معاونت فناوری ریاست جمهوری و رسانه ها و نیازسنجی تحقیقاتی کشور(بخش2)
از دکتر محمدخالقی مقدم- کارشناس آموزشی
در مقاله قبلی خودم، بر لزوم سازماندهی جدید علمی- صنعتی معاصر ایران، که امروزه به معاونت فناوری ریاست جمهوری اطلاق می شود تاکید کردم که شامل همکاری چند سازمان و وزارتخانه در احیاء نظام فناوری های علمی و یا فناوری صنعتی معاصر ایرانیان است که احیاء مفید آن هم می تواند بهبود کسب و کار ایرانیان را بوجود آورد ولی احیاء این امر هم در زمانی است که چند ماه از عمر دولت یازدهم ایران بیشتر باقی نمانده است. و امید می رود که در ادوار بعدی هم دولت مزبور باقی مانده باشد و بتواند که به تحکیم فونداسیون اداری جدید این نوع" سازمان فناوری جدید ایران" بپردازد ولی بازسازی این نهاد، تنها به عهده فردی همان معاونت محترم فن آوری ریاست جمهوری نیست و بلکه به روند تصمیم گیری مفید و یا جمعی و یا همگی اعضای هیات دولت مزبور بستگی دارد که بتواند به تحکیم فونداسیون اداری جدید این سازمان فناوری ایران بپردازد ویا با شور و مشورت مناسب خود ،کارنامه اداری فناوری 38 ساله گذشته دولت های قبلی ایران را مطالعه و تحقیق کرده و یا به بحث و بررسی بگذارند تا معایب و عیوب اساسی سازماندهی آن ادوارقبلی، شناخته شود وسپس تصمیم گیری جدید، در مورد چگونگی سازماندهی جدید این نوع نهاد علمی- صنعتی ایرانیان بگیرند
و هر چند هر کدام از وزرا محترم هم می توانند از کانال های مختلف خود، سابقه اداری فناوری گذشته ایرانیان را مرور کرده و یا عیوب آن را جستجو بکنند. ولی چونکه رشته پژوهشی اینجانب ،تحقیق در مورد" سازمان های معاصر ایران" می باشد ولذا بیشتر از دیگران به دیرینه نظام فناوری 38 ساله ایرانیان توجه کرده ام و از این رونکات تاریخی تحولات آن را بیان می کنم که شاید مورد توجه دیگران هم واقع بشود . و فلسفه این دقت اجتماعی اینجانب هم به مبحث مزبور، بخاطر رشته تحصیلی ام می باشد که تحقیق در زمینه "فرهنگ پذیری فن آوری ها" و یا به" نحوه انتقال فرهنگی آن" از یک جامعه و به جامعه دیگرربط دارد که از مباحث تحصیلی و یا تحقیقی اینجانب بوده است و بعلاوه چونکه به روش دورن فهمی تحقیقاتی هم دوره تحصیلات تکمیلی ام بعد ازروند انقلاب ایران اتفاق افتاد ولذا براثر روند حشر و نشر با خیلی از افرادیکه رفتار و یاکردار خاصی در امر تحصیلات تکمیلی داشتند و یا شناخت شناسی خاص و یا رفتار اداری خاصی با "پدیده تحقیقات و فن آوری" داشتند و لذا دقت ام نیز به این" مسئله فناوری" بیشتر جلب شد و یا به نقش نهاد سیاسی یک جامعه در روند صنعتی شدن وفناوری بهینه یک جامعه بیشتر جلب شد و یا در عقیم ماندن فن آوری های آن جامعه بیشتر جلب شد و از این رو معتقدم که ورود فناوری ویا تحقیقات به درون جامعه ایران بصورت یک جریان مردمی خودجوش بود و یا از مجرای پایین به بالای جامعه بود که مدیران، تصمیم گرفتندکه تحصیلات تکمیلی درسطح ایران دایر بکنند ویا بصورت یک حرکت مردمی ایرانیان بود که در روند رقابت جویی فرهنگی با جامعه غربی اتفاق افتاد . که دریافت ها و یا معیارهای شناخت شناسانه اندکی هم از آن "پدیده دانشگاه غربی" داشتند . زیرا در اقتباس دوره های تحصیلات تکمیلی و یا در اخذ" فناوری غربی " همان جوانان ایرانی، نه تحصیل کرده جوامع غربی بودند و نه سیستم فرهنگی آن نوع دانشگاههای غربی را از نزدیک دیده بودند و صرفا یک نوع شناخت شناسی از راه دور داشتند ولی با همه اینها سعی داشتند که این نوع اندیشه خام خود را بصورت یک نظام علمی ویا دانشگاهی ویا فناوری ویژه در آورند که مخصوص جامعه ایرانیان باشد .
و درهر مرحله از گرایشات مردمی خود هم، دولت را زیر فشار می گذاشتند که شناخت شناسی آنها را بصورت یک نظام علمی و یا درسی و یا فناوری ویژه بپذیرد ویا آنرا در "سیستم سازمانی اداری ایران" جاسازی اداری بکند و یا نظام تحصیلی و یا نظام تحقیقی و یا نظام فناورانه مورد نظر آنها را به" مجرای اداری کشور" بکشاند . ولی عیب اجتماعی این نوع پدیده هم آنست که "تاخر فرهنگی" در نهاد سیاست و دولت ،نسبت به حرکت فرهنگی – مردمی مزبور ایجاد می گرداند و یا در رویکرد فن سالارانه بوجود می آورد و یا در تحقیقات سالاری واقعی بوجود می آورد که حرکت اجتماعی از پایین و به بالا را بپذیرد . و به همین دلیل است که بعد از گذشت 38 از عمر تاسیس نهاد ریاست جمهوری ایران هنوز تازه پنج سال است که" پست معاونت فناوری "در نهاد ریاست جمهوری ایران دایر شده است ولی دولت های قبلی ایران، توجهی به ضرورت این نوع "نهاد ویژه فناوری " نمی کردند و تازه آن هم فقط با تاسیس چند پست فردی (نه تشکیلات جمعی) در درون این نوع نهاد دولتی است.
آری این نوع مردمی شدن" پدیده علم و فناوری و تحقیقات" در ایران هر چند به نظر برخی ها، مفید است ولی از سوی دیگر هم به روند سطحی شدن علم ویا فناوری ویا به پوپولیستی شدن آن در جامعه ایران منجر شده است ولذا سازمان مشخصی ندارد که بتواند این پدیده را" سازماندهی قوی" بکند و لذا روش های غلط اداری را در درک و یا در فهم فناوری ایرانیان درست کرده و یا درروند تحقیقات ایرانیان و استفاده از آنها در صحنه اجتماعی صنعت ، رواج اجتماعی داده است ویا به عطش مدارک گرایی ویا خود شیفتگی علمی ویا خودستایی های علمی ایرانیان منجر شده است و بدون آنکه بستر فرهنگی مناسب و برای آفرینش فناوری های لازم در درون جامعه ایران منجر بشود . وصرفا دانشگاههایش را به گسترش کمی وگسترش طولی می کشاند و یا علم فناوری ایر انیان را به ر فع بیکاری و یا بی پولی و یا به ر فع رکود اقتصادی آنان تبدیل نمی کند . و بهمین دلیل است که اگر امروزه دولت مزبورهم، بی اعتنایی به مسئله مزبور بکند و یا روند" اصلاحات اداری و یاسازمانی آن را" در پیش نگیرد دیگر امید ایرانیان بر باد میرود چراکه ، چشم امید ایرانیان همگی به تصمیمات حیاتی هیئت دولت ایران دوخته شده است تا با تدابیر اقتصادی لازم خود ،"سازمان فنی لازم" را برای رفع معضلات دانشگاهی آن جوانان وسیع کشوربوجود آورد که بدون آن نوع تدابیر دولتی، این نوع شهروندان "فاقد اقتدار اداری" هم قادر به چاره جویی چاه عمیق مدرک گرایی خود نیستند و یا به چاره جوئی های مشکلات بیکاری بعد از فارغ التحصیلی خود قادر نیستند و از سوی دیگر هم با تاسیس 2500 دانشگاه فله ای وکیلویی در سطح روستاها و شهرهای ایرانی و یا با روند برگزاری هزاران سمینار پر خرج و پر هزینه روزانه در سال های گذشته ایران که نتایج رهگشاینده برای آنها نداشت و یا با جذب حداقل 195 هزار دانشجوی جویای مدرک دکتری ویا فوق لیسانس که همه ساله به درون دانشگاههامی آیند و صرفا غوغا سالاری مدرک گرایانه برای آنها بوجود می آورد و یا کیش. مدرک سالارانه برای آنان باقی خواهد گذاشت و یا روانشناسی اجتماعی آنان را از نظام علمی ویا فناوری را تخریب خواهد کرد چرا که در درون ایران، با" مسئله فناوری" و یابا" فرهنگ پذیری فناوری و تحقیقات" در جامعه مزبور تابحال به صورت احساساتی برخورد شده است و یا با آن بصورت هیجانی برخورد شده است . ولی به ضرورت سازماندهی مسئولانه این نوع فناوری ها توجه لازم نمی شود و نتیجتا جستجوی این نوع فناوری جامعه را درحرکت های فردی خود جستجو می کنند( و نه در نظام سازماندهی بهینه اجتماعی جامعه خودشان )و بعلاوه همین ایرانیان ،یادشان رفته است که برای برآورده کردن انواع نیازمندی های خود شان و در 38 سال قبل، اقدام به"تاسیس نهاد دولت" کرده اند ولذا اکنون نیز باید برای برآورده کردن این نوع نیازمندی های خود شان ، باید از همان" سازماندهی بهینه دولت مزبور" کمک لازم را بطلبند( و نه بوسیله حرکت های غوغا سالارانه فردی خود از کسب مدرک ها و یا از جشنواره های نخبه سالارانه خود و یا در رواج دادن ،لوح دادن و لوح کردن های استعادهای درخشان خود و یا درچهره های ماندگارخود و یا بوسیله برگزاری جلسات توام با میوه و شیرینی، جلسات پایان نامه هاو در هرگوشه ایران و یا با فروش انواع پایان نامه هاو مقاله ها در حواشی دانشگاه تهران...
ولی متاسفانه این نوع حرکت های هیجانی مردمی ایران و در رویکرد سطحی به تحقیقات مهم کشوری و یا در روند تولید فناوری علمی کشور،این نوع تصور غلط را در جامعه ایران بوجود آورده است که پس با این همه از وجود انواع مدرک های دکتری ویا فوق لیسانس در سطح جامعه ایران هم، دیگر آنها به مرحله عقل کلی رسیده اند ویا دیگر نیازی به رتق و فتق اقتصادی دولت برای آنها وجود ندارد و تنها در سایه تعقل و یاتدبیر علمی خودشان ویا در سایه نظام تحصیلی فوق العاده خودشان دیگر خودکفا شده اندو دیگر به تصمیمات مهم دولتی و یا مجلس و برای بهبود وضع اقتصادی آنها نیاز وجود ندارد و یا به تصمیمات مهم اعضای هیات دولت و شور ومشورت آنها در مورد بهبود نظام تحصیلی آنها نیازوجود ندارد ویا در مورد نظام فناوری علمی آنان نیازی نیست و لذا این نوع" غوغای سالاریهای عوام گرایانه" هم امکان هر نوع" بهبود اداری" ویا" اصلاحات اداری دانشگاهها" را درسطح ایران، به خطر می اندازد. و بعلاه این شائبه اجتماعی را که ادعا میکنند که امروزه همگی دارای مدرک دکتری هستند و لذا کسر شان خودهم می دانند که در مورد شیوه های درک شناخت شناسانه خود از مفهوم فناوری علمی بحث ویا گفتگو ی بیشتری بکنند تا مبادا در تقدس مدرک سالاری خود شک بکنند و یا کسر شان خود می دانند که در جلسه های مختف ایران، شیوه های مختلف معایب شناخت شناسانه خود را از "نظام فناورانه" به زیر سوال ببرند؟ و لذا از همدیگر رودربایستی کرده و از وارد شدن به جرگه های بحث و تبادل نظر در این باره خود پرهیزی کرده و یا خود سانسوری می کنند ولی همین اجتناب پذیری های مزبور هم، بیشتر به ضرر اقتصادی معیشت آنها منجر خواهد شد.
و بعلاوه غیر از نگرش غلط اشان نسبت به" ماهیت فناوری ها و یا تحقیقات"، که از بعد روانشناختی اجتماعی آنها را ، مطرح کردم و یا از بعد علم انسان شناسی و یا از منظر علم – تکنوژیکی – فرهنگی هم عیب دیگری دارد که ایرانیان معاصر، و روند جذب فرهنگی و یا در روند هضم فرهنگی آن نوع مفاهیم فناوری، یافته اند و یا در درک معناشناختی تحقیقات نوین علمی یافته اند و یا در درک معیارها و استانداردهای فعالیت علمی – فناورانه یافته اند ولذا آنها را دچار اختلال کارکرد اقتصادی کرده است .و دلیلش هم آنست که نتوانسته اند به" اقتباس فرهنگی صحیح" از" نظام فناوری های صنعتی غربی" بپردازند و یا به اخذ" الگوی صحیح تحقیقاتی "از جوامع دیگر بپردازند و صرفا چونکه این نوع پدیده ها را از زاویه برون نگری فرهنگی می بینند ( ونه از بعددرون فهمی فرهنگی آنها) ولذا فهم دیگری ، برای خودشان ،ودر اخذو یادر اقتباس فرهنگی آن نوع مفاهیم درست کرده اند . و لذا "الگوی فرهنگی غیر صحیحی" از نظام علم ویا از" تحقیقات دانشگاهی" دارند و یا از" نوآوری های صنعتی" خودیاد گرفته اند که با پدیده نوآوری های جوامع دیگر تفاوت های ماهوی زیادی دارد.
ودر توضیح نکته مزبورهم، باید شرح بدهم که انسان ها یک نوع"موجودات فرهنگی" هستند که میزان تکامل نهادهای اجتماعی اشان به میزان تکامل فرهنگی آن جامعه بستگی دارد ولی همان فرهنگ هم ذاتی همان جوامع نمی باشد که از درون جامعه خودشان بجوشد و بلکه از" راه آموزش های بیرونی" اتفاق می افتد و یا به مکانیزم یادگیری بیرونی از یکدیگر بستگی دارد. و لذا اغلب جوامع بشری هم از راه مکانیزم یادگیری صحیح به تکامل فرهنگی دست می یابند ویا به" مکانیزم انتقال فرهنگی" از یکدیگر نایل می آیند و مثلا اجزا و عناصر فرهنگی یک جامعه هم از راه یادگیری صحیح به جامعه خودشان انتقال داخلی داده می شود و در این راه همگی رشد فرهنگی مزبور، هم مخلوق جامعه خودشان نمی باشد که در این باره بگوئیم.که فرضا آمریکائی ها دارای فرهنگ کامل میباشند و یا فرهنگ صرفا به اروپاییها اختصاص دارد ولی دیگر جوامع بشری، ذاتا از آن بی بهره میمانند و فرضا استفاده از" پدیده فرهنگ پنبه"و در صنعت نساجی در فرهنگ مصر قدیم بوده است و یا استفاده ازفرهنگ صابون در امر نظافت ،در فرهنگ اروپایی های عصرجدید شکل گرفت ویا استفاده از فرهنگ باروت در صنعت جنگی و در فرهنگ چینی قدیم بوده است و یا استفاده ازفرهنگ منازل آجری و اسکلتی و بجای منازل خشتی، در فرهنگ آمریکایی ها شکل گرفت و یا استفاده از ماشین بخارو بجای اسب گاری در فرهنگ جامعه دیگر بوجود آمدو لذا جوامع مختلف جهان از راه" فرهنگ پذیریهای مختلف" به نقل و انتقال این نوع فرهنگ های مختلف خود با یکدیگر می پردازند و یا استفاده از "سازماندهی اداری در نظام فناوری "هم که از قدیم، در" فرهنگ دیوان سالاری ایرانیان" بوده است ولی امروزه الگویش دیگر به بوته فراموشی گذاشته شده است و در این دوره تاریخی دیگر نمی خواهیم که به عیوب سازماندهی فناورانه خودو نظیر ایام قدیم ایران، بیندیشیم و یا آن را" اصلاح اداری جدید" بکنیم.
آری هر چند، گفتن واقعیت های اجتماعی تلخ یک جامعه، سخت است ولی بخاطرفلسفه رشته پژوهشگری ام امروزه مجبور به گفتن یک رشته از نکات تلخ تاریخی معاصرو برای هموطنانم هستم که نحوه" اخذ فرهنگی فناوری" ایرانیان و یا نحوه" اقتباس فرهنگی فناورانه" و یا تحقیقات علمی ما از جوامع دیگر جهان، یک نوع "اقتباس فرهنگی معیوب "بود و به همین دلیل هم مشکلاتمان را امروزه حل نمی کندو چرا که در" بومی سازی صنعت" و یا در روند" مهندسی معکوس خودمان " و یا در روند تحقیقات دانشگاهی امان، ویا در اخذ معیارهای آن پدیده، با عجله و شتابزدگی عمل کرده ایم و یا یادگیری صحیح از آن عناصر فرهنگی جوامع دیگر تامل صحیح نکرده ایم.!و مثلا در نهادینه کردن فرهنگ" کارکرد آزمایشگاه ها "و یا در روند "کارگاه های تحقیقی دانشگاهی و کارخانجات" خودمان اغلب" اقتباس های فرهنگی غلط" از صنایع غرب داشته ایم و یا در ایجاد دوره های تحصیلات تکمیلی معاصر خودمان الگوهای فرهنگی غلط آنرا یاد گرفته ایم و یا در" تدوین دوره های درسی دانشگاهی" درک فرهنگی صحیح از تدوین سرفصل درسی غرب نداشته ایم که معارف ذهنی ما از تکنولوژی حاکم بر محیط اطرافمان، فاصله زمانی بعید نداشته باشد و یافاصله در معلومات دانشگاهی مان، نسبت به تکنولوژی خریداری کرده زمانه جدیدخودمان را بوجود نیاورد! و یا درک" تئوری دکتری" ویا" تز دکتری" را درست یاد بگیریم که مفهوم لغوی اش، حرکت در مرزهای نوین دانش بشری می باشد ولی ماها درک غیر واقع بینانه ای از نظام مدرک دانشگاهی داریم ویا ماها و در" شیوه دفاع علمی از پایان نامه های علمی" هم مفهوم "داوری علمی دسته جمعی وبی طرفانه و عادلانه" را هم" درک فرهنگی" صحیح نکرده ایم ولذا به غلط آن را به نظام بده و بستان میوه وشیرینی و در ازای نمره خوب طرف مقابل ویا در جلسات دفاع دانشگاهی ،تبدیل کرده ایم و یا در ایجاد "پارک های فن آوری های دانشگاهی" و یا در تاسیس ونهادینه کردن سمینارهای علمی تبدیل کرده ایم و یا در لوح تقدیر دادنها و لوح علمی گرفتن ها ،" معیارهای تفاخر طلبی جاهلی" را جایگزین معیارهای سخت کوشی علمی کرده ایم. و از این رو" فناوری ها ویا تحقیقات رایج مورد ادعای جامعه امان نیز ،به کارکرد اجتماعی مفید و برایمان منجر نخواهد شد و یا منجر به بهبود شیوه معیشت و شیوه اقتصاد جامعه امان نخواهد شد و یا کارکرد این نوع "پدیده های فرهنگ تحقیقاتی ویا نوآوری ها و فناوری ها" به کارکرد مفید، برای جامعه امان منجر نخواهد شد و چرا که در" اقتباس فرهنگی آن" به کارکرد فرهنگی صحیح آن پدیده ویا به کارکرد اجتماعی صحیح آن پدیده توجه لازم نداشته ایم و صرفا به ارضای روانی خود از مدرک مزبور، توجه میکنیم و یا به خود ارضائی روحی خویش از آن نوع عناوین، می اندیشیم و به همین دلیل هم پدیده های فرهنگی مزبور،" فاقد کارکرد فنی" برایمان می باشد ویا در توضیح "کارکرد" هم باید بیفزاییم که فرضا "کارکرد بیل" برای یک انسان، بخاطر فونکسیون. شخم زدن زمین و بوسیله آن نوع بیل است که نزد انسان ها ارزشمند می شود ولی "کارکرد یک پارو" ودر شخم زدن به زمین سفت ویا سخت، نظیر کارکرد همان بیل ،عمل نخواهد کرد و یا" وسیله نامناسب" می گردد و یا "کارکرد نامناسب" می یابد و از این رو جامعه شناسان و انسان شناسان به "کارکرد مناسب" و "کارکرد نامناسب " وبرای انواع پدیده های فرهنگی ونوآوری ها و فناوری ها جامعه، قائل می باشند و نکته دیگر هم در مورد" اقتباس فرهنگی" آنست که اقتباس فرهنگی مزبور از جوامع دیگر جهان یک نوع پدیده زشت ذاتی تلقی نمی شود زیرا که همه جوامع بشری از همدیگر" اقتباس فرهنگی" دارند ویا هر نوع "نو آوری "که در یک جامعه اتفاق بیفتد،جوامع دیگر بشری هم در صدد اخذ فرهنگی آن پدیده بر آمده و بخاطر کارکرد مناسب اش و برای رشد جامعه ، خودشان بر می آیند که به آن پدیده " اقتباس فرهنگی" می گویند.که از کلمه عربی قبس می آید و( یا شعله آتش کوچک گرفتن از دیگری است) که اخذ شده است ، زیرادر ادوار قدیم جهان ،که پدیده آتش در یک جامعه نبود و یا کشف نشده بود و بعدا باپدیده چخماق آتش زنه کشف شد و برخی از افراد که، با گردآوری هیزم و یا با چخماق. زدن به آن نوع آتش و برای گرم کردن منزل خود، اقدام کردند ولی افراد دیگری که به آن چخماق دسترسی نداشتند، ولی دوست داشتند که آتش خانگی برای خودهم داشته باشند ولذا با گرفتن شعله کوچکی از آن آتش خانه همسایه خودشان ،آن را "اقتباس فرهنگی" از همسایه خود کردند و به هیزم خانه خود می آوردند و نظیر" الگوی فرهنگی خانه همسایه" خود به گرم کردن خانه خود می پرداختند که "کارکرد آتش اول ودوم" و برای دو همسایه هم با یکدیگر فرق می کرد که هر کدام در خدمت دو نفر متفاوت بود و فقط" قبس گرفتن فرهنگی" از دیگری، اتفاق افتاده بود، آری این نوع" اقتباس فرهنگی ،معیارهای فناورانه ما" از جوامع غربی و یا بومی کردن صنعتمان ویا فناورانه از جوامع غربی هم برای ماها.، عیبی در بر ندارد ولی عیب بزرگش آنست که آن را به صورت" معیوب اقتباس فرهنگی "کرده باشیم و لذا نظیر کبریت های خاموش شونده می گردند که نتیجه فرهنگی برای ما ها در بر نداشته باشند و یا "فاقد کارکرد" برای رونق کسب و کارمان می شوند ویا صرفا به درد فخرفروشی ها و یا برای خودنمائی هایمان می خورند، تا به دیگران بگوییم که چونکه ما. تابلوهای برنجی وبر سر درب اتاق های مختلف دانشگاه ها ی خود زده ایم و یا بعنوان آازمایشگاه و کارگاه خود چسبانده ایم .و پس "دلالت فرهنگی" بر آن دارد که ما به ترقی صنعتی هم رسیده ایم. و اگر آن مسئله را قبول ندارید، پس با گردش در این نوع ازمحوطه های دانشگاهیمان و دیدن آن نوع تابلوها یمان به ادعای مزبورهم ، نایل خواهید شد . ولی در این راستا، باید یادآوری بکنم که مبادا معاونت محترم فناوری ریاست جمهوری هم به این ورطه خطرناک بیفتد و لذابه عمق یابی مسئله مزبور نپردازد !. چرا که "کلمه فناوری" در این نوع نهاد سازمانی ایرانیان، یک نوع اسم مجهول می باشد که از ترکیب دو لفظ( فن +آوری) ترکیب شده است . و هر چند کلمه" فن مزبور" هم ممکن است که بصورت یک ابتکار و یا اکتشاف ایرانی باشد که در انواع کارگاه ها و یا در انواع آزمایشگاه های ایرانی تولید بشوند. ولی چونکه "کلمه فن آوری" اسم مصدر مجهول می باشد که بمعنی" فن آورنده" و یا "فن آوری" درسطح یک جامعه می باشد و لذا معلوم نیست که فاعل این نوع" فعل اکتشاف علمی" در جامعه ایران چه کسی می باشد؟ / و یا با مدیریت چه کسی می باشد ؟ و یا با چه انگیزه ای، این نوع فناوری ها باید در جامعه ایران شکل بگیرد ؟ و در حالی که "تولید فن" و یا ابتکار و یا خلاقیت در خلا ویادر فضای خالی و کره مریخ اتفاق نمی افتد و بلکه به" مدیریت فن آورانه ایرانی" نیاز دارد و یا فرد مسئول اش تنها"نهاد دولت " وسازماندهی صحیحش می باشد که بجای "مسئولیت فردی ایرانیان"وباید در روند "تولید فناوری مزبور" بیشتر عمل بکند که آن هم تازه 5 سال است که این نوع ادعا ی علمی در سازمان نهاد ریاست جمهوری پیاده شده است . ولی هنوز "تاسیسات اداری مسئولانه" ندارد ویا پاسخگو برای آن نوع ادعاها نیست ویا بصورت یک" تشکیلات جمعی کارکشته" دیده نمی شود ؟. و یا دولت های قبلی جمهوری ایران هم و در طی این سی سال گذشته ،بعهده خود نگرفته اند ؟ و یا تفاوتش با ادعای تحقیقات وزارت علوم و یا تحقیقات وزارت علوم پزشکی معلوم نیست که در چه چیزی است؟ و یا فرقش باتحقیقات کارخانجات و صنایع مختلف هنوز نامعلوم است ؟ و یا اینکه چه سازمان فناورانه مزبوراز دیگری باید تبعیت بکند نامعلوم است ؟ و همگی اینها" معایب سازمان فناورانه" جامعه معاصر ایران می باشد. که صرفا به" اقتباس فرهنگی غلط" این لفظ پرداخته ایم ولی به" ایجاد سازماندهی مناسب" برای آن نوع پدیده نپرداخته ایم.و در نتیجه امروزه هم ضروری می باشد که "هیات دولت "تصمیم بگیرد که به این "نکته عملگرایانه" پاسخگو باشد ویا به تصویب" و حدت فرماندهی" در نظام کارگاه ها و آزمایشگاهها ی متعدد دانشگاهی ویا درکارخانجات بیندیشد ویا با"شور و مشورت. دولتی خود" وحدت فرماندهی" را در انواع ارگان ها فناورانه ایرانی بوجود آورند ویاآنها را از حیطه مدیریت و نظارت زیر مجموعه های اداری پراکنده سازمان ها ی خودخارج ساخته و این باردر زیر نظر نظارت همکار خودشان و درخود" نهاد ریاست جمهوری کشور،" مدیریت یکپارچه" بکنند. تا همه واحدهای آزمایشگاه های علمی ویا فناورانه جامعه ، ساز جداگانه از همدیگر نزنند وتنها در زیر نظر" خود هیات دولت" وحدت عمل داشته باشند و یابه وسیله نظام کارمندان .متفرق. وزارتخانه ها و به ویژه در میان محافل دانشگاه های پراکنده ایران ، تصمیمات پراکنده پژوهشی گرفته نشود!که پزوهش های مزبور فایده به حال ملت ایران نداشته باشد و همانطوری که گفتیم، فن آوری ایرانیان و یا ابتکار و اختراع فنی آنها در خلا و فضا اتفاق نمی افتد و بلکه در درون هزاران آزمایشگاه دانشگاه ها و یا در درون کارخانجات قرار است که" فناوری مفید ایرانیان" اتفاق بیفتد و بعلاوه چونکه برای تاسیس همان آزمایشگاه ها هم میلیاردها تومان هزینه شده است ولی بدون " فرماندهی واحدآنها " ویا بدون "وحدت مدیریت آن آزمایشگاه ها "و یا بدون "تدابیر سیاسی " برای آن نوع آزمایشگاه ها،هم هیچ گونه فن آوری مفید علمی نیز در این نوع ازمایشگاه ها وکار گاههای متفرق وبا سیاست گزاریهای علمی گوناگون ، امکان وجودی نخواهد یافت . و نظیر ماشین بدون راننده می گردند که صرفا به درد" فناوری های تفننی اشخاص " می خورند ویا بدرد فنآوریهای غیر کاربردی و یا تکراری و یا موازی با یکدیگر ویا غیر پایدار می خورند و در این میان ،چونکه آزمایشگاه ها ویا کارگاه های "فناورانه وزارت علوم" و یا کارخانجات هم بیشتر از وزارتخانه های دیگر ایران می باشد و لذا برای "بازسازی صنعتی صحیح وگسترده کشور" و یا برای رتق و فتق اقتصادی صحیح کشور ضروری است.که اعضای محترم هیات دولت آنرا در" درون سازمان معاونت فناوری ریاست جمهوری" به" یکپارچگی فرماندهی" وادار بکنند تا یک نوع سازماندهی صحیح اداری بیابند و بجای سازماندهی غیر صحیح گذشته خودشان ، مستقیما وبطور صحیح سازماندهی جدید بشوند و زمانی است که هیات دولت تصمیم بگیرد که زمام اداره آن نوع مکان ها را از حیطه اختیارات زیر مجموعه اداری پراکنده اداری خود، خارج ساخته و یا از کنترل و اداره و ساماندهی پراکنده پرسنل خود، خارج ساخته و به یکی از همکاران خود ودرخود نهاد ریاست جمهوری بدهندو آنگاه آن وزرای محترم نیز می توانند که آنها را ازنزدیک و در درون تصمیمات خود هیات دولت مزبوراداره بکنند و یا گزارش های دقیق ویا کامل از عملکرد فناورانه آن نوع" مکانهای فناورانه" را دریافت بکنند و یا در مورد رفع عیوب اداری آنها ،شور ومشورت دولتی کرده و یا در روند نیازمندی های فناورانه آنها که حیاتی است، تصمیمهای صحیح دسته جمعی دولتی بگیرند و در حالی که به توافق رسیدن با صدهاکارمند اداری زیر دست خودشان که متفرق می باشند سخت است و یا دسترسی به تصمیمات آنها وجود ندارد ، سخت است و علاوه از صعوبت برای همان "هیات دولت"، برای رفع "نیازمندیهای فناورانه مردم ایران" نیز مضر می باشد که با تشتت آرا آنها ،رفع نیاز صنعتی از ایرانیان بکنند و همانطوری که کلانتری ها هم به این نوع پدیده مهم" وحدت رویه" پی برده اند و لذا هزاران کلانتری و در شهرهای مختلف ایران، یک نوع "وحدت سازماندهی در تهران" دارند و یا صدها مرغداری و دامداری هم وحدت. فرماندهی در" نهاد معاونت دام و طیور وزارت کشاورزی تهران "دارند و لذا با تجدید نظر در نظام سازمانی ویادر چارت سازمانی" معاونت فناوری ریاست جمهوری" می توانندکه به احیاء سازمان علمی- صنعتی گذشته ایران نایل آیند که نوسازی علمی و یا صنعتی ایرانیان را به عهده سازمانی خود بگیرد که احیایش. ضروری تر از احیاء"سازمان مدیریت و برنامه ریزی اقتصادی کشورمی باشد که صرفا در اقتصاد عمومی ایرانیان کاربرد دارد و بدون این نوع از" سازوکار اداری صحیح" هر نوع ادعای علمی و یا تحقیقی و یا فناورانه ایرانیان، هم یک نوع غوغاسالاری عوام گرایانه خواهد بود و لذا نمی توان متصدیان انواع آزمایشگاه ها و یا کارگاه های دانشگاهی پیشرفته را هم قانع کرد که به فناوری های مورد نیاز جامعه ایرانیان توجه لازم را بکنند و صرفا به این دلیل که ما متعلق به دانشگاه صنعتی شریف هستیم و لذا باید خودمان.. تشخیص آنرا بدهیم و یافرضا متعلق به دانشگاه تهران هستیم و یا متعلق به دانشگاه شیراز هستیم و... و لذا هر کدام نیزساز فرهنگی جداگانه خواهند زد و یا" تحقیقات پراکنده ویا غیر عملیاتی" خواهند داشت و یا"تحقیقات غیر مرتبط" با نیازها صنایع کشور را دنبال خواهند کرد . و یا در تحقیقاتشان ، منافع شخصی خودشان را رعایت خواهند کرد وچونکه کلید درب آن نوع آزمایشگاهها را بدست خود دارند ولذا نمی توان آنها را وادار ساخت که به یک نوع سازماندهی هماهنگ با یکدیگر ودر روند" تولید فن آورانه" ایرانیان توجه بکنند و یا تحقیقات مکمل همدیگر را داشته باشند و یا در مرحله رسیدن به نتایج تحقیقات مناسب وبدلیل عدم کفاف هزینه اشان فلج خواهند شد ویا بعد از اخذ نتایج مفید هم وبدلیل "پل غیر واقعی اشان با دنیای تجارت" ویا در پیاده سازی اقتصادی آن نوع تحقیقات هم ، بصورت" فناوری های عقیم "باقی خواهند ماند. و نتیجتا همه سرمایه گذاری های صنعتی ایرانیان و در طول این سی سال گذشته نابودمی شود و یا برای این نوع" مکان های تولید فن آورانه" به ورطه نابودی کشیده می شود و بعلاوه توصیه مهم انسان شناسی فرهنگی هم در این زمینه اداری هم آنست که نوع سازماندهی اداری ریاست جمهوری ،ویا "معاونت فن آوری آن ،شبیه سازماندهی اداری سازماندهی" خزانه کشاورزی " یک نوع سازماندهی عملیاتی خاص بیابد.که به آن" خزانه کشت فنآورانه "می گویند ، زیراهمانطوری که کلمه انگلیسی" کالچر" هم به معنی کشت و زرع می باشد و هم به معنی" فرهنگ پذیری ویا فرایند عمل آوردن بهینه آن نوع" بذر فرهنگی" می باشد و لذا" نهاد خزانه کشت" نیز بهترین شیوه سازماندهی ،برای الگوی این نوع سازمان معاونت فناورانه ریاست جمهوری می باشد که از ترکیب "کارشناسان رسانه ملی" وبا" ترکیب کارشناسان محیط زیست" و یا با ترکیب" کارشناسان سازمان ملی استاندارد ایران" و" کارشناسان سیاسی و اجتماعی کارکشته" باشد و بعلاوه با حضور متخصصان نیازسنجی وزارت صنایع و معادن تشکیل شده باشد ویا با نظارت وزارت علوم و وزارت علوم پزشکی توام باشد که هر کدام نیزیک" فرد هماهنگ کننده" به ارگان مزبور باید وارد بکنند که" دسته جمعی " ودر زیر نظر معاونت ریاست جمهوری،و به سازماندهی انواع آزمایشگاه ها و کارگاه ها و پروژه های تحقیقاتی مهم این نهادها ی متفرق بپردازند و یابه کنترل و حسابرسی و نیازسنجی تحقیقاتی آنها بپردازند و نظیر پدیده خزانه وزارت کشاورزی عمل بکنند که" سازماندهی عملیات خاصی" دارد ویا همانطوری که آنها کاشت و داشت و برداشت یک بذر مفید نمونه را از" بوته غیر مفید" راو زیر نظارت پژوهشی خود می گیرند و یا به میزان مفید بودن آن بذر نمونه توجه لازم راکرده و یا به میزان میوه آورندگی ویا ثمره دهی آن بذر توجه لازم راکرده و یا به مقایسه آن گونه ، نسبت به" ارقام مشابه اش" توجه می کنند و یا آنها را با گونه های مختلف اش ، سنجش تحقیقاتی کرده و یا میزان مقاومتش را در برابر سرما و یاگرما ویا دیگر آفت ها می سنجند و پس از انجام کارشناسی های لازم هم به این رویه "کشت نمونه تحقیقاتِی خود" اگر به نمونه بذر مناسب خود برسند،آنگاه" مرحله نشاکاری" آن پدیده می رسد که در علم انسانشناسی به آن پدیده مزبور"انتشار فرهنگی فنآوری"می گویند و یا نظیر مرحله تکثیر فراوانی آنها در خزانه کشاورزی می باشد و یا در اراضی وسیع وگسترده ترویج فرهنگی می یابند و لذا" روند رشد فناوری های مزبور نیز چنین روندی باید داشته باشد و بعد از تهیه گزارش های مفید ویا مستند از" نیازهای صنعتی انواع کارخانجات ایران" وتوسط محقین پخته می توان آن اسناد را در" آرشیو فناوری ریاست جمهوری "مورد بحث کارشناسان محیط زیست و یا کارشناسان سازمان استاندارد ملی ویا دیگر کارشناسان سیاسی و اجتماعی قرار داد و پس از سنجش معایب ویا فوایدتولید آن نوع فن آوری هم بوسیله یک آزمایشگاه دانشگاه ایرانی و یا" میزان استاندارد بودن آن نوع فن آوری "نسبت به گونه های ضعیف تر خود را و یا نسبت به سازگاری اداری مناسب آن ، با محیط های اجتماعی ایران و یا نسبت به اقتصاد شهرها ویا روستاهای مختلف ایران،را می توان تکثیر آن نوع فناوری جدید را طالب شدویا جهت انتشار فرهنگی بیشتر، به هیات دولت و جهت تصویب دولتی بفرستند تا جهت اخذ تسهیلات مالی به آن" پروژه های فن آورانه "تصمیم دولتی بگیرند و یا به مجلس بفرستند، تا جهت سرمایه گذاری استان ها به جلسه کمیسیون تلفیق برنامه ریزی مجلس برده شود و چونکه قبل از انتشار فرهنگی اش هم و یا قبل از سرمایه گذاری وسیع اش در استانهاهم انواع مزایا و یا مضراتش کارشناسی لازم شده است و لذا فناوری مناسب و یا مفید برای جامعه ایرانیان خواهد شد، ولی برای مفید کردن این نوع پروژه ها هم تنها"پست شخصی معاونت ریاست جمهوری "کافی نیست و بلکه" چارت سازمانی لازم " باید فراهم بشود وبعلاوه باید با کارشناسان نخبه سازمان گسترش صنایع هم باید تکمیل بشود که در این اداره جدید"نیازسنجی تحقیقاتی کشور" را راه بیندازند و این نوع "سازمان علمی- صنعتی جدید ایرانیان" می تواند برای نیازسنجی فناورانه انواع کارخانجات عمل کرده ویا به سازماندهی تعدادی از گزارشگری مستند ازنیازهای صنعتی انواع کارخانجات ایران اقدام بکند که صنایع مختلف آنها رانیاز دارند و یا پس از تهیه مقداری گزارش های مفید صنعتی مزبورهم و در مورد صنایع مزبورنیز ، به کمبودهای فناورانه آنها توجه بکنند که کارخانه مزبور به آن نوع فن آوری نیاز دارد و یابه ساخت و ساز و یاطراحی آن پدیده صنعتی نیاز دارند و آنگاه فیلم مستندمزبور را و برای رفع نیازپدیده مزبور بسازند وبه "آرشیو معاونت تحقیقات و فناوری ریاست جمهوری" بفرستند که جداگانه از" آرشیو صدا و سیما" باید باشد تا "سکرت " باقی بماند و یا هرکسی از اسرار کارخانجات مزبور سر در نیاورد که منجر به ورشکستگی آنها بشود ولی می توان که کمبودهای فناورانه آنها را در یک گزارش خبری عمومی ویا همگانی وبطور مختصراعلام رسانه ای بشود تا دانشجویان خبره ویااساتید از آن نیاز تحقیقیاتی با خبر بشوند و از سوی دیگر هم با تبادل نظربا کارشناسانه مزبور که از انواع متخصصان محیط زیست خبره می باشند و یا از کارشناسان سازمان استاندارد ملی و یااز کارشناسان سیاسی ویا از کارشناسان صنایع وزارت صنایع می باشندولذا می توان که میزان مفید بودن و یا مضر بودن مختلف آن نوع فناوری های مورد نیاز جدید را سنجید ویا اگر دارای معایب مزبور نباشند پس می توان که به دانشجویان دانشگاه های مختلف ایران خبرهمگانی داد ویا بعنوان پروژه های تحقیقاتی فوق لیسانس ویا دکتری ضرورت تحقیقی آنها را اعلام نمود و یا هزینه های اسپانسری آنها را پرداخت نمود و از این طریق از صرف میلیون ها تومان هزینه بیهوده حق التدریس و برای پروژه های تحقیقاتی غیر مفید جلوگیری نمود و بعلاوه کارشناسان سازمان گسترش صنایع ایران هم باید از میان افراد واقع بین ویابیطرف خبره باید انتخاب بشوند و در آن صورت می توانندکه بعنوان" عنصر چهارم" ارزیابی پایان نامه دانشگاهی وارد عرضه نیازسنجی همان پروزه های تحقیقاتی دانشجویان شده و بیشتر از دو مشاور پایان نامه مزبور ویا یک استاد راهنما ی قدیمی آن عمل بنمایند ویاسهمی ازحق الزحمه هزینه بورسیه های تحصیلی که به دانشگاهها پرداخته می شود بگیرندو به آنها هم باید درتدوین آیین نامه جدیدباید داده شود تا نفر چهارم ارزیابی آن نوع پایان نامه های تحصیلات تکمیلی باشند که در غیاب عمل کرده ولی میزان مفید بودن آن نوع پروژه های تحقیقی را برای" نوسازی صنایع ایران" بسنجند و یا برای" بازسازی آن نوع صنعت"بسنجند و یا برای نجات آن نوع صنعت از ورشکستگی بسنجند و یاجهت تکثیراقتصادی آن نوع صنعت سنجش تحقیقاتی بکنند و یا نحوه نمره دهی اساتید راهنمای دانشگاهی گذشته را کنترل کیفی کرده و تنها باچسباندن تابلوبرنجی" ارتباط صنعت ودانشگاه " بر راهروهای مدیران پژوهشی دانشگاها نمی توان این نوع ارتباط صنعت با دانشگاه را بوجود آورد و یا میزان نظام طبقه بندی مفید بودن پایان نامه را با نیازهای یک کارخانه بسنجند واین نوع کارشناسان فنی خارج دانشگاهها ،فرضا. با دادن نمره الف و ب وج ود وبه وسیله این نوع متخصصان فنی یاو وکیل از سوی صنایع مختلف ایران می توانند که استادان راهنمای دانشگاهی را مجبور بکنند که در ارزیابی نمرات خود دقت لازم راکرده ویا صرفا نمره الف رابه پایان نامه های تحصیلی مهم تحقیقی داده و یا نمره دال. را به" پایان نامه های مدرک گرایانه صرف" بدهند تا هردو نفرآنان فارغ التحصیلان بشوند و یا ایام تحصیلشان طول نکشد ولی انواع پایان نامه های مفید و یا غیر مفیدهم و برای صنایع مختلف وکشاورزی ایران هم طبقه بندی علمی لازم بشوند و یا با کنترل دقیق میزان کار ودقت پروژه های دانشجویان ویا اساتید در آزمایشگاهها ی مزبور و یادر نحوه سکرت ماندن آنهاو برای صنایع مزبور بوجود آورند و یاحسابرسی هزینه آن نوع تحقیقات صنعتی را خود بدست بگیرند و آنها را بدست حسابداران دانشگاهها ندهند که بیطرف نیستند ویابا جابجایی آیین نامه های دانشگاهی در هیات دولت، مزایای تحقیقاتی مزبور را حساب وکتاب صحیح کرده وسپس پرداخت بشود.و یا تلاش بکنند که پایان نامه های مزبور در مرزهای دانش روز تهیه شده ویا در مرز مزبور باقی بماند و یا گذرانیدن پایان نامه های مزبور صرفا با دادن چلوکباب به استادها و یا با آوردن میوه و شیرینی به جلسه دفاع ویا با گرفتن عکس خانوادگی در کلاس های درسی اتفاق نیفتد که بجای. ارزیابی علمی صرفا به مکانیزم بده و بستان میوه وشیرینی با نمره خوب تبدیل بشود و یا مفهوم" داوری علمی دسته جمعی " وِیا"هیئت ژوری جمعی پایان نامه ها"خراب بشود که نظیر داوری هیئت داوری دادگاه های بیطرف می باشد که میبایست عادلانه قضاوت بکنندکه به نمره دهی شخصی یک فرد به شاگردش تبدیل نشود که فرق نمره پایان نامه ها باامتحان سایر دروس دانشگاهی ونمره دهی فردی آن دروس معمولی گم بشود ولی متاسفانه اینجانب و در طی 30 سال گذشته ایران، بارها این نوع صحنه های زشت نمره دادن و در تمامی پایان نامه ها راویا در انواع دانشگاه ههارا مشاهده کرده ام و یا در فروخته شدن انواع پایان نامه در جلوی دانشگاه تهران را دیده ام.و یا در جلسات تجلیل از چهره های ماندگار دیده ام که بجای نصب مقالات و یاکتب تدوینی همان چهره ماندگار بر در ودیواردانشگاه ، جلسه مزبور صرفا به کیک بریدن.ویا به مدل های جشن تولد کودکانه تبدیل می شود که بخاطر هفتاد سالگی آن نوع پروفسور70 ساله ، کیک 70کیلوئی بریده می شد ویا طرفدارانش نظیرطرفداران شیخ با یزید بسطامی، یکنوع مریدان خانقاهی می گردند که برای اظهارپرفسوری همان فرد در. قرن 21 ، میلیون ها تومان پلاکارد بر در ودیوار شهر ها چسبانیده بودند ولی درماندگاری چهره وی در دنیای علم هم ،اینجانب فقط بریدن کیک تولد را می دیدم که نظیر تولد کودکان عمل کرده باشد ومن هاج و واج مانده بودم که چگونه انواع مراکز تحصیلات تکمیلی کشور و به دست چنین افرادی داده می شود که نظام دانشگاهی را با جشن تولد کودکانه خوداشتباه می گیرند . و یا تصورات عامیانه مردم ایران را دیده ام که مفهوم پایان نامه علمی. را به مفهوم" ضد تز علمی آن" کشانده اند و در حالی که تز دانشگاه های علمی آمریکاییها واز روند طراحی پایان نامه نویسی ها یک نوع تصور دیگر بود که معتقد بودندکه وقتی 24-23 سال و برای آموزش یافتن یک نفر دانشجوی دوره دکتری، هزینه آموزشی می شود و یا فرضا انواع حق التدریس استادان ویا هزینه ساخت کلاس داده می شود ویاهزینه پرسنلی برای تحصیلش صرف می شود پس باید در نهایت هم و نظیر میوه دادن ویاثمر آوردن یک درخت ودر پایان فرایند باغبانی باشد که ، فناوری مستمر یک پایان نامه تحصیلات تکمیلی هم باید یک نوع ثمره علمی وبه نوع صنعت همان کشور بدهد . که آن پایان نامه نویسی وی یک نوع نتایج" تز فناورانه" داشته باشد تا بلکه این نوع سرمایه گذاری آموزشی 24 ساله همان کشور مفید واقع شده باشد ولی متاسفانه دانشجویان ایرانی امروزی این پدیده را بر عکس کرده اند و این نوع ثمردهی صنعتی را تنها به نفع فخر فروشی های فردی خود ،تبدیل کرده اند ویا نظیر درختان بی ثمر عمل میکنند که 15 تا 20 سال، باغباَنش، بیهوده به آبیاری اش می پردازد و یا به هرس کردن و یا به نگهداری آن درخت می پردازد ودر نهایت هم میوه نمی دهد و لذا" مفهوم تز علمی رساله دوره دکتری" را کنار نهاده اند و نظیر دوره قاجاریه عمل می کنند که برای ورود به دوره دکتری تنهاگرفتن لقب دوله ، دوله ویا سلطنه، سلطنه نامیدن خود راهدف قرار داده اندو از این طریق تصورات غلط از مفهوم فن آوری و یا ازتحقیقات کشور بوجود آورده اند و یااز مفهوم پارک فن آوری، ومفهوم داوری پایان نامه ها بوجود آورده اند و یا ازمفهوم نظام استادی ودانشیاری در ایران بوجود آورده اند و یا سمینار های علمی را به جلسات لوح دادن ویا لوح گرفتن صرف تبدیل کرده اند.
و در پایان نیز لازم به یادآوری است که" استانداردهای تاسیس دوره های دکتری" و یا فوق لیسانس درجامعه ایران را، تنها چند نفر هیئت علمی معمولی ایرانیان پایه گذاری کرده بودند که سطح سواد علمی شان هم به اندازه دیگر ایرانیان بود ،که در سال 1365 شمسی ودر دوره های تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت مدرس، پایه گذاری شد و یا دو سال بعد هم یعنی در سال 1367 شمسی نیز، بقیه دانشگاه های ایران و به تبعیت از آنها، به تاسیس دوره های دکتری و فوق لیسانس در دانشگاه های خود اقدام نمودند . و در حالی که امروزه «اداره استاندارد ایران» و برای تولید هرنوع محصول ایرانی، هم یک رشته از معیارهای استاندارد های موفق همان محصول را نیاز دارد ویا آنها را سنجیده و اعلام می کند و در حالی که در طول این 30 سال گذشته ایران، هنوزکوچکترین تحقیق و یا نقد ویا انتقاد به معیارهای پایه گذاری استانداردهای غلط دوره های دکتری و یا فوق لیسانس در ایران گذشته انجام نگرفته است . و یا حتی هیئت دولت ایران هم که اختیار بالاترین مصوبات کشور را در سطح جامعه ایران به عهده خود دارد ولی تا بحال جرات آنرا به خود نداده است که استاندارد گذاریهای گذشته چند نفر هیئت علمی معمولی و زیر مجموعه هیئت دولت کنونی خود را به زیر سوال ببرد؟ ویا در زیر مجموعه وزارت علوم را به زیر شک علمی ببرد؟ که تنها شهروندان عادی این کشور می باشند؟ و یانهادینه سازی غلط آنها را به زیر پوشش نقد علمی بگیرد و یا به نقد استاندارد گذاری آنها شک بکند؟ و یا در درون هیئت دولت خود، مصوباتی قوی تر از مصوبات آنها به وجود آورد؟!وهمین امرنیز نمی گذارد که رابطه بهینه ای بین نظام صنعت جامعه با دانشگاههای ایران بوجود آید!