ضرورت تغییر بودجه مطبوعات توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی

از: دکتر محمد خالقی مقدم

مطبوعات یا رسانه از ریشه لغوی رساندن پیام دوسویه و متقابل بین دولت و مردم به یکدیگر و در راستای رتق و فتق امور کشور و حل معضلات آن است و از این رو متحمل هزینه هایی است که دولت های مختلف جهان ، امکان آن را در جامعه های خودشان فراهم می آورند و در ایران نیز همه مطبوعات، از بودجه دولتی ، ولی با  عنوان آگهی ها تغذیه مالی می شوند که اسپانسر آنها مدیران ادارات و مدیران شرکت های دولتی است، منتها به دلیل فقر سواد و برداشت غلط از بودجه آگهی ها تا به حال مفهوم آن برای جامعه ما روشن نشده است و بویژه در مراکز استانها که قبلاً مطبوعاتی نداشتند و لذا نظام کارشناسی سازمان مدیریت و برنامه ریزی آن استان هم آشنایی لازم با این مفهوم نیافته بود و یا کارشناس فرهنگی پردازنده آن بودجه در ادارۀ ارشاد نیز که آشنایی تخصصی با مفهوم مطبوعات ندارد و اصولاً در ساختمان ادارۀ مزبور نشسته و کوچکترین کار قلمی و یا تایپی و یا اجرایی مطبوعات را نمی بیند که بداند وضعیت ادارۀ بودجه مطبوعات چه جوری است ولی در مورد آن تصمیم هایی می گیرد که کاملاً غیر کارشناسانه است و یا روابط عمومی های ادارات که آنها را به نشریات می فرستند ولی هیچ گونه دیدگاهی ندارند که هزینه آگهی آنان در مطبوعات چگونه مصرف می شود و به چه مصارفی می رسد؟ و یا به چه نحوی باید قانوناً مصرف گردد زیرا اصولاً با پدیده مطبوعات جز آشنایی لغوی، آشنایی دیگری ندارند و از سویی دیگر با مجوز گرفتن تعدادی از نشریات از سوی ادارۀ ارشاد همۀ آنها از بودجه های دولتی آگهی استفاده می کنند ولی چون الگوی هزینۀ قانونی ندارند و یا فرمول اداری هزینۀ آن که به آنها ابلاغ اداری نشده است و یا تعریف اداری نشده است لذا هر کدام با انواع سلیقه های مختلف به مصرف می رسانند ، چون هر کدام در مقاطع مختلف هجده سال اخیر استان شکل گرفته  اند و از کادرهای مختلف گرداننده ای تشکیل می شوند که گاهی نحوۀ هزینه شدن بودجه مطبوعاتی را هم نمی دانند و لذا به انواع روش های سلیقه ای این بودجه دولتی ادارات مصرف می شود که ناشی از برنامه ریزی غلط سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان است و همین امر مشکلات بسیار زیادی برای همین نوع مطبوعات و در تداوم فعالیتشان در بر داردو نیز مشکلات زیادی برای نویسندگان این نوع نشریات و در بلاتکلیفی فعالیت و نوشتن در آنها  در بر دارد و نیز مشکلات زیادی برای مردم در انعکاس مشکلات خود به دولت و  از طریق وکانال مطبوعات بوجود آورده است و با آنکه مقدار زیادی هم هزینه های آگهی های دولتی همه ساله صرف مطبوعات استان می شود ولی هنوز نتوانسته است کارکرد مطبوعات  را که در جوامع مختلف دارد  و یا در علم جامعه شناسی و ارتباطات اجتماعی ، تعریف فونکسیونی آن وجود دارد بدست آورد و اگر هم تا به حال این نوع مطبوعات محلی پابرجا مانده اند به خاطر تلاش های دلسوزانه یک رشته نویسندگان استان می باشد که به خاطر اهالی شهر و به خاطر حس همدردی و حمایت از آنان در انعکاس مشکلاتشان به دولت پابرجا مانده است تا بتوانند به انواع طرق مختلف ، مشکلات ترافیکی و یا مشکلات  تحصیلی و یا مشکلات بیکاری و یا خانوادگی و یا بهداشتی شهر و ... را به گوش مسئولین دولت رسانده و یا با درج مقاله ها و گزارش های اجتماعی لااقل بتوانند راه حل های دسته جمعی به مردم شهر ارائه بدهند ولیکن امروزه به دلیل مشکلات مالی و شخصی خود که ناشی از گرانی های اخیر است همگی آن را ترک کرده و اگر هم بخواهند باز نظیر سابق مجانی هم با مطبوعات همکاری کنند به دلیل وضعیت بودجه آگهی های مطبوعاتی قادر به همکاری با آن ها نیستند چون که بودجه ی آگهی های مزبور  از طریق روابط عمومی های ادارات به دست مطبوعات می رسد که آگاهی های ضروری در مورد علل داده شدن آن بودجه ندارند مطبوعات هم مجبورند همۀ سطر ها و ستون ها و یا محتویاتی در داخل روزنامه ویا بیرون آن را به انواع اخبار اداری و یا درج آگهی های آنان و یا تسلیت به مقامات آنان و یا درج سخنان آنان و یا کارهایشان و یا عکس ها و یا تصاویر ورزشکارانشان و یا کارخانه ها و یا مدارس دولتی و یا آگهی های حصر وراثت و غیره ای که می فرستند مصروف گردانند و علی رغم مسائلی نظیرضرورت کرسی آزاد اندیشی و ارائۀ نظرات مردمی به دولت که در رسانه ها تبلیغ صوری می شود کاملاً برعکس شده است و رسانه های کنونی استان ، یک رسانۀ یکطرفه گقتگوی دولت با مردم شده است  زیرا در هیچ سطر و یا ستونی از مطبوعات و رسانه های مزبور جایی برای گفتگوی مردم با دولت و یا درج مشکلات ترافیکی و یا اقتصادی و یا فرهنگی و یا مقالات راه حل اجتماعی و یا انواع راهنمایی های دسته جمعی و آموزش های همگانی وجود ندارد زیرا همۀ آن سطرها و ستون ها را مسئولان استان ، به این دلیل پر می کنند که بودجه مطبوعاتی را با آگهی های خود می پردازند و در حالی که پدیده مطبوعات در جوامع دیگر جهان،  یک پدیده NGO و به معنی نهاد متقابل دولتی ملتی است(و نه دولتی کامل) که نشریات کنونی شهر امروزه شکل آن را به خود گرفته اند و لذا از مفهوم روزنامۀ مردمی به یک اخبار نامه داخلی ادارات تبدیل شده اند و بدون آن که کادر اداری مختلف که انواع مزایای پرسنلی در ادارات می گیرند و از راه دور اداری ولی با شگردهای مختلف صفحات آن را پر کرده ولی  با دست کسانی پر می کنند که از نظر نظام حقوقی و شرعی و قانونی و اخلاقی هیچگونه وجهی به آنان پرداخته نمی شود و یا ساعت کار آنان را رعایت نمی کنند و یا کیفیت کار آنان را رعایت نمی کنند و در حالی که در سراسر جامعۀ ما اشکال فعالیتهای اقتصادی گروهی  یا به شکل فعالیت اداری-  دولتی است ویا به شکل مؤسسات خصوصی است که با مبنای فعالیت و دستمزد مشخص است ولی در مطبوعات کنونی  استان که یک نهاد من در آوردی فعالیت است که نه دولتی است و نه خصوصی می باشد که صرفاً از انگیزۀ فردی نویسندگان دلسوز و با سوء استفاده ادارات  از آن عجین شده است و در نتیجه آن ، محتوای مطالب مطبوعات تل انباری از انواع نوشته های اداری می شود که صدای آه و ناله مردم در انعکاس مشکلات مختلف خودشان از لای هیچ سطر و یا ستون آن به گوش مسئولین دولت و مقامات کشور نمی تواند برسد و به همین دلیل ضروری است که سازمان مدیریت و برنامه ریزی که متصدی این نوع مدیریت مسائل عمدی است و یا متصدی برنامه ریزی برای این نوع امور آشفتۀ اداری است باید تجدیدنظر ضروری در بودجۀ غیر مستقیمی بکند که از طریق بودجۀ ادارات به آن مطبوعات می دهد و یا دخالت های کارشناسانه منطقی در نحوۀ مصرف شدن آن ها بعمل آورد  به ادارات مزبور ابلاغ نماید و نیز خود نحوۀ مصرف شدن آنها را کارشناسی بودجه ای کرده و نظیر پروژه های دیگر دولتی بکند که نظارت مصرف شدنش بر عهدۀ کارشناسان آن سازمان محترم است ، یعنی بودجه های پروژه های فرهنگی مطبوعات را نیز، نظیر همان الگوی پروژه های اداری نظارت بر نحوه تکمیل عملیات پروژه ای بنماید و به همین دلیل می تواند از ادارات مزبور بخواهد که چه مقدار همه ساله بودجه های مختلف خود را صرف این نوع آگهی های مطبوعاتی می کنند و پس خودش به جای روابط عمومی های ادارات آن ها را از کل بودجۀ آن دوائر دولتی تفریق بودجه ای کرده و مستقیماً به کارشناسی ادارۀ ارشاد بفرستد و در مورد نحوۀ مصرف شدن آن هزینه ها هم دوباره از همان کارشناسی مطبوعات ارشاد بخواهد که از مطبوعات استان اسناد اداری آن پروژه ها را برایشان بفرستند که شامل پروژه مقالات آموزشی و یا گزارش های اجتماعی و یا میزان فعالیت فرهنگی لازم و یا اندازه فعالیت و کیفیت آن فعالیت فرهنگی در هر نشریه استان می باشد و بر حسب نیاز تخصصی یک نشریه به فعالیت فرهنگی تخصصی روزنامه نگاری که هزینه بیشتری می طلبد نظیر نشریات تخصصی مقاله نویسی و تحلیلی و یا نشریه های صرفاًبا اخبار اداری و اخبار معمولی که هر کدام هزینه مختلف از زیاد تا کم را می طلبد و به آن میزان سنجش مصرف بودجه را بعمل آورده و از سویی دیگر طبق الگوی قانونی دوائر دیگر هم تعریف مشخصی برای نحوۀ هزینه شدن آن در نشریات مزبور به آنها ابلاغ دارد که در تعریف پرسنلی آنها و چارت سازمانی قانونی هر نوع مطبوعات باید رعایت شود و یا با آن پرسنل که نیاز است تا فعالیت مزبور انجام شود ولی گاهی برخی از مطبوعات استان بدون داشتن آن پرسنل تخصصی و یا کیفیت پروژۀ فرهنگی مطبوعات از بودجه های ناهمسانی را مصرف کنند که این پرسنل مصرفی کننده بودجه شامل پرسنل سردبیرکارآزموده و مقاله نویس علمی و گزارش نویس اجتماعی مطبوعات است و یا خبرنگار اداری معمولی و یا خبرنویس و یا تایپیست ماهر و یا تایپیست معمولی و یا مدیر اداری مطبوعات است و یا طراح مطبوعات و یا گاهی مسئول مدیریت صفحه است که بر حسب میزان و حجم فعالیتی که امکان دارد در برخی از مطبوعات پر حجم ضرورت داشته باشد وبعلاوه همه ساله می شود نحوۀ پرداخت های آنان را به صورت پرداختهای دائمی پرسنلی و یا پرداختهای مقطعی و یا با افزایش قیمت ها و متقابلاً با افزایش هزینه ی مزبور به آن نشریات از طریق تخمین کارشناسی خود بفرستد ومتقابلاً  اسناد مکتوب اداری آنان را به صورت اسناد مقاله و اسناد گزارش اداری و اخبار دولتی و یا طراحی های فنی و حجم بالمناصفه ای از مطالب مختص به «پدیده دولت» و یا متقابلاً به «پدیده مردم شهر»  از آنان بطلبد و از این رو نحوۀ مصرف شدن هزینۀ پروژه های فرهنگی مطبوعات را کنترل کارشناسانه بودجه ای کرده و به رؤیت دوبارۀ همان کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان برسد و در این راستای کارشناسی هایش به  نحوۀ مصرف شدن بودجه حتماً نظر کارشناسانه نویسندگان خبرۀ مطبوعاتی را که تفاوت مطبوعات تولیدی و مطبوعات کپی پیست کار (Copy/Paste) را می فهمندکه بیشتر مطبوعات مختلف  استان به دلیل ناآگاهیهای مردم از پدیده  مطبوعات به این شگرد روی می آورند را دریابند و یا مطبوعات با مطالب مفید و ضروری برای مردم را و یا مطبوعاتی که مطالب غیر مفید و غیر ضروری برای مردم درج می کنند تا از هم تشخیص بودجه ای داده شود و یا مطبوعاتی که دارای پرسنل متفاوت دائمی و یا مقطعی هستند  و یا پرسنلی که صرفاً اسامی آنها در لیست وجود دارد ولی عملاً در سازمان های دیگر شاغلند تا از این طریق کیفیت مطالب درج شده در مطبوعات استان کاملاً سنجش بودجه ای شود و از سویی دیگر ضروری است که ابلاغ گردد تا ادارات دولتی که می خواهند تا انواع اخبار اداری و کارکردها و عکس ها و تصاویر درخواستی و یا سخنان مدیرانشان و یا شرح حال مفصل کارشناسانشان در مورد وصف یک ساختمان اداری استان و یا پروژه عمرانی و یا یک گزارش ورزشی شان منعکس کنند که گاهی نصف صفحه یک مطبوعات را پر می کند تا به همان میزان مطالبی استان که اشغال می کنند یا هزینه اداره ی آن را پرداخته و یا حداقل با پرسنل درون اداری خود آن مطالب را خلاصه نویسی و تایپ اداری کرده و از طریق ایمیل به دفاتر مطبوعات بفرستند تا حجم کار پرسنل مطبوعات زیاد نشودکه از کادر اداری آنان نیستند و بلکه از کادر خصوصی هستند که باید از بودجه های مختلف استفاده استفاده بکنند و یا  حجم و ساعات کارشان افزوده نشود و بتوانند به درج مقالات و خواسته ها و تلفن ها و گزارش های مردمی نیز و در همان ساختمان مطبوعات شهر بپردازند و یا هزینه های ساختمان و کرایه و آب و برق و چاپ کاغذ و یا خرید کاغذ آن را درآورند وبعلاوه به دادگاه ها و اداره ثبت اسناد و سایر دوائر استان توضیه شود که به انحاء مختلف آگهی های خود را برای چاپ آنها به مطبوعات می فرستند که مردم شهر آگهی های خود را در یک مغازه تایپ خصوصی تایپ بدون غلط به عمل آورند وسپس  آن را در سی دی(CD) غیر آلوده به ویروس به دست متصدی مطبوعات بسپارند و یا صرفاً برای چاپ گردن بفرستند زیرا در حالی که چند سال است که آنها علیرغم افزایش قیمت هادر جامعه قیمت های آگهی های مزبور را نیز گران نکرده اند ولی فعالیت اضافی تایپ آن را نیز به گردن کادرمطبوعات می افتد که هیچ گونه بیمه و یا ناهار اداری و یا مهد کودک و یا ماشین اداره و یا خدمات دیگری ندارند که پرسنل ادارات دیگر دارند تا از این طریق با کم شدن حجم کار صفحات مطبوعات که به صورت انواع مسائل تحمیلی بر دوش گرفته اند که حتی گاهی درج خاطرات شخصی سفارشی هم دارند و یا گاهی به خاطر مسائل سفارشی ویا جهت مشهور شدن برخی از افراد، همه ستون های آن هم پر می شود تا از فعالیت طاقت فرسایشان کاسته شده و بتوانند برای انعکاس مشکلات مردم در مورد راه حل های ترافیکی و یا اقتصادی و یا اجتماعی و یا انواع آموزش های همگانی که مردم شهر به آن نیاز دارند آن صفحات باز شود زیرا صرفاً از طریق مطبوعات است که این نوع آموزش های همگانی می تواند به مردم شهر ارائه گردد چرا که نه آموزش های پایه ای که بعهده آموزش و پرورش که آموزش های گذاشته شده صرفاً درسی و غیر مرتبط با زندگی اجتماعی است و یا امور آموزشی دانشگاه ها که بودجه های کلانی را توسط آن سازمان محترم به آنها داده شده ولی کاملاً آموزش های غیر کاربردی و گاهی غیر مفید است واغلب به درد زندگی جمعی مردم ایران نمی خورد و لذا  نمی تواند جایگزین آموزش های همگانی شود که تنها مطبوعات کشور قادر به ارائه آن نوع آموزشهای همگانی هستند ولی متأسفانه هنوز بودجه آن هم به آنها داده نمی شود که باید علاوه از بودجه های کنونی تبلیغات اداری استان به بودجه جدید مطبوعات اضافه گردد و یا ضرورت دادن آن بودجه آموزش همگانی به مطبوعات به دولت و مجلس تذکر داده شود و یا در بودجه ریزی عمومی سالیانه هر استان لحاظ شود که به مجلس می فرستند و برای آن که نحوه هزینه شدن آن و براساس فعالیت هر پرسنل مطبوعاتی هم مشخص و معین گردد ضروری است که به سازمان فنی و حرفه ای استان ابلاغ گردد که به افراد موجودی که در مطبوعات استان فعالیت کرده اند  و یا هنوز فعالیت می کنند یک نوع گواهی مهارت حرفه ای داده شود که چگونگی آن گواهینامه بر مبنای اسناد معتبر ارائه شده توسط مطبوعات باشدکه در مورد فعالیت گذشته آنان است که کاملاً غیر رفاقتی و غیر سفارشی و کاملاً مستند ادواری باشد  تا بر مبنای همان اسناد معتبر مطبوعاتی آنان گواهینامه حرفه ای مطبوعاتی به آنان داده شود که شامل رسته های شغلی فوقانی است که در سطور بالا ذکر کردم و تنها سردبیران و مقاله نویس های علمی آنان هستند که گواهینامه تحصیلات  هیئت علمی و یا تحصیلات رسمی کلاسیکی دانشگاهی و اسناد معتبر دارند با ضمیمه اسناد فعالیت علمی مطبوعاتی گذشته آنان وجهت ارائه گواهینامه های حرفه ای هم متحمل است.