قرآ ن وجامعه شناسي حقوقي مردم ايران –پژوهش هاي  جامعه شناسي حقوقي دکتر محمد خالقي مقدم

 

قرآ ن وجامعه شناسي حقوقي مردم ايران –پژوهش هاي  جامعه شناسي حقوقي دکتر محمد خالقي مقدم

 

1-حلال  وحرام  يا هنجارهاي اجتماعي – حقوقي درقرآن

2-فرهنگ پذيري  وجامعه پذيري  حق الناس در قرآن

3-حق و  حقوق  اجتما عي ومعرفي معيارهاي آن درقرآن

4-آداب  ورسو م  وعرف اجتماعي – حقوقي درقرآن

5- مفاهيم  حقوقي و وازه شناسي  خانواده درقرآن

 

6-مفهوم اجتماعي – حقوقي اذن و رضايت  در مناسبات اجتماعي  معامله  وازدواج درقرآن

7-حلال  وحرام هاي تجارت  وکسب وکار يا هنجارهاي اجتماعي – حقوقي آن درقرآن

8- حرمت  نقض حريم خصوصي وحق بيت شخصي درقرآن

9-وزن وکيل کردن   وهنجارهاي اجتماعي – حقوقي  اش درقرآن

10 - مفهوم استاندارد   و-حلال  وحرام  هاي  استاندارديزه کردن درقرآن

11- خيانت  در امانت  و هنجارهاي اجتماعي – حقوقي اش درقرآن

12–  حرمت مکتوب کردن   وشهادت غيرعادلانه  آموزشي   ومالي   وقضايي درقرآن

13-–  قضاوت  مالي  و  حقوقي  ومعيار هايش درقرآن

14-   جدال قلمي  وگفتاري   ومعيارهاي اجتماعي – حقوقي اش درقرآن

15- پروسه هاي اجتماعي  گسسته و پيوسته ، نزاع و اختلاف  و ياهمکاري و همانندي درقرآن

16- قتل نفس   ومعيارهاي حقوقي اش درقرآن

17- وعده هاي اجتماعي – وحرمت عمل  نکردن  به آن درقرآن

18- مفهوم  حکومت  وحاکميت و  هنجارهاي اجتماعي – حقوقي اش درقرآن

19 -  مفهوم دولت و حقوق  شهروندانش درقرآن

20-  مفهوم  فقر زدايي  وحلال  وحرام  هاي صدقه و انقاق  ونذر درقرآن

21-مفهوم حقوقي عدالت  وقسط  در قرآن

22-ريشه هاي مذهبي حقوق مدني  ايرانيان در قرآن

23- گستردگي حقوق خصوصي مردم در قرآن

-۲۴ -مدینه  وقریه در قرآن

روابط ایران و بحرین در ادوار تاریخی - دکتر محمد خالقی مقدم

روابط ایران و بحرین در ادوار تاریخی 

دکتر محمد خالقی مقدم

نامگذاری پیشین کشور بحرین در دورانی که ساسانی ها بر شبه جزیره عربستان تسلط داشتند هجر و یا هگر بودیعنی زمانی که شاهان ساسانی ایرانی می توانستند حتی پادشاهان محلی یمن و یمامه را تعیین بکنند و به همین دلیل در کتب ادوار اولیه تاریخی بعد از اسلام هم از این منطقه بحرین با عنوان هجر یاد  شده است و یا کتاب آثار و شهرهای باستانی خلیج فارس نیز در صفحه 887 خود می نویسد که، شاهان ساسانی این نواحی تحت تسلط خود را به چند ولایت و یا حکومت نشین تقسیم کرده بودند و در دوران تسلط اسکندر بر این منطقه نیز نام آن را یونانیان تیلوس و یا اوال می خواندند که در کتاب شهرهای باستانی خلیج فارس نیز به آن اشاره شده است.

به علاوه باید اشاره کرد که بحرین یک شبه جزیره در ناحیه جنوبی دریای خلیج فارس است که در فاصله 361 کیلومتری شهر بوشهر قرار دارد و همان طوری که اشاره شد در دوره ساسانی به نام هجر نامیده می شد و بعداز اسلام آن را بحرین نامیده اند که احتمالا از دو بحری که در دو طرف  این شبه جزیره قرار دارد اشتقاق یافته است و در دوران ساسانیُ دین آنان نصرانی بود و  مذهب مزبور علاوه از بحرین در یمن نیز رواج فرهنگی یافته بود و سپس در دوران اسلام عمرو عبدالقیس نصرانی بحرینی از نخستین افرادی بود که از مذهب نصرانیت روی تافته و به مذهب اسلام در آمد و به علاوه با اقتدار یافتن عرب ها در این ناحیه، مدت چند قرن بحرین و مسقط و سقطره و یمن از تسلط ایرانیان خارج شد و به تسلط اعراب درآمد و در حالی که در دوران ساسانی و اشکانی و هخامنشیان ایرانی ها که در دو سوی سواحل خلیج فارس تسلط سیاسی – فرهنگی داشتند و به همین دلیل هم نام این دریای مزبور را خلیج فارس گذاشته بودند تا اینکه در سال 633 هجری دوباره بحرین به تسلط ایرانیان درآمد و اتابک ابوبکر بن سعد که حاکم ایرانی در دوره اتابکان سلجوقی فارس بود و در شهر شیراز حکومت می کرد، جزیره بحرین را تحت سلطه خود درآورد و در دوران شاهان مغول و ایلخانی هم همچنان بحرین و نواحی دیگر آن سوی خلیج فارس در تحت تسلط مغولان یا (ایلخانان ایرانی) بود که از شهر تبریز و یا سلطانیه و غیره حاکمان آن را تعیین می کردند و در دوران تیموریان و قره قویونلو و آق قویونلو نیز به همین ترتیب عمل می شد ولی با آمدن پرتغالی ها به خلیج فارس و با تسلط آنان بر برخی شهرها و بندرهای حاشیه خلیج فارس اقتدار ایرانی ها در این ناحیه کمتر شد ولی شاه عباس کبیر بندر گمبرون و جزیره هرمز را دوباره  از تصرف پرتغالی ها خارج ساخته و به علاوه شاه عباس، خواجه معین الدین فالی را بر بحرین  حاکمیت داد که زیر نظر الله وردی خان حاکم فارس، این ناحیه اداره می شد و سپس اداره حکومت بحرین درادوار بعدی شاهان صفوی هم به شیوخ جباره فارس سپرده شد که از اعراب ناحیه لارستان ایران بودند ولی زمانی که افاغنه بر خاک ایران تسلط یافتند برخی از شیوخ عرب جباره ایرانی که در آن دوران بر بحرین حکومت می کردند از موقعیت ضعف سیاسی دربار ایران و پایتخت اصفهان استفاده کرده  و خود را مالک بحرین نامید ولیکن نادر شاه دوباره بحرین را تصرف نمود و این بار به جای شیوخ جباره حاکمیت بحرین را به محمد تقی خان شیرازی سپرد که حاکم منطقه فارس کرده بود و تا اواخر دوره زندیه هم حکومت بحرین در تحت  نظر شیخ نصرخان بوشهری بود که از اعراب ساکن شهر بوشهر بودند و خاندان زندیه ایرانی هم ترجیح می دادند که نظیر دوران صفویه اداره بحرین، توسط آن عده از اعرابی  اداره بکنند که تابعیت ایرانی گرفته بودند و مثلا در بوشهر یا لارستان ایران زندگی می کردند تا اینکه در سال 1210 هجری (یعنی دو سال مانده به مرگ آغا محمد خان قاجار) چهارهزار خانوار از اعراب طایفه بنی عتبه از خاک نجد عربستان وارد خاک بحرین شدند که آن ها را به دلیل تعلق به طایفه بنی عتبه، اعراب عتوبی می نامیدند و ناچارا در این دوره هم شیخ نصر خان بوشهری، با تفنگچی های دشتستانی خاک بحرین را ترک کرده و به منطقه بوشهر آمد و شیخ احمد رییس طایفه بنی عتبه هم بر اغلب مناطق بحرین تسلط یافت و بعد از شیخ احمد عتوبی، شیخ عبدالله و شیخ محمد و شیخ علی بر بحرین حکومت کردند و بعد از سال های 1260 هجری و در دوران تسلط ناصر الدین شاه، پسران شیخ خلیفه که از اعقاب شیخ احمد عتوبی بودند بر عموزادگان خود غلبه کرده و بحرین را تصاحب کردند که امروزه خاندان آل خلیفه دربحرین از اعقاب وی هستند و با پیدایش چاه های نفت و تسلط انگلیسی ها بر بحرین هم اقتدار این خاندان افزایش یافته، ولی بحرین همچنان تا سال 1349 شمسی در تصرف ایرانیان بود و یکی از استان های ایرانی به شمار می رفت که استاندار ویژه ای داشت و در سال 1349 شمسی با فشار دول خارجی مجلس ایران به طور پنهانی تجزیه آن را از خاک ایران به تصویب رسانده و بدون اینکه در رسانه ها سرو صدا شود از خاک ایران منفک گردید و امروزه وجود تعداد زیادی از ایرانیان و یا اعراب شیعه در خاک بحرین به دلیل سابقه طولانی رفت و آمدهای فرهنگی و بدون ویزای آنان به خاک ایران می باشد زیرا بحرین از سال مزبور به صورت یک کشور مستقل درآمد و جزو اتحادیه اعراب قرار گرفت ولی همچنان از هشتصد پایگاه برون مرزی آمریکا چند پایگاه نظامی آمریکا در خاک بحرین قرار دارد و یا ناوگان پنجم آمریکایی نیز در سواحل آن استقرار داشت و به علاوه امروزه شبه جزیره بحرین از قریه زلاق تا قریه بلدیه بحرین دو فرسخ مسافت دارد و درازی این شبه جزیره هم از آبادی فارسیه تا آبادی دمستان بحرین سه فرسخ و نیم مسافت می باشد و جمعا 692 کیلومتر مربع است و شهر منامه نیز پایتخت آن به شمار می آید که در سال 2001 میلادی، جمعیتش به 939/153 نفر می رسید و یا شهر متوسطه بحرین شهر الرفاع بود که حدود 985/79 نفر جمعیت داشت و یا کوچکتر از آن شهر حماد بحرین است که 718/52 نفر جمعیت دارد و حدود 30 شهر کوچک نیز در خاک بحرین استقرار دارد که به شرح ذیل می باشند.

1-   حیان  2- تویلی 3- رفاع الاول  4- ماحوز 5- شاخور 6- مصلی 7- همله  8- بلاد 9- دارکلیب 10- عالی 11- بلد 12- سدد 13- عسکر 14- کرانه 15-  معامیر 16- نویدرات  17- مروزان 18- کرب 19- مرخ 20- گرزکان 21- سقیه 22- دمستان 23- دراز 24- ستره 25- جو 26- جدحفص 27- بوری 28- زلاق 29- فارسیه30- محرق و برخی از آبادی های کوچک دیگر و 3/63 درصد جمعیت بحرین از نژاد عرب  وعمدتا  ازشیعه و سنی می باشند و 3/30 آن نیز از نژاد اقوام ایرانی و یا پاکستانی و هندی بوده و 6 درصد جمعیت بحرین نیز از نژاد اقوام دیگر کشورهای جهان است و به علاوه 3/61 درصد مردم بحرین شیعه بوده و 5/20 درصد آن از مذهب سنی بوده و 2/18 درصد دیگر نیز از مذاهب دیگر می باشند و به علاوه زبان های محاوره ای رایج در خاک بحرین عربی و فارسی و انگلیسی می باشد.

و به علاوه مروارید بحرین که در 15 فرسخی بحرین و در ناحیه خورفشت  آن صید می شد و از مشهورترین مرواریدهای خلیج فارس به شمار می آمد که در ضرب المثل های ایرانی مشهور می باشد و هوای شبه جزیره بحرین هم گرم و مرطوب است و لذا درختان گرمسیری در آن می روید. نظیر درختان نخل و نارنج و لیمو و ترنج و تمرهندی و انبه و موز و بادام زنگی که برخی از دانه های آن را در طب سنتی به نام حب الصنوبر و یا دانه چلغوزه می نامیدند و به علاوه آب های منطقه بحرین شیرین و گوارا بوده و ابن بطوطه هم که در قرن 8 به این ناحیه سفر کرده بود گزارش های جالبی از آن دارد و یا کتاب منتظم ناصری و یا مرآت البلدان و دیگر گزارش های دوران قاجاریه نیز گزارش های اجتماعی مفیدی از این منطقه به دست می دهند.