جامعه‌شناسي تاريخي سهرورد و مشاهير آن

 ـ جامعه شناسي تاريخي سهرورد و مشاهير آن ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 139 ـ پنجشنبه 7 شهريور 1387 ـ ص 3

بررسي از: محمد خالقي‌مقدم (جامعه شناس)

چكيده مقاله

در اين مقاله سعي شده است كه جامعه شناسي تاريخي شهر باستاني سهرورد از دوران ماد تا  دوران ساساني بررسي شود كه جزو شهرهاي خوره جبال بود و اغلب منابع تاريخي صدراول اسلام به آن اشاره كرده‌اند و سپس در دوران خلافت عباسي بررسي شده و آنگاه در قرن سوم كه مورد تاخت و تاز اكراد قرار گرفت و برخي از منابع تاريخي به آن اشاره كرده‌اند و سپس در دوران غزنويان كه در دست حكام وهسودانيان طارم بود و كتاب شهرياران گمنام و يا  تاريخ بيهقي به آن اشاره كرده‌اند كه  توسط سلطان مسعود غزنوي تسخير مي‌گردد و آنگاه در دوران سلجوقيان است كه مكاني  براي استقرار سلجوقيان ترك مي‌شود كه در دو سه قرن دوره سلجوقيان و خوارزمشاهيان بزرگترين رشد شهري خود را پبدا مي‌كند و در همين دوران سلجوقيان است كه رشد فرهنگي زيادي كرده و به آفريدن دانشمندان زيادي در دامن فرهنگي خود منجر  مي‌شود كه در مقاله ذيل به آنها اشاره شده است:

پيشينه بحث:

در اين مقاله به منابع مختلفي كه در متن ذيل به اسامي آنها اشاره شده است تكيه مي‌كنيم و فهرست صفحات و يا نام كتابهاي تاريخي مزبور را كه به دهها كتاب تاريخي بالغ مي‌گردد نيز اشاره مي‌كنيم و در هر كدام نيز سعي كرده‌ايم كه مستندات تاريخي مربوط به تاريخ سهرورد را در آن دوره تاريخي و به نقل از آن كتاب تاريخي ذكر بكنيم.

روش تحقيق:

روش تحقيق ما در اين بررسي از نوع مطالعه تاريخ شهري و بيوگرافي نويسي تاريخي است و با تكيه به آن مستندات تاريخي و بيوگرافي نگاري خود سعي كرده‌ايم كه شخصيتهاي مربوط به هر دوره تاريخي سهرورد را جستجو بكنيم كه در آن دوره تاريخي، شهر سهرورد دانشمندان مزبور را در دامن تربيت فرهنگي خود باروري فرهنگي كرده است و با تكيه به آن مستندات  مقاله ذيل را عرضه خواهيم كرد.

بحث و نتيجه گيري:

شهر سهرورد از قديمي‌ترين شهرهاي ايراني است كه آن را تاريخ نويسان قديمي جزو شهرهاي دوران ماد نوشته‌اند و برخلاف اغلب شهرهاي كنوني ايران است كه شهرهاي جديد‌الاحداث هستند و لذا اسامي آنها متعلق به دو سه قرن اخير است ولي نام شهر سهرورد در همان كتابهاي قديمي صدر اول اسلام ديده مي‌شود و همين امر نشان مي‌دهد كه اين شهر از چه قدمت تاريخي برخوردار است  و در يك منطقه دشت زيبا و بر روي يك تپه ماهور قشنگ اين شهر باستاني بنا گرديده است و باغات گردو و توت و ديگر ميوه‌جات و رويت آن از راه  دور اين شهر باستاني را بسيار زيبا نشان مي‌دهد و به همين دليل است كه در كتب تاريخي بعد از ظهور اسلام مثل كتاب المسالك و الممالك در ص 119 خود از اين شهر باستاني نام برده شده است و يا كتاب صورت الارض نيز در ص 114 خود از آن نام برده است و يا كتاب معجم ‌البلدان ياقوت حموي در ص 309 از آن نام برده و يا كتاب البلدان ابولفدا در ص 410 از آن نام برده و يا كتاب بيهقي نيز در دوره غزنويان و در ص ……….. خود و در دوره تسلط سلطان مسعود غزنوي بر اين شهر از آن نام برده است و به همين ترتيب نيز كتاب شهرياران گمنام هم  در ص …………. از آن نام مي‌برد و به همين دليل كتاب سرزمين خلافت شرقي لسترنج در ص 241 خود و به نقل از حمدالله مستوفي مي‌نويسد كه اين شهر تا قرن هشتم چگونه آباد بوده است و يا كتاب ري باستان نيز در ص 27 خود و به نقل از كتاب المسالك نقل مي‌كند كه شهر سهرورد جزو سرزمين‌هاي  ماد و منطقه‌اي است كه آن را شهرهاي جبال مي‌گفتند و يا بارتولد نيز در كتاب جفرافيايي تاريخي ايران ص 261 از تاريخ قديمي اين شهر نام مي‌برد و يا  تاريخ گزيده نيز در ص 778 نقل مي‌كند كه در دوران خلافت عباسيان و براي استفاده خاندان اين خلافت آن را جزو اراضي خالصه خلافت ضميمه قزوين مي‌كنند كه تيول آن خاندان خلافت  بود و يا كتاب مرات‌البلادان نيز در صفحات 2080 و 2081 و 2082 و 2076 خود و به نقل از كتب گذشته مزبور از اين شهر پر خير و بركت سهرورد و به همراه شهرهاي زنجان و ابهر و غيره ياد مي‌كند و يا كتاب آثارالبلاد قزويني كه در دوره سلجوقيان نوشته شده است نيز در صفحات 166 خود از اين شهر ياد مي‌كند كه در يك سرزمين كوهستاني و در نزديك زنجان قرار دارد و زادگاه مشاهير بسيار معروف است و لذا بعد از آمدن سلجوقيان به ايران شهر سهرورد و سجاس يكي از مناطقي بود كه به دليل حاصلخيزي و آب فراوانش مورد توجه و اعتناي نركان قرار گرفت و بسياري از اين سلجوقيان ترك مهاجر در اين شهر قديمي  سكني گزيده‌اند و به آباداني و عمران آن همت گماشتند و به همين دليل هم در دوو نيم قرن حكومت سلجوقيان شهرهاي سهرورد و سجاس مهمترين دوران آبادي و عمران خود را ديده‌‌اند و آثار تاريخي بسيار زيادي يافته‌اند كه از اين دوره تاريخي باقي مانده است و بزرگي و وسعت جمعيت آن نيز در دوره سلجوقيان و خوارزمشاهيان به اوج خود رسيده بود  و زماني كه مغولها به ايران حمله كردند، اين دو شهر سجاس و سهرورد نيز مركز مقاومت تركان سلجوقي در برابر اقوام وحشي مغول بود و به همين دليل هم حمدالله مستوفي نيز در ص 64 كتاب نزهه‌القلوب خود مي‌نويسد كه: سجاس و سهرورد دو شهر بوده و در فترت مغول خراب شد و اكنون به هريك از قدر ديهي مانده است ليكن در همان دوران ايلخاني نيز به دليل نزديكي اين شهرها به پايتخت سلطانيه، چون مايحتاج غذايي و لوازم كشاورزي اين شهرپايتخت  را مي‌بايست تامين مي‌كردند لذا تا حدودي دوباره رشد كردند، آري در طي چند قرن دوران حكومت سلجوقيان  و خوارزمشاهيان و تا دوران ايلخاني، شهر سهرورد به دليل رشد سريع شهري و غناي امكانات شهري آن كه امروزه آثار باستاني زيادي را از خود به جاي گذاشته است نظير: محله تاج سهرورد و يا قلعه كيوانيان سهرورد و يا بازارچه زيرزميني ديزلچ و منطقه اسيران و مسجد الشهدا و غيره است و بعلاوه دانشمندان بسيار زيادي را هم توليد كرده بود و علاوه از اهميت جامعه شناختي شهري آن، در اين دوران تاريخي مشاهيري هم كه در اين چند قرن شهر سهرورد در دامن فرهنگي خود پرورده است از معروف‌ترين فيلسوفان و رياضيدانها و عارف‌ها و خطاطان و شعرا و غيره بوده‌اند كه در فهرست ذيل به آنها اشاره خواهم كرد:

مشاهير دوران سلجوقيان سهرورد:

 از مشاهير دوران سلجوقيان در سهرورد مي‌توان از علي سهروردي نام برد كه به نام ابوالحسن علي‌ابن مسلم سهروردي است و رياضيدان و فقيه بوده و در نزد غزالي تلمذ كرده بود و در سال 533 هجري قمري در دمشق درگذشته است و از او كتاب رياضي المقدمه‌الكافيه في اصول الجير و المقابله و ما بعرف به قياسه من الامثله است كه نسخة خطي اين كتاب كه در سال 608 استنساخ شده است، موجود است (و بروكلمان از آن نام مي‌برد) و بعلاوه شيخ ابولاكرم سهروردي است كه در سال 550 هجري وفات يافته است و به نقل كتاب كشف‌الظلنون و ص 148 و يا به نقل كتاب تاريخ زنجان، كتاب المصباح الزاهر في القراآت العشره البواهر جعبري از آثار اوست. و بعلاوه شيخ شهاب‌الدين يحيي ابن حبش اميرك سهروردي فيلسوف است كه از اين شهر باستاني برخواسته بود و بنيان گذار فلسفه اشراق مي‌باشد و كتاب حكمت‌الاشراق و  ده‌ها كتاب در علم فلسفه نوشته  است و در سال 587 هجري در حلب به شهادت رسيد و  بعلاوه شيخ ابوحفص عمر سهروردي است كه عارف مشهوري است كه سعدي شيرازي در عرفان از وي تبعيت مي‌كند و مولف كتاب‌هاي آداب المريدين و شرح الاسما الحسني و غريب المصابيح را تاليف كرده بود و در سال 632 هجري وفات نمود و يا  عموي او شيخ ابوالنجيب  سهرودي است كه استاد نظاميه بغداد بود و اين جانب مقالاتي را درباره آنها و در همين نشريه منتشر كرده‌ام و ص 273 جلد 2 كتاب و فيات و يا ص 37 كتاب الكامل ابن الااثير به شيخ ابوالنجيب اشاره دارند و در سال 563 هجري وفات نمود و بعلاوه از مشاهير ديگر شهر سهرورد در دوره سلجوقيان و به نقل از ص 139 و و ص 150 كتاب تاريخ الوزراء، رئيس الدين عبدالملك سهروردي و ابوالفتح سهروردي بودند كه به نقل از همين كتاب تاريخ‌‌الوزراء در دوره سلجوقي، رئيس‌الدين عبدالملك سهروردي كدخدا و مشرف دربار سلجوقيان بود و به نقل ص 150 همين كتاب بعد از وفات امير جاولي كدخداي امير حاجب عبدالرحمان شد و آنگاه كدخداي خاصبگ مي‌گردد و نيز ابولفتح سهروردي است كه به نقل از همين كتاب  پسري داشت كه عا‌لم و  فاضل و نيكو خط بود.

مشاهير دوره ايلخاني سهرورد:

بعد از حمله مغول و ويراني اين شهر‌ها، سهرورد اهميت فرهنگي خود را از دست نمي‌دهد زيرا دانشمندان آن به نقاط مختلف اطراف  فراري شدند ولي چون بنيه فرهنگي قوي داشت لذا همراه با ويراني كالبد شهري سهرورد بنيه فرهنگي خود را از دست نداد و باز دوباره به آفريدن دانشمندان مشهوري در دوره ايلخاني مبادرت نمود و از جمله عزالدين سهروردي است كه ابن فوطي در ص 241 ج 1 كتاب تلخيص مجمع‌الآداب خود مي‌نويسد كه او از موطن خويش، به بغداد آمد و برحسب شرط واقف شيخ رباط سعاده بغداد گرديد تا اينكه رباط مزبور را از او گرفتند و همراه با آمدن هلاكو به شهر بغداد او از خواجه نصيرالدين طوسي وزير هلاكو استمداد كرد تا رباط و موقوفات آن را دوباره به وي بازگردانند و يا از مشاهير ديگرش، شيخ عزالدين سهروردي است كه در سال 710 هجري وفات نمود و يا از دانشمندان ديگر دوران ايلخاني مي‌توان از عمادالدين سهروردي نام برد كه به نقل ص 363 كتاب تاريخ خانقاه در ايران، او و شيخ اوحدالدين كرماني بر سر سرپرستي رباط مرزبانيه بغداد درگيريهاي داشتند و لذا كتاب تاريخ خانقاه در ايران، در اين باره مي‌نويسد: بين اوحدالدين كرماني (متوفي سال 635) و شيخ منتخب خليفه عباسي شيخ عمادالدين سهروردي (متوفي سال 653) براي سرپرستي رباط مرزبانيه بغداد درگيري پيش مي‌آيد و نيز كتاب تلخيص مجمع‌الآداب ابن فوطي در ص 130 و به نقل ص 373 كتاب تاريخ خانقاه در ايران كه از كمال‌الدين سهروردي در دوره ايلخاني نام مي‌برند و در اين باره مي‌نويسند كه: كمال‌الدين سهروردي (متوفي سال 750 هجري) در رباط شهاب‌الدين سهروردي مردم و مريدان را موعظه مي‌كند  و نيز كتاب تلخيص مجمع‌الاآداب ابن فوطي در صفحات 716 و 813 جلد 4 خود از محي‌الدين عبدالقاهر سهروردي نام مي‌برد كه در دوره ايلخاني مورد حمايت خواجه نصيرالدين طوسي بوده است و بعلاوه منابع ديگر تاريخي هم در همين دوره از احمد سهروردي خطاط نام مي‌برند كه در زمان حمله هلاكو به بغداد از خطاطان مشهور خط نسخ  ايراني بوده و در صفحات مختلف كتابهاي احوال و آثار خوشنويسان مهدي بياني و از جمله در ص 1024 همين كتاب و نيز در كتاب پيدايش و سير تحول هنر خط سياوش ثاني و نيز كتابهاي حبيب السير و غيره  به او اشاره كرده‌اند و نيز از مشاهير ديگر همين دوره ايلخاني شمس‌الدين امام محمد سهروردي است كه كتاب حبيب‌السير در جلد 1 ص  157 خود از او نام مي‌برد كه مولف كتاب تاريخ حكما بوده و به نقل حكمت‌هاي مختلفي از انبيا نيز پرداخته است.

مشاهير سهرورد بعد از دورانهاي تاريخي ايلخاني:

و از مشاهير دورانهاي بعد از ايلخاني شهر سهرورد مي‌توان از شمس‌الدين سهروردي خطاط نام برد و يا از ناصرعلي سهروردي نام برد كه از شعراي نيمه دوم قرن يازدهم بوده است و يا از علامه عبدالله مامون سهروردي نام برد و يا از مولانا عبيدالله سهروردي مشهور به بحر‌العلوم نام برد كه مهاجر به ايالت بنگال هندوستان بودند و به همين دليل در ايالت بنگال هندوستان هنوز نام شهر سهرورد به خاطر اين خاندان و فرقه دراويش سهرورديه مشهور است و لذا كتاب تاريخ فلسفه در اسلام   دكتر زرين كوب در ص 503 ازفرقه سهرورديه هند نام مي‌برد و يا دكتر عبدالحسين نوايي در ص 100 كتاب ايران و جهان خود از آن نام مي‌برد و از جمله يكي از شعب خاندان سهروردي كه در ساليان گذشته به ايالت بنگال هندوستان مهاجرت كرده‌اند و خدمات بزرگي هم در اشاعه فرهنگ و تمدن اسلامي در هندوستان نموده‌اند مي‌توان از بحر‌العلوم مولانا عبيدالله سهروردي و فرزندان وي نظير: علامه عبدالله مامون سهروردي و پروفسور خان سهروردي هستند.

تذكر: رعايت حقوق مولف و نشريه الزام قانوني است