مطبوعات سر سفره خانه پدري نشستن نيست!

دکتر محمد خالقی مقدم

در افشاگری اجتماعی وضعیت گروه بندی مطبوعاتي هاي، واقعیتی وجود داردکه تا به حال به خاطر منافع مردم شهرمان و پا گرفتن پدیده نو پای مطبوعات مخفی کرده بودیم تا یک ارگان اجتماعی مفيد نشریه در شهر پابگیرد و به خاطر منافع مردم دوام داشته باشد و در آن نشريه بشود با قلم نویسندگان شهر مشکلات مردم زنجان را به مسئولان منعكس نمود و همین انگیزه پاک اجتماعی بود که زمینه پلکان شدن خود آنها را برایشان فراهم کرده است و یا باعث پنهان ماندن مشکلات آنها از دید مردم شهر شده است که دیگر خواب خوش آنها تمام شده است زیرا کسانی که تا به حال در این نوع از نشریات به صورت افتخاری و مجاني یا به صورت دوره های آزمایشی و آزمایشگاهی کار می کردند دیگر پایان یافته است چرا که  به خاطر گرانی های زندگی اجتماعی و یا مشکلات زندگی شخصی دیگر نخواهند توانست در کانون های مطبوعاتی شهر حضور یابند و صرفاً نهادهای اجتماعی باقیمانده از گذشته ولي  به صورت نهادهای رانت خوارانه و صرفاً از عنوان و لقب مطبوعاتي آن برای اخذ انواع پول ها سوء استفاده بشود و به همین دلیل پدیده ای که از دو سال قبل شروع شده است و اکنون هم در حال تکمیل شدن می باشد این است که یا باید مطبوعات مزبور کاملاً تعطیل گردند و یا کسانی که از نام نویسندگان و یا از مقالات و یا از اشعار و نوشته ها  و یا زحمات كادر آنان انواع سوء استفاده های مختلف می کنند به این امر پایان بدهند زیرا مطبوعات برخلاف ارگانهای اداری کشور نه واحد اداری است كه بودجه دولتی داشته باشدکه ردیف بودجه خاص اداری برای آن وجود داشته باشد و یا  مسئول طرح برنامه و بودجه، پیگیر اداره آن باشد و نه مثل مؤسسات خصوصی اقتصادی است که مدیر عامل و یا مدیر مسئولش در قبال هزینه هاي فعاليت هر کارتایپی و یا هر طراحی و یا هر چاپ کاغذ و تكثير غیره از مردم پولی بطلبد و به علاوه به همان اندازه اخذ پولهای شخصی خود از مشتریانش هم به کادر تایپیست و یا طراح و یا نویسنده و  یا جهت اجاره و آب و برق خود پولی بدهد و بلکه تا به حال اکثر نویسندگان مطبوعات مختلف شهر که باعث شکل گیری مطبوعات زنجان شدند ویا باعث اشتغال 50 ، 60 نفر در شهر شده اند صرفاً به صورت افتخاری و مجانی در این نهاداجتماعی کار می کرده اند تا پدیده ای به اسم تعدادی مطبوعات در شهر زنجان شکل بگیرد ولي فرصتی نیست که همه مدیران شهر، مطبوعات را پلکان تبلیغات شهری خود بسازند و یا معدودی از افراد از راه پول آگهی های آن فقط زندگی های شخصی خود را اداره بکنند ولي در نشريه خود به ديگران كمك نكنند و حتا در برخي از نشريات مسوول يك صفحه بندي با فریب تایپیست های آن نشریه بدون آن که پولی به وی بدهند شعر خود را در آن نشریه چاپ کرده و يا از همان تایپیست كار مجاني بکشند و یا مسئول صفحه دیگری در نشريه مزبور به همین ترتیب عمل بکند و تعريف و تحسين دوستش را در همان نشريه كه كار مي كند و با كاركشيدن از همان تايپيست مجاني انجام بدهد و پولي هم به او ندهد و یا فرد کارفرمای نشریه ی دیگری بدون این که کادر مجموعه خود را به جای واداشتن به فعالیت زحمت کشانه و توليدي نویسندگی و تایپ صرفاً با کپی پیست اخبار مجانی ادارات را که در کامپیوتر ها مدیران از برای تبلیغات خود گذاشته بودند در آن نشریه خود  فوراً چاپ کرده و به جای آن که نام آن را « مدیر نامه » بگذارند افکار عمومی شهر را به غفلت انداخته تا بابت آن پولهای کلان آگهی بگیرند و یا تعدادی دیگر از افراد جوان نو پا و خام شهری با اختراع پدیده ایسنا کاری بکنند که فعالیت طاقت فرسای صدها نویسنده شهر را که تا به حال به صورت مجانی کار کرده اند تا مطبوعات پا بگیرد خراب بکنند تا خود مقداری پول در ازای اخبار ادارات بگیرند و به همین دلیل امروزه این نوع از افراد باید توجه داشته باشند در جایی که کار می کردند نظیر خانۀ پدریشان نیست که خود آن را نساخته بودند و یا خود سر سفره ی آن غذا نیاورده بودند ولی با بی خبری و با خام خیالی و بی تجربگی ایام جوانی در سر سفره ی آن اشتغال برای خود بوجود آورده اند و بدون آن که بدانند پدیده مطبوعات چیست؟ و برای چه بوجود آمده است؟ و از چه طریق ارتزاق می کنند؟ و یا از چه طریق به کاروفعالیت آنها نیاز افتاده است؟ و یا به چه دلیل برخلاف هزاران جوان بیکار شهری امروزه كمي شاغل شده اند ؟آری مطبوعات خانۀ مشهدی قنبر نیست که افرادمختلف نسبت به علت پیدایش آن بی خبر بمانند و با بی خیالی کامل یکی شعر خود را در آن  چاپ بکند تا مشهور شود ولی به تایپیست آن نشریه پولی ندهد و یا فلان معلمی که فرضا آموزش و پرورش گفته است که اگر فلان مقاله را چاپ بکنی و بیاوری و در کارگزینی به تو ارتقا شغلی می دهیم یکسره راهی يكي از مطبوعات بشود و آن را مجانی چاپ بکند تا خود یک رتبه اداری بیابد و پول آن را بگیرد و یا فلان مدیری که احساس نیاز به مشهور شدن شدید می کند یک جوان  خام و بی تجربه ایسنا را گیر آورده و دستور بدهد تا کارمندش یک مدح نامه ای در مورد وی و کارهایش در اداره به ایسنا ایمیل کرده و او هم به جای نگه داشتن اخبار آن در حافظه کامپیوتري ايسنا که هیچ کس آن را نمی بیند فوراً در یک نشریه کاغذی شهر و به صورت مجانی چاپ بکند و بدون آن که بابت چند هزار چاپ صفحه کاغذي و یا طراحی و یا پخش و نشر آن اخبار دیناری پول اداري بدهد و نویسندگان شهر را خر حمال گیر آورده و مجانی در خدمت تبلیغات شخصی خود قرار بدهند .و از سوی دیگر باز عصر بی خبری و بی خیالی در مورد همکاری افراد مختلف در مطبوعات هم گذشته است که ندانند چه وظایف اقتصادی و یا احساس مسئولیتی شغلی وتعهد مالی در قبال همدیگر دارند، از قبیل مدیر مسئول و يا سردبیر نشریه و يا مسئول صفحه خاص و يا تایپیست و يا شاعر نشریه و يا پخش کننده و یا هر، مراجعه کننده ای که احساس نیاز شدید به مشهور کردن خود از طریق مطبوعات مزبور دارد و یا آن  ، کادر ایسنا که پشتیبان خبری مطبوعات شده است و به جای آن که آنرا صرفاً در حافظه کامپیوتر خود بگذارد مرتباً به نشریات کاغذی بدهد تا یکی دیگری پول آن را بگیرد .آری این قبیل از افراد در قهوه خانه مشهدی قنبر و یا فلان مجلس فاتحه ننشسته اند که بعد از مصرف چند مَن توتون و تنباکو  در مجلس آن مرحوم و بعد از مصرف مقدار زیادی توتون و قلیان که مخارجی برای آن صاحب عزاي برگزار کننده ای در بردارد تازه بگویند خدا رحمت کند چه کسی مرده بود(؟)آری این نوع افراد همگی باید چشم وگوش خود را باز کنند و ببینند علت شکل گیری و دوام مطبوعات شهر تا به حال چه بوده است ؟تا هر کسی وظیفه و نقش خود را در قبال دیگری بهتر بفهمد و دیگر به خاطر گرانی و مشکلات زندگی اجتماعي نمی تواند هر کسی به صورت عشقی در آن نشريه شعری را که تازه سروده است بياورد تا در جمع شعراي ايران سَری در آورد و به چاپ برساند و یا به دوستش بسپارد که یک شرح زندگی شخصی از او را در فلان نشریه چاپ بکن و بدون آن که خودش آن را تایپ بکند و یا به تایپیست آن پولی  بدهد و يا آن تعداد از جوانان بیکار شهری که اكنون در ايسنا شاغل شده اند فرضا و یا فلان نوبسندگان مجاني كار نشريات ديگر را سركار بگذارند و یا فلان مدیر مسئولی که تا به حال یک کلمه هم در همان نشریه خود ننوشته است و یا نمی تواند بنویسد ولی به عنوان پدیده مطبوعات آن را بهانه کرده است و در هر جلسه مهمانی دولتی و به عنوان اهل مطبوعات خود حضور بیابد و یا فلان مسئول اداره مطبوعات اداره ارشاد که خود تا به حال کوچکترین مطلبی در نشریات شهر ننوشته است و یا آن را تایپ نکرده است و یا زحمت پخش آن را نکشیده است زیرا حقوق اداری اش بیشتر برایش منافع در بر دارد و به راحتی می تواند جهت حل مشکلات شخصی اش انواع خدمات اداری هم  از همان مدیرش بطلبد و یا افزایش سنوات اداری و یا بیمه اش را در همان اداره خودش بهتر بکند مي بايست به جای کارشناسی مطبوعات در اداره ارشاد بايد همان ،شغل اداری خود را در اداره ارشاد رها کرده و خود در همان نشریه ای که کادرش تا به حال در آن مجانی کار کرده اند قلم بزند تا وی به عنوان کارشناس اداری فعالیت آنان تلقی نشود زیرا گاهی تا به حال 60،70 نفر نویسنده و تایپیست و ... و در طول  دهها سال بابت کارشناسی وی پولی نگرفته اند و یا کسانی که اصلاً اهل قلم نیستند ولی کوچکترین سطری هم تایپ نکرده اند و بیشتر کپی پیست کارهای دیگران را انجام داده اند با کارشناسی های اداري وی پول های کلان آگهی گرفته اند و یا فلان مدیری که خوب یاد گرفته است که چگونه از وجهه مطبوعات برای تبلیغات شخصی خود استفاده بکند فوراً کارمند خود را خواسته و از وی می خواهد که در ازای حقوق اداری اش یک مدح نامه ای هم از سخنان اش و یا از عملکردهای اداری است که معلوم نیست انجام داده است و یا نداده است هم تایپ و تحریر اداری کرده و آن را به مسئول نامه رساني اتوماسیون و زير ديپلم اداره اش بفرستد كه با ماشين شيك سمند اداره مي چرخد تا به صورت ایمیل در اسناد حافظه ایسنا گذاشته و او هم به جای آن که در همان حافظه کامپیوترش نگهدارد فوراً از ستون یک نشریه كاغذي آن مدح نامه را بیرون می آورد تا مردم نشريه كاغذي را مردم در منازلشان بخوانند و این قبیل از افراد جوان ایسنا باید بدانند که مطبوعات مدح نامه ی مدیران نیست و یا مدیر نامه نیست که آنان برای اشتغالزايي خود آن را اختراع اجتماعی کرده اند و خود آنان باید کار در ایسنا را رها کرده و بیایند در همان نشريه كاغذي و به جای همان تایپیست هایی که تا به حال در مطبوعات پول نگرفته اند و یا نویسندگانی هستند که تابه حال پول نگرفته اند در همان مطبوعات کاغذی کار بکنند.تا از این طریق بدانند که زرنگی و رندی چه مزه ای دارد که دیگران را با این شگردهای خود چگونه به کار مجانی وا می دارند و يا اهل شهر هم باید چشم و گوش خود را باز کنند و به نکته ای که تا به حال نویسندگان مطبوعات شهرشان نگفته اند و به خاطر منافع آنان سکوت کرده بودندو به آنان نگفته بودند این است که هر کاغذ پاره ای مطبوعات نیست که آنان فکر می کنندکه فوراً  با دیدن آن در فلان باجه ی مطبوعاتی شهر و یا در فلان مغازه ی بقالی شهر  و در كنار سبزي و باقلاي خود گذاشته اند و از مطالب آن سود مي برند و يا آن مشتري هم فكر مي كند در آن نشريه مطالبی را به نفع خود در آن می یابند و بلکه اختراع مطبوعات به خاطر انعکاس مشکلات مردم شهر طراحی اجتماعی شده بود و نویسندگان و شاعران شهر هم تا به حال به خاطر درج مشکلات آنان تا به حال مجانی وافتخاری کار کرده اند و در مورد فعالیت مجانی خود هم تابه حال سکوت کرده اند ولي اكنون بدانند که هر چیزی که با عنوان مطبوعات و یا نشریه و یا با عناوین دیگری مردم شهري مي باشد و با عناوين مختلف شهر زنجان چاپ و پخش می شود نامش مطبوعات نیست و بلکه از محتوای درونی آن می شود فهمید که آیا مدیر نامه است و یا مدح نامه است و یا به انعکاس مشکلات مردمي آنان می پردازد که بابت خواندن مدح و ثنای فرد دیگری که کاری از آن مردم شهر پیش نمی برد نه پولی از جیب خود بیرون آورده و به آن بدهند  و نه چشم خود را به خاطر خواندن آن مدح نامه و مدیر نامه و ثنا نامه در مغازه و منزل خود کور بکنند.