قوم شناسی استان زنجان -  افشارهای قورت بیگلو

 

شنبه 15 بهمن 1384- سال چهارم – شماره 195- نشریه صدای زنجان

                                قوم شناسی استان زنجان

                افشارهای قورت بیگلو

                                    بررسی از :دکتر محمد خالقی مقدم

چکیده مقاله :

 جغرافیای اراضی استان زنجان به صورت زیستگاه های شهری یا روستائی (کانون های مکان گزینی اقوام افشار) است که اینجانب در کتابم به نام زنجان ،سرزمین اقوام افشار آن را تشریح اجتماعی کرده ام و یکی از شاخه -های این ایل مهم ایرانی، شاخه قورت بیگلو های افشار است و منابع تاریخی مختلف به این طایفه اشاره دارند که تعداد زیادی از خانوارهای آنان در روستاهای حوزه اطراف صائین قلعه و غیره سکونت داشتند و تعدادی از آنان هم در دوره قاجاریه در فوج نظامی مستقل به نام (فوج افشار قورت بیگلو)برای مأموریت های نظامی به  خراسان، فارس و یا گاهی برای جنگ با انگلیسی ها به بوشهر اعزام می شدند و در این مقاله ،سعی کرده ام که چهره اجتماعی این شاخه از قوم افشار را به مردم استان زنجان بنمایانم.

پیشینه بحث:

در پیشینه بحث، می توان از کتاب مرآه البلدان نام برد که به برخی از آبادی های ایلات قورت بیگلو افشار ، در اطراف صائین قلعه زنجان اشاره می کنند.نظیر ص 1982 که از آبادی چاله مجار صائین قلعه به عنوان آبادی متعلق به ایلات شاهسون قورت بیگلو نام میبرد و یا در ص 1965 کتاب مزبورکه آبادی چالچق را به عنوان مسکن ایل شاهسون قورت بیگلو افشار نام می برد و یا ص 272 کتاب منتخب التواریخ از ریاست طایفه قورت بیگلو و از سواره ایل مزبور سخن به مبان می آورد و یا صفحات 521 و 2005 کتاب منتظم ناصری هم از سران این طایفه افشار سخن به میان می آورند (به علاوه ص 1252 و 1391 کتاب ناسخ التواریخ هم از اعزام طایفه افشار قورت بیگلو به جنگ با انگلیسی ها از راه کازرون سخن         می راند و نیز صفحات 1405،1239،986،1253کتاب ناسخ التواریخ از طایفه قورت بیگلو و سواران آن یاد   می کند و بعلاوه صفحات 57 و59 کتاب خاطرات ناصرالدین شاه از طایفه قورت بیگلو وریاست آن بحث می کند وهمچنین ص 1269 کتاب منتظم ناصری در بحث یوز باشیان مهدیه از رحمت اله خان قورت بیگلو نام می برد ودر ص 352 کتاب ناصرالدین شاه از آبادی کولوچ نام می برد که متعلق به سران ایل قورت بیگلو بود و یا در ص 355 از آبادی سرو جهان نام می برد که به رئیس طایفه قورت بیگلو متعلق بود و در امور نظامی هم طایفه قورت بیگلو خود یک فوج مستقل نظامی رادر دوره قاجاریه تشکیل می داد دارند که در اغلب منابع تاریخی به این فوج نظامی طایفه مزبور اشاره شده است نظیر: ص 1185 کتاب مرآه البلدان که در سال 1270 هجری مأموریت سواره شاهسون قورت بیگلو را به خراسان گزارش تاریخی می دهد...و یا ص 108 کتاب منتخب التواریخ در سال 1271 هجری از اعزام آنان به آق در بند تا سرخس سخن می راند و ص 1253 ناسخ التواریخ هم به همین مطلب اشاره دارد و یا در ص 1201 مرآه البلدان در مقابله با ترکمانان خارج از ایران که از عشق آباد به ایران حمله می کردند و نتیجتاً سواره قورت بیگلو با آنان بر خورد نظامی کرده و یادر ص 1405 ناسخ التواریخ از اعزام آنان به فارس بحث می شود ویا ص 143 منتخب التواریخ و ص 1556 مرآه البلدان از آنان به عنوان سواره نظامی مستقل نام می برد و بعلاوه در سال 1284 هجری ،کتاب مرآه البلدان در ص 1555 از اعزام آنان در برخورد با تراکمه یاغی در اطراف بجنورد بحث می کند و یا ص 1391 ناسخ التواریخ از برخورد نظامی افشارهای قورت بیگلو استان زنجان در جنگ با انگلیسی - ها در بوشهر بحث می کند که درآن جنگ، انگلیسی – ها در کشتی خود66 توپ و خمپاره نصب کرده بودند ولی جرأت نمی کردند که پا به خشکی بگذارند و بعلاوه در ص 115 شرح حال عباس میرزاملک  از ایل قورت بیگلو بحث می کند و می نویسد ایلات شاهسون از سه سمت زنجان را احاطه کرده اند و این ها ، چهار طایفه می باشند یعنی دویران ،افشار ، اینانلو، و قورت بیگلو و در سال های بعدی هم یعنی در سال 1276 و 1391 هجری و 1297 و 1310 هجری هم همان سواره قورت بیگلو در عرصه امور نظامی کشور بودند و در ص 1284 مرآه البلدان و در ص 1952 کتاب منتظم ناصری و در ص 2400 مرآه البلدان و در ص 172 کتاب منتخب التواریخ از آنان بحث می کند و گاهی هم در منابع تاریخی، از فوج نظامی قورت بیگلو با نام جماعت شاهسون قورت بیگلو و در صفحات 2091و1246و521 کتاب منتظم ناصری بحث شده است و در سال 1297 هجری فارسنامه ناصری هم از مأموریت طایفه قورت بیگلو در منطقه خشت فارس بحث می کند و نیز  صفحه 986 ناسخ التواریخ از سواره 300 نفری طایفه قورت بیگلو افشار در یک مأموریت نظامی بحث می کند.

بحث و نتیجه گیری:

گرچه ایل افشار زنجان و شاخه های آنان مدت هاست که اسکان یافته و تخته قاپو شده اند ولی بحث از قومیت تاریخی آنان تنها در منابع تاریخی معتبر ذکر شده است  که دراین منابع تاریخی به مکان های زیست جغرافیایی و نقش اجتماعی آنان در امور نظامی و یا به شرکت آنان در انواع مأموریت های نظامی نظیر جنگ با انگلیس و یا تراکمه خارج از ایران و یا در مأموریت های خراسان و فارس و غیره و به صورت گزارش های جزئی  تاریخی (نه گزارش مستقل از ایل و طایفه آنان) اشاره شده است و عده ای از منابع تاریخی نیز به دهات آنان در استان زنجان اشاره کرده اند و یا به سران مختلف آنان در    سال های مختلف زندگی این شاخه از قوم افشار اشاره کرده اند که درعین حال سرتیپی نظامی آنان در جنگ ها را هم به عهده سران طایفه بود و من سعی کرده ام  که همه ویژگی های قومی این طایفه افشار استان زنجان را با تکیه بر منابع تاریخی معتبر، به بحث و بررسی اجتماعی بگذارم.         

    فهرست منابع و مآخذ:

اسامی موضوعات و صفحات منابع تاریخی مزبور درمتن آمده است.       

 

مردم شناسی تاریخی قوم مقدم در استان زنجان

 

شنبه 1 بهمن 1384-  سال چهارم – شماره 193- نشریه صدای زنجان

مردم شناسی تاریخی قوم مقدم در استان زنجان

بررسی از : دکتر محمد خالقی مقدم

عضو هیأت علمی دانشگاه

چکیده مقاله :

اقوام مقدم استان زنجان که تعدادی از آنان با نام خانوادگی مقدم در شهرهای زنجان و خرمدره هم اکنون زندگی می کنند و تعدادی دیگر هم در روستاهای واقع در دامنه کوه های شمالی شهر زنجان و از محدوده جغرافیایی آبادی ذاکر گرفته تا روستاهای شمال شهر خرمدره استقرار زیستی دارند و همگی از طوایف ترک مقدم هستند که بخشی از ایل بزرگ مقدم می باشند و تنه اصلی ایل مقدم مزبور هم در شهرستان مراغه ساکن      می باشد و از اقوامی هستند که در دوره صفویه و یا قبل از آن به نام ایل اتوزایکی درحوزه قراباغ زندگی می -کردند و پس از تشکیل دولت صفویه به شهرسنان مراغه

کوچ کرده و بخشی از آنان هم از مراغه به استان زنجان آمدند و نامگذاری آنان هم با عنوان ایل مقدم به خاطرآن بود که در لشکرکشی ها مقدم سپاه بودند و دلایل اجتماعی کوچ بخشی از آنان به استان زنجان هم با دو فرضیه اجتماعی قابل تبیین اجتماعی است و به همین دلیل کتاب مراَه البلدان هم از ایل مقدم مراغه و ایل مقدم زنجان نام برد .

1-  فرضیه اجتماعی نخست آنست که به علت درگیری و خصومت شدید شاه عباس صفوی با ایل افشار که یکی از هفت ایل قدرتمند قزلباش بودند که دولت صفویه را بر سر کار آورده بودند. ولی به دلایل اجتماعی در مقابله با شاه عباس قرار گرفتند و نتیجتاً شاه عباس بسیاری از آنان را در استان های مختلف و شهرهای مختلف کشورسرکوب کرد و سران طوایف آن ها را کشت و به همین دلیل هم دولت صفویه امکاناتی به وجود آورد که به جای سران طوایف افشار زنجان و سلطانیه و سجاس و انگوران و غیره هم مدتی کردها در این استان قدرت رابه دست گرفتند و عثمانی های اشغالگر نیز به آن ها کمک می کردند و نیز به همین دلیل شاه عباس نمی خواست که حاکمان زنجان و سلطانیه و غیره هم ازآن باشد و لذا تصمیم گرفت آقا سلطان مقدم را از مراغه آورده و حاکم شهر زنجان بکند و به همین دلیل هم طبق متن  ص 1269و1270 کتاب عالم آرا عباسی شاه عباس آقا سلطان مقدم را حاکم زنجان می کند و ترتیبی دادند که به جای ارتش مبتنی بر طوایف هفت گانه ایلی قزلباش ،طوایف بر نظام غلامی مرکب از اقوام گرجی و ارمنی و چرکسی و طوایف غیر مهم و کوچک ایرانی تشکیل وشود که الله وردیخان گرجی هم (سازنده پل الله وردیخان اصفهان) و پسران وی این ارتش غلامی صفویه را اداره می کردند.و احتمالاً در همین دوره تاریخی است که همراه آقا سلطان مقدم ! تعدادی از اقوام ترک مقدم مراغه (به عنوان نیروی نظامی عشایری) و همراه وی از محدوده جغرافیایی شهرستان مراغه کوچ ایلی کرده و همراه وی به محدوده جغرافیایی استان زنجان آمده و بعد از حکومت وی هم در استان زنجان ساکن می گردند.

2- فرضیه دوم اجتماعی آنست که در ارتش نادر شاه افشار ،علاوه  از شرکت نمودن قبایل افشار استان زنجان( از قبیل افشارهای طارم ،انگوران و قیدار ) و یا افشارهای تکاب و ارومیه ، بخشی از طایفه مقدم مراغه هم به عنوان نیروی نظامی و در اغلب جنگ های نادر شاه در اخراج عثمانی ها و ازبک ها و افغانی ها و روس ها از ایران شرکت می کنند و بعد از مرگ فجیع نادر شاه افشار به دست سرداران وی که از افشارهای طارم و زنجان و ارومیه بودند.اردوگاه نظامی وی فروپاشیده و ارتش وی پراکنده می شود و هر کدام از ایلهابه مکان های جغرافیایی سابق خود برمی گردند و در این فرایند تاریخی مهم احتمالاً طوایف مقدم ارتش هم وی ترجیح   می دهندکه به جای رفتن به مراغه در کنار اقوام افشار استان زنجان زندگی بکنند که مدتی در جنگ های مختلف هم در کنار آنان بودند.

پیشینه بحث:

علاوه بر صفحات 1269 و 1270 کتاب عالم آرا عباسی،صفحات 241 و 242 سفرنامه اولئاریوس نیز که از آقاخان مقدم بحث می کند .زیرا وی در این دوره تاریخی به ایران و از جمله به استان زنجان آمده است و در این باره می نویسد که :آقا خان پسر چوپانی از اهالی مراغه بود و درجنگ وان ،چون عده زیادی از سربازان ترک (منظورش سربازان عثمانی) را به هلاکت رسانده بود.لقب خانی پیدا کرده و بعلاوه در ص 242 کتاب سفرنامه اش درباره اختیاراتش می نویسد :در عده ای ازایالات ایران خان ها می بایست مخارج تجهیزو نگهداری عده مشخصی از سربازها را عهده دار می شدند که از این سربازان در زمان جنگ و مواقع ضروری دیگر استفاده می کردند و نیز درباره این خان ها می افزاید که آن ها چندین هزار سرباز مسلح دارند و در مواقع ضروری و جنگ، شاه به آسانی و بدون زحمت می تواند اردو و لشکریان زیادی فراهم آورد و همین امر نشان    می دهد که آقا سلطان مقدم حاکم زنجان نیز تعدادی سرباز مسلح مقدم در کنار خود داشت که بعداً ساکن زنجان شدند.

بعلاوه کتاب های تاریخ قزلباش و تاریخ عالم آرا صفوی هم اشاره به ایل اتوزیکی مقدم دارد و می نویسد که چگونه در قراباغ بودند و بعداً به صفویه پیوستند و علاوه از صفحات 1269 و 1270 کتاب عالم آرا عباسی، صفحات مختلفی از کتاب های خلدبرین (زندگی شاه صفی و شاه عباس دوم) و کتاب خلاصه السیر و کتاب تاریخ عباسی و غیره هم به شرح حال آقاخان مقدم       می پردازند.

و بعلاوه پیشینه بحث در مورد فرضیه دوم اجتماعی هم مربوط به منابع تاریخی خاصی است که شرکت ایل مقدم مراغه را در ارتش نظامی نادر گزارش تاریخی می کنند و در صفحات مختلف کتاب های عالم آرا نادری و یا جهانگشای نادری و یا در برخی صفحات کتاب شرح حال رجال ایران و یا در کتاب منتظم ناصری اشاره به طوایف مقدم مراغه و نیز به شرکت برخی از آنان در ارتش نادر و در انواع جنگ های آنان و به همراه طوایف دیگر افشار و بیات اشاره دارد و بعد از فرو پاشی ارتش نادر ناگزیر اقوام مزبور به محل های زندگی خود برگشتند و احتمالاً دراین جریان، طوایف مقدم ارتش نادر هم ترجیح می دهند که به جای رفتن به شهرستان مراغه به دهات استان زنجان بیایند.

 

 

 

 

روش تحقیق:

شیوه تحقیق در این بررسی تاریخی ، یک نوع شیوه قوم نگاری تاریخی است که با تکیه به مستندات تاریخی ،یک نوع جستجوی تحولات مکان زیست قوم مقدم را دنبال      می کند و لذا با پژوهش در آن عده از منابع تاریخی که به نحوی محیط زیست جغرافیایی ایل مقدم و تغییرات و تحولات این محیط زیست قومی را نشان می دهند و سعی کرده ایم که مکان زیست جغرافیایی قدیمی آنان را دنبال بکنیم و سپس در برهه های بعدی تاریخ ، کوچ تاریخی آنان به استان زنجان را و نیز علل اجتماعی کوچ آنان به مکان های جغرافیایی جدید را وبر مبنای مآخذ تاریخی در ادوار بعدی پیدا بکنیم و آن ها را به عنوان دستاورد پژوهشی خود و برای شناساندن شناسنامه این قوم زنجانی نشان بدهیم.

بحث و نتیجه گیری:

مقایسه تاریخی آن عده از منابع تاریخی که ایل مقدم را در دوره قبل از صفویه و یا در دوره مزبور نشان می دهد در مقایسه با منابع بعدی که مکان های زیست جغرافیایی آن هارا در ادوار بعدی و از جمله در دوره قاجاریه و پهلوی و کنونی را نشان می دهد که کوچ تاریخی بخشی از این ایل ترک مقدم ، چگونه اتفاق افتاده است ؟ و به علاوه جستجوی آماری آن عده از اهالی روستاهایی که این نوع اقوام درآن روستاها ی استان زنجان ساکن هستند و یا به عنوان خانواده های شهری در شهر زنجان و یا درشهر خرمدره کنونی ساکن اند و لذا آقای هوشنگ ثبوتی هم در کتاب تاریخ زنجان به نصراله خان مقدم حاکم خرمدره اشاره دارد و بعلاوه استقرار زیستی بخشی از آنان در روستاهای استان زنجان نظیر روستای ذاکر و بویون (در شمال سلطانیه) و یا در آبادی های چرگر و الوند و خراسانلو و حسین آباد و قلعه حسینیه و جداقیا و نصیرآباد و پیرسقا و غیره که مدتی هم به مصطفی خان میر شکار مقدم و یا بنی اعمام وی متعلق بودو به همین دلیل شاخه - ای ازاین ایل مقدم زنجان را هم طایفه میرشکار چرگر و یا چرگر مقدم می نامیدند و ده چرگر هم مکان زیست خوانین آنان بود و نیز دهی بود که قبل از آنان در دوره ایلخانان،خواجه رشیدالدین فضل اله رادر ده چرگر (یعنی در شمال سلطانیه)کشتند و به عنوان وزیر سلطان محمد خدابنده و سلطان ابو سعید (یعنی سلاطین ساکن در خود سلطانیه) را مغولان کشتند و لذا به همین دلیل آبادی مشهوری در منابع تاریخی بود و نیز کتاب های مرآه البلدان و در دوره قاجاریه به دو ده چرگر و جداقیا اشاره دارد که چگونه به خوانین چرگر مقدم متعلق بودند و در صفحات 2187و2178 به آن ها اشاره کرده است و بعلاوه صفحات267و270و271و360و375و388و 352و354 سفرنامه ناصرالدین شاه به فرنگ از دهات آنان با اسامی چرگر و الوند و خراسانلو و قلعه حسینیه و نصیر آباد و حسین آباد و پیرسقا و غیره نام می برد و نیز کتاب های تاریخی منتظم ناصری و منتخب التواریخ هم به فوج نظامی مقدم و غیره در دولت قاجاریه اشاره دارد و علت نامگذاری آنان به نام میرشکار چرگرهم و یا چرگر مقدم هم به خاطر آن بود که خوانین آنان در دوره ناصرالدین شاه سمت شکارچی باشی و میرشکار دولت ناصرالدین شاه را بر عهده داشتند و بعداً این اقوام با کوچ به شهرها و با استقرار در محلات شهری زنجان و خرمدره و احتمالاً در ابهر هم زندگی می کنند .

 

منابع و مآخذ :

درمتن تحقیق مزبور منابع و مآخذ مختلف