اقتصاد یکطرفه در راه ابریشم ایران وچین –دکتر محمد خالقی مقدم
اقتصاد یکطرفه در راه ابریشم ایران وچین
–دکتر محمد خالقی مقدم
وقتی پزشکان توصیه می کنند که ، به انسان مجروحی که زخمی شده است فقط از گروه خونی خودش باید تزریق خون شود ، فلسفه آن را می دانند زیرا کسی که فرضاً گروه خونی اش A است،اگر به هنگام جراحت اش به او گروه خونی B را تزریق بکنند زندگی اش دیگر دوام نمی آورد و در دنیای اقتصاد شهرها نیز چنین است و امروزه مشاغل صنعتی شهرهای ایران از همین مقوله متأثر است که در مغازه های آن محصولات صنایعی به گردش اقتصادی می پردازد که با گروه خونی شهرهای مزبور نمی خواند که فرضاً تازه به مرحله جامعه شهری رسیده است و یاممکن است طبقات مرفه آن محدود باشد و یا کیفیت مشاغل آن شهر با میزان پول تو جیبی سکنه آن شهر نخواند و یا با میزان توانایی های طبقاتی و یا خانوادگی و یا حرفه ای آنها خواند وچون با گران شدن های اخیر هم اکثراً به زیر خط فقر رفته اند و لذا برای دوام این نوع مشاغل کاذب شهری گروه وسیعی از توانگران شهری را می طلبد که آن هم وجود خارجی ندارد و از این رو دایر شدن حداقل 20 هزار مغازه در شهرهای ایرانی که اکثریت آن هم از نوع مغازه های لوازم شیک ویا تزئینی است و یا باعث اشتغال خانوارهای مختلف آن شهر شده است معضلی است که امروزه شهرهای ایران با آن روبروست ،و فرضاً یک مغازه شهری که لوازم بهداشتی لوکس می فروشد نظیر کاسه توالتی که 250هزار تومان قیمت دارد و فرد مزبور باید آن را در منزلش به کار گیرد و یا برای پختن آش 200 ، 300 تومانی خودش مجبور است که کابینت آشپزخانه MDF از یک مغازه شیک شهری بخرد و در آشپزخانه اش نصب بکند که حدود 2 ، 3 میلیون برایش هزینه بر می دارد و یا وقتی که اکثر جوانان این شهرها نمی توانند ازدواج بکنند و لذا تا سنین بالا هم در خانه پدری خود باقی مانده اند ولی زمانی هم که ازدواج بکنند و بخواهند که به یک خانه اجاره ای خود یک فرش ماشینی بخرند فرش ماشینی مزبور هم به خاطر کرایه مغازه بزرگ شهری و یا دکوراسیون شیک آن حداقل 20 ، 30 درصد گران تر برایش تمام می شود و یا مغازه های مبلمان منزل و یا گوشی های تلفن و یا مغازه های کفاشی و کیف فروشی گران قیمت شهری از همین نوع مقوله است و یا براثر فقدان دیدگاه های شورای شهر وقتی می خواهند آنها را به منزل خود برسانند به جای سوار شدن به وسایط نقلیه عمومی و ارزان قیمت باید برای اشتغال زایی فلان ماشین داران شیک سمند یا زانتیا هم که مسافرکشی می کنند حداقل 4 ، 5 هزار تومان برای مسیر کوتاه شهری هزینه بپردازند و در آن صورت آیا تداوم مشاغل شهری مزبور دوام خواهد آورد و یا نه؟
آری ، اغلب مغازه های شهری ایرانیان کنونی از این نوع مغازه های شیک و تزئینی و به صورت خرده فروشی است و در حالی که در یک نظام شهری بومی –ایرانی سابق به همین میزان و مقادیر معتنابه مغازه وجود نداشت و یا مغازه های شهرهای سابق ایرانی صرفاً فروشگاهی خالص نبودند و بلکه اغلب آنها یک نوع مغازه های تولیدی – فروشی توأم با یکدیگر بودند و به همین دلیل، این تعداد از مغازه های مزبور هم برای دایر ماندن خود نیز نیاز به اجناس خارجی دارند که باید برای خرید آنها از کشورهای دیگر هم دلار خارجی توسط دلالهای بزرگ و یا خرده دلال تهیه شود تا حداقل 20 میلیون دکان ایرانی امروز باقی بماند .
آری ،امروزه بحث بر سر تحریم که عامل گرانی های اخیر است یک نوع بحث انحرافی است و بلکه سوء تدبیر در مورد سازماندهی اجتماعی مشاغل کنونی شهرهای ایرانی باعث این نوع گرانی های اخیر شده است زیرا اگر فرض کنیم که غرب هم ما را تحریم کرده باشد چشمپوشی به واقعیتها چندان مناسب نیست که نپذیریم امروزه اقتصاد ما مردم ایران را چین اداره می کند نه غرب و اروپا!...
ولی آیا با تحولات اقتصادی جهان و مکانیسم بازار ارز ، این وضعیت اقتصاد شهری ادامه خواهد یافت و یا نه ؟جای سؤال است؟
چرا که اقتصاد چین در سالهای گذشته وضعی را برای مشاغل شهری و صنعتی ما ایرانیان بوجود آورده است که هنوز نخواسته ایم به آن بپردازیم و در آینده نیز این نوع اقتصاد چینی نمی تواند اشتغال زایی لازم را برای مردم ایران تأمین بکند و یا صنایعی که در ایران راه می اندازد بدرد نیازمندی های واقعی مردم ایران نخواهد خورد !
چه حداقل در 30 ، 40 سال قبل تاریخ ایران اگر یک دوچرخه سواری هم از کشور خارج وارد شهرهای ایرانی می شد حداقل به اندازه امروز صنعت بومی و مشاغل بومی شهری ما را این قدر تخریب و نابود نکرده بود که از حرفه مندی لازم بیاندازد و یا تضعیف مهارتی و اقتصادی بکند و لذا یک تعمیرکار دوچرخه شهری سابق هم می توانست با تعویض لااقل دو ، سه قطعه از یک دو چرخه دوباره آن را نوسازی کرده و با قیمت ارزان بدست سکنه آن شهر بدهد ولی امروزه مغازه های دوچرخه سواری شهرهایمان که اغلب دوچرخه های چینی می فروشند اگر یک قطعه اش هم خراب شود باید به دور ریخته خود و دوباره از نو دوچرخه ی دیگری از مکانیسم اقتصاد چین تهیه بکند و بعلاوه زنجیره مغازه های شهری وابسته به ماشین سواری در ایران نیز چنین وضعیتی را دارد ، چرا که صنعت ماشین تنها در سالهای اخیر در جامعه ما رواج یافته است و آن هم توسط افرادی که کوچکترین آشنایی عمیق به ماهیت و کارکرد و نقش و میزان تولیدی لازم این صنعت در جامعه نداشتند و به همین دلیل اقتصاد همه ی شهرها را با بحران روبرو ساخته اند چرا که ماشین سازی تنها پیچاندن مهره و پیچ آن و یا جوش زدن قطعات آن نیست که این نوع مهندسان تازه تحصیل کرده و یا تحصیل نکرده تصورآنرا می کنند و بلکه دیدگاه استراتژیک اقتصادی و صنعتی می طلبید که هیچ کدام آن را ندارند ولذا برخی از راه اندازان این نوع مؤسسات تنها یک مکانیک ساده در شهرهای ایران بودند و یا یک فروشنده بازاری که چند سال قبل نیز به اقرار خودشان یک دست فروش شهری بودند و لذا آنقدر به مسائل حقوقی و اجتماعی فرق مفهوم سرمایه دار ویا مدیر عامل یک کارخانه اشراف معلوماتی ندارند که در رسانه ملی هم این گونه مسائل را در انظار عمومی مطرح نکنند و بدانند که سرمایه دار کسی است که مالک واقعی اموال مزبور است و آنها که با اموال بانکی و یا اموال مشارکتی دیگران به راه اندازی این نوع مؤسسات می پردازند اصولاً سرمایه دار به حساب نمی آیند که از متخصصان ضروری برای ریسک نکردن سرمایه گذاری خود نیز کمک فکری و اجتماعی بطلبند چرا که اگر سرمایه گذاری هایشان نیز به خطر بیافتد اغلب سرمایه های بانکی و یا دیگران است و به همین دلیل هم این نوع افرادی که حتی آشنایی های اولیه با مفاهیم حقوقی سرمایه داری ندارند امروزه ساختار اقتصادی شهرهای ایران را با وابسته کردن همه مشاغلش به صنعت ماشین سواری با خطر روبرو ساخته اند چرا که با لطمه دیدن صنعت مزبور مغازه های همه ی شهرهای ایرانی با خطر تعطیلی روبرو خواهد شد و لذا فلسفه کوری که عصاکش کور دگر شود را تکرار خواهد کرد چرا که امروزه با فقدان سیاست های استراتژیک آنان حداقل 25 میلیون انسان ایرانی امروزی از ماشین سواری و یا موتور سیکلت استفاده می کنند که مکانیسم استفاده از این نوع ماشین نیز تنها یک نوع ژست گرفتن شخصیتی و یا تنبلی صرف رفت و آمد در شهر است که فکر می کنند با وسیله مزبور صنعتی شده اند و یا جامعه خود را صنعتی ساخته اند و در حالی که صنعت تنها صنعت راه رفتن در شهر نیست و بلکه ماشین های تولیدی صنعتی انواع گوناگونی دارد و ماشین مزبور به هیچ وجه جنبه تولیدی ندارد و صرفاً برای اشخاص بورژوازی اروپا و یا به افراد با کارهای واجب در شهر ساخته شده است ولی امروزه بر اثر سیاست های مزبور حداقل 20 – 25 میلیون انسان دیگر نیز در مشاغل شهرهای ایرانی به مشاغل وابسته به ماشین کشیده شده اند و برای یافتن شغل در شهرها از این گونه مشاغل وابسته به ماشین دایر کرده اند و بدون آنکه آگاه باشند که چقدر شغل مزبور برایشان دوام خواهد داشت؟ و به همین دلیل وقتی راه رفتن یک نفر در شهر " صنعت ماشین سواری " را بطلبد و این عمل راه رفتن خود را صنعتی راه رفتن خویش در دنیای افتخاراتشان تلقی بکنند حداقل 25 میلیون انسان دیگر نیز گول خورده و تدارکات رسانی لجستیکی به راه رفتن صنعتی وی را جزو مشاغل حیاتی آن شهر تلقی خواهند کرد و مثلاً یکی در پمپ بنزین های شهرهای مزبور به باک ماشین او بنزین می ریزد تا وی در آن شهر صنعتی راه برود و دیگری به عنوان شغل پارک بان و یا جرایم بگیر شهری شده و به راه رفتن صنعتی اوکمک می کند و یاگاهی به پارک کردن و غیره وی کمک خواهد کرد و یا عده ای دیگر با دایر کردن بیمه ماشین ( انواع مشاغل کاذب شهری دایر خواهند کرد که تعداد آنان در شهرهای ایران انبوه است و حداقل 25 واحد بیمه دانا ، سینا، البرز ، ایران ،آسیا ، ملت ، سامان و... دایر بکنند) و در هر شهر تعداد زیادی شعبه بیمه و در هر شعبه هم تعداد چندنفر شاغل شده و برای اشتغال خود نیز حداقل 500 – 700 هزارتومان از ماشین سوار مزبور پول بیمه برای صنعتی راه رفتن وی بطلبند و یا عده ی دیگر با مشاغل تعمیرکاری ماشین و یا مکانیک و گلگیرساز و برقکار و باطری ساز و رنگ ساز ماشین و یا فروشنده تشک ماشین و یا رادیو و ضبط ماشین و یا خطاط پشت شیشه ماشین و غیره شدند که اگر روزی هم راننده مزبور متوجه هزینه های زیادی بشود که هر سال بر وی تحمیلی شود که حدوداً نگه داری هر ماشین برایش سالیانه 2- 3میلیون هزینه خواهد داشت و با آگاهی یافتن به مسئله هزینه های گران سالیانه اش، ماشین مزبور را کنار گذاشت آنگاه همه مشاغل آن شهر با خطر تعطیلی روبرو گردد و از این رو از قدیم گفته اندکه :همه تخم مرغ هایت را در یک سبد نگذار که اگر احیاناً کسی لگدی به آن زد لااقل، همه تخم مرغهایت با همدیگر نشکند ولی اقتصاد شهری کنونی ایران از این مقوله است ویا فاجعه آمیز است صنعت جدیدی که این همه گسترش سریع یافته و لذا همه مشاغل شهری را فرا گرفته است ولی هنوز رانندگان آن نحوه ترمز و یا کلاج و یا ماشین سواری مزبور را هم یاد نگرفته اند و به همین دلیل هم سالیانه حدود 26- 30 هزار کشته و مجروح بوجود می آورند که بالاتر از کشتگان ایام جنگ ا ست و به همین دلیل پیشنهاد می شود که به جای ساخت ماشین سواری به آنها تانک و نفربر می ساختند ویا بجایش گواهینامه وشماره تانک و نفربر می دادند زیرا وقتی اینقدر علاقه دارند تا کسی را که از نهایت تنبلی راه رفتن خود می خواهد که در داخل 2 تن آهن و فولاد و مواد ضخیم کائوچویی راه بروند و توصیه دلسوزانه هم می شوندکه علاوه از سپر قوی ماشین حتماً کمربند ایمنی هم داشته باشند ویا کیسه هوا هم حتماً داشته باشند تا ایمن شوند و یا علی رغم آیه قرآن در مورد حرمت قتل نفس و جروح با ماشین مزبور ایمنی خودش واجب تر از ایمنی دیگران می داند و لذا با مکانیسم بیمه صدمه رسانندگی وی هم شستشوی دینی می شود لااقل می تواند که با استفاده از تانک و نفربر در شهرهای ایرانی، همه این 26 هزار نفر را در زیر چرخ های خود له و لورده کامل بکند و متأسفانه فهم مهندسان ایرانی از صنعتی شدن ماشین در ایران چنین است!!!
آری تأثیر اقتصاد چین براقتصاد شهرهای ایرانی طوری است که اقتصاد ایران را کاملاً به طور یکطرفه مکمل اقتصاد چین کرده است یعنی فروشگاه های کارخانه های چینی در ایران باشد ولی خودکارخانه ها در کشور چین قرار داشته باشند و از این رو اقتصاد مغازه های ایرانیان و اقتصاد چین به صورت دو قطب اقتصادی مکمل همدیگر ُاولی به صورت اقتصاد توسعه یافته کارخانه داری و دیگری به صورت اقتصاد مغازه داری توسعه نیافته و راه ابریشم یکطرفه است و یا نظیر مشاغل صنعتی بیهوده نظیر ماشین سواری و غیره است و لذا این نوع اقتصاد مزبور همه صنایع بومی و نیمه سنتی سابق ایران را به نابودی کشانده و حتی قدرت مهارتهای تعمیرکاری و یا احیای دوباره یک وسیله کار را نیز در شهرها ایران نابوده کرده است پدیده ای که اقتصاد آمریکایی در ادوار پیشین با اقتصاد شهرهای ایران به چنین وسعت عمل نکرده بود و از این رو در این نوع تقسیم کار بین المللی جدید بین اقتصاد ایران و چین یک نوع تقسیم کار اجباری و یکطرفه به مشاغل شهرهای ایران تحمیل می شود و یا مردم شهرهای مزبور هم که با پدیده اشتغالزایی آشنایی کافی و وافی ندارند از روی اجبار به سوی این نوع مشاغل جدید شهری کشیده می شوند و به عنوان جستجو کنندگان کار یک نوع فرهنگ پذیری شهری یکطرفه می یابند و بدون آنکه با نیازمندیهای واقعی و یا با پول جیبشان و یا با میزان مهارتهای آموخته شان سنخیت لازم داشته باشد و این مکانیسم از کانال واسطه ها و یا دلال ها و یا حجره داران باسواد و یا بی سواد به ساختار شهرهای ایرانی تحمیل شده و یا با واسطه سرمایه گذارانی که صرفاً از طریق سرمایه گذاری بانکی می خواهند که یک نوع صنعت تفننی (نه استراتژیک و مورد نیاز عامه) و یا توسط آن نوع از کارمندان امور تجاری خارجه مستقر در کشورهای دیگر که کوچکترین شناختی از نیازمندی های تجاری- صنعتی مردم ایران ندارند و یا توسط آن عده از کارمندان و کارشناسان اداره صنایع و معادن که به غیر از گرفتن یک مدرک معمولی از شهرهایشان کوچکترین شناخت عمیق نسبت به نقش صنعت در جامعه ندارند و یا توسط رؤسای اصنافی رواج داده می شود که گاهی حجره دار معمولی هستند و فرق میان مشاغل جدید صنعتی و حجره های دوران قاجار را نمی دانند و یا توسط جوانان خامی رواج داده می شود که به صورت تبلیغات چی صنایع چین شده و تابلوها و پوسترهای تبلیغاتی این نوع صنعت چینی را بر بالای مغازه و یا فروشگاه خود می زنند و بدون آنکه از عواقب اجتماعی آن کالا برای ادامه شغل خود و یا مشکلات دیگر آحاد شهری مزبور سردرآورند.
این وبلاگ شامل :