تحولات تاریخی -اجتماعی جوامع عرب زبان خاورمیانه وآفزیقا -دکتر مخمر خالقی مقدم

پژوهش های ذیل از: دکتر محمدخالقی مقدم می باشد;که به تحولات اجتماعی جوامع مزبور بعداز دورهاسلامی تااواخر دوره قاجاریه می پردازد : شامل

1-تحولات تاریخی جامعه بحرین-

2-تحولات تاریخی جامعه عراق

3-تحولات تاریخی جامعه عربستان

4--تحولات تاریخی جامعه یمن

5--تحولات تاریخی جامعه اردن

6--تحولات تاریخی جامعه قطیف

7--تحولات تاریخی جامعه عمان

8-تحولات تاریخی جامعه قطر

9--تحولات تاریخی جامعه امارات متحده و کویت

10-تحولات تاریخی جامعه سوریه

11-تحولات تاریخی جامعه مصر

12-تحولات تاریخی جامعه فلسطین

13-تحولات تاریخی جامعه لبنان


14-جنگهای داخلی لبنان (چاپ سال 1358 شمسی)

15-مردم شناسی تاریخی اقوام  عرب و اقوام دیگر آفریقایی

۱۶- وضعیت درگیری های سیاسی در دوران معاصر سوریه

۱۷- وضعیت اجتماعی- سیاسی جوامع آفریقایی در دوران معاصر

 

پژوهش های ذیل از: دکتر محمدخالقی مقدم می باشد

·          نحوه ی شکل گیری بغداد و تحولات کالبد شهری آن در قرون اولیه اسلامی

·          نحوه ی شکل گیری شهرکوفه در قرون اولیه اسلامی

·          نحوه ی شکل گیری شهر بصره در قرون اولیه اسلامی

·          نحوه ی شکل گیری شهر سامراء در دوره خلافت عباسی

·          نحوه ی شکل گیری شهر واسط در دوره بنی امیه

·          معیشت و تمدن کشاورزی بین النهرین در دوره ساسانی

·        

·          ساختار کالبدی شهر مدائن (تیسفون)و انبار در دوره ساسانی

·          کاخها و خانه های اشرافی اعراب در قرون اولیه

·          پدیده ی اجتماعی خوارج در دو قرن اول اسلامی

د

          جنگ قادسیه   دوره ساسانی وتحولات منطقه مزبور

        جامعه شناسی آموزشی مدزسه مستنصریه بغداد

 

 

   نحوه پیدایش علم فقه وحدیث در قرون اولیه اسلامی

 

   نحوه پیدایش وتکامل علم صرف ونحو در قرون اولیه اسلامی

 

   نحوه پیدایش مذاهب اربعه در قرون اولیه اسلامی

روابط ایران و بحرین در ادوار تاریخی - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه پنجم دی 1390


تحول اجتماعی بی پایه ،ریشه گرانی در جامعه ایران - از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

تحول اجتماعی بی پایه ،ریشه گرانی در جامعه ایران

از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

هر جامعه از راه ساختار اجتماعی ویژه خود ، منجر به تولید مشاغل خاص اقتصادی در آن جامعه می شود و از راه آن مشاغل و تقسیم کار آنها ،نیازمندی های انسانی تغذیه و یا نیازمندی های سکونتی و یا نیازمندی های جنسی  و یا بهداشتی و یا آموزشی مردم آن جامعه را با مکانیسم اقتصادی آن مشاغل حل می کند و احیاناً اگر سازماندهی و یا هدایت تحول ساختار یک جامعه ،تغییرات مفید و علمی و کارشناسی شده نداشته باشد ، آن نوع مشاغل و ستادهای مجوزدهی و یا هدایت اجتماعی آن مشاغل و یا ستادهای استانی و یا کشوری آن نوع اشتغال زایی ، نه تنها نیازمندی های فوق الذکر مردم آن جامعه را حل نمی کند و بلکه بر عکس شده و در معرض عدم ارضای اجتماعی قرار داده و نظیر جامعه امروز ایران می شود و لذا امروزه گرانی روزافزون ایرانیان ، تبلور خارجی این نوع ساختار اجتماعی است که متأسفانه مجریان رسانه ملی ، آن را با تحلیل و تفسیرهای عامیانه خود طور دیگر جلوه می دهند و از این راه بیشتر ذهنیت فرهنگی مردم ایران را با تفسیرهای عامیانه خود به گمراهی می کشانند و به همین دلیل از قدیم گفته اند که خداوند به انسان دو چشم و دو گوش برای دیدن واقعیت ها و شنیدن حقایق داده است و تنها یک زبان برای گفتن و گفتار داده است و آن هم گفتاری در سطح ملی؟! ولی مجریان این نوع رسانه ملی ما ، نه تنها دو گوش برای شنیدن واقعیت ها از کسانی ندارندکه عالم تر از خودشان هستند و نه تنها دو چشم برای دیدن و خواندن مطالب علمی واقعی از روی کتب و مستندات تاریخی جامعه گذشته و جوامع دیگر ندارند و بلکه خداوند به جای این پنج عضو چشم ها و گوش ها و مغز تنها یک زبان برای لفظ پراکنی به آنها و از راه آنتن سراسری انها داده است که خود را عاقل ترین مردم ایران قلمداد می کنند که همه ی مردم ایران باید روش اقتصاد زندگی خودشان را از آنها یاد بگیرند و یا شیوه های محیط کسب و کار و یا کارآفرینی و از این قبیل مفاهیم  را و یا تنها نجات بخشی اقتصادی ملت ایران را در تعالیم رسانه ای آنها  بدانند .

آری تغییرات وسیع اجتماعی در تبدیل شدن جامعه فئودالی چهل سال قبلی ایران به وضعیت اقتصادی کنونی جامعه ،نتیجه این نوع کارشناسی های اقتصادی و بانکی و آموزشی و شهرسازانه یا و قانون گذارانه و غیره می باشد که در تعاقب آن ها امروزه ،روابط ارگانیک میان شهر و روستا و تقسیم کار منطقی میان مشاغل و تقسیم کار مازاد تولید مشاغل مزبور و تقسیم کار روابط طبقات تولیدی جامعه به هم ریخته و در سایه تحول اقتصادی بی پایه جامعه ،شهرهای ایران به صورت بادکنکی رشد کرده و حداقل بیست میلیون شاغل مغازه دار و یا دست فروش و وانت نیسان های مغازه گونه اسکلت بندی و استخوان بندی اقتصاد ایران را تشکیل می دهد و مردم مزبور از مفهوم اشتغال زایی و دانشگاه های کارآفرین و اشخاص کارآفرین تنها تأسیس مغازه را یاد گرفته اند و با  نک هاو دولت هم تنها به این امر کمک می کند ولذا در طی چهل سال اخیر ، برخلاف تحول شهری جوامع اروپایی و یا تحول اجتماعی آن هاست که در طی صد و پنجاه سال اتفاق افتاد و در طی مهاجرت تدریجی شان به شهرها بود که بر اساس میزان توانمندی در فن صنعت ، مهاجر پذیری و یا اشتغال شهری می یافتند و یا حتی برخلاف تحول اجتماعی چهل ،پنجاه کشور جوامع اروپای شرقی و آسیایی است که بیرون آمده از فروپاشی جامعه ی شوروی سابق می باشند که استخوان بندی اقتصادی و ساختار اقتصادی دیگری داشتند و یا برخلاف ساختار شهری جوامع فئودالی گذشته ایران و دهها کشور آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین می باشد و چرا که امروزه در ایران 72 درصد سکنه اش در شهرها ساکن شده اند و برعکس در جامعه ازبکستان کنونی تنها 28 درصد در شهرها هستند و 72 درصد در روستاها باقی مانده اند و در حالی که شهرهای مهم هر دو جامعه مزبور در گذشته به یک اندازه جمعیت شهری داشتند ولی امروزه روستاهای ایران به اندازه شهرهای تاریخی مهم سمرقند و بخارا شده اند که گاهی پایتخت هم بودند و هنوز هم کمتر از 200 هزار نفر جمعیت دارند و رشد شهری یافته اند و بقیه مردم آن ترجیح می دهند که در روستاهایش به روش تولید خودکفایانه و یا با روشهای کارشناسی شده ی تعاونی گروهی دسته جمعی فعالیت تولیدی بکنند که از بقایای یک نوع تعاونی دسته جمعی به نام سولخوزو کولخوز ،30سال قبل آنان بود که در 40،50کشور قیرقیزستان و ازبکستان و مجارستان و گرجستان و غیره پیاده سازی اجتماعی شده بود و یا برعکس در ایران نه تنها امروزه ما 80-90هزار واحد تعاونی ادارات و شرکت های من در آوردی زده ایم که نشان می دهد مردم ایران هنوز معنا و مفهوم و کارکرد تعاونی را به دلیل فقر سواد خود نمی دانند و بلکه همه تعاونی های مزبور هم به جای تعاونی های تولیدی تنها تعاونی مصرف هستند و لذا مکانیسم اقتصادی همه ی شهرهای ایران امروزه انبوه از مغازه و فروشگاه و پاساژ سازی شده است که هزینه دایر ماندن آنها و یا هزینه پرسنلی گردانندگی آنها بر دوش دیگر ایرانیان می افتد و بصورت اقتصاد مغازه داری و تجارت سیاه درآمده و یا امروزه به صورت شالوده اقتصادی و استخوان بندی  و ساختار اقتصادی جامعه ایرانیان درآمده است و در قبال سه شیوه معیشت اجتماعی معروف جهان، که « اقتصاد رمه داری»  و اقتصاد فئودالی و اقتصاد جامعه صنعتی » نامیده می شد شیوه اقتصادی مغازه داری ایرانیان به صورت اقتصاد جدید بشری در آمده است که محصول تعقل ایرانیان و یا اختراع اجتماعی آنهاست که در 200کشور دیگر جهان نظیر آن وجود ندارد و روش مقایسه ای اقتصاد جوامع مختلف جهان با اقتصاد ایران و یا اقتصاد جوامع گذشته تاریخ ایران و تاریخ جوامع دیگر با وضع کنونی حاکی از همین امر است و به همین دلیل امروزه تهران گران ترین شهرهای جهان است و یا آلوده ترین شهرهای جهان و یا پرترافیک ترین شهر جهان و یا پر از مشاغل کاذب ولی لوکس می باشد ولی از برکت دکتراهای کشکی که در 2500 دانشگاه دولتی و خصوصی ایران پرورش داده می شود  و یا از برکت میلیون ها سمینار پرهزینه  و بی فایده،هنوز در جامعه ما کسی آن قدر معلومات علمی اقتصادی نیاموخته است که درک معقولی از وضعیت اقتصادی خود داشته باشد و یا شناخت اجتماعی ضروری از وضعیت جامعه خود داشته باشد و در حالی که این همه کثرت دانشگاه و یا کثرت فارغ التحصیل حتی در جوامع صنعتی پیشرفته اروپا و آمریکا و استرالیا هم وجود ندارد و یا از برکت معلومات انبوهی که در آنها تولید می شود آن قدر تعقل علمی نیافته اند که بدانند در شهرهایشان از تعقل اندیشه های حاکم بر نظام اداری و یا از تعقل حاکم بر نظام مهندسی شهری و یا تعقل حاکم بر امور شهرسازانه و یا شهردارانه و یا اداره ی شهرها آن قدر معلومات ضروری نیاموخته اند که به روش سازماندهی معقول شهرهای قدیمی ایرانیان سازماندهی شهری بکنند که در همه ی شهرهای ایران میلیون ها درخت زبان گنجشک و اقاقیای بی ثمر نکارند و یا با آپارتمان سازی های انبوه شهری که برای فضاهای کوچک آن میلیون ها تومان از مردم اخذ می کنند ولی بر خلاف شهر های قدیمی ایران فاقد هر نوع فضای ضروری برای امور تولید خودکفایانه تغذیه ای و خانوادگی صاحب آن منزل هست  تا به راننده ی یک کامیون خاوری محتاج نشوند که برای آوردن یک کامیون گیلاس و یا زردآلو از شهر دیگر و یا برای  ویتامین های ضروری روزانه  مردم آن شهر مجبور به پرداخت یک میلیون تومان هزینه نشوند و یا در مورد خربزه و هندوانه و یا در حمل و نقل مواد سبزیجات و گوشت سفید و مواد لبنی  و  از این راه سوخت و ساز و متابولیسم و استخوان بندی بدنشان براثر شالوده های شهرسازی بی پایه آنها  به خطر نیافتد و یا ویتامین بدنشان نظیر جوامع گذشته تأمین بشود و لذا همه هستی اجتماعی و هستی شهری آنان متکی به خواست و یا اراده ی یک راننده کامیون خاور و یا نیسانی دارد که چطور به خاطر هزینه ی سوخت بعد از نظام یارانه ها و غیره از آن ها مقدار زیادی پول حمل میوه و تره بار و لبنیات می طلبد ولی آن قدر به رفاه کاذب شهری و یا توقعات کاذب شهری از طریق رسانه های ایران عادت کرده اند که اگر همگی هم از گرسنگی در معرض انقراض دسته جمعی در شهر ها قرار بگیرند ، آنقدر توانایی های بدنی و یا اراده ای و یا توانایی های انتظاراتی لازم را ندارند که بتوانند نظیر یک چوپان جامعه عصر رمه داری گذشته عمل کرده و زنده ماندن خود را از طریق چراندن گوسفند و استفاده از لبنیات آن فراهم بکنند و یا نظیر یک رعیت روستایی جامعه فئودالی نیستند که با کاشتن یک درخت و استفاده از میوه آن فراهم آورند آری امروزه جامعه ایران عاجز از توانایی های عصر جامعه رمه داری و عصر جامعه فئودالی و عصر تقسیم کار منطقی آن دوران است که در طی5000 سال تاریخ زندگی بشر تداوم تاریخی داشت و به همین دلیل برای خرید نانی گران از سر کوچه خود نیز باید با ماشین شیک بروند و هزینه آن را از دیگر اعضای جامعه ایرانی در مغازه هایشان بگیرند .

آری این نوع اقتصاد اجتماعی ویژه ایرانیان که از راه اجاره داری و زدن دکان و یا تأسیس مشاغل کاذب و ستادهای اشتغال زایی کشوری و استانی آن و تبلیغ رسانه ای و فرهنگی آن انجام می گیرد که دائماً از محیط داغ کسب و کار و کارآفرینی و دانشگاه کارآفرین و معجزه آسای خود  و رسانه ی کارآفرین خود داد سخن می دهند و لذا یک نوع تقسیم کار اجتماعی فرساینده بوجود آورده و معنا و مفهوم اجتماعی آن تنگ کردن صحنه اقتصادی جامعه بر دیگران است که با تقسیم کار برون گروهی بی فایده خود (مبتنی بر گروه های اداری بی مسئولیت و یا مبتنی بر تقسیم کار برون گروهی شرکائی بی مسئولیت به نام شرکت های سهامی عام و یا سهامی خاص و یا با مسئولیت محدود و غیره) شده که جایگزین تقسیم کار درون گروهی خانوادگی مسئولیت پذیر قدیمی ایرانیان گردیده که در طی پنج هزار سال تاریخ گذشته ایرانیان تا سال 1342 شمسی تداوم تاریخی منطقی داشت و با سیستم منطقی خود امکان زندگی به بشر و روابط مناسب داد و ستد آنها در شهرها می داد و یا همه ی اعضای خانواده ها در  درون شهر و یا روستا با داشتن نقش ویژه ی خود در آن تقسیم کار درون گروهی به خوبی می دانستند که چگونه به بقای زندگی خانوادگی خود از راه تولید محصولات خانگی و یا به صورت گردآوری خوراک خانوادگی در عصر شکار تا عصر تولید خانوادگی جامعه فئودالی بپردازند ودر نظام تقسیم کار غیرمنطقی و بی مسئولیت شهرها کنونی خود را شرکت ندهند که کوچکترین اعتنایی به زیست اجتماعی آنها ندارد و در قدیم تنها مازاد تولید خانوادگی آنها بود که قابل دادوستد بود و یا در شهرهای ایرانی منجر به دایر کردن کارگاه های شهری و نظام داد و ستد آنها با یکدیگر می شد ولی این نوع نظام تولید منطقی که 5000 سال سابقه ی تاریخی داشت با توصیه کارشناسان جامعه سرمایه داری بعد از اصلاحات ارضی سال 1342  فرو پاشید و نظم قدیم جامعه ایران و ده ها جامعه ی کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا به هم ریخت و در دیدگاه آن کارشناسان خارجی هم نظام اجتماعی خاصی  هم برای جایگزینی این اعمال خود نداشتند و لذا اقتصاد با ساختار نابسامان ایرانیان امروز نتیجه این نوع دیدگاه های کارشناسان غربی و سپس چینی و روسی است و سپس چندسال بعد از فروپاشی جوامع فئودالی هم با فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی 50،40 کشور جهان نیز در معرض تغییرات ساختاری قرار گرفتند ولی هنوز نظیر جامعه ایران نابسامان نشده اند و یا در جوامع سرمایه داری هم که نظام معیشت صنعتی شهری 150ساله داشتند که مبتنی بر طبقات شهری و دارای حرفه و فن آموزش ضروری بودند و مقداری هم از راه انباشت ثروت ناشی از استعمار جوامع دیگر، تغذیه اقتصادی می شدند ولی بعد از عصر مارگارت تاچر به یک نوع مکانیسم خصوصی سازی اقتصادی و عصرکارگران شرکتی و غیره دچار شدند ولی هنوز به خاطر استخوان بندی 150 ساله گذشته خود میزان آشفتگی کامل اقتصادیشان  نظیر جامعه ایران در آنها کمتر است اما از میان همه ی این 200 کشور موجود جهان تحولات اقتصادی جامعه ایران ، ویژگی های خاص خود را دارد ولذا شهرها و حتی محلات دورافتاده ی شهری اش هم انبوه از مغازه و فروشگاه و وانت بارهای مغازه گونه شده است و یا هزاران دکان معاملات ملکی آن که قارچ گونه است ودر هر شهر ایرانی روییده اند و در هر دکان آن هم نظیر لانه زنبور 10 ،20 نفر برای اشتغال زایی خود به گران کردن هزینه زندگی دیگران و هزینه سکونت دیگران می پردازند و یا در این شهرهای ایران به جای تأسیس واحدهای تولید لبنیات، همگی مغازه های فروش لبنیات و شیر و پنیر زده اند و یا همه وانت های حمل و نقل جامعه هم به جای مکانیسم حمل و نقل خود از رؤسای اتحادیه خود جواز فروشگاه ماشین گونه ی خود گرفته اند و یا درمانگاه هایی که برای فروکردن یک سوزن به ران دیگران برای اشتغال زایی فردی خصوصی خود 1200 تومان از دیگران می طلبند و یا فلان راننده ای که با خرید یک سمند می خواهد برای حمل  یک دسته سبزی کسی که از بازار شهرش خریده و می خواهد به منزل ببرد و برای حمل آن چند دسته سبزی بی ارزش هم 4000 ، 5000 تومان هزینه ی حمل و نقل شهری بطلبد تا اشتغالزایی فردی داشته باشد .

آری فقر آموزش در سطح 2500 دانشگاه کنونی ما، چنان غوغا می کند که هنوز کسی اولین مفاهیم اقتصادی جامعه و یا معنا و مفهوم اشتغالزایی و کارآفرینی را نمی داند چرا که اگر پروسه تولید یک میوه و یا تولید یک مرغ و یا شیر و یا تولید صندلی و میز چند ماه وقت و زمان بطلبد برعکس پروسه ی فروختن آن ها به چند دقیقه احتیاج دارد و اصولاً برای فروش یک شیء احتیاج به مکان و یا حتی پاساژ زدن و غیره هم ندارد و در خیابان هم می توان همان جنس را داد و ستد کرد و یا می توان به جای صدها دکان سبزی فروشی در شهرهای ایرانی آن را تنها در چند چادر و تنها با چند نفر به اهالی همان شهر توزیع کردتا هزینه اجاره محل و یا هزینه ماشین های شیک آنان و یا هزینه ی آرایش زن و بچه و یا هزینه گران پرسنل دکان آنها  بر دوش دیگران نیفتد و به همین دلیل بود که در جوامع سرمایه داری به جای این نوع فروشگاه ها، از فروشگاه های زنجیره ای استفاده می شد و یا در جوامع سوسیالیستی سابق تنها در بازارهای مشترک دسته جمعی معامله انجام می گرفت و یا در جوامع فئودالی قدیم ایران ویا کشورهای دیگر جهان هم بازارهای فصلی و هفتگی دایر بود و مثلاً در جامعه ساسانی ها تنها در منطقه وسیع خوزستان، فقط سوق الاهواز دایر بود و یا در جوامع عرب زبان هم تنها ماه های حرام ، داد و ستد کالای فصلی بود و یا چندقرن بعد و در عصر آل بویه تنها سوق الامیر شیراز در منطقه وسیع فارس، کانون خرید و فروش اهالی استان فارس بود و یا تا قبل از اصلاحات ارضی ایران بازارهای هفتگی 5شنبه بازار و یا جمعه بازار و آن هم تنها در عرض چند ساعت مردم استان گیلان و مازندران محصولاتی را می فروختند که در طی یک هفته تولید کرده بودند، به بازارهای هفتگی مستقیماً آورده و بدون عرضه در عمده فروشی ها و یا خرده فروشی ها و دست فروشی ها و یا میدان تره بار شهرداری ها و غیره مستقیماً از تولید به مصرف به خریداران آن می دادند که در منابع تاریخی ایران هم ذکر شده است و حتی مقدسی هم در کتاب احسن التقاسیم خود و در گزارش های اجتماعی اقتصادی از سرزمین های مصر و آفریقا و آذربایجان با مرکزیت باکو و جوامع ماوراء النهر از این نوع بازارهای فصلی یاد می کند و مثلاً در صفحه 41 کتاب خود از سوق ابراهیم و یا در صفحه 81 خود از سوق ابن حبله و یا در صفحه 312 خود از سوق ابن مبلول و یا سوق کتامی (صفحه 82) و یا سوق اللیل (صفحه 107) و یا سوق حمزه (صفحه81)  وسوق کری (صفحه41) یاد می کند ویا استخری در کتاب المسالک خود از سوق (بازار) سنبیل  عراق وسوق چهار شنبه خوزستان یاد می کند.

آری جامعه گذشته ایران با این نوع تقسیم کار منطقی خود حتی بی نیاز از فروش نفت و ارز خارجی و تحریم های ناشی از آن و مکانیزم گمرک و بانک مرکزی و غیره بود و همه ی اهالی شهرها و روستاها هم از برکت تقسیم کار منطقی خود به سیستم مسکن سازی مناسب شهری و روستایی و به سیستم وسیع داد و ستد مواد خوراکی و به سیستم ازدواج های آسان و مناسب برای همه ی جوانان و در سن های پایین نایل می شدند و تنها کارمندان دولتی بودند که متکی به اقتصاد نفتی بودند و جامعه ایرانی قدیم در طی 5000 سال هم چندان به نظام اداری بی فایده کنونی  احتیاج نداشت که تأثیری در زندگی اقتصادی مردم آن شهرها و روستاها نداشتند ولی امروزه این نوع سیستم اقتصادی جامعه ایرانی به هم ریخته است و جامعه ای که از گذشته رانده و از جامعه جدید مانده شده است.