طراحی و ساخت فناوری بخاری ملی با هزینه دولت
طراحی و ساخت فناوری بخاری ملی با هزینه دولت
دکتر محمد خالقی مقدم
حق طبیعی همه آحاد ملت ایران آنست که با تکیه به یک وسیله گرمایشی (بخاری ملی)، امکان زیست ایام زیادی از سال های زندگی خود را و در ایام فصول سرد سال، به آسانی و ارزانی هزینه هایش فراهم آورد و زمانی هم این وسیله گرمایشی جنبه ملی به خود می گیرد که امکان دسترسی آسان و ارزان این وسیله گرمایشی در همه نقاط جغرافیایی شهری و روستاهای ایران و بدون هر گونه تمایل طبقاتی و یا مالی امکان دوام زیستی مردم را با وسیله گرمایشی مزبور فراهم آورد و بر ذمه دولت آن است که تقاضای این وسیله حیاتی را از سوی ملت های زیردست خود بپذیرد زیرا دولت ها جنبه حق امتیاز دهی صنعتی و یا حق ورود بازرگانی آن را به کسانی می دهد که چندان به عیوب این وسیله گرمایشی آنان توجهی نشان نمی دهند و از آنجا که حق انحصاری صدور مجوز تولید و یا صدور مجوز ورود بازرگانی آن ها به عهده دولت هاست لذا رفع عیوب این فناوری نیز از وظایف پاسخ گویانه دولت ها می باشد و نباید نوآوری هایش در این پدیده و یا رفع عیوب آن را به گردن آحاد مردم ایران گذاشته شود و از این رو حق زیستی گرمایش، تنها حق صنعتی نیست که نظیر صنایع دیگر جامعه صرفا به عهده صاحبان صنایع و یا سرمایه گذاران گذاشته شود و عیوب زیست محیطی و یا عیوب فنی آن ها از سوی دولت ها ندیده گرفته شود و بلکه جزو حقوق سیاسی و اجتماعی و جزو حقوق الهی – طبیعی آحاد هر ملت است که از دولت های خود باید آن را انتظار اولیه داشته باشند زیرا نظیر کالاهای دیگر نیست که وابسته به تمکن مالی و یا طبقاتی باشد که هر کسی که تمکن مالی داشته باشد بتواند وسیله گرمایش حیات زیستی خود را به دست آورد و دیگران که از تمایز اجتماعی مزبور برخوردار نیستند از حق گرمایشی زیستی مزبور محروم گردند و به همین دلیل نیز یافتن عیوب گرمایشی مزبور و فراهم ساختن امکان نوآوری و خلاقیت و امکانات اولیه سوخت و سوز و یا تعمیر و تجهیز آن وسایل جزو وظایف دولت هاست که از طریق ادارات استاندارد خود مجوز آن ها را می دهد و از این رو تکیه به این مبانی اولیه خواسته شهروندی از حقوق آحاد هر ملت است که به دولت های خود که برای روی کار آمدن بر اریکه قدرت رای سیاسی داده اند داشته باشد و از قدیم نیز در فرهنگ ایرانی، حق گرما برای هر شهروند ایرانی و با نام فرهنگی آن به نام «اجاق» نامیده می شد و نام اجاق نام چند پهلو و کنایه آمیز یک وسیله ای است که با کلمه ترکی اجاق هم به معنی وسیله گرم کننده و گرمایش است و هم به معنی خانواده و هم به معنی حق ادامه خانواده و حق مقطوع النسل نشدن خانواده مزبور به وسیله آن اجاق است و نیز حق جمع شدن اعضای آن خانواده به دور آن وسیله گرم کننده می باشد و به همین دلیل در فرهنگ قدیم ایرانی خانواده بدون اجاق (یعنی وسیله گرم کننده مزبور) خانواده ای ابتر و خانواده ای محکوم به انقراض زیستی و بدون امکان بقا بود و به همین دلیل کلمه مقابل آن نیز کور اجاق به معنی کسانی گفته می شد که هم اجاق گرمایش خانواده اشان خاموش بود و هم خاصیت ادامه نسلشان خاموش می گردید و از این راه مقطوع النسل می گردیدند و لذا شکل گرفتن یک خانواده ایرانی علاوه از لوازم مهریه و نفقه و غذا آوردن به منزل به یک رکن دیگر خانواده به نام اجاق خانواده نیز متکی بود که امروزه در فرهنگ جدید ما جزو ارکان خانواده به حساب نمی آید.
اصولا هر تمدنی در قاره های مختلف جهان بدون فراهم آوردن یک وسیله گرمایشی و بر اساس اجزا و عناصر فرهنگی وابسته به آن دوران تمدنی و اختراعاتش امکان دوام ندارد و بعد از فراهم شدن این وسیله گرمایشی قابل تداوم در آن دوره تمدنی است که بشر متعلق به آن دوره تمدنی امکان برنامه ریزی اجتماعی و اقتصادی در مورد ابعاد دیگر زندگی خود را می یابد.
و پدیده آتش و آتشکده ها و نگهداری دائمی آتش توسط دولت های قدیمی ایرانی در هر دوره از فصول سال ولو در تابستان های گرم و در همه مناطق جغرافیایی ایران و یا به کار گماردن افراد دائمی دولتی در روشن نگه داشتن این آتش و مانع خاموش شدن آن در مناطق مختلف ایران این راز اجتماعی را در برداشت که خانواده های مختلف ایرانی با تکیه به آن قدرت نهاد دولتی خود زمانی هم که اجاق خانواده اشان به دلیل قطع هیزم و یا اتمام سوخت آن خاموش می شد دوباره با مراجعه به آتشکده ها و اخذ شعله ای از آن آتشکده و آوردن به منزل و مغازه خود دوباره اجاق منزل خود را برای ادامه حیات خود دوام ببخشند و در ایام فئودالتیه ایرانی نیز خانواده های شهری ایرانی با تکیه به کرسی های خانگی و انبار ذخیره ذغال در منزل و توپه های خرده ذغال و در دهات نیز با تکیه به تپاله های سوختی و یا تنورهای خانگی که روزها نان خانه را می پخت و شب ها از بقایای گرمایشی آن افراد خانواده مزبور و گاهی حیوانات خانوادگی نیز در کنار آن تنور خانگی زمستان های طولانی را براحتی به سر می آوردند. و در مسجدها و مکان های عمومی تجمع جمعیت نیز صنعتگران سنتی با ساخت بخاری های آهنی هیزمی سوز و یا انبارهای ذخیره هیزم در آن مکان ها و در مغازه ها نیز با کوره های مبتنی بر انرژی ذغال سوز وسایل گرمایشی آنان برای اصناف مس گر و چاقو ساز و آهن گر و جگر پز و غیره امکان گرمای شغلی فراهم می آمد و از این نظر هیچ خانواده ایرانی دغدغه گرمایش نداشت و ابزارهای سوخت مزبور به راحتی در طبیعت پیرامونشان وجود داشت و ابزارهای سوخت وسیله مزبور هم نیز به آسانی در محیط اطرافشان هم ساخته می شد و هم قابل تعمیر دوباره برای همه آحاد جامعه در طبیعت پیرامونشان بود و با انقراض دوره فئودالیته بعد از سال های 1342 ابزارآلات و عناصر گرمایشی سنتی جامعه ایرانی به هم ریخت و ابزار آلات و محصولات گرمایشی دیگری مد فرهنگی شد ولی هنوز هیچ کدام از آن ها نتوانسته است به صورت یک مد فرهنگی با دوام و دیرپا و قابل قبول برای همگان مردم ایران در آید و از نظر سه فاکتور ارزانی و فراوانی و سهل الوصول بودن تعمیرش و یا تعویضش به وجود آید و لذا در عرصه 30 – 40 سال اخیر هر کدام مشکلات زیادی را در برداشته است و منافع حیاتی مردم ایران را به گرمایش زایی خود تامین نکرده اند و چندان به حقوق حق حیات زیستی مردم ایران با تکیه به آن وسیله سوختی روی خوش نشان نداده اند و یکی از این وسایل گرمایشی در عصر جدید، شوفاژهای خانگی است که با تبعیت از الگوی فرهنگی جوامع منطقه سردسیر نظیر جامعه سوئد و یا نروژ و یا فلاند و دانمارک که ساخت موتور سیرکولاسیون آبگرم (موتور گراندفوس) را اختراع فرهنگی کرده بودند و لذا در اوایل عصر جدید خانواده های متمکن ایرانی و در اواخر عمر رژیم پیشین ایران و در مناطق تازه ساز شهرها از این وسیله گرمایشی اقتباس فرهنگی کردند ولی چون که ابزار و عناصر تجهیزات آن وسیله مکان جداگانه ای از محل منزل برای موتورخانه و دیگ و مشعل و منبع گازوئیلی آن می طلبید و یا شوفاژها و لوله های فراوان آن همگی از جنس آهن بودند که سریعا براثر گردش آب زنگ می زدند و پوسیده می شدند و از هر چند سال احتیاج دائمی به تعویض کلیه قطعات موتورخانه و اجزا درون منزل داشتند و در فاصله زمانی 20-30 ساله عمرشان نیز قیمت خرید آن ها صدها برابر قیمت سابقش گردیده بود لذا دوام استفاده اش با مشکل روبرو شد و از سویی دیگر با روی آوردن خانواده های ایرانی به آپارتمان گزینی و به خاطر گرانی زمین و ساخت و سازهایش و قناعت کردن به منزل های کوچک در شهرها، دیگر نمی توانستند این تاسیسات گرمایش با حجم انبوه و هزینه تعمیر زیاد را در منازل کوچک خود فراهم آورند و لذا روی آوردن به پکیج های خانگی در سال اخیر مد اجتماعی گردید که عیوب آن ها به دلایل لوله های نازک اتصالات و امکان جرم گیری آن ها بر اثر آب های آهکی و گچی شهرها و یا سوخت زیاد آن ها در اتاق های در بسته که هوای منزل را می مکد پدیده دیگری است که دوام تاریخی آن ها را با مشکلات روبرو می سازد و یا زمانی بود که مردم ایران با روی آوردن به بخاری های برقی و استفاده از آن ها در خوابگاه های دانشجویی و اتاق های ادارات در ایام زمستان و یا در مغازه های شهری آن را مدتی مد اجتماعی کردند ولی به دلیل گرانی قیمت برق و یا مکش فراوان برق آن وسایل برق سوز دوامشان نیز با مشکل روبرو بود و همین طور شوفاژهای برقی مبتنی بر روغن مایع درونش به همین وضع دچار است و از سویی دیگر بخاری های دیگر خانگی هم به دلیل این که در 30 سال اخیر که از رواج فرهنگی آن ها می گذرد ولی صاحبان آن صنایع هنوز به نفع مردم ایران تا به حال کوچکترین فناوری جدید در این پدیده گرمایشی و در طی 30 سال اخیر به عمل نیاورده اند و جز به تغییر رنگ و یا اندازه آن به سایر فناوری های آن اعتنایی ننموده اند و با عیوبی که شامل سوزاندن مقادیر زیادی از گاز منازل است و یا عدم گرم کردن مکان های دورتر از بخاری مزبور در منزل است و یا سوزاندن هوای اتاق و گاهی با پدیده هایی نظیر درز کردن گاز کربونیک از لوله های خروجی آن و مسایل دیگرش نتوانسته است به صورت یک بخاری با دوام تاریخی ملی سربلند بکند و به علاوه فنکوئل ها و چیلرها که صرفا بدرد ادارات و شرکت های پولدار می خورد که با آن پول های کلان خود بتوانند طراحی های مهندسان تازه به دوران رسیده را به بوته آزمایش بگذارند ولی برای طبقات عمومی جامعه که بیشترین اقشار جامعه را تشکیل می دهند قابل تبعیت فرهنگی نیست و یا برخی وسایل گرمایشی نظیر گرمایش های شرکت سامسونگ به دلیل پیچیدگی قطعاتش و عدم تغییر مکان آن بدون نظر شرکت های نصب کننده اش و عدم امکانات تعمیر و تعویض آن در مناطق جغرافیایی پراکنده و یا دهات ایران و غیره از همین نوع مشکلات عمومی برخوردار است و نمی تواند به صورت طولانی مدت امکان گرمایش اکثریت مردم ایران را از نظر نیازمندی ها و یا دسترسی آسان و کمی هزینه ها برآورده نماید و لذا تا به حال کارخانجات و شرکت های سازنده این نوع لوازم گرمایشی به دلایل منافع گروهی و شخصی خود به حق گرمایش ملی مردم ایران چندان اعتنا نکرده اند تا عیوب وسایل گرمایشی خود را که به مردم می فروشند برطرف بکنند و از این رو وظیفه مهم سازمان نوآوری و فن آوی ریاست جمهوری و وظیفه مسوولان اداره استاندارد کشور که زیرنظر ریاست محترم جمهور هستند و هم مجوز صنعتی را می دهند و هم مجوز واردات بازرگانی آن ها را می دهند را می بایست به حقوق اجتماعی مردم ایرانی که به دولت مزبور رای سیاسی داده اند احترام بیشتر گذاشته و هر سال با پیشنهادات جدید آن مردم مصرف کننده، صاحبان صنایع مزبور و یا صاحبان وارد کننده آن ابزار آلات گرمایش را وادار نمایند که به رفع عیوب وسایل گرمایشی مزبور توجه کرده و سال به سال با پیشنهادات مردم مصرف کننده در تکامل و تجهیز جدید این نوع وسایل گرمایشی ابتکارات و اختراعات فن آورانه جدید به عمل آورند و وسایل سابق خود را برای رعایت حقوق مصرف کنندگانش اصلاح دوباره نمایند و به علاوه با هزینه خود آن شرکت ها و صنایع و یا با بودجه خود دولت و نهاد ریاست جمهوری هزینه های خلاقیت و ابتکار و رفع عیوب این نوع وسایل گرمایشی را فراهم آورند و یا یافتن عیوب آن ها را و یا ایجاد ابتکار در این وسایل را به گردن مردمی که با هزینه شخصی به تولید خلاقیت و ابتکار در آن بپردازند موکول نکنند ولی امتیازش را صاحبان صنایع و وارد کنندگان کالاهای مزبور ببرند و در این باره مهمترین اختراع و ابتکار ایرانیان حتی روی آوردن به انرژی اتمی و یا تولید گوسفند تک سلولی نیست و بلکه ساخت و ساز توام با ابتکار یک وسیله گرمایشی ضروری است که مردم ایران به صورت سهل الوصول و با هزینه کمتر و یا با سوخت کمتر بتوانند به گرمای بیشتر آن وسیله گرمایشی نایل آیند و یا در نقاط مختلف جغرافیای ایران دسترسی داشته باشند و یا در همان نقطه جغرافیایی امکان تعویض و یا تعمیر قطعات قابل تفکیک آن را به دست آورند که به دلیل کاربرد فراوان و دائمی آن وسیله گرمایش فقط آن قطعه مستهلک شده تعویض شده و بقیه سرمایه گذاری شخصی آنان برای وسیله گرمایشی مزبور لطمه نبیند و بتواند از این نظر نام یک بخاری ملی را در عصر پیدایش دانشگاه های نوآور و فن آور و یا عصر واحدهای صنعتی و اداری مدعی فن آورانه جدید را به دست آورند و از این نظر بیش از هر اختراع ایرانی روی آوردن به ساخت یک رشته آلیاژهای مخصوص که بتواند با انرژی کمتر و هزینه کمتر گرمای بیشتری برای تولید حرارات منزل و یا مغازه تولید بکند و یا هزینه تعمیر و تعویض قطعه مزبور نیز با مشاغل و حرفه های موجود شهرها به آسانی امکان پذیر گردند حق اختراعی است که هر شهروند ایرانی از دولت خود در دنیای فن آوری های عصر جدید می طلبد و مابقی فن آوریهای جامعه در مراحل اولویت دوم صنعتی قرار دارند و تکیه به نمایشگاه ها و سیمنارهای مبتنی بر این نوع اختراع نیز بر همه سیمنارها و نمایشگاه های دیگر ایرانی با هزینه دولت اولویت بالاتری دارد.
این وبلاگ شامل :