برنامه ریزی اوقات آموزشی در دانشگاههای ایران ،چگونه؟

 

دکترمحمد خالقی مقدم نشریه ی همشهری سال چهارم شماره ی 945 ص 11 شنبه 25 فروردین 1375

چکیده :

·        دانشگاهها  باید با گذر دادن مسیر آموزشی دانشجویان از کوتاهترین مسیرها و سریعترین برنامه ریزیهای درسی و ساده ترین شیوه های انتخاب درس و ... زمان تحصیلی را کوتاه کنند. برای این کار باید آغاز و پایان تحصیل تعدادی از دانشجویان ثبت شده و علل تأخیر برخی از آنان جستجو شده و با ریشه یابی ،دوره تحصیلی ،استاندردهای لازم در طی مدت زمان متوسط برای فارغ التحصیلان به وجود آید. و نیزتأخیر و هدر رفتن اوقات آموزشی در دانشگاهها ممکن است ناشی از آئین نامه های غیر کارآمد ،مهارت کم کارکنان آموزشی ، عدم استفاده از ابزارهای آموزشی و تنگناهای مربوط به فضاهای آموزشی باشد.

بحث و بررسی :

·         

دانشگاهها باید بکوشند که همواره از اوقات آموزشی به طور دقیق و کامل بهره ببرند. و با بهبود بخشیدن به نحوه استفاده از زمان آموزشی ، میزان تولید دانش و آموختنی ها را در آن زمان بیشتر کنند. دانشگاهها باید با بهره ورکردن اوقات آموزشی خود ف بهترین شیوه های استفاده از ساعات تحصیلی ،هفته تحصیلی ،ترم تحصیلی ،سال تحصیلی  و دوره تحصیلی را بدانند و آن این است که سرعت        فارغ التحصیلی دانشجویان را در طی دوره های آموزشی بیشتر کرده و با بهینه سازی فعالیت آموزشی دانشجویان ،اساتید و کارکنان در طی زمان آموزشی طی شده و گذراندن اوقات آموزشی را مفید و از نظر اقتصادی توجیه پذیر گردانند.برای استفاده بهینه از اوقات آموزشی ،دانشگاهها باید «آموزشهای زاید »را در طی دوره تحصیلی مزبور حذف کنند و «فعالیتهای آموزشی مفید» را در طی زمان تحصیلی افزایش بدهند و با زمان بندی دقیق برنامه های آموزشی ،و بوجود آوردن امکانات و شرایط لازم در این زمان آموزشی برای تدریس کنندگان و تدریس شوندگان ،از معطلی  طولانی شدن آموزش و ایجاد فرسودگی روحی – جسمی ناشی از آموزشهای غیر مفید برای آموزش دهندگان و آموزش گیرندگان جلوگیری بعمل آوردند به علاوه مؤسسات آموزش عالی باید ترتیبی بدهند که در نحوه گذراندن دوره آموزشی و مسیرپیمایی آموزشی دانشجویان در طول تحصیلاتشان از نظر طراحی مراحل زمانی طی شده ، اصول اقتصادی رعایت شده و همه افراد در ارائه آموزشهای مستقیم (توسط اساتید) و یا ارائه خدمات آموزشی و کمک آموزشی غیر مستقیم (توسط کارکنان) با همدیگر فعالیت کرده تا بیکاری  و کم کاری برخی از آنها ، باعث توقف گردش زمان تحصیلی نگردد و بعلاوه همه نیروی انسانی دانشگاه ،به صورت هماهنگ و موزون فعالیت کرده و از فعالیتهای تکراری و دایره ای و زاویه ای و مارپیچی بپرهیزند.دانشگاهها باید با سریعترین فعالیت آموزشی و شتاب آموزشی به ارائه آموزش مستقیم ،خدمات آموزشی و کمک آموزشی بپردازند .همچنین گروههای آموزشی و اساتید باید در ارائه برنامه های درسی ،هماهنگ و طراحی شده عمل کرده و تکنسین ها ،کمکهای آموزشی جنبی را به آنها ارائه داده و کادر اجرایی نیز با خدمات رسانی آموزشی ، فضاهای آموزشی را زودتر و بموقع مهیا کرده و ابزارها و لوازم آموزشی را به موقع فراهم گردانند .همچنین هر کجا که امکان داشته باشد از خدمات آموزشی ماشینی نظیر کامپیوتر ،تایپ ،ویدئو و غیره جهت سرعت بخشیدن به جریان آموزش استفاده کنند.در برنامه ریزی آموزشی دانشگاهها هم باید ترتیبی اتخاذ شود که فعالیتهای مشابه با یکدیگر ادغام شده و در انتخاب درسهای لازم برای دانشجویان و حذف درسهای غیرلازم و زمانبندی ارائه درسهای لازم و امتحان آنها و سهولت اخذ واحد درسی برای همه دانشجویان به آسانی امکان پذیر باشد تا سبب تأخیرات اجتناب پذیر نگردد.برای این کار باید جزئیات حرکات طی مسیر آموزشی دانشجویان و اساتید و کارکنان مورد دقت و تجزیه و تحلیل قرار بگیرد و مشخص شود در چه مرحله ای از آموزش ، تأخیر تردید ،تلف شدن زمان و تکرار بی فایده درسها ،مطالب  و غیره وجود دارد . همچنین اوقات آموزشی مزبور باید دقیقاً اندازه گیری شود تا ملاحظه گردد که یک استاد یا یک دانشجو ،در طی زمان تحصیلی مزبور و در «شرایط متوسط» ،چقدر آموزش مفید ایجاد کرده و یا آموزش مفید می بیند تا از راه این نحوه سنجش و اندازه گیری دقیق ،برنامه ریزی مفید برای اوقات آموزشی در آن دانشگاه بوجود آید.همچنین باید سعی شود که در زمان آموزشی مربوطه راندمان بیشتری شکل گرفته و در مدت زمان آموزشی مورد نظر ، یادگیری بیشتر و یاد دادن بیشتر اتفاق افتاده و یا ارائه خدمات آموزشی و کمک آموزشی بطریق بهینه صورت بگیرد .به همین دلیل ،آگاهی از میزان فعالیت آموزشی که در هر واحد از اوقات آموزشی که توسط استاد ، دانشجو و کارمند انجام        می گیرد لازم است و مقایسه و انتخاب بهترین شیوه های استفاده کردن آنها از زمان تحصیلی ، میزان و راندمان فعالیت آموزشی آنها را در طی دوره مزبور بیشتر می کند و نیز حجم آموزش دادن و کمیت

آموزش دادن و آموزش گرفتن آنها را در طی برهه زمان مزبور افزایش می دهد.به علاوه باید با ابداع و ابتکار ،و رفع مشکلات و تنگناها و یا با ایجاد تشویق و انگیزش آنها سعی شود که «زمان تخمینی برای فلان مقدار از آموزش»و یا زمان تخمینی برای گذراندن فلان مقدار از واحد درسی یا زمان لازم برای گذراندن فلان دوره تحصیلی و فارغ التحصیلی در آن دوره کمتر شود و بصورت استاندارد در بیاید .دانشگاهها با گذر دادن مسیر آموزشی دانشجویان از کوتاهترین مسیرها و سریعترین برنامه ریزیهای درسی و ساده ترین شیوه های انتخاب درس و ...زمان تحصیلی را کوتاه کنند. برای این کار باید آغاز و پایان تحصیل تعدادی از دانشجویان ثبت شده و علل تأخیر برخی از آنان جستجو شده و با ریشه یابی و رفع نقائص ،این دوره تحصیلی کوتاه ترشود و نیز استانداردهای لازم در طی مدت زمان متوسط لازم برای فارغ التحصیل بوجود آید .

در تهیه این استاندارد باید «تأخیرات اجتناب ناپذیر» حین تحصیل یک دانشجوی متوسط (نه چندان مستعد و نه چندان تنبل )محاسبه گردیده و ملاک برای همه دانشجویان شود.در واقع همه دانشجویان شود .در واقع همه دانشجویان باید بتوانند در طی این «زمان استاندارد »مسیر آموزشی دوره تحصیلی خود را طی کنند. این امر وقتی اتفاق می افتد که همه موانع برطرف شده و نحوه برنامه ریزی آموزشی و نحوه استقرار مراحل آموزشی و ترتیب و توالی مراحل آموزشی طوری باشد که به دلیل نبودن «موانع آموزشی» همه دانشجویان به راحتی بتوانند آن مسیر را طی نمایند.به علاوه باید سعی کرد که دانشجویان ،اساتید ، کارکنان و غیره به «استفاده بهینه از زمان طی شده» آشنا شده و نیز به مؤثر کردن اوقات آموزشی خود مقید شوند .از سوی دیگر آن نوع موانعی را که می تواند بر روی سریع فارغ التحصیل شدن دانشجویان و یا دیرتر فارغ التحصیل شدن دانشجویان اثر بگذارد ، باید کنترل کرد.

اگر در آئین نامه ها ذکر گردیده است که دانشجوی با معدل کمتر از الف نمی تواند بیش از 20 واحد انتخاب کند و به دلیل وجود آئین نامه ،در این مورد تأخیرات اجتناب ناپذیر بوده و نمی توان از راه زیاد دادن واحد درسی به دانشجویان آنها را زودتر فارغ التحصیل کرد و گریزی در این مورد نیست ، ولی می توان از تأخیرات اجتناب ناپذیری که ناشی از نارسایی برنامه ریزی آموزش داخلی

است. جلوگیری به عمل آورد. به علاوه باید مهارت کارکنان خدمات آموزشی را در ثبت و ضبط و راه اندازی امور آموزشی دانشجویان بیشتر کرده و فعالیتهای تکراری آنان که زمان آموزش را تلف می کنند ،حذف نموده و از عملیات آموزشی غیر ضروری آنان جلوگیری به عمل آورد تا نوسان در طی مسیر آموزشی دانشجویان از بین برده شود .باید زمان لازم برای ارائه هر خدمت آموزشی را شناسایی کرده و تغییراتی که در اندازه زمان مزبور ،بر اثر تغییر در نحوه استفاده از ابزار ها و وسایل آموزشی و یا بر اثر تنگناهای ناشی از استفاده از فضای آخموزشی به وجود می آید ،شناسایی کرده و در برنامه ریزیهای درسی جدید مانع رخ دادن آنها شد. لازمه این امر داشتن « معیار دقیقی » از زمان آموزشی صرف شده و مفید برای هر فرد (استاد ،دانشجو ،کارکنان و...) در طی زمان تحصیلی است.به علاوه باید مهارت دانشجویان ،اساتید و کارکنان را در گذراندن مفید اوقات آموزشی مزبور بیشتر کرده تا آنها از طریق «کاهش دادن اتلاف زمان» و «افزایش دادن بهره وری زمان» و « مفید کردن ساعات تحصیلی» و ترم تحصیلی خود در طی اوقات آموزشی مربوطه مفیدترین ،بیشترین و سریع ترین آموزشها را آموزانده ویا آموخته باشند و در طی زمان مزبور نیز از اتلاف وقت ، بطالت ،گذراندن بیهوده ایام تحصیلی و غیره جلوگیری کرده و تمایل به کو.شش و تلاش بیشتر داشته باشند و دانشگاه نیز شرایط فیزیکی – روانی لازم را برای این تلاش آنان در برهه زمان مزبور فراهم آورد. همچنین باید سعی شود که در روندهای دوره آموزشی ثبات به وجود آید تا با دگرگونی تقویمهای آموزشی و یا با بخشنامه های پی در پی و متناقض و یا با تغییر الگوی برنامه ریزیهای درسی و تغییر کادرهای چرخانده آموزش ،ثبات مسیرپیمایی آموزشی به هم نریزد .به علاوه باید آسانی و سختی گذراندن یک دوره آموزشی و یا برخی از واحدهای درسی بررسی شده و محدودیتها و سهولتهای آن سنجیده شود و با محاسبه این محدودیتها و سهولتها و با محاسبه زمان لازم برای توقف لازم در این درس و زمان لازم بر ای ایام تعطیلی و محدودیتهای زمان لازم برای بهره برداری از کلاسها و آزمایشگاهها و زمان لازم برای تجهیز و تعمیر وسایل کمک آموزشی و زمان محدودیت ، شرایط محیط کلاس و فضای آموزشی و زمان لازم برای اتفاقات مختلف ،از «زمان آموزشی نرمال و مفید» کم شده و آنگاه صرف وفت و انرژی آموزشی نرمال در کلیه حالات آموزشی مفید و غیر مفید محاسبه گردیده و نشان داده شود که در یک دوره تحصیلی و یا سال تحصیلی و ترم تحصیلی و هفته تحصیلی و ساعات تحصیلی چقدر از گذراندن زمان به «صرف اوقات مفید و بارور» و چقدر از زمان به «صرف اوقات غیر مفید و غیربارور»تقسیم می شود و هر کدام از اوقات آموزشی یک دانشگاه ،چه مجموعه ای از «اجزاء اوقات آموزشی مفید و یا غیرمفید» را تشکیل می دهد؟ آنگاه با کمتر کردن اوقات آموزشی غیربارور و غیر مفید و بیشتر کردن اوقات آموزشی بارور و مفید ،کیفیت گذراندن اوقات آموزشی و کمیت گذراندن اوقات آموزشی را در تربیت «دانشجویان بهتر» و«بیشتر » دگرگون کرده و در «کمترین مدت زمان و بهترین کیفیت»آنها را فارغ التحصیل نمود. برای این کار باید الگوی استفاده از اوقات آموزشی فراهم شده و در سیستم دانشگاه تثبیت شود.برای این کار باید اوقات آموزشی دانشگاه با محاسبه زودترین زمان شروع فعالیت آموزشی و دیرترین زمان خاتمه فعالیت آموزشی محاسبه گردیده و پیش بینی دقیقی از زمان تخمینی گذران زمان مزبور و پیش بینی وقوع حوادث غیر منتظره و وقوع مشکلات به عمل آمده و با محاسبه همه آنها به برنامه ریزی درسی و آموزشی پرداخته شود تا اوقات آموزشی مزبور در آن دانشگاه کاملاً بهره ور گردد.

                                                                                   محمد خالقی مقدم

                                                                عضو هیأت علمی دانشگاه زنحان

تذکر : رعایت حقوق مولف و نشریه الزام قانونی است.

 

 

 

.