ضرورت تجدید نظر در اشتغال زایی و سرمایه گذاری برای مردم ایران
از دکتر محمد خالقی مقدم
جامعه امروز ایران، با مقتضیات اجتماعی جامعه قدیم فرق کرده است که در آن جامعه مزبور خودکفا بوده و صنعت قالیبافی و یا صنایع دستی اساس برخی از اشتغال ها بود. زیرا هم جامعه خودکفا 50-60 سال قبل ایران با جامعه امروز فرق کرده است و هم روابط بین جوامع که قبلا به همدیگر نیازمند نبودند فرق کرده است و در تقسیم کار بین المللی خود، به یکدیگر وابسته شده اند و هم مبانی تولید اقتصادی و هم نقش دولت ها در روند تولید با جامعه قدیم ایران فرق کرده است و هم تکنولوژی تولید با تکنولوژی جامعه قدیم فرق کرده است که اقتصاد دان ها با مبانی تفکر قدیمی خود به این تغییرات عمیق جامعه توجهی ندارند و یا به تحول نقش اقتصادی خود در آگاهی بخشی اقتصادی به مردم ایران با معلومات جدید توجه ندارند و لذا با ارایه راه حل های غلط در کتب درسی و یا در سیمنارها و یا با مشورت های اداری و یا با بحث های من درآوردی نظیر پدیده جوان کارآفرین یا دانشگاه کارآفرین و یا وام های اشتغال زای زود بازده و مباحث دیگر از این قبیل مردم ایران را به انحراف فکری در پدیده اقتصاد و اشتغالزایی وا می دارند.
از آنجا که هر تولید به مواد خام احتیاج دارد. که با آن مواد خام اشتغال زایی برای مردم به وجود می آید. لذا امروزه مهمترین مواد خام اولیه، که به صورت مزیت نسبی اقتصادی در اختیار مردم ایران است. مواد معدنی نفتی و مواد پتروشیمی و میعانات گازی و یا رنگ و مواد صنعتی دیگری است که از نفت مشتق شده نظیر موکت و لوله شوفاژ و یا لوله های آب و غیره است که در استان های مختلف داخلی امکان تهیه سهل و آسان آن برای تولیدات مردم وجود دارد. و این مزیت نسبی مواد خام نفتی و پتروشیمی برای مردم ایران از بزرگترین مزیت های تولیدات اقتصادی آن در جوامع شهری موجود ماست که با ترکیب جدید مواد خام مزبور با نیروی کار آنان که دولت ها در سازماندهی آن باید نقش اساسی بازی بکند تفاوتی است که جامعه جدید و دولت جدید برای خود نسبت به دولت های قبلی ایجاد کرده است که بابت تولیدات مردم خود حقوق گمرکی نمی گیردو یا برای تولیدات آنان مزیت صدور کالا قائل است. و یا مزیت اقتصادی سوم برای مواد خام مزبور هم به نفع مردم ایران است که مواد خام مزبور با کمترین هزینه حمل و نقل از معدن به مکان های فرآوری تولیدی ما در شهرهای مزبور می رسد و این مزیت های سه گانه اقتصادی می تواند زیربنای نظام جدید اقتصادی برای مردم ایران در اشتغالزایی جدید به وجود آورد.
به همین دلیل روی آوردن به تولیدات مواد دیگر در اشتغال زایی ها برای مردم ایران بسیار گران می گردد تا به رقابت اقتصادی با جوامع دیگر بپردازد. لیکن ساخت تولیدات مشتق از مواد نفتی و پتروشیمی و مواد معدنی دیگر به صورت صنایع واسطه ای و یا صنایع تکمیلی و صدور آن ها به کشورهای دیگر آسان است که از این مواد خام معدنی و نفتی و پتروشیمی می تواند به اشتغالزایی عمیق مردم سرتاسر استان های ایران منجر گردد و یا به رفع بیکاری جوانان و ایجاد چند میلیون شغل جدید وعده داده شده از طریق این نوع سامان دهی عاقلانه تولیدات ملی (نه تولیدات فردی و یا با رای سلیقه ای) سازمان بدهد و از کانال های دیگر صرفا شعاردهی بیهوده خواهد بود.
و به همین دلیل امروز مردم ایران باید در مصرف مواد نفتی و بنزینی و گازوئیلی خود در شهرهای ایرانی صرفه جویی کرده و آن را صرفا برای رفت و آمدهای ساده شهری و بیرون شهری مصرف نکند که با مکانیسم های دیگر می تواند این نوع حرکت های ساده شهری را فراهم بکند و لذاباید سطح دانش و فرهنگ خود را در زمینه مفهوم ماشین آلات بالا ببرد و بداند که منظور از اختراع ماشین برای تولید حرکت بوده که با نیروی بدنی ساده نمی توانست به چنان مقدار عظیم و یا زیاد حرکت نایل آید و به همین دلیل ماشین برای حرکت آفرینی های ابزار سازانه است و مثل مصرف بنزین و گازوئیل برای کارهای سخت که با توانایی های دست و یا پا و یا با مکانیسم های ساده دیگر قابل انجام نیست و مثل استفاده از بنزین برای تولید حرکت در جراثقالها و یا خاک برداری های عمیق و یا کارهای سنگین دیگر نظیر کندن آسفالت خیابان ها و یا شخم زدن مقادیر متنابهی از اراضی سفت طبیعت و غیره و زمانی که می تواند برای حرکت ساده شهری از انرژی های آسان و سهل الوصول استفاده کرد می بایست آن مواد معدنی نفتی و یا گازوئیلی و یا میعانات گازی و یا پتروشیمی خود را به صورت مواد اولیه با دوام و برای ساخت و ساز تولیدات خود اساس اشتغالزایی خود بکنیم که متاسفانه امروزه به دلیل عدم فهم عمیق از کارکرد ماشین، شهرهای ایرانی ما صرفا به بزرگترین کارخانه های حرکت ساده شهری تبدیل شده است که هم به نابودی منابع اقتصادی کشور منجر می شود و هم به آلودگی هوای شهرها و هم به تولید انواع مزاحمت ها به یکدیگر منجر می شود که از راه جرح و قتل و یا خراب کردن اعصاب دیگران با پدیده ترافیک و غیره است و این پدیده فرهنگی معاصر برخلاف شهرها همه کشور های جهان است که در آن شهرها نظیر سوئد، بلژیک و دانمارک و اتریش در بلوک غرب و یا در شهرهای بلوک کشورهای شرقی نظیر مالزی، سنگاپور، چین و غیره این همه ماشین آلات و سوخت بنزین در خیابان هایش و یا مواد گازی در منازل و یا در نانوایی ها و آشپزخانه هایش ندارند. و این نوع استفاده لجام گسیخته از انرژی های ناشی از نفت آن ها را به استفاده از دوچرخه و یا موتور الکترونیکی و یا اتوبوس برقی و غیره تبدیل کرده اند و صرفا در کارخانه های مهم خود نظیر کارخانه های تولید برق با سوخت گازی استفاده می کنند و یا در برخی کارخانه های دیگر خود که آن هم در بیرون شهرهاست ولی متاسفانه ما حتی روستاییهایمان نیز از برکت ناآگاهی فرهنگی کادر رسانه ها و فیلم سازها تراکتور با سوخت گازوئیلی آلوده کننده را نه وسیله ای برای شخم زدن زمین های سفت روستایش و بلکه حتی وسیله ای برای حرکت در جاده و حتی در شهر می دانند که گاهی با خرید یک یا دو گالن می توانند یک سال در همان روستا به شخم بپردازند و با داشتن چاله مکانیکی و دعوت از مکانیک های سیار آن وسیله را در همان روستا تعمیر کرده و اجازه حرکت در جاده های شهرها را هم نمی یابند که هزاران نفر را به تصادف جانی بکشانند و پلیس هم کاری به آن ها نداشته باشد ویا در رتق و فتق خاکبرداری ها و یا حمل و نقل مواد غذایی شهری از ماشین های کوچک و غیر دود زا استفاده می کنند تا محیط زیست شهری را به هم نزنند.
از این رو بهتر است با بالا بردن فرهنگ اجتماعی خود از طریق رسانه ها نسبت به مفهوم نقش ماشین و حرکت آفرینی های آن و با تدابیر دیگر سیاسی و اجتماعی خود کاری بکنیم که حرکت های ماشین در شهرهای ما که به سوخت نیاز دارند به کمترین حد خود برسد و از برکت مزیت های نسبی جامعه خود در فقدان حقوق گمرکی و مزیت صادراتی تولیدات آن مواد نفتی نسبت به اعضای داخلی مردم ایران و مزیت سوم در نزدیکی مکان مواد معدنی مزبور به مکان های تولیدات ما استفاده بکنیم و آن ها را به صورت تولیدات صنعتی خاص درآوریم نظیر لوله های پی وی سی فاضلاب های شهری و یا لوله های پلاستیکی آب رسانی و یا شوفاژ و یا لوله های آبیاری کشاورزی و یا موکت سازی و یا تولیدات مواد با مشتقات الکلی و رنگ و غیره که به نفت وابسته هستند و یا به صورت ظروف پلاستیکی از مواد نفتی در آوریم و ددذربه هزاران شهر کشورهای دیگر جهان بفرستیم که مصارف پایان ناپذیر و نامتنابه به این مواد تولیدی دارند و این مزیت تنها در اختیار جامعه ماست که در کنار هر شهر خود به دایر کردن تعدادی از این نوع کارخانجات صنعتی بپردازیم و به جای این که روزانه میلیون ها لیتر بنزین در رفت و آمد شهری خود نابود کنیم آن ها را صرفه جویی نموده و به صورت مواد تولیدی برای اشتغالزایی خود و رفاه خانوادگی در آوریم و یا امکان خرید منزل و ازدواج جوانان درآوریم و در این طریق خود نقش رایزن های بازرگانی وزارت خارجه و اتاق های بازرگانی خارجی که باید به عهده افراد باسوادتر از گذشته واگذار شود می تواند به اشتغالزایی عمیق مردم ایران منجر گردد که چون در کشورهای دیگر جهان حضور دائمی دارند و لذا بیشتر به نوع نیازمندی های روزانه آن مردم جوامع آشنایی بیشتر و نزدیک تر می توانند پیدا بکنند و با دستورات دولت به آنان می بایست به این امور دقت اجتماعی بیشتر و پیگیری بیشتر و ارتباط گیری بیشتر پیدا بکنند تا امکان مقایسه آن نیازمندی های مردم جوامع دیگر را با تولیدات مردم ایران را بتوانند از نظر مقایسه مواد اولیه و قیمت آن مواد و کیفیت آن ها تبادل اطلاع رسانی داخلی بکنند و از این راه بتوانند بسیاری از مشکلات اشتغالزایی مردمی را حل بکنند و نیز در کانون های داخلی کشور نیز ستادهای اشتغالزایی استانداری ها می بایست در ارتباط دائمی با این نوع نیازسنجی های اتاق های بازرگانی خارجی و رایزن های وزارت خارجه باشند تا جوانان جویای شغل شهرها و یا سرمایه گذار و یا کسب مهارت حرفه ای را در مکانیسم نیازمندی های جوامع دیگر جهان بگذارند و تنها از طریق ترکیب این اطلاعات خام و تجزیه و تحلیل اقتصادی شده و با ترکیب اطلاعات نیازمندیهای داخلی به شغل و نیازمندی های خارجی به کالا است که ستاد ساماندهی «مهارت ملی» و «دانش ملی» و «اشتغال ملی» به وجود می آید و لذا مسئولان استانداری ها و مسئولان وزارت علوم که به آموزش مهارت های جوانان برای اشتغال می پردازند باید توجه کنند که بالا بردن مهارت ملی و دانش ملی پدیده ای است که تنها با دانش فردی آن دانشجو و یا جوان شکل نمی گیرد و بلکه با هماهنگی عمیق و آگاهانه همه مسئولان کشوری است که قدرت برنامه ریزی و بودجه دادن و تسهیلات اداری را در اختیار دارند امکان پذیر است که با بحث های بیهوده جامعه ما نظیر جوان کارآفرین و غیره آن را به دیگران فرافکنی می کنند و مسئولیت خود را در امر برنامه ریزی ملی برای اشتغالزایی به بوته فراموشی می گذارند و به همین دلیل می بایست تجدید نظر اساسی در این گونه تصمیم گیری های ارگان های مختلف دولت نظیر استانداری ها و دانشگاه ها و اتاق های بازرگانی خارجی و واحدهای رایزنی وزارت خارجه برای اشتغالزایی مردم ایران در سطح ملی انجام بگیرد.
این وبلاگ شامل :