خیابان ومحله کاخ تهران وچگونگی شکل گیری آن _ از :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری
تحول خیابان کاخ تهران وشکل گیری کاخ مرمر در آن
( بخش دوم )
از : دکتر محمد خالقی مقدم _ جامعه شناس شهری
در مقاله قبلی ام ،چگونگی تحول بافت شهری سنتی محله کاخ جنوبی تهران را وبه بافت جدید شهرسازی آن ویا با کوچه کشی های منظم را شرح دادم واکنون هم به چکونگی شکل گیری "کاخ مر مر" ودر این نقطه جغرافیایی تهران می پردازم
سلیمان بهبودی که منشی مخصوص رضا شاه بوده ودر دفتر اداری این کاخ مرمر کار می کرده ولذا آشنایی کامل به تحولات آن سیستم دارد ودر برخی از صفحات خاطراتش هم به تحولات تاریخی این کاخ مرمر اشاره کرده است ولی این اشارات وی بسیار اندک می باشد وتنها برخی از ایام ویا ازمنه ،تحولات ساخت وساز این کاخ مرمر را پوشش می دهد ولی شرح کامل آنرا ندارد ولی همان مسایل نیز مستند پراکنده در کتاب می باشد وبعلت آنکه وی در این عصر زندگی می کرده وبعلاوه کارمندرسمی ویا دفتری این کاخ هم بوده ولیکن دیگر سکنه تهران معاصر ودر جریان تحولات آن کانون قدرت جدید ایران نبودند واز این رو گزارشهای مختصر وی از این کاخ ،قابلیت استنادی دارد ومثلا سلیمان بهبودی در ص 294 کتاب خاطراتش می نویسد : محل کاخ مرمر وکاخ علیا حضرت ملکه پهلوی که حدود آن از جنوب به خیابان سپه واز شرق به خیابان پهلوی واز شمال به بالای خیابان پاستور واز غرب به خیابان کاخ وصل می شد ودر دفعات مختلف تاریخ وبصورت قطعات کوچک وبزرگ از فرمانفرما ونظام السلطنه ودیگر اطرافیان آنها خریداری شد وضمیمه اراضی دیگر کاخ مرمر گشت و یا به نقل سلیمان بهبودی ودر این ص خاطراتش که می نویسد : وآخرین قسمتی که خریداری وضمیمه شد کاخ مرمراولیه است که عمارت مجللی نبود ویا نمای آجر معمولی داشت واین عمارت را وپس از چند سال که در آن زندگی کردند "خراب "کرده وبجای آن" کاخ مرمر فعلی " را ساختند.
ونیز می افزاید ،در عمارت قدیم ، یکی از اتاقها را که در قسمت تحتانی واقع بود ، تبدیل به " صندوق خانه "کرده واطراف آن را قفسه بندی نمودم وآنچه هدایاو در موقع تاجگذاری آورده بودند ودر آن جای نهادم ومدتها هم اعلیحضرت همایونی ، از وجود چنین محلی بی اطلاع بود ند واتفاقا روزی متوجه در آهنی آن جا شدند ودستور دادند که باز کردم واز اینکه چنین محل مناسبی وبرای نگهداری اشیاء گرانبها وطلا آلات پیش بینی شده بود وحتی " دفتر منظمی " هم داشت که تمام اشیائ وبا مشخصاتش ودر آن دفتر وارد (یا ثبت ) می شد ،خرسند شدند
ونیز لازم به ذکر است که محل مزبور، خزانه سلطنتی بود که اغلب شاهان داشتند وبعلاوه در دوره قاجاریه هم خزانه سلطنتی ودر محوطه کاخ گلستان "درون ارگ سلطنتی" واقع بود ووقتی رضا شاه در کاخ گلستان در سال 1304ش تاجگذاری نمود وبه همه آ ن جواهرات سلطنتی شاهان گذشته ایران تسلط یافته بود واز جمله به کوه نور وغیره وزمانی که در اوایل سال 1305ش میخواست که محوطه انواع کاخهای سلطنتی قاجاریه راودر میدان ارگ تهران اوز دست حرمسراها وکارمندان قاجاریه بگیرد ویا با سیاست پس بگیرد ویا آنهارا از محوطه مزبور بیرون براند که در نقاط دیگر تهران خانه اجاره بکنند واز این رو محوطه فعالیت دولتی خود را وبه یک منزلی آورد که فرمانفرما ودر جنب خیابان پاستور به او هدیه داده بود ودر عین حال خانه جدید هم برای خودش در آن محوطه بسازد وخانواده اش را از خانه اجاره ای میدان حسن آباد بدانجا بیاورد واز ای رو محوطه اولیه وساده کاخ بعدی مرمر ، در این مکان نزدیک خیابان پاستور شکل گرفت و هدف "فرمانرما" از هدیه دادن این محل به رضا خان هم آن بود که بررونق واعتبار ارزش ملکی خانه های واراضی ملکی خود ودر اطراف خیابان پاستور بیفزاید تا در آینده اراضی باغی خود را ودر اطراف خیابان پاستور ویا در دروازه باغشاه خوب بفروشد ویا با قیمتهای ملکی بیشتری بفروشد وچرا که از دوره احمد شاه اغلب باغات واراضی آن به ملکیت فرمافرما وخانواده اش در آمده بوده ومنزل بزرگ وخان نشین فرمانفرما نیز در این محله اعیان نشین خیابان پاستور واقع بود که 701 نوکر ومباشر در منزل خود داشت واز طریق آن پرسنل ارباب ورعیتی ، اغلب روستاهای خودش را ودر سرتاسر ایران اداره می کرد که وسعت آنها به اندازه کشور هلند وبلژیک بود ولذا محله خیابان پاستور وبصورت " محله خان بزرگ ایران " در آمده بودو اعیان دیگر تهران نیز ودر همسایگی وی زندگی می کردند ویا از او ملک خریده بودند وهدفش از کشاندن رضا خان به همسایگی منزل خود نیز تنها رونق بخشی به اراضی ملکی محله خود بود ونمی دانست که در نهایت به "ضرر خودش" تمام خواهد شد ورضا خان هم وبعد از گرفتن قطعه ملکی مزبور از وی در اطراف خیابان پاستور جواهرات سطنتی سابق کاخ گلستان را به محوطه منزل خودآورد ویا به محوطه با درب آهنین کشانده بود که بعدا جواهرات مزبور وبعنوان پشتوانه چاپ پول ویا اسکناس وبه خزانه بانک ملی ودر خیابان فردوسی سپرده شد ویا بعد از شگل گیری بانک مرکزی در سال 1339ش به این بانک جدید ایران سپرده شد.
وبه نقل ص5 کتاب خاطرات سلیمان بهبودی رضا شاه در روبروی باغ امیر کبیر جنوب خیابان پاستور وخانه کوچکی خریده بود ( ویعنی باغ کامران میرزا امیر کبیر که فرزند ناصرالدین شاه بود و قبلا مدرسه نظامی قاجاریه را ودر با غ امیریه خود فرزند ناصر الدین شاه ایجاد کرده بود ولی در این ایام پیر ومریض بود وقصد داشت که برای معالجه به خارج برود ورضاشاه هم این مدرسه نظام وی را وبعدا به دانشکده افسری تبدیل نمود ور روبروی آن مدرسه نظام قاجاریه نیز ، خانه اولیه وکوچک رضا شاه وبعد از کودتایش قرار داشت که زمین اش را فرمانفرما به اوهدیه داده بود واحتمالا در معبر کوچه ای بود که بعدا به خیابان سپه تبدیل گشت که از "دروازه باغ شاه" تهران وتامیدان حسن آباد وتوپخانه تهران ،معبر واگن اسبی در آن ،معیر واقع بودکه بعدا جمع گشت وهنوز رضا شاه به ساختمان کاخ مر مر بالاتر از آن ناحیه ،نرفته بود.
ونیز لازم به یآدآوری است که اراضی بالای خیابان سپه وتا خیابان آذربایجان شرقی ویا در شرق دروازه باغشاه واز اراضی شهری ویااز منازل متعلق با فرمانفرما ویا فرزندانش بود که در مقاله قبلی ام به شرح کامل آن پرداختم ولی بعد از آتش سوزی عظیم منازلشان در سال 1315 ش کل اراضی تحت مالکیت آنها به تصرف کامل رضا خان در آمد که بعدا در ناحیه بالای آن کاخ مرمر شکل گرفت ویا تاسیساتش را ساختند وقسمتهای جنوی آن تا خیابان سپه نیز جزو اراضی کاخ مرمر ودر دوسوی خیابان پاستور بود که اراضی جنب خیابان سپه آن را وجهت ساخت کاخ سنای دوره پهلوی دوم اختصاص دادند که مهندس حیدر قلی خان غیابی شاملو ومهندس محسن فروغی سازنده آن بود ویا با 250 کارگر وبنا وسالها در حاشیه خیابان سپه تهرانساختند ویا در روبروی دانشکده افسری مشغول ساخت وساز این ساختمان سنا بودند ودر پشت آن نیز ساختمان نخست وزیری دوره پهلوی را ساختند که مدتی هویدا وآموزگار وغیره نیز در آن ساختمان بودند واز منازل اعیانی دوره احمد شاه وامروزه دیگر در این منطقه خبری نیست وفقط از آن دوره تاریخی ،تنها کوچه "منشورالسلطان "مانده ویا در شرق میدان باغشاه باقی مانده است وبعلاوه مدتی هم نام "کوچه شعاع السلطنه" در این منطقه باقی بود که امروزه دیگر نیست ولذا بافت محله سابق احمد شاهی آن محله نیز عوض شده است وآری قبل از اینکه، رضا شاه وبه خانه کوچک حاشیه خیابان کاخ جنوبی وسپه بیاید ودرمحله دیگر زندگی می کرد ویا در ایام میر پنجی خود ودر یکی از کوچه های میدان حسن آباد منزل اجاره ای داشت که برخی از فرزندانش ودر آن خانه حسن آباد به دنیا آمده بودند وبعلاوه به نقل ص 6 کتاب سلیمان بهبودی وبعد از کودتایش مدتی هم ودر خیابان سوم اسفند زندگی می کرد ویا در خیابان سرگرد سخایی امروز( یعنی خ برج نوش سابق )زندگی می کرد که متعلق به "دیویزیون قزاقخانه" تهران بود وسپس به این خانه کوچک ویا جنب خیابان پهلوی وخیابان کاخ جنوبی انتقال یافت ونیز به نقل منابع تاریخی وآمدن وی به این خانه جدید ش در سال 1303س اتفاق افتاد وبهمین دلیل شکل گیری کاخ مرمر وی 13 سال طول کشید که در سال 1316ش تکمیل گشت بعلاوه وی در ابتدای کودتایش ویک زمین ییلاقی ود ر تجریش خریده بود که بنام "تپه علیخان "نامیده می شد که بعدا بنام "کاخ سعد آباد" خوانده شد واز سال 1305 به بعد هم بین دو کاخ تابستانی وسعد آباد خود وکاخ زمستانی وکاخ مر مر دیگرش ، نیز خیابان طولانی وچنار دار پهلوی را کشیده بود که قبلا بصورت یک "جاده سلطنتی اختصاصی "بود و امروزه بصورت یک "خیابان تجاری عمومی " درآمده است ویا بنام "خیابان ولی عصر" در آمده است وبه نقل ص 32 کتاب سلیمان بهبودی ، خانه اولیه اش را معمار باشی صانعی برای وی ساخت واشیائ ضروری ونظیر فرش ومبل وروبخاری وتابلو را نیز در آن خانه نصب کردند وفرمانفرما نیز بخشی از "آب قنات کوثریه" خود راو به او داد که مظهرش ودر حیاط منزل وی بود که امروزه "موسسه پاستور نامیده "میشود وبعلاوه به نقل ص 173 خاطرات بهبودی ودر جنوب غربی منزل وی ودر نبش خیابان کاخ ، عمارت کوچکی وبا تمام لوازم وبرای مهمانان ساخته شده بود که سردار عشایر را ودر همان جا منزل دادیم وبعلاوه برخی از روسای قبایل وعشایرایران ودر آنجا به دیدار رضاخان می رفتند ( واز جمله رئیس قبیله قشقایی ) وبعلاوه به نقل ص 192 خاطرات بهبودی که می نویسد ودر مورخ 7 آبان 1303ش : منزل اولیه رضا شاه که در این مکان وجنب خیابان کاخ قرار داشت ،و چندان مجلل نبود وحتی در اوایل حکومتش ،از کاخ سازی برای خودش امتناع می کرد ویا نقل بهبودی چنین است : خاطرم می باشد که حضرت اشرف (رضاشاه) ودر جنب خیابان فعلی کاخ، طویله ای داشتند وبوی بد زننده وحشرات آنجا، تولید زحمت کرده بود ولذا دستور فرمودند که طویله را خراب کردند ومهندس ،نقشه ای وبرای ساختمان آنجاداد ودر این نقشه هم ، شش اتاق ساده پیش بینی شده بود وطبق معمول ،در مقابل اتاقها ، ستون گچی وزیر اتاقها را وهم زیر زمین آجری در نظر گرفته بودند ولیکن ، روی هم رفته نقشه اش ،خیلی ساده بود وقبل ازمسافرت اولش به آذر بایجان که خیلی هم طول کشید ومرا مامور کردندکه به محض حرکت ، ساختمانش را شروع بکنم وبنا به ساده ومعمولی بود که دوماهه تمام شد و روز اول وبعداز مراجعت ، صرف دید وبازدید معمول شد وتشریفات بازدید که خاتمه یافت وبرای ملاحظه ساختمان آمدند ووقتی دیدند که تمام شده است واز این که، کار به سرعت پایان گرفته است ومرا مورد مرحمت وتشویق قرار دادند!ولی ضمنا فرمودند : من نمی دانستم که عمارت وبه این صورت بیرون خواهدآمد واین عمارت برای زندگی من مناسب نیست !ودستور دادند که روز بعدو با کمال سرعت ، جلو عمارت را با چوب شبیه نرده وآهن شیروانی ،بپوشان ورنگ سبز روی آن بزن وتا از دید اشخاص ،محفوظ بماند وتا مردم خیال نکنندکه قصر خورنق ساخته ام !( ماخذ ص 192 خاطرت بهبودی )ونیز به نقل ص 199 خاطراتش ،سادگی بنای اولیه منزل مزبور ودر این محله شهرتهران ، طوری بود که لوله آهنی بخاری دفتر وی ودر این محل وطوری بود که به تیرهای چوبی سقف اتاقش، نزدیک بود ولذا در 4بهمن سال 1304 ش هم سقف چوبی اش آتش گرفت ونظامیانش خاموش کردند ولیکن اگر در اتاق مجاور وی مقداری اسلحه ومسلسل وفشنگ وجود داشت واگر سرایدار متوجه نمی شد وحادثه عاقبت خوبی نداشت ولی البته به خیر گذشت !(ماخذ ص 199 کتاب مزبور) و بعلاوه بهبودی ودر صفحات 241 و242 خاطراتش می نویسد :رضا شاه در 20 تیر ماه 1304ش "عمارت سا لاریه" را واز فرزند فرمانفرما خرید که در شمال شرقی کاخ مرمرواقع بود واز هر طرف ،به خیابان مربوط می شد ونیز چند "عمارت کوچک دیگر "نیز متعلق به افرادی بود مجاور سالاریه بودند را نیزخریداری کردند وهمه را "ضمیمه سالاریه "کردند و"عمارت سالاریه" وقبلا در دوره قاجاریه متعلق به "سعد الملک مافی بود که از ایل مافی می باشد ولی چونک مقروض شده بودو آنرا به پسر فرمانفرما (سالار لشکر) فروخته بودند وبعلاوه کتاب بهبودی می اافزاید که : اندرونی عمارت سالاریه خیلی زیبا بود ونمای آنرا واز آجر معمولی ساخته بودند ولی سالنهای بزرگ ویا اتاق خواب تمام آئینه داشت وبعد از آنکه رضا شاه آنرا واز پسر فرمانفرما خرید وبعدا "سر در سنگی آن "ودر شمال غربی اش و وبا نقشه استاد جعفر خان ساخته شد که از معماران چیره دست واستیل ساز واهل کاشان بود،واستاد آقا علی حداد ودر کمال زیبایی آنرا ساخت وکاشی های آنرا واستاد طاهرزاده بهزاد طراحی کرد واستاد" حسین خاک نگار مقدم" کاشی ساز هم تهیه وتحویل کرد وحضرت اشرف وبعد از تابستان که در مهر ماه بود وبه شهر تشریف آوردند ودر همین "عمارت سالاریه" منزل کردند ( ماخذ ص 241 و242 خاطرات بهبودی )و بعلاوه سلیمان بهبودی ،در همان ص 242 و243 کتاب خاطراتش ومطلب دیگری را می نویسد ویا در مورد نظام آبیاری شهری تهران وتامین آب مشروب منزل رضا شاه در آن دوره تاریخی ذکر می کند که گویا ی برخی نکات است ومثلا فرمانفرما چونکه حاضر نبود که سهم بیشتری واز آب قنات کوثریه خودش را به رضا شاه ومنزل او بفروشد ولذا رضا شاه هم ودر 22 مهر ماه سال 1304 ش در صدد بر می آید که برای تامین آب مشروب منزل خود وباغات اطراف آن ، واز قنات دیگر تهران استفاده بکند وبهمین دلیل هم سرهنگ کریم آقا ، (شهر دار تهران) را ودر 22مهر ماه سال 1304 ش دعوت می کند وتا در موضوع نهر آب محوطه مزبور گفتگو بکنند وبحث وی با شهر دار تهران هم وبه نقل سلیمان بهبودی ودر متن صفحات مزبور به شرح ذیل آمده است : ورشته ای از قناتهای عشرت آباد واز شمیران به شهر می آمد که حضرت اشرف خریداری کردند وبرای این قنات جدید، مجرایی از سه راه قلهک تهیه شد که پس از عبور از زمین های داودیه وبهجت آباد وبه خیابان کاخ تهران امتداد می یافت واز غرب وارد کاخ می شد واین کار، مطابق رسم زمان بود که هریک از رجال شهر که در شهر پارک ویا باغ بزرگی داشتند ، وقنات ملکی هم وبرای شرب آن باغ تهیه می کردند وموضوع مذاکره امیر لشکر سردار منتخب وبا سرهنگ کریم آقا ( شهردار تهران) هم مربوط به نهر این قنات بود
وبعلاوه بهبودی در ادامه مطلب ودر مورخ 22 مهر 1304 ش چنین ادامه می دهد : آمد ورفت ومذاکرات ودر اطراف عزل خاندان قاجار زیاد شده بود وعده ای از روزنامه ها علیه وعده ای برله خاندان قاجار قلمفرسای می کنند ونیز ادامه می دهد که... از وزارتخانه ها ،دسته دسته می آیند ودر محوطه باغ جلو عمارت ( رضا خان )که در آن تاریخ 1304 ش هنوز نخست وزیر احمد شاه بود ) وسخن رانی ها می کنند وبیشتر شکایت ، دسته جات هم از مسافرتهای شاه( احمد شاه) است که دایم در خارج ایران بسر می برد
وبدنبال این حوادث می باشد که در اواخر آذر ماه 1304 ش مجلس موسسان تشکیل می شود وبا اصلاح اصل های 36 و37 و38 متمم قانون اساسی ایران "خاندان قاجاریه "را از سلطنت عزل کرده و"خاندان پهلوی "را وبه جای آنان نصب می کنند وبدنبال این حادثه است که در 4 اردیبهشت سال 1305 ش رضا شاه هم تاجگذاری کرده ولی برای اینکه ،انواع کاخهای شاهان قاجاریه را واز دست حرمسراهای متعدد آنان بیرون آورد ویا از دست خدمه ویا کارمندان قاجار وبا سیاست بگیرد وتصمیم می گیرد که نظام ادا ری ودیوانسالاری خود را وبه محوطه درون ارگ سلطنتی قاجار وکاخ گلستان وشمس العماره وعمارت بادگیر وعمارت برلیان وغیره نبرد و اداره حکومت آینده خود را ودر همان عمارت ساده اجری "باغ سالاریه" ویا جنب خیابان پاستور تهران ،نگه دارد ولذا طبق متن ص292 و293 کتاب خاطرات بهبودی که به عنوان منشی مخصوص رضا شاه بود وبه ثبت وضبط برخی از جلسات دربار رضاشاه ودر دوره خاصی از حکومت او اقدام می کند ویا در ص 292 و293 پرداخته ونیز به نقل :کتاب " شش سال در دربار پهلوی" که فرد دیگری نوشته ودر اتاق "مخابرات رضا شاه" وبمدت 6سال مستقر بود ومی نویسد : شاه بعد از سال 1305 ش "وزارت دربار" خود را ودر همان عمارت سالاریه جنب پاستور دایر کرده ویا در ایام تابستان در کاخ "سعد آباد" تشکیل می دادکه اعضای پرسنل آن ودر صفحات خاص خاطرات بهبودی ذکر شده است ودر آن عمارت سالاریه "وزیر دربار" وجود داشت ویا رئیس دفتر مخصوص ویا رئیس تشریفات داخلی ورئیس تشریفات خارجه ویا رئیس محاسبات دربار ونیز نایب تشریفات ویا مسئول رختدارخانه وصندوق خانه ویا کالسکه چی باشی ومیرآخور وریاست فراشخانه ویا رئیس خیام خانه ورئیس باغات سلطنتی ویا رئیس کتابخانه ورئیس پیشخدمتها ویا رئیس اسلحه خانه وآجودان باشی وپیشکار ولیعهد ویا رئیس کابینه دربار ونیز معاون دفتر مخصوص وغیره داشت که به تبعیت از دربار شاهان قاجار وشاهان قبلی بود ویا با ترکیب جدیدی از نظام اداری جدید که با پرسنل نخست وزیری وکابینه او وکار مندانش نیز ترکیب شده بود تا بتواندبعنوان "دربار " کار بکند که اختیارات "وزارت دربار" هم از اختیارات " نخست وزیر کابینه "بیشتر بود ویا تا سال 1357ش بیشتر بود ولذا برای اداره این نوع از "دیوانسالاری جدید شاهی" که نیاز به خدمه واتاق بیشتر داشت دفاتر متعدد کاخ مر مر لازم بود وبعلاوه ترکیب آن نیز با منزل واستراحت گاه زن وبچه های متعدد رضاشاه عجین شده وضرورت تاسیس وتکمیل عمارت سلطنتی وی را واز سال 1305 وتا سال 1313ش بیشتر نمود ولذا در سال 1313ش ضرورت شکل گیری کاخ مرمر ودر جنب عمارت سالاریه وی تصویب شد وبعلاوه در سال 1315ش وبا آتش سوزی وسیع انواع منازل وتاسیسات فرمانفرما در این ناحیه سوخت ویا در خیابان پاستورکه "خان بزرگ تهران" ودر همسایگی رضاخان زندگی می کرد و به نقل ص 250 خاطرات دوجلدی فرمانفرما که فرزندانش انتشار داده اند و در عمارتهای اربابی خودش ودر آن محله پاستور تهران وحدود 701 خدمه ویا مباشر وحسابدار وکالسکه چی وغیره داشت وحاضر نبود که اراضی بیشتری وبه رضا شاه بدهد ویا برای تکمیل کاخ مر مر خودش ویا جهت توسعه قدرتش بدهد ولی همانطوریکه گفتم وبا آتش سوزی مزبور که همه املاک وثروتش سوخت وخاکستر شد0 ماخذص 250 خاطرات فرمانفرما ) مجبور شد که اغلب اراضی اطراف خیابان پاستور را وبه قیمت متری 7 ریال وبه رضا شاه بفروشد وبعلاوه آتش سوزی مزبور به دگرگونی بافت سنتی شهرنشینی محله اطراف خیابان کاخ وپهلوی جنوبی نیز منجر گشت ویاخیابانکشی های جدید وکوچه کشی های جدید ویاهمسایه های جدید راودر این محله تهران را ، بوجود آورد ونیز شهرداری تهران نیز مجبور وبه عمران بیشتر این محله اعیان نشین جدید تهران گشت وبعلاوه به نقل کتاب "خاطرات وخطرات " مخبرالسلطنه " که مدتی نخست وزیر رضا شاه بود وبخاطر عمران محله " کاخ نشین رضا شاه ودر محله مزبور ودر "هیات دولت "به دردسر افتاده بود ولذا در ص 389 کتاب خاطرات وخطراتش می نویسد : آسفالت کاری محله خیابان کاخ تهران باعث زحمت دولت وی ودر سال1309ش شده است که شهرداری تهران به عهده گرفته بود ودر اینص 389 یاداشتهایش می نویسد : بلدیه وطرق مورد اهتمام مخصوص شاه است ودر توسعه محله کاخ ، توجه فوق العاده دارد ولذا ابنیه جدید وحضور عدیده ای در این ناحیه ( محله اعیان نشین جدید ) تهران ساخته می شود وسنگلاخی سابق محله مزبور ، امروز مسئله است ( ماخذ ص 389 کتاب خاطرات وخطرات ) و بعلاوه به نقل ص 318 خاطرات سلیمان بهبودی که می نویسد : اولین خیابانی که آسفالت گشت ، وقسمتی از خیابان کاخ بود ، واز ابتدا وتا چهارراه پاستور که حالا ، در سنگی می گویند ، وآسفالت این قسمت که به نصفه رسیده بود وبنده را احضار فرمودند وگفت : مملکتی که قیر وتمام لوازم آسفالت را دارد ، وخودش آسفالت نکند وبا خارجی قرار داد ببندد وهر طور که شده باید سعی کرد که پختن آسفالت را یاد بگیریم !که اگر لازم شد خودمان آسفالت بکنیم واز آن پس ، همه روزه مدتی وبا مامورین " شرکت شرق" که مال روسها بود ومشغول آسفالت بودند برخورد می کردم ویا در ص 319 می نویسد واز آن پس ، بلدیه می خواست که خیابان به خیابان آسفالت شود.
وبعلاوه بهبودی ودر ص 318 کتابش می نویسد : شاه بعد از کشیدن خیابان پهلوی وبین دو قصر خود ( یعنی خیابان پهلوی وخیابان کاخ را) چنار کاری کرده بود وگاهی در آن خیابان وبا شهردار خود وآقا رفیع مشاوردربار وسرلشکر خدایار وبا اسب خود ودر زیر زیر سایه چنارها ی تهران راه می رفت ویا تا کاخ سعد آباد می رفتند وگاهی ماشین اش را وبه آنجا می بردند ودر برگشت به کاخ مرمر هم وبا ماشین خود برمی گشت ( ماخذ 318 کتاب مزبور ) وبعلاوه عبدالله مستوفی نیز ودر ص 244 کتاب " شرح زندگانی من " و به درختکاری منظم خیابانهای پهلوی ویا کاخ تهران ودر دوره رضا شاه، اشاره می نماید وهمچنین بهبودی نیز در ص 320 کتابش می نویسد که : وآسفالت شدن خیابان کاخ باعث گران شدن قیمت آن شد که اسبها در سنگفرش آن زمین نمی خوردند وبعلاوه سلیمان بهبودی در ص 321 خاطراتش می نویسدکه : قبل از ترقی زمین در تهران ومخصوصا در اطراف خیابان کاخ وشاه قطعه زمینی راو بیکی از مستخدمین خود وبنام حسن سیاه داده بود که که پاصد متر بود ودر خیابان مزبور ارزش بالائی یافته بود! ونیز به نقل منابع دیگر تاریخی هم رضا شاه در اطراف خیابان کاخ تهران وزمینهای زیادی را به رجال درباری داد ویا به سران ارتش وخویشاوندان خود دادکه این محله را "اعیان نشین جدید" نمود ویکی از آنها منزل چراغعی خان امیر اکرم وبرادر ناتنی شاه می باشد که لله ولیعهد بود و نیز چهار راه امیر اکرم وی ودر خیابان پهلوی جنوبی مشهور است ویابه نقل ص 27 کتاب مزبور که می نویسد : ملکه توران قطعه زمینی ومجاور چهار راه فعلی پهلوی خریداری وساختمان شد ( ماخذ ص 27 خاطرات بهبودی ) ویا در ص 12 می نویسد رضا شاه خانه ای را ودر خیابان پهلوی به سرهنگ بوذر جمهری داد وبعلاوه به نقل ص 315 کتاب مزبور _در شرقی کاخ مرمرنیز به خیابان پهلوی باز می شد ونیز دربی هم ودر تقاطع چهار رراه خیابان سپه – پهلوی داشت ونیزلازم به یادآوری است که در روبروی آن در ب شرقی کاخ مرمر نیز "شعبه درباری شهربانی تهران "قرار داشت که امنیت چهارطرف کاخ وی با آ نها بود وبعلاوه بیمارستان اختصاصی وبرای "خانواده دربار "داشتند که در این خیابان واقع بود ونیز در ص 323 می نویسد که: در محوطه کاخ مرمر ، کاجستانی از درخت بود( ماخذ ص323) وبعلاوه بهبودی در ص 322 کتاب خاطراتش واز نحوه کارش در دفتر کاخ مر مر یاد می کند ویا در برخی از صفحاتش واز جلسه های هیات دولت در کاخ مر مر یاد می کند ومثلا از جلسه هیات دولت محمد علی فروغی ودر این کاخ مر مر بحث می کند ( ماخذ ص 397 ) ونیز وی در ص 323 خاطراتش می نویسد که : والا حضرت ولیعهد ، دوره دبستان را ودر کلاس مخصوصی که در محوطه کاخ مرمر واقع بود طی می کردند ویا محل کلاس عمارت دوطبقه بود که اتاقهای متعددی داشت ونزدیک این عمارت هم اتاقی بود که آنرا برای استراحت خود اختصاص داده بودم وپس از صرف غذا ودوباره به اتاق کار خودم و در کاخ مرمر برمی گشتم ونیز بهبودی ودر ص 336 خاطراتش می نویسد : عمارت محل کار اعلیحضرت همایونی هم ( رضا شاه ) جنب خیابان کاخ ، وجبهه شرقی بود که چند پنجره هم از آبدارخانه به خیابان باز می شد ویا در جهت غرب ،خانه ای بود که مدرسه تربیت در اجاره داشت وبعدا آن مدرسه را تعطیل کردند (ٌماخذ ص336) ونیز در ص 339 ودر داخل کاخ، واز صندوق خانه جواهرات سلطنتی یاد می کند که بعدا به خزانه بانک داده می شود.وبعلاوه در ص 354 می نویسد که : سه طرف کاخ مر مر را وبرای توسعه اش واز فرزندان فرمانفرما ویااز نظام السلطنه خریدند ویا قسمتی را هم از خانه های "استاد علیمحمد معمارباشی" خریدند وتا والا حضرتها واز محوطه کاخ مر مر برون آمده ودر محوطه مزبور وبرای خود "کاخ اختصاصی" بسازند ویا در ص 355 خاطراتش اضافه می کند که : والا حضرت ولیعهد ویا شاهدخت اشرف پهلوی ویا شاهدخت شمس پهلوی ودر خارج کاخ مر مر وبه فکر وسلیقه خود عمارت بسازند ( ماخذ ص355 خاطرات بهبودی ) وگویا به نقل ص 355 این ماخذ نظام السلطنه و در شمال غربی میدان درب سنگی کاخ مرمر عمارت دیگری داشت که آنرا هم خریده وضمیمه کاخ مرمر کرده بودند وبعلاوه به نقل ص 356 کتاب بهبودی که می نویسد :
وبعد ها والا حضرت شاهدخت شمس وبه سلیقه خود عمارتی ساختند که مایل بودند گلکاری وتزئینات باغ هم خیلی مجلل وزیبا باشد وحتی گلها واغلب وسایل تزئینات را که در ایران نیست واز خارج وارد بکنند وشاه هم قبول کرد وبعلاوه ایشان طرح ونقشه مهندسان ومعماران ایرانی را نپسندید واز آقای "آندره گدار فرانسوی "خواست که برای آن نقشه تهیه بکند وبعلاوه ص 354 و355 خاطرات بهبودی که می نویسد : اعلیحضرت همایونی وپس از معامله به بنده فرمودند هر وقت عمارت نظام السلطنه را تحویل گرفتید واطلاع دهید که من هم ببینم !وسپس بهبودی اضافه می کند که شاه پس از ملاحظه تمام باغ فرمودند که مهندس ویا معمار بیاورید واین باغ را واز وسط دوقسمت نمائید ویک قسمت را وبرای والا حضرت شمس وقسمت دیگر راهم برای ولیعهد بدهید ( ماخذ 354 و355 خاطرات بهبودی ) وبعلاوه سلیمان بهبودی ودر ص 368 کتابش می نویسد که شروع ساختمان جدید "کاخ مر مر " در سال 1313 شمسی شروع گشت ودر سال 1316 ش تکمیل شد
ونیز بهبودی در سابقه تاریخی ساخت کاخ مرمر چنین می نویسد که : قبل از" ساختمان کاخ مرمر " ودر همین محل وعمارت دیگری از " کاخ مرمر کوچکتر " وجود داشت ولی با همین نقشه بود که بجای گنبد واز چوب وشیشه سقفی وبرای " روشنایی سر سرا" استفاده شده بود وسابقا به " کلاه فرنگی " معروف بود وعمارت بسیار زیبایی بود که مرحوم سعدالملک مافی ساخته بود وبعد سالار لشکر که فرزند فرمانفرماست واز سعالملک خریداری کرد وبعد هم ودر اواخر سال 1304 ش که اعلیحضرت همایونی خریداری کردند وفرشها وقالیها ی بی اندازه نفیس وتابلو های عالی داشت ومخصوصا در سرسرا ،عکسها ومناظر زیادی از شهرستانها بود که جلوه خاصی داشت وبعدا ساخت وساز کاخ مر مر اصلی ودر سال 1313ش شروع شدکه به نقل ص 354 کتابش وبعد از اتمام محوطه مزبور وفضای کاخ مر مر که پس از خریدن کلیه خانه های اطراف شکل گرفت ونیز بهبودی ودر ص 365 خاطراتش می افزاید ک در موقع "ساختمان کاخ مرمر" ، کلیه پرده ها از زریهایی به رنگهای مختلف بود ویا مبلها از مخملهای زردار ولی ساده تهیه شده بود که واقعا بسیار زیبابود وکاخ با داشتن پرده زری ومبل مخمل ایران بسیار مجلل شده بود ( ماخذ ص365) ونیز بهبودی در ص 365 ادامه می دهدکه : پس از آ نکه "کاخ مرمر " نزدیک به اتمام بود دستور فرمودند دفتر کارشان را که اضلاع آن به طول 8 وعرض 6متر بود وحتی سقف اتاق ومبلها ومیز تحریر وپشت وروی درها وچوب پرده ها از" خاتم " بسیار عالی تهیه گشت که بخاطر آن مجبور شدیم " دوخانه " از خانه های مجاور ونزدیک کاخ راو بصورت " کارگاه ومدرسه خاتم " در آ وریم که اغلب روزها وتا نزدیکی شب ، 150 نفر خاتم کار از شیراز واصفهان ودر ان گارگاه جمع شده بودند وتعدادی هم شاگرد داشتند که زیر نظر سه استادکار شیرازی بودند وبرای " منبت کاری ویامشبک کاری " هم فقط دونفر منبت کار در تهران بود وبعدا عده ای از گلپایگان ورضائیه وبرای در های قصر سنگی وکاخ مر مر به تهران آورده شدند ونیز " استاد سید علی " و استاد نوروز " " در ساختن مجسمه ها وگلهای روی درها هنر نمایی کردند ونیز " آقای مختاری "از گلپایگان ، "شبک بندی روی آئینه " ویا " اطراف ارسیها" راو به عهده گرفتند ونیز شاه علاقه داشت که رنگ گنبد سقف کاخ وبه رنگ " کرم " باشد که مدل سقف گنبد شیخ لطفالله در اصفهان باشد که " آقای ایزدی " آنرا وبه عهده گرفت ونیز " تذهیب دیوارهای گنبد " را و" طاهر زاده بهزاد " به عهده گرفتند ( ماخذ ص 366 ) ونیز در ص 367 کتابش از "اتاقهای کار "و " اتاق خواب " ویا" پذیرایی " ومهمانخانه " کاخ مر مر یاد می کند ونیز از "عمارت شاهپور عبدالرضا" یاد می کند وبعلاوه در همان ص اضافه می کند که هر روز شاه ، وحدود دو بعداز ظهر ،از کاخ مرمر خارج می شد وقریب یکساعت به حسابداری می رفت وبعلاوه برخی از وقت های خود راهم به پیاده روی در محوطه کاخ مرمر می پرداخت ونیز به نقل ص 370 خاطراتش ، گاهی هم سرکشی به ساختمانها ودرختکاری خیابان پاستور ویا خیابان کاخ اقدام می کرد ونیز در ص 382 کتابش می نویسد :ه در وپنجره کاخ منبت کاری بود واز دونفر استاد منبت کاراستفاده شده بود وبعلاوه در ص 383 از "دفتر کار خاتم کاری شده" شاه بحث می کند که به نقل " نشریه اطلاعات - هفتم _ذر 1323ش " ژنرال دوگل فرانسوی ودر تالار آئینه کاخ مرمر با پهلوی دوم دیدار کرده است وبعلاوه برخی از شاهان ویا رئیس جمهورهاهم ودر سالهای 1334 الی 1336ش با پهلوی دوم ودر این کاخ ملاقات کرده اند ولی بدلیل قرار گرفتن اش ودر وسط شهر ویاناامنی تردد مقامات خارجی وبویژه با ترور شاه ودر سال 1343 کاخ مر مر دیگر ترجیح دادند که هزینه اضافی کرده ومحل کاخ وملاقاتهای خود راعوض بکنند ویا به نقاط کم جمعیت "کاخ نیاوران ویا کاخ سعد آباد "ببرند وبعلاوه رجال درباری وارتشیان نیز ومنازل خود را وبه نقاط ییلاقی تهران بردند ویا به محله های شمیرانات بردند ولذا "بافت شهرنشینی محله کاخ تهران "شروع به دگر گونی نمود
وبعلاوه به نقل ص 83 کتاب " آن سوی دیوار کاخ سلطنتی " آقای خسرو معتضد که می نویسد : ، رضا شاه از سال 1316 ش وبه بعد در کاخ مرمر زندگی می کرد ونیز به نقل ص 84 کتاب آ قای معتضد که نوشته است : نمای خارجی کاخ مرمر اوز بهترین مرمر های معادن ایران تهیه شده بود و آقای سرهنگ ادیب السلطنه رادسر ومدتی مامور یزد بود که سنگهای استخراج شده آن ناحیه را به تهران بفرستد وروی ورودی آن نقش "والرین امپراطور روم" نشان داده می شود که به پای اسب شاهپور ساسانی افتاده است ونیز راه پله های آن کاخ نیز از سنگ مرمر می باشد وشکل گنبد کاخ مرمر نیز نظیر گنبد شیخ لطف الله است که در دوره استانداری رضا افشار در اصفهان وسکنه این شهر ساخته اند وبعلاوه به نقل ص 55 کتاب آقای خسرومعتضد و در راهروهای این کاخ تابلوهای نقاشی بود که هوفمان نقاش آلمانی ترسیم کرده بود که عمارات تخت جمشید وقصر آپادانا وعمارت صد ستون خشایار شاه دیده می شود وبعلاوه لوحه هایی از دوره ساسانی در آن است ونیز می افزاید که در قسمت جنوبی ساختمان " تالار بزرگ " ائینه " قرار دارد ویا در ص86 می افزاید که در این کاخ بهترین فرشهای کرمان ویا چهل چراغ وتابلوی نفیس نقاشی وجود دارد ومثلا قیافه حکیمهای قدیمی وبا عمامه وعینک ویا شیخ شیپور ونیز در محوطه داخل ساختمان هم اتاق ناهار خوری وجود دارد ویا تالار بزرگ گچ بری شده ونیز تذهیب کاری آنرا شاگردان مدرسه صنعتی تهران انجام داده بودند ویا برخی مینیاتورها ونظیر عروسی خسرو ویا شکار بهرام وغیره را داشت ویا تابلوی قیمتی "معشوقه فرعون "در آن بود ویا مجسمه های مرمر خوشتاریا بود ونیز اتاق خواب شاه ویا دست شویی ویا حمام وتوالت فرنگی ویا ایرانی ودرمحوطه آن کاخ مرمر وجود داشت .
این وبلاگ شامل :