل، است نظير محله درزي  محله و يا شيشه‌گر محله و يا كاردگر محله و يا كاسه‌گر محله ها و زرگر محله و محله بازار ماهي فروشان که از نقش صنعتگران در آن محله‌ها حكايت مي‌كند و يا محلات تيجن جار و يا محله گيل محله و گلشان  محله و درويش محله و بنكش محله و بختيار كوي و اسكو محله و بربري محله و نياكي محله و اسپي كلا محله و هارون محله و مسجد جامع محله و عليا باد محله و عوامه كوي محله و  كورك محله و چاك سر محله و قادي محله  از اين نوع محلات است. كه هر كدام از محلات مزبور هم اغلب داراي مسجدها و تكيه‌ها و حمام‌هاي و يا كاروانسراهاي خاص خودشان بودند نظير حمام يوسف خان و يا حمام خواجه يعقوب و حمام آقا عباس و حمام اشرف سلطان و حمام كاظم‌بيگ و حمام ساچمه پاشان و حمام اميرمكرم و يا تكيه‌ها و مسجدهاي خاص خودشان را داشتند نظير مسجد جامع آمل و يا مسجد طشته زنان و مسجد حاجي علي كوچك و و مسجد زرگر محله و مسجد محله گرجي  و مسجد شاه  آمل  است و يا تكيه‌هاي خاصي از همين قبيل مسائل بود و يا آب انبارهاي مختلف آن در محله‌هاي مزبور در گرجي محله و آب انبار شاهان دشتي و آب انبار اميرمكرم و يا انواع پل‌هاي آمل است نظير پل سنگي آمل و پل سه‌تير و پل جديد رضاخاني بر روي رودخانه هراز  است و يا انواع گورستان‌ها و يا مدارس جديد و بيمارستان‌ها و ادارات و هتل‌ها  استو انواع ديگر تاسيسات شهري است و همگي كالبد تحولات شهري بعدي و متأخر شهر آمل را نشان مي‌دهند. و خلاصه‌اي از كتاب جامعه‌شناسي تاريخي آمل اينجانب در اينجا ذكر شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

ساري و جامعه شناسي شهري آن

از: دكتر محمد خالقي مقدم جامعه شناس شهري

 

از عمر تاسيس علم جامعه شناسي شهري در ايران حدود 50 سال مي‌گذرد و يا از علم تاريخ نويسي ايرانيان نيز كه حدود 2500 سال مي‌گذرد. ولي هنوز علم تاريخ نويسي در ايران محتواي علمي نيافته است و يا فهم تجربي از علم جامعه‌شناس شهري در شناخت شهرهاي ايراني  نیست و يا شناسنامه‌دار كردن مستند شهرسازي آن وجود ندارد. و لذا هم مردم  ايران و هم اغلب دكتراهاي تاريخ و يا شهرسازي  ايراني هنوز تصورات  مبهم و  یاعاميانه از علم تاريخ شهرها و يا نظام شهرسازي ایرانیان دارند. و هر چند علم شناسنامه‌دار شدن هويت  فردي مردم ايران هم به دوره سال 1310 شمسي برمي‌گردد. كه اداره ثبت احوال ثبت احوال  ایخاد و مستند سازی تاريخ زندگي فردي و  یا  تحولات مستند احوالات افراد ايراني را شناسنامه‌دار كرد و ولي ما هنوز از علوم مختلف جهان  كمك نگرفته ايم كه به شناسنامه دار كردن  مستند تحولات شهري و يا نظام شهرسازي جوامع انساني خود پي ببريم و يا از مرحله شناخت لفظي جامعه شناسي شهري به مرحله عميق شناخت تجربي آن شهرهاي ايراني  نايل آييم و لذا كوشش مولف كه خود از فارغ التحصيلان جامعه شناسي دانشگاه تهران است  در همين راستا  ست و هدف بوده ولي احتياج به مطالعه اسناد زيادي از علم تاريخ  داشت كه بجز از شناخت علم جامعه شناسي بتواند به شناخت علمي حداقل از هويت  جامعه شناسي حدود 450 شهر مهم ايراني برسد. و لذا جامعه شناسي شهرساري نيز يكي از همين نوع كوشش‌هاست و از اين رو با بررسي هزاران اسناد تاريخي از گذشته ساري مي‌توان به نحوه شكل‌گيري مرفولوژي شهري ساري  و يا به شناخت كالبد شهري و يا تاسيسات شهري آن رسيد و يا به نظام تحول فيزيولوژي كالبد آن‌ نايل آمد و از اين راه تحول تاريخي شهرهاي مزبور و تحولات محله‌هاي شهري مزبور را بررسي نموده و يا به درك علم ايجاد  كاروانسراها و حمام‌ها و كوچه ها و معابر و ميادين و تحول كالبد عمارت‌هايش و غيره نايل شد و يا تاريخ شكل گيري و تاريخ تحول آنها را درك نمود و علم شهرسازي نيز خارج از اين نوع سيستم نگرش اجتماعي نيست و لذا شهرساري در مرحله‌اي از تاريخ خود. داراي محلات ويژ‌ه‌اي كه بنام محلات نعلبندان ساري بود و يا محله تقاره چي‌هاي ساري و يا محله مختار و محله ميز مشهد و يا محله بهرام اتر و يا محله ملا آقا و قليچ لي محله و محله انبار نو و محله شاهزاده  و محله شكر آباد و يا محله قراكوي ساري و محله تكيه عباس خاني و يا چهار تكيه و محله حاجي آباد و محله باغ شاه كهنه و محله بهار آباد و محله پاي خيار و يا محله چاله باك و محله شپش كشان و محله اوصانلو و محله پر سر روزه و محله حاجي درويش و محله بيداتر و شيشه‌گر محله و غيره  است و نيز تحولات محلات مزبور در زماني انجام گرفت كه انواع دروازه‌هاي بار فروش و يا دروازه استرآباد و فرح آباد ساري  تخريب شد و بيرون دروازه‌هايش به پذيرش محلات جديد در خارج از آن ناحيه منجر شد و يا به تحول انواع عمارات قديمي آن منجر شده و نظير پيدايش قصرهاي قديمي آن شد نظير عمارت چهار باغ و عمارت سيدشمس‌الدين ساري است و يا احداث باغ شاه عباس و يا باغ محمدقلي ميرزاي ساري است و يا در جامعه قديم عمارت‌هاي زياد داشت نظير قصر دادقان كه متعلق به اسپهبد خورشيد بود و يا به تحول كاروانسراهاي قديمي آن منجر شد و یا به جايگزيني پاساژ‌هاي جديدي بجاي آن شد كه شامل كاروانسراهاي ميرزا آقاي ساري است و يا كاروانسراي وكيل ساري است و يا كاروانسراي شفيعي ساري در محله دروازه بارفروش است و يا كاروانسراي همداني‌ها در محله ميدان ساري است و يا كاروانسراي علي‌گداي و يا كاروانسراي جديد و شاه و چاپار خانه آنست و بعلاوه تحول بازار شهر مزبور و سه شنبه بازار ساري و بازار جديد ساري  است كه بوجود آمد و يا به بررسي مدارس قديمي آن شهر میزدازد كه تحول شهري پيدا كرده  است و يا منجر به تأسيس مدارس جديد شهري و نظير مدرسه اماميه در محله درب مسجد است و يا مدرسه سليمان خان و يا مدرسه مادر شاهزاده است و يا مدارس فردوسي و پهلوي و هنرستان بهرام اتر كه جديدتر هستند. و نيز داراي برخي برج‌های مختلف بود نظير برج سلم و برج تور و گشتاسب و يا داراي  انواع حمامات قديمي بود نظير حمام باغشاه كهنه و حمام درويش علي و حمام سه‌شنبه و حمام صادق خان و حمام ميرزا يوسف و حمام يكشنبه و غيره است و نيز از تاسيسات ديگر كالبد شهري ساري – ميدان ساعت ساري و ميدان سبزه ميدان ساري است و يا خيابان شاه عباس ساري است و يا داراي انواع بيمارستانست و از جمله بيمارستان دانشگاه و شير خورشيد آنست و يا در جامعه شهري قديم ساری بجاي لوله‌كشي آب مدرن، داراي آب انبارهاي قديمي  بود نظير آب انبار مير مشهد و آب انبار نو و آب انبار مادر ميرزا محمد تقي ميرزا و آب انبار چناربن و ميرزا مهدي و غيره است و نيز داراي برخي گورستانهاي مهم بود نظير گورستان غازي رستم و گورستان خرم شاه و گورستان بربري محله و قبر سرخاب بن رستم و كيف علي شاه است و يا داراي انواع  مساجد قديمي است نظير مسجد جامع درويش علي و مسجد دهقان زاده و مسجد حاج رضاخان و مسجد جامع ساري و مسجد مصطفي خان و مسجد اسكندر ميرزا و چال مسجد و كلاغ مسجد و يا داراي برخي تكيه‌هاست نظير تكيه محله حاجي و دو تكيه و تكيه نقاره هاچي و تكيه سه شنبه و تكيه شكرآباد و تكيه امامزاده و تكيه عباس خاني و قليج خاني شكرآباد و انبار نو و خانقاه و گنبد دلآرام و خانقاه و گنبد زاهده خاتون و برخي امامزاده‌هاي ديگر است. و خلاصه از كتاب جامعه‌شناسي تاريخي شهر ساري اينجانب در اينجا ذكر شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

تحولات اجتماعي مذهب در اروپا و آمريكا و روسيه

از: دكتر محمد خالقي مقدم جامعه شناس

 

در اين گزارش و پژوهش به تحولات اجتماعي مذهب مسيحيان اروپا و شاخه‌هاي مختلف و فرقه‌هاي آن پرداخته شده است كه چه نوع تحول اجتماعي در ادوار تاريخي گذشته اروپا ديده‌اند و يا شامل بيوگرافي اجتماعي پاپ‌ها از دوران گذشته پيدايش اين نوع نهاد اجتماعي ديني در نظام مسيحيت است و يا به بررسي سيستم و درجات روحانيت‌هاي مختلف آن پرداخته است نظير درجه ديني اسقف‌ها و كاردينال‌‌ها و كشيش‌ها و يا تاريخ بيوگرافي برخي از آنها و يا به بررسي تاريخ اجتماعي انواع كلیساهاي مختلف اروپا و يا آمريكا و روسيه و خاورميانه در ادوار تاريخي پرداخته است كه متكي به گزارش‌هاي تاريخي مستند مي‌باشد. كه سياحان و يا تاريخ نويسان گذشته جهان در مورد انواع كليساها بعمل آورده‌اند و يا در گذرگاههاي جغرافياي سياحي خود آنها را رويت تاريخي كرده بودند و نيز به بررسي مذهب مزبور در شاخه‌هاي مختلف مذهب و مسيحيت پرداخته است كه شامل بررسي اجتماعي شاخه ديني كاتوليك آن و يا شاخه پروتسان مذهب مزبور و  یاشاخه اورتدكس  آن و به بررسي برخي سران آنها پرداخته است نظير بيوگرافي كالون و يا لوتر و غيره مي‌باشد و نيز به بررسي انواع فرقه‌هاي مذهب مسيحيت و گونه هاي مختلف آن در جوامع اروپا و آمريكا و روسيه پرداخته است و شامل پژوهشگري اجتماعي لازم در مورد فرقه‌هاي مذهبي، ما رانوها و فرقه كواكر و فرقه دونمه و فرقه فرانك‌ها و فرقه ديني برسبيترين اروپاست و نيز به بررسي فرقه‌هاي ديني يسوعي  و فرقه نسطوري و فرقه كرملي و ژوژوئيت‌ها و سن لازها و فرقه ارامنه شرقي و ماروني‌هاي لبنان پرداخته است و نيز به بررسي گزارش‌هاي اجتماعي سران  روحانيون مسيحي و يا بيوگرافي قدسين آنها پرداخته است و يا به بررسي اهداف مسيون‌هاي مذهبي در انواع جوامع اروپا پرداخته است و يا به شناخت انواع ايام ديني و يا روزهاي مقدس مسيحيان در نظام ديني مسيحيت و يا انواع كتب مقدس ديني آنان را از منظر علم جامعه شناس ديني بررسي پژوهشگرانه كرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

كشتي سازي و نيروي دريائي در تمدن‌ جامعه بشري

از: دكتر محمد خالقي مقدم

 

افراد جوامع مختلف به كشتي سازي از ديدگاه مهندسان و يا رشته هاي مهندسي دريايي و يا از ديدگاه تجارت نگاه مي‌كنند ولي هيچوقت در ايران، پديده كشتي سازي از منظر علم جامعه شناسي و يا علم تحولات اجتماعي و يا علم مردم شناسي و تكنيك و فن دريا نوردي نگاه نشده است كه در ادوار مختلف تاريخ جهان چگونه بود؟ و يا تحولات سياسي هر جامعه، چه تأثيري را بر تحول ابزارها و يا بر تحول ادوات دريا نوردي داشته است؟ و لذا اينجانب كه در رشته جامعه شناسي تحميل  كرده‌ام  از همان آغاز براي بررسي تحولات سياسي جوامع مختلف بشري و يا جهت درك علمي تحولات فرهنگي آن متوجه شدم كه دريا نوردي و يا ابزارهاي دريا نوردي و يا تحولات تكنولوژيكي آن چه تأثيرات عميق اجتماعي در تحولات سياسي- اقتصادي جوامع مختلف جهاني داشته است. ولي براي بررسي اين نوع تحول‌ها، نياز به منابع و مستندات تاريخي داشتم و در همين راستا هم به جستجوي حوادث نظامي. جهان و نقش جنگ‌هاي دريائي در روند تحولات اجتماعي پرداختم و با مطالعه انواع كتب تاريخي و يا اسناد تاريخي در مورد تاريخ حوادث دريانوردي و يا ابزارهاي دريانوردي و يا مفاهيم دريانوردي در ادوار تاريخي، به روند تحول اين نوع ابزارهاي دريانوردي پرداختم و يا تكامل صنعتي آنها را مد نظر علمي قرار دادم. و تأثيرش را بر دنياي سياست جوامع مختلف را بررسي كردم و متوجه شدم كه پيدايش زورق‌هاي دريانوردي فنيقي‌ها چگونه به انتشار فرهنگي خط و زبان‌ آرامي‌ها در ميان ملل آفريقايي و يا  دزجنوب اروپا منجر شد و يا نقش دريانوردي اسكندر وبه عنوان گذر از آبهاي خليج فارس چه تاثيرات اجتماعي بر علم تاريخ نويسي، روم باستاني و بيزانس گذاشته است؟ و يا روند دريانوردي هخامنشي‌ها و ساساني‌ها در حفظ ساختار تمدن ايرانيان در خاورميانه چگونه بوده است؟ و يا نقش مولفين دريانوردي قرن دوم تا چهارم هجري اسلامي در پيدايش مفاهيم جديد علم دريانوردي چگونه است؟ يا اين بطوطه چگونه در سفر سي ساله خود به چه نوع از ابزارها و ادوات دريا نوردي عصر ايلخاني خود توجه كرده است؟ و يا سياحان دريائي عضر صفويه نظير فيگوئروا و ديگر ملاحان پرتقالي و هلندي در توسعه نقشه‌هاي دريايي و يا در تحول بنادر جنوب آسيائي و آفريقايي و خاور ميانه چه بود؟ يا تحول روند كشتي سازي‌هاي مهم چه تاثيرات عميق صنعتي و تجارتي در رشد تمدن اروپا و يا انگلستان داشته است؟ و يا چگونه منجر به كشف آمريكا و تحول نظام‌هاي سياسي جنوب شرقي آسيا شد و در نهايت هم با پيدايش صنعت نفت – چه نوع تحول عميق فني در نظام انرژي‌زائي كشتي‌ها و قدرت رانش آنها داشت و بر ميزان و ظرفيت بدنه كشتي و ابزارهاي نظامي تعبيه شده بر روي عرشه آن كشتي‌ها گذاشت و يا افزايش قدرت مانور و سرعت آنها توليد كرد و يا باعث توليد شكست‌هاي سياسي ديگر جوامع شد؟ و يا چه تحول عميقي در جابجائي انرژي نفتي و يا در جابجائي صنايع جهان و قطعات صنعتي  از يك ناحيه جغرافيايي به ناحيه جغرافيايي ديگر شده و يا انتشار فرهنگي آن نوع و يا چگونه پيروزي‌هاي جنگ اول جهاني و جنگ دوم جهاني بر اثر تحول در روند كشتي سازي مزبور و ابزارهاي آن بوجود آمد و لذا صنعت حمل و نقل و صنعت انرژي و يا نظام اكتشاف مخازن نفتي درياها را رشد داد و يا چگونه تحول عميقي در توليد كشتي‌ها و ابزارهاي دريانوردي شد و يا منجر به توليد نفتكش‌هاي غول پيكر و ناوگان‌هاي جنگي بزرگ و هواپيما بر ما و سكوهاي سيار نفتي دريائي و زير دريائي‌ها و غيره در طول ادوار تاريخي اخير شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

كمپاني هند شرقي و نحوه پيدايش آن

از: دكتر محمد خالقي مقدم

 

كمپاني هند شرقي، منشا پيدايش نظام سرمايه‌داري و يا سرمايه‌داري دولتي در جوامع آسيايي شده است.

ابتدا در آسيا ريشه پيدايش فئوداليزم، مالكيت‌هاي بزرگ زمين داري بود كه ساختار دولت و نظام اداري و يا نظام حقوقي زندگي مردم بر اساس اقتصادي زمين داري مزبور بنا شده بود و دولت‌هاي جوامع آسيايي از درآمدهاي زمين‌داري آن قدرت و ارتش لازم در سازمان دهي نظام روستاها و يا نظام تغذيه حمعي مردم را اداره مي‌كردند ولي نظام سرمايه داري جديد بجاي تكيه اقتصادي بر زمين‌داري منجر به اقتصاد تجاري و يا ايجاد اقتصاد صنعتي مبتني بر تجارتخانه‌ها شد كه يكي از نخستين آنها تجارتخانه‌هاي كمپاني هند شرقي و يا تاسيس شعبات آن در بنادر سورات بمبئي و يا  گوادر ناحيه هندوستان و يا قطيف وبصره و عدن و مسقط كشورهاي عري بود. و يا در بنادر جاسك (بندرعباس و بندر ريگ و بوشهر و غيره ايران شد كه بتدريج با درآمدهاي كلان اقتصادي خود كه ازراه تجارت مزبور بجاي اقتصاد زمينداري بدست مي‌آوردند. دولت‌هاي مبتني به اقتصاد فئودالي آسيا را به دولت‌هاي مبتني بر اقتصاد تجاري در جوامه شرقي تبديل كردند و دولت‌هاي مزبور نيز كه قبلا ارتش و يا نحوه نگهداري كارمندان اداري خود را از راه درآمدهاي زمين داري اداره مي‌كردند بتدريج ترجيح دادند كه هزينه نگهداري نظام ارتش  مزبورو يا نظام اداري و زندگي شهري يا روستايي سكنه خود را مبتني بر پولهاي نظام تجاري مزبور کرده و يا  براقتصاد صنعتي آن متکی بكنند و اين امر با نفوذ كمپاني هند شرقي در دربارها و از جمله در دربار فتحعليشاه قاجار شروع شد كه ميزان درآمدش از راه اقتصاد زمين‌داري ايران  كم بود و با پيشنهاد فرستادگان هند شرقي به ايران و در جهت حل پولي مسائل اختلافاتش با روسيه درجنگ ايران و روس شكل گرفت و سپس ساير وزراء و يا درباريان و يا مردم عادي ايران هم در تبعيت از وي به پولهاي كمپاني هند شرقي متكي شدند و در جوامع  ديگر خاورميانه  هم و يا در هندوستان و يا در اندونزي و يا عمان و يا يمن و عربستان نيز نفوذ كمپاني هند شرقي به تحول دولت‌هاي فئودالي مزبور  منجرو به ايجاد دولت‌هاي سرمايه‌داري  منطقه خاورميانه  بجای آن منجر شد.

آري در فاصله سالهاي 1600 الي 1612 ميلادي دوازده فروند كشتي كمپاني هند شرقي به هندوستان مسافرت نموده و شالوده تجارت اين كشور با اروپا را ريخت و  یابا تاسيس تجارتخانه در شهر سورات هندوستان در سال 1608 اين نوع كمپاني رو به رشد گذاشت و بتدريج كمپاني مزبور به دربار صفويه (و در دوره شاه طهماسب و شاه عباس صفوي نفوذ كرد) و شعبه‌هاي تجارتخانه خود را در سطح ايران   زیاد کرده و یا در شهرهاي بندر عباس و جاسك و شهرهاي داخلي ايران نظير شيراز و اصفهان داير نمودند و يا امتياز اداره مركزي آن را بدست آوردند و پس سعي كردند كه با نفوذ در بنادر ديگر درياي عمان و بحر احمر و اقيانوس هند و خليج فارس تحول اجتماعي مختلف در نظام اجتماعي – اقتصادي منطقه شرق ایحاد و يا در ساختار دولت‌هاي آن  حوامع بوجود آورند. و پيدايش اين نوع تجارتخانه‌  ها هم به دوره تجارتخانه‌هاي پرتقالي‌ها در دوره‌ي روي  كارآمدن شاه اسماعيل صفوي برمي‌گردد كه تكامل آن مربوط به پيدايش كمپاني هند شرقي و يا هلند شرقي و يا كمپاني فرانسوي هند شرقي بود كه بتدريج در سالهاي بعدي ايران  هم منجر به پيدايش انواع  شركت‌هاي تجاري مختلف در ناحيه اهواز و يا خرمشهر و يا شيراز و از جمله نظير شركت لينچ و يا زيگلر و يا ساسون و يا هوتز و يا عقاب امروزي‌تر اين نوع شركت‌ها شد و بتدريج  هم به ساير شهرهاي داخلی تر ايران  گسترش يافت و يا بافت سنتي اقتصاد و نظام تجاري اقتصاد قبلي شهرهاي مختلف ايران را دگرگون كرد. و در اين تحقيق اينجانب سعي كرده‌ام، كه سابقه تاريخي پيدايش كمپاني هند شرقي را بیان کرده و يا روند تحول و تغييرات و نحوه‌هاي نفوذ سياسي و يا نحوه نفوذ اقتصادي آنرا در ميان ملل مختلف شرق را جستجو بكنم كه چگونه مناسبات سرمايه‌داري  را رشد داده و يا نظام سرمايه‌داري دولتي را در درون مردم آسيائي بوجود آوردند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

جندی شاپور و شهرسازی آن

از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناسی شهری

جندی شاپور یکی از 78 شهر ساسانی خوزستان می باشد که در جنوب دزفول و توسط شاپور پسر اردشیر بابکان ساخته شده است. .و کتاب اشکال العالم در ص   ... و کتاب حدود العالم در ص 138 خود از این شهر ساسانی یاد می کند و فتوخ البلدان نیز درصفحات 138 و 141 خود به نحوه تسخیر آن شهر توسط اعراب اشاره دارد و یا تاریخ سنی ملوک الارض در ص 48 و 50 خود از شهر جندی شاپور به عنوان ( به از اندیو شاپور ) یاد می کند. و نیز حمزه اصفهانی در صفحات 47 و 210 کتاب خود و یا مروج الذهب مسعودی درص ...   از آن یاد می کند.و نحوه ساخت و ساز شهرجندی شاپور اینطور بوده که شاپور ساسانی در زمان سلطنت خود با والریانوس امپراطور روم در گیر نظامی میشود و او را اسیر نموده و بعد از وی نیز در مدت 8 سال دوامپراطور روم بنامهای گالوس دوم و پس از وی  نیزکلاودیوس دوم و آنگاه اورلیانوس امپراطور روم به قدرت سیاسی در روم رسیدند و لذا در زمان اورلیانوس، شاپور ساسانی با امپراطورمزبور روم آشتی سیاسی کرده. وامپراطور روم اورلیانوس نیز دخترش را به شاپور ساسانی داد ه و شاپور نیز برای دختر وی در ناحیه خوزستان شهری میسازد که برای اینکه بهتر از شهر انطاکیه روم باشد ، شهر مزبور را در خوزستان ( به اندیو,شاپور) نامیدند که شهر شاپور مزبوربهتراز انطاکیه نامیده  می شد. و در سال های 241 تا 271 میلادی که شاپور اول در شهرجندی شاپور تازه تأسیس خود مدرسه طب و بیمارستان مجهزی ساخت که به تبعیت از اطبای بقراطی بیزانس و تظیر دانشگاههای پزشکی امروزین بود و برای ایجاد چنین مرکز طبی  هم کتب یونانی مختلف را به ایران آوردند و به زبان پهلوی دوره ساسانی ترجمه کردند و در کتابخانه این دانشگاه مورد استفاده دانشجویان طب قرار گرفت ولذا از دوران شاپور ساسانی تا دو قرن بعد از ظهور دوره اسلامی هم، شهر جندی شاپور مزبوربه مدت 6 قرن مرکز آموزشی و اشاعه علم طب بود که بعدا مأمون عباسی از دانشمندان پرورش یافته این شهر برای درمان و طبابت خاندان خلفای عباسی استفاده کرد. و تعلاوه در کتاب مرآت البلدان در مورد سیستم شهرسازی جندی شاپور و در ص 680 این کتاب چنین می نویسد: شکل شهرسازی این شهر که به اشکال نطع شطرنج قرار داشت و یا شکل هندسی آن شهر ساسانی نظیر اردوگاه های رومی مستطیل شکل بود و احتمالا در ساخت آن شهر هم از مهارت بنایان و معماران رومی استفاده شده بود که چند سال قبل ودر دوره والرین امپراطور روم و همراه وی اسیر شده بودند و یا برای دلخوشی زن جدید شاپور اول که عیسوی مذهب بود و نیزدختر امپراطور اولریانوس به شمار می رفت که برای آشتی به شاپور تجویز کرده بودوبرای وی نیز کلیسایی در جندی شاپور اجازه ساختن داد ونیز در ساخت وساز پل  ها و خیابان ها و معابر و نوع مصالح ساختمانی وبناهای این شهر، سیستم مهندسی و معماری و فنون شهرسازی انطاکیه روم بکار برده شد و بهمین دلیل نیز آنرا شهر (به از انطاکیه ) یا (به  از اندیو شاپور ) می نامیدند و بعلاوه سیفون های آبی  خاصی برای انتقال آب دز از رودخانه دز به شهر و برعکس دربرگرداندن فاضلاب آن در این ناحیه نصب شده بود. و بعلاوه شهر جندی شاپور در آن دوره در 10 کیلومتری میان دزفول و شوشتر قرار داشت و دروازه های سنگی مستحکمی در اطراف آن مستقر بود و بهمین دلیل هم در ایام دولت شاپور ساسانی که مانی در مقابل دین زرتشت ظهور کرده بود و در سال 275 میلادی و ماقبل آن به تبلیغ دین مانویت خود در خوزستان می پرداخت ولی بعدا بوسیله روحانیون زرتشتی محاکمه و محکوم و یا زندانی می شود و برخی از روایات هم حاکی است که سرش را بریدند و کاه در پوستش ریختند و به یکی از همین دروازه های شهر جندی شاپور آویزان کردند و مانی که از سال 242 میلادی به بعد ظهور کرده بود و درزمان تاجگذاری شاپور اول مرامنامه دین خودش را آشکار نمود ولی بعدا به بند کشیده شده و در دروازه های این شهر جنازه وی آویخته گردید.و از زمان شکل گیری شهر جندی شاپور تا دوران تسلط اعراب بر خوزستان،هم جندی شاپور مرکز آموزش علمی و طبی مهم ساسانی ها به شمار می رفت ویا در زمان حمله اعراب هرمزان استاندار خوزستان بود که در زمان وی شهر جندی شاپور هم بوسیله اعراب فتح شد و نیزهمانطوری که اشاره شد این شهر از همان دوران اولیه بدلیل ویژگی تمدن کشاورزی شهرهای خوزستان، دارای آب انبارها و پلها و سدهای مهم کشاورزی بود و نیزبه نقل کتاب اشکال العالم در اطراف این شهر نیز نیشکر می کاشتند و یادر داخل شهر جندی شاپور نیز حوزه های علمی دایر بود که دانشمندان توانایی را برای طبابت شهرهای دوران ساسانی به نواحی مختلف ایرات می فرستاد. که در قرن دوم و سوم هجری نیز بقایای تربیت یافتگان آنان  باقی مانده بودند و از جمله بختیشوع و ابویحیی و ابو یعقوب و سهل بن شاپور و ابن ماسویه و سهل بن نوبخت و غیره بودند که ازحمله اعقاب دانشمندان پرورش یافته دانشکده طب جندی شاپور به حساب می آمدند؛ چرا که در قرن دوم هجری هم همین شاپور بن سهل رئیس بیمارستان جندی شاپور به حساب می آمد و بعلاوه وی دارای تصانیف علمی معتبری بود وبعلاوه باید یادآوری کنم که جندی شاپور علاوه بر داشتن بیمارستان مهم، دارای دکان  ها ی دارو فروشی متعددی نیز بود. و نیزاغلب پزشکان و یا دوا فروشان این شهر بخاطر وجودکلیسای جندی شاپور و یاخانواده زن عیسوی شاپور و اعقاب وی که تربیت مسیحی داشتند،و هنوز بعد از ظهور اسلام نیز اغلب آنان مسیحی مانده بودند که مأمون عباسی هم از این  نوع پزشکان مسیحی جندی شاپور در بغداد استفاده کرد و یابه   نقل کتاب حدود العالم و اشکال العالم جیهانی و کتاب مرآت البلدان و غیره، مقبره یعقوب لیث صفاری نیزدر جندی شاپور قرار دارد که در هنگام حمله به بغداد  وی در این شهر مریض شده و فوت نمود و بعلاوه اینجانب با استفاده از صدها منبع و مأخذ تاریخی به تدوین یک اثرشهرسازی در مورد شهر جندی شاپور در طول این 6 قرن و یادر ادوار بعدی اش پرداخته ام که امیدوارم روزی به چاپ برسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

تیسفون و شهر انبار دوره ساسانی

و ساختار کالبد شهری آنها

از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری

شهر تیسفون در دوره ساسانی بمدت 425 سال پایتخت کشور ایران بود و قبل از آن دوره تاریخی نیز مدتی پایتخت دولت اشکانی ها و سلوکیه بود و جمعاً بمدت بیش از هفتصد سال،  پایتخت ایران بشمار می رفت و در سطح ایران هیچ شهری وجود ندارد که بمدت 700 سال پایتخت شده باشد. و یا در تاریخ کشورهای مختلف جهان نیز نظیر آن وجود ندارد ولی متأسفانه ما امروزه بجز از شناخت اندکی از ایوان کسری ، معلوماتی در مورد این شهر مهم ایرانی نداریم و یا در طول قرون گذشته جامعه مان، نه ایرانی ها و نه محققان اروپایی هیچکدام بر روی شناخت شهری و شهر سازی این شهر مهم ایرانی اقدام نکرده اند. و لذا شناخت آن بر هر ایرانی، ضروری است.

به نقل کتاب مرآت البلدان، تیسفون یکی از هفت شهر مدائن بود و بعلاوه از معظم ترین مدائن سبعه بشمار می رفت و کتاب مأثر الملوک نیز در ص 24 خود از این مجموعه شهرها به عنوان مدائن سبعه یا شهرهای هفتگانه نام برده است و اعراب که آنرا گشودند ، چونکه در زبان عربی آنان شهر را مدینه می نامیدند ، لذا جمع این هفت شهر بهم پیوسته را هم مدائن خواندند. و به نقل ص 30 کتاب تاریخ پیامبران و شاهان حمزه اصفهانی شهر کردوینداد یکی از این هفت شهر مدائن بود و هنگامی که در سال 226 میلادی اردشیر بابکان آنرا از چنگال دولت اشکانی بیرون آورد، شهر جدیدی بر آن افزود که به نقل ص 616 – 617 و 649 کتاب تاریخ بلعمی آنرا [به اردشیر ] نامیدند و یا تاریخ بناکتی نیز یکی از  این شهرهای هفتگانه را در ص 277 و 275 و 15 خود ، شهر کلدانیه یا بابل قدیم می داند. که از دوران بابل قدیم و تمدن کلده باقی مانده بود و بعلاوه در صفحات 274 و 273 و دیگر صفحات تاریخ بناکتی و یا در ده ها منابع تاریخی دیگر از شهر رومیه عظمی یا رومیه کبری و یا رومیه غربی و غیره یاد می شود که احتمالاً بعد از تسخیر بابل توسط اسکندر و یا حکومت اعقاب وی و بنام سلوکیان بودند و  شهر رومیه را بجای شهر بابل قدیمی سلوکیان ساخته بودند. که بعداً ، دولت اشکانی هم با منقرض کردن دولت  سلوکیان برتداوم شهر رومیه مزبور افزوده بودند.

نهایتاً عظمت مدائن از دوره ساسانی به بعد می باشد که اردشیر بابکان پایه های شهر سازی [به اردشیر و یا بهرسیر کنونی عراق ] را در مدائن پایه گذاری کرد و یا شاپور ساسانی ، پسرش نیز شهر انبار [یا بزرگ شاپور] یا ذات العیون را به آن افزود و تاریخ طبری هم در صفحات 110 و 128 و 290 خود به این شهر انبار اشاره کرده است و یا فارسنامه ابن بلخی هم در صفحات 71 و 72 به مدینه شاپور در تیسفون اشاره می کند و بعلاوه  شاهان دیگر ساسانی هم هرکدام به محلات شهری آن افزودند. و شهر طیسوان یا طیسفون را گسترش دادند. و به نقل ص ..... کتاب مرآت البلدان، انوشیروان ایوان کسری را در شهر تیسفون بنا نهاد که هنوز بقایای خرابه های آن در این شهر وجود دارد و بعد از گشودن این شهر توسط اعراب کتاب فتوح البلدان و یا کتاب الفتوح ابن اعثم کوفی شرح مفصلی از چگونگی ساختار شهری این پایتخت ایران بدست داده است و یا به نقل ص 151 کتاب حدود العالم، قبلاًشهر بزرگی بوده است ولی بعداً به نقل  وی آبادانی آن را به بغداد بردند و احتمالاً در زمان ساخت و ساز شهر بغداد بوده که منصور عباسی دستور داد تا از آجرها و مصالح ساختمانی شهر تیسفون در پدیده ساخت و ساز شهر بغداد استفاده شود و نیز در ادوار بعدی تاریخ هم همیشه مورد توجه تاریخ نویسان ایرانی بوده است و یا در جنگ عثمانی و انگلیسی ها،  یعنی در نبرد مدائن، انگلیسی ها شکست سختی از   عثمانی ها و در نزدیکی این شهر خوردند و لذا پژوهش اینجانب با تکیه بر صدها منبع و مآخذ تاریخی سعی کرده است که چگونگی ساختار شهری و یا محلات و یا پلها و یا تحولات قومی و تاریخی لازم و این شهر معظم ایرانی را از  روی مستندات تاریخی در 4 فصل جداگانه تدوین بنماید که امید است روزی به چاپ برسد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

لبنان و سوریه و تحولات تاریخی آنها

از : دکتر محمد خالقی مقدم

اولین کتاب اینجانب 40 سال پیش بنام « جنگ داخلی لبنان» چاپ شد. از همان موقع هم به تحولات سیاسی خاورمیانه و حوادث سیاسی آن علاقه مند شدم و یا باعث تحقیق و جمع آوری تعدادی پژوهش ها در مورد کشورهای خاورمیانه گردید که شامل آثار مختلف ام در مورد جامعه یمن و یا  جامعه اردنی و جامعه عمان و جامعه کویت و حوادث تاریخی مصر [دوجلد] است و یا در مورد حوادث عربستان و عراق و ترکیه [ سه جلد] و امارات و قطر و بحرین و لیبی و تونس و غیره می باشد.

ولی مهمترین این اثرها، تحقیق چهار جلدی اینجانب در مورد حوادث سیاسی – اجتماعی لبنان – سوریه می باشد که از صدر اول اسلام تا دوران معاصر است یعنی تا سال 1393 ادامه دارد که دو جلد آن درمورد لبنان است که یکی مربوط به حوادث جنگ داخلی آن کشور می باشد و جلد دوم آن نیز به حوادث اجتماعی لبنان از صدر اول اسلام به آن پرداخته و یا از مستندات تاریخی دوره سلجوقیان به بعد و جنگ صلیبی ها در این ناحیه تا زمان حاضر می باشد. و دو جلد دیگر آن مربوط به ناحیه سوریه است و شامل تحقیق جامعی از سوریه قبل از اسلام و دوران تسلط رومیان  بر این ناحیه بوده و تا دوران چند سال پیش در سوریه را شامل می شود که بشار اسد در سوریه به قدرت رسید و جلد دوم آن نیز مربوط به حوادث سیاسی-نظامی و یا تحولات درونی شهرهای سوریه در جنگ داخلی معاصر می باشد که منجر به آوارگی 4 میلیون مردم سوریه و مشکلات 12 میلیون دیگر آنان شد و یا به ویرانی شهرهای حلب، حمص، حماة و دیگر شهرهای آن منجر گردید و یا دامنه جنگ داخلی آن ناحیه نزاع سرزمین های دیگر خاور میانه را تشدید کرد و از جمله ناامنی در عراق را بیشتر نمود. و یا امروز آوارگان کرد و علوی آن در شهرهای ترکیه بسر می برند . ولی هنوز آینده اجتماعی مردم این منطقه مشخص نیست و گرچه با ورود کلنل آلنبی انگلیسی به شهر دمشق که با کمک یک ارتش استرالیایی  بود و یا با  کمک تعدادی از اعراب شمال آفریقا و حدود 4000 عرب نواحی عربستان و غیره بود که به شهر دمشق آمدند و  به حکومت 400 ساله عثمانی به این شهر پایان دادند. ولی بعدا در درگیری بین فرانسوی ها و انگلیسی ها بر نواحی لبنان و سوریه که تا پایان جنگ جهانی دوم بود ناچار شدند که قیمومت فرانسه را بر این دو ناحیه خاورمیانه پذیرفته شود واما بعداً با  ده دولت کودتایی سوریه عملاً جامعه سوریه نظم پذیری سیاسی – اجتماعی لازم را نیافت و نهایتاً منجر به حکومت چهل و چند ساله حافظ اسد و پسرش شد که با کمک میشل عفلق مسیحی بود که پایه حزب های بعث سوری و عراق را ریخته بود ولی اکنون نیز این ساختار سیاسی – نظامی – اقتصادی سوریه بهم ریخته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

اهواز و تاریخ دو هزار ساله آن

از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری

خیلی ها در ایران، تصور صحیحی از تاریخ اهواز ندارند و برخی نیز فکر می کنند که تاریخ پیدایش آن به دوره شهر ناصری برمی گردد که در دوره ناصرالدین شاه می باشد. زیرا هنوز محافل علمی و یا دانشگاهی و نویسندگی ایران و متفکرین این شهر تا بحال  اقدام به تدوین تاریخ مستند این شهر مهم ایرانی نکرده اند و لذا تدوین تاریخ اجتماعی برای شهر اهواز نیاز مستند به هزاران سند تاریخی داشت و از این رو تاریخ اهواز را از دوهزارسال پیش تاکنون، مرحله به مرحله تعقیب تاریخی مستند کرده ام  و گرچه اهواز بعنوان یک سکونتگاه خوزی زیست دوره ایلامی است و تاریخ بیش از دوهزار ساله و عمر شهری دارد ولی تاریخ مستند آن که در اغلب کتب مکتوب و مستند قرون اولیه اسلامی هم ذکر شده است. بطور مستند به دوران اردشیر بابکان ساسانی برمی گردد.

زیرا تاریخنامه طبری، ایران در صفحات 107 و 109 و 377 و 379 – 380 خود از این شهر سوق الاهواز و بنام (هرمز اردشیر) یاد می کند. و نیز تاریخ بلعمی در ص.617 خود از آن یاد کرده است و کتاب فتوح البلدان هم در صفحات 133 و 134 و 139 و 141 و غیره خود و در ابتدای فتوحات اعراب از آن بنام هوز سیر  یاد  می کند و یا کتاب اخبارالطوال دینوری در ص 72 خود از اهواز بنام شهر هرمزدان اردشیر نام می برد و یا اشکال العالم جیهانی در صفحات 103، 104، و غیره  خود و یا کتاب تاریخ پیامبران و شاهان حمزه اصفهانی در صفحات 44 و 45 خود و یا فارسنامه ابن بلخی در صفحات 60 و 69 خود و یا کتب دیگر تاریخی نیز چنین مطالبی آورده است. و از جمله حمزه اصفهانی در قرون اولیه اسلامی و در ص 45 خود از اهواز به عنوان  هوجستان واجار ( یا بازار خوزستان = سوق الاهواز) یاد می کند که ساخت اردشیر بابکان است. و یا به نقل کتاب احسن التقاسیم  مقدسی ، اهواز در هنگام تسلط اعراب بر این شهر یکی از هفتاد و چند شهر مسکونی دوران ساسانی ها بود. و یا ابن اثیر نیز در کتاب الکامل خود از دو شهر رام هرمز اردشیر و هوجستان واجار در اهواز یاد می کند. و یا کتاب  یاقوت حموی در ص 81 کتاب خود می نویسد: نخستین کسی که رود آنرا ساخت ، اردشیر پسر بابک بود. و یا حمزه اصفهانی در این باره می نویسد :  هرمز اردشیر نام دو شهر است که اردشیر بابکان به هنگام تعیین حدود آنها، هر یک را به نامی مرکب از نام خود و نیز به نام خدای عزوجل [ هرمز = اهورامزدا + اردشیر] نامید و دیگری را بازاریان یا واجاریان که شهر بازاریان خوزستان است نامگذاری کرد [ یا هوجستان واجار] و در تعریب عربی بعداً اعراب آنرا سوق الاهواز نامیدند. و بعد از سکونت اعراب هم ، شهر اشراف آن نابود شد و شهرک سوق الاهواز باقی ماند. [مأخذ تاریخ پیامبران. ص 45] و در قدیم اردشیر بابکان با ایجاد نهر شاهجرد[ نهر شاه + کرد] اهواز را به دو محله شهری تقسیم کرده بود که با چرخ آبه  های چوبی از رود کارون نخلستان  های زراعی آن آبیاری شده و با حرکت طبیعی جریان آب ، آن به بالا کشیده می شدو باغ هایش  آبیاری می گردیدندو از این رو اهواز از قدیم یکی از شهرهای مهم کشاورزی تمدن ساسانی ها بود. و با نامیدن آن به نام اهواز ملقب از کلمه  خوز- خوزی بود و خوزستان هم از آن کلمه شهر خوزها اخذ شده است و یا  خودکلمه خوز هم به تفسیر کتاب مردم شناسی هنری فیلد از کلمه خوزی و یا سوزیانا اخذ شده است و از اقوام ایلامی بودند، که قبل از ساسانی ها و « هخامنشیان» هم در  منطقه خوزستان و شوش و ایذه و چغازنبیل و بختیاری و ایلام زندگی می  کردند و شوش و سوزیانا یعنی مکان زیست اقوام خوزی یا اقوام ایلامی بوده است. و کلمه اهواز نیز صیغه جمع اسم مفرد خوزی می باشد. که بعداً کلمه اخواز آن به کلمه اهواز تبدیل شده است. و یا در هنگام حمله اعراب به آن شهر، هرمزان حاکم ایالت ساسانی خوزستان بود. و در دوره بنی امیه هم اعراب خوارج در آن ناحیه مستقر شدند.  و بعداً یعقوب لیث صفاری در لشکرکشی اش برای برچیدن دستگاه خلافت بغداد به اعراب این منطقه تسلط یافت ولی به نقل ص 106 کتاب اشکال العالم و یا به نقل ص 138 کتاب حدود العالم یعقوب لیث در شهر جندی شاپور خوزستان مریص شد و لذا فوت کرد وگور یعقوب لیث  هم اکنون در جندی شاپور است و بعداً آل بویه جایگزین دولت یعقوب لیث شد و بعد از وی نیز اقوام ترک سلجوقیان بر خوزستان تسلط یافتند و شاخه مهم ایل سلجوقی آن یعنی قوم ترک افشار از دوران سلجوقیان تا دوران دولت افشاریه ناحیه خوزستان و کهگیلویه و لرستان را اداره می کردند و هنوز هم بقایای ایل افشاریه در دهستان ترک نشین افشار گندزلو و شوشتر دیده میشوند که از بقایای افشارهای دوران سلجوقیان هستند و نیز به نقش افشارها در دوره سلجوقیان خوزستان صفحات 260 و 261 کتاب راحه الصدور اشاره کرده است که چگونه شومله  افشار ترکمان از امرای سلطان محمد بن محمود سلجوقی بود و یابه غرس الدین پسر شومله افشار در ص 347 خود اشاره کرده است و یا کتاب سلجوقنامه  ظهیری در صفحات 67-68 خود و یا صفحات 190 و 191 کتاب اخبار امراء شاهان سلجوقی اشاره دارد و یا ص 319 و دیگر صفحات کتاب جامع التواریخ  اشاره کرده است و یا تاریخ ابن اثیر به آن اشاره دارد و یا ص 233 کتاب تاریخ بناکتی ، از شومله بعنوان والی خوزستان یاد می کند و یا ص 86 کتاب تاریخ وصاف از یعقوب بن  ارسلان افشاری خوزستان یاد می کند و یا ص 775 کتاب روضه الصفا به وی اشاره می کند و ص 51 کتاب تاریخ قزلباشان ، از این  افشارهای خوزستان نام می برند.

آری خوزستان از دوران سلجوقیان تا دوران زندیه در دست ترکان افشاری بود. که با قدرت تمام این ناحیه را اداره می کردند و حتی بعد از مرگ نادرشاه هم بقایای آنان تا دوران قاجاریه در خوزستان اقتدار لازم را داشتند که لایارد سیّاح اروپایی در سفرنامه اش از نقش اقوام ا فشار گند زلو در نواحی شادگان خوزستان یاد می کند.

اهواز یکی از شهرهای مهم در تمدن کشاورزی ساسانی ها در ناحیه خوزستان بود که بدلیل داشتن رودخانه های جاری مهم در خوزستان ، ساسانی ها، سکونتگاه های بشری اولیه آنرا با حفر کانال های آبیاری مدرن لازم، و با بستن سدها و بندهای مدرن  دولتی از شکل سکونت گاههای اولیه بشری خارج ساخته و به شکل شهرهای کشاورزی نیمه مدرن در آوردند. و یا نحوه ی تأسیس شهرهای کشاورزی از خوزستان به شهرهای دیگر ایرانی را سرایت دادند و این نوع نهرکشی های  کشاورزی هم با اقتدار دولتی و با تکیه به  پول های خزانه دولتی ساسانی ها بود که در منابع تاریخی مختلف به آن اشاره شده است و در کنار رودخانه های مهم کارون و مارون و جراحی و کرخه و دزفول و غیره نشأت می گرفت و عبارت بودند از نهر کشی های ساسانی که شامل نهر تیری در دشت آزادگان و یا نهر بط و یا نهر مسرقان در شوشتر و یا نهر ابله در کنار رودخانه اروند رود  و نهر بهمن اردشیر [ بهمنشیر کنونی] و یا نهر شادگان بود و به نقل ص 664 کتاب احسن التقاسیم غیر از شهر کشاورزی اهواز 77 شهر کشاورزی دیگر هم ساسانی ها تا دوران تسلط اعراب بر آن ناحیه را دایر کرده بودند که شهر ا هواز خوزستان بازار خرید و فروش کشاورزی گندم و غله و یا میوه جات کشاورزی مردم آن ایالت بزرگ خوزستان بود و یا مرکز بازار نواحی دیگر آن بود و بهمین دلیل هم آنرا سوق الاهواز  می خواندند.

و از شهرهای دیگر کشاورزی خوزستان هم بجز از شهر اهواز بقیه شهرهای کشاورزی دیگرش  هم بودند که شاهان مختلف ساسانی آنها را در کناره های رودخانه ها و یا بندهای مختلف و یا در کناره سدهای دولتی خود ساخته بودند و سدهای ساسانی مختلف آن ، نظیر بند میزان شوشتر و یا بند ساسانی شاوور و یا بند برج عیار و یا دریچه های سیفون آب شهر جندی شاپور و غیره بودند که ساسانی ها با استفاده از این نوع تأسیسات آبی مدرن در ناحیه خوزستان علاوه از تولید خرما و گندم و جو و باقلا و نخود و به نقل صفحات 104 و 105 اشکال العالم. نیشکر و غیره هم در خوزستان می کاشتند و  شهرهای ساسانی ساز خوزستان چنین بود که به نقل کتاب المأثروالملوک، در صفحه 140 خود از هویزه ی شاپورنام می برد. و یا کتاب مجمل فصیحی در صفحه 38 خود از شهر شادشاپور نام می برد و یا مقدسی در ص 186 کتاب احسن التقاسیم خود از شهر بهقباد [ ساخته قباد ساسانی] نام می برد. ویا روضه الصفا در ص 184 خود از شهر رام قباد   [ ساخته قباد ساسانی] نام می برد. و یا شهر رامهرمز خوزستان است که شهر مزبور  ساخته هرمز ساسانی بود و یا کتاب اعلاق النفیسه در ص 120 خود از شهر بهمن اردشیر خوزستان [ بهمنشیر کنونی آبادان] نام می برد و یا  کتاب منتظم ناصری  در صفحات 47 و 211 از شهر جندی شاپور خوزستان یاد کرده و یا در کتا ب فارسنامه ی ابن بلخی و در صفحه 82 آن کتاب از شهر شاد فیروز ساسانی نام می برد. و یا کتاب تاریخ فخری ذر ص 207 خود از شهر فیروز شاپور ( ساخته فیروز ساسانی) یاد می کند و یا تاریخ یعقوبی در صفحه 29 کتاب خود از عجم های ناحیه مسیان و  دجله یاد می کند که شهر استاد آباد اردشیر در دشت آزادگان کنونی خوزستان می باشد و یا یعقوبی در صفحه 464  خود از شهر روستقباد [ عسکرمکرم کنونی که ساخته قباد ساسانی بود] یاد می کند و یا ص  139 کتاب حدود العالم از شهر «وندو شاور » در کنار رودخانه شاوور یاد می کند و یا تاریخ بلعمی در ص 617 خود از شهر اپسارباد اردشیر      [ استاد اردشیر] و ریو اردشیر خوزستان یاد کرده است و یا در صفحه 623 خود از شهر برزج شاپور و یا درص 617 از بوذ اردشیر یاد می  کند.

ویا کتاب حدود العالم در ص 131 خود از شهر مسجد سلیمان کنونی و بعنوان مزگت سلیمان یاد  می کند که نشان می دهد که در دوران ساسانی هااین شهر خوزستان بعنوان یک معبد ساسانی بود. و یا شهر ارجان ( بهبهان کنونی) در کنار رود مارون ساخته قباد ساسانی بود.

آری خوزستان و شهر مرکزی آن یعنی اهواز به غیر از ناحیه بین النهرین و تیسفون پایتخت ایران، مهمترین منطقه کشاورزی تمدن ساسانی ها بود و یا شهرهای کشاورزی آن و یا انهار و بندها و تأسیسات کشاورزی آنها مهمترین تأسیسات و ابنیه ساسانی ها در سطح ایران بود و از سال 1304 شمسی نیز با استقرار سرلشکر زاهدی درشهر اهواز بعنوان مرکز استان خوزستان درآمد و لذا امروزه بزرگترین دوایر و سازمان ها و مرکزیت استان را در اختیار دارد و آشنایی علمی اینجانب هم با شهر اهواز به حدود 40 سال قبل برمی گردد که دوستان دانشجویم در دانشگاه تهران مرا به این شهر مهم ایرانی و یا به دیگر شهرهای خوزستان دعوت کردند و بخاطر علاقه ای که به این شهرهای خوزستان یافته بودم ، نخستین آثارم  را در 36 سال پیش در مورد شهرهای آبادان و خرمشهر و یا در مورد دشت آزادگان تألیف کردم که در سالهای 1361 چاپ شدند  و بعداً نیز تاریخ مستند اغلب شهرهای آنرا و از جمله در مورد شهرهای شوشتر و دزفول و شوش و بهبهان و حویزه و آغاجاری و و اقوام جانکی و افشار خوزستان و  اعراب کعبی و بنی طرف آن ناحیه نوشتم و یا به تألیف تاریخ جندی شاپور و شهرهای ساسانی خوزستان پرداختم. و امروزه تدوین تاریخ اهواز هم با هزاران سند تاریخی مستند آن مهمترین آثار علمی اینجانب می باشد که دین خود را به این شهر مهم تمدن کشاورزی ادا بکنم. که امیدوارم به زودی چاپ شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

شافعی، حنبلی و فقه های دیگر اسلامی

از : دکتر محمد خالقی مقدم

شکل گیری مذاهب اربعه اهل تسنن، برمبنای مستندات تاریخی، تنها از دوره هارون ا لرشید عباسی به بعد بود و قبل از آن دوره تاریخی، تنها، برداشت های اهل خوارج از دین اسلام و متون قرآن، رواج فرهنگی داشت. وبهمین دلیل هم خلفای بنی امیه در سرتاسر دوران خلافت خود، باخوارج سیستان و خوزستان و خراسان و یمن و بحرین و عمان روبرو بودند. ولیکن اولین فقه اسلامی، با تولد ابوحنیفه در سال 90 هجری در کوفه و با  وفات وی در سال 150 هجری در بغدا د شکل گرفت که بنام فقه حنفی نامیده شد و بعدأ در دوره مأمون عباسی هم فقه حنبلی در دین اسلام بوجود آمد و سپس فقه مالکی بودکه طرفدارانی در عربستان داشت و سپس هم فقه شافعی که طرفدارانش در مصر بیشتر بودند و گرچه سلجوقیان در اداره سرزمین های اسلامی خود و درعمل کردن به رویه قضایی و مدنی خود هر چهار نوع فقه مذاهب اربعه را پذیرفته بودند ، لذا در شهرهای مختلف سلجوقیان و بویژه در شهرهای مهم آن، کرسی های تدریس و یا دادگاه های شرعی را برای طرفداران هر چهار نوع فقه اسلامی دایر کرده بودند. ولی خود دستگاه دولت سلجوقیان عملاَ تابع فقه شافعی بودند و یا در بغداد مدارس دینی هر چهار نوع فقه دایر بود و بعلاوه در شهرهای مهم ایران چون اصفهان و نیشابور و یا بصره و بخارا و غیره . به همین رویه اسلامی عمل می شد که در پژوهش ام سعی کرده ام تا به این نوع مدارس فقهی چهارگانه در شهرهای اسلامی اشاره بکنم. و بر اساس منابع و براساس مستندات تاریخی آنها را بیان بنمایم. و نیز برمبنای مستندات مختلف تاریخی به علمای مشهور فقه شافعی و مالکی و حنبلی و حنفی و فقه جعفری در ادوار سلجوقی و ایلخانی و تیموریان و غیره اشاره بکنم. و بعداً پیدایش فقه وهابیت در دوره قاجاریه هم بوجود آمد که در ناحیه نجد عربستان پیدایش یافت و بتدریج به کشور قطر و یابه  دیگر بلاد اسلامی کشید. ونیزگرچه تصور اولیه همگان آنست که انگلسی ها به پیدایش فقه وهابیت کمک کرده اند و یادر گفتگوهای سیاسی خود این نوع پدیده را عنوان می کنند. ولی اسناد و مدارک تاریخی طور دیگر نشان می دهد چرا که انگلیسی ها هنگام تسلط برخاورمیانه ، چندان با فقه وهابیت موافق نبودند. و لذا به سکنه بحرین و یا عمان و یا در یمن و در جلوگیری از رواج فقه وهابی ها کمک های نظامی می کردند و یا به محمد علی پاشا خدیو مصر کمک کردند تا با حمله به شهر درعیه عربستان تعدادی از سران وهابی و سعودی را در آن شهر بکشد و یا بعد از جنگ جهانی و فروپاشی دولت عثمانی. هم چندین سال موافق سرکار آمدن دولت سعودی و رواج فقه وهابیت  در ان نبودند. و لذا مانع آن شدند که آنها به مکه و مدینه دستیابی نمایند و تنها در صدد آن بودند که بعد از دولت عثمانی، قدرت سیاسی در عربستان و سوریه و عراق و  یا دراردن بدست خاندان حسین شریف بیفتد. که از خاندان هاشمی مکه بود و خاندانی که کوچه مخصوص شریفات در شهر مکه را داشتند و یا قبل از وی نیز شریف های دیگر مکه هم پرده داران کعبه در دوران عثمانی ها و یا در حکومت 400 ساله آنان در عربستان بودند. ولی بعد از آنکه حسین شریف و فرزندانش در شهر مکه و یا در سوریه به زیر با رخواسته های سیاسی انگلستان نرفتند و لذا به قبرس تبعید شد. آنگاه انگلیسی ها حاضر شدند که سعودی ها و یا وهابی ها 6-7 سال بعد از جنگ ا ول جهانی و یا چند سال بعد ازنابودی ارتش عثمانی، به مکه و مدینه تسلط یابند. و امروزه نیز با تحولات نظام های سیاسی و ا قتصادی منطقه خاورمیانه، فقه افراطی، تکفیری هادر عراق و یا  در سوریه و سومالی و نیجریه و پاکستان و افغانستان و هندوستان  و یا در شمال افریقا و در لباس انواع گروه های داعش، شباب ، بوکوحرام و القاعده و نهضت جبهه النصر ه و غیره در حال ظهور است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

فقه حکومتی سپاه پاسداران چیست؟

امروز 220 هزار شرکت بزرگ و کوچک تجاری و یا صنعتی و یا ادارات خصوصی شده ایران و یا انواع      بیمارستان ها و مدارس و مراکز دانشگاهی خصوصی شده و یا نیمه دولتی ایران در دست سپاه پاسداران  است وتقریباَ از 78 میلیون مردم ایران 50 میلیون مردم  ایران در نظام اقتصادی کشورشان عضو سپاه پاسداران هستند. یعنی آن عده از افراد ایرانی که در سن اشتغال می باشند و یا به شکلی مشغول شده اند در تشکیلاتی به نام بسیج  متشکل گروهی شده اند که با عناوین بسیج ادارات و یا بسیج اصناف و یا بسیج دانش آموزی و بسیج کارکنان و بسیج دانشجویی و بسیج مهندسان انواع شرکت ها شده اند و از عمر اجتماعی این نوع تشکل ها ی بسیجی ایران 35 سال می گذرد و کثرت یابی آنهم در دوره دولت های نهم و دهم ایران بیشتر شده است و بعبارت دیگر بجز از بچه های کم وسن وسال ایرانی و در درون خانواده ها ، هر فرد برای یافتن شغل به عضویت این تشکل های گروهی در آمده اند. و از 78 میلیون جمعیت ایران اکثریت آنان مرحله به مرحله زمانی و در درون هسته های کوچک گروهی به عضویت این تشکل های بزرگ در آمده اند و بعد از عضوگیری از سر گروه خود آموزش شغلی دیده و برای یافتن یک شغل و یا برای گرفتن یک امتیاز اداری و یا تحصیلی بتدریج وارد این تشکل بزرگ ایران شده اندو اما هنوزهیچکدام از این  جمعیت بزرگ ایرانیان معنی و مفهوم و فلسفه و مرام حقوقی اقتصادی این تشکل بزرگ خود را نمی دانند و لذا اگر از هر  کدام از آنان فلسفه این تشکل و یا فلسفه عنوان آنرا بپرسی نمی تواند به شما توضیح چند سطری  و یا چند خطی و در مورد فلسفه عمل خودشان به شما بگویند. بهمین دلیل هم جامعه امروزین ایران، تحول بزرگ اجتماعی و تشکیلاتی یافته است ولی با تحول تشکیلاتی خود و تحول سازماندهی بدنه اجتماعی مردم ایران نسبت به دوره تشکیلات سابق مردم ایران، تحول مرام مذهبی در میان آنان بوجود آمده است. لذا امروزه مرام حقوقی- مذهبی اکثریت مردم ایران با مرام حقوقی مذهبی سکنه 30-40 سال قبل مردم ایران تفاوت ماهوی پیدا کرده است و همین تحول سریع اجتماعی ،   همراه با عدم آگاهی کامل نسبت به مکانیزم آن تشکل ، مشکلات زیادی را در رابطه بین آحاد جامعه ایران و مناسبات اجتماعی آنان بوجود آورده است و یا نظم حقوقی مذهبی سنتی سابق جامعه ایرانی را در خانواده ها و کسب و کارها بهم ریخته است. بویژه با ورود مدار بسته ها و لپ تاپ ها و سیستم اینتر نتی و یا موبایل و کار برها و یا آموزش های من درآوردی آن توسط افراد ناپخته و فروشندگان ،نظم حقوقی و رابطه زن و شوهری سابق و یا نظم حقوقی نظام اداری سابق و یا نظم حقوقی سابق شرکت های تجاری بهم ریخته است و یا مناسبات سابق اجتماعی مردم ایران در مراسم رفاقت خانواده ها و یا در روابط همسایگان و یا در صمیمیت درون خانواده ها یا در روابط بین پدر و پسری بهم ریخته است و احیاناً باعث رشد مشکلات و رسیدن آن به مرز 17 طلاق در هر ساعت ایرانی شده است.

لذا راه حل اجتماعی آنست که نخست به فهم آسیب شناسی مزبور پرداخته شود و سپس به رفع مشکلات مذهبی حقوقی آن پرداخت. لذا با مواعظ ساده مذهبی تحت عنوان" این شب های رسانه ملی ایران" نمی توان این نوع مشکلات را حل کرد و نیز بدون شفاف سازی در مورد مسئله مزبور نمی توان به بهبود مناسبات میان آحاد جامعه ایران پرداخت و بیشترین تقصیر هم در این زمینه متوجه دانشجویان 5 میلیونی دانشگاه های ایران است که به صرف آشنایی فنی با کامپیوتر و یا موبایل، به رواج یک نظم حقوقی- مذهبی جدید در جامعه ایرانی پرداخته اند که شناخت عمیقی از آن مسئله نداشتند. یا باعث رواج سریع آن در درون دانشگاهها و  ادارات و نظام خانواده ها شدند. یا نظام سرگروهی ویا زیر مجموعه ای دادن و تشکیل شرکت های  امنیتی و شکل دادن اقتصادی آنها را رواج عمومی دادند و بدون آنکه نظیر جوامع سوسیالیستی آسیایی عملاً و یا مرامنامه تئوریکی آن قبلاً برایشان روشن شده باشد و لذا امروزه برای جلوگیری از متلاشی نشدن بیشتر خانواده های ایرانی خود بهمدیگرباید sms بکنند و یا همگی به اداره ثبت احوال شهرهای خود مراجعه کرده و یا برای نشان دادن تفاوت یابی مرام حقوقی خود نسبت به دوره سابق جامعه ایران در روابط اجتماعی با دیگران نسبت به ثبت مرامنامه رفاقت و یا مرامنامه پدر و پسری و روابط کسب و کار سکنه 30-40 سال قبل ایران عمل بکنند که بر اساس مذهب رسمی عمل می کردند ولی  امروزه در شناسنامه های خود عنوان مذهب بسیجی را بنویسند و در توضیح جامعه شناختی این پدیده هم باید یادآوری کنم که فرق مذهب رسمی دین اسلام در آیین شیعه سنتی مردم ایران با مذهب مردم کنونی ایران که در تشکل های بسیج سازمان یابی اجتماعی پیدا کرده اند اینست که هنوز نمی خواهند آنرا علنی کنند و یا آشکارسازی بکنند و فرقش آنست که یکی براساس"فقه  اسلام معمولی" بنیانگذاری شده بود که عامل سازمان دهی ساده جامعه سابق ایرانیان بود و دیگری بر اساس" فقه اسلام تشکیلاتی "بنیانگذاری شده ا ست و گرچه از نظر اصول و مرام و قبول عقاید و قبول کلیت دین اسلام فرقی با یکدیگر ندارند ولی از نظر کاربردی شدن و یا نظام اجرائیات مذهب ویا تفسیر آن عناصرمذهبی ویا احکام دینی و نظام یابی قضاوت در آن نوع احکام دینی مردم ایران تفاوت ماهوی با گذشته یافته اند. بعبارت دیگر آن عده از ایرانیان که در 30-40 سال گذشته ایران زندگی می کردند اساس تشکل و سازمان یابی اشان در مشاغل شهرها و یا روستاها ودر درون خانواده ها و مزرعه ها و در نظام دولتی ادارات کوچک و محدود آن دوره تاریخی بر اساس" فقه مذهب اسلام معمولی" بود. که بصورت آموزه های دینی در سطح جامعه عمل می کرد که  توسط پدران خانواده ها و یا صاحبان مغازه ها و برکسب و کارهاحاکم بود و یا اداره ها و یا در درون خانواده ها ویا  روابط خود رابر اساس آن آموزه ها به حرکت گروهی در می آوردند. وبعبارت دیگرچون خرده مالک  مغازه های خود بودند و یا خرده مالک منزل خود بودند. ویاخرده مالک  شرکت های محدود و متعلق به مالکیت شخصی خود بودند. ولذا می توانستند قوانین ارث پدری و یا احکام مهریه زنان و یا نفقه دینی فرزند و یا نذر و یا اجاره و یا رهن و یا قرض و یا عقود دین اسلام را به اجرا در خانواده ویادر مغازه خود درآورند. ویا درنظام اداره مزرعه ها و یا در مغازه ها ویا درنظام شاگرد استادی خود و بدون  ضرورت مداربسته و یا بدون ضرورت تشکل های بسیجی و بصورت فقه اسلام معمولی به اجرا بگذارند. ولی چونکه امروزه اکثریت مردم ایران می خواهند که با رفاه زندگی بکنند و لذا نیاز به خانه خوب ویا شیک یافته اند که ممکن است ارث پدری آنان نباشد و یا نیاز دارند که ماشین خوب سوار بشوند و با ماشین های شیک و متعدد ،خیابان ها را به ترافیک بکشانند که حاصل دسترنج شخصی و یا حاصل ارث پدری آنان نیست و یا در مدارس شیک و خصوصی شده در س بخوانند ویا در دانشگاهها شهریه های کلان بدهند. ویا مغازه ها و شرکت های خود را انبوه از اجناس بکنند. و یا در بیمارستانهای مجهز مداوا بشوند و اداره این همه تمول و سرمایه اجتماعی و نظام سرمایه دادن  و یا سرمایه گرفتن از یکدیگرو بکار بردن انواع سرمایه ها در مغازه ها و یا منازل خود و یا برای تحصیل خود و دیگر فرزندانشان با اصول دین سنتی سابق ایرانیان فرق دارد ولذا دیگراجرای  قواعد حقوقی مذهبی خاص گذشته آن دوره تاریخی  ایرانیان امروزه دیگر برایشان امکان پذیر نیست.

وازاین رو بر خلاف کنترل مذهبی سابق از راه کنترل وجدانی ، امروزه نیاز به سیستم مدار بسته هاو یا لپ تاپ و اینترنت و یا نظام شرکتی و سرگروه و زیر مجموعه فردی وجود دارد که از اصول و قواعد حقوقی و مرامنامه مذهبی ویژه ای تبعیت می کند. ویایا باعث می شود که نظم حقوقی دیگری در روابط میان زناشویی و یا در روابط پسر و پدری و یا استاد- شاگردی مغازه ها و روابط (صاحب کار و صاحب مراجعه اداری) بوجود آورده شود که به یک نوع( اسلام تشکیلاتی و اسلام بسیجی) تبدیل شده است. که در درون آن سیستم جدید اجتماعی دیگر، کاربرد مفاهیم مذهبی سابق نظیر مفهوم مهریه و یا ارث پدری و یا آموزه  های هبه اسلامی ویاقرض اسلامی و یا اجاره و یا سایر قواعد حقوقی دین اسلام در نظام اجاره منزل و یا در امانت دادن و یا رقبات ویا عدم تدلیس امکان وجودی ندارد ولذا رعایت احکام خیارات و غیره با دین معمولی و سنتی مردم ایران فرق کرده است که در 30-40 سال قبل هر ایرانی برای اداره منزل و یا مغازه و یا خانواده خود در مورد احکام مذهبی مزبور از روحانیون دین اسلام روال اجرایی آن را سوال می کردند ویا در طی مکاتبات کاغذی خود [ نه اینترنتی یا موبایلی] ویا بصورت سوال شفاهی خود و رودررو از حوزه فقاهت قم می پرسیدند ولی با خصوصی شدن شرکت ها (حدود 220 هزار شرکت خصوصی شده در سطح ایران) و با کشانده شدن نظام بسیج به حوزه های تمامی ادارات و یا دانشگاه ها و یا مدارس ایران و یا به اصناف و با روند تبدیل شدن کارمند معمولی سابق ایرانیان ،به کارمندان  بسیجی و یا با تبدیل شدن دانشجویان معمولی سابق دانشگاه های ایران به دانشجویان  بسیجی و یا کارگران  ساده کارخانه های سابق به کارگر بسیجی ، امروزه تحول حقوقی مذهبی ویژه ای در روابط میان استاد شاگردی  مغازه ها و یا در نظام خانواده ها بوجود آمده است. و این پدیده معضلاتی را درنظام  ارث و یا مهریه و نفقه پدری ویا ولی بودن  پدرانشان پیش آورده است. که تنها تا 18 سالگی حتی معاملات پسران بعهده ولی خانواده مزبور بود ولی امروزه از نظر دین تنها تقبل مخارج فرزند وی در دین اسلام بعهده پدر خانواده باقی مانده ولی تصمیم گیری در مورد فرزند وی به عهده دوست دانش آموز بسیجی دیگرش در مدرسه است که بعنوان سرگروه بسیجی وی شده و عمل می کند و  یا ولی جدید او شده است و بدون آنکه تقبل مخارج و یا هزینه های زیر مجموعه دوست بسیجی خود را بپردازدو و لی فرزند یک خانواده دیگرشده  است و تنها حق ولایت از پدری آن  خانواده دیگر گرفته شده است. ویا ممکن است زنی را که در عقد مهریه فرد دیگری است را به زیر مجموعه شرکتی خود آورده باشد و از راه کنترل مداربسته ها انواع تصمیم گیری ها در مورد زن دیگران بعمل آورده شود و او را به اجبار اینترنتی وادار بکند. واز این راه نظم جدید اجتماعی در جامعه ایرانی رواج یافته است و یا نظم حقوقی جامعه سابق ایران دگرگون شده است و یا جایگاه تصمیم گیری افراد و یا سلسله مراتب آنها در نظام اداری آموزشی و خانواده ها بهم خورده است ولی هنوز با شعاردهی ها و یا پوستر چسبانی های سطحی، عملاً ادعا می کنیم که دین امروزی ما مردم ایران، همان روال دین اسلام سابق ما می باشد که در 30-40 سال قبل وجود داشته است . گرچه ایرانیان امروزه نیاز شدید به رفاه و یا استفاده از سرمایه های بانک ها دارند. و نظیر خرید مسکن مهر و یا وام دانشجویی و یا استفاده ازتسهیلات شرکت های  خارجی چینی و یا ژاپنی دارند و یا ازموسسات مالی اعتباری و غیره ..

و لذا حفظ مکانیزم رفاه از روشهای مزبوربرای زندگی اجتماعی امروزی مردم ایران یک نیاز اجتماعی شده است.

ولی هنوز شفاف سازی در مورد نظام حقوقی آن نیز برای جلوگیری از متلاشی نشدن بیشتر خانواده های ایرانی بوجود نیامده است. و به همین دلیل هم با ثبت علنی مذهب بسیجی خود در شناسنامه ها یشان یک نوع شفاف سازی در روابط میان انسان ها بوجود خواهد آمد و یا نظام رفاقت و دوستی ها و یا خویشاوندی آنها چندان خراب نمی شود و نظام روابط میان انسانها نسبت به جامعه امروزی بهبود بیشتری می یابد.

چرا که امروزه مردم 200 کشور جهان هنوز هم  مذهب خود را علنی می کنند و از یکدیگر کتمان نمی کنند.و فلسفه عدم کتمان مذهب هم بدلیل آنست که با مرام مذهبی حقوقی خاصی با یکدیگر باید معامله و یا ازدواج بکنند ویا در پذیرفتن حق والدین و یا خویشاوندی خود عمل بکنند و بهمین دلیل هم مذهب اهالی همه کشورها ی جهان، ٍشفاف بوده ولذا در شناسنامه های آنان نوشته می شود. که به دلیل اعلان علنی آن به همگان می باشد و نیازبه کتمان سازی آن مذهب خود ندارند. واصولا کلمه مذهب از کلمه ذَهبَ عربی آمده و بمعنی راه رفتن است و یا حرکت در مسیر معین و مشخص و جاده شفاف و آشکار می باشد. و لذا اعلان علنی آن هم امروز ضروری است و حتی 40 کشو کمونیستی جهان هم که برای استفاده از نظام سرمایه های دولتی درنظام اداره ویادر منزل خود ویا برای وسایل کار مغازه ها و یا در تأمین مایحتاج فرزندان خود استفاده دولتی می  کنند . ولذا فلسفه سرمایه داری دولتی را پذیرفته اند و آنرا درست می دانند که بدون تکیه به ،،سرمایه دولتی،، دیگر نمی توانند کار پیدا بکنند ویا فرزندان خود را به تحصیل بفرستند ولی اصول و مرامنامه نحوه استفاده از سرمایه های دولتی را بنام مرامنامه کمونیستی خود به همگان  اعلان شفاف کرده اند و هیچکدام هم از یکدیگر پنهان نمی کنند و بویژه در جامعه شوروی بعد از دوره یلتسین هم که آزادی مذهبی  به همگان این نوح جوامغ داده شد. و هنوز هم در  اقمار تجزیه شده آن بلوک کمونیستی به معنی بی دینی  مسیحی نیست و یا انجام ندادن عبادات مسیحی نیست که نیاز به پول و سرمایه ندارد و بجز از مراسم مذهبی  حودفقط در سایر  امور صنعتی و یا تجاری و اداری ویا درمغازه خود که نیاز به سرمایه دولتی دارند.

لذامرامنامه اقتصادی کمونیستی خود را به همگان اعلام علنی می کنند که به معنای نظام  حقوقی  مالکیت دولتی است و حفظ آن نوع مالکیت دولتی هم  با سیستم جاسوسی همگانی بنام کاگ ب می باشد. که نظام مالکیت دولتی را حفظ بکند و یا نظام استفاده از سرمایه هاکه از هم نپاشد. ولی در امور مذهبی و یا در امور خصوصی خود تحت کنترل  کا-گ-ب، نیستند و آزادی مذهبی هم دارند. و از این رو سیستم کا گ- ب آنها، جاسوسی همگانی را که پذیرفته است و یا فلسفه و مرامنامه اش به همگان آن جامعه روشن و شفاف کرده  است. که بدون آن سیستم شفاف دیگر استفاده همگانی آنان از سرمایه های دولتی وجود ندارد و از هم می پاشد. ولی در جامعه ما هنوز کاربرد کلمه نظام خصوصی سازی درهمه شرکت ها و ادارات ایران و یا کاربرد بسیجی کردن 50 میلیون ایران و یا بکار بردن انواع مدار بسته ها در همه ادارات و مغازه های ایران و یا عدم شفاف سازی در مورد آن با یکدیگر مغایرت حقوقی زیادی باهم دارد. و به معنی آن نیست که همه این شرکت های خصوصی،درمالکیت شخصی آنان باشد و لذا طبق قوانین سابق دین اسلام عمل بکنند تا به محض مردن پدران آنان فوراً اموال خصوصی آنها بلافاصله به ارث فرزندانشان رسیده و یا به هرکس مهریه از آن داده شود و یا در نظام اداری هم مدیر آن نوع اداره ها ویا کارمندان  مالی آن اداره هابه هر فرزندش  از آن اموال نفقه فرزندی بدهد و یا هبه خویشاوندی داده شود و یا نذر دینی بدهد. و در صورت ادعای چنین مسئله حقوقی از خصوصی سازی ها ویا قراردادهای شرکت های ایرانی دیگر نیازی به مدار بسته ها ندارند.ویادر بنگاه های معاملات ماشین و یا شرکت ها و ادارات محتلف نیست و چراکه صاحبان آن املاک خصوصی و یا مغازه ها واداره خصوصی ،مالک شخصی آنها بوده و طبق قوانین دین اسلام  هم در مورد اموال و املاک خود می توانند استفاده شخصی بکنند ، آری ا ین عدم شفاف سازی درموردسیستم حقوقی مداربسته ها که اکثریت مغازه های ایران و یا در ادارات آن و یا در رواج کلمه خصوصی سازی برای مردم اکثریت ایران بوجود آمده که سواد حقوقی اجتماعی لازم در مورد مفاهیم بسیج و یا نظام اداری ندارند و یا در موردنظام سرمایه گذاری ویا در نظام عوامانه سخن نگفتن رسانه ای ندارند ولذا نظام  مذهبی حاکم بر ادارات ویا شرکت های ایرانی را به ورطه مجهولی کشانده است . و یا باعث سوءاستفاده های بسیاری از مدیران اداره ها از این کلمه خصوصی سازی شده است و یا مراسم مذهبی و غیره را خراب می کند ویا نظام روابط خانواده ها را هم بهم زده است. و لذا علنی کردن و اعلان شفافیت در مورد آن پدیده امروزه ضرورت همگانی دارد.چراکه امروزه سرمایه دهها هزار مغازه شیک انواع زرگرانی که در شهرهای ایران  وجود دارد ولی سرمایه اش متعلق به سرمایه شخصی خود فرد صاحبان آن مغازه هانیست و نظیر ایام 30-40 سال قبل ایران نیست که مغازه زرگری مزبورکم سرمایه و محدود باشد. وبلکه متعلق به سرمایه گذاری انواع شرکت ها و بانک هاست که صاحب آن مغازه ها از آن بانک وام گرفته اند و یا بانک مزبور هم برای کنترل سرمایه گذاری خود در مغازه های آن زرگران هم مداربسته کارگذاشته است. ویا همینطور در دهها هزار نمایشگاه اتومبیل شهرهای مختلف ایران و یا درکاربرد اموال شرکتی های مهندسی ادارات نظیر کاربرد ماشین آلات راهسازی و لودر وتریلی، وگریدر که به دست یک جوان ایرانی داده شده است که در فلان وزارتخانه کار پیمانکاری می کند. و لذا تحت کنترل مالی اینترنتی نظام سرمایه گذاری امنیتی است. تا آن فرد از آن سرمایه ها و نظام سرمایه گذاری سوء استفاده شخصی نکند. و لذا با شفاف سازی مذهبی مزبور باید اعلان علنی و همگانی در مورد  سرمایه گذاری همگانی بشودتا ادعای فرزندان آن خانواده ها در مورد ارث و غیره بالا نرود که بمحض مردن پدر آن خانواده ها فوراً اموال  مغازه های  زرگری و سرمایه های آن مغازه به ارث فرزندان آنان درخواهد آمد و یا خواهران آنها با دیدن عظمت سرمایه آن کارخانه ها در دست برادرشان فوراً به سراغ او رفته و طلب انواع هبه های اسلامی ویا بخشش های اسلامی را از برادر خود بطلبند و یا در نظام رسانه ملی و برنامه پایش ،مسئولان صدا و سیما، انواع باورهای عامیانه را در مورد آن فرد کارآفرین و یا صاحب سرمایه شدن وی بوجود آورند و یا فرزندان کارمند مالی یک دانشگاه که اموال خصوصی شده آن دانشگاه در اختیار  اوست فوراً با تشخیص های فردی خود و یا باتوقع های بیهوده اطرافیانش انواع هزینه تراشی های اداری بیهوده بکند.

آری امروزه دین اسلام مردم ایران نظیر دین اسلام مردم ایران 30-40 سال قبل نیست که کاربرد مفاهیم دینی سابق باشد و هر چند همگی معتقد به خدا و نماز و روزه و مهریه و نفقه واحکام اجاره و رهن و غیره دین اسلام هستند ولی بجز از مسئله کاربرد عبادات خدا و پیغمبر و نماز و روزه در مورد اعمال شخصی خود ولی در مورد سایر عقود اسلامی دیگر نمی توانند نظیرفقه اسلامی مردم 30-40 سال قبل عمل بکنند و یا کاربرد آن مفاهیم دینی را از حوزه علمیه قم و یا دادگاه هابطلبد. چرا که طی انواع قراردادهای حقوقی عرفی خود که با نظام بسیج شرکت و یا اداره ها و یا در  محله های  خودبسته اند در نحوه استفاده از یک نوع سرمایه ویایک مغازه و یا دراستخدامهای شاگردی وی پذیرفته اند که بجز از نظام عبادات دینی، درمورد سایر مشاغل خود دیگر احکام مهریه و یا نفقه و یا رهن و یا اجاره، دین اسلام را در اداره آن  نوع کارخانه یا شرکت و یا دکان و یا بیمارستان و مدرسه دیگر را نمی توانند بکارگیرند.و یادیگر قراردادهای عرفی خود را در[ نظام شغلی  امروزو برای اداره منزل و یامحل دکان] جایگزین و یا جانشین قراردادهای مذهبی سابق عقود اسلامی  کرده اند و لذا به آیین و فقه جدید بسیجی در آمده اند. و با این کار  پذیرفته اند که در مغازه و یا منزل و یا ماشین خود مداربسته بکار برده و یا تحت کنترل دیگران و سرمایه خود باشند. و بجای کنترل مذهبی درونی و کنترل وجدانی خود در نظام خانواده و منزل و مغازه ها ی سابق خودبه کنترل مدار بسته ها در نظام سرمایه گذاری همگانی خود در آمده اند.

لذادیگر امروزه نمی توانند توقع ارث پدری از آن کارخانه داشته باشند و یا بعد از مرگ پدر خود فوراً صاحب آن کارخانه شده و آنرا به ارث ببرند و یا آنرا به معرض فروش گذاشته و یا کارگران آنرا مرخص بکنند. و یا به انحلال کارخانه مزبور و یا ورشکستگی آن منجر بشوند و یا پرستاران و پزشکان یک بیمارستان خصوصی هم را به همین سرنوشت دچار بکنند. و یا در دعواهای حقوقی خود میان اشخاص مختلف نظیر سابق عمل کرده و به کلانتریها و نظام دادگاه مراجعه بکنند و آنان هم طبق همان احکام اسلامی سابق و یا قوانین مجازات های اسلامی سابق وملهم از عقود اسلامی به صدور حکم در مورد آن دعوای حقوقی جدید بپردازند و یا با سوال مذهبی شخصی خود از حوزه علمیه ،سوال شرعی در مورد آن مسئله اختلاف دار بکنند.

چرا که نظام سوالات شرعی هم امروزه فرق کرده است و دیگر آن روحانی حوزه علمیه قم اصلاً نمی داند که مالکیت آن شرکت خصوصی یا اداره مزبور و یا نفقه آن فرزند متعلق به چه کسی  است؟ ویا نحوه سرمایه گذاری و یا اجاره و یا رهن آن مغازه و یا ملک به چه طریقی است؟ ویا با چه نظام گردش مالی اداره می شود؟ و لذا نمی توانند در مورد مسئله ای که به آنان مجهول است جواب شرعی و یا رساله ای هم بدهند. و تنها به نظام بسیج  جامعه روشن و شفاف است که املاک و یا اموال مزبور متعلق به چه کسی و یا شرکتی و یا مشارکت گروهی است و لذا اختیار و قضاوت ویا آگاهی نسبت به گردش اموال مزبور بسیح از راه مداربسته ها نسبت به پلیس معمولی و  یادادگاه های معمولی هم بیشتر شده است تا مورد کنترل اجراییه آن املاک بشوند و یا قضاوت در مورد آن تخلفات و یاآن  اموال وبصورت قضاوت های مخفیانه بشود و یا برای کنترل تخلفات مزبور هم نیاز به دادگاه علنی دادگستری ندارند. و بهمین دلیل عدم شفاف سازی نسبت به مسئله مزبور مرامنامه حقوقی اشخاص را در اداره شرکت ها و کارخانجات و ادارات و یا در مناسبات میان افراد و خانواده ها و خویشاوندان بهم خواهد زد و بهمین دلیل حتما باید شفاف سازی در مورد آن پدیده بعمل آید. و اصول مرامنامه عمومی اداره شرکت ها به 78 میلیون ایرانی آموزش عمومی داده شود که  در نظام خانواده ها وبه عنوان زیر مجموعه فرزندان آن خانواده ها شده اند ویا به عنوان ارباب رجوع اداری هستند ویا به عنوان خریداران و مصرف کنندگان اجناس و اشیاء آن شرکت ها هستند که به عنوان مرام نامه حقوقی طبقه حکومت شوندگان بسیجی ایرانیان میباشند ویا آموزش های تخصصی تری ببینند که آن آموزش های تخصصی و پیشرفته وبه عنوان مرام نامه حقوقی بسیجیان حاکم بر جامعه می باشد(نظیر آموزش های لازم بر طبقه بسیجیان حاکم بر ادارات وپدران خانواده ها و مدیران شرکت ها و دانشگاهها و استانداری ها و غیره) تا در سایه آن آموزش ها بتوانند به نحوه جدید استفاده از امکانات مدار بسته ها و لپ تاب ها و غیره آشنایی حقوقی یابند ویا در استفاده از اموال خود و اموال اداری و اموال شرکتی مزبورچقدر اختیار مذهبی و یا اختیار بسیجی و یا اختیار اداری دارند،زیرا بر اساس فقه حکومتی بسیج کشور خود می بایست تحت کنترل فقه حکومتی بسیج بالاتر از خودشان قرار بدهند و بدانند که دیگر نباید نحوه اداره اموال آن شرکت ها و یاکارخانه ها را با فقه اسلامی شخصی و یا فقه عمومی حوزه علمیه انجام بدهند و از این راه اختیارات شخصی به خود در نحوه اداره آن اموال ویا در رتق و فتق امور فرزندان دیگران وبا فقه عمومی جامعه بدهند وبه عنوان حقوق خصوصی خود از دین اسلام تلقی بکنند (یغنی ملهم از آموزه های دینی جامعه سابق ایران که از فقه معمولی  عقود اسلامی ویا از فقه آزادی عمل در بخشش های شخصی اسلامی در هبه اداری ویا هبه مذهبی و یا هبه خویشاوندی ویا ارث گذاری خانوادگی و یا مهریه خانوادگی و غیره تلقی کنند) و بدانندکه فقه حکومتی بسیج امروزه بر همگان جامعه ایران حاکم شده است و از این راه حقوق فرزندی خانواده های دیگر و یا حقوق خصوصی زنان مهریه دار خانواده های دیگر هم بپذیرند و احساس کنندکه دیگر نمی توانند در مورد حقوق خصوصی اعضای دیگر خانواده ها دخالت بکنند و آنان را در زیر مجموعه شرکتی خود در یک نظام اداری و یا شرکتی ببرند و یا در نظام بسیج مدرسه ای بکار گیرند.

چرا که امروزه همه خانواده ها و خویشاوندان ایرانی در کنترل مدار بسته ها و موبایلی قرار گرفته اند و برعکس تصورات سطحی از فقه عمومی در مورد نفقه پدری و یا مهریه شوهری و یا ارث خانوادگی ویا نذر و هبه و حقوق ولایت خانوادگی دارند و یا در مورد حقوق خاص خواهرو برادری یاد     گرفته اند.

آری در مورد این نوع ،،حقوق خصوصی،، و یا ،،حقوق دولتی،،، بسیجیان ایرانی ،مردم ایران باید از نو  آموزش های فقه حکومتی حدید دیده و مرام نامه حقوقی مذهبی و اقتصادی آن را باید یاد بگیرند و  یااین نوع مرام نامه جدید حقوفی را به همدیگر علنی بکنند و از یکدیگر مخفی نسازند.چنانکه در چهل کشور آسیایی این مرام نامه حقوقی علنی و آشکار است و لذا مخفی کردن و یا پنهان کردن آن سیستم اقتصادی    -  حفوقی جایگاه تصمیم گیری افراد را در نظام خانواده بهم می زند و یاباعث متلاشی شدن خانواده های ایرانی می­گردد و یا نظام اداری دوایر دولتی و بیمارستان ها را بهم زده و پدیده زیر میزی حاد جامعه را بوجود می آورد و یا نمی گذارد مردم نقش وزارت اطلاعات بسیج را بفهمند که چگونه مجبور است که نظام سرمایه گذاریها ویا استفاده از سرمایه ها و یا اشتغال زایی از راه آن سرمایه ها را حفظ بکند و در نتیجه گردش سرما یه ها در جامعه ایرانی نامعلوم خواهد شد و یا نحوه ادراک اهالی جامعه اسلامی و یانحوه اجرا و یا نحوه تفسیر و یا نحوه جاری شدن احکام اسلامی را در نظام ادارات و خانواده ها و شرکت ها بهم خواهد زد که جامعه امروزین ما و یاآسیب پذیریهای آن ناشی از این نوع ناآگاهی های اجتماعی است. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

 

 تهران- شهرسازی و ساختار کالبدی تهران در دوره دولت پهلوی

از دکتر: محمدخالقی مقدم جامعه شناس شهری

تهران، امروزه پایتخت ایرانیان و بزرگترین شهر ایرانیان معاصر می باشد و از حدود دویست و اندی سال عمر شهرسازی و شهرنشینی آن بخش عمده عمرش      ( یعنی 57 سال) در دوره پهلوی سپری شده است که تحولات کالبد شهری زیادی دیده است. ولی تا به حال 75 میلیون ایرانی معاصر هنوز یک شناخت معمولی و یا شناخت علمی از سیستم شهرسازی آن ندارند. و یا در دانشگاههای ایران کسانی که دکترای جامعه شناسی شهری و یا جغرافیای شهری می گیرند یا مدرک تاریخ و معماری وشهرسازی را می گیرند و آن را به خوبی نمی شناسند و دلیل این فقر، شناخت علمی هم آنست که شناخت یک شهر کوچک ایرانی هم برای پژوهشگران واقعا دانشگاهی هم پدیده مشکلی است ، چه رسد به شناخت یک شهر بسیار بزرگ ایرانی و یا پرجمعیت ایران و یاپر از محلات گوناگون و باوسعت زیاد وشهری نظیر تهران که حتی شناختش برای جمعیت هایی که اغلب هم از شهرهای کوچک دیگر ایران به آن مهاجرت کرده اند سخت است. و از این رو، پژوهش مزبور در مورد نظم شهرسازی و یا تحولات شهری تهران . برای اینجانب هم سخت ترین فعالیت نسبت به سایر پژوهشهایم بود. ولی احساس می کردم که اگر اینجانب هم سعی در جمع آوری و یا تدوین و طبقه بندی علمی دقیق آن نکنم، و یا به شناخت ساختار کالبدی شهری این شهر بزرگ ایرانیان نکنم. دیگران نخواهندتوانست و  نتیجتا تاریخ و هویت یک شهر بزرگ ایرانی گم خواهد شد. و از این رو با شگردهای سخت پژوهشی ام و یا با سخت کوشی های زیاد در ممارست و باپشتکار شبانه روزی زیاد و با مشاهده گریهای علمی و عینی ام از محلات مختلف آن و یا با جمع آوری دهها هزار سند تاریخی از آن که در لابه لای اسناد گوناگون گم شده بودند. سعی کردم که به تدوین تاریخ این شهر بزرگ ایرانی و در عمده ترین دوره تحولات کالید شهری آن بپردازم. اما مواجه با قلت منابع مدون آن گردیدم . و یا با نبودن نوشته جات و کتب تدوین شده عمیق مواجه بودم و لذا در راستای این پژوهش ام، علاوه از 16 سال مشاهده  گری تجربی - دانشگاهی ام و در ایام تحصیل در دانشگاه تهران ام،  و بعدا نیز 30 سال ممارست در مطالعات علمی و پژوهشی تاریخی ام بر روی 75 محله شهری تهران پایه گزاری شد و یا برای درک تحولات ساختار کالبدی تهران در دوره مزبور، مجبور شدم که هزاران سند از اسناد ساواک و یا اسناد محرمانه شهربانی قدیم ایران را جستجو بکنم و یا به مطالعه اسناد و گزارش نویسی های افراد سیاسی گذشته بپردازم که نسبت به اقشار عادی مردم هوش و فراست زیادی در درک و تدوین برخی از جزئیات  شهری تهران داشتند و یا دقت در ثبت وقایعی تاریخی داشتند که مشاهده می کردند و یابعمل آورده بودند و یا گردش آنان در ایام زندگی خود در درون شهر تهران هم نسبت به طبقه عوام با گزارشهای دقیقتر همراه بود. و بعلاوه پشتوانه دیگر این پژوهش اخیرم مهارت و تجربیات عمیق شهری ام بود که در تدوین تاریخ نویسی یا شناسنامه دار کردن علمی تاریخ و فرهنگ شهرها داشتم ویا در مورد حدودتاریخ 450 شهر ایرانی و دهها شهر جوامع دیگر بکار برده بودم که فهرست آنها در دایرة المعارف ایرانشناسی و آسیاشناسی اینجانب وجود دارد. و  حاصل آن نوع تجربه اندوزیهایم در مورد شناخت علمی تاریخ آن شهرهای دیگر ایرانی را در روش شناخت تاریخ معاصر شهر تهران بکار بردم. و لذا توانستم به دیدگاههای عمیق تئوریکی برسم ویا در علم جامعه شناسی شهری از تجربیات گذشته ام  به آ ن نائل آیم که بتوانم قوانین و یا نظام شهرسازی ایرانیان را درک علمی بکنم و یا  اسلوب و قاعده های تاریخی- جغرافیایی تکوین شهری و یا تحولات شهرها را درک علمی بکنم که مکتب جامعه شناسی شهری شیکاگو هم بدلیل نداشتن این نوع پشتوانه تجربیات عملی هم در حوزه جامعه شناسی  خودتنها شناخت لفظ جامعه شناسی شهری را یدک می کشد و  یاشناخت عمیق از مفهوم جامعه شناس شهری و قوانین اساسی آن ندارد. و نیز اگر فردوسی ایرانی توانست با صرف همه هزینه زندگی شخصی خود  ودر 30سال زحمت بتواند تاریخ و فرهنگ و زبان عجم و ایرانیان را زنده بکند و یا علامه دهخدا توانست، با صرف مشقتهای زیاد به جمع آوری فرهنگ تاریخی  ۱۰۰ حلدی ازواژه های فارسی بپردازد که نظیرش در سایر کشورها و جوامع آن وجود ندارد. اینجانب نیز مجبور شدم که برای عدم محو هویت تاریخی یک شهر بزرگ ایرانی ام و یا  عدم محوتاریخ پایتخت آنان، به مطالعه شبانه روزی بپردازم تا تاریخ  و تحولات یک شهر بزرگ ایرانی گم نشود و یا هویت شهرسازی آنان به نابودی کشیده نشود. که در آینده کسی نداند که این شهر ایرانی و یا محلات گوناگون آن چگونه  شکل گرفته است؟ و یا در چه تاریخ و به وسیله چه مکانیزمی به وجود آمده است؟ چرا که هرچند امروزه در اکثر دانشگاهها رشته تاریخ و جامعه شناسی شکل گرفته است و یا تاریخ برخی شهرها هم تدوین شده اند ولی اکثرا آثاری هستند که چندان غنی نمی باشند و بجز از کتب دوران قدیمی ایرانیان که اغلب به وسیله خانهای صاحب ملک نوشته شده بودند که به خاطر اداره ملکشان آن حوزه جغرافیایی را به خوبی می شناختند و یا به وسیله کاتبهای باسواد اداری مکتوب شده بودند که آن را می شناختند ولی اغلب تاریخ نویسیهای معاصر و یا پایان نامه های آن به معنای واقعا علمی نیست و بلکه یک نوع معلومات شخصی آن نوع نویسنده از رویت هایش و یا شنیده هایش می باشد که آن هم محدود به ایام زندگی خودش در آن شهر است و یک نوع معلومات شخصی نویسنده بوده و ایام دیگر تاریخ آن شهر را هم دربر نمی گیردو یا نظیر اخذشناسنامه انسانی هنوز شهرهای ایرانی دارای شناسنامه تاریخی نشده اند که جزئیات هر مقطع تحولش ثبت تاریخی شده باشد و از این نظر یک نوع تاریخ نویسی غیرعلمی و یا طرح جامع شهرسازی بیهوده برای آن مهندس نوپایی است که صرفا می خواهد با ژست های مزبور به فلان پول پیمانکاری دست بیابد و از این رو اینجانب مجبور شدم که در تدوین تاریخ شهرسازی تهران به 75 پژوهش مستقل بپردازم كه درمورد شناخت جامعه شناسي محلات شهر تهران بود و هنوز در هيچ رشته دانشگاهي و يا پايان نامه هاي آن وجود ندارد و نظير پژوهش جامعه شناسي محله شهري عباس آباد تهران بود و يا شناخت محله لاله زار تهران بود و يا شناخت محل كامرانيه تهران و تاريخ آن محله بود و يا شناخت محله مهر‌آباد تهران و تاريخش بود و يا شناخت محله اميريه تهران و يا  شناخت محله طرشت تهران بود كه هركدام ار محله های مزبوز از نظر وسعت خود به اندازه يك شهر ايراني است  و يا شناخت ده‌ها قصر دوران قاجاريه بود .نظير شناخت كاخ گلستان و يا كاخ نگارستان و يا كاخ بهارستان و  ثبت تحولات تاريخي آنها بود كه متأسفانه پرسنل ميراث فرهنگي  با ادعاهاي گوناگونی كه در رسانه ها و مطبوعات از حفظ ميراث فرهنگي ايرانيان مي‌كنندولی هنوز كوچكترين اهتمامی  در اين زمينه نكرده‌اند و يا دانشجويان علوم اجتماعي و يا شهر‌سازي کشور و يا  رشته جغرافي و یا رشته تاريخ به جز از شناخت لفظ  جامعه شناسي شهري و يا آموختن لفظ توخالي شهر‌سازي از اساتيد خود و يا  راهنمایی استادان خود در پايان نامه هايشان چيزي ياد نمي گيرند

آري انگيزه ام در اين تجربه تاريخ نويسي جامعه شناسي شهر تهران و يا ممارست در آن و یاتحمل زحمات تدوين آن ُشهرانگيزه عدم گم شدن تاريخ و هويت شهري پایتخت وطنم بود زيرا مي ديدم كه اگر اين جانب هم با اين همه از تجريبات فراوان خود و يابا قدرت مطالعه ام  به اين امر اقدام نكنم ، پديده‌ي تجاري شدن علم در دانشگاه های ایران و یا بيرون آمدن حدود  30- 40 هزار دكتراي نا آموخته از دانشگاه هاي ايران و با آن قلت معلوماتي كه در دانشگاه هاي كشور وجود دارد، قادر به شناخت  آن شهر ويا درك تحولات شهر‌سازي اين شهر بزرگ ايراني نخواهندشد و نتيجتاً تاريخ شهر  بزرگ تهران گم خواهد گشت و نظير شهرهاي گذشته ايرانيان نخواهد شد كه از بركت تاريخ نويسهاي باسواد ایرانیان و از برکت كاتب هاي اداري با سواد قديمي ایرانیان شناخته شده‌تر بودند و لذا شناخت تاريخ يك شهر بزرگ ايراني معاصر، گم خواهد شد به ويژه اينكه اكثر انتشاراتی ها ويا چاپخانه‌ها و يا مميز تشخيص های كتب علمي هم از اشخاص بازاري شده اند كه فقط به خاطر پول به چاپخانه روي آورده اند و لذافرق بين كتب مفيد و غير مفيد را نمي دانند و اين پديده  هم يك نوع مظلوميت براي شهر تهران بود كه شهر بزرگ ايراني شده است و یاحتي ده ها شهر دار گذشته‌ي آن هم در دوران پهلوي وبه خاطر مكانيسم اداري- سياسي خاص،اش كوچكترين مكتوباتي از عملكرد اداري خود برجاي نگذاشته اند که فرضاً در دوره شهرداري آنان ويا در دوره كارمندي عالي رتبه ي آنان در اداره شهرداري تهران كدام محله شهري شكل گرفته است؟ و يا كدام خيابان و يا ميادين كشيده شده است؟ و يا تأسيسات شهري‌اش چگونه تحول پيدا كرده است؟ تا براساس آن متون مكتوب مزبور، اشخاص مختلف بتوانند به تاريخ محله مزبور پي ببرند كه اکنون در محله تهران زندگي مي كنند و يا از راه آن آثار مكتوب معلوم بشود كه محله شهري مزبور در چه زماني شكل گرفته است؟  و يا چگونه دگرگون شده است؟ و يا شاكله ساختمان‌ها و تأسيسات شهري اش چگونه دگرگون شده است؟ و از اين رواهتمام و زحمتكشي‌هاي اين جانب هم بخاطر آن بود كه نگذارم هويت تاريخي محلات تهران از بين برود و يا تحولات شهري عمده آن و يا كالبدي آن  گم بشود و يا ايرانيان از لفظ شهرسازي و جامعه شناسي شهري فقط لفظ خشك و توخالي آن را ياد بگيرند ويا ندانند كه مفهوم جغرافياي شهري واقعی چيست؟ و لذا اين نوع زحمات شبانه روزي ام هر چند مفيد بود ولي هنوز يك اقدام شخصي مي باشد ، چرا كه  بقاي تاريخ و يا هويت شهري تهران به اهتمام ديگر ايرانيان نيز بستگي دارد تا آنان نيز با آموختنها و یايا خواندن آثار مفيد و يا سعي در نشر و پخش و ارائه آن در كتابخانه ها مانع گم شدن تاريخ شهر خود  بشوند و یا مانع محو هويت مكان زيست خود بشوند و يا با گرايش به آثار مفيد حاصل زحمات مفيد ديگران را قدر بدانند چرا تاريخ هر شهر يك نوع خودآگاهي همگاني نسبت به محله نشيمن خود مي‌‌باشد و اين پديده براي ملتي كه بيشترين دانشگاه‌ها و يا رشته‌هاي علمي را داير كرده است و یا دائما در رسانه‌هايش و مطبوعاتش برتري خود را اعلام مي‌كنند بسيار زشت است.

و در نهايت لازم به يادآوري مي‌دانم كه اين پژوهش اخيرم در سه جلد تدوين شده است كه جلد اول ودوم آن مربوط به دوره رضا شاه مي‌باشد و ساختار تحولات شهرسازي  دوره‌ي رضاشاه و يا نحوه تحولات معماري خانه‌هاي اعياني قديم تهرانيان در دروه ي رضاشاه را در برمي گيرد و جلد سوم آن نیز مربوط به تاريخ شكل گيري مدارس تهران و تاريخ بيمارستانها و سينماها و مؤسسات اداري و ورزشگاه ها و پاساژها و هتل ها و تحول خيابانها و ميادين و يا محله هاي شهري دوران پهلوي دوم مي باشد، چيزي كه پرسنل وزارت آموزش و پرورش هم كوچكترين شناختي به آن مدارس تهراني ندارند كه خود آن را اداره مي كنند و يا پرسنل وزارت بهداشت هم اشرافي بر تاريخ بيمارستانهايش ندارند كه تحت مديريتشان مي باشد و...  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

 

خلیج فارس- جغرافیا و ژئوپلیتیک آن

از: دکتر محمد خالقی مقدم - جامعه شناس

پژوهش مزبور، در مورد جزیره ها، خورها، دماغه ها و رأس ها و خلیج ها و بنادر و رودخانه ها و سیستم عوارض طبیعی – جغرافیایی حاشیه دو طرف دریای خلیج فارس و دریای عمان می باشد. و یا شناخت نسبت به جغرافیای کوهها و جبلها و عوارض طبیعی حاشیه ساجلی آن است و یا نحوه آبرسانی شهرهای ساحلی دو طرفش است و یا  شناخت مکانیزم شکل گیری شهرهای دو طرفش و امکان تداوم تاریخی اش می باشد که به خاطر مکانیزم پیدایش نفت شکل گرفته اند و یا بزرگ شده اند ولی عوارض طبیعی مانع آن توسعه می باشد. و یا مطالعه چگونگی نقش شرکتهای نفتی در آن دریا بوده و یا شناخت میادین نفتی آن می باشد و یا نقشی که دول مختلف جهان و قاره های مختلف در حیات اقتصادی خلیج فارس بازی می کنند.

 باید یادآوری کنم که امروزه خلیج فارس دارای مشکلات عمده زیست محیطی است و با دارای عوارض اقتصادی و مشکلات بندری است که اغلب مردم ایران از آن مشکلها غافل هستند و اغلب  فقط نام آن را شنیده اند ولی هنوز منافع اقتصادی ناشی از پیدایش نفت را به صورت فرصتهای اقتصادی و یا تهدیدهای اقتصادی نمی دانند که حیات اقتصادی و یا حیات شهرنشینی اغلب مردم ایران را تهدید می کند و یا نظام صنعتی واقعی آنان را تهدید میکند و یا در روند حرفه مندی واقعی ایرانیان و کشیده شدن به سوی مشاغل مفید را مانع می شود. و یا مانع پیدایش دروس مفید و یا درسهای دانشگاهی مفید می شود. و یا مانع تکنولوژیکی مفید ایرانیان می شود که به چه ابزارها و تکنولوژیهای مفید و یا به خرید و نصب آن نوع بپردازند و یا میزان آگاهی بخشی اجتماعی و یا رشد اطلاعات رسانه ای مردم ایران را محدود می سازد و لذا اغلب مردم ایران و یا سیستم آموزشی آنان را به اشتغالهای غیرمفید و غیرحرفه ای می کشا ند. و یا اغلب شهرهایش به آلودگی محیط زیست دچار می شود و یا به اتلاف انرژی در منزل و اداره و محل صنایع و محل کار خود کشیده می شوند و یا میزان اطلاعات مفید ایرانیان از مشاغل جدید جهان پایین نگه داشته می شود.

آری امروزه اقتصاد جهان و بویژه اقتصاد ایرانیان بر اساس نفت خلیج فارس و تکنولوژیهای ناشی از آن پایه گذاری شده است و یا بازسازی و یا دوباره سازی اقتصادی می شود ولی از سوی دیگر هم هنوز میزان سناخت مردم ایران و مردم جهان از پدیده خلیج فارس و مسائل آن بسیار ناچیز مانده است و لذا معلومات مردم ایران صرفا محدود به دعوا و منازعه بر سر نام خلیج در ترانه ها و  گردهمایی های اداری و یا سمینارها شده است و لیکن باید یادآوری کنم که سیستم جغرافیایی خلیج فارس و یا مشکل خاکها و عوارض طبیعی ان و یا آسیبهای احتمالی زمین شناسی و یا محدودیت رودخانه هایش در دو طرف و یا کمی میزان بارش آن و یا کم عمقی و یا گستردگی بیابانهایش و خاکهای غیرمرغوب در سرتاسر دو سوی خلیج فارس و عمان پدیده ای است که در گذشته تاریخ هم مانع آن شده بود که معلومات  اساسی از این منطقه جهان گزارش نویسی تاریخی بشود چراکه گذر از آن ناحیه بسیار محدود بود و لذا گزارشات تاریخی در مورد دو سوی خایج فارس نسبت به مناطق دیگر جهان بسیار محدود مانده بود و تنها بعد از پیدایش نفت مطالعه نقشه ها و وضعیت جغرافیایی – طبیعی آن مد اجتماعی شد و آن هم تنها در نشریات اروپایی و آمریکایی منعکس گردید و گاهی هم  به خاطر تعصبات عربی در برخی از نشریات عربی از خلیج فارس نام برده شده است ولی هنوز مطالعه علمی و اساسی در مورد خلیج فارس و در سکنه دو طرف آن وجود ندارد و چه برای قشر ایرانی و چه قشر عربی آن هنوز نامعلوم است و یا در دانشگاهها واداراتش هنوز انگیزه ای در مورد شناخت و مطالعه آن وجود ندارد و صرفا به خلیج فارس به عنوان مکان مسافرت نگاه می کنند و یا به آن سوی خلیج به عنوان مکان و محل  کاریابی نگاه می کنند و هرچند شرکتهای بزرگ جهانی هم که صنایع نفت و یا صنایع نظامی و یا صنایع مهم کشتیرانی را اداره می کنند در حوزه خلیج فارس حضور دارند و بزرگترین کمپانی های جهان هم می باشند ولی آنها هم بجز از پدیده استحصال نفت و یا امنیت آن انگیزه دیگری در مطالعه خلیج فارس ندارند. و  حتی نظیر نقاط دیگر جهان سعی نکرده اند که مطالعات و پژوهشهای اقیانوس شناسی و یا اقلیم شناسی و یا شناخت عوارض طبیعی و یا آلودگیهای زیست محیطی و آسیبهای اقتصادی بر روی منطقه مزبور بکنند و یا نسبت به عوارض شهرسازی بی مطالعه و یا بندرسازی بی مطالعه آن دقت لازم به عمل آورند و نیز اغلب مردم ایران هم از عواقب وخیم پایه گذاری زندگی شخصی خود بر روی اقتصاد صنعت نفت در منزل و یا نظام درسی و نظام تحرک مکانی خود و یا در نقلیه و نظام شهرنشینی و هزینه های اداری خود  غافل هستند و هنوز نمی دانند که چه عواقبی نااندیشیده ای ممکن است که برایشان به وجود آید که جایگزینی برای آن نخواهند یافت.   

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

   
   
   
   
__________________________________________________________

 

The largest,richest and most documented encyclopedia of Iranian and  and Architecture Studies and Anthropology, University of Science and Technology and the knowledge and understanding of the Iranian community hospitals in America and the continent of Europe and the Middle East

Effect: doctor Mohamed creator Frontline (1000 vol.)

Providing access DVD or download the appropriate action on Iran ahead of a crucial Library

 

 

·       List of Yranshnasy Encyclopedia of Asian Studies

Doctor Mohamed creator prior

 

The richest and largest encyclopedia

Iranshenasi Iranian society.

1000 volumes

 

__________________________________________________________

 

بزرگترین و غنی ترین و مستند ترین دایره المعارف ایرانشناسی و آسیاشناسی و استان شناسی و معماری و شهرسازی و مردم شناسی و دانشگاه شناسی و صنایع شناسی و شناخت بیمارستانهای جامعه ایرانیان و شناخت قاره آمریکا و اروپا وخاورمیانه

اثر: دکتر محمد خالقی مقدم ( 1000 جلدی )

برای دسترسی و تهیه DVD مزبور اقدام مناسب و یا دانلود از امکانات

 

 کتابخانه های مهم ایران بفرمایید

 

·       فهرست آثار دایره المعارف ا یرانشناسی و آسیا شناسی

دکتر محمد خالقی مقدم

 

غنی ترین و بزرگترین دایره المعارف

ایرانشناسی جامعه ایرانیان

1000 جلدی

 

 

 

 

واحد تحقیقات

ایرانشناسی 

غنی ترین دایره المعارف ایرانشناسی جامعه ایرانی در وبلاگ فارسی - دوشنبه هفتم آذر 1390

BUDGET

DVD-R                 up to 1 6X 

   DVD

Content:

 

 

·       List of Yranshnasy Encyclopedia of Asian Studies

Doctor Mohamed creator prior

 

The richest and largest encyclopedia

Iranshenasi Iranian society.

1000 volumes

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

سازمان برنامه و رابطه انحلالش با محو هویت دولت(۳)

نقش دولت، چرا سال به سال در جامعه ایران کمرنگ تر می شود؟

از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس

نقش دولت چرا در جامعه ایران کم رنگ تر می شود؟ سوالی است که جوابش به علت خصوصی سازی نهاد دولت می باشد ، بعبارت دیگر دولت با خصوصی سازی خود ، سال به سال هویت و ماهیت سابق دولت خود را از دست می دهد ولی به علت فقر فرهنگی حاکم بر فضای جامعه و رسانه ها و مطبوعات تنها « توهم دولت » در جامعه ایران باقی مانده است و نیز فقر درک مسائل باعث شده است که برخی فکر می کنند که امروزه بر اقتصاد ایران فضای مافیایی حکومت می کند و یا اقتصاد زیر زمینی بر جامعه حاکم است و یا با تعابیر دیگر ولی هیچکدام از این امور نیست و بلکه تنها ناتوانی مکانیزم های نهاد دولت در تنظیم جریان های اقتصادی است که خیلی ها از آن باخبر نیستند و به همین دلیل است که در طی یکسال اخیری که  از گرانی ها می گذرد و هر روز مطبوعات و رسانه ی ملی در مورد آن سر و صدا می کنند دولت مکانیزمی برای حل آن نمی یابد ! و بعبارت دیگر دولت با مکانیزم خصوصی سازی خود همه ی ابزارهای اعمال قدرت اقتصادی را از خود سلب کرده است و تنها تشکیلات پر هزینه  پرسنلی و بروکراسی وسیع اداری آن بر دوش مردم ایران باقی مانده است و بعبارت دیگر امروزه دولت خزانه ای برای تصمیم گیری و یا بودجه ریزی پرسنلی اش ندارد و بلکه همه خزانه مالی اش متعلق به یک رشته از سازمان ها و نهادهای اقتصادی و صنعتی و اداری است که از نظر حقوقی و قضایی مکلف به تبعیت از تصمیم گیری های دولت نیستند و به عبارت دیگر امروزه اغلب بودجه  ادارات و بیمارستان ها و شرکت های اقتصادی و ورزشگاه ها و اتوبان ها و یا سرمایه گذاری های نیروگاه برق و یا سد سازی و یا دانشگاه ها و سازمان شهرداری ها ، هر کدام بودجه خصوصی متعلق به خود آن دوایر می باشد و از نظر حقوقی و فرهنگ اداری هم به راحتی در اختیار تصمیم گیریهای نهاد دولت قرار نمی گیرند چرا که بعد از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که مکانیزم اعمال تصمیم گیریهای مالی بر این نهاد ها بود هر کدام از آنان دیگر یک واحد خودگردان مالی – اداری هستند که چندان هم در صدد هماهنگی با یکدیگر نمی باشند تا بودجه ای تنظیم شده و به مجلس فرستاده شود و یا کسری بودجه دولت معلوم گردد که امسال و سال گذشته با آن روند رو برو بود و نیز به نقل نشریه ی دنیای اقتصاد در شماره 5 دی 91 تازه جلسه توجیهی برای نمایندگان مجلس گذاشته می شود تا نسبت به بودجه ریزی آشنا شوند و در حالی که مدت ها از انتخاب شدن آنان به نمایندگی می گذرد و یا به نقل نشریه همشهری در مورخ 13 آذر 91 ، دیوان محاسبات مجلس گزارشی از رئیس بانک مرکزی در برداشت از پول بانکها و نحوه هزینه کردن آن خواسته است که خود وی نیز ناچاراً مهلت خواسته تا کارشناسان بانک وی آن را تهیه کنند و آنها هم آنقدر تسلط مالی و دیدگاهی ندارند که علل واقعی این مسائل را در گزارششان انعکاس دهند و یا در مطبوعات بارها از 70 میلیارد بدهی معوقه ی بانک ها بحث شده و علل آن از سوی دادستانی خواسته گردیده ولی هنوز مشخص نیست که با چه مکانیزمی اتفاق افتاده است و یا در نشریه ی دنیای اقتصاد در  شماره13 آذر 91  از ممنوع الخروج شدن 13 هزار نفر بدهکار بانکی بحث به میان آمده است و یا اغلب مطبوعات ایران در مورد علل به هم ریختگی نظام ارزی کشور در چند ماه گذشته چیزی نمی دانند و به دلیل فقر دیدگاه های کارشناسانه اقتصادی خود آن را به بخشنامه های مکرر و متضاد و گاهی متناقض با یکدیگر بانک مرکزی ربط می دهند لیکن واقعیت تحلیل جامعه شناختی اقتصادی ایران معاصر نشان می دهد که همه ی این نوع از مسائل به خاطر نوع پدیده های خاص اجتماعی است که در جامعه معاصر ایران اتفاق افتاده است و یا در اتاق بازرگانی ایران که یک مؤسسه خصوصی شده است وبرای سرپا ماندن اداره و پرسنل آن متکی به سه در هزار درآمدهای شرکت های مختلف شده است اظهار نظرهایی در مطبوعات می شود که نشان می دهد چندان نسبت به مکانیزم فرایندهای تجاری جامعه ایران و مشکلات آنان مسلط نیستند ولی همه اینها امروزه به دلیل فقرمطالعاتی اقشار اجتماعی مردم ایران و حتی فقدان دیدگاه  دکتراهای اقتصادی دانشگاه ها این مکانیزم ها شناخته نشده است و آن این است که امروزه اغلب شکل گیری پروژه های سد سازی و یا راه سازی و یا تأسیس دانشگاه ها و یا تأسیس کارخانجات و ایجاد شهرک های صنعتی و یا بیمارستان ها و ورزشگاه ها و مدارس خصوصی و غیره همگی نه از راه بودجه دولت و بلکه با مکانیزم سرمایه گذاری های بانکی شکل گرفته است و یا حاصل پولهایی است که از شرکت های سرمایه گذاری سهام عام بوجود آمده که مردم ایران با خرید سهام مختلف سرب و روی (فرضاً 134 هزار نفر در زنجان) ویا با خرید سهام پتروشیمی در شهرهای دیگر ایران و یا با خرید سهام کارخانجات سیمان سازی در شهرهای مختلف این نوع تأسیسات و شرکت ها و کارخانجات پاگرفته است و حتی بسیاری از پروژه های عمران شهری نیز امروزه با سرمایه گذاری بانک ها ومؤسسات شرکت های سهامی عام است که اغلب مردم ایران دیدگاه علمی در مورد آن ندارند و مکانیزم های آن را نمی شناسند و به همین دلیل این تصور عامیانه بر همه فضای فرهنگی ایران حاکم است که دولت همه ی آنها را با بودجه نفت سرمایه گذاری کرده است و یا خود را دچار اقتصاد تک محصولی نفت نموده است و در حالی که چنین نیست وبلکه مستندات تجربی نشان می دهد که احتمالاً بالای 90 درصد سرمایه گذاری های مزبور متعلق به بانکها و این نوع شرکتهای عام سهامی است (رقمی که بالاتر از نقش بانک ها در جامعه آمریکا را بوجود می آورد) .

آری این نوع مؤسسات که در 30-40 سال قبل در سطح جامعه ایران و شهرهایش وجود نداشت امروزه با سرمایه گذاری این نوع بانک ها شکل گرفته اند و مردم ایران از یکطرف از فواید آن استفاده می کنند واز طرف دیگر مجبورند که برای استفاده از فواید این نوع مؤسسات دانشگاهی و یا اتوبانی و یا خرید منزل و یا مسافرت خارجی ، انواع وام های مختلف نظیر وام ازدواج ، وام مسکن ، وام اشتغال ، وام دانشجویی ، وام کشاورزی ، وام حج ومسافرت ، وام خرید ماشین و ... از همین بانک ها بگیرند و یا از مؤسساتی بگیرند که بدهکار این نوع بانکها هستند و لیکن اشکالی که در این مکانیزم اجتماعی بوجود آمده است حذف شدن سازمان مدیریت و بودجه در دولت نهم و دهم بود که وظیفه  کارکردی اش تنظیم گردش مالی سرمایه گذاری های مالی مؤسسات مختلف و بازپرداخت بهینه آن سرمایه گذاری ها و مدیریت بهینه آن وام های سرمایه گذاری و یا نیروهای ماهر برای آن سرمایه گذاری بود و به همین دلیل با حذف این نهاد امروزه بحران گرانی و تعطیلی سریع مؤسسات و شرکت ها و پیمانکاری ها و شهرک های صنعتی در حال شکل گیری است و بحران مالی ایران وسیع تر از جامعه آمریکایی خواهد شد که تنها 80 درصد مؤسسات آن به بانک ها بدهکارند و به همین دلیل مطبوعات آن را صخره مالی و یا پرتگاه مالی دولت اوباما می دانند و در حالی که پرتگاه مالی مردم ایران رقمی بالاتر از جامعه آمریکا را بوجود خواهد آورد که فقر دیدگاه علمی مانع درک این مسئله می شود و از سوی دیگر دولت آینده هنوز دنبال آن است که کسری بودجه خود را که به یک سوم ایام سابق عقب نشینی کرده است با مکانیزم های اخذ مالیات و یا انواع ترفندهای 5 برابر کردن یارانه ها ویا با احتساب ارز با مبنای 2000 تومانی به جای ارز1226 تومانی و  غیره بودجه ریزی دولتی بکند تا پرسنل خود را حفظ کرده و بیرون نریزد ولی باید توجه بکند که دولت دیگر نمی تواند نظیر سابق به انحاء مختلف این نوع کسری وسیع  بودجه ی خود را جبران نماید بدون آنکه به گرانی های وسیع و یا بحران های سیاسی وسیع جامعه ایران را دچار سازد چرا که دولت خود با مکانیزم خصوصی سازی خویش اقدام به منحل کردن دولت خود وخزانه ی دولتی خود کرده است و یا خزانه ی خود را به یک سوم آن کاهش داده است ولی می خواهد که کارکردهای اجتماعی سابق خود را همچنان نظیر ادوار سابق نگه دارد و این امر امکان ناپذیر است چرا که امروزه دولت با مکانیزم خصوصی سازی و حذف سازمان مدیریت از تنظیم بودجه سازمان های مختلف نظیر تسبیح رشته پاره شده ای می ماند که تمام دانه های آن تسبیح هر کدام دارای یک خزانه خصوصی خودگران می باشند که رشته نخ جمع آوری کننده و به هم اتصال دهنده این خزانه های خصوصی ومیزان دخل و خرج آنها نسبت به هم بریده شده است و نهاد دولت دیگر نقشی در هماهنگی این نوع مؤسسات پراکنده و مختلف العمل با همدیگر ندارد و تصمیم گیریهای مالی این نوع مؤسسات خودگردان و خزانه های خصوصی آنها بایکدیگر ناسازگاری عمیق اجتماعی یافته است که گرانی ها و ورشکستگی شرکت های تولیدی ناشی از همین مکانیسم است و لذا مدیریت بهینه نظام بودجه سازمان ها و دوایر به هم ریخته است ولی مخارج پرسنلی وسیع اداره ی آن برکل جامعه ایرانی و جیب های خانواده ها تحمیل می شود و صخره مالی دولت ناشی از همین مکانیسم می باشد نه آن نوع تحلیل هایی که مطبوعات عرضه میدارد و به همین دلیل دولت دیگر نمی تواند کارکردهای سابق خود را نظیر دولت های سابق حفظ کند ولی مطبوعات همچنان در انتخاب نهاد دولت آینده نظیر رویه های سابق به دنبال مکانیزم های دولت اصلاح گرا و یا دولت اصولگرا می گردند و توجه ندارند که اصولاً مقتضیات اجتماعی جامعه ایران دگرگون شده است وبه همین دلیل دولت آینده تنها نهادی خواهد بود که بجای نهاد ریاست جمهوری های سابق صرفاً نهاد سازمان برنامه و بودجه و مکانیزم هایش به جای این کارکردها بنشیند چرا که تأسیس این نوع نهاد جدید دولت دوباره قادر خواهد بود که رشته نخ بریده شده خزانه های مؤسسات خصوصی خودگردان را دوباره به همدیگر اتصال بدهد و آن ها را به همدیگر وصل کند و یا مکانیزم شکاف عرضه و تقاضای پول و سرمایه و ارز را به هم بدوزد و یا  باعث بازگشت سرمایه گذاری های مالی شود که عملاً متوقف شده است و یا به توقف واحدهای تولیدی کشیده می شوند چرا که با حذف سازمان مدیریت در اوایل این دولت هرکدام از این مؤسسات و نهادها و ادارات یکنوع خزانه خصوصی برای بیمارستان و یا دانشگاه و یا ورزشگاه خود تشکیل داده اند که اولویت تصمیم گیری مالی و یا میزان هزینه سازی آنها و یا نحوه خرج کردنشان تابع اهداف پرسنلی است که در آن دانشگاه و یا بیمارستان واحد طرح برنامه و بودجه آن اداره را دارند  و به هر مقدار که کارمندانش عشق دلشان می کشد سفارش خرید کالا را به واحد خرید آن مؤسسه داده و یا هزینه های آن را هم از راه خصوصی سازی از ارباب رجوع اداری و یا بیمارستان ویا شهرداری می گیرند و دیگر در تنظیم بودجه و یا اولویت بندی مخارج آن احساس احتیاجی به فرستادن آن بودجه های اداری خود به کارشناسان سازمان مدیریت شهری نمی کنند که آنان هم در رده بالاتر تنظیم کرده و برای هماهنگی اش به مجلس بفرستند و به همین دلیل بسیاری از معضلات سرمایه گذاری های اخیر و یا  احتیاج آنان به ارز خارجی و یا مشکلات پیمانکاری آنها ندیده گرفته می شود که باعث این نوع بحران تولید و بحران گرانی ها در ماه های اخیر شده است و از این رو برای عدم دچار شدن مردم ایران به بحران های سیاسی آتی،  انتخابات دولت آینده ، دیگر نباید نظیر دولت های سابق باشد و بلکه چون که خود دولت به طور پیش قدمانه و از راه خصوصی سازی خود اقدام به انحلال تشکیلات ماهوی و خزانه ای خود کرده  است ناچار خواهد بود که جایش را به جای نهاد ریاست جمهوری به نهاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی ملت ایران بدهد تا کسی که انتخاب می شود به عنوان یک رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودجه ی دوایر مختلف ایران عمل کرده و وزرای سابق وی نیز نظیر معاونان  و مدیران دوایر سازمان مدیریت سابق باشند که به جای کارکردهای وزارتی سابق تنها کارکردهای کارشناسی بودجه و مدیریت سازمان های زیر مجموعه خود را در تشکیلات مزبور دنبال نمایند و نظیر مدیریت های سابق سازمان مدیریت در امور آموزشی و دانشگاه  ها(به جای وزیر علوم) و یا در امور ورزشگاه ها (به جای وزیر تربیت بدنی) ویا در امور سدسازی ها و نیروگاه ها (به جای وزیر نیرو)و غیره باشند و مردم ایران نیز مجبور خواهند شد که در رأی دادن خود توجه داشته باشند که این با ر به کسی رأی می دهند که دیگر نظیر دولت های سابق و کارکردهای سابق آن عمل نمی کند و بلکه کارکرد آن تنها تنظیم بودجه های عمومی کشور و رتق و فتق آن خواهد بود و یا اختیارات مدیران ادارات نیز در هزینه کردن دوایر و تحمیل مخارج آن بر ارباب رجوع اداری و بیمارستان که از تصمیم گیری های شخصی آنان نشأت نخواهد گرفت و بلکه تابع میزان بودجه ای خواهد شد که در نظام تلفیق بودجه کل کشور و یا در رابطه میان هزینه های جاری دوایر و دریافتی های آن دوایر برقرار می گردد وبدون این مکانیزم امکان حل شدن بحران سیاسی و یا بحران گرانی مردم ایران ممکن نیست و لذا باید توجه داشت که دولت آینده باید به جای تکیه کردن به بودجه خاص خود و یا راه حل های اجتماعی اخذ آن از ملت ایران، تنها می تواند به رتق و فتق بودجه بانک ها و سازمان های خصوصی و بیمارستان های خصوصی و ورزشگاه های خصوصی تکیه بکند. زیرا خودش بودجه ای مخصوص خود دیگر ندارد و یا نمی تواند آن را باز تولید بکند و فقط باید به دنبال مکانیزم  در به گردش در آوردن سرمایه گذاری های انواع بانک ها و شرکت های عام سهامی و یا  صندوق های مختلف پولی باشد که اقدام به دایر کردن آنها در سطح ملت ایران کرده است و  یا پرسنل دولت  را هم باید از نظر تخصصی و توانایی های اداری آنچنان دگرگونی ماهرانه یکند که دیدگاه کارشناسانه در رتق و فتق و دریافت فرهنگی از معضلات این نوع مؤسسات و بهبود بهینه کارآیی آن ها داشته باشند تا بتواند به تدریج از بار گرانی مردم ایران کاسته و نهایتاً بتواند شهرک های صنعتی درمعرض ورشکستگی را نجات دهد چرا که بدون این توانایی های مهارتی در نظام مدیریت سرمایه گذاری ها و  یا مدیریت پروژه های 900 گانه مهر ماندگار و یا در انواع پروژه های دیگر ایران سابق امکان سازماندهی این نوع بودجه ها با یکدیگر وجود ندارد و بلکه برای فهم بهتر مسئله نمونه ی ذیل را ذکر می کنم: فرضا ً امروزه 2500 دانشگاه نیمه خصوصی و خصوصی ایران از راه سرمایه گذاری های بانکی بوجود آمده است که مکانیزم آن چنین است که 4 میلیون و 800 هزار دانشجوی این نوع دانشگاه ها و مؤسسات برای تحصیل در این دانشگاه ها مجبور به اخذ وام شهریه و یا وام خوابگاه از صندوق های وام دانشجویی هستند تا بتوانند به تحصیل چهار ساله و یا بیشتر خود ادامه بدهند و خود آن دانشگاه ها هم پرسنل هیأت علمی و یا پرسنل اجرایی و نگهبانان و خدمه و پرسنل تعمیراتی و یا پرسنل ساخت وساز و بنایی دانشگاه های مزبور را از راه این شهریه های دانشجویی ویا شهریه های خوابگاه های خود گردان و یا پول بوفه های خصوصی دانشگاه مزبور ویا رستوران خصوصی آن و یا زیراکس خصوصی و کتابفروشی های خصوصی دانشگاه و غیره آن  تأمین می کند و برای آنکه این تعداد از دانشجویان هم بتوانند از وام های مزبور استفاده بکنند و آنها را به پرسنل خصوصی آن دانشگاه ها بدهند لذا صندوق های وام دانشجویی هم ، آن مقادیر از وام های دانشجویی را از بانک های مختلف کشور اخذمی کنند که  خود آن بانک ها هم سرمایه های مزبور را از حساب های سپرده مردمی و یا از حسابهای جاری مردمی و یا حساب های مختلف ذخیره آنان بوجود آورده و به حساب این صندوق ها می ریزند ولی زمانی که این نوع دانشجویان به دلیل فقدان دیدگاه فرهنگی خود وام اخذ می کنند نمی دانند که هر کدام بین 5 الی 10 -20 میلیون در ایام تحصیلی خود وام اخذ کرده اند و در ازای آن سند و قباله ی ملکی دیگران را گروگذاشته اند و چونکه به رشته هایی کشیده می شوند که چندان نیاز به استخدام فوری آنان وجود ندارد و یا بعد از فارغ التحصیلی هم مدتها بیکار می مانند لذا قادر به بازپرداخت آن وام های دانشجویی خود نیز نخواهند بود و از طرف دیگر  به خاطر فقدان برنامه ریزی آموزشی سابق (که در زمان رژیم پیشین آن مکانیزم را کارشناسان سازمان برنامه و بودجه انجام می دادند و یا  اولویت بندی های رشته ای و مفید بودن آنها را طبقه بندی می کردند و با در مکانیزم حق التدریس اساتید و یا نوع کیفیت تدریس آنان نظریه کارشناسی خود را می دادند ) امروزه برعکس این نوع کارشناسی ها را تنها پرسنل خود همان دانشگاه ها و کارمندان واحد وام دانشجویی دانشگاه ها و غیره انجام می دهند که اصولاً شناختی از رشته ی مفید تحصیلی از رشته ی غیر مفید ندارند و یا در هزینه کردن آن نیز از اساتیدی استفاده می کنند که چندان بر معلومات آن دانشجویان نمی افزایند که گاهی چند میلیون وام دانشجویی می گیرند و یا گاهی آن بودجه های دانشجویی را صرف امور تزئینی اتاق ها و یا میز کار خود می کنند که ربطی به نظام آموزشی دانشجویان و کیفیت تحصیلی آنان ندارد و یا در سایر مکانیزم ها بکار می گیرند و در نتیجه هم وام های بانک ها به آن دانشگاه ها معوقه مانده و به راحتی قابل بازگشت دوباره سرمایه مردمی نمی شود و به بقیه وام های دیگر معوقه 70 میلیاردی اضافه می شود که در مطبوعات درج نشده است و بعلاوه آن دانشجویان نیز بعد از پرداخت آن همه از شهریه های ناشی از وام دانشجویی از کیفیت خوب تحصیل نیز برخوردار نشده و از سوی دیگر بسیاری از اسناد و قباله های ملکی و یا سایر وثیقه های ضامن های آنان نیز در گرو بانک ها مانده و دردسر اجتماعی زیادی برای خانواده ها و خویشاوندان آن دانشجویان بوجود می آورد ولی هنوز هیچکدام از این دانشجویان و یا مطبوعات نخواسته اند که معلومات خود را در این باره افزایش داده و یا اساتید دانشگاه ها که از این راه تغذیه مالی می شوند و خود را چهره ماندگار می دانند حاضر نشده اند که شناخت خود را نسبت به این نوع مکانیزم ها بالا برده و یا مطبوعات حاضر نشده اند که با دگرگونی قلم فرسایی های خود در زمینه مسائل جامعه منجر به رشد آگاهی های اجتماعی در این جامعه گردند و در نتیجه دولت در زیر بار فشارهای مالی و رودربایستی های اجتماعی و توقع هزینه  های زائد پرسنلی مجبور می شود که به بودجه ای بیاندیشد که بار گران و سنگین آن بر دوش ملت ایران خواهد افتاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

سازمان  برنامه و رابطه‌اش با حزب در جوامع

ايران و اروپا و كشورهاي اسيايي (2)

از: دكترمحمد خالقي مقدم

جامعه‌شناس و برنامه‌ريز اجتماعي

در جامعه قديمي ايران اداره‌اي بنام سازمان برنامه وجود نداشت . بلكه اداره‌‌ي جديدي است ك از عمر آن در جامعه ايراني بيش از 60-70 سال نمي‌گذرد. ولي در طي همين 60 سال اخير هم به دليل فقر فرهنگي و يا فقر سواد اداري نسبت به فلسفه وجودي آن، هنوز معني و مفهوم واقعي خود را در جامعه ايراني پيدا نكرده است. و اين نوع فقر فرهنگي بخاطر آن است كه تا سال‌هاي 50-1340 شمسي جامعه فئوداليستي در ايران وجود داشت و يا شهرهاي آن كوچك و كم سواد بودند و بعد از انقلاب هم با آنكه تعداد زيادي دانشگاه و يا رشته تحصيلي داير شده است، ولي هنوز اغلب مردم ايران نمي‌دانند كه معني و مفهوم و يا كاركرد اين نهاد اجتماعي (يعني سازمان برنامه و برنامه ريزي در جامعه چيست؟) و يا چنين اداره‌ي جديدي در جامعه ايراني چه نقشي را بايد بازي بكند؟ و لذا اين فقدان معلومات نسبت به  كاركرد و فونكسيون اداره‌ي مزبور حتي بر بركساني هم كه سال‌ها آن را مديريت هم كرده‌اند حاكم بوده و صرفاً بصورت تقليدي تداوم سازماني اين نوع اداره جديد را از رژيم پيشين اخذ كرده‌اند، ولي به نقش واقعي آن چندان اشراف اداري و معلوماتي نداشتند و همين نقطه ضعف هم باعث شد كه در چند سال اخير عملا منحل گردد.

بايد يادآوري بكنم كه بعد از انقلاب سازمان برنامه برخي روساي جديد يافت كه نظير آقاي روغني زنجاني و يا آقاي ستاري‌فر و غيره بوده‌اند و يا عده‌اي كارشناس يافت كه ظاهراً اقتصاددان و دكتري هم بودند و نظير دكتر عظيمي و يا دكتر مشايخي و يا آقاي دكتر مسعود نيلي و دكتر مردوخي و يا دكتر برادران شركا و غيره بودند كه به اين سيستم اداري راه يافتند.

ولي آنان نيز به تاريخچه‌ و يا علل تشكيل و يا مكانيزم تشكيل اين نوع سازمان جديد اشراف عميق نداشتند و دقيقاً نمي‌دانستند كه هدف و يا فلسفه تأسيس و يا كاركرد اين سازمان در جامعه ايراني چه بايد باشد؟ و يا در برخي مراكز استان‌ها هم اداره سازمان برنامه استان‌ها نوپا بود و اغلب بعد از انقلاب تأسيس شده بودند و تعدادي از كارمندان آن شهرها را هم جذب كرده بودند ولي در مورد فلسفه تأسيس و يا علت تشكيل اين سازمان هم آموزش‌هاي  لازم را نديده بودند و به همين دليل هم نتوانست به يك نظام برنامه‌ريزي سازماني دقيق در جامعه ايراني منجر گردد. و يا گاهي كه فقط هزينه تراشي‌هاي مديران ادارات را كه با برنامه‌ريزي‌هاي شخصي و يا نظرات سليقه‌اي كه براي آن اداره مي‌تراشيدند آنها هم ارقام مالي آن را جمع‌آوري كرده و يا تدوين اسناد كرده و به مجلس براي تصويب مي‌دانند و همين نقطه ضعف‌ها هم باعث شد كه در دولت  نهم و دهم عملا سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور تعطيل گردد و عملا جزو زيرمجموعه وزارت كشور بشود و لذا امروزه بحران گراني‌ها و يا رشد تورم و يا سرمايه‌گذاري‌هاي غيركارشناسانه جامعه، نتيجه انحلال اين نوع سازمان مديريت مي‌باشد.

چرا كه اجراي يك رشته اعمال تقليدي در پذيرش سيستم اين اداره از رژيم پيشين و يا حفظ ظاهري اداره مزبور و يا عدم يادگيري كاركرد واقعي آن سازمان و يا حفظ تابلو و يا عناوين پرسنل‌اش و بدون آن‌كه به تاريخ اداري و يا شيوه عملكرد اين سازمان در جوامع ديگر جهان اشراف داشته باشيم معضلي است كه نمي‌گذارد تا اين اداره بصورت يك نهاد اجتماعي در جامعه ايراني عمل بكند و يا مجلس و دولت از كارشناسي‌هاي آن سود ببرد. و بعلاوه مباني اقتدار و يا شالوده‌گذاري سازمان‌ برنامه هم قبل از انقلاب و هم شالوده گذاري‌اش در جوامع ديگر جهان بر مباني ديگر اجتماعي و يا فونداسيون ديگر اجتماعي شالوده‌گذاري شده‌اند كه ما هنوز نخواسته‌ايم به اين نوع تفاوت شالوده‌هاي اجتماعي آن پي ببريم. چرا كه سازمان برنامه در جوامع ديگر جهان نظير اين سازمان برنامه در جامعه ايراني ما مبتني بر نظريات تعدادي كارشناس اداره و يا تحصيل كرده صرف آن اداره نيست، چرا كه برخلاف فهم اجتماعي ما از برنامه‌ريزي، تنها ارائه نظريات چند كارشناس در مورد يك رشته پروژه‌هاي اقتصادي كافي نيست، بلكه برنامه‌ريزي در جوامع ديگر جهان به منابع اقتدار برنامه‌ريزي اجتماعي نيز بايد تكيه بكند، چرا كه نظريات كارشناسي تعدادي كارشناس هم در مورد يك رشته طرح‌ها هم اگر خوب طراحي بشود ولي در همان جامعه عملاً مباني اقتدار عملياتي برنامه‌ريزي در دست مجلس و يا هيأت دولت باشد و يا در كارهاي اداري هم عملاً تصميم شخصي تعدادي از مديران تصميم‌گير آن اداره عمل بكند آن كارشناسي‌ها فايده ندارد و بلكه به يك نوع مباني اقتدار اجتماعي هم نياز دارد زيرا آن مديران به يك نوع مباني اقتدار شخصي براي مديريت فردي خود و يا قانون‌گذاري فردي خود اعتقاد فرهنگي كامل دارند.

به همين دليل چندان منتظر نمي‌مانند كه قوانين مصوب آن‌ها در مجلس و يا طرح‌هاي تصويبي در هيأت دولت با كارشناسي‌هاي تعدادي متخصص همراه بشود، اما چنين پديده‌اي در جوامع ديگر پيشرفته بشري رواج فرهنگي ندارد و بلكه سازمان‌برنامه در آن جوامع نهادينه فرهنگي شده است و لذا نمايندگان مجلس‌هايشان در جوامع ديگر يادگيري فرهنگي پيدا كرده‌اند كه با تكيه به منابع اقتدار قانون‌‌نويسي خود، نظام كارشناسي برنامه‌ريزي تعدادي متخصص را بهم نزنند و يا هم در ادارات تصميمات شخصي مديران به اين نوع برنامه‌ريزي‌هاي كارشناسانه عملاً توجه لازم داشته باشند و در هر چهار سال كه با تعويض هيأت دولت فرضاً 4000 مدير ارشد ادارات تعويض مي‌شوند و يا با آمدن آن مديران جديد ادارات و يا با تعويض دولت‌ها، نظرات شخصي و يا اقتدار مديريتي جديد آن برنامه‌هاي اجتماعي دواير و ادارات از هر چند سال دوباره دچار تغييرات عميق نشودو بلكه برنامه‌هاي معيوب آن فقط تعويض گردد، چرا كه در آن صورت ديگر نظام نظرات شخصي همان مديران در همان نظام ادارات، معني و يا مفهوم هر نوع سازمان برنامه و برنامه‌ريزي اجتماعي را در آن جامعه بهم خواهد زد.

آري، فونداسيون سازمان‌برنامه در رژيم پيشين هم طوري بود كه بخاطر اقتدار مستشاران آمريكايي كه مجري طرح‌هاي شركت‌هاي بزرگ اقتصادي در ايران بودند و مانع آن مي‌شد كه  حتي وزرا و يا مديران ارشد هم برنامه‌ريزي‌هاي كارشناسايانه اين نوع سازمان را بهم بريزند كه در جوامع ديگر هم ارتباط منطقي سازمان‌برنامه يا احزاب صاحب قدرت آن جامعه همين كاركرد را بازي مي‌كند و مانع آن مي‌شود كه برنامه‌ريزي‌هاي سازمان برنامه جوامع ديگر جهان دچار هوا و هوس‌هاي اداري زود گذر بگردند.

آري علت و فلسفه و هدف غايي اين نوع سازمان اداري تنها در جوامعي كه برنامه‌ريزي‌ها از مباني لازم اقتدار مشروعيت يافته است براي آن نوع برنامه ريزي‌ها بهره‌‌مند مي‌شود و مي‌تواند براي همان جامعه مفيد باشد و به همين دليل هم در جوامعي كه سازمان برنامه و بودجه آن كشورها با حضور مستشاران خارجي صاحب قدرت ديگر اداره نمي‌شود ضرورت مكانيزم ديگري بايد آن را هدايت بكند، زيرا در جوامع آسيايي كه نيروهاي بومي آن را برنامه‌ريزي مي‌كنند نظرات برنامه‌ريزي كارشناسانه همان افراد اداري مزبور هم طوري سازمان‌دهي شده است كه شوراي مركزي احزاب همان جامعه حافظ آن نوع سيستم برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي كارشناسانه باشد و لذا در كشورهاي بلوك شرقي (نه برنامه‌ريزي‌ها و نه بودجه بندي‌ها  در اختيارات و تصميمات شخصي مديران آن كشور هانيست) و بلكه در اين نوع از جوامع سازمان برنامه‌ بودجه ها بر خلاف جامعه ما در زيرمجموعه دولت و يا استانداران نمي‌باشد كه با تكيه‌ بر اقتدار اجرايي خود و بدون توجه به نيازمندي‌هاي عمومي و يا فني جامعه سرمايه‌گذاري بكنند. بلكه در اين نوع جوامع آسيايي اغلب سازمان‌ها برنامه‌هايشان در زيرمجموعه احزاب آن جامعه مي‌باشد، آري در آن جوامع، احزابي كه هم نمايندگان مجلس و يا هيأت دولت را از صندوق‌هاي رأي‌گيري بيرون آورده و هنگام با اين اقدام انتخاباتي خود برنامه‌ريزي و يا تصويب يك رشته برنامه‌ها را به همان مجلس و يا هيأت دولت هم مي‌دهند و لذا دولت و مجلس هم مجبور است كه با مديريت جمعي كارشناسانه همان احزاب هم در مورد بودجه‌ريزي و يا برنامه‌ريزي آن جامعه عمل بكند، و همين امر باعث شده است كه سازمان برنامه در چنين جوامع آسيايي، نهادينه اجتماعي بشود و حتي در تاريخ سياسي ايران هم قرار بود كه چنين باشد و لذا قبل از انقلاب طوري طراحي شده بود كه برخي از كارشناسان سازمان برنامه ]در عين داشتن نظرات علمي كارشناسانه‌ طرح‌ها و پروژه‌ها[ جزو شوراي مركزي حزب ايران نوين و يا حزب رستاخيز باشند تا نظرات كارشناسانه خود را با فرستادن به نمايندگان مجلس به مرحله قانون‌گذاري توأم با برنامه‌ريزي كارشناسانه تبديل بكنند و يا حتي انجمن‌هاي شهري آن دوران هم برخلاف عملكرد شخصي شوراهاي شهري كنوني در جامعه امروزي ما رابطه‌ عميقي با همان حزب داشت.

به همين دليل سازمان برنامه رابطه عميقي با حزب در اين نوع جوامع اروپايي و يا آسيايي دارد. و يا فلسفه و كاركرد حزب هم آن است كه هم كانديدا براي انتخابات مختلف به مردم معرفي بكند و هم برنامه‌ريزي‌هاي ضروري براي حيات اجتماعي آن مردم رأي دهنده را براي تصويب به همان نمايندگان كانديداي مجلس بدهد و يا به هيأت دولت و يا شوراهاي شهر بدهد كه توسط مساعي آن حزب رأي آورده‌اند. و به همين دليل برنامه‌هاي كارشناسانه حزبي در هيأت دولت و يا در قانون‌گذاري مجلس و يا در صحنه تعميم‌گيري‌هاي شوراهاي شهر عملاً به اجرا گذاشته مي‌شود و به همين دليل در اين نوع جوامع، سازمان برنامه تنها نظرات شخصي و يا علمي-تئوريكي تعدادي كارشناس محض نيست و بلكه رابطه عميقي با مكانيزم عملياتي كردن آن برنامه‌ريزي‌ها دارد كه از طريق مكانيزم احزاب صاحب قدرت در زمينه تشكيل هيأت دولت مجهز اجتماعي مي‌شود. ولي فقر فرهنگي و يا فقر شناخت در جامعه ايراني ما مانع شده است كه امروزه ما به  ضعف‌هاي كاركرد سازمان برنامه‌ و بودجه در جامعه خود عملاً پي ببريم و  يا حتي نخواسته‌ايم كه معني و يا مفهوم سياسي و علمي يك حزب را در جامعه خود نيز بدانيم و يا حتي روزنامه‌نگاران و روشنفكران به اصطلاح اصلاح‌طلب جامعه ما هم نخواسته‌اند كه هنوز معني و مفهوم واقعي كاركرد سياسي حزب در جامعه خود را بدانند و لذا از حزب تصورات عوامانه‌اي دارند كه صرفاً بايد در ايام انتخابات آن عنوان به كار رفته شود و يا در روزنامه‌ها از آن دم زده شود، ولي بعد از انتخابات ديگر حزب مزبور كاركردي در جامعه ما نداشته باشد و اين امر تصور ساده‌لوحانه از حزب هم در جامعه ما بوجود آورده است و نيز همين امر باعث شده است كه مفهوم حزب نيز نظير مفهوم سازمان‌برنامه‌ و مديريت در جامعه ما نهادنيه اجتماعي نشود.

و لذا در تعدادي از شهرها و كشورهاي آسيايي، نظام برنامه‌ريزي اجتماعي طوري سازمان‌دهي شده است كه نظرات كارشناسانه افراد و در مورد سرمايه‌گذاري‌ها و اشتغال‌آفريني‌ها جامعه تنها نظرات شخصي و غير كاربردي همان فرد كارشناس يك سازمان برنامه نباشد و بلكه تأمين منابع اقتدار لازم تصميم‌گيري براي آن نوع برنامه‌ريزي كارشناسانه است و هم از طريق مكانيزم قدرت حزب فراهم مي‌گردد كه در انتخابات نقش بازي مي‌كنند و لذا قدرت سياسي حزبي مزبور به قدرت برنامه‌ريزي كارشناسانه ضميمه شده است ولي متأسفانه ما هنوز هم مفهوم رابطه حزب با سازمان برنامه را نيز در جامعه خود ياد نگرفته‌ايم و علي‌رغم داشتن عناوين حزب‌هاي مختلف در ايام انتخابات، هنوز نقش واقعي خود را بازي نمي‌كنند، و يا هيچكدام از مبلغين آن‌ها هم مفهوم و معني واقعي حزب را در جامعه امروزي ما يادگيري نكرده‌اند و در حالي‌كه در برخي ديگر جوامع جهان معناي كاركردي حزب بر ايشان كاملاً روشن شده است. و نظير دفتر حقوقي براي سكنه رأي دهنده‌ همان شهرها عمل مي‌كنند و لذا بدون كاركرد اين دفتر حقوقي حزب هم مردم و يا نظرات كارشناسانه آن‌ها در فرايند انتخابات شركت نمي‌كنند. و يا برخلاف جامعه ما از نظر سياسي آن‌ها آموزش‌هاي ضروري را ديده‌اند و به خوبي مي‌دانند كه كاركرد يك حزب در جامعه آن‌ها كمك به تشكيل ساختمان دولت در همان جامعه است و بدون مكانيزم حزب، امكان شكل‌گيري همان ساختمان دولت هم وجود ندارد. و لذا به خوبي مي‌دانند كه وجود ساختمان يك حزب در شهرشان واجب‌تر از ساختمان يك دانشگاه و يا بيمارستان و استانداري مي‌باشد و در حاليكه در جامعه ما از 70 سال پيش و بر اثر آموزش‌هاي غلط‌ برخي  گروه هاي سياسي، مفهوم حزب در جامعه  ايران تنها به يك گروه‌بندي  با گرايش‌هاي سياسي محدود، اطلاق مي‌شود .و نظير احزاب جريان سوم و يا حزب وطن و غيره ...و در حاليكه مفهوم حزب در تعدادي از جوامع ديگر جهان، نظير جامعه‌ي آمريكا و يا روسيه و چين و انگلستان و يا  در برخي از جوامع اروپا ... نهادي است كه ضرورت اجتماعي تشكيل دهندگي كابينه دولت و يا بدست گرفتن شوراها و نمايندگان مجلس را دارند و يا مي‌توانند كنگره خلق چين و يا روسيه و تاجيكستان و يا ازبكستان را بدست بگيرند و لذا سازمان برنامه‌ آن‌ جوامع  نيز  در زيرمجموعه همان حزب‌هاي صاحب اقتدار به برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي و برنامه‌ريزي‌هاي كارشناسانه براي همان مردم شركت‌كننده در انتخابات مي‌پردازند.

به عبارت ديگر بر اساس آموزش‌هاي بنيادين و تئوري‌هاي عميق، صاحب‌نظران همان جوامع اروپايي و يا آمريكائي و يا روسيه آسيايي و يا چيني. طوري تئوريزه شده‌اند  كه كارشناسي ‌هاي صنعتي و اقتصادي يك فرد عضو سازمان برنامه آن جامعه‌ها تنها نظريه كارشناسي شخصي نمي‌شود كه  در سطح  همان جامعه كاربرد لازم  نداشته باشد و بلكه با مكانيزم سياسي‌ همان حزب آن نظريه‌هاي كارشناسي شده صنعتي و يا شهري و يا كشاورزي و با مكانيزم حزب مزبور معني و مفهوم عملياتي  واقعي خود را پيدا مي كند. و بر خلاف روش‌هاي ديمي، جامعه ما كه  برنامه‌ريزي صنعتي و يا شهري و مردمی در سفرهاي استانی رياست جمهوري را به‌صورت پيشنهادات مقطعي باشد و جماعت‌هاي اجتماعي سازمان نيافته و يا ديمي آنرابكار  اندازند. و يا بصورت برنامه‌ريزي‌هاي رفاقتي و يا طرح‌هاي پيشنهادات غير كارشناسانه بگردندد.و يا منجر به سرمايه گذاري  ديمي بشوند، ولذا در جوامع ديگرجهان دوایر سازمان برنامه و بودجه ها دراختيار ارگان‌هاي اجراي مديران و يا مديريت دواير نيست وبلکه براي اينكه همان مديران با تكيه به مقام اجرايي خود، نظام بودجه‌ريزي و يا برنامه‌ريزي را شخصي نكنند و يا براي اينكه نظام بودجه بندي و برنامه ريزي از اختيار مديران و نظام اجرائي آن‌ها خارج بشود و لذا جزو زيرمجموعه احزاب گرديده اند كه در جهت منافع عمومي و همگاني ومنافع صنعت همگاني و يا بهداشت همگاني همان جامعه بودجه‌ريزي بشود و يا سرمايه‌گذاري بشود. وبعلاوه در جامعه گذشته ما هم در دوره پهلوي  بدليل حضور مستشاران آمريكائي در درون سازمان برنامه كه حافظ نظام سرمايه گذاري‌هاي شركت ها‌ي خارجي بودند مديران ادارات و يا حتي وزراي دولت پهلوي هم جرات نداشتند كه برنامه‌ريزي‌هاي مزبور را شخصي و يا رفاقتي و يا غير كاربردي بكنند.و امروزه  در جوامع آسيائي هم كه مستشاران خارجي وجود ندارند ولي با آموزش‌هاي لازمي كه كارشناسان آن كشورها مي‌بينند و لذا در زيرمجموعه‌ احزاب قدرتمند تشكيل گرديده اند كه  حزب مزبور مي‌تواند مردم را بسيج كرده و به انتخابات بكشاند و يا نظام بودجه‌ريزي صنعتي و يا آموزشي و يا  بهداشتي را  با كمك كارشناسان  پخته‌ِي همان حزب را طراحي كرده  و بصورت مواد خام و قانوني  كه براي تصويب مجلس بفرستند و مردم آن جوامع نيز در مورد مشكلات ازدواج خود و يا اشتغال خود يا مسكن و يا سر فصل‌ها‌ي درسي كاملا كاربردي دانشگاهي خود و يا طرح‌هاي زراعي خود و يا عمران شهري پيشنهاداتي را  به پرسنل حقوقي حزب مزبورداده و آن را  پيشنهاد مي‌كنند و لذا آن‌ حزب  هم همان پيشنهادات مردمي را بصورت مواد خام قانوني  مهيا كرده و براي تصويب به هيات دولت و يا نمايندگان همان مجلس مي‌فرستند كه با مساعي همان احزاب همان مردم هم  به ْآن نمايندگان  مجلس و يا  هيات وزرا و مديران زير مجموعه  هيات دولت و يا شوراها شهر راي داده‌اند.  ولذا كاركرد حزب آن‌ جوامع ، برخلاف جامعه ما داراي دو نوع كاركرد است: 1- كاركرد دعوت‌ همان مردم به انتخابات نمايندگان مجلس و هيات دولت كه  نظير جامعه ما نيست كه مردم فقط  حقوق شهروندي‌شان در راي دادن  ايشان خلاصه بشود و بعد از راي گيري  هم همان نمايندگان و يا دولت به مصوب كردن برنامه‌هاي قانوني شخصي بپردازند و يا بدون توجه به نيازمندي‌هاي عمومي جامعه بپردازند۲-و به همين دليل در برخي از جوامع جهان احزاب برنامه هاي مدوني تهيه ميكنند  كه مجلس بايد آنرا در طي چهار سال دوره سياسي  خود بايد تصويب بكند و آن برنامه دادن به محلس را حزب مزبور بصورت برنامه‌ريزي لازم اجتماعي، در مي‌آورند و به همين دليل سازمان برنامه هم معني و مفهوم واقعي خود را در آن  نوع جامعه ها  یافته است .

و فرضااگر در برخي ادارات ما،پرسنل اداره كشاورزي افرادي هستند كه مجموعه كارمندانش فقط به خدمات رساني اداري- زراعي مي‌پردازند. و يا در اداره آموزش و پرورش فقط به فعاليت  آموزش و پرورش مي‌پردازند، سازمان برنامه آن جوامع ، هم سازماني است كه متشكل ازتعدادي كارمندان متخصص و كارشناس حقوقي دولت و يا كارشناس مالي  و يا كارشناسان توجيه اقتصادي طرحها و پروژه‌هاي دولت همان جامعه هستند و لذا دولت و مجلس بدون نظريه كارشناسي‌هاي آن افراد به تصويب طرحها  ويا لوايح و يا قوانين نمي‌پردازند. و  نظير جامعه ما نيستند كه سازمان برنامه از مقام اداري معاونت رياست جمهوري هم تنزل اداري يافته باشد و با زيرمجموعه قرار گرفتن در تحت‌ نظر استانداري‌ها، سه مرحله اداري  هم تنزل يافته باشد و يك كارشناس پخته‌آنهم  از مرحله كارشناسي طرح‌ها به مرحله دفترداري صرف تقليل يافته باشند و یا زير مجموعه دفتري ساير مديران و كارمندان اداري ديگر بشوند و يا استاندارها در حوزه استاني خود شخصاً كارشناسي وامهاي عمراني را و يا صنعتي را خود تصويب و بعهده گرفته و در حاليكه وقت و يا  كنترل دائمي و يا پيگيري اداري و تعقيب اداري لازم و یا پيگيري اتمام پروژه هاي اداري مزبور را ندارند كه در چه وضعي هستند ولي با سفارش فرستادن به اين بانك و آن بانك و غيره كه فرضا فلان وامهاي سرمايه‌گذاري را به افراد و یا اشخاص خاصی بپردازند. و يا گاهي هم با نظام كارشناسي شخصی به احياء طرحهاي رفاقتي و غيركاربردي و بدون قابليت  سود دهي  منجر شده و يا به فرآيند سرمايه‌گذاري غيرقابل برگشت جامعه ایرانی تبديل بگردد كه امروزه وامهاي معوقه بانك هاي ما  حاكي از اين نوع امر است و در حاليكه كاركرد اداري سازمان برنامه ها به خاطر آن بوده كه كارشناسي‌هاي سرمايه‌گذاري ها يا توجيه اقتصادي و يا فني و يا حقوقي آن طرحها را داشته باشند و يا مرحله به مرحله با تعقيب آن طرحها و يا با تشخيص ضروري بودنش و يا اولويت داشتن آن طرحها براي افراد آن جامعه باشند و  يا رفع نيازمندي‌هاي  همگاني را به آن سرمايه گذار یها بدهند و يا مرحله به مرحله اتمام آن پروژه‌ها را تعقيب اداري بكنند و يا جنبه اقتصادي كردن آن سرمايه‌گذاري‌ها را تعقيب اداري  بكنند كه استانداران ما  تابحال مجال  برنامه‌ريزي براي چنين اموري را نداشتند و بهمين دليل هم در اين نوع جوامع ديگر جهان  سازمان برنامه در زير مجموعه احزاب  قرار گرفته‌اند.(نه زير مجموعه مقامات اجرايي) و يا نظير جامعه ما نيستند كه نمايندگان مجلس آنها بعد از مرحله انتخاب شدن خود بجاي ايفاي وظيفه قانون گذاري خود در دفاتر استاني خود بنشينند و به سفارش دادن وام گيري و يا  دادن شغل و يا دادن  تراكتور به افراد خاصي  بپردازند كه به دفتر  شخصي آنها مراجعه مي‌كنند و و بعدا هم همان سفارش‌هاي مالي  آنانرا  پرسنل سازمان برنامه و بودجه‌ريزي همان  استان هم به مجلس  بفرستند و يا پرسنل اداري همان سازمان برنامه هم از روي اجبار، همان تصميمات اداري شخصي نمايندگان شهر را و يا مديران شهر را كه بصورت ليست مالي غيركارشناسي شده اداري بكنند و براي تصويب بودجه اش به مجلس بفرستند و بلكه در تعدادي از جوامع ديگر جهان  اغلب احزابش هم مشوق همان مردم به راي دادنها در هنگام انتخابات هستند و هم نظير وكلاي حقوقي همان راي دهنده‌هامي‌باشند و لذا با كارشناسي‌هاي دائمي دفتر  خود (كه مندرج در اساس نامه ها و مرام نامه  تشكيلات آن ها شده است). همان پيشنهادات مردمي شهر خود را به صورت مواد خام قانوني  درآورده و يا به صورت برنامه‌ريزي عمومي و همگاني و يا برنامه ريزي اجتماعي همگاني همان خامعه درآورده و به نمايندگان همان مجلس مي فرستند و لذا همان مردم هم دوباره  با علاقه مندي   و به دعوت همان حزب ها به راي دادنهای دفعات بعدي مي پردازند و نيز مي‌توانند با راي دادن خود به  برنامه‌ريزي هاِي دلخواه خود برسند  و از جمله در حل مشكلات  اشتغال‌زايي خود  و يا در طرح هاي  عمران شهري خود و يا درحل شدن طرح‌هاي زراعي و يا دانشگاهي خود برسند. نه اينكه نمايندگان مزبور بعد از  اخذ راي هم  به منافع عمومي  جامعه خود توجه نكنند. و يا اينكه بجاي دادن پيشنهادات اقتصادي لازم به مجلس از  طريق وكلاي حقوقي حزب مورد اعتماد مزبور  صرفا حل شدن آن مشكلات اقتصادي جامعه خود  را به مجري برنامه پايش تلويزيوني اشان يعني به آقاي حيدري و يا اسفندياري بفرستند كه برخي از آن مشکلات را در تلويزيون پخش بكنند و بدون آنكه مجاري اجرائي شدن آن انتظارات وجود داشته باشد و يا همان مردم نتوانند كه از طريق مصوبات لازم مجلس وزير علوم جامعه خود را مجبور كرده و يا مجموعه مديران آموزش دانشگاهي را قانع اداري بكنند كه  فرضادر 140 واحد درسي مكانيك دانشگاهي دانشجويان تجديد نظر لازم را كرده كه با هزينه هاي گران خصوصي سازي شده‌اش ميگذرانند و یا بايد دروس كاربردي مكانيك برايشان تنظيم  بشود و يا  فرضابه حذف سرفصل‌هاي درسي غيركاربردي و رفاقتي توسط مديران آموزش ها منجر بشود.

آري هر چند بعد از سال 1336شمسی در تاريخ ايرانُ امكان شكل گيري برخي از احزاب در ایران فراهم شد ك بتوانند به تشكيل ساختمان دولت بپردازند و از جمله حزب مليون{و در دوره نخست وزيري دكتر اقبال بود}و يا حزب ايران نوين در دولت هويدا بود و يا حزب رستاخير دولت جمشيد آموزگار بود و يا بعد از انقلاب اسلامي هم نظير حزب جمهوري اسلامي بود و يا حزب كارگزاران سازندگي و يا حزب مشاركت بود كه در دولت آقاي خاتمي قرار داشت و يا احزاب اصول گراي دولت نهم و دهم بود ك در تشكيل ساختمان دولت ايران نقش بازي كردند ولي به دليل آنكه كاركرد نهاد دولت با نهاد حزب در احزاب دولتي مزبور طوري مخلوط شده بود كه شوراي مركزي همان حزب‌ها نخست وزيران و يا روساي مجلس همان دولت‌ها مي‌شدند لذا احزاب ايراني مزبور نظير احزاب آمريكا و يا اروپا و يا نظير احزاب سياسي روسيه و چين و تاجيكستان دائمي نشدند كه فرضاً 60-70 سال سابقه‌ي تاريخي بيابند و به دليل اين نوع مخلوط شدن كاركرد دولت و حزب با يكديگر، همه اين احزاب دوامي بيشتر از 4 الي 8 سال بيشتر نداشتند و به دليل زير سوال رفتن برنامه‌ريزي های كادر هيات دولت در همان دوره‌ي تاريخي، از نظر مردم حزب مزبور و هم وجهه اجتماعي خود را از دست داده و منحل مي‌شدند ولي كاركرد در اغلب احزاب ديگر جهانی  کارکرداحزاب ماوراي دولت هستند و يا احزاب سياست‌گذار برنامه ريزي‌هاي دولت ها هستند و لذا پرسنل مهم آن احزاب هم در هيات دولت مزبور شركت نمي كنند و يا افراد مهم همان دولت  هاهم جزو سياست‌گذاران اجتماعي همان حزبها نمي شوند و لذا كاركرد دولت و حزب مزبور از هم جدا مي ماند تا اگر برنامه‌ريزي‌هاي یک دولت و در طي يك دوره تاريخي موفق نشود ویا با مشكلات اجرائي رو به رو گردد و پرسنل دولت مزبور در جامعه به زير سوال برود، عملا همان حزب وجهه اجتماعي خود را در همان جامعه از دست نداده باشد و دوباره باقي  بماند و در انتخابات دوره بعدي مورد اعتماد و وثوق همان مردم باقي ب‌ماند و لذا مردمشان را به راي دادن دوباره به نمايندگان جديد و يا به هيات دولت جديد دعوت بكنند كه عيوب برنامه‌‌ريزي سابق هيات دولت را و يا قانون‌گذاريهاي مجلس سابق را رفع بكنند. و لذا فرآيند شركت در انتخابات هم به زير سوال نمي‌رود. و به همين دليل هم احزاب در اين نوع جامعه‌ها خارج از چهارچوب دولتها باقي مي مانند. و طوري تئوريزه اجتماعي شده‌اند كه مي‌توانند مشكلات اجتماعي و يا روند دگرگوني برنامه‌هاي همان جامعه را از طريق  انتخابات بعدي حل بكنند. و به همين دليل هم است كه در جامعه آمريكا و يا چين و يا تاجيكستان و اتحاد جماهير شوروي كاركرد حزب بعد از فروپاشي شوروي هم  در اين جامعه‌ها چندان به زير سوال نرفته است و عملا مي توانند به برنامه‌ريزي‌هاي عمومي جامعه منجر بشوند و يا احزاب و سازمان برنامه زير مجموعه آنها  موفق عمل بكنند و درجامعه  آمريكا هم عملا مي توانند به برنامه‌ريزي‌هاي صنعتي بپردازند. و لذا مديران اداري در اين نوع جامعه ها به دليل مكانيزم  حزب مزبور قدرت شخصي كردن برنامه ها و يا بودجه‌ريزي‌ها را ندارند و لذا سرمايه‌گذاري‌هاي آنها هم جنبه عمومي يافته ویا مورد احتياج عمومي مي‌شود و به مرحله سوددهي و بازده لازم مي‌رسند و مي‌توانند نيازهاي عمومي و همگاني جامعه را از نظر برنامه‌ريزي صنعتي و يا آموزشي و يا بهداشتي را برآورده سازند. و همانطوريكه در مقاله قبلی ام هم متذكر شده‌ام و در دوره پهلوي هم با حضور مستشاران آمريكايي كه حافظ منافع شركت هاي بزرگ صنعتي بودند و در سازمان برنامه و بودجه ايران هم حضور داشتند و نظير مك گرات و اريك دانكي و شرمن كانور و ويليام شاپ و وينفيلدلو و هارود و همفيل و ودراف و بانينگ و ماسون و هاربرسون و هوليس و گريفيت كه كارشناسان بودجه و يا كارشناس حسابداري تجاري و يا حسابداري دولتي و يا امور كاركزيني و يا سرشماري سازمان برنامه و بودجه مزبور بودند و از طريق بانك تخصصي صنعت و معدن هم به افراد وام هاي صنعتي مي‌دادند و لذا سرمايه‌گذاري‌هاي صنعتي دوران پهلوي هم اغلب با قيمت‌هاي ارزان سودده مي‌شدند و يا ضرورت طراحي رابطه حزب و سازمان برنامه با يكديگر و ارتباط مكانيزم آن دو به وسيله خود ايرانيان هم باعث شد كه سفير آمريكا از طريق منشي خود طرح تاسيس حزب نوين ايران را طوری به تصويب برساند كه در آن طراحي حزب مزبور از پرسنل سازمان برنامه برخي ها جزو شوراي مركزي حزب ايران نوين شده بودند و  همين امر نیز باعث شده بود كه در اين دوره  تاریخی ضرورت دروس برنامه‌ريزي اجتماعي مطرح بشود ولي هنوز بعد از گذشت 30 سال از عمرتاسيس آن رشته تحصیلی هنوز سرفصل‌هاي مفيدي براي شناخت برنامه‌ريزي در آن درس‌ها در دانشكده‌هاي علوم اجتماعي ايران به وجود نيامده اند.و دانشجویان ایرانی معنی برنامه ریزی را نمی دانند

و يا در جوامع ديگر جهان علاوه از كاربردي بودن نقش سازمان برنامه  هادرروند برنامه‌ريزي‌‌ها ُعمليات مراقبت و كنترل همان برنامه ها هم بر خلاف نظام  ارزيابي‌هاي جامعه ما كاملا جنبه ملموس اجتماعي یافته  اندو به عمين دليل هم می باشد كه نظام اطلاعاتي جامعه آمريكا  وبراي كنترل آن جامعه ویا برنامه‌هايش دو سيستمي است ویا متشكل از دو سازمان جداگانه نظام اطلاعاتي سيا [ CIA] و اف‌بي‌آي [ FBI ] است كه سيا و اف‌بي‌آي دو مجموعه تشكيلات جداگانه می باشند و يا نرم افزار‌هاي جداگانه IT و ضد آي‌تي AIT دارند ویا با دو مكانيزم جداگانه كنترل كنندگی مردم و برعكس كنترل كنندگی عملكرد مديريت‌ها و برنامه‌هاي آن جامعه طراحي شده اند و يا در جامعه روسيه هم  سازمان اطلاعاتي همان جامعه هم واحد نيست و بلكه دو سيستم جداگانه دارد و لذا خود پوتين و غيره جزو افسران ضداطلاعاتي جامعه روسيه به شمار مي روند و در زمان رژيم پيشين هم تربيت كادر ركن دو  ارتش ايران و يا تربيت حفاظت اطلاعات ادارات و  یانيروهاي انتظامي و پليس راهنمايي و رانندگي و يا آموزش نيروهاي بازرسي ادارات به عهده ژنرال فردوست بود كه يك افسر ضد اطلاعاتي ايران بشمار می رفت. ولذا بر خلاف فهم برخي از دانش آموختگان علم مديريت كه در دانشگاههاي ايرانی ما مفهوم عمليات مديريت و یا برنامه‌ريزي مديريت و كنترل مديريت را درك عميق اجتماعی نمي كنند برعکس پديده كنترل نظام مديريت ها و يا برنامه‌‌ريزي‌هايشان در جوامع اروپايي و يا آسيايي بوسيله پرسنل ضد اطلاعاتي است كه در همه وزارتخانه‌ها حضور دارند ولذا در همه وزارتخانه‌هاي اين نوع جوامع هم دونوع سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات حضور دارند كه به عنوان دو سازمان سياسي حق دخالت دارند تا نظم  سلسله مراتب  آن وزارتخانه‌ها و يا نظم سياسي  و يا نظم نرم‌افزار‌ها و يا سيستم  عامل اطلاعات آنها را در تحت اراده خود داشته باشند. و لذا سازمان ضد اطلاعات  آنهابراي كنترل نظام مديريت‌ها و نظام  اختيارات مالي و يا نظام اختيارات سياسي است و یانظام اختيارات فني و يا نظام انتشار اطلاعات را  كنترل میكنند تا مديران از  اختيارات لازم خود سو استفاده سياسي و یا مالي  وفنی نكرده و یا برنامه‌ريزي‌هاي آن جامعه را شخصي نسازند و يا بهم نريزند و فرضا بعنوان مثال فرهنگ اختيارات يك مدير گروه آموزشي یک دانشگاه طوری است كه هزينه حسابداري و يا رديف بودجه مشخصي را دارد و بایداز چهارچوب حقوقي اداري آن تجاوز نكرده باشد و یاهزينه تراشي‌هاي آن فرد نظیر يك رئيس دانشكده براي سيستم آموزشي هزینه بوجود نياورد و لذا نگهداري نظام مديريت آموزشها و يا نظام مالي در چهارچوب‌هاي حقوق اداري و يا حقوق اقتصادي و يا حقوق سياسي بوسيله همان سازمان ضد اطلاعات روسي و چيني می باشد و يا توسط اف‌بي‌آي آمريكايي می باشد و برعكس  تنهاكنترل مردم عادي همان جامعه بعهده افراد وعناصر سازمان‌نظامي- اطلاعاتی است كه وابسته به وزارت اطلاعات هستند و بقيه  اعضای وزارتخانه ها در آن  امر ها دخالت نمي‌كنند و   تنهاكنترل فنی نظام مديريتي كه هر پرسنل اش بايد  توسط مدير اداري خود كنترل اداري  -فنی بشوند باچارچوب‌هاي وظايف امنيتي خاصي مخلوط نمي‌‌شوند و نظير جامعهما با كنترل‌هاي سياسي و امنيتي مخلوط نمي‌شود كه مداربسته  های مديران دانشگاه‌ها يا اداري  جو امنيتي بيافرينند و يا افرادي كه عضو شركت ها ي امنيتي - اقتصادی هستندد ویا داراي مداربسته هاي مغازهها هستند و يا موبايل ها و حافظه  های الكترونيكي آنها طبقه بندي خاصي دارد كه تنها اعضاي  همان گروه دروني خود را به كنترل بكشانند که سوء استفاده مالی نکنند و طبقه‌بندي خاصي دارند و  لذاهركدام در پنج طبقه‌بندي مخصوص   بخودویا با  وزارتخانه‌هاي مخصوص  اشان و با سلسله  مراتب  مختلف طبقه بندي اداري مي شوند و نظير جامعه ما درهم و مخلوط نمي‌گردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  | 

مطالب قدیمی‌تر