.

مصوبه شورای مصلحت نظام و جرائم فراوان اینترنتی در سایت های آموزشی دانشگاه ها

پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس حقوقی و جرائم

اخیرآ شورای مصلحت نظام ،مصوبه ای در مورد امنیت فضاهای سایبری تصویب کرد و دبیر این شورا نیز آن را اعلام علنی نمود و همین موضوع مدتهاست که ذهن اجتماعی مرا هم به عنوان یک جامعه شناس مشغول کرده است و لذا در طی این مقاله ام حامل سؤالاتی هستم که حاصل مشاهدات جامعه شناختی حقوقی اینجانب از فضاهای الکترونیکی کشور است و بویژه در مورد جرایمی است که در سایت های آموزشی دانشگاه ها می بینم و علی رغم این که در مورد آنان همه نوع قوانین حقوقی و مذهبی داریم ولی کسی از میان حوزه و دانشگاه دیدگاهی در مورد کاربردعملی این قوانین حقوقی و شرعی در امور دانشگاهها و مبارزه با جرائم آن ندارد. لذا نحوه امن کردن و کنترل آن از بزرگترین مشکلات جامعه ما در فضاهای سایبری می باشد واز این رو همه ی این نوع جرائم منجر به ناامنی اجتماعی وباعث به هم ریختن امنیت جامعه از طریق کامپیوتر ها می شود که ما به خاطر کارکرد اجتماعی دیگر.ماشین کامپیوتر آنرا به درون دانشگا ههای خود کشانده ایم و لذا در این مقا له ام سؤالاتی از آن شورا در مورد نحوه به اجرا گذاشتن تصمیمات خود دارم زیرا تصویب کردن یک پدیده چندان فایده اجتماعی ندارد چونکه قبل از آنان هم در نظام دینی و حقوقی ایران تصویب شده بود ولی نحوه اجرایی آن مهم است که نمی دانم چه راه حل کاربردی برای این تصمیم خود دارند زیرا که شورای مزبور به دلیل مشغله ای که در تصویبات مختلف دارد بلافاصله به تصویبات دیگر خواهد پرداخت و صرفاً علاقه ی دیگران است که در مورد به اجرا گذاشتن این تصویبات و یا توانایی اجرائی آنان و درک علمی آنان از نحوه به اجرا گذاشتن این مسائل مهم است . و لذا به نظر اینجانب سایت های آموزشی آموزشگاه های کنونی بزرگترین کانون جرائم اینترنتی و جرم خیز . می باشد که زمینه را برای آموزش جرائم بعدی هم در خارج از دانشگاهها فراهم می کند و یا اشاعه ی فرهنگی آنها در خارج از دانشگاههاو بعد از طی پروسه مزبور در درون دانشگاهها را فراهم می آورد.و به نظر جامعه شناختی اینجانب ملتی که پدیده ی کامپیوتر و اینترنت را سریعاً وارد دانشگاه های خود می کنند تا پز اجتماعی مدرنیته بدهند و بدون آنکه فرهنگ کامپیوتری آن را وارد دانشگاه های خود بکند جز همین توسعه ی جرائم الکترونیکی در جامعه نتیجه ای نخواهد داشت و یا ملتی که دائماً برای پز دادن اجتماعی . از واژه دولت الکترونیکی و غیره بحث می کند بدون آنکه تعدادی از مدیران و یا افراد مختلف بالاتر ش چند خط بتوانند به مردم در مورد آن دولت الکترونیکی توضیح اجتماعی بدهند

 آری  دانشگاه های جامعه ما بعد از انقلاب در حالی که هنوز استخوان بندی یک نظام آموزشی سنتی درست و قانونی خود را هم خوب یاد نگرفته بود به سرعت دارای سایت های آموزشی کامپیوتری شدند ولذا امروزه کلاسهای سنتی آموزش در دانشگاهها کاملاً کارکرد اجتماعی خود را از دست داده اند و دیگر دانشجویان در سر کلاس ها چیزی را یاد نمی گیرند و بلکه همگی در سایتهای کامپیوتری نشسته اند و علیرغم این همه از هزینه های آموزشی که برای رتق و فتق کلاس ها هزینه می شود فقط از کامپیوترها آموزش می بینند لیکن آن چیزی که آنها با فرهنگ جوان دانشجویی خود آموزش دانشگاهی می دانند نظام حقوقی و مذهبی ایران همه را سرقت های مادی و معنوی آثار دیگران می داند که علیرغم نظام مذهبی جامعه رایج شده است و گاهی هم این دانشجویان به جای آموزش علمی در یک سایت دانشگاهی مشغول فقط خواندن یک بیانیه سیاسی هستند که از سوی کشورهای دیگر و بدون گرفتن ویزا از پلیس ایران از درون سیم های کامپیوتر و یا بدون سیم (wireless) به درون یک دانشگاه ایرانی روانه الکترونیکی شده و آنان را هم دعوت الکترونیکی به اعتصاب و یا افشاگری های الکترونیکی و غیره می کند و یا یک نظام اقتصادی کارخانه ای را با آن سیستم جرم الکترونیکی به هم می ریزد و از این راه  فقدان امنیت اخلاقی و امنیت اقتصادی ،امنیت سیاسی و امنیت مالی و امنیت ناموسی و امنیت خانوادگی و امنیت احترام اشخاص در برابر فحاشی های الکترونیکی و سرقت های الکترونیکی وجعل اسناد الکترونیکی را در بر دارد وامنیت جامعه از این محیط های بظاهر آموزشی دچار تهدید می شود و در حالی که بسیاری از نیروهای نظامی که سعی دارند در رقابت با کشورهای دیگر به رقابت بپردازند دائماً پوسترهای جنگ های الکترونیکی و امنیت الکترونیکی و غیره را مثل نقل و نبات می چسبانند و یا مثل پرچم هایی که واحدهای فرهنگی این نیروها بر در و دیوار می چسبانند ولی دائماً سایتهای آموزشی دانشگاه ها هم از طریق کامپیوتر دعوت به اعتصاب و تحصن و غیره می شوند و لذا حاصلش فقط مصرف شدن مقدار زیادی هزینه است و دیگر هیچ.

آری  بعد از تصویب مصوبه مزبور برخی از افراد پلیس هم که معمولاً  عادت دارند که بلافاصله بعد از یک مصوبه مقامات مافوق دست خود را به علامت نظامی و به طرف کلاه خود ببرند و بلافاصله در پشت تریبون حاضر شوند و بگویند ما دیگر امروز پلیس الکترونیکی و سایبری هستیم ظاهر شد و همین موشوع را اعلام کرد ولی باید اشاره کرد. در حالی که موضوع  امنیت سایبری فقط امنیت سیاسی نظامی اسناد نیست و تازه اسناد مزبور هم اگر تعریف اجتماعی و حقوقی و کارشناسانه دقیق علمی حقوقی نشوند قابل طبقه بندی و ایجاد سیستم برای امنیت آن نمی باشد و به همین دلیل من هنوز نمی دانم در برخورد با این مسائل نیز پلیس ایران چه دیدگاهی دارد، پلیسی که بیشتر همّ و غم خود را صرف مسائلی می کند که در خیابانها و غیره می گذرد و جرائم مزبور کاملاً غیر خیابانی است آری چه نظریه ای در مورد به کار بستن این مسائل دارند و یا اگر هم چیزی برای تشریح ندارند حداقل نیروهای تحت نظر خود را آماده آموزشهای لازم آنها بکنند و در این رابطه اطاعت پذیری کارمندان مختلف ایران به این موضوع هم معضل بزرگی است زیرا من در طی بیست سال اخیر که رفتار های اجتماعی آنان را در تک تک واحدهای اجتماعی و اداری تحت مشاهده اجتماعی و پرسشگری اجتماعی خود قرار داده ام و به نظر من بزرگترین معضل جامعه ایران است ویا نحوه اطاعت پذیری کارمندان ایران از پدیده ای به اسم نهاد دولت و یا نهادینه شدن فرهنگی اطاعت پذیری از رهبری و دولت می باشد و چیزی که این نوع کارمندان به نظر خودشان اطاعت از دولت می دانند از نظر من کارشناس معنی اجتماعی ندارد وبیشتر رویه های اداری است که بیشتر سلیقه های فردی و یا گاهی سلیقه ی فردی مدیرانش می باشد و در طی سی و دو سال اخیرهم کوچکترین تدابیر دولتی در زمینه نهاینه کردن فرهنگی اطاعت از آن. به عمل نیامده است و به همین دلیل لشکرهای نامنظمی هستند که به زور می توان آنان را به یک کاری وادار کرد .و بعلاوه در این راستا . نیروهایی هستند که در ایام جنگ جزو نیروهای نظامی بودند و به سرعت به جای گرفتن درجه نظامی و ترقی فقطدر زمینه تخصصی خود به یکباره به لشکرهای فرهنگی و اداری و اقتصادی و علمی و مطبوعاتی غیره تبدیل شدند و نظام کارشناسی جامعه آنروز هم فکر می کرد که با دادن مدرک سریع به آنان و غیره مشکلات اداری کشور را از  طریق مدرک های سریع آنان حل خواهد کرد و نه از طریق  توانایی های عملیشان و من هنوز نمی دانم این دیدگاه را چه کسانی در جامعه بوجود آورد و یا پیشنهاد کرد ؟

و همین امر امروزه یکی از معضلات و آسیب های بزرگ اجتماعی ایجاد کرده است که بسیاری از مشکلات را بر مردم ایران و مسئولین تحمیل می کند و گاهی اینجانب در بعضی از تدابیر این نوع نیروهای نظامی از کلماتی مانند جنگ الکترونیک و کنترل الکترونیک و پلیس الکترونیک و غیره هم می شنوم ولی مانده ام که در مخیله ی آنان از این کلمات چه معنا و مفهوم اجتماعی متصور می شود ولی با همه ی سؤالاتی که از آنان کرده ام و یا از  دوستانم کرده ام که با من هم دوره بودند و اکنون نیز ادعای استادی دارند می پرسم هنوز جوابی نشنیده ام و لذا به نظر جامعه شناسی اینجانب امروزه بزرگترین مشکل مردم ایران در رشد جرائم الکترونیکی و افزوده شدن آسیب های اجتماعی نظام کارشناسی اداره جامعه است و بیشتر هم از سوی افرادی نشأت می گیرد که به عنوان چهره ماندگار وغیره معرفی شده اند که من بادادن این نوع لوح ها به آنان مخالف نیستم  ویا معضل هم ایجاد نمی کرد ولی به کار بستن راه حل هایی که آنان برای اداره کشورمی دادند و با تکیه به آن لوح ها و درجه های علمی که ارائه  می کردند کاملاً مردم ایران و مسئولین را با مشکلات مختلفی در اداره شهرها و اداره امور خانواده و اداره امور مطبوعات و اداره امور اداری و اداره امور آموزشی و جرائم شهری و غیره مواجه نمود.و دلیل اش هم آن است   که پدیده های اداری یک جامعه یک پدیده نهادینه اجتماعی دیرینه هستند و تنها از طریق رسوخ درونی به رفتارها با نظام فرهنگی اتفاق می افتد ولی برخی از این افراد که فکر می کردند که علم شان علم اداره جامعه هم هست و در حالی که فرآیندهای فرهنگی اداره ادارات ایرانی که بوجود آمده بود در طی صد و پنجاه سال اخیر شکل گرفته بودند که آن هم از سوی کارشنا سان مختلف خارجی و  در دوره های مختلف بوجود آمده بودند تا بیست و چند وزارتخانه در ایران پا بگیرد . ولی بلافاصله بعد از انقلاب با رفتن تعدادی از مستشاران خارجی و یا مالی و کارمندان با تجربه و یا گاهی به دلیل اخراج یا نارضایتی سیاسی کارمندان باتجربه و یابا بازنشسته شدن و غیره و در کمترین مدت نظام اداری ایران کاملا تغییر  کادر نمود و جایش را به کادر جدیدی داد که هیچ گونه دیدگاهی از نظام اداره نداشتند.و یا تکیه به دیدگاه کسانی شد که  صرفاًَ در دانشگاه ها فقط می توانستند خوب کلاس خود را اداره بکنند و یا به دلیل خوب اداره کردن کلاس خود فقط استاد دانشگاه شده بودند و نه برای اداره کشور و جامعه و لذا تکیه یک جانبه به علم آنان در اداره کشور و سعی آنان به اینکه در هیئت های ممیزه و یا هیئت های امناء و یا در اداره . سمینارها و تدوین کتب درسی و تست های دانشگاهی و غیره با منافع شخصی خودشان عجین..شد و ...مسئولین هم فکر می کردند با علم آنان امور جامعه ایران هم اداره خواهد شد ولی در علوم مزبور نیز آنان صرفاً کتب علمی و مقاله ی علمی و درجه ی علمی و غیره را طوری تعریف اجتماعی کردند که صرفاً یک منافع شخصی از آنان برای فرصتهای علمی مسافرت به خارج و یا تبدیل شدن به استادی و یا غیره بر آوردند و . با این دیدگاه منافع فردی( نه منافع مردم )همه چیز را از دایره کتب علمی و مقاله علمی و سمینار علمی و غیره خارج کردند و مسئولین را نیز متقاعد کردند که امور مملکت با این قبیل ازکارها اداره شود بهتر خواهد بود و از آنجا که از قدیم گفته اند که خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج. ولذا امروزه دا نش اداره سرنوشت مردم ایران به صورت یک دیوار کج دائماً بالا می رود ولی آیا با این بالارفتن دیوار علمی مزبور مشکلات مردم هم حل خواهد شد جواب آن منفی می باشد و بلکه حاصل این نوع دانش بومی کج بنیان یک نوع نارضایتی سیاسی شد که مردم ایران به خاطر حل نشدن مشکلاتشان از راه دانش آنان را فراگرفته بود و از سوی دیگر چون مسئولین نیز با دانش آنان نتوانسته بودند به خواسته های مردم در حل مشکلاتشان جامعه پاسخی بدهند دیواره ی بی اعتمادی در جامعه زیادتر شد . آری  تعدادی از آنان از این دانش کج بنیان بومی به مقداری منافع و مزایای فردی خود رسیدند ولی آنچه باخت مردم و مسئولان بودند و نتیجه این نوع دانش کج بنیان رشد طلاق ها در جامعه و رشد کودکان فراری از خانواده در چند سال گذشته و رشد کارتن خوابها و رشد درگیری های سیاسی و رشد بی بند و باری ها در روابط جنس زن و مرد و رشد مواد مخدر و رشد واحدهای  اقتصادی بی فایده و غیره بود و همراه با این فرآیندهای اجتماعی آسیب پذیر به سرعت ابزار آلات الکترونیکی نظیر ماهواره و کامپیوتر و موبایل و رایتر و غیره نیز در جامعه ایرانی رایج شد و در حوزه علمیه نیز تعدادی از افراد به این حوزه ی جرگه نخبگان علمی دانشگاه پیوستند و سریعاً حوزه های علمی خود رابا دانش آنان نوسازی کرده و اسامی علمی خود را مثل آیت الله و حجت الاسلام تغییر دادند و با همان مقدار دانشو با آمیختن مقداری از کلمات مختلف. مذهبی به آن باعث پیدایش تعدادی مجلات و کتب علمی شد که آنان را نیز سریعاً از راه این کتب و مجلات علمی به جای آیت اللهی و حجت الاسلامی به کلمه دکترا و کلمه متخصص دینی و غیره تبدیل بکند و من هنوز نمی دانم آیا در حال حاضر مسئولان جامعه چه راه حلی برای اجرای منطقی مسائل و تشخیص عاقلانه و درست  در حل معضلات اجتماعی و مقابله  با جرایم الکترونیکی دارند ویا راه حل صحیح کاربرد مهارتها در رفع آن معضلات خواهند داشت که راه درازی است وسران جامعه آیا حاضر خواهند شد که از کارشناسان دلسوز و آگاه در جامعه نظری هم بپرسند و یا زمینه را فقط برای شنیدن سخنان آنان فراهم آورند و به جای حضور تعدادی افراد فاقد تجربه در صدا و سیما گاهی خود در محافل مزبور حضور پیدا کرده و گاهی هم با حضور در محافل علمی آموزشی کاملاً غیر دولتی و کاملاً مردمی وصرفاً با مردمی از افراد کارشناس مردم. دوست راه حلهای ممکن جستجو شودتا بتدریج بتوان این نوع معضلات را در دراز مدت حل کرد .

آری این نوع نظام های کارشناسی غلط اجتماعی به جای آنکه با ارائه نور به روشن شدن خانه اجتماعی مردم ایران که بعد از انقلاب آنرا روشن بکند مثل تینری عمل کرد که به جای روشن شدن سریع فضای خانه بیشتر به مشتعل شدن سریع اثاث البیت و فرش و سرمایه ی مردم ایران منجر شد که تعدادی از مردم را ناراضی کرد و که جامعه ما با تعابیری مثل نسل سوخته از آن یاد می کنند و هنوز هم نمی دانم بسیاری از نیروهای سیاسی که امروزه در جامعه ما از جنگ سایبری و جنگ نرم و پدیده ی امنیت سایبری و مبارزه با جرائم الکترونیکی و غیره صحبت می کنند چقدر با کمک این مفاهیم معضلات جامعه ما قابل حل خواهندنمود زیرا نیروهایی که باید عمل بکنند تنها کسانی هستند که هنوز عمل کردن آنان جای پرسش داردو من سؤالات مزبور را از آنان دارم و امیدوارم به جای مجری های کم تجربه و غیره ای که در تلویزیون حضور پیدا می کنند گاهی برخی افراد با تجربه خود در تلویزیون و غیره حضور پیدا کرده و سؤالات مختلفی که مردم ایران مختلف از آنان در طی نامه های الکترونیکی و یا محافل خصوصی می پرسند جواب بدهند و یا از مسئولین دولت بخواهند که به جای حضور مردمی در شهرستان ها به راه حل هایی فکر بکنند که جواب اداری برای معضلات مردم باشد و تلویزیون هم به جای ساختن فیلم ها وسریال های صد قسمتی تفنی و صرفاً موضوعات اجتماعی -آموزشی- - را مد نظر قرار بدهند.

و من مانده ام که امروزه با این همه از وسعت سایت های آموزشی که در دانشگاه ها مشاهده کرده ام و همه دانشجویانی که در آن سایت مشغولند واقعاً چقدر توانایی علمی  -عملی در آینده خواهند یافت و در حالی که از دهها دکمه ای که ماشین کامپیوتر دارد دانشجویان ایرانی مزبور  تنها قادر به کار کردن فقط با چند دکمه آن . . سریعاً دوشیدن علمی این ماشین الکترونیکی را  افزایش می دهیم وانهم با ریختن به دی وی دی و فلش های چند گیگی بالاترکه روز به روز هم مدل اش بالاتر می رود و بر خلاف تئوری اساتید دانشکده های علوم مدیریت و طراحی سیستم هاکه از تعادل داده ستانده .ها صحبت می کنند تا تعادل آن ماشین و پدیده سیستمی باقی بماند ولی پدیده ی ماشین علمی کامپیوتر های ما و علومی که برای اداره جامعه ما تولید می کنند با این نابرابری ورودی ها و خروجی هایش کاملاً تعادل علمی اش را از دست داده است و حداقل در گذشته گاهی به یک گاو هم در ازای دوشیدن مقداراندکی هم علوفه می دادند ولی امروزه دانشجویان ما از هر نوع علف علمی دادن به این ماشین الکترونیکی خود ابا دارند که دانش آیندگان را اضافه بکند... تا سریع تر مدرک بگیرند و من نمی دانم این نوع پدیده های اجتماعی را چه کسانی در محیط های آموزشی دانشگاههای ما رایج کرد آری زمانی که ما نمره تشویقی برای دانشجویاین می دهیم که آنان به سرقت آثار دیگران بپردازند و به جای احترام به همکاران علمی خود که مقالات خود را در کامپیوتر ها گذاشته اند و یا  احترام به نویسندگان جامعه و یا احترام به نظام شرع و احترام به قانون ما را به جای مقالات دیگران  .تنها آنها صاحب مقاله تلقی شوند. که جرم تقلب آموزشی الکترونیکی است و یک بارک الله هم به آن اضافه می کنیم و یا زیر آن نمره را هم امضای حقوقی آموزشی می کنیم که بله ایشان قبول هستند و مدیر گروه آموزشی مسلمان هم به عنوان شاهد عادل آموزشی دیگر و یا معاون آموزشی دانشگاه هم با عنوان شاهد آموزشی دوم این نمره را با امضاهای خود تأیید اداری می کنند و من از روحانیون محترم و مراجعی که در حوزه های علمیه مشغول پژوهش های دینی هستند می پرسم که رابطه این نوع اعمال اداری خلاف ما مسلمانان. با آیه .و لا یضارّ کاتب و لا شهید و ان تفعلوا فانه فسوق بکم چه جوابی خواهند داد که تا بحال در مورد نظام آموزشی حوزه های دینی خود و دانشگاه ها از بحث و دادن فتوا در چنین مواردی پرهیز کرده اند و یا وقتی دین می گوید امتیاز دادن به خود بر مبنای فقه شیعی ما یک نوع تدلیس است پس  ممیزی کردن کار علمی یک نفر و دادن مزایای علمی به او و یا به مقاله او در مجله ای که خود داور خویش است درحالیکه هم مدیر مسئول مجله است و هم نویسنده مقاله در مجله خودش و هم نمره دهنده به خودش . در هیئت های داوری دانشکده ها و گروه های آموزشی با کدام معیارهای  دینی ویا قانونی ویا آیه ی قرآن همراه بوده که امروزه ما در دانشگاه های . خود رواج فرهنگی و رواج آموزشی داده ایم و یا وقتی که قرآن گوید لا تکونو تجاره الا عن تراض با کدام منطق دینی فروختن کتابی را که ما با سر فصل های درسی آن را اجباردرسی برای فروختن به دانشجویان کرده ایم و یا  زمینه خارج کردن پول تو جیبی آنان به نفع علم خودو از راه این آئین نامه ها ولو ناراضی هم باشند و  با کدام بند قانون اساسی و یا موضوع ابطال آئین نامه های خلاف قانون و شرع دیوان عدالت اداریآن همراه کرده ایم و یا کرسی های نظریه پردازی ما در این زمینه واقعاً چه جوابی خواهد داشت؟و یا بر چه مبنایی بر خلاف قانون ویل للمطففین کم فروشی های علمی و یازیاده فروشی های علمی در محیط دانشگاه ها رواج داده ایم که با آئین نامه مختلف ارتقا ما رواج فرهنگی یافته است . آری این نوع علوم و کتب علمی و سمینار علمی و تدوین سؤالات کنکور علمی قشر مزبور مشکلات یک عده را به راحتی حل کرد ولی شدیداً مشکل اکثر مردم را زیاد کرد و یا به محو شدن دستورات دینی و حقوقی و نظام آموزشی صحیح از محیط های دانشگاهی ایران منجر شد و یا سوزاند و حاصل آن امروز معضلی است که در بحران های اجتماعی- سیاسی مردم ایران دیده می شود که ناشی از حل نشدن تعداد زیادی از مشکلاتشان می باشد.آری اینجانب امروزه با چشم مشاهده گری اجتماعی حوادث دوران خود را به خوبی می بینم و می بینم که چگونه در دانشگاه های ما  یک فرد از این افراد مدعی علم کمتر استادی برای گرفتن کتاب به کتابخانه دانشگاه مراجعه می کند ولی دائماً کارشناسان صدا و سیما سالن های خود را برای دادن انواع مدالهای جشنواره ای و غیره پر می کنندو در حالی که کوچکترین دیدگاهی درباره نظام دانش و دانشگاه در این مجریان تلویزیونی وجود ندارد و نیز مردم مانده اند که امروزه برای حل شدن معضلات اداری و شهری و خانوادگی و سیاسی آنان به کدام ملجأ و پناهگاه پناه ببرند آری اینجانب گاهی برای یافتن یک راه حل فردی (نه دولتی و. اداری.  ).گاهی سعی کردم که با راهنمایی های فردی و یا گاهی با کپی کردن فتاوای آیت الله خامنه ای در رساله شان که در باب منع شرعی عدم رعایت شدن حقوق مؤلف است به تعدادی از مسئولین آموزشی و یا کادرهایی که در سایت های آموزشی نشسته بودند بقبولانم که دائماً هم  ادعای تبعیت ازنظام سیاسی و رهبری در آن اداره میشود و یا آن فتاوا را بر  درب سایت های آنان بچسبانم تا فرهنگ دانشجو در بارۀ نحوه استفاده از کامپیوتر  بالا برود و بلافاصله بعد از رفتن من آن کارمندان فتوای مزبور را بر می چیدند و می گفتند ما از ایشان تقلید نمی کنیم و خود صاحب فتوا هستیم و متأسفانه سپاه هم  که نیروهایش  تعدادزیادی دردانشگاه ها هستند ولی  تنهادر خیابان ها شعار تبعیت از رهبری را به مردم آموزش. می دهند که د ر نظام اداری مزبو.ر نیستند ویا هیچ گونه حضوری هم درسیستم اجرایی دولتی ندارند ولی در اداراتی که خود آنها . حضور دارند ولی هنوز سیستم تبعیت پذیری از نظام سیاسی  و فتاوای دینی و معنای سیاسی اجتماعی اش را نمی دانند ویا به ایثار کردن.24 سال بعد ازجنگ کاری ندارند  وتنها به 8سال سال قبل آن میپردازند .و در حالیکه مقدار زیادی هم مدرک علمی گرفته اند و یا ریاست محترم جمهور وزرایش هم هنوز دیدگاهی برای ما ارائه نکرده اند که وقتی می گویند ما از نظام سیاسی تبعیت می کنیم کافی است و  احتمالا. تبعیت زیر دستان ما  از شرع و قانون و نهاد رهبری چندان در ادارات مزبور ضرورت ندارد و به همین دلیل هم بوده که من تعدادی از این  افراد دانشگاهی جامعه  خودم را نتوانستم قانع آموزشی و فرهنگی بکنم .که ایشان علاوه از فتوا دادن در رأ س سیاسی کشور هم نشسته است و تازه شخصی هم که در حراست اداره ام بود که جزو اداره ی چهارم سازمان می باشد که از9 اداره این سازمان فقط وظیفه اش حراست فیزیکی ساختمانها و امکاناتش است ولی با تکیه به ته ریش خود و یا تابلوی دم درب اش به من گفت دخالت در این کارها نکن و به تو ربطی ندارد و احتمالاً اخراج می شوی و من هنوز نمی دانم این همه از متخصصین سیاسی و افراد جورواجور و گوناگون در آموزش که معنی بصیرت و تبعیت از نظام سیاسی و غیره را در تلویزیون به بحث می گذارند ولی چطوری من هنوز نتوانسته ام در محیط اداری فرهنگی ایران به معنی نهادینه شدن پدیده ی قدرت ویا نظام فرماندهی اجتماعی پی ببرم و در حالی که همه نیروهای نظامی بسیجی ایران که در ادارات هستند هنوز معنی اطاعت از فرماندهی خود را یاد نگرفته اند و به جای حفظ نظام سیاسی بیشتر به فکر مدرک و یا نحوه ترقی سریع خود فکر می کنند و یا به ماشینی که باید به عنوان آخرین سیستم باید سوار شوندو بدون آن کار اداری حل بشود و یا به مبلمان شیک و چند میلیونی صندلی و میز اداری و کامپیوتر مقابلشان تکیه می کنند و به جای اندیشیدن به ثواب اخروی برای کلمه ایثار به نقل یک کارگردان تلویزیونی یا تولید کننده ی فیلم های تلویزیونی صرفاً برای کسب ثوابهای دنیوی مدرک و ماشین و نام خیابان و یا تهیه مقداری فیلم گزارش از آنان در  تلویزیون . سوژه فیلم های مبشوند و ازاین راه  نظام سیاسی و مشکلات مردم در حاشیه جامعه می ماند وبه جای ایثار اداری امروز که در طی بیست  . . . آری هنر کارگردان رندی که به جای خداپرستی و کسب ثواب اخروی برای انجام دادن کارهای مردم در ادارات . تنهاو تنها پرستش ثواب دنیوی را رواج فرهنگی می دهد و مسلماً با چنین ایده و تئوری از نظام سیاسی ماها به جای اینکه در خدمت مردم جامعه و ثواب اخرویو دینی . باشیم آن کارگردان رند که راهش را بلد است  با گرفتن مقدار زیادی پول از این مدیران در اداره ارشاد و یا تلویزیون هنر را به جای آن که در خدمت دین ونظم سیاسی دینی  قرار بدهیم به ازدیاد دنیا طلبی ها تبدیل می کنیم تا از این راه مقدار زیادی پول از آنان برای فیلم مورد نظرخود بگیریم و یا را از این راه مردم ایران با مشکلات مختلف روبرو بشوند . وبه دین  وبرنامه های تلویزیون هم بدبین .گردند و در حالیکه یک کار گردان  علاوه از هنر . دیگاه سیاسی هم داشته باشد ومن هنوز نمی دانم وقتی در دانشکده ام کارمند آبدارخانه اداره ام ماشین سی و دو میلیونی  زانتیا سوار می شود که تعداد زیادی هم از کارمندان به جبهه نرفته اند ولی ادعای آن را می کنند آن کارگردان زرنگ و رند عوام کن چگونه وی را با این هنر خود می آموزد که بدون گرفتن مزایای مختلف از کار کردنش در اداره امتناع فرهنگی بکند و به من نویسنده و هیات علمی هم تشر می زند بیا ماشین مراهم هول بده یا نه تنها معنی ایثار را نمی فهمد بلکه حتی هیچ خدایی رابنده نخواهد بود . .تا به مشکلات ارباب رجوع اداری اش بدون آن مزایا جواببدهد و به جای پرستش خدا  به. پرستیدن. کسب ثوابهای دنیوی و گرفتن این نوع ماشینها و مزایا و غیره فکر بکند . و حاصلش را در محیط های سایت دانشگاهی می بینم که در آن کارمند مزبور راحت نشسته و با پول دولت و برق دولتی دانشجوی دیگری  در ]ن مشغول خواندن اعلامیه دعوت به اعتصاب ویا تظاهرات از اینترنت می باشد که از کشور خارج به او پیام الکترونیکی می کنند و یا در همین رابطه در حالی که کارمندهای سنتی همین دانشگاه ها که فاقد هر نوع دیدگاه از نظام اداری هستند بر تابلوهای واحدهای اداره ی راهروهایش یک قفل سنتی زده اند تا کسی در آن تابلوها اعلامیه سیاسی نچسباند ولی به راحتی در سایت های آموزشی دانشگاه ها اعلامیه های سیاسی کامپیوتری در معرض دید دانشجویان با کمک  آن کارمند مدعی مسلمانی قرار   می گیرد و یا زمانی که می بینم فرهنگ عمومی طوری است که فحش دادن علنی و در انزار عمومی جرم تلقی    می شود ولی در بسیاری از فضاهای الکترونیکی ما هزاران فحش الکترونیکی که جرم است از درون سیم ها حرکت کرده و فرد دوستش  را مجروح الکترونیکی می کند و یا وجهه فرهنگی و خانوادگی و ناموسی فرد دیگررا  از درون کامپیوترها ی مزبور به خطر می اندازد و یا گاهی ایمیل های مختلف در این رابطه به همدیگر بلوتوث شده و یا ایمیل الکترونیک می شود و یا زمانی که به معاون آموزشی مسلمان دانشگاهم مراجعه کردم که در محیط سایتهایدانشگاه فقط می شود کتاب الکترونیک خواند و آن هم نه این که به فلش خود . پر کنیم و یا حتی نمی شود روزنامه الکترونیکی خواند و خواندن این نوع روزنامه ها هم باید . سایت مخصوصی داشته باشد و آن هم مثل نظام گذشته فرد از مسئول سایت بخواهد و اوتنها یکنسخه از آنرا در کامپیوتر برای وی باز کندو مثل عمل کتابدار کتابخانه ها زیرا این امر ضربه حقوقی مادی برای روزنامه های ایران هم هست واز جرایم الکترونیکی می باشدو در جوابم با بی اعتنایی جوابی داد که مزاحم کار وی نشوم و یا جرات نکردم به او و دهها مدیر آموزشی اش که در دانشکده ها نشسته اند چیزی بگویم که و وقتی ما دانشجویان را ثبت نام . الکترونیکی. در آموزش می کنیم باید افرادی از اساتید ویا کار کنان آموزشی هم باشند که در پای کامپیوتر های سایت دانشجویان مزبور را راهنمایی الکترونیکی هم بکنند و در این مورد یک دانشجوی دانشکده علوم به من گفت که ما حتی جرأت نمی کنیم از کارمند آموزشی هم نحوه حل شدن مشکلمان را  درثبت نام الکترونیکی  آموزش خود بپرسیم و من خود به راحتی این پدیده را. می دیدم که چگونه با دیدگاه های آموزشی و فرهنگی که از نظام آموزشی داریم در سرمای زمستانی بهمن ماه شهرم و در موقع غروب که سوزش سرما تا درون استخوان ها هم نفوذ می کرد دو هزار دانشجو در فضای سرد مقابل دانشکده صف کشیده بودند و کارمندی در اتاقش و در کنار شوفاژ نشسته بود تا از پنجره . ثبت نام آنها را در بیرون محوطه انجام بدهد و من متحیر مانده ام که در تعقل آموزشی این مدیران آموزشی از نقش خود و دانشجویان چه می گذرد که کارمندش را راهنمایی نمی کند تا به جای نشستن در دم پنجره در مقابل درب اتاق مزبور بنشیند و از درب اتاق مزبور مشکل همان دانشجویان را در سالن نیمه گرم آن دانشکده حل بکند؟ و یا چگونه کارمندها یش را آموزش نمی دهد تا مراقب الکترونیکی تقلب های آموزشی باشند که دانشجویان از اینترنت برای گرفتن نمره تقلبی می کنند و تنها دریافتش از نظام آموزشی دانشگاهها مراقبت  ها درسالن های امتحان است که مبادا از لابه لای صندلی ها کسی به فرد دیگر دست خطی بدهد که از آن دست خط یک نمره آموزشی فقط می تواند تقلب بکند ولی از مقاله ای دزدی از آثار دیگران در کامپیوتر به صورت چند نمره را در بایگانی نظام آموزشی خود بایگانی آموزشی می کند ویا کسی که در سر چهارراهها پایان نامه می فروشند برخی نیز . و علیرغم قوانین جعل اسناد آن را به عنوان سند رسمی دولتی و آموزشی بایگانی آمزشی می کند و یا فلان استادی که خود نه کتابی ننوشته و یا ترجمه نکرده استو هم حقوق و تألیف دیگران و هم حق ترجمه ی دانشجو.یان را ندیده گرفته ولی خود آن را به اسم خویشتن چاپ می کند مورد یایید آن مدیر پزوهش میشود وبا نص قران فسق است و یا در جلو.یک دانشکده ای گریه ی دانشجوی جوانی را دیدم که وقتی علت گریه وی را پرسیدم و بعد از رفتن استاد مربوطه به من گفت این جزوه را می بینی جزوه ی تحقیق چند نفر دانشجو است و استاد من به من گیرآموزشی داده است که اگر آن را تایپ نکنی امکان نمره نیاوردن تو می باشد زیرا می خواهد حتی ما تایپ هم بکنیم و تایپ شده اش را ایشان به اسم خودش چاپ بکند ومن ماندم که با کدام منطق شرعی وقانونی . این نوع فضای ظلم و اجحاف ها و آفریدن ترس ها و رعب ها نتیجه ی کارشناسی هایی است که در آن ما فقط منافع شخصی خود را علم می نامیم و مسئولان سیاسی هم فقط بد نام . بشوند و یابدعت های فرهنگی بسیار زشتی را در محیط دانشگاه ها رواج فرهنگی می کنیم که حتی در قرون وسطا هم وجود نداشت و من امیدوارم روزی بتوان به حل بعضی از این مشکلات نا ئل آمد و بسیاری از مدیران مااحساس مسئولیت در مورد دولت الکترونیکی و الکترونیکی کردن کار های کارمندان و غیره خود بکنند و فرضا تلفنی که فردی می توانست با آن کار اداری تعداد زیادی از ارباب رجوع را حل اداری بکند بخاطر حذف یک کارمند جایگزین یکمنشی الکترونیکی میکنیم که مغز فهمیدن مشکلات دیگران را ندارد و نه می داند طرف مقابل چه می خواهد از او بپرسد و صرفاً چند شماره را مرتباً تکرار می کند تا پول موبایل و تلفن فرد مقابل زیاد بشود ولی کاری هم برایش انجام نشود و امیدوارم مدیران ایران هم مقداری در مورد این دولت الکترونیکی که در نظر دارند برای ما مردم ایران تشریح بکنند ویا بسیاری از این اعمال زشتی که در سمینارها ترویج داده شده است که مقاله اش را هم حتی A4  تایپ بکند و بفرستد و بابت آن پولی هم بابت تایپ بدهد ولی هیچ نوع مسئولیتی وتضمینی در قبال آن نمی دهند که اگر بردارند و در آن سمینار به اسم خود بخوانند در دولت الکترونیکی مزبور چه نوع معضل حقوقی دارد و یا فلان  کارمند پژوهشی آش آن را دریافت الکترونیکی کرده ولی در لابه لای کارهای اداری خود گم الکترونیکی هم . بکند چیست؟ و یاحاصل زحمت یک فرد مسلمان و تبعه ایرانی را از نظر حقوقی به زباله دان تضییع حقوق اداری و حتی شهروندی اسلامی بپردازد چه نوع جواب قضایی و پلیسی دارند که بگویند وظیفه پلیس و قاضی دخالت در امور درونی دانشگاهها نیست و من نمی دانم فضای امنیتی جرائم مختلف الکترونیکی در جامعه ایران چگونه حل خواهد شد؟ و یا چه کسی تشخیص خواهد داد که مقاله ای که از فلان سایت سرقت الکترونیکی شده است در فلان واحد پژوهشی امتیاز پژوهشی هم می گیرد؟ و یا گاهی دیده ام که بسیاری از افراد تحقیقاتی که خود در ادارات قرار داد  مالی کرده اند علاوه از انداختنکار آن پژوهش به گردن دانشجویان پول کپی کار آن را هم به گردن دانشجو.یان  مزبورمی اندازند که باقوانین مجازات اسلامی جرم است ولی هنوز هیچ دانشجویی را ندیده ام که قدرت بیان این نوع ظلم هایی که می بیند و با پوست و خون خود احساس می کند بتواند بر زبان آورد زیرا وقتی  اینجانب به چند دانشجو گفتم که در وبلاگم می خواهم مطلبی بنویسم که چه مشک.ل آموزشی دارند  اول می خواستند که به سوال من جواب بدهند ولی بعد ازاین که علت سؤاالم را فهمیدند هفت نفردختر با هم فرار کردند و من امیدوارم خیلی از مسئولین آموزشی کشور در برابر این نوع ایجاد فضای رعب و ترس در فضای دانشگاه های ما به سؤال من نویسنده جواب بدهند که آیا حفظ نظام سیاسی واجب است که در آن مردم ایران به خاطر اعمال یک کارمند آنان ناراحت نشوند و یا حفظ منافع کارمند زیر دست خود ش که همه مردم ایران وقشر جوان به خاطر عمل آن کارمند زیر دست اش با نظام سیاسی در بیافتندویا معنی نهادینه شدن دولت در جامعه ما را ندانند و یا چگونه خواهند توانست با این همه از مزایا و ماشین های شیکی که در اداره دیده ام که همه کارمندان و کادر.ش سوار می شوند چه نوع معضل آموزشی حل خواهند کرد و یا جلوی چه نوع جرائم حقوقی و اینترنتی گرفته می شود.و چرا ما سعی می کنیم که به خاطر منافع شخصی خودمان که از راه سرقت های علمی بدست می آوریم کاری انجام بدهیم که سایت های دانشگاهی به محل خواندن بیانیه های سیاسی و یا ایمیل کردن فحش های الکترونیکی به دیگران و یا محل ارسال عکس های خصوصی یک فرد به نزدیکا..نش و هتک آبرو از او و غیره بشود و از این راه هر نوع نظام حقوقی خانوادگی و اقتصادی و آموزشی و اداری و اقتصادی کارخانجات و واحدهای صنعتی از راه جرائم مزبور به خطر بیافتد و روز به روز نارضایتی مردم . بیشتر بشود

 و  در نهایت می گویم ما می بایست تصورات خود را از فضاهای سایبری . امنیت مردم جامعه درست بکنیم و راه جلوگیری از جرائم اینترنتی را نه از راههای الکترون هایی جستجو بکنیم که در درون سیم ها به منفجر کردن فحش الکترونیکی می پردازند و یا گلوله  هایی الکترونیکی به سوی سارق الکترونیکی پرتاب می کند تا ما را به صورت یک پلیس الکترونیکی در آورد .و بلکه تنها راه حل اجتماعی -فرهنگی ممکن سازماندهی جامعه مان براساس نظام حقوقی مذهبی است که معنی استفاده قانونی و شرعی وفرهنگی از کامپیوتر و موبایل و اینترنت و مدار بسته و غیره را هم مردم وهم به پلیس محترم  آموزش بدهیم  وهم. مسائل شرعی و حقوقی اش را. بپرسیم و هم به پرسنل مان آموزش تخصصی بدهیم و آن هم نه از راه درون پرسنل خودمان که گاهی مفاهیم حقوقی و نظامی و شرعی آن را نمی دانند ویا نمی توانند به استنباط علمی و شرعی ببرسند وبلکه از فتاوای شرعی که متخصصان از مراجع دینی می پرسند و به آنها  اعلام میشود و آ.نها را در آموزش های پرسنل خودو برای برقراری امنیت فضاهای سایبری پلیسی و به عنوان راه حل اجرایی خود دایر بکنند. وقبل از اجراهم آموزشهای کافی برای مردم در عدم ارتکاب جرم به . آنها داده شود