تاريخ اجتماعي بازار سنتي زنجان
تاريخ اجتماعي بازار سنتي زنجان
بررسي از دكتر محمد خالقي مقدم
عضو هيأت علمي دانشگاه زنجان
توجه و دقت اجتماعي به سابقهي تاريخي بازار سنتي زنجان براي هر شهروند كنوني، اهميت دارد. زيرا بازار سنتي زنجان، از معدود بازارهاي سنتي ايران است كه قدمت بسيار ديرينهاي دارد. و از نظر قدمت تاريخي و كاركرد تجاري بازار سرپوشيده و از نظر تعداد كاروانسراها و ميادين اقتصادي و سنتي آن، از معدود بازارهاي سنتي ايران است كه نظير آن تنها در چند شهر ايران ديده ميشود.و
لازم به ذكر است كه بازار سنتي زنجان با پيدايش پديدهي پول (يعني درخم و دريك هخامنشي) و با پيدايش نهاد اقتصادي مبادله كالا به وسيلهي پولهاي مزبور كه در ادوار گذشته تاريخي به صورت معادلهي پاياپاي (جنس با جنس) بود. و كم كم زمينهي پيدايش قشربندي اجتماعي كوچكي به نام تاجر و يا بازاري را فراهم كرد كه در بيرون كهندژ نظامي باستاني شهر زنديگان{يا زنگان و زنجان كنوني} كه گاهي براي مبادلهي كالا، موقتاً تجمع ميكردند. به ويژه آن كه اين كهندژ نظامي در مسير جادهي ابريشم بود و نيز در مسير گذرگاههاي عبور و مروري ما بين دو شهر باستاني، تخت سليمان (يعني در غرب زنجان) و تخت جمشيد در فارس، كه دائماً كاروانهاي نظامي و حكومتي و زيارتي زرتشتي كه براي زيارت معبد ديني تخت سليمان گروه گروه ميآمدند و از كنار دژ نظامي زنديگان ميگذشتند و در نتيجهي اين عبور و مرورها، تعدادي از قشربندي جامعهي روستايي آن دورهي تاريخي، از قشر مزبور، تفكيك اجتماعي شده و اين بار به صورت پيله وران خرده پا در آمدند و تجارت آنان هم فقط در برخي از فصول سال و يا ماهها بودكه مايحتاج تغذيهاي و پوششي ساير قشربنديهاي روستايي پيرامون شهر زنديگان و يا نظاميان درون كهندژ زنديگان و يا نظاميان در حال گذر از كنار اين كهندژ نظامي و يا كاروانهاي زيارتي مسير مزبور را فراهم ميكردند و اين فرايند اجتماعي در دورهي اشكاني و ساساني تنها اندكي به رشد قشربندي مزبور منجر شد و آن هم تنها به رشد آنان در بيرون كهندژ نظامي شهر و بنام ربض شهر زنگان منجر گرديد، اما همچنان بازار مزبور در اين ادوار تاريخي اشكاني و ساساني بيشتر از نوع بازارهاي ساليانه و يا ماهيانه و يا گاهي بازار هفتگي موقت بود ( و نظير چهارشنبه بازار يا جمعه بازار و يا شنبه بازار كنوني شهرهاي شمالي كشور) كه احسنالتقاسيم مقدسي در اوايل دورهي اسلامي نيز به تعدادي از آنها در خوزستان و يا ماوراالنهر و آذربايجان و در صفحات مختلف كتابش اشاره كرده است. زيرا با شكلگيري حكومت اموي و عباسي و با تسلط آنان بر ايران و شهرهايش، اقوام حاكم عرب، چندان به تجارت و داد و ستد اقتصادي و رونق دادن آن علاقه نشان نميدادند زيرا بيشتر منابع درآمد اقتصادي خود را از راه نظام زمينداري بهتر ميدانستند تا از راه تجارت، و به همين دليل هم است كه در چهار قرن اول هجري و در اغلب منابع تاريخي آن دوره، به جاي آن كه با واژه كاروانسرا روبرو شويم كه كاركرد تجاري دارند در اكثر منابع تاريخي با واژهي رباط سرو كار داريم كه به معني ربطدهنده است كه به صورت يك نوع كانونهاي مكاني بودند كه بيشتر از آنكه به صورت سازماني براي تجارت و گذركاروانهاي تجاري باشند، بيشتر يك نوع مكانهاي نظامي بودند كه ربطدهنده تشكيلات نظامي اعراب بودند و يا محل زندگي صوفيانِ مُبلغ غازيان (يا غزوه كنندگان اعراب) بودند كه از طريق “رباطهاي نظامي مزبور” به يكديگر ربط نظامي مييافتند به همين دليل هم آنها را رباط ميگفتند و در اكثر منابع تاريخي اين دوره هم به نام رباط آمدهاند. و ولذا در اكثر منابع تاريخي چهار قرن اول كلمهي كاروانسرا كه جنبه تجاري داشت به شدت محدود است و نيز پديدهي اجتماعي پيدايش كاروانسرا به جاي رباط و يا تغيير مكاني كانونهاي داد و ستد از بيرون شهرها و يا مستقر در ربض بيروني شهرها به كانونهاي تجاري در درون قلعه شهرها و يا در كنار مسجد جمعههاي داخل شد از دورهي سلجوقيان است كه بازارها در كنار مسجد جمعههاي درون شهرها پديد ميآيند و به نقل احسن التقاسيم مقدسي تفكيك و تمايز شهر از روستا در چند قرن اول اسلامي هم به وجود همين مسجد جمعهها بود كه اعراب بوجود آورده بودند ولي هنوز بازاري در كنار آن مسجد جمعهها شكل نگرفته بود و شهر زنجان هم به خاطر داشتن مسجد جمعه از همان قرن اول هجري شهر محسوب ميشد ولي استقرار بازار در كنار مسجد جمعهاش از دورهي سلجوقيان است كه بيشتر از اعراب، به رونق كاروانهاي تجاري و داد و ستدهاي اقتصادي در حوزه امپراطوري خود بها ميدادند. و به همين دليل هم همانطوري كه ناصرخسرو در كتاب سفرنامهي خود، از كاروانسراهاي اصفهان در دوره سلجوقي نام ميبرد. كتاب تاريخ الوزراء دورهي سلجوقي هم در ص 140 خود از لشكرگاه سلجوقي در بيرون شهر زنجان و از كاروانسرايي در درون آن خبر ميدهد و همين منبع تاريخي، سندي است كه نشان ميدهد كه بازار سنتي كنوني زنجان، قبل از دورهي قاجاريه و در دورهي سلجوقيان شكل گرفته است و “هستهي اوليه بازار كنوني” آن در درون شهر زنجان به دروهي سلجوقيان برميگردد و كتاب ديگر دورهي سلجوقيان يعني كتاب آثار الوزراء هم در ص 248 خود به دارالشفا و مدرسهاي اشاره دارد كه برادر نايب الحكومه سلجوقي زنجان و به نام مجدالدين كاشي در زنجان و ابهر ساخته بود و احتمالاً اين مدرسه و دارالشفاي زنجان در كنار دارالحكومه سلجوقي شهر و در جنب بازار آن ساخته شده بود و نيز در همين منبع تاريخي در ص مزبور اشاره دارد كه نايب الحكومه زنجان به نام معينالدين كاشي (يعني برادر مجدالدين كاشي ذكر شده) از راه دهقنت (يعني دهقاني كه در ادوار گذشته به معني مالك بود و نه رعيت، و وي دهقان بزرگ و يا مالكيت اراضي زنجان را داشت) و نيز به نقل همين منبع تاريخي از راه تجارت اموال، استظهار (يعني ثروتهاي زياد) حاصل شد كه منبع و مأخذ مزبور نشان ميدهد كه نايب الحكومهي سلجوقي مزبور و برادر كاشي و يا كاشانياش به داد و ستد و تجارت در شهر زنجان ميپرداختند كه از راه تجارت مزبور، اموال زيادي هم بدست آورده بودند و بخشي از آنها را هم در كار ساختن مدرسه و دارالشفاء زنجان و دركنار بازار آن و دارالحكومه خود خرج كرده بودند. و همين منبع تاريخي بيان ميكند كه آنها خواهرزادهي امير قماج سپهسالار بزرگ ملكشاه سلجوقي بودند و ملكشاه هم زنگان و ابهر و طارم را به اقطاع به امير قماج مزبور داده بود و ايشان هم از طرف خود برادرزادهي خود را نايب الحكومه زنجان نموده بود و به علاوه ص 81 كتاب آثار وابنيه تاريخي شهر كاشان هم نشان ميدهد كه چگونه مجدالدين عبدالله فضلابن محمود كاشاني يا كاشي (يعني برادر نايب الحكومه زنجان) چگونه علاوه از ساختن مدرسه در كاشان، در شهرهاي زنجان، گنجه، آران نيز مدارس و قناطر(يعني پل) و مشاهد (يعني آرامگاه) و رباطات وخانات ( يعني كاروان سراها ) بنا نهادند و قنوات احداث كردند و چاههاي آب پديد آورده بودند و ص 80 كتاب مزبور اشاره داره كه صفيالدين ابن طاهر كاشاني ملقب به عزيزالحضرت كاشي كه از مشاوران ملكشاه و از دستياران خواجه نظام الملك بود، نيز در زنجان ، ابهر، گنجه، آران و كاشان مدارس و دارالشفاء ( يعني بيمارستان )ايجاد نموده بودند.
و اين نوع رباطات و خانات{ يعني كاروانسراهاي } ساخته شده بوسيله مجدالدين كاشاني و عريزالحضرت كاشي در زنجان و يا كاروانسرايي كه كتاب آثارالوزراء در ص 140 خود از آن نام ميبرد در نظام داد و ستد سلجوقيان موثر بود كه اصفهان و همدان ( يعني دارالسلطنهي سلجوقيان) را تا محدودهي شهرهاي مديترانه ربط ميداد كه سلجوقيان ترك آنها را به تصرف در آورده بودنده و اقوام ترك سلجوقي در آنها ساكن شده بودند كه در چهار قرن قبلي اعراب نتوانسته بودند آنها را از چنگ امپراطوري روم شرقي خارج سازند.
و نتيجتاً زنجان و كاروانسراهاي تجاري آن در دورهي سلجوقيان و بويژه در اواخر دورهي تاريخي مزبور، و در محور ارتباطات بازرگاني بين همدان.(دارالسلطنه سلجوقي) و شهرهاي كنار مديترانه قرار داشت و لذا رونق تجاري زيادي يافت.
و براي وصل شدن اين محور تجاري دارالسلطنهي همدان تا شهرهاي كناره مديترانه، همانطوريكه منابع تاريخي مختلف. ذكر ميكنند شاهان و امراء سلجوقي انواع كاروانسراها در مسير شاهراه تجاري مزبور ساختند كه از كاروانسرا تجاري اتابك محمد سلجوقي گرفته كه به نقل ص 164 كتاب نزهتهالقلوب حمداله مستوفي در محور راه همدان ـ سلطانيه قرارگرفته بود تا كاروانسراهاي
كمالالدين راحت در آسياي صغير و در محدودهي سلاجقهي روم بود كه در ص 182 كتاب سلاجقه روم به آن اشاره شده است و يا كاروانسراي آلتونيه و مندرج در ص 298 كتاب مزبور و يا كاروانسراي توقاي در ص 268 و 269 و 538 و 543 كتاب مزبور و يا كاروانسراي علاءالدين سلجوقي و در ص 351 و يا كاروانسراي قراطاي و مندرج در ص 380 كتاب مزبور و يا كاروانسراي پروانه در ص 436 و يا كاروانسراي خواجه مسعود و مندرج در ص 435 كتاب مزبور و يا كاروانسراي علائي و در صفحات 408 و489كتاب مزبور و يا كاروانسراي قليچ ارسلان سلجوقي در ص 409 كتاب سلاجقهي روم. به هم وصل ميشدند و در اواخر دورهي سلجوقي با تضعيف شهر اصفهان و دارالسلطنه همدان كه در اختيار خوارزمشاهيان قرار گرفته بود اما به دليل استقرار نظاميان سلجوقي ترك در منطقه زنجان، اين منطقه در اختيار خوارزمشاهيان قرار نگرفت و در نتيجه بازار سنتي زنجان و كاروانسرايش به دلايل سياسي ـ مزبور بيشتر از گذشته رونق يافت و به غير از خاندان كاشيها، خاندان ال ققشود و يا ايل قفشود زنجان هم كه خاندان مهم شهر زنجان بودند در تجارت زنجان و رونق كاروانسراهاي بازارش نقش بيشتري يافتند.
و لذا در اين دورهي تاريخي است كه “هستهي اوليه بازار سنتي زنجان” در مسير تجاري مزبور و با ساخت و ساز كاروانسراهاي مزبور به وسيلهي مجدالدين كاشي و برادرش و يا صفيالدين كاشي و ديگر امراي سلجوقي مثل ايل قفشود، رشد تجاري بيشتري يافت و به همديگر وصل شدند و با روي كار آمدن خوارزمشاهيان، زنجان و شهرهاي آذربايجان، همچنان در حيطهي اقتدار سلجوقيان غرب آذربايجان بود. تا اينكه مغولها بعد از سال 617 به زنجان حمله كردند و در فاصله سالهاي617 حمله چنگيز خان به ايران و تا سال 657 حمله هلاكوخان ايلخاني به ايران، بازار سنتي سلجوقي زنجان به دليل جنگ و درگيري وبه دليل فقدان سيستم سياسي لازم، دچار ضعف شد ولي با استقرار هلاكو در مراغه و با تبديل شدن شهر تبريز به وسيلهي غازانخان به پايتختي در غرب زنجان و با تبديل شدن سلطانيه به پايتخت جديد در شرق زنجان به وسيلهي سلطان محمد خدابنده و ابو سعيد ايلخاني و نيز با ساخته شدن تعدادي زيادي كاروانسراي تجاري در هر دو شهر سلطانيه و تبريز به وسيله خواجه رشيدالدين فضل الله كه در اواخر عمرش هم به عنوان وزير، اغلب در شهر سلطانيه زندگي ميكرد و به نقل منابع تاريخي، كاروانسراهايش در سلطانيه هم بسيار مجللتر بود و نيز بنا به نقل منابع تاريخي ديگر مقدار زيادي كاروان تجاري هم خودش و فرزندانش به راه انداخته بودند و از اين راه از ثروتمندترين وزراي ايران بودكه خانم لمبتون به آن اشاره كرده است. ولذا زنجان و كاروانسراها و بازارش در محور رفت و آمد دائمي اين كاروانهاي تجاري ـ نظامي از شهر سلطانيه تا تبريز و از آنجا تا بغداد و دمشق و قونيه و آنطاكيه مجدداً رونق تجاري يافت و بويژه آنكه صدر جهان زنجاني و قطب الدين زنجاني برادرش، هر دو وزير و قاضي گيخاتو ايلخاني هم بودند و به دليل قدرت سياسي خود، به رشد منطقه تجاري زادگاه زنجان خود كمك كردند و وزراي ديگر ايلخاني هم به تبعيت از آنها و رشيدالدين فضلالله مجبور شدند كه در محور راههاي زنجان ـ تبريز نيز براي اقامت مسافران و تاجران تعدادي كاروانسرا بسازند كه كاروانسراي تاريخي كنوني در دهستانهاي زنجانرود بالا و پايين و بنامهاي كاروانسراي جمال آباد و يا كاروانسراي سرچم و يا كاروانسراي نيك پي حاصل ساخت وساز اين دورهي تاريخي است.
و بهمين دليل حمدالله مستوفي در ص 182 كتاب نزهت القلوب خود به اين امر اشاره كرده است و در اين باره مينويسد:
شاهراه غرب من سلطانيه الي قونيه روم، اقصي حدالايران، سيصد و يك فرسنك و من سلطانيهالي تبريز و از سلطانيه تا زنجان پنج فرسنگ و از او تا رباط نيك باي ( يعني نيكي پي كنوني ) كه وزير خواجه تاجالدين عليشاه ميساخت، سي فرسنگ و از او تا سرچم هفت فرسنگ و در اين مرحله خواجه غياث الدين امير محمد رشيدي { يعني فرزند رشيدالدين فضل الله وزير } رباطي ساختهاست و برادر او خواجه جلالالدين رباطي ديگر كرده است.
و با سقوط حكومت ايلخانيها و با پا گرفتن حكومت آل جلاير كه تبريز وسلطانيه را همچنان مركز قدرت خود قرار داده بودند، هر چند بازار زنجان با مقداري ضعف اقتصادي روبرو شد و با پديد آمدن حكومت تيموريان او نيز مدت سي و شش سال وي در اردوي نظامي متحرك، دائماً مشغول لشكر كشي بود. اما بخاطر مسايل سياسي ـ امنيتي زنان و فرزندان خود تيمور كه اغلب در شهر سلطانيه زندگي ميكردند و تنها در مواقعي كه تيمور ميخواست زنانش براي ملاقات او به اردوي نظامياش اعزام ميشدند و برخي از نوادههايش و از جمله الغبيگ نيز در شهر سلطانيه زاده شده بود اين محور راههاي تجاري را امن نگه ميداشت و فرزند ديگرش نيز به نام ميرانشاه در تبريز مستقر گردانيده بود ولي بعداً ميرانشاه با افتادن از اسب و با جنونيافتنش بسياري از آثار معماري خواجهرشيدالدين فضلالله را در محله ربع رشيدي تبريز و در شهر سلطانيه و احتمالاً در زنجان هم تخريب كرد و همين امور باعث شد كه تيمور او را بركنار كند. بعد از وي نيز شاهرخ فرزندش با قراقويونلوها كه مركز حكومتشان تبريز بود درگيري داشت و لذا در اواخر دورهي تيموريان كه دورهي حكومت قراقويونلو و آققويونلو بود زنجان در مرز كشمكش آنها با حكومت تيموريان قرار داشت كه مركز قدرتشان در شهر هرات واقع بود و لذا در اواخر دورهي تيموريان و دورهي قراقويونلو و آققويونلو و اوايل دوره صفويه اين منطقه و بازار زنجان به مدت دو قرن دائماً در معرض كشمكشهاي سياسي و نظامي و يا در معرض انواع زلزلهها، كاروانسراها و بازارش تخريب و تا حدي رونق تجاري خود را از دست داد كه كلاويخو و شاردن به آن اشاره كردهاند.
بازار سنتي زنجان در اواسط دورهي صفويه دوباره رونق ميگيرد. به نقل صفحهي 635 كتاب احسن التواريخ در سال 984 هجري شاه طهماسب رباطي رادر مابين زنجان و سلطانيه براي رونق كاروانهاي تجاري بين قزوين و تبريز ميسازد و قبل از وي، مير جعفر ساوجي وزير شاه طهماسب رباط تخريب شده نيك پي زنجان كه ساختهي وزراي دورهي ايلخاني بود را بازسازي ميكند ودر همان جا كشته ميشود كه كتاب جواهر الاخبار در ص 162 و كتاب خلاصه التواريخ در صفحه 216همين مطلب را مينويسد و براي رونق بازار زنجان و تجارت در اين مسير، شاه عباس صفوي به نقل ص 78 سفرنامهي تاورنيه تمامي راه قافلان كوه [يعني بين ميانه و كاروانسراي جمال آباد زنجان] را كه راه خرابي بود سنگفرش ميكند و نيز به نقل ص 79 تاورنيه شاه عباس اول كاروانسراي جمال آباد را ميسازد و در همين صفحه تاورنيه ميافزايد چند سال است كه كاروانسراي مزبور ساخته شده است و نيز به نقل ص 80 سفرنامهاش تاورنيه در زنجان در كاروانسراي بسيار قشنگي ميخوابد كه امروزه كاروانسرا سنگي شاه عباس زنجان خوانده ميشد. هر چند دكتر باستاني پاريزي به دليل عدم شناخت درست از بازار زنجان، در كتاب سياست و اقتصاد عصر صفوي خود، فكر ميكند كه زنجان در دورهي صفويه فقط همين كاروانسرا را داشته است ـ كه به دليل شلوغياش تاورنيه كم مانده بود بيرون آن بخوابدـ ولي بر خلاف تصور دكتر باستاني، بازار زنجان تاريخچهي ديرينهاي داشته و به غير از كاروانسراي سنگي شاه عباسي، كاروانسراهاي ديگري هم داشته است و رفتن تاورنيه به كاروانسرا سنگي مزبور به خاطر آن بود كه در دوره صفويه معمولاً افراد خارجي را در كاروانسراهاي شاهي مكان ميدادند و به “كاروانسراهاي معمولي” شهر نميفرستادند و همانطوريكه تاورنيه در ص 80 كتاب خود مينويسد به غير از او افراد ديگري را كه در داخل كاروانسراي سنگي زنجان جاي داده بودند. اغلب ارامنه بودند و اين كاروانسرا در روبروي دارالحكومه حاكمان صفوي زنجان ساخته شده بود كه حاكماني چون آقا خان مقدم (حاكم صفوي زنجان و ديگر حكام صفوي) در آن مكان اداري بودند. كه نقل كتاب ناسخ التواريخ در دورهي قاجاريه به نام برج ذوالفقار خان ناميده ميشد ولي بدليل سنگر شدن و گلوله باران شدن مداوم آن در دوره قاجاريه، اين مكان كه در روبروي كاروانسرا سنگي كنوني زنجان بوده تخريب شده است و نيز امروزه قيصريه كوچك زنجان كه در بازار پايين زنجان و در جنب كاروانسراي ملك و پشت منزل امام جمعههاي سابق زنجان است از آثار و ساختههاي حاكمان صفوي است. زيرا اغلب در بازارهاي سنتي ايراني، قيصريه را معمولاً صفويه به وجود آوردهاند كه برگرفته شده از نام قيصر و قيصريه عثماني بوده و بعداً در دورهي قاجاريه هم عبدالله ميرزا [حاكم قاجاري زنجان] قيصريهي جديدي را در كنار مسجد جامع وچسبيده به آن ميسازد. تا روبروي عمارت خودش باشد. و وي قيصريهي جديد قاجاريه را جايگزين “قيصريهي كوچك صفوي” ميكند. و تاورينه در بيرون زنجان از دو كاروانسراي ديگر هم در سه ليوييشهر سلطانيه و نيز كاروانسرايي ديگري كه قدري دورتر از اولي بود نام ميبرد كه در قصبه بزرگي موسوم به ايژا قرار داشت كه به نظر تاورينه كاروانسراي راحتي بوده و مابين سلطانيه و ابهر قرار داشته است و از آن دو كاروانسرا در ص 80 سفرنامهاش بحث ميكند و شاه صفي صفوي براي رشد اقتصادي بازار زنجان مابين تبريز و زنجان كاروانسراي نيك پي را و به گزارش بصيرالملك شيباني در ص 342 كتاب خاطراتش در سال 1049 هـ بازسازي و تعمير ميكند و احتمالاً كاروانسراي جمال آباد زنجان هم كه در دوران شاه عباس اول ساخته شده بود ولي هنوز تكميل نشده بود در دورهي شاه عباس دوم تكميل ميشود كه ماكسيم سيرو و ادوارد براون و نويسنده كتاب مرآت البلدان به اين موضوع اشاره دارند و جمل كارري نيز كه در سال 1105 هجري به ايران آمده بود به كاروانسرايي در كنار مسجد جامع ابهر اشاره ميكند كه در آن اقامت كرده بود.
و اما از اواسط دورهي صفويه تا اواخر دورهي صفويه “بازار سنتي زنجان” همچنان پابرجا بود و حتي تعدادي از خارجيان از طريق بازار زنجان و نيز شاهراه اصلي آن محصولات خود را حمل و نقل بازرگاني ميكردند. و چنانكه بل پزشك روسي در سفرنامهاش در سال 1130 هجري و در دوره شاه سلطان حسين صفوي از تاجر روسي و دهها شتر بازرگاني وي در بازار زنجان بحث ميكند و در سفرنامهي خود مينويسد هفتمين روز سفر بود كه به شهر كوچكي كه زنجان ميناميدند رسيديم و بدين جا ما با تاجر روسي برخورد كرديم كه قريب به بيست شتر را با محصولات گوناگون بار كرده بود و به سوي بخارا در حركت بود.
از دورهي تسلط افاغنه بر ايران و نيز دورهي افشاريه كه قدرت كوتاه مدتي داشتند اسناد تاريخياي در مورد بازار زنجان وجود ندارد اما در دورهي كريمخان زند مؤلف رستم التواريخ در كتاب ديگرش كه مخصوص خمسهي زنجان و تاريخ آن در دوره كريمخان زند است از كاروانسراهاي بازار زنجان در اين دورهي تاريخي ياد ميكند كه متأسفانه اين كتاب مهم كه تاريخ مكتوب شهرمان و احتمال نابودي دارد بدليل بيتوجهي مسولان علمي شهر كه هزينههاي فرهنگي شهر را جهت چاپ كتابهاي شخصي و ايجاد ترقي شخصي براي خود با بودجه فرهنگي مردم كه هيچ سودي هم به حال فرهنگ و علم شهر ندارد تخصيص ميدهندو لذا تا كنون اقدامي براي چاپ و نگهداري آن نشده است.
بازار سنتي زنجان در دورهي قاجاريه
در اوايل دورهي قاجاريه و بعد از مرگ آقامحمدخان در اوايل حكومت فتحعلي شاه ايميلين يورپ ژوبر فرستاده ناپلئون به ايران در سال 1219 هجري از بازار سنتي زنجان بحث ميكند و در ص 154 كتابش مي نويسد: ميتوان در حدود دو هزار خانه را در زنجان بر شمرد، اين شهر داراي بازار زيباييست كه در آن افشارها قاليها، نمدها و بافتههاي پشمي خود را ميفروشند و باروت، اسلحه و ساچمه ميخرند.
و يازده سال بعد از سفر ژوبر به زنجان و رؤيت بازار آن، يك افسر انگليسي هم به نام جانسون از بازار زنجان ديدار ميكند، لازم به يادآوري است كه اين افسر انگليسي هم در ايام سلطنت فتحعلي شاه و در زمان حكومت عبداله ميرزاي قاجار كه در آن زمان [حاكم زنجان] بود در سال 1233 هجري از بازار زنجان ديدار ميكند و نيز اين ايام مصادف بود با جنگهاي طولاني ايران و روسيه كه هنوز بازار قيصريه زنجان به وسيلهي عبداله ميرزا ساخته نشده بود و به نقل وي سقف بازار قديمي زنجان از چوپ وعلف بوده و اندازهي آن از يك دروازهي شهر تا به دروازهي ديگر آن ختم ميشده حدود چند صد يارد ذكر ميكند و جانسون در مورد بازار زنجان در گزارشي اجتماعي در آثارش چنين مينويسد:
پانزدهم ژوئن [1817 م / 1233 هـ] به مقصد ارمغانه كه در 24 مايلي زنجان بود راه افتاديم و ساعت يك بامداد مهمانخانه را ترك كرديم و به سمت دروازهاي از شهر هدايت شديم و وارد بازار شديم كه چند صد يارد طول داشت و سقفش با چوب و علف به جاي طاق قوسي پوشيده شده بود كه تا دروازهي بعدي ادامه داشت و به وسيله نور فانوسها چند نگهبان را ديديم كه هر كدام چراغي نفتي به همراه داشتند و ظاهري فقيرانه داشتند و با چوب يا شمشير در دست و با خروج از در ديگر و پس از تحمل سختي وارد يك راه بزرگ و پهني شديم. و نيز در همان سال 1233 هجري موريس دوكوتز بوئه كه همراه سفير كبيرروس به ايران آمده بود در كتاب خود به نام “مسافرت به ايران” از بازار سنتي زنجان و دكانهاي آن بحث ميكند كه مقدار زيادي فيروزه در دكانهاي بازار زنجان ديده است و نيز از ميوهي فراوان و زيادي كه در بازار زنجان ديده بود و هر چند كه برخي از آنها كال بودند و نيز مينويسد: ما بهترين گلابيها را در بازار زنجان يافتيم و هفت سال بعد از رؤيت بازار سنتي زنجان به وسيله موريس دوكوتز بوئه، كاپيتان جرج كپل هم از بازار زنجان ديدار ميكند و در اين دوره (يعني سال 1240 هـ) كه مطابق با جنگهاي دوم ايران و روس و قرارداد تركمانچاي بود. در آن دوره تاريخي زنجان به عنوان يك شهر پشت جبهه تداركات جنگ را تأمين ميكرد و عبداله ميرزا نيز با كشف گنجينهاي از قبر ارغون خان ايلخاني در كوه سجاس كه ناسخالتواريخ و فارسنامه ناصري به آن اشاره كردهاند ثروت زيادي به دست ميآورد كه احتمالاً بخشي از آن را صرف ساخت و بازسازي بازار زنجان و مسجد عبدالله ميرزا و حمام شاهزاده قيصريه و عمارت دارالحكومه خود ميكند [كه در محل شهرباني كنوني سبزهميدان قرار داشت و تا عمارت دارايي كنوني ادامه داشت] و در زمان ورود جرج كپل به زنجان هنوز بازار جديد [يعني قيصريه كنوني] و انشعابش به سمت بازار بزرگ زنجان به پايان نرسيده بود. كه وي به آن اشاره ميكند كه در اين دوره عبدالله ميرزاي قاجار بازار قيصريه را به بقيهي بازار سنتي زنجان ميافزايد كه از دروازهي غربي شهر [يعني دروازه تبريزتا دروازه تهران ] امتداد داشت وخيابانهاي اخير شهر هم هنوز آن را به قسمتهاي مختلف تقسيم نكرده بود و گزارش جرج كپل نشان ميدهد كه تمام سقف بازار زنجان در دوره قاجاريه ساخته نشده است و بلكه تنها بخش كوچك بازار يعني قيصريه آنها كه مربوط به دورهي تاريخي قاجاريه است و بقيهي “بازار بزرگ زنجان” كه امتداد شرقي – غربي داشت داراي گذشتهي دوري است كه به نقل جرج كپل بازار زنجان از بازارهاي همدان و كرمانشاه هم بهتر بود و تا حدودي با بازار بغداد برابري ميكرد و ميافزايد كه بازار زنجان به كليه كالاهاي مصرفي و خانگي مجهز بود و نيز در اين دوره تاريخي هنوز بازار جديد كه تا ميدان و مقابل عمارت عبداله ميرزا[يعني عمارت آنسوي سبزه ميدان كنوني خمسه زنجان] كشيده ميشد. و بخشي از مغازههاي بازارش كه كامل شده بود اشغال بودند و ظاهراً قرار بود كه قسمتي را كه ناتمام بود خراب كنند وي همچنين ميافزايد، كه بازار جديد داراي طاقي قوسي و بسيار محكم و خوب ساخته شده است و در مقابل بازار، عمارت، مسجدي درجه يك در حال احداث بود [يعني همين مسجد سيد با مسجد عبدالله ميرزاي كنوني در جنب قيصريه[ در حال احداث بود كه نماي بيروني آن را با آجرهاي ميناكاري شده موزائيك كرده بودند و طبقهي اول آن تكميل شده بود و طاق آن كه از سنگ تراشيده شده بود نماي زيبا و سه بعدي به خود گرفته بود و مهمانخانهاي كه وي در آن اتراق كرده بود در نزديك دروازهي شرق زنجان در حومهي شهر را ذكر ميكند.
لازم به يادآوري است كه ساخت بازار قيصريهي و مسجد عبداله ميرزا و ميدان توپخانه و عمارت عبداله ميرزا و حمام شاهزاده عبداله ميرزا در محوطه بازار [مجموعه معماري متعلق به شاهزاده قاجاري زنجان] نظير بازار تهران و قيصريهي تهران و مسجد شاه سابق تهران و عمارت شمسالعماره تهران و توپخانه تهران بوده و نيز نظير آن در شهر كرمان و ساير شهرها و ساخته شده بود كه از سبك واحد معماري دورهي قاجاريه در شهرهاي مختلف حكايت دارد و در آن دوره تاريخي عبداله ميرزا قيصريهي قديمي شهر [يا قيصريهي كوچك دوران صفوي را] با قيصريهي بزرگ قاجاري خود و مشتمل بر140 مغازه تعويض ميكند و با تخريب شدن حمام شاهزاده بازار در پشت مسجد عبداله ميرزا اخيراً به “پاساژ قيصريه” كه به 59 مغازه تبديل شده است و نيز توپخانه سابق زنجان را كه به سبزه ميدان كنوني ناميده ميشود مقابل عمارت سابق عبداله ميرزا بود كه تا مدرسه توفيق زنجان در پشت عمارت دارايي زنجان ادامه داشته است.
دوازده سال پس از ديدار جرج كپل از بازار زنجان، يك نظامي ديگر از ارتش ايتاليا، بنام كلنلف، كلمباري هم در سال 1837 ميلادي از بازار زنجان ديدار ميكند و در سفر نامهاش مينويسد كه زنجان بازاري بزرگ و شلوغ دارد و مسجد نسبتاً بزرگ و چند قصر قديمي و يكسال پس از كلمباري، شخص ديگري بنام سولتيكف روسي هم در سال 1838 ميلادي كه مصادف با سال 1253 هجري و مقارن با اوائل دوره سلطنت محمد شاه قاجار بود از بازار زنجان ديدار ميكند و نيز تصويري از بازار زنجان هم كشيده است كه آن را در ص 63 سفرنامهاش گزارش اجتماعي مينمايد و نيز از قصر زيباي خان زنجان {حاكم زنجان} درجنوب بازار و روبروي كاروانسراسنگي زنجان ياد ميكند كه نقاشيهاي زيبا و دروني مجلل داشت و نيز كنت دوسرسي سفير ويژهي كشور فرانسه هم از بازار زنجان در سال 1838 ميلادي و 1253 هجري در دورهي محمد شاه گزارش ميدهد. و لازم به ياد آوري است كه وضع مردم زنجان در دوره محمد شاه قاجار و بر اثر ظلمهاي حاجي ميرزا آقاسي و حاكماني كه به زنجان تعيين كرده بود وخيمتر شده بود، تا اينكه در اواخر دوره سلطنت محمد شاه قاجار، مردم زنجان بر اثر ظلمهاي حاكمان قاجاري وي بر{ اشرف خان ماكويي} دست نشانده حاجي ميرزا آقاسي در زنجان شوريدند و او را زخمي و در حال مرگ از زنجان فراري دادند. و در اوائل دوره ناصرالدين شاه هم منجر به شورش 11 ماهه زنجان شد كه دو سوم اهالي شهر در واقعه مزبور در برابر دهها فوج نظامي ارتش قاجار و توپخانههاي آن مقاومت كردند.
و يكي از علل نارضايتي مردم زنجان، در دوره محمد شاه قاجار هم سياست حكام قاجار در فقيرتر كردن اهالي شهر و ظلم بيحدو مرز حاجي ميرزا آقاسي بود كه دستور داده بود. تا خارجيها هم بزور وارد منزل اهالي زنجان شده و در آن اقامت كنند. و از جمله كنت دو سرسي فرانسوي و همراهانش نظيراوژنفلاندن فرانسوي بود كه به عنوان نقاش، همراه سفير فرانسه آمده بود و قلعه زنجان را هم در دوره محمد شاه قاجار، همين اوژن فلاندن نقاشي كرده است. و آنان هم طبق دستور حاجي ميرزا آقاسي و حاكم زنجان بزور وارد منزل برخي از اهالي شهر زنجان شدند. ولي با مقاومت شديد اهالي منزل و خويشاوندان آنان روبرو شدند و سپس با شكايت اين فرانسويهاي به اصطلاح متمدن!!! به حاكم زنجان، باعث بريده شدن گوش و دست برخي از همان افراد شدند كه در برابر ورود غير قانوني آنها اعتراض كرده بودند و لذا اين سفير متمدن فرانسوي و نقاش متمدن همراهش دل چندان خوشي هم از مردم زنجان ندارند و لذا در سفرنامه اشان از مردم زنجان با القاب زشت نام بردهاند. و ليكن درگزارش تاريخي خود بيانصافي هم نكرده و كهنه پارچهها و يا باقي مانده سبزيجات و يا از دكانهاي بسيار فقير بازاز زنجان و از خانههاي در حال ويراني شهر ياد ميكنند كه هنوز آثارنقاشهاي زيبا بر روي ديوارهاي خراب شده اهالي شهر ديدهاند. و در سفر برگشت خود كه در سال 1839 ميلادي شبانه از بازار زنجان بود. عبور كردهاند. ياد ميكنند و بعلاوه اوژن فلاندن همراه فراسوي وي، نيز در ص 93 سفر نامهاش ضمن ترسيم نقاشي قلعه زنجان در دوره محمد شاه قاجار، در مورد بازار زنجان نيز مينويسد: زنجان بازارهاي بزرگ و وسيع و مسجدي بزرگ دارد. و چند سال بعد هم كنت دوكوبينو فرانسوي در سال 1855 ميلادي و در ص 464 سفرنامهاش و به نام، سه سال در آسيا، در مورد بازار زنجان چنين مينويسد:
بازار زنجان زيبا نيست ولي رونق دارد.
و بعلاوه در دورهي محمدشاه قاجار يك خارجي ديگر، به نام جيمز بيلي فريزر در گزارش اجتماعي خود از بازار زنجان و حرفههاي آن مينويسد كه: زنجان يكي از مراكز عمدهي بازرگانيست و متن گزارش وي در ص 71 سفر نامهاش چنين است:
دربارهي اين شهر برايتان بگويم، اينكه چكاچك چكشها و پتكهاي فراوان و هياهوي كسب كار دكانداران از ميدان كوچك نزديك چاپارخانهي آن كه صبح زود هم به گوش ميرسيد و اين امر از وجود صنعت حرفهاي رايج حكايت ميكرد زيرا زنجان مركز ناحيهي وسيع و مقر يكي از شاهزادگان خاندان سلطنتي است و پس بيشك يكي از مراكز عمدهي بازرگاني بايد باشد.
و لازم به يادآوري است كه تداوم نارضايتي عمومي مردم زنجان از دوران سلطنت محمد شاه قاجار بالاخره منجر به شورش آنان در اوايل دورهي ناصرالدين شاه و پس از مرگ محمد شاه قاجار شد كه در واقعهي آن جريان اجتماعي، دو سوم مردم زنجان و در 48 سنگر دسته جمعي شهر و از جمله در سنگرهايي كه در بام بازار و كاروانسراهاي آن درست كرده بودند تا در برابر دهها فوج نظامي قاجار مقاومت بكنند و بر اساس گزارش ص 1063 كتاب ناسخ التواريخ همين مقاومت مردم شهر منجر به آتش كشيده شدن بازار زنجان گرديد. و نيز تعدادي از كاروانسراهاي بازار زنجان تخريب شد و از جمله ص 1064 كتاب ناسخالتواريخ به مقاومت اهالي شهر در محله گلشن و كاروانسراي گلشن آن اشاره ميكند و نيز در همين جريان خواهرزادهي حاجداداش تاجر كه اكنون حمامش در روبروي كاروانسراي گلشن به سفرهخانهي سنتي تبديل شده است كشته ميشود. كه ناسخالتواريخ به آن اشاره دارد و نيز در ص 1068 كتاب مزبور به مقاومت دسته جمعي آنان دركاروانسرا سنگي زنجان كه در محلهي نزديك دروازه همدان قديم زنجان، ساخته شده بود اشاره دارد و به همين دليل مدتي بازار زنجان در حال ويراني باقي ماند وليكن آنچه از متن ص 95 كتاب خاطرات احتشامالسلطنه حاكم زنجان برميآيد، بازار زنجان و برخي محلات آن در دوران حكومت وي بازسازي شده است. و نيز اديبالملك كه در دورهي ناصرالدين شاه بازار زنجان را ديده است گزارش ميدهد كه بازار زنجان معمور و رنگين و اصناف مختلف دارد و سلطان محمد سيفالدوله هم در همين دوره تاريخي و در ص 332 كتاب سفرنامه مكه خود از بازار زنجان و حمامها و كاروانسراها و مسگران آن ياد ميكند و در سال 1278 هجري هم كه دورهي ناصرالدين شاه است اشخاصي مثل ادوارد ايست و يك و ادواردبراون و مادامديولافوا و ديگران از بازار زنجان ياد ميكنند و از جمله ادوارد ايستويك از متصديهاي كاروانسراي زنجان ياد ميكند و يا ادوارد براون درص 145 كتاب خود مينويسد كه: بازار قزوين مزيتي به بازار زنجان و خوي و تبريز ندارد و مادامديولافوا نيز يادآوري ميكند كه از بازار زنجان به تهيه آذوقه و لوازم سفر پرداخته است و بعلاوه خود ناصرالدين شاه هم كه در اواخر سلطنتاش و در سفر سوم خود به فرنگستان كه مصادف با سال 1306 هجري و 1889 ميلادي است هر چند كه از زنجان و شورش آن خاطره خوشي ندارد ولي ناچاراً با كالسكهي سلطنتي خود مجبور به عبور از بازار زنجان و براي رفتن به فرنگ ميشود و در اين باره در سفرنامهاش مينويسد:
الحق بازارهاي اينجا، تعريفي و ديدني است، بازارهاي طولاني و مفصل و عالي، با طاق آجري بسيار خوب دارد و در آنها همه نوع امتعه از هر قبيل و هرجور هست و سواي اين بازار، بازارهاي متعدد ديگر هم عقب سر ما بود كه نديديم،
و از افراد ديگري كه در اواخر دورهي قاجاريه، بازار زنجان را ديدهاند، اوژناوبن فرانسوي و نيكيتين روسي و فوردريچاردز ميباشد كه اوژناوبن در ص 39 كتاب ايران امروز خود در مورد زنجان مينويسد: زنجان بازاري بسيار پر اهميت و تماشايي دارد و راستهها و راهروهاي آن تا وسط شهر ادامه دارد و مسگران و چاقوسازان و طلاكاران آن، از اين 0شهر به نقاط ديگر گسيل ميشوند و نيز در سفر نامه او به اسامي انواع و اقسام محصولات دادوستدي و واردات و صادرات زنجان اشاره شده است و در نهايت ميافزايد كه بازرگانان زنجاني در شهرها و قصبههاي عمده نمايندگاني دارند و كالاهاي ياد شده از طريق آنان در ميان خرده فروشان سراسر ايالت توضيح ميگردد و بعلاوه موسيو نيكيتين روسي هم در سال 1909 ميلادي و يا در سال 1327 هجري از بازار مشهور زرگران زنجان و از كاروانسراهاي زنجان در سفرنامهاش ياد ميكند كه از آنجا حركت كرده بودند و بعلاوه فوردريچاردز 21سال بعد يعني در سال 1930ميلادي يا 1309 شمسي و در اوايل دورهي پهلوي از بازار زنجان ديدن كرده است و در ص 13 سفرنامهاش از مليلهكاري پرزرق و برق زنجان در بازارهاي آن ياد ميكند و جهانگرد ديگري به نام بنجامين آمريكايي هم مينويسد كه مليلههاي زنجان از مليلههاي فلورانس و دمشق بهتر است و بعلاوه ادوارد دنيسون راس از شهرت مليلههاي بازار زنجان در سفرنامهاش ياد ميكند، و اميد است كه بازار زنجان اهميت تجاري خود و شاني در خور قدمت تاريخي و پيشينهي مهم خود در جامعه امروز نيز بدست آورد. و از نظر قدمت تاريخياش نسبت به بازارهاي سنتي ديگر ايران ثبت فرهنگي هم بشود.
ـ نقل اين مطلب براي كليه دانشجويان و گروههاي علمي دانشكدهها محققين و ساير“ادارات و افراد بر اساس حقوق مؤلف فقط با ذكر مأخذ بلامانع است.
این وبلاگ شامل :