جهانی شدن و اسباب کشی تمدن به آسیا

پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم

 

·   .ـ جهاني شدن و اسباب كشي تمدن به آسيا ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه مردم سالاري تاريخ 18/9/82

آسیا از قدیم، مهد تمدنهای مهم بوده نظیر تمدن های سومر، بابل ، اکد، ایلام ، ماد، هند و چین بوده و نیز محل پیدایش دین های بزرگ است و کا نون پیدایش خط و زبان هاست و نیزکانون تولد نهادهای سیاسی و نظامهای حکومتی عظیم است وبعلاوه محل نشو و نمای ارتش ها و جنگ های بزرگ جهان می باشد و نیز مکان تحول نظام داد و ستد بشری و پیدایش بازار و پول و نظام های اقتصادی عمده جهان. بوده است.

و هر چند در قاره های دیگرجهان نیز نهادهای اجتماعی و از جمله ادیانی پدید آمده اند و از جمله در میان اقوام اینکاها و آزتک ها ( در قاره آمریکا ) و یا ادیانی در قاره استرالیا و یا قاره آفریقا بوجود آمده ولی تنها، دین های مهم بشری که نظام فکری و حقوقی زندگی انسانها را عمیقاً تحت تأثیر خود قرار داده است ،فقط در قاره آسیا پیدا شده است و یا خط هایی در آسیا به وجود آمده اند که تکامل اساسی یافته اند و نیز دانشمندان متعدد و بزرگی در تکامل لغوی و تکامل دستوری و هنر خطاطی آن زبان نقش بازی کرده و یا در اشتقاقات واژه های آن زبان ، نقش اساسی بازی کرده اندو در پیدایش نهادهای اقتصادی نیز زودتر از سکنه سایر قاره ها وارد عرصه نهادهای اقتصادی پیچیده ترشده اند و نیز قاره آسیا جلوتر از همه قاره ها وارد عرصه استخراج فلزات و تغلیظ فلزات شده است و یا جلوتر از همه   قاره ها وارد عصر تاریخ شده است و یا با ورود به عصر کتابت و تاریخ نویسی و ثبت وقایع در نوشتن حوادث سیاسی، اجتماعی ، فنی و مذهبی و اقتصادی محیط درونی خود ویا با پیدایش مبدا زمان و تقویم و گاهشماری در این قاره، بسیاری از حوادث ادوار گذشته این قاره، حتی در گوشه کنار آن هم ثبت و ضبط مکتوب شده است و لذا گذشته های دورش نیز روشن و واضح و مکتوب است ( نه شفاهی که معدوم و یا منحرف شود ) ولی در بقیه قاره ها، به دلیل آنکه متأخرتر از این قاره وارد عصر تاریخ شده اند بسیاری از حوادث و اتفاقات گذشته آنها، معلوم و مکتوب و ثبت شده نیست و برخی از آنها هم تنها در چند قرن اخیر وارد عصر تاریخ شده اند نظیر قاره آمریکا و استرالیا ویا جنوب قاره آفریقا و همانطوری که مدنیت در شهرهای بزرگ جهان پیشرفته تر است، و لذا بزرگی آسیا و وسعت اندازه خاک آن نیز، همیشه این قاره را    « تمدن خیز» کرده است. از این رو وسعت ابعاد قاره آسیا و تنوع امکانات مادی و منابع زیر زمینی آن و جنگلهای مهم آن ( از جمله در هند و کشورهای جنوب شرقی آسیا) و نیز بدلیل وجود کوههای بزرگ جهان در  آن که از بزرگترین کوههای جهان هستند (نظیر هیمالیا و یا هند وکش، کوههای قفقاز و آرارات و زاگرس و البرز ) ویا وجود رودخانه های بزرگ و مهمی در آن ( نظیر رو دخانه های بین النهرین و رودخانه زرد، گنگ، سند ،ولگا ،جیحون و کارون) و یا وجود فلات های مهم در آن و نیز با وجود معادن متعدد فلزی و غیر فلزی و منابع زیر زمینی دیگرش و با وجود منابع انرژی مهم در آن نظیر حوزه های نفت و گاز، منطقه های خلیج فارس ودریای خزر و حوزه روسیه که عمده ترین منطقه انرژی خیز در خاک جهان هستند و نیزبدلیل تعدد آب و هوایی اش که منجر به رویش گونه های مختلف گیاهان صنعتی و علوفه های تجاری در آن می شود وبدلیل وسعت و انبوهی جمعیت آسیا و گونه های متعدد قومی اش ، زمینه هایی هستند که همگی  زیر بنای قوی در آن می سازند که این قاره مهم را از قدیم به یک قاره متمدن تبدیل کرده است و نیز زمینه هایی می سازند که در هر « دوره تاریخی» تمدنهای آتی را هم به سوی آن متمایل می سازد تا در این قاره مهم جهانی ، مکان گزینی فرهنگی بنمایند.

به علاوه لازم به یادآوری است که قاره آسیا،  با داشتن چند میلیارد جمعیت جهان و با داشتن چند قاره همسایه چسبیده به آن و یا نزدیک به خودش ، چهار، پنجم جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است و تنها یک قاره دیگر جهان( یعنی منطقه آمریکای شمالی مرکزی و لاتین) در آن سوی دنیاست( یعنی در ناحیه غرب جهان) قرار دارد که جمعیت اندکی هم دارد و لذا این قاره بزرگ با سه قاره همسایه اش در شرق جهان قرار دارد و یا چهار پنجم جمعیت جهان در آن است که همگی بازوهای کار برای بازار کار و یا دهان هایی بر ای تغذیه و خرید مایحتاج هستند و یا بدنهایی برای پوشاک و مسکن گزینی دارند ولذا امکان بازارهای بزرگ کار و سرمایه و تولید و بازار مصرف و خدمات را در این قاره فراهم می سازند که بسیاری از تولید کنندگان و سرمایه گذاران جهان را وا می دارد که به سوی استفاده از بازار کار و نیروی انسانی و نیروی منابع مادی و بازار خرید و فروش آن تمایل اساسی پیدا بکنند ویا برای آنها  جاذبه های قوی و چشم اندازهای جذاب در رشد دادن تمدنی این قاره مهم به وجود می آورد. به ویژه آنکه امروزه در قاره آمریکا، با وجود تعداد زیادی از سرخ پوستان و سیاه پوستان که مهارت زیادی هم ندارند و یا با وجود مهاجرینی که به آن ناحیه کوچیده اند ولی با بهره مندی از قوانین کار و مزایای زیاد تامین اجتماعی و سایر مقررات در تولید زیاد نقش اساسی چندانی بازی نمی کنند و یا گرانی کار و تولید و فقدان مهارت در آن پدید می آورند ویا هزینه های  نگهداری از امکانات و تاسیسات تمدنی آن را بسیار بالا می برندلذا این موازنه به نفع قاره آسیا دگرگون می شود.       

آری قاره آسیا، از قدیم ، یک قاره متمدن بوده و « ادوار تمدنی طولانی » و دور و دراز دارد و یا پروسه های پیچیده را هم گذارنیده است و یا درجه مدنیت آن بسیار بالاست. اما از آنجا که مدنیت هر دوره تاریخی و ماحصل تمدنی ناشی از آن مدنیت هم در هر دوره تاریخی با مقتضیات جدید آن عصرهمراه است و یا با میزان پیشرفت دانش فنی انسانها تکامل می یابد و لذا منجر به پیدایش مظاهر مادی تمدن بشری و نهادهای اجتماعی، اقتصادی جدید آن می شود و دانش تمدنی امروزی در جهان هم در مظاهری تجلی می یابد نظیر پل های بزرگ و طویل و مهارت های استحکام دادن  آن و یا در توربین های تولید برق غول آسا و یا در دستگاه های عظیم مخابرات و ارتباطات و ماهواه های و هواپیما ها و قطارهای مدرن و سریع السیر و زیر دریایی ها و ناوگان های بزرگ تجاری و نظامی غول پیکر، و یا درساختمانهای معظم و سر به فلک کشیده که با دانش مجهز استحکام بنا و ارتفاع و تردد و نگهداری آن ساختمان ها ارتقا  می یابد و یا در بندرگاه ها و فروگاه های مهم و عظیمی که شاهرگ تجاری ایجاد می کنند و یا در تلسکوپ ها و      سفینه ها و مریخ پیماها و فضاپیماهای معظمی که منجر به مطالعه و تسخیر کرات دیگر می شوند و یا در دانشگاه های معظم و کارخانجات مدرن صنعتی خلاصه می شود که همگی مظاهر فوق الذکر جایگزین نهرهای آبیاری سنتی و یا  ساختمان های گلی و یا کاروان های کندرو یا راههای سنتی و وسایل ارتباطی قدیمی و یا کارگاه های سنتی تولید آسیا خواهندشد ویا اسطرلاب هاو دستگاه های نجوم قدیمی و بندرهای صیادی و تجاری قدیمی آن خواهند شد چزا که این نوع مظاهر تمدن جدید «آسیا»در  سه چهار قرن اخیر ، چندان رشد و تکامل نیافته اند . و نظیر کانال زیر زمینی عبور و مرور دریایی نیستندکه شهرهای فرانسه را به شهرهای انگلستان وصل می کند و یا پل های عظیم و غول آسایی که در . کناره های ساحل آمریکا دیده می شود و یا سدها و توربین های تولید برقی نیستند که در خاک کانادا، برق عظیمی را برای خاک قاره آمریکا تولید می کنند و یانظیر قطارهای سریع السیر و راحتی که در راههای دانمارک، فرانسه و آلمان دیده  می شود و یا نظیرفرودگاه های معظمی که فرضا در  فرانکفورت و یا درخاک آمریکا دیده می شود و یا کشتی  های بزرگی که هزاران تن نفت را حمل و نقل می کنند و یا صدها هواپیما و هلی کوپتر را جابجا می کنند و یا هنوز بافت شهری و بافت روستایی و شبکه های ارتباط سکونت گاه های انسانی موجود در  قاره آسیا، سنتی و غیر مدرن هستند و یا میزان رفاه سکنه این سکونت گاههای بشری آسیا نسبت به رفاه سکونت گاه های بشری قاره آمریکا و اروپا کمتر است. لذا در چند قرن اخیر آن را جزو ملل جهان سوم و منطقه توسعه نیافته به حساب آورده اند. اما پارامترهای امروزین این قاره معظم جهانی در آستانه یک « جامعه در حال گذره» و « قاره در حال گذر» قرار داده است و زیر بناهای غنی و قدرتمند موجود در این قاره هم آن را که از قدیم متمدن می کرد  دوباره آن را در  آستانه یک «جهش تمدنی» قرار می دهد و لذا امکان آن را دارد که ازمتفکرین و مخترعین و مبتکرین و اندیشمندان و سرمایه گذاران زیادی را به سوی خود فرابخواند.

 لذا متذکر می شوم که از سه قرن و نیم قبل که تمدن بشری در قاره اروپا رو به رنسانس و تجدید بنا گذاشته است. ولی این « رنسانس تمدنی» در اروپا با چالش هایی روبرو شده و به خاطر ضیق ها و فشاهایی که در نتیجه تحولات اجتماعی آن، بر قشر متفکرین و دانشمندان وارد آمد.و لذا بسیاری از آنان را وادار کرد که از قاره آمریکا مهاجرت کنند که تازه کشف شده بود و در این فرایند هم یک نوع «مهاجرت تمدنی» از اروپا به آمریکا انجام گرفت. و به ویژه آنکه با پیدایش دو جنگ مخوف جهانی (یعنی جنگ اول جهانی و جنگ دوم جهانی )که بیشتر در منطقه قاره اروپا مستقر بود و شهرهای آن را به شدت درهم کوبید و بیشترین تخریب را در خاک قاره اروپا به وجود آورد و زمینه های فراهم کرد که « تمدن نوپا» از اروپا به خاک آمریکا مهاجرت و اسباب کشی بنماید (و با مهاجرت فیزیکدانهای بزرگ و مخترعین سفینه ها و...) و نیز چون آمریکا دور از منطقه جنگ بود. لذا مکانی  برای رشد و نمو افکار و اندیشه های نوین علمی و فنی و اقتصادی و هنری و تجاری شد. به علاوه پدیده نظامی جنگ اول و دوم جهانی ، به دلیل ماهیت ویرانگری و نتیجه ناتوانی اقتصادی ناشی از آن ناچار شد که مستعمرات در آمد زای خود را نیز از دست بدهد و بعد از جنگ بسیاری از دول مستعمره این قاره در قاره آسیا و آفریقا و امریکای لاتین راه استقلال پیمودند و لذا راه منابع درآمد قاره اروپا و دول آن کاهش یافت و دچار ضعف قوای اقتصادی  شده و اقتصادش ضعیف تر گردید و لذا نتوانست از نظر تامین منابع مالی بر روی . ایده های علمی جدید و کارخانه های جدید و مدرن، سرمایه گذاری بکند.

و به علاوه وجود کمونیزم در آسیا و نظامهای سیاسی توتالیتر در آن که بیشتر قشرهای روستایی قاره آسیا را به خود جذب می کرد و آنها را به خاطر منافع شان طرفدار خود می کرد تا قشر اندیشمند و متفکر و آگاه جامعه را همگی باعث آن شدند که بسیاری از متفکرین و مغزهای اندیشمند و مبتکر از قاره آسیا، به خاک غرب و خاک قاره آمریکا در غرب مهاجرت نمایند و زمینه دانشمندگریزی را در روسیه، چین، ویتنام ، کامبوج ، افغانستان و سایر ملل شرق را فراهم کرد. ولی امروزه  با فروپاشی کمونیزم و دولت های وابسه به آن و با فروپاشی دیوارهای متعدد اجتماعی میان آسیا، اروپا و آمریکا که بر اثر شکاف ایدئولوژیک و سایر پدیده ها فراهم می آمد. قاره آسیا  دوباره به. خاطر وسعت ابعاد خاک و غنای و کثرت جمعیت اش که زمینه بازار کار و بازار سرمایه و بازار تولید و بازار مصرف و بازار خدمات در آن را فراهم می کند. در آستانه یک جهش تمدنی و رنسانس تمدنی قرار داده است و بسیاری از ایده ها و صاحبان  افکار و اندیشه ها  را به سوی آن جذب می کند تا به بازسازی اش وا حیای تمدن این قاره مهم جهانی بپردازند. و لذا اسباب کشی و انتقال تمدنی به قاره آسیا از کانال بازگشت بسیاری از متفکرین و اندیشمندان و مغزهای متفکر فراهم گردیده است  و به همراه خود بسیاری از مقتضیات  تمدنی جدید را در ساخت و ساز پل ها و سدها و ماهواره های جدید مهم در این کاره فراهم می آورد.

                                                                                     رعایت حقوق مؤلف الزام قانونی است