شنبه 1 بهمن 1384-  سال چهارم – شماره 193- نشریه صدای زنجان

مردم شناسی تاریخی قوم مقدم در استان زنجان

بررسی از : دکتر محمد خالقی مقدم

عضو هیأت علمی دانشگاه

چکیده مقاله :

اقوام مقدم استان زنجان که تعدادی از آنان با نام خانوادگی مقدم در شهرهای زنجان و خرمدره هم اکنون زندگی می کنند و تعدادی دیگر هم در روستاهای واقع در دامنه کوه های شمالی شهر زنجان و از محدوده جغرافیایی آبادی ذاکر گرفته تا روستاهای شمال شهر خرمدره استقرار زیستی دارند و همگی از طوایف ترک مقدم هستند که بخشی از ایل بزرگ مقدم می باشند و تنه اصلی ایل مقدم مزبور هم در شهرستان مراغه ساکن      می باشد و از اقوامی هستند که در دوره صفویه و یا قبل از آن به نام ایل اتوزایکی درحوزه قراباغ زندگی می -کردند و پس از تشکیل دولت صفویه به شهرسنان مراغه

کوچ کرده و بخشی از آنان هم از مراغه به استان زنجان آمدند و نامگذاری آنان هم با عنوان ایل مقدم به خاطرآن بود که در لشکرکشی ها مقدم سپاه بودند و دلایل اجتماعی کوچ بخشی از آنان به استان زنجان هم با دو فرضیه اجتماعی قابل تبیین اجتماعی است و به همین دلیل کتاب مراَه البلدان هم از ایل مقدم مراغه و ایل مقدم زنجان نام برد .

1-  فرضیه اجتماعی نخست آنست که به علت درگیری و خصومت شدید شاه عباس صفوی با ایل افشار که یکی از هفت ایل قدرتمند قزلباش بودند که دولت صفویه را بر سر کار آورده بودند. ولی به دلایل اجتماعی در مقابله با شاه عباس قرار گرفتند و نتیجتاً شاه عباس بسیاری از آنان را در استان های مختلف و شهرهای مختلف کشورسرکوب کرد و سران طوایف آن ها را کشت و به همین دلیل هم دولت صفویه امکاناتی به وجود آورد که به جای سران طوایف افشار زنجان و سلطانیه و سجاس و انگوران و غیره هم مدتی کردها در این استان قدرت رابه دست گرفتند و عثمانی های اشغالگر نیز به آن ها کمک می کردند و نیز به همین دلیل شاه عباس نمی خواست که حاکمان زنجان و سلطانیه و غیره هم ازآن باشد و لذا تصمیم گرفت آقا سلطان مقدم را از مراغه آورده و حاکم شهر زنجان بکند و به همین دلیل هم طبق متن  ص 1269و1270 کتاب عالم آرا عباسی شاه عباس آقا سلطان مقدم را حاکم زنجان می کند و ترتیبی دادند که به جای ارتش مبتنی بر طوایف هفت گانه ایلی قزلباش ،طوایف بر نظام غلامی مرکب از اقوام گرجی و ارمنی و چرکسی و طوایف غیر مهم و کوچک ایرانی تشکیل وشود که الله وردیخان گرجی هم (سازنده پل الله وردیخان اصفهان) و پسران وی این ارتش غلامی صفویه را اداره می کردند.و احتمالاً در همین دوره تاریخی است که همراه آقا سلطان مقدم ! تعدادی از اقوام ترک مقدم مراغه (به عنوان نیروی نظامی عشایری) و همراه وی از محدوده جغرافیایی شهرستان مراغه کوچ ایلی کرده و همراه وی به محدوده جغرافیایی استان زنجان آمده و بعد از حکومت وی هم در استان زنجان ساکن می گردند.

2- فرضیه دوم اجتماعی آنست که در ارتش نادر شاه افشار ،علاوه  از شرکت نمودن قبایل افشار استان زنجان( از قبیل افشارهای طارم ،انگوران و قیدار ) و یا افشارهای تکاب و ارومیه ، بخشی از طایفه مقدم مراغه هم به عنوان نیروی نظامی و در اغلب جنگ های نادر شاه در اخراج عثمانی ها و ازبک ها و افغانی ها و روس ها از ایران شرکت می کنند و بعد از مرگ فجیع نادر شاه افشار به دست سرداران وی که از افشارهای طارم و زنجان و ارومیه بودند.اردوگاه نظامی وی فروپاشیده و ارتش وی پراکنده می شود و هر کدام از ایلهابه مکان های جغرافیایی سابق خود برمی گردند و در این فرایند تاریخی مهم احتمالاً طوایف مقدم ارتش هم وی ترجیح   می دهندکه به جای رفتن به مراغه در کنار اقوام افشار استان زنجان زندگی بکنند که مدتی در جنگ های مختلف هم در کنار آنان بودند.

پیشینه بحث:

علاوه بر صفحات 1269 و 1270 کتاب عالم آرا عباسی،صفحات 241 و 242 سفرنامه اولئاریوس نیز که از آقاخان مقدم بحث می کند .زیرا وی در این دوره تاریخی به ایران و از جمله به استان زنجان آمده است و در این باره می نویسد که :آقا خان پسر چوپانی از اهالی مراغه بود و درجنگ وان ،چون عده زیادی از سربازان ترک (منظورش سربازان عثمانی) را به هلاکت رسانده بود.لقب خانی پیدا کرده و بعلاوه در ص 242 کتاب سفرنامه اش درباره اختیاراتش می نویسد :در عده ای ازایالات ایران خان ها می بایست مخارج تجهیزو نگهداری عده مشخصی از سربازها را عهده دار می شدند که از این سربازان در زمان جنگ و مواقع ضروری دیگر استفاده می کردند و نیز درباره این خان ها می افزاید که آن ها چندین هزار سرباز مسلح دارند و در مواقع ضروری و جنگ، شاه به آسانی و بدون زحمت می تواند اردو و لشکریان زیادی فراهم آورد و همین امر نشان    می دهد که آقا سلطان مقدم حاکم زنجان نیز تعدادی سرباز مسلح مقدم در کنار خود داشت که بعداً ساکن زنجان شدند.

بعلاوه کتاب های تاریخ قزلباش و تاریخ عالم آرا صفوی هم اشاره به ایل اتوزیکی مقدم دارد و می نویسد که چگونه در قراباغ بودند و بعداً به صفویه پیوستند و علاوه از صفحات 1269 و 1270 کتاب عالم آرا عباسی، صفحات مختلفی از کتاب های خلدبرین (زندگی شاه صفی و شاه عباس دوم) و کتاب خلاصه السیر و کتاب تاریخ عباسی و غیره هم به شرح حال آقاخان مقدم       می پردازند.

و بعلاوه پیشینه بحث در مورد فرضیه دوم اجتماعی هم مربوط به منابع تاریخی خاصی است که شرکت ایل مقدم مراغه را در ارتش نظامی نادر گزارش تاریخی می کنند و در صفحات مختلف کتاب های عالم آرا نادری و یا جهانگشای نادری و یا در برخی صفحات کتاب شرح حال رجال ایران و یا در کتاب منتظم ناصری اشاره به طوایف مقدم مراغه و نیز به شرکت برخی از آنان در ارتش نادر و در انواع جنگ های آنان و به همراه طوایف دیگر افشار و بیات اشاره دارد و بعد از فرو پاشی ارتش نادر ناگزیر اقوام مزبور به محل های زندگی خود برگشتند و احتمالاً دراین جریان، طوایف مقدم ارتش نادر هم ترجیح می دهند که به جای رفتن به شهرستان مراغه به دهات استان زنجان بیایند.

 

 

 

 

روش تحقیق:

شیوه تحقیق در این بررسی تاریخی ، یک نوع شیوه قوم نگاری تاریخی است که با تکیه به مستندات تاریخی ،یک نوع جستجوی تحولات مکان زیست قوم مقدم را دنبال      می کند و لذا با پژوهش در آن عده از منابع تاریخی که به نحوی محیط زیست جغرافیایی ایل مقدم و تغییرات و تحولات این محیط زیست قومی را نشان می دهند و سعی کرده ایم که مکان زیست جغرافیایی قدیمی آنان را دنبال بکنیم و سپس در برهه های بعدی تاریخ ، کوچ تاریخی آنان به استان زنجان را و نیز علل اجتماعی کوچ آنان به مکان های جغرافیایی جدید را وبر مبنای مآخذ تاریخی در ادوار بعدی پیدا بکنیم و آن ها را به عنوان دستاورد پژوهشی خود و برای شناساندن شناسنامه این قوم زنجانی نشان بدهیم.

بحث و نتیجه گیری:

مقایسه تاریخی آن عده از منابع تاریخی که ایل مقدم را در دوره قبل از صفویه و یا در دوره مزبور نشان می دهد در مقایسه با منابع بعدی که مکان های زیست جغرافیایی آن هارا در ادوار بعدی و از جمله در دوره قاجاریه و پهلوی و کنونی را نشان می دهد که کوچ تاریخی بخشی از این ایل ترک مقدم ، چگونه اتفاق افتاده است ؟ و به علاوه جستجوی آماری آن عده از اهالی روستاهایی که این نوع اقوام درآن روستاها ی استان زنجان ساکن هستند و یا به عنوان خانواده های شهری در شهر زنجان و یا درشهر خرمدره کنونی ساکن اند و لذا آقای هوشنگ ثبوتی هم در کتاب تاریخ زنجان به نصراله خان مقدم حاکم خرمدره اشاره دارد و بعلاوه استقرار زیستی بخشی از آنان در روستاهای استان زنجان نظیر روستای ذاکر و بویون (در شمال سلطانیه) و یا در آبادی های چرگر و الوند و خراسانلو و حسین آباد و قلعه حسینیه و جداقیا و نصیرآباد و پیرسقا و غیره که مدتی هم به مصطفی خان میر شکار مقدم و یا بنی اعمام وی متعلق بودو به همین دلیل شاخه - ای ازاین ایل مقدم زنجان را هم طایفه میرشکار چرگر و یا چرگر مقدم می نامیدند و ده چرگر هم مکان زیست خوانین آنان بود و نیز دهی بود که قبل از آنان در دوره ایلخانان،خواجه رشیدالدین فضل اله رادر ده چرگر (یعنی در شمال سلطانیه)کشتند و به عنوان وزیر سلطان محمد خدابنده و سلطان ابو سعید (یعنی سلاطین ساکن در خود سلطانیه) را مغولان کشتند و لذا به همین دلیل آبادی مشهوری در منابع تاریخی بود و نیز کتاب های مرآه البلدان و در دوره قاجاریه به دو ده چرگر و جداقیا اشاره دارد که چگونه به خوانین چرگر مقدم متعلق بودند و در صفحات 2187و2178 به آن ها اشاره کرده است و بعلاوه صفحات267و270و271و360و375و388و 352و354 سفرنامه ناصرالدین شاه به فرنگ از دهات آنان با اسامی چرگر و الوند و خراسانلو و قلعه حسینیه و نصیر آباد و حسین آباد و پیرسقا و غیره نام می برد و نیز کتاب های تاریخی منتظم ناصری و منتخب التواریخ هم به فوج نظامی مقدم و غیره در دولت قاجاریه اشاره دارد و علت نامگذاری آنان به نام میرشکار چرگرهم و یا چرگر مقدم هم به خاطر آن بود که خوانین آنان در دوره ناصرالدین شاه سمت شکارچی باشی و میرشکار دولت ناصرالدین شاه را بر عهده داشتند و بعداً این اقوام با کوچ به شهرها و با استقرار در محلات شهری زنجان و خرمدره و احتمالاً در ابهر هم زندگی می کنند .

 

منابع و مآخذ :

درمتن تحقیق مزبور منابع و مآخذ مختلف