اوستا کتاب مذهبی ایرانیان وآیات حقوقی وسیاسی وحکمرانی واداری ومالکیتی اوستا-دکتر محمد خالقی مقدم
اوستا کتاب مذهبی ایرانیان وآیات حقوقی وسیاسی
وحکمرانی واداری ومالکیتی اوستا (بخش دوم)
پژوهش:از دکتر محمد خالقی مقدم
جامعه شناس حقوقی
وبعلاوه باید اضافه بکنم که تحول کشاورزی خوزستان واز زمانی شروع شد که سلجوقیان مانوی مذهب وبه خوزستان آمدند ومرکز اقتدار خود راهم ودر خوزستان وهمان " قلعه سلاسل شوشتر " قرار دادند ویا انتخاب کردند که یک قلعه محکم حکومتی واز دوره ساسانی ها بود ویا در کنار رود کارون قرار داشت که ساسانی ها واغلب "سازه های آبی "متعدد رود کارون را ودر کنار همان قلعه سلاسل شوشتر وایجاد کرده بودند که مکانیزم تقسیم آب کارون را هم وبه نهرهای مختلف وتقسیم می کرد ویا برای آبیاری کشاورزی بهینه وطراحی شده بود ونیز زمانی که سلجوقیان به خوزستان آمدند وقبلا تنها قومی دامدارمحض بودند وبهمین دلیل هم وقبلا و شیوه های معیشت کشاورزی را نمی دانستند ویا شیوه های بهینه کشاورزی ویا سازه های آبی بهینه را ونمی شناختند ولی چونکه قومی متفکر ویا زحمتکش بودند ولذا این نوع از شیوه های نوین کشاورزی بهینه را ویا شیوه کاشت وداشت انواع محصولات را واز بقایای زارعان زرتشتی اهواز یاد گرفتند که امروزه قبرستانهای بزرگی ودر شمال اهواز دارند و یااز خوزستانی های با تجربه زرتشتی شهرهای شوشتر ورام هرمز ویا رام شیر ( رام اردشیر )یاد گرفتند ویا از سکنه دزفول وهفت تپه زرتشتی نشین یاد گرفتند ویا از کاتبان وممیزان مالیاتی شوش ومساحان زرتشتی نشین شوشتریاد گرفتند ویا از ابزار سازان کشاورزی شوشتر ورامهرمزیاد گرفتند ویا از حرفه مندان زرتشتی مذهب شوشتر ورامهرمز ویا از کدخداها وخشک کنندگان باتلاقهای شوشتر ودزفول وجندی شاپوریاد گرفتند وبعلاوه همان سلجوقیان مانوی مذهب خوزستان وزود تر از بقیه سلجوقیان دیگر استانها وشیوه های خوب معیشت کشاورزی را واز همان زارعان باتجربه وزرتشتی خوزستان یاد گرفتند که مهد تمدن کشاورزی بود ویا شیوه بهینه کدخدایی دهات را ویا شیوه حکمرانی کشاورزی بهینه را ویاد گرفتند ویا بکار بستند وبعلاوه به دیگران هم وخوب یاد دادند وهمچنین زودتر از اقوام دیگر سلجوقی هم ودست از رمه داری صرف برداشتند ونیز بخاطر آنکه خوزستان وبرخلاف بقیه استانهای ایران ویک نوع مهدکشاورزی ایران بود ویا مرکز تمدن ومعیشت کشاورزی بود وبعلاوه کاربرد انواع ابزارآلات مهم کشاورزی راهم در دشت سبز خوزستان وکاربرد زیاد داشت ویا شیوه حکمرانی خاص دهات خوزستان را هم و جلوتر از بقیه استانها ویاد گرفتند ونیز این امر وبخاطر آن بود که خوزستان ودارای رودهای بزرگ کارون ومارون ویا رود کرخه ورود جراحی ورود زهره ودز واروند و غیره بود وبعلاوه همه شهرهایش نیز ودر کنار رودخانه ها وشعباتش مستقر بود وهمچنین اغلب دهاتش نیز ودر کنارهمان رودخانه های بزرگ قرار داشتند که در سایر استانها وچنین نیست !وهمچنین همان سلجوقیان مانوی مذهب وبا آمدن به خوزستان ودر همان دهستانهای جنوبی شوشتر ویا در اطراف شهر هفتگل ساکن شدندوتا کنون نیزوساکن هستند ویا در اطراف شهر رامهرمز وشرق دورق ( شادگان )هم ساکن شدند که در اطراف رود مارون می باشد! و نیز به کشاورزی پرزحمت ودر هوای گرم خوزستان وهنوز می پرداختند وبرخی هم ودر دهستانهای مابین دزفول وغرب مسجد سلیمان ساکن شدند که به شوشتر وصل می شود وبعلاوه زمانی هم که سلجوقیان به خوزستان آمدند وقبلا همگی تعالیم مانوی داشتند که مورخان متعدد به آن اشاره دارند وبعدا هم وبا آموزشهای خواجه نظام الملک طوسی وآشنا شدند ویک نو"فقه ترکیبی واز دین زرتشتی واسلامی "پدید آورده بودند ویا در "نظام زمین داری خوزستان وپدید آورده بودند ویا در تقسیم سود عادلانه بین مالک وزارع وبکارمی گرفتند ونیز قبلا هم وهمه ایرانیان وبا آموزش های "خانواده برمکیان زرتشتی" واین نوع فقه زمین داری دهات ایران ویا خوزستان ویا دهات کرمانشاه راوآموخته بودند ویا همان شیوه های تولید روستایی وشهری بهینه آن دشتها ی سبز را وآموخته بودند که همان برمکیان زرتشتی ویاد داده بودند که نخست وزیران باتجربه منصورعباسی وهارون الرشیدبودند ونام انرا "فقه حنفی زمین داری "نامیده بودند ویا همان خانواده برمکیان زرتشتی وسیستم حقوقی زمین داری جدید دهات ایرانیان را واز سال 150 هجری پایه گذاری کرده بودند ویا با کمک ابو حنیفه زرتشتی مذهب ایرانی کرده بودند ونام آنرا "فقه حنفی" گذاشته بودند ( ماخذ کتاب مجمل فصیحی )وقبلا گفتم که به نام نعمان بن ثابت موبد معروف بود (ویا ملقب به ابوحنیفه بود )که یک زرتشتی نومسلمان وزاده شهر تیسفون ونزدیک کوفه بود وبا ترکیب وتفسیر دوگانه کتاب اوستا وقران ومحتوای آن نوع فقه ترکیبی را نوشته بود و یا تئوری استنباط فقهی اش را هم ویا شیوه تنظیم قواعد واصول استخراجش را هم واز" فقه اوستا "استخراج کرده بود ویا در عهد منصور عباسی وپایه گذاری نمود ه بود وبعدا هم فردی وبنام محمد بن ادریس شافعی واین نوع تئوری را وبا تقلید از ابوحنیفه زرتشتی وپایه گذاری کرد وهمان محمد بن ادریس شافعی هم ومتولد عسقلان ویا فوت کرده در مصر می باشد ویا احمد بن حنبل هم وفقه حنبلی خود را وبا تقلید از ابو حنیفه وبرای سکنه شام می سازد ویا مالک بن انس هم وبرای سکنه عربستان ویمن و"فقه مالکی" را وتنظیم می نماید ( ماخذ کتاب مجمل فصحی )وهمگی "تئوری زمین داری اسلامی" را واز دل "کتاب اوستا" وفقه ابو حنیفه بیرون کشیدند ویا با تفسیر فقهی لغات انفال قران وتطبیقش با آیات اوستا وانجام گرفت ومثلا در تفسیر اوستایی آیات فی دریک سوره قران و ِیا با تفسیر جزیه ویا خراج قرانی واین نوع مدل مالیات عصر ساسانی را و(دوباره باز سازی )کردند وقبلا اعراب اولیه ودو قرن تمام وبه عیوب آن نوع فقه عربی اداره دهات ایرانی وپی نبرده بودند وچرا که تنها در (عصر معیشت قبیله ای )ویا در( عصر رمه داری عربستان )بسر می بردند ولذا در کشورشان وچیزی بنام (زمین داری ویا سیستم حقوقی )آن وشکل نگرفته بود وتنها (فقه رمه داری ساده )ویا کوچ رحلت الشتاء والصیف خود را بلد بودند وبه همین دلیل هم و (معنای زمین داری ویا نظام حقوقی لازم) وبرای (اداره زمین داری )را نمی شناختند ولی همان ابوحنیفه زرتشتی مذهب ونومسلمان ویا زاده تیسفون که نوه انوشیروان ساسانی هم بود( ماخذ مجمل فصیحی ) وبا تفسیر اوستایی لغات خمس قرانی وِیا در ترکیبش با آیه "خراج اوستایی" واغلب "عقود مالیات گیری زراعت دهات ایران "را وپدید آورد ومثل "مزارعه ""ویامقاسات ویا ساقه کاری "دهات ایرانی بود ویا "مالیات رمه داری"کوهپایه های زاگرس را وپایه گذاری کرد ونیز در رابطه تنظیم (حقوق کارکردن در مزرعه وتوسط همان روستائیان دهات را وپدید اورد ویا نحوه تقسیم منافعش وبا مالکین همان دهات را (ونظم حقوقی )داد ویا مقررات سازی اجرایی کرد ویا مقررات سازی وزارتخانه ای آن شیوه زراعی را وتنظیم نمود وتا در (دیوان استیفائ دولتها ی) قرون اولیه اسلمی بکار گرفته بشود ویا با فقه ترکیبی اسلامی وزرتشتیی توامان وتنظیم نمود ویک نوع مفاهیم (مزارعه ویا مضاربه ویا باغدار ی ویا مالیات رمه داری ویا مالیات راهداری )بود ووهمگی اصول حقوق مذهبی اش را وپایه گذاری کرد ویا مالیات گرفتن آن حرفه های شهری را وبه شاهان سامانی یاد داد ند ویا به مالکین روستایی همان عصر یاد داد ند که در عهد ترکان غزنوی بودند وهمگی بوسیله شکل گرفتن مدارس فقهی زرتشتی – حنفی ودر مدارس حنفی نیشابورعصر غزنوی وآموخته می شدند وافرادی مثل بیهقی( ویاوزیرباهوش غزنوی) ویا حسنک وزیرغزنوی هم ویا افرادی ومثل بلعمی ویا جیهانی ونخست وزیران با هوش دولت سامانی وغیره وهمگی این نوع مدل فقه ترکیبی دوگانه را ودر عصر"ادارات غزنویان "ویا دولت سامانی وبکار می بستند یا دراداره "اراضی زراعی وروستاهای خراسان " وبکارحقوقی می گرفتند ویا در اداره دهات بخارا وسمرقند وغزنین وهرات ونیشابور و رواج می دادند ویا تا سال 429 هجری ورواج دادند وتا آنکه خواجه نظام الملک طوسی با هوشتر واز راه رسید که در مدرسه حنفی نیشابور ودرس خوانده بود وبعلاوه در دیوان مالیات غزنوی هم وکارمندی موفق می کرد ولذا تفاوتهای فقهی چهار گانه مزبور را وخوب بلد شده بود وبهمین دلیل هم وهمان فقه ترکیبی لازم را واز فقه اسلامی وزرتشتی را و(دوباره بازسازی جدید حقوقی )نمود ! ویا با شکل جدید تفسیر آیات قرانی وتفسیر اوستایی جدید وتنظیم نمود! ویا با این تفسیر های جدید خودش ودرکارکرد اجرائیی سی سال نخست وزیری اش وبکاربرد ! ویا با همین فلسفه حقوقی بود که اطاعت واجب از خلیفه اولوالامر عباسی را هم وعوض نمود واین بار واطاعت واجب ترکان سلجوقی واز شاهان سلجوقی را وبجایش گذاشت وبا همین شیوه واطاعت از خلیفه عباسی را ومنکر شد ! وبعلاوه درمتن اوستا هم و اطاعت از شاهان ساسانی وواجب زرتشتی وشرعی شمرده شده بود ویا مشورت گیری همان شاهان ساسانی ویا با وزرای وزارتخانه های دوازده گانه دوره خودشان هم وواجب زرتشتی بود ویا درمتن کتاب اوستا آمده بود ویا شیوه مشورت گیری با کاتبان اداری هم ودرمتن اوستا آمده است ولی در قران تنها وجوب اطاعت محض از اولوالامر وذکرمحض شده است که یک نوع مرام سیاسی ودینی شخصی می باشد ! ولذا خلفای عباسی هم وتنها با آیه اولوالامرقرانی و(خلافت انحصاری )خود را و تفسیر شخصی می کردند وقایل به مشورت اداری با نخست وزیران خود نبودند ویا قائل به مشورت با کاتبان اداری عصر خودشان نبودند ویا در چهارقرن اول نبودند وفرق حقوقی (نظام نخست وزیری معاصرجهان ونهاد نخست وزیری عهد خالفای عباسی )را نشان می دهد ولذا فقط ونخست وزیران عرب تبار ویا ناآگاه خود راو انتخاب می کردند که صرفا دکور سیاسی باشند ولذا کتاب (تاریخ فخری )وبه آن نوع موضوع نخست وزیران عرب تبارعباسی ها ویا آلت دست بودن در دست خلفای عباسی واشاره کرده اند !ولیکن خواجه نظام الملک طوسی ودر طی 30همان سال (نخست وزیری مقتدرانه خودش )ویا در نخست وزیری فرزندانش هم وبرای شکل گیری وتحکیم دیوانهای اداری عصر سلجوقی ایران وکوشید ویا پشتکارهای زیاد و بخرج داد !ووبرای (نهادینه کردن نخست وزیری )وجا انداختنش وبه آیات سوره شورای قرانی ورجوع نمود! ولذا با تفسیر لغات قرانی و"شاورهم فی الا مر" واین نوع آیه قرانی را وتکیه گاه حکومتی شاهان سلجوقی می نماید که منجر به (دمکراسی نخست وزیری ومدل ایرانی معاصر می شود ویا در دولتهای بعدی جهانی شدکه مونتسکومی گوید ) وبعلاوه با پایان دان به (خلافت تا مه عباسیان ودرشهر بغداد ) وبه فقه حنفی اطاعت از خلیفه عباسی هم وهمچنان در افکار عمومی جامعه خاتمه می دهد ویادر راستای همین شیوه نخست وزیری جدید مدل ایرانی وبه دعاگویی به خلیفه عباسی هم ودر منبر ها ی مساجد وخاتمه می دهد ویا نمی گذارد که شحنه بغداد هم خود همان خلیفه بغداد تعیین بکند در منبرهای مساجد مختلف خاتمه داد وبعلاوه (وی دروس لازم وبرای نظم دادن حقوقی مزارع را تنظیم کرده ویا تدریس اش ودر مدارس نظامیه 16 گانه خودش را طراحی حقوقی کرده ویا در شهر های مختلف ایران وبراه انداخت ویا با آموزش دادن فقه جدید سیاسی واداری ودر شهرهای مختلف ایران و(تحول بزرگ حقوقی ودرنظام زمین داری ایرانیان ویا درامد ان زمین بوجود می آورد وصرف ساخت وساز بازارهای سلجوقی ویا کاروان سرای جاده ها می کند )ویا در مدیریت زراعت روستاها ی ایران وتحول ایجاد می کند وبعلاوه تدوین کتاب (سیاست نامه اش )نیز ودر این زمینه ها می باشد ولذا عربها ی مصر ویا عربهای ایرانی وچنان از وی خشمگین بودند که بالاخره زمینه ترورش رافراهم می کنند ویا ترور برخی از فرزندانش را وفراهم می کنند که بعدا نخست وزیر شده بودند ولذا وی وفدایی کشور ایران ویا فدایی مصالح طبقه ضعیف ایرانی شد ویا فدایی دهقانان محروم ایران گردید وحتی همان عربهای خشمگین ایران وهمان مدارس نظامیه وی را ودرشهرهای اصفهان ونیشابور ومرو واتش زده و سوزانیدند ویا کتابخانه های بزرگش را هم سوزانیدند وبعلاوه همان نظام الملک طوسی که خدماتش به ایرانیان وازخدمات (فردوسی طوسی )بیشتر می باشد ولی هنوز مردم ایران وپی به ان مسئله نبرده اند و لذاهنوز یاد بودش را وگرامی نمی دارند ونیز وی در این رابطه خدمات درخشانش وبه ملکشاه سلجوقی وتوصیه کرد که برای نگهداری ملک ویا مالکیت جدید خودش وفقط باید در میان ترکان سلجوقی ورمه داری مانوی مذهب سابق را ورها بکنند وبه پدیده زراعت توام با اقطاع ودر "اراضی اقطاعی " وروی بیاورند ولذا پدیده انفال قرانی را وبا فقه جدید اقطاع اراضی اوستایی و در هم آمیخت ویا در راستا ی (تحقق بخشیدن حقوقی) به این نوع پدیده زمین داری جدیدویا مفید به رفاه ایرانیان ویک رشته روحانیت جدیدوپرورش داد ویا در مدارس نظامیه خودش پرورش طولانی مدت حقوقی داد ویا فرهنگ پذیر حقوقی کرد ویا با پول خودش وپرورش داد که زمین داری جدید دهات ایرانی را وتبلیغ بکنندویا منبری بکنند !ویا در خطبه ها ویا در قضاوتها ویا در تدریس دینی مدارس هم وتبلیغ بکنند وبعلاوه همان نظام الملک و مشورت حاکم ویا حکمران شهری وبا کارمندانش را وعوض کرد ویا از دل (کتاب اوستا ) وبیرون کشید که در 16 مدرسه نظامیه بغدادونیشابور واصفهان تدریس حقوقی می شد ویا در نظامیه بصره وهرات و وری وشیوه آن نوع زمین داری اقطاعی را و تدریس می نمودند ویا پدیده "اقطاع" ودر ایات اوستا"را وبنام (انفال قرانی) وتدریس می نمودند ودر حالی که (لغت انفال ودر قران )وواژه ای مجهول ویا کوتاه یا واژه وبدون شرح وبسط جزئیاتش می باشد وبرعکس وشاگردان فراوان همان مدارس نظامیه ها و طوری "آموزش حقوقی" خاص می یافتند که بدانند خطیب ویا قاضی ودر اداره زراعت زمینهای دهات ایران وچکار باید بکنند ؟ویا همان مبلغ ها ویا مدرسهای دانش آموخته همان نظامیه ها وچکار باید بکنند ؟ ولذا سیاستی در کشور داری خود بکار برد که پیش نماز مدارس نظامیه ونمی بایست که صرفا خطبه نماز جمعه را وبنام خلیفه عباسی بخواند!وتا حکومت شاهان سلجوقی راو از (مشروعیت )نیندازند !ویا اطاعت از خلیفه را وتنها( اطاعت مشروع ودینی کشورداری ) و قلمداد نکنند وواین شیوه سیاسی وشیوه (دروس سیاسی ویا تئوری بافی )نظام الملک بود ویا دروسی بود که ماکیاول ایتالیایی ویا هابزانگلیسی ویا خانم "هانا ارنت "وتنها چند قرن بعدبه ان نوع (علم سیاست )پی بردند ویا در اروپا وتازه به شیوه های سیاسی وی پی بردند! ویا نهاد سازی سیاسی برای ملت سازی جدید ایتالیاو فرانسه کردند وهمگی وشیوه جدید حکومت مدل اروپاایی را واز وی آموخته اند وبعلاوه همان نظام الملک طوسی به شاگردان مدارس نظامیه آموخت که حتی اطاعت از شاه سلجوقی را هم ونباید که بدون مشورت با وزراء ویا با کاتبان اداری وواجب قرانی وتفسیردینی بکنند ! وتا زمین داری جدید ایرانیان وقوام بیشتر بیابد ویا استحکامش بیشتر شکل بگیرد ویا برای کشاورزان محروم جامعه وبا صرفه تر بشود ؟ویا اموزانید که زمین داری ایرانیان وباید که بدون کارشناسی کاتبان باسواد ادارات ونباید که شکل بگیرد؟ ویا کارمندان دیوانهای دوازده گانه جدید ایرانیان هم وباید که ضابطه مندتر از گذشته باشند وتا مثل مدل زمین داری عصر ساسانی وشکل صحیح بیابد ! ویا با تفسیر اوستایی آن عصرو تطابق بیشتر یافته وتا شکل نهادینه بگیرد! وبعلاوه مالیات اضافی اهم ز زارعان هم وحذف بشود وتا رفاه خانواده هایشان نیزو به خطر نیفتد ویا مثل مدل حکمرانی حکام تعیین شده بر شهر ها ی ساسانی وانجام بگیرد وبعلاوه پدیده اقطاع دادن زمین وبه همان حکام سلجوقی شهر ها هم ویاد داد که یک نوع مدلی از تفسیر اوستایی عزل ونصب حکام ودر عصر ساسانی بود !ویا نقش (شحنه سلجوقی شهر ها) هم ودر قضاوت مسایل مالی وداد رسی مالیات روستاها ویا سکنه شهرها نیز یاد داد که چنین باید وعادلانه باشد ! ویا در( اخذ مالیات تجاری کاروانها )هم واین نوع مدل (تفسیر دینی اوستا )و"یا مدل آموزش های حقوقی آن "کتاب مقدس ومد نظر ان کتاب اوستا بود وبعلاوه همان نظام الملک ایرانی کوشید که مفهوم "شرطه عربی"را هم وبه مفهوم حقوقی ("شحنه سلجوقی" )تبدیل بکند که تفاوت های حقوقی مختلف وبا ("اذاره شرطه اعراب") داشت که امروزه پلیس نامیده می شود وبعلاوه نخست وزیران بعدی ایران هم وسعی کردند که مفهوم "شحنه سلجوقی "را وبه مفهوم پیشرفته تر "(داروغه عصر تیموریان") وتبدیل بکنند وتا امنیت زراعت ویاتجارت در روستاها ی ایران وجاده ها وتضمین بیشتر بشود ونیز نخست وزیران بعدی ایران هم وسعی کردند که مفهوم (اقطاع عصر سلجوقی )را ودر عصر ایلخانی وبه پدیده حقوقی "( سیورغال ایلخانی) وتبدیل بکنند که یک پلکان بالاتراز اولی بود ویا در عصر تیموریان هم وبیشتر تکامل حقوقی داده شد وتا به (زمین داری بهتروبهینه " یرلیغ تیموریان) وتبدیل بشود ! وآری علم حقوق بشری ودر دانشکدهای حقوق غرب ودر دوقرن اخیر وتکامل نیافته است وبلکه درتفکرات ایرانیان اندیشمند ایرانی وتکامل حقوقی یافته است ولی با فقه آخوندهای دربار صفوی وزمین وتا آسمان وفرق یافت که با (فقه اخبار گری ومن درآوردی همان آخوندهای جبل عامل لبنانی واداره می شدند ولذا همه آیات قران ویا آیات اوستا را ودر فقه مدارس دینی اصفهان و کنار "گذاشتند ویا درآموزشهای مدارس دینی اصفهان وهمه "حقوق مدنی" ویا "حقوق مالی " ویا "حقوق خانوادگی" ویا "حقوق روستایی "همه مردم ایران را و انکار نمودند ویا "حقوق اقوامش" را هم وکنار نهاده بودند ولذا همه آن اخوندهای لبنان وهمه سیستم "حقوق زراعی ویا حقوق مدنی ایرانیان "را وتابع میل وغضب حکام صفوی کرده بودند و یا تابع حس شهوترانی شاهان صفویه کرده بودند ونام انرا ورواج مذهب شیعه گری صفویه گذاشته بودند ویا (توجیه دینی ویا تفسیر حوزوی )می کردند ولذا براساس میل همان شاهان صفوی وبه زن یک فرد وهمان عمل وی را هم و"تفسیرحدیثی" می کردند ومثلا می گفتند که درفلان حدیث ویا در فلان خبر دینی آمده است که عمل مزبور وی و(اشکال شرعی )ندارد ؟ ویا بر حسب میل همان شاهان صفوی ویا طبق خواسته همان حکام شهری صفوی وتفسیر می کردند ومثلا در میل کردن یک حاکم صفوی وبه تصاحب اسب یک فرد ویا به تصاحب خانه ویا زن فرد دیگروهمان شیوه عمل حاکم مزبور را و"توجیه دینی "می کردند ویا می گفتند که در فقه علمای جبل عامل لبنان وچنین عملی واشکال شرعی ندارد! ولذا مشروع بودن ویا نامشروع بودن همان نوع از اعمال را و از ایات قران و استخراج نمی کردند وفورا با "فقه اخبارگری حوزه های دینی خودشان در اصفهان وفورا بدنبا ل یک حدیث جعلی ویا واقعی می گشتند تا حب وبغض همان حاکم صفوی وتوجیه بشود !ویا ظلم همان شاهان صفویه را ونسبت بیک فرددیگر را وتوجیه بکنند ! ویا قتل یک قوم ویا سکنه یک شهری را وواجب دینی وقلمداد بکنند ! ویا با فقه جبل عاملی خودشان وتفسیر من دراوردی بگنند ویا با فتوای شیخ حر جبل عاملی ویا مجلسی وتفسیرمی کردند ومثلا در ورود علامه مجلسی به مجلس مشروب خواری شاه سلیمان صفوی واز چنین احادیثی استفاده می شد( ماخذ :فتواهای مجلسی در کتاب رسول جعفریان )! وچنین است وبرعکس وحرام بودنش را ودرنص آیات قران نمیبیند !وبجای تکیه به ایات قران وفورابدنبال یک حدیث جعلی می گشتندکه عمل حرام وی را وتوجیه کرده باشند ویا تدریس حوزوی مدرسه جده بزرگ ویا جده کوچک اصفهان بکنند ! ومثلا می گفتند که در فلان حدیث ویا در فلان خبر دینی آمده امده است که اشکال شرعی ندارد ومثلا در منابع تاریخی دیگر آمده است که شاهان صفویه ورسم کرده بودند که یک روزهفته را وبعنوان "زنانه بازار" واعلام بکنند ودرآن روزهم وهیچ شوهر مغازه داری و حق حضور ودر مغازه خودش را نداشت !ولذا همه فروشندگان همان شهرومی بایست که زنان ویاهمسران همان مردان صاحب مغازه وفروشندگان همان روز، پدیده (زنانه بازار) باشند ! وتا شاهان صفوی وآزادانه بتوانند ویاوقتی به خرید"بازار زنانه " می آمدند وبا خیال آسوده عمل کرده ویا در شهر گشت وگذار می کردند ولذا همه زنان مردم اصفهان ویا قزوین را ورویت کامل کرده ویا در اختیار مشاهده آنان وقرار بگیرند ! ولذا براساس فقه همان مجلسی ویا فقه خانقاه اردبیل وهمه زنان مورد علاقه خودشان را ودست چین می کردند واگر فلان شاه صفوی واز یک زن ودر فلان مغازه وخوشش می آمد وفورا به همسران همان افرادو پیام می فرستادند که شاه صفوی واز زن وی وخوشش آمده است وباید که اورا وطلا ق بدهد ! وتا شاه صفوی وی را بگیرد !واگراوهم وطلاق نمی داد وفورا براساس فقه اخبارگری مجلسی ویا با فقه صوفی باشی های قوم روملوی اردبیل و اعدام میشد ولذا هزارنفر زن ویا همسر سلطان حسین صفوی در اصفهان واز این راهها وانتخاب شده بودند ویا به نقل (سفرنامه سانسون )وفاحشه خانه های اروپا وعفاف امیز تر از دربار سلطان سلیمان صفوی بود و ویا زنانی که براساس همین نوع از "فقه اخبارگری حوزهای دینی اصفهان " وبه حرمسراها راه یافته بودند ودر حالیکه نحوه برخورد حاکمان سلجوقی وبا زنان مردم ایران ودر دوره تاریخی مزبور وچنین نبود ویابرخوردشان با املاک مردم ویا اقوام مختلف ایران ودر انواع استانها وچنین نبود وحداقل با تفسیر فقه ترکیبی اوستایی وقرانی انجام می گرفت ولذا منطق حقوقی لازم را داشت وبرعکس رویه صفویه و نظام حقوقی دیمی نداشت ویا مدل حقوقی دیوانهای اداری عصر سلجوقی هم وچنین بود و همگی مدل تفسیرحقوقی عصر ساسانی را داشت ویا در 12 وزارتخانه عرضه می شد ولذا کارمندان دیوان استیفایش نیزو نمی توانستند که هر نوع مالیات را که بخواهند واز مردم بدبخت بگیرند؟ ویا از روستائیان بیچاره بگیرند؟ ویا از سکنه یک شهر بگیرند ؟ویا (دیوان اشراف )عصر سلجوقی هم وبی ضابطه نبودند !که به هرکسی که بخواهند وانگ جاسوسی زده ویا فورا هم وبکشند! ویا فورا اتهام بزنند که در (دیوان اشراف )وبه آنها خبر داده اند که وی ومشغول فلان خرابکاری بوده است ؟ ویا در (دیوان برید) ویا در (دیوان سپهسالاری )وشکل گرفته عصر سلجوقی هم واز قوانین اوستا والهام می گرفت ویک چنین منطق نظامی غیر قابل قبول نداشت !ویا تجارت کاروانها ویا رونق بازار ها نیز ویا پیدایش کاروانسراهایش نیز واز یک نوع (دادوری ویا داد رسی عادلانه) بهره مند بود (وهمگی از دادوستد عادلانه ایات آوستا اخذ شده بود )که رفتار نیک بین فروشنده وخریدار ودر اوستا تعریف حقوقی کرده است ویا در همان متن اوستا ورهن واجاره ویا دستمزد عادلانه نیزومتضمن رضایت طرفین بود وبعلاوه معامله با دول مختلف هم در عصر سلجوقی وشکل خاص داشت که (کتاب اوستا )ومعامله با همان مسیحیان روم را ومنع شرعی نمی کرد ویا حرام نمی دانست واز آنجا که معامله با زرتشتیان ویا معامله با مسیحیان ویا با یهودیان ودر قران نهی شده بود و(مثل آیه لن تراضی عنک الیهود والنصاری وحتی تتبع ملتهم ) ولذا درعصر سلجوقیان ومثل عصر ساسانی ها ومعامله با مسیحیان اروپا واغلب رواج داشت ویا با معامله با افراد هندو مذهبان هندوستان هم ورواج کامل داشت وچرا که با (آموزشهای حقوقی مدارس نظامیه )وممکن شده بود وبهمین دلیل و تفسیر خاص مذهبی واز تجارت شفعه اسلامی وزرتشتیان بعمل می آوردند ولذا از معامله با مسیحیان داخل وخارج امپراطوری سلجوقی وابا نداشتند ونادرشاه افشار هم ودر دولت افشاریه خودش وبه این امر ودستور داده بود ! وبعلاوه بدلیل مشکلات خاصی که فقه اسلامی ودر حکومت داری سیاسی داشت وبعلاوه همه اعراب مهاجم به خاک ایران و(همه حق انحصاری حاکمیت سیاسی خودشان )را واز نظرتفسیر قرانی خودشان ویا از نظر ایات مختلفش ومختص خلفای عباسی عرب تبارمی دانستند ویا مختص خلفای اموی ویا فاطمی عرب تبار می دانستند ویا تفسیرنژاد پرستانه عربی می کردند ولذا دولت ویا حکومت هیچ قوم غیر عرب را و(مشروع دینی) حساب نمیکردند وبهمین دلیل و نظا م الملک طوسی نخست وزیرهم که در مدرسه دینی نیشابور واین نوع (مشکلات مشروعیت یابی حکومت سلجوقی ها) را وخوب میشناخت وبه الب ارسلان ویا به ملکشاه سلجوقی وغیر عرب تبار وتوصیه کرده بود که فقه حنفی عمید الملک کندری را وکنار بگذارد که صرفا حکومت عرب تباری خلفای عباسی را و(مشروع دینی) می شناخت !ولذا در عهد نخست عمید الملک کندری که نخست وزیر طغرل سلجوقی شده بود وکسی نمی توانست که بنام حکومت ملک شاه سلجوقی ترک تبار وخطبه دینی ودرمنبرها بخواند ویا در مسجد جامع اصفهان وبخواند ! ولذا نظام الملک ومانع نخست وزیری کندری شد وبعلاوه به همان شاهان سلجوقی وتوصیه کرد که باید که تفسیر های فقه های خوارج ویا فقه مرجئه اسلامی عصر بنی امیه راودر تدریسهای مدارس نظامیه را و کنار بگذارند !ویا تدریس "فقه کرامیه عصر غزنوی "را هم وکنار بگذارد ویا خطبه خوانی های سیاسی آنها راو درمدارس نیشابوروکنار بگذارند ! ویا فقه حنفی وخلیفه پروری مدارس حنفی عباسیان را هم ودر شهر بغداد وکناربگذارند ویا فقه شیعی ال بویه را ودرمدرسه بغداد وکنار بگذارند وحداقل در مدارس دینی 16 گانه نظامیه وفقط با فقه شافعی معتدل ویک رشته تحصیل کرده قاضی تربیت بشوند ویا مدرس وتربیت بشوند ویا خطیب منبری وتربیت بشوند !ونیز به ملک شاه سلجوقی وتوصیه کرد که اراضی مرتعی ورمه داری قبیله سابق سلجوقیان را وکنار بگذارندکه منجر به درگیری قوم سلجوق وبا سایر قبایل شهر های ایران ومنجر نشوند وبجایش از سوره انفال قران بهره برده ومفهوم حقوقی اقطاع حکومتی راوبرای آنها و استخراج کرده ویا اراضی اقطاعی محدود شده وبه آنها بدهد !ولذا در ازای خدمات خاص اجتماعی همان حکمرانیها وهمان حکمران سلجوقی وتا مدت معین حکومت کرده ویا تا ایام خاص وتعین حکم اداری داده بشود وتا همان زمین اقطاعی وقابل برگشت دادن وتخویل بگیرند وسپس در مهلت مزبور وخاتمه حکم و به دولت مرکزی تحویل بدهند وبعدا مغولها نیز وهمین روش را واز وی یاد گرفتند که که نظامیان جسور مغول هم وموی دماغ همان شاهان مغول نشوند وبعلاوه در همان دوره ایلخانی هم وبا اندکی تفاوت حقوقی و (واژه سیورغال )را وبوجود آوردند وبا اراضی مرتعی قبایل سابق آسیا و تفاوت "خان سالاری "داشت که زمین قبیله وجدا از قدرت رئیس قبیله ویا خان قبیله مغولی نبود ولذا کسی وحق پس گرفتن آن زمین را واز وی ودرایام سابق مغولی نداشت ولی در دوره جدید ایلخانی ها وسیورغال گرفتن خانهای مغول و ازهمان مفهوم حقوقی زمین داری سلجوقیان واخذ شده بود ویا در دوره تیموریان نیز و("پدیده یرلیغ حکومتی عصر تیموریان )را واز سلجوقیان آموختند وهمه این پدیده های زمین داری مفید ودر کتاب اوستای عصر ساسانی آمده است که باعث می شد که روستاهای ایران ووبا عزل ونصب خانها ی مختلف ومتلاشی نشوند ومالکیت بزرگ دولت بهم نریزد ونیز پدیده خمس ویا مالیات صید وشکار آیات قران هم ودر تفسیر فقهی عصر سلجوقیان ودگرگونی حقوقی خاص یافت وجزوی از سود دهی اقطاعی زمین های دهات ایرانی گردید وزیرا وقتی سلجوقیان ودر عصر خودشان که اراضی جدیدی را ومی گشودند ولذا براساس آیه خمس قرانی ویک پنجم غنایم جنگی خود را و به ملکشاه می قرستادند ولی چهار قسمت بقیه آنراو برای خودشان نگه می داشتند ولی همان نظام الملک وبا فرایند مزبور ومخالفت نخست وزیری کرده وبه شاهان سلجوقی وخطراتش را ویا آوری نمود ولذا پدیده (خمس قرانی )را وبه شکل دیگری درزمین داری ایرانیان در آورد ویا به شکل نظام زمین داری مفید سلجوقیان در آورد ! ولذا به شاهان سلجوقی یاد آوری کرد که تفسیر غنایم جنگی وبا همان مفهوم قرانی خمس مزبور وباعث می شود که دیگر همان حکام محلی ودر همان دوره تاریخی وبا ثروتمندشدنشان واز راه همان غنایم جنگی واز دولت مرکزی سلجوقیان وتبعیت نکنند ویا نخواهند که دیگر وتبعیت بکنند وتا دولت سلجوقیان فرو بپاشد و این تفسیر حقوقی همان نظام الملک ووپدیده مالیات صید ویا شکارقرانی را هم وجزوی از مدل "اقطاع زمین داری ساسانیان زرتشتی گردید ویا "تفسیر حقوقی "شد که درمتن کتاب اوستا امده است ولذا دستور دادکه آنرا ودر" تدریس های حقوقی "مدارس نظامیه هم وبگنجانند ویا نظام الملک و"مفهوم عطیه قرانی "را هم ودر زمین داری عصر خودش وکنار گذاشت وزیرا وی معتقد بود که در عصر ساسانی ها وبیهوده به کسی و"عطیه بزرگ" نمی دادند ویا "پاداش بزرگ" ویا "صله بزرگ "نمی دادند ومخصوصا در زمین داری بعد از اصلاحات مزدکی وعطیه اراضی نمی دادند وتا حب وبغض بقیه حکام محلی را برنیانگیزد ویا نسبت به حاکم مرکزی ونیانگیزد ونیزهمان نظام الملک معتقد بود که "مفهوم عطیه قرانی "و باعث کشته شدن عثمان گردیده بود که عطیه های بزرگ می داد وبرعکس و حضرت علی هم که عطیه نمی داد وبوسیله همان افراد طمع کار وکشته شد و بعلاوه همان نظام الملک وبه شاهان سلجوقی ویاد آوری نمود که مفهوم جزیه گرفتن آیات قرانی را هم ودر زمینداری عصر سلجوقیان واز کشاورزان محروم وکنار بگذارد وبجای "مالیات جزیه "وفقط "خراج مدل اوستایی "بگیرد ویا از همان زارعان فقیر ایرانی بگیرد وزیرا معتقد بود که جزیه گرفتن ودشمنی روستائیان زرتشتی ویا مسیحی ویا یهودی وصابئی ایرانی راو بوجود می آورد ویا انها را وادار به انتقام می کند وبهمین دلیل هم می باشد که کتاب اوستا توصیه کرده ابود که بجای "جزیه "وفقط "خراج" عادلانه واز کشاورزان گرفته بشود ولذا ملک شاه هم وعمل کرد ومثل عصر ساسانی ها عمل کرده واز زارعان مذاهب مختلف ایرانی وتنها مالیات خالص زراعت گرفت ویا بدون خوارکردن وذلیل کردن آنها و فقط "مالیات زراعت خالص "را می گرفت ویا "خراج خالص زراعت" را می گرفت ویا مالیات راهداری خالص می گرفت بعلاوه در زمین داری خودش ویاد داد که " بروات دادن "به حکام را و "جایگزین دستمزد دادن "به همان نظامیان سلجوقی بنماید وتا بقای امپراطوری سلجوقی وی وتضمین بشود ویا همچنان باقی بماند! وتا تیره های مختلف ترکان سلجوقی وسر کشی نکنند ویا در برابر شاهان سلجوقی وسرکشی نکنند ! ویا در امور قضایی وداد وستدعادلانه هم وسرکشی نکنند !ویا مفهوم شحنه را هم وجایگزین مفهوم شرطه اعراب نسازندکه با پارتی بازی وتوام بشود ! ویا جایگزین "تعزیرات حکومتی اعراب " نکنند ! وبا این نوع از (پیشنهادات حقوقی )بود که نظام الملک واصلاحات عمیق حقوقی خودش را بوجود آورد وکار" مزدک "را هم ودر زمین داری تکمیل کرد ویا در زمین داری ایرانیان وبوجود آورد وبعلاوه همان نظام الملک ومعتقد بود که مفهوم ارث بردن قرانی هم ومی بایست که در مورد (مالکیتهای بزرگ دهات) وکنار گذاشته بشود وتنها آیات ارث قرانی وفقط درمورد اموال خرده مالکی روستائیان واجرائ بشود ویا مجازبماند ویا تنها در فوت کسبه جزیی محلات شهری وپیاده بشود که اموال بزرگی ندارند وبعلاوه به همان ملک شاه سلجوقی وتذکر داد که نگذارد که علمای بیسواد ودر میان روستائیان بی خبردهات رفته و تبلیغ وتفسیر قرانی ارث بری بزرگ را ودر منبرهای روستایی بکنند ! وچرا که فرزندان همان خوانین مختلف همان روستا ها وتحریک خواهند شد وفورا ویا بعداز مرگ پدرخوانین خودشان وفوراتقاضای تقسیم شدن ارثی زمینهای دهکده پدرشان را وخوآهند نمود ! ودر همان صورت هم وهمان روستا وزراعتش ومتلاشی خواهد شد ویا دهقانانش هم وبدبخت خواهند گردید ومجبورمی گردند که کوچ بکنند ویا به محض فوت کردن یک خان روستایی وهمان اراضی هم ودر همان روستا وتقسیم ارثی خواهد گردید و لذا همان روستا ویا تولید زراعی اش نیزو نابود می شود ویا تیره های قومی ساکن همان روستا هم وآواره می شودند ویا از بین می روند وفقط تقسیم ارث قرانی ودر مورد (خرده ملکی )ومجاز بشود ! ویا فقط ارث بری ودر مورد تقسیم شدن کاسه وکوزه وفرش خانگی همان روستائیان خرده پا ومجاز بگردد ویا در میان زن وبچه همان فرددهاتی ویا خرده مالک شهری وتقسیم ارث خرده مالکی قرانی بشود واحتمالا (صاحب نسق شدن روستائیان) هم ودر مالکیت برزگ دهات ایران ویا گردشی شدن شخم زنی زمین های سخت همان دهات نیز و ممکن است که از پیشنهادهای حقوقی نظام الملک باشد ولذا همین نوع از آموزشهای فقه ترکیبی زرتشتی واسلامی ومدل سلجوقیان ویا مدل ساسانی ودر دهات ایران رواج یافت و یا چها رچوبهاوقالبهای زمین داری بزرگ وتوام با عدالت را پدید آورد که عدالت لازم را ودرگرفتن دستمزد های بیشترتامین می کرد ویا با دستمزد توام با زحمتکشی لازم را وتضمیمن می کرد ودر علم جامعه شناسی جدید هم ومناسبات ارضی نامیده می شود وبعلاوه وزمین داری سوسیالیستی-زرتشتی ایرانیان را و"فراهم حقوقی "می ساخت ویا "مرام نامه مذهبی "ان شیوه تولید عادلانه زمین داری واعلان عمومی می کرد ویا دستمزد گیری عادلانه آنرا وتامین اجتماعی می نمو د وبهمین دلیل وقرنها و قبل از پیدایش سوسیالیسم اروپایی معاصر ودر آموزشهای اوستایی ایرانیان وشکل گرفته بود وبعلاوه این نوع از (مرامنامه حقوقی ومذهبی اوستایی زراعت ویا کار وتلاش کردن عادلانه ودر اقتصاد زمین داری ) را و خواجه نصیر الدین طوسی هم قبول داشت ویا پیرو این طریقت شده بود و همچنان همگی وپیرو طریقت زمین داری بزرگمهر ویا نخست وزیرعادل انوشیروان عصر ساسانی شده بود ند وهمچنین شمس الدین جوینی نخست وزیر هم وبه مغولان وهمین شیوه عادلانه (زمین داری بدون مالیات اضافی )را وتوصیه کرده بود ویا خواجه رشید الدین فضل الله همدانی نخست وزیر هم وقبول کرده بود وبه شاهان مغول وتیموری هم وان نوع روشها ی زمین داری را ویاد داده بود ویا مدل حقوقی زراعت وکار وتلاش مفید را وتوصیه کرد ه بود که منجر به اصلاحات مالیات گیری زراعی غازان خان مغول گردید ویا چگونگی سیستم فرهنگی وحقوقی اداره کردن بهینه دهات ایرانی را ویا رعایت شدن حقوق صنفی آنها را یاد داد ویا آموزش حقوقی در مدرسه رشیدیه تبریز میداد ویا شیوه داد وستدعادلانه محصولاتش را یاد می داد ویاتحویل وتحول یافتن اقطاع گیری زمین داری بزرگ وتوام با عدالت را وآموزش می داد ویا در ادارات ویا در دیوانسالاری عهد خود ش وپیاده می کرد ودر حالیکه قبلا و همان مغولان ویا تیموریان ویا قبل از ان تاریخ وچنین مدل های حقوقی زمین داری بزرگ دولتی ویا عادلانه را نمی دانستند ویا چگونگی اداره آنرا وقبلا نمی شناختند !وتنها مدلهای اراضی قبایل اولیه را بلد بودند!
این وبلاگ شامل :