دولت و راههای مقابله با آلودگی فاضلاب شهری
از دکتر مجمد خالقی مقدم
شهرهای کنونی جهان و به ویژه در جهان سوم، به شدت با طبیعت ستیز دارند و آن را آلوده می کنند زیرا شهرهای قدیمی جهان که چند هزار ساله از عمر آنها می گذرد با طبیعت هم زیستی کامل داشته و به اندازه شهرهای کنونی با طبیعت ضدیت نمی کردند ولی شهرهای کنونی جهان که در اروپا دویست سال از عمر آنان می گذرد و در سطح ایران هم که از حدود 40 – 50 سال پا به تولد جدید شهری خود گذشته اند به عرصه معارضه خشن خود با طبیعت روی آورده اند و نقش عمیقی در تخریب محیط زیست طبیعی یافته اند و یکی از این نقش های مخرب آنان، آلودگی آب های طبیعت از راه فاضلاب های شهری است، زیرا هر جریان آبی که به سوی شهرها (و برای سیراب کردن سکنه آن شهر می آید) نخست پاک و تمیز است ولیکن به محض خروج از آن شهر، به شدت آلوده و سمی می گردد و آنگاه به طرف آلوده کردن دریاها و مزارع کشاورزی کشیده می شوند و همانطوری که یک انسان می ترسد تا آب ظرفی را که با ریکا شسته است بخورد فورا می میرد هنوز در مخیله اش نمی گنجاند که نظیر وی اگر ماهیان زنده دریا و یا گیاهان زنده صحرا هم از آن آب بنوشند حتما خواهند مرد و از این رو شهرهای کنونی جهان نظیر اطفال نوپایی هستند که به دلیل صغر سن و تعقل خود در آلوده کردن محیط اطراف خودش اشرافیت فرهنگی و عقلانی نشان نمی دهند و علت اجتماعی تفاوت شهرهای کنونی جهان با شهرهای قدیمی در تخریب محیط زیست هم به ماهیت سازمان یابی نوپای شهری آنان و نیز به ماهیت فقر فرهنگی حاکم بر شهرنشینان معاصر (ولو در دانشگاه ها و یا در رسانه هایش) بر می گردد و نیز به دلیل عدم شناخت کامل از حرفه های صنعتی و یا استفاده از آن صنعت در معاش و زندگی شهرنشینی بر می گردد و به علاوه به دلیل تفاوت سازمان یابی نهادهای اجتماعی آنان در شهرهای گذشته و شهرهای کنونی است که با نهادینه شدن اداری غلط آن دوایر شهرهای مزبور به طوری سازمان یافته اند که ستیز با طبیعت را آغاز بکنند و یا کارگاه های صنعتی اطراف شهرها نیز به بدنه اصلی آن پیوسته اند و ما به دلیل خودخواهی های عمیق خود هنوز نخواسته ایم که به شیوه سازماندهی ناسالم خود در زندگی شهری خویش بیندیشیم و به علاوه ریشه آلودگیهای ناشی از فاضلاب شهری به دو خاصیت مهم حیاتی آب بر می گردد که شامل پدیده های ذیل است:
1- خاصیت حیاتمند کردن انسان ها به وسیله شرب آب مزبور
2- خاصیت پاک کردن بدن انسان ها و ظروف و لباس و فرش اش به وسیله شستشوی آب مزبور
و از این رو به دلیل نیاز حیاتی انسان به آبهای طبیعت، شهرها مکان های اولیه استقرار خود را در سرتاسر شهرهای ایرانی و در آن نواحی جغرافیای طبیعت قرار دادند که به نحوی یک جریان آبی از کوهساران و یا چشمه ها به سوی مشروب کردن اهالی آن شهر جریان بیابد تا سکنه آن شهر بتواند براساس جریان آب مزبور استقرار دائمی در زیستمند کردن سکنه آن شهر بدهد. ولیکن به دلیل خاصیت دوم آب مزبور که ویژگی شستشو دهندگی آن است خاصیت اولیه حیاتی آب مزبور به معرض نابودی می کشاند و از این رو آبها وقتی روانه شهرها می گردد از زلالی و پاکی خود ناچار است که دست بکشد و به آبهای سمی و آلوده تبدیل گردد و به همین دلیل است که هر آبی که به سوی یک شهر جریان پیدا می کند و یا از طریق چشمه ها و یا رودخانه ها و یا قنوات آب و به صورت آب انبارها و نهرهای محلات شهری قدیمی و یا امروزه به وسیله لوله کشی سازمان آب (راه می یافت) وقتی از شهرها خارج می گردید و به سوی دشت ها و دریاها روانه می شود چرخه زیستی آن دگرگون شده و به شدت آلوده می گردد و بعد از راه یابی آب مزبور به منازل آن شهر فورا به مواد سمی و شیمیایی آلوده کننده محیط زیست تبدیل می گردد و دیگر آب مزبور آن آب زلال سابق نیست و بلکه یک نوع مواد شیمیایی سیالی می باشد که برخی به غلط فکر می کنند که تنها فاضلاب شهری است.
چرا که انسان ها از قدیم به شستشوی خودش و شستشوی ظروف و وسایل منزلش علاقه فرهنگی داشت که حیوانات چنین کار فرهنگی را انجام نمی دادند و اما شستشوهای مزبور در جامعه شهری قدیم ایرانی کاملاً با زیست محیط طبیعت توافق داشت زیرا تنها تغییرات فیزیکی در آب های مزبور و بعد از شستشوهای شهری به عمل می آورد (نه تغییرات شیمیایی امروزی) و از این رو به دلیل تغییرات فیزیکی مزبور بعد از مدتی جریان یافتن و یا گذشت زمان دوباره خود خاصیت اولیه خود را به دست می آورد ولی این نوع تغییرات شیمیایی که امروزه در شهرها و بعد از جریان یافتن آب مزبور به منازل شهری به وجود می آید دیگر نمی تواند به سادگی و به راحتی و به همان ویژگی اولیه خود برگردد چرا که در جامعه شهری گذشته ایرانی که با طبیعت اطرافش هم زیستی کامل داشت مردم آن شهرها در شستشوهایشان تنها از صابون سنتی و در استحمام حمام ها استفاده می کردند و یا در شستن ظرف ها نیز از یک نوع ماده گیاهی به نام چوغان (با نام ترکی) استفاده می کردند و در شستشوی لباس ها نیز تنها مصرف آب خالی و یا آبکشی مکرر آن را انجام می دادند ولی امروزه از حدود 40 – 50 سال قبل با تاسیس کارخانه های صنعتی جهان که توسط نظام سرمایه داری به درون جامعه ایرانی در نظام پیشین راه یافت که در آنها از مواد شیمیایی استفاده شده بود و برای اینکه عادت های فرهنگی ایرانیان در نیاز به خرید آنها را تغییر بدهند ابتدا به مصرف کنندگان این نوع تایدها و غیره جایزه می دادند که با جمع کردن تعدادی سربرگ قوطی آن ها و یا سپردن آن به مغازه داران فروشنده اش تعدادی قاشق و یا گاهی نیم سکه جایزه می گرفتند و از این راه عادت های فرهنگی مردم ایران و در مصرف کردن این نوع مواد تاید، شوما، ریکا، شامپوی استحمام، شامپوی فرش، صابون، وایتکس و غیره تغییرات عمیقی یافت و دیگر امروزه به صورت یک عادت اجتماعی نیندیشیده شده درآمده است و لذا در همه منازل و آشپزخانه شخصی شهرها روزانه هزاران کیلو و یا گاهی هزاران تن مواد شیمیایی به درون چاه های آب منازل و یا به بیرون شهرها فرستاده می شود که این اقلام وسیع مواد شیمیایی از صدها کارخانه درون ایران و یا بیرون ایران به منازل شهرها راه یافته است و از طریق حل شدن آن ها در آب های بیرون رونده از درون منازل شهرها زندگی و زیست هزاران ماهی دریا و یا آبزیانش و یا گیاهان صحراها و دشت ها و یا درختان باغات و در مسیرجریان آب مزبور مسموم می گردد.
آری در حالی که یک انسان شهری امروزی شستشوی خودش و یا خوب شستن ظرفهایش با ریکا و یا مکرر شستن پیراهن و لباسش را با شوما یک پدیده فرهنگ شهرنشینی جدید تلقی می کند ولی از سوی دیگر در ضربه زدن به زندگی دیگران و یا زندگی حیوانات و ماهیها و در تبدیل چرخه دوباره همان آب آلوده برای زنده ماندن دوباره خودش به یک نوع پدیده ضد فرهنگی تبدیل می شود ولی فقر فرهنگی عمیق جوامع شهری کنونی مانع آن است که به خاطر نفع طلبی های شخصی خودش مضرات آن را برای دیگران و یا خودش دوباره دریابد و در این پدیده هم منافع اقتصادی طبقات تولید کننده این نوع مواد شوینده و یا صاحبان صنایع مزبور و هم منفعت شخصی مصرف کنندگان آن مواد شوینده هم طوری سودجویانه و شخصی شده است که تنها با کوتاه دیدن دیوار طبیعت این پدیده را به ضرر طبیعت و به نفع شخصی خود حل می کنند و نهاد اجتماعی دولت نیز به عنوان نهاد نظارت کننده و کنترل کننده بی طرف جامعه عمل نکرده و امروزه در این عرصه اجتماعی بی طرفی خود را حفظ نکرده است و صرفا با سکوت به نفع صاحبان صنایع مزبور و یا با سکوت در برابر مردم مصرف کننده آن مواد شوینده و برای ناراضی نشدن مصرف کنندگانش تنها این نوع سکوت محافظه کارانه خود را نمی شکند و همین امر یک نوع سازماندهی غلط اجتماعی بر سازماندهی شهرهای کنونی ایران حاکم کرده است که با عدم سازماندهی صحیح سیستم فاضلاب شهری و با عدم سازماندهی صحیح نهاد وزارت ارشاد و در بالا بردن معیارهای فرهنگی جدید شهرنشینی و یا با سکوت رسانه ها و صدا و سیما به خاطر مواجب گیر بودن آن ها از سیستم دولت که صرفا امور فرهنگی را آن چیزهایی می دانند که حقوق ماهیانه و یا مواجب اقتصادی و یا دستور مدیران را قطع نکند و به همین دلیل است که در طول 32 سال اخیر کوچکترین روشنگری اجتماعی در این زمینه بعمل نیامده است و حتا بحث های مذهبی گذشته هم در مورد پاک نگه داشتن آب ها را نیز کنار گذاشته ایم که دردستورات دینی اسلام آمده بود که به آبهای جاری و یا آب های قابل استحمام مکروه بود که شاشیده شود زیرا آمونیاک و نجسی که در شاشیدن مزبور وجود داشت و به ضرر دیگران بود و یا در تعالیم دین قدیمی ایرانیان نیز که زرتشتی بود تعبیرات بسیار زیادی در مورد پاک نگه داشتن آب ها برای ایرانیان مزبور وجود داشت ولی امروزه همه این بحث های فرهنگی از رده مطالب سطرها و ستون های همه مطبوعات ایران و یا از درون صدها بحث تصویری تلویزیون یا مجلات تصویری آن ها و در طول 32 سال اخیر کنار گذاشته شده است و ما آموزش های فرهنگی مردم درباره این امور جزو وظایف رسانه ای و یا سمیناری و یا کتب درسی و یا حتا مذهبی خود نمی دانیم و در حالی که پدیده فرهنگ در نیالودن آب های شهری در برخی از جوامع اروپایی به دلیل قدمت بیشتر آن ها در روند شهرنشینی جدید و یا سطح بالای آموزششان توسط رسانه ها و یا به دلیل وجود NGO های زیست محیطی آنها بالا رفته است و مثلا در آلمان وقتی ظروف آشپزخانه را می شویند، نظیر ماها مقدار زیادی آب مصرف نمی کنند و بلکه تنها در یک سینی ظرفشویی استیل آشپزخانه ظروف چربی خود را با ریکا و آب مختصر شسته و یا نخست لکه گیری چربی کرده و سپس در سینی دیگر ظرف شویی که آب مختصر دارد مواد شوینده آن را به وسیله آب مختصری مزبور از بین برده و آن گاه اگر بخواهند بیشتر آب می کشند و آب تمیز مزبور را روانه طبیعت و یا چاه های شهری خود می سازند ولی ما که شستن ظرف ها با جام و یا ریکا را از غربی ها یاد گرفته ایم ولی حاضر نشده ایم که رویه فرهنگی دیگر روش ظرفشویی صحیح آنان را با همان ریکا اقتباس فرهنگی بکنیم و لذا ایرانیان نیز می بایست از رویه های فرهنگی مناسب استفاده کرده و کارخانجات سازنده مواد مزبور هم می بایست در رسانه ها و تلویزیون ها و سمینارها آگاهی های اجتماعی عمیقی به مردم در نحوه استفاده از این مواد شوینده بدهند تا طبیعت کشور به نحو سودجویی آنان آلوده نشود و از این رو ساخت و ساز یک نوع دستگاههای فاضلاب خانگی ضرورت وجودی هر آشپزخانه و یا حمام خانه ایرانی است که ما از آوردن آن نوع وسایل به منازل خود امتناع فرهنگی کرده ایم و تنها وسایل ظرفشویی های استیل آشپزخانه را از کارخانجات سازنده آن ها گرفته و یا ماشین های لباسشویی را از آن ها گرفته و یا آب مصرفی را هم از دولت در سازمان آب اخذ کرده ایم ولی از صنایع مکمل آن ها که مربوط به صنایع فاضلاب خانگی است و یا از مصرف کردنش در آشپزخانه و یا حمام خود خودداری می کنیم زیرا دیواری کوتاه تر از دیوار طبیعت نمی یابیم زیرا هم صدایش از درون حلقوم مطبوعات و یا صدها فیلم کارگردان تلویزیونی بیرون نمی آید و هم خداوند حلقی را برای طبیعت نیافرینده است که آهی در باره ظلم به خودش بکشد و به همین دلیل ما می بایست علاوه از این که از صاحبان صنایع مزبور و تاجران آن بخواهیم که در ازای سودهای فراوانی که در تولید و یا پخش این نوع مواد شوینده می برند و یا گاهی پول آگهی های وسیع به تلویزیون برای تبلیغ شامپو و یا فلان مواد شوینده خود می دهند مقدار پول آگهی نیز در مورد نحوه مصرف کردن صحیح آنها و یا نحوه خنثی کردن آن مواد شیمیایی و بعد از مصرف کردنش را و یا نحوه رسوبی کردن سریع آن مواد را و یا شیوه استفاده از مواد تجزیه کننده بدون ضرر آن ها را به مردم آگهی های تلویزیونی بدهند و یا بنری و یا پوستری بدهند تا بلافاصله بعد از شستشوی ظروف مزبور در آشپزخانه ها و یا بعد از شستشوی لباس ها در ماشین های لباسشویی خانه ها بلافاصله آب شیمیایی آن فاضلاب خانگی کوچک و از طریق یک شیر رابط فاضلاب خانگی انتقال پیدا بکند و با مواد مصرفی خنثی کننده دیگرش بلافاصله رسوب یافته و از طریق فیلترهای درونش از هر چند روز تخلیه و دفن گردد و با آگهی های تلویزیونی مزبور و یا مطبوعاتی مزبور مردم ایران نسبت به نحوه استفاده از مواد شوینده شیمیایی اطلاعات فرهنگی و اجتماعی بیشتر پیدا بکنند و سپس آب حاصل از ادامه شستشوی آن لباس و خالی از مواد شیمیایی و یا ظرف و یا حمام کردن خالی و به صورت آب خالی روانه طبیعت می گردد و یا روانه چاه های شهری گردد که به دلیل فاقد مواد شیمیایی بودن آنها چندان ضرری به طبیعت و یا آب های آشامیدنی دیگران ندارد که سر از جاهای دیگر شهر در می آورد و یا توسط رسانه های مزبور از مردم شهرها بخواهند که در مسیر فاضلاب های شهری سبزیجات خود را نکارند و تنها زمین های این اراضی را به کشت مواد غیر مصرفی اختصاص بدهند نظیر گلکاری ها و یا کاشت پنبه و یا کتان و یا غیره و یا صرفا در آن اراضی بیرون شهرها سبزی کاشته شود که دارای آب های پاک و غیر شیمیایی باشد و یا سازماندهی سازمان آب و فاضلاب شهرها و یا اداره ارشاد شهرها و کانون های فرهنگی تبلیغاتی آن نیز می بایست در این راستای فرهنگی سازماندهی دوباره شده تا شهرهای ایرانی معاصر با شعار محیط زیست را پاس بداریم به صورت عملیاتی آشنا بشود و فاضلاب بیرون رونده از شهرها نیز دوباره نظیر فاضلاب شهرهای سابق ایرانی تا حدودی زلال و غیر آلوده گردند.
این وبلاگ شامل :