درگیری اجتماعی چند صنف جامعه ایرانی در پدیده رسانه کامپیوتر

از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس حقوقی

تعدادی از نویسندگان و اساتید دانشگاه های ایران ، متذکر شده اند:اشتباه بزرگی بود که پدیده ی کامپیوتر، توسط طراحان صنعتی آن چند سیستمی طراحی گردید و یا اشتباه بزرگ تر از آن این بود که به ساخت نرم افزارهای متعددی پرداختند که برروی همین سیستم واحد کامپیوتر و یا موبایل ، همگی نصب می گردند و همین امر نیز باعث شده است که برای مردم ایران مشکلات اجتماعی – فرهنگی زیادی به بار آمده باشد  و بعلاوه چند صنف شغلی و یا چند قشر اجتماعی بزرگ ایران هم، به خاطر وجود همین پدیده ی کامپیوتر و موبایل و یا به خاطر نرم افزارهایش با یکدیگر درگیری اجتماعی پیدا کرده اند و یا به خاطر همین نوع وسایل صوتی – تصویری ها، درگیری های منافع تحصیلی و یا درگیری منافع در آمدی با یکدیگر پیدا کرده اند که صاحبان کارخانه های مزبور به آن بی اعتنا می باشند و لذا ضروری است که دستگاه قضایی ایران و یا پلیس کشور ایران و یا رؤسای اتحادیه های صنفی ایران، به همه ی کاربران کامپیوتری اصناف زیر مجموعه ی خود ، ابلاغ نمایند که من بعد، هر صنف شغلی که جواز آن شغل را از رؤسای اتحادیه اش گرفته است مجبور است که فقط نرم افزار خاص و یا  لازم برای آن شغل خود را بر روی کامپیوتر خود نصب کرده و از ورود به حوزه ی شغلی دیگر و یا نرم افزارهای متعلق به مشاغل دیگر خودداری نماید ودر آن صورت نرم افزارهای مزبور به انواع و اقسام نرم افزار شغلی طبقه بندی اجتماعی شده و از راه طبقه بندی مزبور هم هر کسی می تواند یک نوع نرم افزار لازم برای کامپیوترش در مغازه و یا  کامپیوتر خانگی اش را تهیه نماید و با وقوع این نوع پدیده ی شغلی هم دیگر مکانیسم کامپیوترهای مختلف درون خاک ایران ، به انواع و اقسام کامپیوتر های خاص شغلی طبقه بندی خواهند شد و نظیر کامپیوتر خانگی و یا کامپیوتر پست الکترونیکی (email ایمیل کننده) و یا کامپیوتر های مشاغل عکاسی و غیره و در آن صورت دیگر مشکلات مختلف فیلترینگ وسیع و یا نقض حریم خصوصی منازل  و یا مشکلات اخلاقی برخی فیلم های تصویری و یا برخی امور بزهکارانه حل خواهد شد و یا منجر به سلب حقوق کپی – رایت قشر وسیعی از نویسندگان و اساتید دانشگاه ها و هنرمندان و نوازندگان و فیلمسازان و غیره  نخواهد شد و در نتیجه ی این نوع واقعه ، کارخانجات سازنده ی این نوع وسایل صوتی- تصویری در خاک چین و یا کره ی جنوبی و یا سنگاپور و مالزی و یا ژاپن هم که به ساختن انواع وسایل کامپیوتر و یا رایتر ویا تلویزیون ال جی و یا ضبط صوت سونی و یا واکمن ویا فلش و مموری و سی دی و دی وی دی و غیره می پردازند و از این راه  تریلیون ها تومان از برکت هنر قشر نویسنده و یا هنرمند و یا استاددانشگاه و یا نوازنده و فیلمساز ایرانی به جیب زده اند در خواهند یافت که اشتباه بزرگی تا به حال کرده بودند که به آن پدیده هنوز مهندسانش نیاندیشیده اند زیرا اگر مردم ایران به خرید این نوع وسایل صوتی – تصویری تلویزیون و یا کامپیوتر و یا سی دی روی آورده اند صرفاً به خاطر عشق و علاقه وافر به آن مدیران کارخانجات چینی و یا کره ی جنوبی نبوده است که جیب آنان را پر پول بکنند و یا به خاطر آن نبوده است که در آن رایت کردن ها همه اش آهنگ چینی و کره ای بشنوند ویا در فلان کافی نت ایرانی  از یک استاد دانشگاه چینی سرقت مقاله چینی کرده و یا search فروشی مقاله چینی بکنند چرا که همه ی این نوع وسایل تصویری فقط بدون هنر و یا نویسندگی ایرانیان ، فقط یک مشت سنگریزه بی ارزش و یا قطعات آی سی و دگمه های کائوچویی صرف است و ارزش فرهنگی آن را ندارد که ملت ایران در مغازه هایش به آنها پول داده است و یا باعث دایر شدن تعداد زیادی مغازه ی موبایل فروشی و یا تلویزیون فروشی و یا کامپیوتر فروشی و یا فلش – مموری فروشی شده است و برعکس چندمیلیون قشر هنرمند ایرانی هم و یا استاد دانشگاه و یا نویسنده ی ایرانی به خاطر بی مغزی این نوع مدیران کارخانجات چینی هیچ نوع نفعی از تحصیلاتشان نبرده و یا از رشته ی هنری خود نبرده اند و یا به خاطر نوع نرم افزار نویسی آنان همگی خانه نشین شده اند  و یا از کشور خود آواره شده ویا از سایر طبقات اجتماعی جامعه هم در درآمد زایی خود پایین تر آمده اند ویا  به خاطر عملکرد این نوع مدیران کارخانجات چینی  است که قشر دلال و واسطه ی لوازم صوتی –تصویری از برکت تکثیر و یا رایت و یا فروش غیر مجاز این نوع آثار هنرمندان ایرانی میلیارد ها تومان به جیب زده اند و یا از برکت تکثیر این نوع آثار هنری – علمی آنان انواع مغازه ها و یا ماشین و یا لوازم سرمایه ای کسب کرده اند و در حالی که اگر با تحریم این نوع قشر هنرمند و یا نویسنده ایرانی روبرو شوند ، همه ی کارخانجات صنعتی چین وژاپن و مالزی و غیره به ورشکستگی دچار خواهند شد زیرا مردم ایران متوجه خواهند شد که تنها با دادن یک هزارم پولهایی که برای خرید انواع سی دی و یا تلویزیون ال جی و یا ضبط صوت سونی و یا ویدئو سی دی سامسونگ و غیره می پردازند می توانند در همان دهات خود و یا درون محله هایشان مستقیماً به آثار هنری آنها پناه آورند و یا به جای خرید مقاله ی یک استاد ایرانی از کافی نت ها مستقیماً از خود آن استاد بخرند و در آن صورت خواهند دانست که علاقه ی مردم ایران به خرید این نوع لوازم تصویری به خاطر شنیدن انواع صوت های جامعه ی زرد پوست چین و یا کره ای نبوده است که فقط در آنها اصوات چینگ چانگ چونگ بشنوند و یا بخاطر دیدن انواع فیلم های چینی و کره ای وغیره پناه برند که فقط چشم هایشان بادامی شود و یا حاصل این نوع دستاوردهای صنعتی آنان نیز باعث نابودی قشر وسیعی از اقشار فرهنگی و نویسنده و استاد دانشگاه و یا هنرمند ایرانی بشود که در قاره ی آسیا بزرگترین طیف فکری را بین ملل مختلف بوجود می آورند و هنوز هم ملت ایران در داشتن قشر متفکرش از همه ی اقوام آسیایی و بویژه از اقوام جنوب شرقی آسیا با فرهنگ تر هستند که از دل جنگل های جنوب شرقی آسیا بیرون آمده اند و مستقیماً از عصر جنگل نشینی و یا عصر چیدن میوه ی جنگلی مستقیماً وارد عصر صنعت کارخانه های سونی سازی ،و یا ال جی سازی (LG) و غیره شده اند که آن صنایعشان هم نیز حاصل تکامل فرهنگی و یا حاصل تکامل عقلانی خود آنان نبوده است و بلکه تنها در 30-40 سال اخیر از راه مهندسی معکوس به دست آورده اند که به انتشار شایعه ی جاسوسی صنعتی خود در دوره ی تنگ شیائوپینگ پرداخته اند و یا اقشاری هستند که ابن بطوطه در چند قرن پیش نحوه ی فرهنگ و یا زندگی فرهنگی آنان و یا میزان تمدن مکتوب و یا فرهنگ آفرینی آنان را در جنگل های جنوب آسیا خود دیده بود  و به همین دلیل هم است که امروزه صاحبان این نوع کارخانجات چینی تعقل فرهنگی آن را ندارند که بدانند وسایل صوتی- تصویری فرهنگی آنان به چه دردی می خورد  ؟ و یا قشر آفریننده ی آن نوع فرهنگ در میان ملل مختلف چه کسانی هستند؟ تا حداقل به خاطر میلیارد ها پولی که از این راه به جیب زده اند باعث نابودی قشر فرهنگی ملت ایران نشوند که 30-40 سال است که از سلب حقوق مادی – معنوی آثار فرهنگی خود رنج می برند ولی هنوز هیچ اقدامی در این راه انجام نگرفته است و به همین دلیل هم سازندگان نرم افزارهای وبلاگ نویسی و یا نرم افزارهای Nero و مهندسان طراح کامپیوترها و لپ تاپ های چینی آنان موظف اند که در نرم افزارهای خود حقوق مادی 30 درصدی مؤلفان هنری و علمی را برنامه نویسی نرم افزاری کنند  که هر چاپخانه ی سنتی قدیم  ایران هم آن را رعایت می کرد و در نرم افزارهای جدید رایت هم باید رعایت صنعتی بشود و پس از آنکه پول سی درصدی رایت مزبور را از کپی –پیست کننده ی آن کاربر کامپیوتری اخذ الکترونیکی کردند و به حساب الکترونیکی مؤلف و یا مصنف آن مقاله ی الکترونیکی و یا فیلم الکترونیکی و به شماره حساب مندرج در زیر آن مقاله و یا اثر هنری ریختند پس از آن Nero ی مزبور اجازه ی پرینت آن را بدهد و در غیر این صورت این سازندگان نرم افزارهای مزبور هستند که به سلب حقوق چندمیلیون قشر فرهنگی ایرانیان پرداخته اند و یا باعث شده اند که جوانان خام و کم تجربه و یا وارد کنندگان این نوع وسایل سمعی – بصری ویا نصب کنندگان انواع نرم افزارها و غیره همگی سود فراوان برده و فقط قشر متفکر و نویسنده و استاد و یا هنرمند و یا عالم ایرانی ضرر بکند و یا حاصل تحصیلات و یا تجربه و مهارت خود را به دست نیاورند و از همه ی اقشار دیگر جامعه ی خود هم عقب تر بمانند که نتیجه ی  تعقل فرهنگی جامعه ی زرد پوست آسیایی است که  از عصر کتابت هیروگلیفی حروف چینی و کره ای مستقیماً وارد عصر کتابت قرن بیست و یکی نرم افزارسازیهای هنری و علمی شده اند و به همین دلیل است که در این موتاسیون فرهنگی خود هم چیزی را به نام آفرینندگان هنری ایرانیان نمی شناسند که به آنها ارزش قائل باشند .