X
تبلیغات
ایران شناسی - قوم شناسی - جامعه شناسی - تغییر فونکسیونالیستی مدارس دوره قاجاریه تهران ومردم شناسی نهادهای.آموزشی آن - پژوهش ، دکتر محمد خا

ایران شناسی - قوم شناسی - جامعه شناسی

جامعه شناسی تاریخی مردم ایران

تغییر فونکسیونالیستی مدارس دوره قاجاریه  تهران ومردم شناسی نهادهای.آموزشی آن -

 پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس


چکیده.:

تحول شهرنشینی درتهران ، با تحول اجتماعی مدارس قاجاریه تهران و تبدیل آنها ازمدارس قدیمی ایران به فرماسیون مدارس جدید ایران رابطه عمیقی دارد. چرا که معنای تحول اجتماعی هم آنست که ، درتغییرات اجتماعی .نهاد آموزشی جامعه |،دو عنصر یاددهنده و یادگیرنده در آن نهاد آموزشی که درپدیده ی مدرسه .تبلور می .یابد برنهادهای اجتماعی دیگر شهرنشینی آنان اثر.میگذارد و ازجمله بر اشکال نهاد اقتصادی ، تجار.ی ، صنعتی و سکونت گاهی و کالبد شهری آنها اثرعمیق .میگذارد ، زیر ا در دوره قاجاریه ، قشربندی های سازنده نهاد آموزش مدرسه نسبت به دوره های سابق اجتماعی ایرانی تغییر فونکسیونالیزم و تغییر کارکردی. کردند و این تغییرهم. شامل تغییرقشربندیهای تأسیس کنندگان مدارس ایرانی بود . وهم. شامل تغییر قشربندیها .تحصیت کنندگان این نوع مدارس ایران می شود. و بعلاوه محتوای آموزشی مدارس مزبور هم نسبت به محتوای مدارس قدیمی ایران تغییرمی کند و  لذاهمه کارکرد های اجتماعی آنها نسبت به کارکرد نهادهای دیگر جامعه ایرانیان تغییرمی کند. و از این راه به مهارت های آموزشی و مهارت حرفه ای ساکنان شهرتهران اثرمی گذارد و بهمین دلیل شهرتهران هم بعنوان  بزرگترین و با سواد ترین شهرایرانی بر تحول سواد شهرهای دیگر ایرانی (و از راه سرایت فرهنگی خود ) ."تأثیر گذاری فرهنگی "|پیدا می کند.

چرا که از دوره سلجوقیان که نخستین نهاد های آموزشی ایرانیان وبا تفکیک مکان عبادت و تدریس در شبستان های مساجد  از همدیگر و.انتقال یکی ازآن به مکانهای همجوار مسجد ،بنام مدرسه باعث پدیده ی مدرسه سازی ایرانی شده (رجوع به مقاله اینجانب درباره مدارس نظامیه ایرانیان نخستین نهادهای آموزشی قاره آسیا) و لذا ایرانیان با ساخت مدارس نظامیه اصفهان و نیشابور و هرات و مرو و.خواف و غیره توانستند به پاگرفتن عنصرتدریس در یک نهادآموزشی ویژه به نام مدرسه ( یعنی مکان درس دادن و درس گرفتن) منجرشدند که قبلاً دردرون مکانی عبادت (مسجد) حل شد.ه بود و از این راه به تحول نهاد آموزشی ایرانیان منجرشدند و ازاین طریق سعدی درنظامیه بغداد و خیام و عطار و ظهیرالدین نیشابوری (مؤلف .سلجوقنامه) ازمدرسه نظامیه نیشابور بیرون آمدند.اما عمقیابی ا ین تحول اجتماعی در آموزش آن چنان نبود که قشروسیعی ازجامعه ایرانی (رعیتی- روستایی ) آن دوران را تحت تأثیرفرهنگی خود قراربدهد و بلکه تنها قشر محدودی را به عنوان قشر الیت جامعه (نخبه علمی )و برای چرخاندن امور اداری – حقوقی و یا ادبی و کتابت این تمدن کشاورزپ یدید آورد ... و این کارکرد اجتماعی محدود تا اواسط دوره ی قاجاریه ،همچنان ادامه اجتماعی داشت و لذا مدارس.تهران هم  در ابتدااین نوع کارکرد اجتماعی را دنبال کردند ولی از اواسط دوران قاجاریه و مخصوصاً بعد از تأسیس مدرسه دارالفنون نهران (نهاد اجتماعی مدرسه قدیمی ایرانیان ) کم کم رو به "تغییر کارکرد "و "تغییرفونکسیونالیزم "آورد و نهایتا"به تغییرقشربندی های اجتماعی ساکن درشهرتهران منجرشد و یا قشربندی های  اجتماعی جدیدی به وجود آورد که این قشربندی های جدید جامعه تهران،بعد ازپنجاه سال از تأسیس دارالفنون و تعلیم یافتن درآن  مدرسه، خود به ساخت وساز و تأسیس مدارس جدیدی درشهرتهران اقدام کردند ویا دردیگرشهرهای ایرانی به این کاراقدام نمودند و ازجمله در دوره ی مظفرالدین شاه (سال 1315 هجری ) مدارس جدیدی ایرانی برای عامه مردم تهران پاگرفت و این نوع قشربندی های تحصیل کرده درمدرسه دارالفنون تهران و یا فارغ التحصیل از مدرسه علوم سیاسی .تهران و یا فارغ التحصیلان مدارس مذهبی قدیمی . تهران که تحول درمحتوای آموزش خود دیده بودند ، اقدام به ساخت مدارس جدیدی دراین دوره ی تاریخی مظفرالدین شاهی کردند و یا با تحول دادن محتوای درسی این مدارس جدید خود ، تحولی دروضعیت مشاغل شهری تهران و حرفه های آن بوجود آوردند . و از جمله اینجانب درجلد دهم پژوهش جامعه شناسی آموزشی خودم (به نام جامعه شناسی آموزشی مدارس  ایرانی دوره ی قاجاریه ) به طور مبسوط به ابعاد اجتماعی این نوع مدارس دوره ی قاجاریه تهران پرداخته ام و اینک هم به طور اختصار به تشریح ویژگیهای اجتماعی و کارکرد این نوع مدارس  تهران دردوره ی قاجاریه و یا به روند تحول کارکرد اجتماعی آنها می پردازم ، مدارسی که بعداً" تأثیرگذارفرهنگی" برتمامی مدارس ایرانی شدند .

●    بحث و بررسی :

        دوره قاجاریه ، دوره ای است که درآن شهرنشینی درتهران ، برپایه ی معیشت تمدن کشاورزی و نهاد های اداری – اجتماعی همسو با آن تمدن کشاورزی بنیان گذاری شده بود، ولی تهران ازدرون این تمدن کشاورزی جامعه ایرانی ، « خیزش شهری » کرد و با ایجاد تحول درکارکرد اجتماعی مدارس خود و با تحول کارکرد و فونکسیون نهاد آموزشی خود ، کم کم به تغییرنظام معیشت شهرنشینی خود پرداخت و آن را ازمرحله ی اقتصادی مبتنی برتمدن کشاورزی به اقتصاد مبتنی بر تمدن نیمه صنعتی – تجاری کشاند ، زیرا درازمنه ی سابق شهرنشینی درتهران ، نظیر شهرهای دیگر ایرانی ، اصنافش از مشاغلی تشکیل می شد که اقتصاد فئودالی – روستایی ،اساس تغذیه اقتصادی این نوع شهر هاو مشاغل آنرا تشکیل میداد .. و لذا متکی برمازاد اقتصادی تولیدات جامعه ی فئودالی – کشاورزی ایرانیان بود که تهران پایتخت آنها را تشکیل   می داد ، و به همین دلیل درطول تاریخ شهرهای ایرانی ، جمعیت این نوع شهرها  هم، از ده الی پانزده درصد بیشتررشد جمعیتی نمی کرد ند و درنتیجه 85% دیگر اعضای جامعه ی ایرانی ،درشکل جمعیت روستایی و درقالب شصت هزار روستاهای ایران ، به مشاغل تولید کشاورزی – دامی  مشغول ویابه.معیشت خود کفایانه ی خود مشغول بودند و  تنهاپانزده درصد جمعیت شهری و ازجمله تهران هم از اقتصاد روستایی آنان ، تغذیه ی معیشتی می نمود و ازاین رو در این نوع شهرهای ایرانی ، افراد حرفه ای شهری و صنعتگران شهری  مزبور، صرفاً به ساخت و ساز ابزارها و وسایل کاری می پرداختند که تنها به درد چرخاندن اقتصاد  این نوع روستاها می خورد و یا به خرید و فروش مایحتاج آن روستاها می پرداختند و یا به رتق و فتق اداری – حقوقی  این روستاها در درون نهادهای اداری شهری خودمی پرداختند و ازجمله ابزارهایی که در بازار و میادین اقتصادی و کارگاه های شهرها می ساختند شامل ساخت داس و بیل و گاوآهن ،توسط آهنگران این نوع میادین و یا حجره های شهری بود و یا به ساخت و ساز ظروف مسی برای فروش  به سکنه ی آن روستاها بود و یا به ساخت غربال و الک و ساخت تنوربرای غربال کردن گندم کشتزارهای روستایی بود و یا نانوایی های خانگی آنان در روستاها بود و یا به ساخت لوازم فرش بافی آنها در این کارگاه های شهری خود می پرداختند و یا در شهرهای مزبور به مشاغل خرید و فروش مازاد تولید آنها  می پرداختند نظیرخریدگندم و حبوبات و میوه و لبنیات و پشم و پوست روستاها . و نیزمدارس قدیمی ایران هم درشهرها صرفاً درچارچوب آموزش های حقوقی – مذهبی – اداری رتق و فتق معیشت این نوع روستاها .عمل می کرد و در این چارچوب اجتماعی، تداوم فرهنگی و تداوم آموزشی داشتند . اما مدارس جدید تهران ، در دوره قاجاریه از این شالوده ی اجتماعی ،که متکی براقتصاد جامعه ی روستایی بود ، « گذر اجتماعی » کرد و توانست بر « مازاد تولید دانش » سکنه ی تهران دراین دوره ی تاریخی منجرشود و بعلاوه درتحولات   فرهنگی – اجتماعی خود ، کم کم به تحول قشربندی های خاص تأسیس کنندگان این نوع مدارس پرداخت و یا به تحول اجتماعی قشربندی های تدریس شوندگان در این نوع مدارس منجرشد و لذا تغییر درکارکرد نهاد آموزشی را در درون شهر تهران ،نهادینه اجتماعی کرد و به همین دلیل نخستین مدارس مدرن ایرانی ، تنها از درون شهرتهران  بیرون آمدند و آن هم در دوره ی مظفرالدین شاه شکل گرفت ، که امروزه مدارس جدید ایرانی ما، الگوهای فرهنگی اخذ شده از این نوع« مدل فرهنگی » هستند.

       هر چند بعد از تأسیس دارالفنون که در اوایل دوره ی ناصرالدین شاه اتفاق افتاد (که به خاطرکارکرد تربیت حکام اداری با سواد برای اداره جامعه ی ایرانی ) تأسیس شده بود ، مدارس دولتی دیگری هم از سوی دولت قاجاریه تأسیس شد ، نظیر تأسیس مدرسه ی نظامی ناصریه (که صرفاً برای تربیت آموزشی کادرنظامی دولت بود) و یا مدرسه ی علوم سیاسی به ریاست مشیرالدوله تأسیس شد (که برای تربیت سیاسی کادر دولتی بود که با کشورهای دیگرسر و کار داشتند) و یا مدرسه ی قزاقخانه تأسیس شد(که برای تربیت پلیس شهرها بود ) و یا مدرسه ی فلاحت تأسیس شد (که برای تربیت کادر متخصص کشاورزی در مزارع دولتی خالصجات قاجاریه بود) وهمگی. این مدارس  هم بیشتربرای تربیت کادر دولتی بود ندو به  طبقه ی عوام جامعه ی تهران کاری نداشتند . ولی در اواخر دوره ی ناصرالدین شاه برخی مدارس هم شکل گرفتندکه پایه گذار مدارس جدیدی از نوع مدارس مدرن دوره ی مظفرالدین شاهی بودند نظیر ساخت مدرسه ی مادرشاه در خیابان باب همایون و یا مدرسه ی دوستعلی خان معیرالممالک و  مدرسه ی رضا قلی خان هدایت درخیابان خانقاه و یا مدرسه ی فرخ خان امین الدوله در محله ی  چاله میدان  تهران و یا مدرسه ی شاهزاده خانم و یا مدرسه ی علمیه ی احتشام السلطنه ، ولی اغلب مدارس جدید  تهران، تنها پنجاه بعد از دارالفنون شکل گرفت که بیشتر در دوره ی مظفرالدین شاه گسترش یافت و باعث شدکه در اواخر دوره ی قاجاریه درحدود شصت – هفتاد مدرسه ی جدید و یا مدرسه ی سنتی     درشهرتهران بوجود آید که حدود بیست الی بیست وپنج هزار خانوار (12000نفر)جمعیت داشت و همه ی این مدارس هم (ازجمله مدارس سنتی و یا مدرن آن ) همگی متعلق به دوره ی قاجاربودند و از ادوار سابق تاریخی  در تهران تنها یک مدرسه مخروبه وجود داشت و همه  ،این نوع مدارس ساخته شده در دوره قاجاریه تهران  راازنظرکارکرد اجتماعی و ویژگیهای جامعه شناختی ،به چهار طبقه ی اجتماعی می توان تقسیم کرد که در مباحث ذیل به آنها می پرد ازم .

1-   مدارس دسته ی اول در دوره ی قاجاریه :

این دسته مدارس تهران ، اغلب مدارس سنتی ، در دوره ی قاجاریه بودند و هرچند ساخت همه ی آنها هم در دوره ی قاجاریه درتهران انجام گرفته بود ولی تنها از نظرکارکرد اجتماعی سنتی بودند و نظیرمدارس ادوار قدیمی ایران درشهرهای اصفهان و نیشابور و تبریز  بودندکه در دوره های سلجوقیان و تیموریان و صفویه شکل . گرفته بودندو صرفاً به کارکرد تربیت طلاب دینی می پرداختند و یا صرفا"آموزش اموردینی . از وظایف این نوع مدارس سنتی بود که درکنار مساجد ساخته می شدند و توسط شاهان و حکام اولیه ی قاجارویا توسط روحانیون متنفذ دوره ی قاجار ساخته شد وهمه مدارس در، تهران ابتدا .. از این دسته مدارس سنتی.بودند . که شامل مدرسه ی آصفیه (درشمال بازارتهران)  بودکه ساخت حاج محمد قلیخان آصف الدوله ، وزیر فتحعلی شاه بود وآ.نرا برای تربیت طلاب . در اوایل دوره ی قاجاریه ساخت ویا مدرسه سلطانی تهران بود ( که ساخت فتحعلی شاه برای آموزش طلاب بود) و یا مدرسه ی دارالشفای تهران . (وبرای آموزش طلاب بود) که دردوره ی فتحعلی شاه آن را در خیابان بوذرجمهری وبرای بیمارستان و دارالشفا ساخته بود ولی بعداً از این تصمیم  خودچشم پوشی کرد و به مدرسه ی دینی تبدیل نمود که امروزه دیگر وجود ندارد و تخریب شده است و یا ساخت مدرسه ی پامنار تهران بود که در اوایل دوره ی قاجاریه بوجود آمد و یا ساخت مدرسه خان مروی تهران بود (مدرسه فخریه ی سابق) که توسط یکی از خانهای قاجاری که قبلاً ساکن مرو بود و بعداً به تهران آمده بود دریکی از کوچه های محله ی ناصرخسروی تهران ، آن را برای آموزش طلاب ساخت و در ادوار بعدی به مدرسه ی جدید تبدیل شد و یا مدرسه میرزا موسی (در مابین چارسوق بازار و مسجد جاممع تهران بود ) و یا مدرسه ی ابوالحسن خان اصفهانی معمار (صنیع الملک) بود و به نام  مدرسه صنیعیه و یا مدرسه ی معمار دربازارتهران  بودو در جنب امامزاده یحیی.قرار داشت که توسط وی که حاکم تهران دراین دوره  تاریخی بود و نیزدایی کامران میرزا نایب السلطنه بود در سال 1300 هجری ساخته شد و یا مدرسه خازن الملک و (برای تربیت طلاب ودرجنب امامزاده سید ولی در بازارکفاشهای تهران  ) ساخته شد و یا مدرسه ی شیخ العراقین (برای آموزش طلاب) ساخته شد و, مدرسه ی شیخ عبدالحسین دربازارتهران و یا مدرسه ی عبداله خان دربازار تهران است و یا مدرسه ی چال (که سابق بانک استقراضی ایران و روس در آن ناحیه ساخته شده بود و بعد ازتخریب آن  راساختند) و یا مدرسه ی محمودیه تهران (برای آموزش طلاب و توسط سید محمود جواهری ساخته شد) و یا مدرسه ی آقا سید صادق تهران (به نقل کتاب خاطرات بصیرالملک)  بودو یا مدرسه ی سید نصرالدین (درمحله ی پاچنار بازارتهران ) که ساخت معین السلطنه بود و برای آموزش طلاب ساخته بود و امروزه خراب شده است و مدرسه حاجی ابوالفتح و نیز مدرسه طلاب ملا آقا رضا  و نیز مدرسه ی شیخ هادی نجم آبادی تهران (درمحله ی خیابان شیخ هادی)  است که میرزا عیسی وزیر و فرزند میرزا موسی آن را ساخته بود و شیخ هادی ، روحانی دوره ی قاجار را  هم که درمسجد جنب آن نماز می خواند وصی خود قسرارداده بود ونیز مدرسه ی سپهسالار قدیم تهران  بود( که ساخت میرزا محمد خان سپهسالار )  است و.درمحله ی حیاط شاهی و جنب مدرسه ی مروی کنونی است و نیز ساخت مدرسه ی سپهسالارجدید که ساخت میرزا حسین خان سپهسالاروزیر ناصرالدین شاه بود و به نام وی مدرسه ی مشیریه و یا مدرسه ی مشیرالسلطنه نیز نامیده می شد و درجنب کاخ بهارستان خود قرارداشت و علاوه از آموزش طلاب دراین مدرسه ،در قسمتی از محوطه ی آن نیز به آموزش زبان های خارجه هم می پرداختند و یا مدرسه ی جدید امین السلطان وزیر (برای تربیت طلب در محوطه ی شاه عبدالعظیم ری )بود.ومدرسه حاج رجبعلي در محته  سنگلج تهران . 

و از جمله مدارس سنتی دوران قاجاریه می توان به مدرسه ملاآقارضا در صفحه 591 گزارش های نظمیه تهران اشاره کرد و یا در صفحه 585 همین کتاب به مدرسه درخونگاه تهران و یا در صفحه 607 همین کتاب به مدرسه یونس خان و یا در صفحه 204 همین کتاب به مدرسه نظام الدوله و یا در صفحه 263 کتاب مزبور به مدرسه پامنار تهران و یا در صفحه 224 همان کتاب به مدرسه آقامحمود و یا در صفحه 415 همین کتاب به مدرسه حاج رجبعلی در شهر تهران اشاره می کند و نیز صفحه 69 کتاب تهران دکتر تکمیل همایون هم به مدرسه قندی که توسط حاج سید هاشم تاجر قند فروش ایجاد شده بود اشاره شده است.

       آری این نوع مدارس دسته ی اول دراوایل دوره ی قاجاریه ،  که تا اواسط این دوره برای تربیت طلاب تأسیس شده بود  ندو همگی نیز توسط شاهان قاجار و یا وزرای آنها و یا افراد متنفذ قاجاریه و یا روحانیون مهم دوره ی قاجاریه ساخته شده بود ندو ازنظر کارکرد اجتماعی  نیزنظیرمدارس قدیمی ایران در دوران سلجوقی و صفویه و غیره عمل می کرد  ندو بعلاوه اغلب آنها نیز در محدوده بازار تهران و یا درشمال آن ناحیه (درمحله ی پامنار و یا ناصرخسرو و سرچشمه ) بودند و از ادوار سابق  تاریخی ایران مدرسه ای در شهر تهران وجود نداشت ، چرا که شهرتهران ، قبلاً تنها یک قصبه بود و از دوره ی آغامحمد خان قاجار به شهرتبدیل شد و به همین دلیل هم به نقل کتاب رستم التواریخ از دوره ی صفویه در تهران تنها یک مدرسه باقی مانده بود که درامامزاده زید بازار واقع بود و به نقل همین کتاب دردوره ی زندیه که الهیارخان ازبک به شهرهای ایرانی حمله کرد ،مناره ی این مدرسه ی قدیمی قصبه ی تهران را هم خراب نمود و بعد از تأسیس دولت قاجاریه آن را تعمیرنمودند و جيمز موريه  دراوايل |پايتخت شدن تهران و دردوره فتحعليشاه مينويسد  :اين شهر  ،سه ،چهار مدرسه بيشتر ندارد ونیز به نقل حاج سیاح در کتابش ، در دوره ی ناصرالدین شاه درتهران، تنها سیزده مدرسه وجود داشت و هنریش بروگش که بعد از وی به تهران آمده .است در کتاب سفری به دربار سلطان صاحبقران از هفده مدرسه ی تهران دردوره ناصرالدین شاه نام می برد که به نقل وی شش مدرسه ی آن ،درمحله ی سنگلج تهران و پنج مدرسه درمحله ی بازار تهران و چهار مدرسه در محله عودلاجان تهران و دو مدرسه درمحله میدان ارک تهران قرار داشت و به نقل وی درمحله ی چاله میدان تهران هم مدرسه ای وجود نداشت و برمبنای اسناد و مدارک تاریخی اغلب مدارسی هم که وی از آ.نهانام می برد و.لی نوع مدرسه  آ.نرا تعیین نمی کند بجز  ازچند تا ،  اغلب از  نوع مدارس سنتی بودند وبه نقل ص661 كتاب الماثر والاثار در دوره ناصر الدين شاه در ايران چهار مدرسه  جديد افتتاح شد كه دو تاي آن درتهران، مدرسه. دارالفنون ومدرسه نظام بودند

ولی در دوره ی مظفرالدین شاه این هفده مدرسه  تهران به حدود-70 مدرسه ارتقا می یابد.

2- مدارس دسته دوم دوره ی قاجاریه :

این دسته از مدارس قاجاریه ، آن نوع مدارس دولتی بودند که دردوره ی ناصرالدین شاه بوجود آمدند و صرفاً به آموزش های کادردولتی و حکومتی اهتمام داشتند و از جمله مدرسه ی دارالفنون  بودکه بعد از تأسیس خود به کارکرد تربیت آموزشی نیروهای اداری – نظامی و سیاسی بسیاری از سران دولت قاجار و یا شاهزادگان آنها و یا  به آموزش فرزندان خوانین شهرها و اعیان شهرهای مختلف ایرانی می پرداخت ، چرا که شاهزادگان و خوانین قاجار بعد از تأسیس این مدرسه ، دیگر نظیرادوارتاریخی سابق عمل نمی کردندکه فرزندان خود را به معلمان خانگی بسپارند (نظیر تربیت مأمون عباسی درمنزلش ) و یا نظیر پرورش شاهزادگان سلجوقی توسط اتابکان و معلمان خانگی شاهان که به آنها در خانه  های پدری  خودآموزش های   سیاسی – نظامی و اداری بدهند و بلکه ازبرکت مدرسه ی دارالفنون مزبور توانستند محتوی و درجه و اندازه و میزان آموزش فرزندان خود را دریک سیستم وسیع تشکیلاتی و چند کارکردی  مدرسه آموزش  آنهارا بالاترببرند و  نیز بعد از تأسیس دارالفنون هم به تأسیس مدرسه ی نظامی ناصریه پرداختند که برای پرورش نظامیان اعزامی به شهرستانها عمل می کرد وسپس به تأسیس مدرسه ی قزاقخانه  وبرای تربیت نیروی قزاق و پلیس تهران وشهرها پرداختند و یا مدرسه ی علوم سیاسی را به ریاست مشیرالدوله و برای تربیت سفرایاعزامی خود به دیگر کشورها و یا برای کار در وزارت امورخارجه خود تأسیس کردند و یا مدرسه ی فلاحت را به ریاست موسیو داشر وبرای استفاده از فنون جدید کشاورزی اروپایی درمزرعه های دولتی خالصجات خود تأسیس کردند و لذا دارالفنون توانست با کارمنظم و تشکیلاتی آموزش های خود  ،علم آنان را درنظام اداری جامعه و یا درعلم تاریخ نویسی و یا درعلم فهم جغرافیایی مناطقی که اداره می کردند بالا  ترببرد و یا با دایرکردن دایره ترجمه و تألیف در درون مدرسه ی دارالفنون و سپس با ایجاد دایره ای در دربار به نام  اداره دارالترجمه  ،میزان آشنایی شاهزادگان قاجار را با زبان های خارجه بیشتر بکنند ویا با تأسیس مدرسه ی موسیقی دردرون دارالفنون بتوانند آموزش های شفاهی و سنتی و غیر منظم موسیقی ایران رابه صورت آموزش های منظم و کلاسیک و کتبی مدرسه ای تبدیل بسازد و یا با تأسیس دایره هنر ونقاشی در دارالفنون توانست شاهزادگان قاجار را به استفاده از کار نقاشان در تزیین منازل خود واداربکند و یا با ایجاد دایره ی پزشکی در درون مدرسه ی دارالفنون توانست ارتش قاجاررا با واحد پزشکی متحرک وهمراه اردوی نظامی دولت آشنا بکند و یا به ساخت دوا خانه های مدرن به جای عطاری های پزشکی سنتی در شهرها ی ایرانی منجربشود و یا به تأسیس بیمارستان نظامی و اداری دولتی در شهر تهران منجربشود و یا طبیب های سنتی و یا حکیم باشی های این شهر را به طبیب های مدرن و توأم با تحصیلات دولتی و با جواز دولتی تبدیل بکند و یا بسیاری از میرزاهای کاتب اداری و یا طبیب سنتی شهرها و دربار و یا حکام بی سواد سابق قاجاررا به دانش نوین اداری و یا پزشکی و یا علم تاریخ نویسی و علم جغرافی دانی و علم نقشه کشی و فنون نظامی مدرن آشنا بکند و از این را ه به« نو سازی آموزشی » جامعه ایرانی پرداخت ولی دایره ی گسترش آموزشی آن تنها دردرون طبقه ی حکام قاجار و شاهزادگان آنها درشهرهای مختلف عمل می کرد ویا درمیان اعیان و اشراف وابسته به آنها باقی ماند و از آن دایره خارج نمی شد و بعداً  ساخت مدرسه ی مادرشاه نیز درمحله ی باب همایون تهران و توسط ملک جهان خانم ، مهد علیا و یا مدرسه ی شاهزاده خانم و   مدرسه ی علمیه احتشام السلطنه ی قاجار نیز درهمین راستا بود و درهمین دوره مدرسه ی فرخ خان امین الدوله درمحله ی چاله میدان تهران  نیزپاگرفت و یا مدرسه ی رضاقلیخان هدایت که ناظم دارالفنون بود درخیابان خانقاه و یا مدرسه ی دوستعلی خان معیرالممالک آن را تکمیل می کرد . و بعدا ً مدرسه ی فرخ خان امین الدوله درمحله ی چاله میدان تهران تغییرشکل داد و به هنرستان آیت اله بهبهانی تبدیل شد و دردوران رضاشاه هم به وزارت معارف درخیابان سیروس تبدیل شد.

 3- مدارس دسته سوم دوره ی قاجاریه :

      این دسته از مدارس قاجاریه ، مدارس جدیدی بودند که برای تحول اجتماعی طبقه ی عامه ی مردم تهران کارکرد اجتماعی پیدا کردند و برخلاف مدارس دسته ی اول که صرفاً به (کارکرد آموزش های مذهبی ) می پرداخت ونیز برخلاف مدارس دسته ی دوم (که صرفاً به کارکرد آموزشی کادردولتی و طبقات دولتی و نظامی و اداری آنان ) می پرداخت ، مدارس دسته سوم تهران ، تنها یک نوع "گروه بندی اجتماعی.بسته "نظیر دو گروه مزبورنبود و بلکه "عضوگیری گروهی آن" به صورت (گروه باز)  عمل می کرد وبرای آموزش عموم مردم ایران درب خود را باز می کرد و از این راه با تحول با کارکرد اجتماعی آموزش های خود، قشربندی های مختلف جامعه ی ایرانی را تغییر می داد و لذا همه راه یافتگان به این  نوع مدارس جدید ، خاستگاه اجتماعی غیرشاهزادگی و یا غیرخانی داشتند و یا مؤسسین و ایجاد کنندگان این نوع مدارس نیز برخلاف سازندگان مدارس قدیمی ایران (از جمله دردوره ی سلجوقیان و تیموریان و غیره )که صرفاً سازنده مدارس ، حکام دولتی و شاهان بودند ، در این دوره ی تاریخی قاجاریه  اغلب مؤسسین مدارس جدید تهران ، تنها میرزاهای با سواد و یا برخی از افراد شهری مهاجر با سواد و گاهی هم وابسته به افراد فرهیخته و متنفذ تهران بودند و نیز تأسیس مدرسه را برای تربیت قشربندی های جدید شهری تهران ضروری  می دانستند ، ونظیر باسواد کردن فرزندان تاجران شهری تهران و یا برای با سواد کردن فرزندان افراد صنف صنعتگر و حرفه های سنتی  شهری تهران عمل می کردند و لذا با تحول «کارکرد اجتماعی » و یا با تحول« فونکسیون اجتماعی » مدارس دسته ی سوم قاجاریه .، بنیان  های تحول هم در قشرهای سازنده ی این  نوع مدارس دیده می شد و هم تحول در قشرهای تعلیم یابندگان این نوع مدارس .دیده می شود و هم تحول در محتوای آموزشی آن مدارس بوجود می .آید ولذا نظام سنتی شهرنشینی درتهران را دگرگون .مینماید .

مدرسه ی افتخاریه ی تهران ، مدرسه ی اعتضادیه تهران ، مدرسه ی همایون تهران ، مدرسه ی ایمانیه تهران ، مدرسه ی مدیریه تهران ، مدرسه ی تمدن تهران ، مدرسه ی تأدیب تهران ، مدرسه ی فضیلت تهران ، مدرسه ی رفعت تهران و مدرسه مختاریه تهران و مدرسه ملتی تهران که توسط اسکندر خان ، برادر میرزا ملکم خان که در محله سر تخت تهران ساخته بود و مدرسه ابتداییه تهران و مدرسه احیاییه تهران و مدرسه اکابر تهران در خیابان علاء الدوله تهران و مدرسه صنعتی تهران و مدرسه ایتام تهران ( در محله حسن آباد ) و مدرسه ملیه تهران که توسط سردار افخم ساخته شد  و مدرسه ی قوامیه تهران ، مدرسه ی امانت تهران ، مدرسه ی شرافت تهران ، مدرسه ی نظامیه ی تهران، مدرسه ی دارالرشاد تهران ، مدرسه ی شاه آباد تهران ، مدرسه ی کمالیه ی تهران ، مدرسه ی مظفریه تهران (در بازار تهران ) ، مدرسه ی اتفاق جدید تهران، مدرسه ی نیاکی تهران، مدرسه ی فیلسوف الدوله تهران (درمحله ی امامزاده سید اسماعیل خیابان سیروس ) ، مدرسه ی سعدیه تهران (درمحله ی یهودی نشین سابق تهران که درخیابان سیروس توسط حاجی قنبرعلیخان مافی یا سعد الدوله ساخته شده بود ) و یا مدرسه ی مزینیه تهران (توسط مزین السلطنه ، مریم عمید سمنانی درسال 1331 هجری ساخته شد) و چند مدرسه ی دیگرکه در این دوره تأسیس شدند و همگی به تحول آموزشی و تحول فرهنگی طبقات شهرنشین تهران می پرداختند .

۴-مدارس دسته چهارم دوره قاجاریه :

      مدارس جدیدی بودند که توسط قشربندیها ی اقلیت های مذهبی ساکن  درتهران ساخته شده بود و نظیر مدارس دسته ی سوم بود که براساس علوم پایه نوین شکل گرفته بودند و مثل مدرسه ی ارامنه ، یهودیان و آلمانی ها و آمریکایی ها بود که از آن جمله می توان به مدرسه ی ارامنه تهران و یا مدرسه ی آلیانس تهران اشاره کرد که بعداً به مدارس مختلف آلیانس در دوره ی رضاخانی تبدیل شد و یا  مدرسه ی پروتستانی تهران و یا مدرسه ی یهودیان تهران است و از جمله مدرسه آلمانی ها درتهران . در دوره ی ناصرالدین شاه وتوسط یک معمارآلمانی به نام شولتس و یک معمار ایرانی به نام میرزا عبداله معمار ساخته شد و در آن مدرسه هم ،  بچه های آلمانی و هم ایرانی درس می خواندند و سپس مدرسه آمریکایی ها در نزدیکی دروازه ی قزوین تهران و با جذب تعدادی دانش آموزپاگرفت و یا مدرسه ی هندیها درتهران بود.

نتیجه گیری :

       پیدایش این نوع مدارس جدید در اواسط و اواخر دوره ی قاجاریه  بود و، باعث تحول درمشاغل شهری تهران و یاازاین طریق سبب رشد شهرنشینی  در تهران و  یا سبب گسترش جمعیت های شهری .ماهر آن گردید و نهایتاً  منجربه تقسیم کارشهری و تحول در حرفه های شهری پایتخت  ایران ..شد و سپس  از راه جامعه شهری تهران  وبعنوان « الگوی فرهنگی مادر» مورد" تقلید فرهنگی" شهرهای دیگر ایرانی در تحول مدارس خود گردید و  نهایتا"منجربه نوسازیهای آموزشی شهرهای دیگرایرانی شد.

                 تذکر: رعایت حقوق مؤلف الزام قانونی است.



+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم  |