.نقدتاثیر سیاسی کارگردانها وتصویر برداران بر ادبیات حاکم بر فضای سیاسی ایران از :دکتر محمد خالقی مقد
نقدتاثیر سیاسی کارگردانها وتصویر برداران بر
ادبیات حاکم بر فضای سیاسی ایران
از :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس
هر جامعه یک نوع ادبیاتی دارد که در فضای سیاسی آن جامعه خودش را بروز می دهد و اینجانب در مقایسه تحلیلی جامعه ایرانی و ادبیات سیاسی اش با ادوار گذشته تاریخی آن و یا با ادبیات سیاسی جوامع دیگر وقتی که مسئله ی مزبور را مقایسه می کنم احساس می کنم که ادبیاتی که امروزه بر فرهنگ جامعه ایرانی حاکم شده است بسیار بد بوده و حتی در جوامع مختلف قدیم ایران هم دیده نمی شد.
آری امروزه 32 سال از انقلاب مردم ایران گذشته است اما هنوز ما نتوانسته ا.یم انقلابی در ادبیات سیاسی خود پدید آوریم که با قامت کلمه انقلاب ما و یا با پوشاندن لباس مناسب به این کلمه از راه ادبیات مناسب سیاسی مان نشان.. بدهیم که واقعاً سطح محاورات سیاسی در جامعه امان را رشد داده باشد
و دلیل اجتماعی آن راهم من هنوز نمی دانم که چه فاکتورهایی باعث شده که چنین شیوه ی بدی از ادبیات سیاسی در جامعه ی ما رواج یافته است ولی برای این که دلایل ادعای خودم را بیان بکنم رجوع به منابع تاریخی مستند در گذشته ایران و یا به برخی شواهد اجتماعی از برخی جوامع دیگر نشان می دهد که ما هنوز نتوانسته ایم ادبیات سیاسی خودمان را همراه انقلابمان نو سازی بکنیم و به عنوان مثال در جوامعی که گاهی اکثریت مردم آن هنوز در مراحل اولیه سواد خواندن و نوشتن . هستند ویا گاهی هم حتی کلاس های نهضت مبارزه با بی سوادی هم ممکن بود نگذارنده باشند.و به دلیل فقر فرهنگی در جامعه فاقد دانش .باعث شده بود که گاهی عده ای تصمیم بگیرند که برای این که جایگاه یک نفر را در دنیای سیاست . بفهمانند حتماً عکس او را بزرگ کرده و در منظر عمومی قرار بدهند.. تا از راه رؤیت تصویری وی دیگران هم به چنین نتیجه ای برسند و مثلاً عکس حافظ اسد را در دمشق و در بین اعرابی که گاهی سواد خواندن و نوشتن اولیه هم نداشتند.و حاکی از این قضیه بود تا از راه عکس وی در جامعه ،دیگران هم احساس بکنند که او فرد تصمیم گیر سیاسی است و افراد دیگر باید در امور مختلف . به وی مراجعه بکنند. ولی در جوامع با سواد (که نظیر ما هم ادعای امور فرهنگی ندارند) فضای سیاسی . طور دیگری است زیرا اکثریت مردم از راه سواد و میزان دانش شان آگاهی های لازم سیاسی -اداری به سلسله مراتب سازمانی یک فرد در جایگاه تصمیم گیری اش پیدا می کنند و نیز در این جوامع از راه تحصیلات و سطح سواد حاکم بر دنیای مطبوعات و یا حاکم بر جوّ محاورات سیاسی کوچه و بازار . و یا حاکم بر جو رسانه های تلویزیونی اش است که هر کسی می داند که جایگاه تصمیم گیری یک فرد سیاسی و یا جایگاه سخن گفتن دیگران با وی و یا جایگاه مناظره و یا جایگاه پست و مقام ویا پایگاه سیاسی یک نفر ویا تفاوت های آن در فرایند تصمیم گیری با فرد دیگر چیست؟ و به نظر اینجانب فضای اجتماعی سیاسی کنونی که حاکم بر جامعه ایران شده است ریشه در فقدان این نوع زمینه های معرفت شناسانه داردو متأسفانه در خیلی از مطبوعات و فضاهای رسانه ای هم گاهی واژه ها و یا مفاهیمی ساخته شده ورواج می یابدو نشان میدهد که آنها هم نظیر طبقه عوام جامعه درکی از نظم سیاسی ویا تصمیمگیریهای آن ندارند و وبه همین دلیل از . لابه لای صفحات آن واژه هایی به دنیای سیاست مردم ایران پراکنده و نشر می شود که هم بسیاری از مسئولین را به دردسر انداخته و هم باعث مشکلات عمیقی برای مردم ایران می شود اما برعکس وقتی سعدی را در نهصد سال قبل مقایسه می کنیم که هم در دنیای ادبیات ماهر بود و هم گاهی در دنیای سیاست نیز ابراز نظر می نمود ولی واقعاً چه نوع ادبیاتی در جامعه اش به کار می برد که لایق یک فرد ایرانی است ویا حافظ که همه او را به شعر گل و بلبل می شناسند ولی اشعاری دارد که مربوط به ادبیات سیاسی وی است و ومثلا یکی از آنها زمانی است که زن شاه شجاع آل مظفر می خواست در مجلس شعر وی حافظ را با متلکی . در انظار عمومی خراب بکند ولی حافظ چنان ادبیات غنی و عمیقی داشت که وقتی به او جواب متقابل می دهد طوری نظم شعرش را می آراید که کوچکترین توهینی به شاه شجاع در آن مجلس نشده و یا مقابل زنش اهانت نشود و این هنر ادبیات ایرانی است و حتی هنر ادبیات سیاسی ایرانی و در چنین ادبیاتی فضای بزرگ. فرهنگ ایرانی . شکل گرفته بود که گاهی ما آن را در مفاهیم کتاب سیاست نامه و یا کتاب بیهقی و یا کتاب چهار مقاله ی عروضی و در شرح حال سخن . گفتن های مختلف را در محافل سیاسی . به خوبی می بینیم که متأسفانه این هنر سخن گفتن در دنیای سیاست جامعه ما آن چنان . مخدوش شده است که بسیاری از مردم را در ابعاد مختلف اجتماعی و سیاسی و اداری به رنج و تعب انداخته است و ما هنوز حاضر نشده ایم که ریشه های حاکم بر گفتمانمان را موشکافی بکنیم که چه تأثیری این گفتمان بر زندگی کنونی اداری - اقتصادی ما می تواند بگذارد.آری امروزه بدترین نوع ادبیات بر جامعه ایرانی حاکم شده است و به نظر من این نوع ادبیات بدی که امروزه در فضای سیاسی ایران حاکم شده است ناشی از مسائل تعقل سمعی - بصری خاصی است که با.تعقل اندیشه ای سر وکار ندارد وصرفا عقلش در چشم وگوش است.که بعد انقلاب به شدت در فضای ایران وبا رشد وسایل سمعی –بصری آن رونق یافت و تعدادی از افرادفاقد دیدگاه سیاسی و یابه دنبال پول هم و. با ساختن انواع فیلمها و سریال، ها به آن دامن می زنند که تنهامحتوای دیدن- بصری یک فیلم . و یا سریال را بالا بردند وبدون اینکه فرهنگ محاوره مردم را بایکدیگر . بالا ببرند ولذا تفننی عمل کردن افراد با یکدیگر را مهم تر از محتوای رابطه ی منطقی دو انسان دانستند که از طریق رسانه مطبوعات و یا رسانه ملی اشاعه میشود و در حالی که نه تنها طبقه ی عوام وحتی طبقه خواص مطبوعات هم ویا مجری های تلویزیونی هم اطلاعاتی از فرهنگ سیاسی ضروری و برای بعد از انقلاب را نشنان نمی دادند و.لی میتوانستند . از راه آموزشهای رسانه ای . به آن برسند زیرا که حداقل ما در میان تولید کنندگان و فیلمبرداران و کارگردانان و مجریان تلویزیون تعداد زیادی را داریم که ادعای سواد می کنند و آن هم درحالی است که فکر می کنند که در سطح بالاترهم هستند که در انواع جشنواره ها هم گاهی خود را چنان ماهر و مهم می دانند که فکر می کنند که از سازندگان فیلم های هالیوودی هم بالاترند و در حالی که با فیلم های آنان و یا محتوای آموزش های تصویر برداری شده آنان ویا همراه با آثار تصویر – صوتی آنان چنان فضای فرهنگی جامعه ایران و یا ادبیات سیاسی مردم به سوی عوامیت رانده است که امروزه قابل تحمل برای خیلی ها نیست و روابط اجتماعی اولیه مردم راهم خراب کرده است و مثلا اینجانب به عنوان یک جامعه شناس در انتقاد به این دوستانی که از دانشکده های هنر فارغ التحصیل شده اندانتقاد دارم که آنها با این که به شدت با فیلم های خودشان که همه مردم ایران مجبور شده اند در خانه هایشان به آنحائ شگردهای مختلف فیلم های آنها را ببینند و یا فکرمی کنند که کار آنها واقعا شاهکار است ولذا مسئولین هم حتما باید بپذیرند وپخش کرده ویا مهم دانسته وحتما جایزه هم بدهند و از این طریق کاملا سیاسی کارانه عمل کرده اند که از مجرای تلویزیون در سرنوشت فکری وفرهنگی همه مردم ایران دخالت کرده اند ولی با آثاری که دایما نیز جایزه گرفته اندچنان ادبیات سیاسی مردم ایران را تنزل داده اند که امروزه حتی خیلی از رده های پایین اداری مردم هم جایگاه های تصمیم گیری سیاسی . یک مسئول را هنوز نمی دانند که چیست؟ و یا جایگاه سخن گفتن یک فرد با فرد دیگر را و یا حتی با فرد بالاتر را در روابط اجتماعی و یا حتی جایگاه سخن گفتن یک بچه با پدرش را که می بایست توأم با چه ادبیات فرهنگی باشد؟ و یا جامعه را به عوامیت سیاسی رانده است که با آن فیلم های جبهه وجنگ ومفهوم من در آوردی از ایثار ساخته این نوع کارگردانها که صرفا گسترش دیدگاههای مزایا طلبی دنیوی است و باعث شده است که بعد از 32 بعد انقلاب که می گذرد هنوزانقلابی درادبیات سیاسی ما دیده نشودو یادر وازه های مطبوعات ما دیده نشود که معنی بزرگ وکوچک سیاسی را بفهمیم . ویا بعد از 24 سال از گذشت جنگ هم معنای سیاسی نظم ونظام ونظامی بودن را در دنیای سیاست بعد از جنگ ویا معنی کارهای فرهنگی انرا ندانیم که صرفا پخش پلاکارد نیست ویا معنی سخنانمان در دنیای مطبوعات ویا دررسانه ها ویا در کوچه بازارراندانیم ؟ تا بااعمال ورفتارهای ناشیانه.مان نظم سیاسی کشور را به هم نریزیم که به خاطر آن پول ودرجه می گیریم و به همین دلیل فرهنگ سیاسی گذشته مردم ایران با آثار به اصطلاح هنری – فرهنگی آاین نوع کارگردانها که بجای شناساندن سیاست صرفاً به نحوه کاربرد کاربرد تفنگ در 8سال جنگ وعدم راه حل در 24 سال نظام سیاسی بعدی درفیلمها ی مزبور پرداخته است و این نوع تفکر سیاسی را به شدت تنزل داده است ودر حالیکه اد.عا می کردندکه آنها فیلمهای مذهبی سیاسی وجبهه ای میسازند که حافظ نظام است.و این نوع فیلمها و نوع تصویری صرفاً حاکمیت فرهنگی دادن تفکرات عوامانه مردم کوچه بازار بر سطوح مختلف تحصیل کرده ی جامعه است که اغلب سوژه های فیلمهای سینمایی و یا تلویزیونی از این قبیل است که در آن تفکرات عوامانه افرادی است که دیدگاه های آنان در مورد انقلاب و جنگ و مذهب و سلسله مراتب سیاسی جامعه و یا در مورد نظام اداری جامعه و یا نظام خانوادگی کاملاً کوچه و بازاری بوده و بر میلیونها اقشار جامعه که از دانشگاه های بزرگ و یا از حوزه دینی فارغ التحصیل شدند تحمیل فرهنگی می گردد.
وبعلاوه اینجانب امروزه به عنوان یک نویسنده و به عنوان یک هیئت علمی دانشگاه بسیاری از توهین هایی که در جامعه ام به من می شود و یا گاهی از سوی افرادی می بینم که هم سنشان از من کم است و یا میزان سوادشان هم از من کمتر است تأثیر سمعی بصری این نوع دوستانم می دانم که در محیط فکری اطراف من ودیگران اثر گذاشته اند و به شدت از این دوستان انتقاد دارم که به جای آن که در جشنواره ها دنبال زنده کردن مدال برای خود باشند فکری به حال ما تحصیل کرده های ایرانی هم بکنید که نظیر شما نیستیم که در تلویزیون پول بگیریم و فیلمی بسازیم که همه مردم ایران آن را ببینند ولی تأثیر فیلم های شماها هم بر ماها اثر نامناسب داشته باشد که حداقل هم اندازه شما تحصیل داشته ایم و یا بالاتراز آن بوده است وبهمین دلیل امروزه کسی که از محیط روستا آمده است ودر محوطه راهرو دانشکده ام دایما دست به جیب من نویسنده دست دراز می کند ویا دایما در خیابان از من بنزین اخاذی می کنند ودر حالی از که از اثرات فیلم های . تصویری –هنری شماها حتی در . رفت وآمدهای خیابانهای ایران هم دچار مشکل و تعب شده ایم . و اینجانب گله مزبور را نه تنها از جانب خودم و بلکه از جانب خیلی ها می نویسم و از شما ها می پرسم که واقعاً چقدر صلاحیت شناخت سوژه های اجتماعی وضع موجود ایران را در ساخت فیلم ها یتان دارید ؟ ویادر تبدیل آن ها به سناریو و یا فیلم نامه و یا کارگردانی و یا تصویر برداری آن ها را داشتید که مدالهای مختلف هم را طلبکارید و من بسیار متأسف می شوم از جامعه ای که این قدر با ادبیات . تصویری –هنری شماها به مرحله ی عوامیت تنزل پیدا کرده است که با آن همه از اثاری که در فیلمهاهای جبهه ای ساخته اید که خود راطرفدار شناساندن جبهه ها هم نشان بدهید ولی وقتی اینجانب در خیابانهای شهرم . فردی را مشاهده می کنم که تنها دست فروش نظامی یک جامعه است ولی از آنهمه آثار فیلمهای جبهه ای شما که درضمن صحبت که با من می کرد و یا در صحبت با دوستان دیگرش که انجا بودند و چنان از یک فردی که در یک سلسله مراتب بالای تصمیم گیری سیاسی است با بی ادبی وبیسوادی خودش . صحبت می نمود که گویی ایشان در حد دست فروشی اش همه کاره است ولی مقامات فوقانی هیچ کاره اند. و لذا این نوع پایین بودن سطح آگاهی مردم نسبت به مسأله سیاست دینی به نظر من ناشی از این نوع ار فضاهای هنری – تصویری شماها است که تابحال مردم ایران درک واقعی از دنیای سیاست در ایران ندارند وصرفا از راه تأثیرآثار هنری شماها ست که ابتدایی ترین بصیرت در مسایل سیاسی درهمه انها دیده نمی شود ومی بایست از راه بالارفتن شناخت هایشان بعمل می آمد وتا هر کسی که در کوچه و بازارهم دنیای سیاست ایران را تجزیه و تحلیل می کند و در آن تجزیه و تحلیل خودش هیچگونه تفاوتی بین خود و یک فرد تصمیم گیرنده کشور . نبیند و متأسف از آن می شوم که بر اثر آموزش های غلط فرهنگی آن دسته از دوستان وی نیز هستم که در فلان سازمان نظامی می باشند و حتی معاونت فرهنگی هم دایر کرده است ولی نمی آید بجای نصب انواع پلاکاردها فرهنگ شناخت شناسانه ی افراد خودش را و نسبت به این سلسله مناصب و از راههای فرهنگی لازم بالا ببرد و یا به. افراد آن خیابان بشناساند ویا به افراد راهرو دانشکده ام بشناساند که عمل حرامی را بنام پدیده دین انجام ندهند و تازه بر اثر آموزشهای غلط آن گروه هنری هم حتی آموزش نوع صحبت کردن در مورد یک فرد مسئول سیاسی بالاتر را هم به او یاد نداده اند که فرهنگش در مورد مسائل سیاسی بالا برود و حداقل بداند که فرق خودش با یک مدیر و یا وزیر و رئیس جمهورو یا بالاتر چیست ؟ و در حالی که قشر بندی شما تصویرسازها و تصویربردارها وبرای ساختن انواع فیلم ها ویا سریال ها و برای این نوع فراورده های سینمایی و تلویزیونی بیشتر از همه ی اقشار دیگر ایرانی بوده است که از این نهادهای فرهنگی پول گرفته اید ولی نظیر چنین ضعفهای فرهنگی . اینجانب در جوامع مختلف نمی شناسم. که این همه بی تربیتی سیاسی در جامعه بدلیل فقدان شناخت باشد وبا آنکه اینجانب جامعه شناسم و به مستندات تاریخی هم مسلطم ولی هنوز نمی دانم که این نوع ادبیات سیاسی بسیار بدی که امروز بر فضای سیاسی ایران حاکم شده است ریشه در کجا دارد؟ و برخی ها فکر می کنند که بسیاری از افراد انقلابیون که قبل از انقلاب بودند باعث رواج این نوع فرهنگ شده اند ولی اینجانب می دانم که آنها به خوبی اطلاعات سیاسی شان حداقل این میزان بود که می د انستند با تخریب فضای سیاسی کشور .، این مردم هستند که زندگی اجتماعی شان خراب می شود و از این رو به چنین کارهایی معمولاً دست نمی زدند .
آری ایجانب که در فضای فرهنگی دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر بودم و اغلب آنها جز دانشجویان دانشکده های هنری این دانشگاه ودانشگاههای دیگرمیدیدم که قبل از انقلاب به هیچ وجه به دنیای سیاست نپیوستند و تمام تلاش ما دانشجویان دانشکده های دیگر این دانشگاه و برای کشاندن آنها به دنیای سیاست تا لحظه ی انقلاب بی فایده بود ولی نمی دانم که چطور شد که. بعد از انقلاب به یک باره رنگ عوض کرده و همه سازنده فیلم و سریال هایی.شدند که می بایست سیاست مبنای آن فراورده های هنری بود. ولی جون تنها می خوانستند از این راه پول های زیادی را بدست آورند و لذا مفاهیم و واژه هایی را ساختند ویا رواج فرهنگی دادند که کوچکترین جایگاه سیاسی و حتی دینی هم نداشت ولی تنها مردم عامی جامعه هستند که تصور می کنند آن مفاهیم هنری و ساخته شده بوسیله شما مفاهیم دینی هستند و دلیلش را تنها آن می دانند که چون از تلویزیون پخش می شود پس احتمالا دینی است و مثلا یکی ازآِن موارد این است که برخی از همین کارگردان ها و تصویر بردارها که می رفتنند از فلان مراسم دینی فیلم بر دارند و بجای اینکه احساس مسئولیت در مورد جان مردم بکنند که در خیابان با ماشین به او زده بودند تازه توجیه فرهنگی و هنری هم می کردند که در خیابان زدیم ولی با لطف امام حسین .از ما شکایت نکرد . و اینجانب به دلیل ضیق کلام خیلی از این نوع مسائل را هنوزنمی خواهم توضیح بدهم ولی برای همان کادر سازنده این نوع از فیلم ها و سریالها و تصویر برداری های محافل مذهبی ویا محافل اجتماعات دینی توضیح می دهم که اغلب از آن قشر تولید کننده هستند و یا فیلمبردار هستند که اثارهنری آنها هم برای مردم ایران تعبات دارد و هم برای مسئولین طوری مشکل درست کرده است که امروزه اغلب مردم ایران از طریق کانال تلویزیون و یا کانال مطبوعات مستقیماً با نمی توانند با مسئولین جامعه و بدون واسطه ی فیلمها و سریال های شما سخن بگویند زیرا حداقل اینجانب به خوبی تشخیص سیاسی می دهم که اگر مردم در مورد یک پدیده سیاسی و یا پدیده جنگ و یا جبهه و یا در مسائل سیاسی مختلف، سؤالاتی دارند حضور . همین مسئولین در صداو سیما بهتر از آن بود که ازافراد بی.تجربه دیگر و یا مجری های ناشی دیگرو با سخن گفتنهای بیهوده استفاده شود ویا در مورد مسائل جبهه و یا جنگ همه مسائل مختلف سیاسی – اجتماعی امروز تحت الشعاع قرار دهدویا، ذهنیت فرهنگی مردم ایران از نظم سیاسی کشور را خراب کند و یا انواع فساد هایی که در افکار عوام وبیسواد جامعه ویا در مطبوعات به آن بافته شده است یک نوع فساد در امور جنگ هم در تلویزیون به افزوده گردد . وآن گروه تصویر بردار هم . رواج یافتن اجتماعی- هنری چنین پدیده هایی را تصویربرداری کرده و یا پخش تصویری بکنند زیرا حداقل سران جبهه اطلاعات بیشتری از جریانات اقتصادی کشور و یا جریانات جنگ و یا جریانات حوادث مختلف اخیر دارند ولی با فرهنگی که حاکم بر جامعه امروز شده است ترجیح می دهند که در این باره کمتر سخن بگویند و چرا در جامعه ما چنین جوی باید ایجاد شده باشد و برای آن متأسفم و گاهی من می بینم که فردی در صدا و سیما حضور پیدا می کند و حرفی در مورد جنگ بیان می کند که بدلیل فقدان اطلاعات سیاسی _ نظامی وی به مسائل پشت پرده جنگ ابوده که بدلایل امنیتی صلاح ندانسته بودند به همه آنرا بگویند تا مبادا جنگ شکست بخورد . تازه با حرف زدن وی در صدا وسیما علاوه از جنگ مسئولین جامعه را هم به زیر علامت سوال میبرد و تازه ادعای داشتن دیدگاه بصریت هم دارد و در حالی که ایشان نه در ایام جنگ و نه در ایام بیست و چهارسال بعد از جنگ، هنوز ریشه فلان تصمیم گیری در مورد جنگ را ندانسته بودکه در آن موقع تصمیم مزبوربه چه ضرورتی بوده است؟ ویا بعد از 24 سال هم نخواسته است از کسی در مورد آن بپرسد و یا بداند وتازه آنرا عیب نظام سیاسی جمهوری اسلامی میداند وتازه این عیب را از طریق آن صدا و سیما هم به همگان اعلام میکندتا نظام سیاسی هم در افکار عمومی متزلزل شود و لذا وقتی مردم ایران نیز با چنین دیدگاه هایی به مسائل سیاسی و یا فرهنگی و یااقتصادی ایران . می نگرند که از سیما پخش میشود و چه فسادهایی را هم که در مورد جنگ نمی دانستند با نقل آن کادر نظامی ،به فساد های آفریده شده توسط مطبوعات بیسواد اضافه نمی کنند که یک کلاغ چهل کلاغ نشود و در حالیکه این نوع مطبوعات کوچکترین اطلاعت علمی به مسایل اقتصادی ویا صنعتی وبانکی ندارند که یا کلاً جو بدبینانه ای بین دو طرف مسئولین سیاسی ایران و مردم ایران . این نوع فضاهای فرهنگی حاکم نشود.
آری پخش شدن این نوع فیلمها . آز صدا وسیما واقعاً چه معنایی دارد که حتی مردم عادی کوچه و بازار را نیزبجای تولید دیدگاه بصیرت بیشتر به نهاد سیاسی جامعه بدبین سیاسی می نماید و یا گاهی می بینم که آن گروه فلان نوحه یک فردی را که اشتباه کرده است.و در میان نوحه اش یک لفظ نا مناسبی هم بکار برده است ولی بطور زنده از صدا و سیما و بدون حذف آن لفظ نامناسب اش پخش زنده می کنند و تازه ادعا می کنند که بیش از همه تابع نظام دینی – سیاسی هستند .
اینجانب به عنوان یک نویسنده بی طرف اکنون مدت 32 سال است که مناسبات اجتماعی بین مسئولین و مردم ایران را از زوایای مختلف اجتماعی و زیر ذره بین مطالعه اجتماعی خودم دارم و در طی این 32 سال ندیده ام که مسئولین کنونی کشور به خیلی از خواسته های مردم ایران بی توجهی اجتماعی نشان...بدهند و در خیلی هم از مسائل هم آگر مستقیماً اقدام نکرده اند به خوبی می دیدم که چگونه مجراها و راه سیاسی – اداری لازم را.برای رسیدن مردم به آن خواسته های فرهنگی_ سیاسی خود . نیز باز می کرده اند و نظیر همان مواردی بود که در دوره اصلاحات اتفاق افتاده بود و در برخورد بدی که اقشار عوام و فاقد بینش مذهبی جامعه با نویسندگان جامعه انجام می دادند تنها. . ره گشایی اداری_ سیاسی آنان بود که تنگناها را از نویسندگان ایرانی برداشت و نه به دلیل نوشته های اهل قلم مطبوعات که آن را ادعا می کنند و یا وقتی مردم در مراجعات به ادارات با مشکلات مختلف کارمندان دولت روبرو بودند آنان سعی کردند که با صحبت های مختلف رسانه ای خود در مورد تکریم ارباب رجوع و یا موارد دیگر راه سیاسی را برای این که مردم در ادارات هم بتوانند حرفشان را پیش ببرند باز نمودند و یا گاهی با تحول دادن شوراهای شهری مردم را کمک کردند که در سرنوشت شهرها و عمران آن بیشتر مؤثر بشوند ویا به عمران تهران بیشتر توجه بکنند ولی احتمالاً اکنون کنار می کشند و زیاد نمی خواهند در فضاهای رسمی رسانه ای حضور یابند و یا خیلی از شبهات جامعه را خود جواب دهند.
آری امروزه این فضای بد ادبیات سیاسی چنان جو بدی در فضای فرهنگی جامعه ما بوجود آورده است که حتی بسیاری از کارهای عمرانی و ساخت و ساز راهها و یاتوسعه ی شهری یا گسترش آموزش عالی و غیره هم که در ایران بی نظیر است ولی براثر این نوع اصطکاکهای فرهنگی نادرست ما هنوز نتوانسته است وجهه ای در افکارو انظار عمومی باز بکند ومطرحتر شود و به نظر من بازسازی پروژه های اصلاح ادبیات سیاسی مردم ایران مهمتر از پروژه های بهداشتی و یا ساخت بیمارستان ها و یا توسعه ی شهرها و غیره است که هنوز نمی خواهیم به آن بیاندیشیم و از آنجا که یک جامعه مردم سالار و یا مردم سالاری دینی که گاهی تنها واژه اش در گفته هایمان دیده می شود که مردم ایران در چنین عصری به سر می برند ولی این پدیده مردم سالاری دینی از دو عنصر مردم و دولت دینی به تنهایی تشکیل نمی شوند و بلکه عنصر سومی هم برای تشکیل یافتن آن ضروری است که حلقه ی واسطه ی میان دولت و مردم است و آن حلقه مفقوده نهادهای فرهنگی است( رسانه ای مطبوعات ویا رسانه ی ملی) است که در آن سیستم مردمی رسانه (و نه سیستم رسانه های کنونی .که نظام.سیاسی را به تنگنا میاندازد . ) وتنها از طریق این رسانه های سالم است که مردم به راحتی میتوانند با نهاد دولت خود گفتگو بکنند و یا دولت هم با مردم میبتواند مستقیماً از طریق این نوع رسانه ها گفتگو بکند و وقتی می گویم نهاد دولت منظورم در معنای عام جامعه شناختی آن است و نه به معنی هیئت دولت که صرفاً نظام اجرایی است ولی وقتی چنان جو.زشتی بر فضای رسانه ا ی تصویری و یا مطبوعات حاکم میشود چگونه این دو عنصر دولت و مردم به هم نزدیک تر خواهند شد تا از این دو عنصر سازنده مردم سالاری دینی تشکیل شده و یا بر عکس نگردد که به جای همگرایی اجتماعی با یکدیگر از طریق تنش آفرینی های فرهنگی این نوع رسانه هاباعث شده که به هم دیگر بد بین نشده ویا به واگرایی اجتماعی کامل از یکدیگر کشیده نشوند ویا افراد مختلف یک خانواده به دلیل نظام آموزشی- تربیتی آن ممکن است با یکدیگر درگیرخانوادگی نشوند ویا مسائلی بوجود بیاید که بین سطوح مختلف سیاسی یک جامعه درگیریهای مختلف بوجود آورد و هر چند تعداد زیادی از مردم هم انتقاداتی را به آنان تذکر داده اند ، اینجانب نیز دلایل اجتماعی اش را به خیلی از این کارگردان ها و تصویربرداران تلویزیونی می گویم که مقصر آنها هستند که این نوع واگرایی بین نهاد دولت و مردم را با تولیدات هنری خود بوجود می آورند زیرا مردمی که دائماً تلویزیون خود را بازمی کنند و وقتی می .بینند که حداقل آن کارگردان محترم و یا تولید کننده محترم در آن رسانه و آن هم در عصر ادعای مردم سالاری اکثر مردم ایران را برده هم به حساب . نمی آورد تا انقدر درایت فرهنگی از خود نشان بدهد که بجز اولویت گذاری تصویری خودخواهانه خودش هیچ ارزش فرهنگی برای شنیدنیهای مردم ایران از کانال تلویزیون مزبور قایل نباشد که اولویت های شخصی خودش را بر اولویت های فرهنگی همه مردم ایران برتری ندهد.تا اقلاً نوحه ای را که از فلان مجلس دینی اخذ کرده است لااقل از میان نوحه های خوش طنین و خوش صدا باشد تا آنها مجبور به شنیدن آن صدای بد لحن و بدوزن و قافیه و فاقد معانی دینی هم در منزل خودشان نباشند و درحالیکه در احادیث وروایات گفته شده است حتی قرآن هم با صدای خوش بخوانید ودر آن صورت آیا به جای بد بین شدن به آن تولید کننده ی تلویزیونی به همگی نهاد دولت خود بد بین نمی شوند و یا وقتی می بینند که فلان تصویر بردار می رودو از یک مجلس خطابه سخنرانی یک فردی را ضبط می کند که در فضای فرهنگی 500 نفره بحث کرده است و گاهی هم درفضای . کوچک آن مجلس دقت لازم را نداشته تا گاهی کلمات حرام ویا مکروه مذهبی در میان بحث هایش دیده نشود که تا در انعکاس وسیع تلویزیونی آن ابعاد غیر مذهبی اش بر ملا نگردد . و لا اقل آن تصویر بردار اگر هم قبلاً به او تذکر پخش همگانی آنرا از تلویزیون ودلایلش را می گفتند حتما نیز در . کاربرد الفاظش دقت می کرد ولی همان تصویربردارهم با زرنگی وبا ادعای این که ما داریم کار فرهنگی_ دینی می کنیم عین همان را در منازل 75 میلیون انسان پخش می کند که گاهی درمتن آن یک نوع توهین های . از درون تلویزیون منزل هایشان . به همان مردم ایران میشود.که به آن تلویزیون های خانه شان میلیون ها تومان پول داده بودند تا مطالب مفید از آن بشنوند .و. در آن صورت چگونه به یک نوع همگرایی سیاسی با نهاد دولت و از طریق این عمل آن تصویربردار تلویزیونی برسند؟ و یا گاهی مردم ایران خواسته های مختلفی دارندکه باید دقت دولت را از کانال مزبور به سوژه اجتماعی مورد نظرشان جلب بکنند ولی با اقدامات مجریها وتولید کنندگان مزبورنمی توانند بگویند که چه ضرورت هایی اجتماعی دارند که باید از کانال تلویزیون به آموزش آنها پرداخته شود تا بصورت یک رسانه ملی و نه رسانه شخصی چند نفره آاشخاص تبدیل گردد ومثلاً مراسم های یادبود انقلاب اخیرما و غیره که به جای اینکه با مشت های خشمگینانه به همدیگر مشت نشان. بدهیم ویا بهمدیگر مرده باد بگوییم . ما می توانستیم که شادی انقلابمان را از راه انداختن دستمان به زیر و تنها با فشردن دستهایمان بیکدیگر به خیابانها بیاییم ولی بسیاری از کادر های صحنه ساز ویا فیلمبردار و یا تولید کننده ی آن رسانه ها هم که به این نوع از مسایل علم آکادمیک داشتند ولی با زرنگی های نفع شخصی خود تا کنون سعی .کرده بودند که از مردم فقط چنین صحنه هایی تصویر برداری بشود و در آن صورت چگونه می توانند علی رغم آن همه از عمران و آبادی درسطح کشور به دگرگونی دیدگاه های سیاسی خود به دولت بپردازند ویابه رفع بدبینی های خود . نائل آیند؟ و تنها امسال بوده است که تحولاتی در آن کمی دیده می شود که . و مثلاً رفتن اکثریت مردم در زیر پرچم واحد جمهوری اسلامی و حرکت در زیر آن که بیانگر و نمادگر فرهنگی - قومی زیادی برای یگانگی هاست و می توانست خیلی ها را به خیابان دعوت بکند ،آری بسیاری از این نوع عیوب اجتماعی را این نوع ازتصویر برداران در آموزشهای هنری خود کاملاً می دانند و یا حداقل می توانستند در صدا و سیما آنها را پیشنهاد کرده تا پروژه های فرهنگی و فیلمبرداری مناسب و مورد دلخواه مردم را در آن رسانه ملی تبلیغ بکنند که ساخته شود . یا . ازساخته شدن تولیداتی جلوگیری شود که مردم از راه آن به تبلیغات فرهنگی بد آموز اجتماعی دچار نشوند ولی اغلب ترجیح . داده اند که برای گرفتن پول خود همه ی مردم ایران وهمه ی احترام به شخصیت آنان ندیده بگیرند ویا همه نیازمندیهای آنان به شنیدنهای حلال و آموزش دیدنی های حلال را و صرفاً بخا طر ارجحیت گذاری خود خواهانه وفردی شان از همه مردم ایران بگیرند. و همه مردم حتی گاهی با آثار صوتی و تصویری غیر دلخواهانه ی. آنها دایما در خانه اش نیز در عذاب باشد ویا زن وبچه اش نیز به خاطر برخی فیلم های آنان بدآموزیهای اقتصادی وتربیتی وبا آن معلم خانگی تلویزیون دچار شوند و. درحالی که به فرزندانشان نصیحت می کردند که سر کوچه با فلان بچه بی ادب معاشرت نکن ولی انواع بی ادبی هاوبی تربیتی ها در درون خانه اش و با پول پدرشان و بوسیله معلم خانگی تلویزیون ممکن است به آنها آموخته شود و از این طریق در عذاب باشند و فقط کادر مزبور به دریافتی های خود بیاندیشند و نه به جنبه های . فرهنگی آن برنامه ها برای افراد جامعه ایرانی ولذا می بینم که در جامعه ما به همین دلایل بد ترین نوع ادبیات سیاسی در سالهای اخیر بوجود امده است که در هیچ جامعه ای و حتی در جوامع عقب مانده نیز چنین ادبیات سیاسی دیده نمی شودولی این سوژه های زشت اجتماعی هنوز چشم همه سوژه پردازها و یا تصویر سازها و یا فیلم سازهای مدعی مدال جشنواره ها.را جلب نکرده است که ادعا دارند که کارگردانهای هالیوود را هم در جیب گذاشته اند . که حداقل یک فیلم تلویزیونی و یا فیلم کوتاهی در این مورد بسازند تامردم با دیدن فیلم مزبور به زشت بودن خیلی از این نوع الفاظی پی ببرند که امروزه به عنوان ادبیات سیاسی در. جامعه ایران امروز رواج دارد . ولی هنوز . ترجیح داده اند که اکثریت مردم ایران هنوز در اصطکاک های اجتماعی و یادر پروسه های درگیری های اجتماعی به سر ببرند و آنها فقط به فیلم های تفننی خود بیاندیشیند که می توانند از راه آن صرفاً به پولخود فکر. بکنند و یا به پخش برنامه هایی..نپردازند که نه تنها کمکی به دولت در احیای وجهه سیاسی و فرهنگی آن نمی کند و بلکه با آن گفتگوهای تلویزیونی بیهوده اش مانع آن می شود ویا با فراهم کردن مقدمات تصویر برداری این نوع رسانه ها تنها وجهه نهاددولت (نه مفهوم هیات وزرا ) بیشتر در انظار عمومی ایران مخدوش می شود و به درگیری های بیشتر و مختلف در میان اقشارجامعه منجر می گردد ولذا همه آنها به دلایل کارشناسی های غلط آن تولید کنندگان تصویر و یا فیلمبردار است و از اینرو امروزه .. مظاهر تصویرپردازانه آنها .به یک نوع علائم و نمادهای فرهنگی خاصی تبدیل شده که در آن مجموعه فضای اندیشه اجتماعی . اقشار مختلف مردم ایران . هنوز نمی توانند از کانال مطبوعات و یا از کانال صدا و سیما مزبور به یک ارتباط فرهنگی همگرایانه با یکدیگر برسند . تا حلقه ی واسطه ی میان نهاد دولت و مردم به خاطر کارشناسی های غلط آنان تخریب نگردد و یا حداقل عیوب سیاسی – اجتماعی روابط اشخاص جامعه بیشتر از این نشود که ما جامعه شناسان امروزه در مناسبات اجتماعی کشور ]آنرامی بینیم که صرفاً از طریق پدیده ارتباطات اجتماعی تلویزیونی و یا مطبوعاتی ویا رسانه های دیگر شکل گرفته اند و یا در آینده هم می توانند با این سیاست ها گسترش یابند ویافضای سیاسی جامعه . بیشتر تخریب شود ولذا. این افراد باید به عیوب فیلم ها و سریالهاو اجراهای تصویری خودشان بیشتر بیندیشند .که چگونه با اعمال ناشیانه خودشان میتوانددیدگاههای سیاسی و اجتماعی منفی در جامعه بوجود . آورد و یا درگیری های شدید اجتماعی را تولید بکند و پس چگونه در آن جامعه می شود دولت و مردم از کانال این حلقه ی معیوب رسانه ای مزبور به همدیگر نزدیک. بشوند زیرا مطبوعات نیزدر سالهای اخیر آنچنان واژه پردازی های زشتی در مورد عناصر مختلف نهاد دولتهای گذشته و جدید ایران رواج فرهنگی داده اند که هیچ زیردستان فرهنگی ویا سیاسی در مقابل مسئولان بالاتر از خودش ودر جامعه اشان (بجز جامعه ما) نشان نداده است ویا در گذشته ایران نیزچنین نبوده است.. آری این حلقه . های واسطه فرهنگی معیوب.که خود معلم خانگی تلویزیون هستند عامل آن بدآموزیهای فرهنگی مردم ایران میشوند ودر آن صورت چگونه از مردم خواسته میشود که به یک نوع دیدگاه همگرایانه با یکدیگر ویا توأم با بصیرت نزدیک شوند و در حالی که کارشناسی های مختلف تصویربرداری آنان و یا تولیدی و یا صداگذاری آنان علت اجتماعی اصلی بسیاری از اختلافات جامعه است و در حالی که این نهاد محترم باید طوری عمل بکند که احترام عمیقی به مردم هفتاد وپنج میلیونی ودر انواع برنامه هایش دیده نگردد زیرا وقتی مردم می بینند که گاهی یک مجری و یا گوینده ویا حتی سخنران و دربحث های خود خطاب به مردم ایران از الفاظ و یا کلماتی استفاده میکند واز تلویزیون . هم نه تنها در تهران وبلکه به همه مردم ایران آن لفظ برمی خورد و اگر قرآن خوب فهمیده میشد به حرامیت برخی از الفاظ آن صحبتهایش بیشتر پی می برد که قران و احادیث آنرا منع کرده است که دیگران را با این الفاظ اطلاق نکنند و و.. حتی در قانون اساسی هم احترم به آحاد ایرانی ضروری است ولی آن سخن ران از افراد مختلف جامعه میخواهدکه به این اقشار مختلف اجتماعی به دیده احترام نگاه نکنند وبلکه آنان را به چشم های دیگر نگاه بکنند ویا الفاظ حرام را دیگر در مورد آنهارا رواج فرهنگی بدهند وآیا این عدم حس احترام به دیگران باعث آن نمی شود که از کانال مزبور مردم هم به نهاد دولت نزدیکی اجتماعی بیابند و یا برعکس بیشتر بدبین نشو.ند و به اصطلاح جامعه شناسی تنها غیرهمگراتر..میشوند و احتمالاً تا زمانی هم که ما به اصلاح این نوع علائم و نمادهای فرهنگی غلط خود نپرداخته.ایم که از راه مفاهیم و واژه ها و الفاظ و پرچم ها و مشت گره کردن ها و یا به کار بردن لفظهای مختلفی در مورد مردم جامعه جو احترام اجتماعی آمیز یک جامعه.. می شکند ویا طوری در انظار عمومی تبلیغات .. شود که گوییااکثریت مردم ایران جزو ملل بیگانه شده اند ولذا قابل احترام نیستند.و در آن صورت. آیا می تواند جوّ مناسبی در جامعه ما بوجود آورد و در حالی که در تولید ادبیات سیاسی صدا و سیما و یا رسانه ها ی د یگر باید الگوها ی فرهنگی و اخلاقی و دینی حتما لحاظ شود وبدلیل همین عدم تولید در گیریهای اجتماعی است که اغلب احکام اخلاقی قرآن نازل شده است و لی برخلاف نص .. ایه ی قرآن . که حرام کرده است و می گوید که:( لا تدخل بیوت المومنین غیر ان تأذن) باز می بینم که گاهی از کانال تلویزیونی منازل ایرانیان. شخصی منزل مردم وبدون اجازه دینی آنان و به صورت تصویرتلویزیونی وارد شده واز درون جعبه تلویزیون خریداری شده مردم آنان را وبدونَ اجازه ی دینی . و همراه آن مجری محترمش یک ناسزا می دهد و چگونه می تواند در ان صورت به او بگوید که رطب خورده منع رطب کی کند .(0وبرخلاف نص آیه های قرآنی ولاتسبوا ویا نص آیه وجادلهم بالتی هی احسن ویا نص آیه یمشون فی الارض هونا واذا ...... قالوا سلاما ویا نص آیات دیگر)
آری کاربرد این نوع الفاظ و مفاهیم و در لابه لای کارهایی که یک مجری از تلویزیون پخش می کند و یا از درون محتوای یک فیلم پخش می شود و یا از درون یک سخنرانی پخش می شود می تواند به تعدادی از پروسه های غیر همگرایانه در میان مردم یک جامعه منجر می شود و همه این برنامه ها نه جزو امور فرهنگی - دینی هستند و نه جزو فرهنگ بالای یک نظام سیاسی می باشند و نه جزو فرهنگ جامعه ای ما ایرانیان می باشد که تعداد زیادی از مردمش در جامعه ماحداقل تحصیلکرده شده اند و اگر این مسائل برعکس می شد بهترمی توانستندبه دلیل شناخت های . ناشی از تحصیلاتشان به شان. مقامات و مسئولین جامعه وبه خاطر همین نوع آز شناخت ها ویا نسبت به جایگاه اداری – سیاسی آنان احترام لازم را بگذارند و این در حالی انجام می گرفت که رسانه ها هم متقابلا به مردم در کاربرد انواع الفاظ احترام قائل گردند ولی متاسفانه این نوع فضا های بی فرهنگی که امروزه حاکم بر ادبیات سیاسی ایران . شده است که حتی یک نشریه دولتی نیز خود به نهادهای دولتی خودش ادب وتربیت نشان نمی دهد به شدت ارتباطات نزدیک مردم و مقامات کشور را از طریق این نوع مفاهیم رسانه ای و الفاظ و کاربردهای نامناسب آنها به هم زده است و یا به خاطر کاربرد نامناسب مصداق ها و ارزیابی ها وارزشگذاریها به هم ریخته است و من امیدوارم که این نوع سازندگان سریالها و یا تصویربرداری ها و یا عناصر جامعه مطبوعاتی وتلویزیونی ما احساس مسئولیت بیشتری کرده و بدانند که نوع ادبیاتی که امروزه در این نوع رسانه ها بدلیل کارشناسی های غلط پخش می شود چنان تعادل سیاسی جامعه را به هم ریخته است که مسئولین جامعه ناچار می شوند که گاهی نظیر جوامع بی سواد اولیه جای گفتگو با مردم در یک جو احترام آمیز را خالی یافته وناچا می گردند که جهت برقراری تعادل سیاسی در جامعه با تعداد زیادی از پرچم هاو پلاکارد استفاده کرده و از راه نمادهای ظاهری مردم ایران را دعوت به دانستن جایگاه اقتدار یک نظام سیاسی بکنند ودر حالی که اگر این جو بی ادبی ها و و بی تربیتی ها دررسانه ها در فضای ادبیات سیاسی کشور حاکم نباشد و هر کسی هم فرهنگ سیاسی نشان بدهد وهم .جایگاه سیاسی سخن گفتن خود را بهتر بداند ومثل جامعه ما نشود که در آن یک نظامی دستفروش هم حتی جایگاه سیاسی خود را در کشور نمیداند وبا .آنکه هر فرد.نظامی کشورهای دیگرهم و حتی دردرون جنگلهای افریقا هم آنرا می دانند که جایگاه سخن گفتن شان در دنیای سیاست چقدر است ولی هنوز در جامعه ما به آن مانوس نیست و یا فلان فردی که ادعا میکند یک فرد دانشجوست ولی در تلویزیون ظاهر میشود وجلوی چشم 75 میلیون بیننده تلویزیونی به شخصی که از خودش بزرگتر است اهانت می کند و به او (اقا.ی طالب زاده ) می گویدکه شما پیر پاتال ها ..و واز همان. کانال هم به عنوان معلم خانگی به همه فرزندان پدران ایرانی یاد داده می شود که چگونه مثل من با بزرگترهای خود صحبت بکنید و اشاعه فرهنگی این قبیل از امور امور .چقدر جای تاسف دارد و .ایا می تواند ارتباطات سیاسی بهترما مردم ایران را ویا ادب سخن گفتن ما را درجامعه مارا حل بکند؟ و ودر حالی که ما می توانستیم . از طریق گفت و شنودهای منطقی و توأم با نزاکت به حل خیلی از مشکلات جامعه خود برسیم و من امیدوارم که کادر این نوع رسانه ها بدانند که چگونه در ارتباطات سالم میان دولت و مردم تنگنای مختلف اجتماعی ایجاد کرده اند که حتی دولت می توانست بدون این تنگنا ها از مقادیر زیادی از این نوع تبلیغات خیابانی هم کم کرده و هزینه آن را صرف رفاه زندگی و اشتغال مردم ایران بکند ولی با عملکرد های غلط و اشاعه اموربی ادبانه در آن رسانه ها در جامعه ما تنهاحلقه واسطه ی میان دولت و مردم راه اصلی خود را مفقود کرده است و به عنوان حلقه.مفقوده . تنها راه ارتباطی میان مردم با نهاد دولت تنها از. طریق تبلیغات خیابانی باقی می ماند ,وعلت آن هم. .همین بی ادبی های رسانه هاست که نمی گذارد معنی بصیرت در مفهوم جامعه شناختی سیاسی آن درک فرهنگی گردد.
این وبلاگ شامل :