طبقه متوسط و بوروکراسی اداری در جامعه معاصر ایران

از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

مردم ایران هنوز معنی و مفهوم بوروکراسی اداری را نمی دانند و بوروکراسی از واژه ی اروپایی و به معنی کاغذبازی و یا کاغذ بازی اداری می باشد و واژه ای بود که حدود 60 -70 سال قبل  از طریق ترجمه ها وارد متون زبان فارسی ایرانیان شد و در ابتدا هم برخی از افراد آن را به عنوان طنز مذهبی و یا طنز اداری به کار می گرفتند و به مشکلاتی اطلاق می کردند که در ادارات می دیدند و در سال های 1340 -1350  هم معدود مقاله های کم مایه در مجلات مدیریت ایران و راجع به بوروکراسی ترجمه گردید ولی امروزه بعد از گذشت 60-70 سال از عمر ورود این واژه ی اروپایی به زبان ایرانی هنوز کسی نمی تواند یک تعریف اجتماعی و یا تعریف علمی از این مفهوم  به دست دهد ! چرا که اصولاً ذهنیت اداری مردم ایران به طور منطقی و یا عقلانی تحولات سازمان یابی نشده است تا نقش کاغذ بازی در سازمان یابی اداره ی مزبور دیده می شود و یا در ذهنیت اداره ی مزبور و یا در مکانیسم های عقلانیت آن نوع اداره ها معنی و مفهوم لازم خود را بدست آورد و اصولاً امروزه در سازمان های اداری ما ایرانیان مقدار زیادی کاغذ اداری مصرف می شود و بر روی آن کاغذها هم افراد مختلف  از رده های اداری به انواع دستور دهی ها پرداخته و یا به پخش وپلا کردن آن نوع کاغذها از یک کانون به کانون های دیگر می پردازند و یا در مراجعه ی یک ارباب رجوع به اداره ی مزبور انواع کاغذها و اسناد کاغذی و یا فتوکپی های کاغذی آن را می طلبند ولی از نظر دلائل عقلانی چه نوع ضرورتی برای اخذ این نوع کاغذها وجود دارد را نمی دانند و یا براساس چه منطق اداری آن را باید بطلبند را نمی دانند و  لذا اغلب سلسله مراتب اداری هم از وزیر تا مستخدم های ادارات هنوز نمی توانند توضیحی در مورد این مسئله بدهند و آیا هر نوع دستوردهی آنان به دیگران به یک نوع کاغذ احتیاج دارد یا نه؟ جای بحث دارد و یا چه مواردی از دستورهای آنان نیاز حتمی به کاغذ دارد؟ و به همین دلیل سیستم کاغذبازی ادارات می بایست مبتنی بر یک نوع دلائل عقلانی باشد که هنوز برای ما ایرانیان جایگاه خود را باز نکرده است و صرفاً براثر یک نوع سبک های تقلید اداری از عرف های ادارات جوامع غربی است که این نوع سبک را اتخاذ کرده ایم .

لیکن در توضیح جامعه شناختی مسئله مزبور باید بگویم که کاغذپراکنی مزبور کاملاً بیهوده هم نیست و بلکه علت پیدایش آن در جامعه ی غربی به خاطر آن بود که مناسبات اجتماعی و یا مناسبات اداری میان اجزا و عناصر یک سازمان اداری هم بر مبنای ارتباط دهی این نوع کاغذها استوار شده بود و بدون این نوع کاغذها امکان برقراری مناسبات اجتماعی میان مدیر و یا معاون و یا کارمند و ارباب رجوع و غیره وجود نداشت و به عبارتی دیگر کاغذبازی اداری حلقه های واسطه ی این نوع عناصر اداری بود و یا حلقه های وصل کننده ی سازمان دهی میان  وزیر و مدیر و معاونت و کارمند در یک سیستم همکاری اداری تلقی می شد که بدون آن نوع کاغذبازی ها آن نوع همکاری گروهی اداری هم امکان پذیر نبود و لذا رواج کاغذبازی ها در ادارات برخلاف طنز نویسی های ادبی و یا طنزهای مذهبی برخی از ایرانیان و به معنی بیهوده بودن کامل آن نمی باشد و بلکه اساس کاغذبازی برای همکاری اداری میان افراد مختلف است تا از طریق آن کاغذها مفاهیم ذهنی مکتوب اداری خود را از یکدیگر بطلبند و یا به ذهنیت همدیگر انتقال بدهند و یا گروه مختلفی  از اعضا را به همکاری با خود وادار کرده و یا با مکانیسم کاغذ بازی امکان همکاری آنان را با دایره ی مزبور نفی بنمایند و یا مکانیسم سند برداری کاغذی و یا ثبت کاغذی انواع مسائل و بر مبنای این نوع استدلال های عقلانی گروهی باشد  و اصولاً همکاری عقلانی یک گروه اداری مقدم بر ارتباطات کاغذی آن گروه بندی می باشد و لذا مناسبات اجتماعی سازمان دهی های نوین اداری جهان از این منشأ ریشه می گیرد و لیکن در جوامعی که هنوز همکاری عقلانی یک گروه بندی را  برای امور آموزشی و یا امور دانشگاهی و یا امور صنعتی و یا امور پزشکی یاد نگرفته اند هنوز معنا و مفهوم خود را نیافته است و کاغذبازی ها هم در آن سیستم مشکلی را نمی تواند حل بکند چرا که عیب بوروکراسی در پدیده کاغذبازی آن نیست و بلکه در عدم سازماندهی عقلانی آن گروه بندی است و اصولاً کاغذبازی در یک گروه عقلانی دلیل برتری تمدنی آن گروه است چرا که ارتباطات اجتماعی و یا ارتباطات اداری خود را بر مبنای تمدن مکتوب اداری پایه گذاری کرده اند و اساس خواسته های عقلانی خود را از همدیگر به وسیله ی آثار مکتوب کاغذی می طلبند (نه از طریق اوامر شفاهی و یا عرف های شفاهی و یا باورهای شفاهی و غیر مکتوب) .

آری به همین دلیل عیوب اداری ما ایرانیان به خاطر سازمان یابی بوروکراتیک آن نیست که این واژه امروزه طنز شده بود و بلکه شکل های سازمان دهی غیر عقلانی و یا شکل آفرینی های غیر عقلانی ادارات است که باعث مشکلات ارباب رجوع به نظام اداری می شود (نه کاغذ بازی و بوروکراسی صرف آن)و به همین دلیل است که وقتی ماکس وبر جامعه شناس اروپایی از کلمه بوروکراسی یاد می کند آن را ضمیمه ی مفهوم بوروکراسی عقلانی نموده است که ضرورت سازمان دهی های عصر ادارات سازمان سالارانه است و اصولاً سازمان های عصر سرمایه سالاری فقط می بایست براساس سازمان دهی عقلانی و کاغذبازی عقلانی (نه کاغذ بازی سطحی) سازمان بیابد وگرنه آن نوع سازمان های صنعتی و یا دانشگاهی و یا اقتصادی عصر سرمایه داری به سازمان های بیهوده اجتماعی تبدیل خواهند شد که در جوامع جهان سوم آثار سوء خود را نشان می دهد و لذا ماکس وبر در تعریف نظام اداری دولت به سه نوع نظام اداری اعتقاد دارد :

1-    نظام اداری کریسماتیک

2-    نظام اداری سنتی(دوایر عصر فئودالیته)

3-    نظام اداری بوروکراتیک عقلانی(سازمان های اداری عصر سرمایه داری)

و متأسفانه این سه مفهوم آفرینی جامعه شناختی ماکس وبر نیز در جامعه ی ما به طور عوامانه تفسیر شده است و اصولاً به نظر وی سازمان های اداری کریسماتیک و یا مبتنی بر فرح ایزدی بنیان گذاری سازمان اداری دائمی نیست و بلکه از نظر ماکس وبر این نوع دولت کریسماتیک فقط در ابتدای شکل گیری یک دولت بوجود می آیدکه باید تکوین و سازمان دهی آن دولت هم برمبنای فرح ایزدی یک شخص کریسماتیک سازمان یابی شود و فرضاً در تشکیل دولت فاطمیان در قرن سوم و یا در تشکیل دولت سودان در قرن بیستم که المهدی بنیان گذار آن بود و یا در تشکیل دولت صفویه که شاه اسماعیل شخصیت کریسماتیک آن بود این نوع بنیانگذاری سازمان اداری دولت ها شکل می گیرد تا وجوه متمایز نسبت به دولت های قبلی جامعه پیدا بکند و انفکاک اجتماعی بیابد ولی بلافاصله بعد از تشکیل آن دولت کریسماتیک هم می بایست به یکی از دو صور نهادهای اداره ی سنتی و یا نهادهای اداره ی بوروکراتیک عقلانی تبدیل بگردند تا دوام تاریخی اداری بیابند و در این راستا باید بیافزایم که امروزه در جامعه ما ایرانیان بیست و چند وزارتخانه و سازمان و دوایر وابسته به آن وجود دارد که همگی وزارتخانه ها و دوایر هم از نوع ادارات عصر سرمایه داری هستند و در حالی که سازمان های اداری سنتی دیوانی و یا دیوان سالارانه سنتی که ماکس وبر هم از آن هم بحث می کند متعلق به دوران های قدیم ایران تا عصر قاجاریه بود و به صورت دیوان های اداری مختلفی بودند که حتی بعد از دوره ی اسلام در کتاب ابوالفضل بیهقی اسامی آنها آمده است که نظیر دیوان اداری برید (اداره ی پست سنتی جامعه) بود و یا دیوان اداری اشراف(اداره ی سنتی جاسوسی) و دیوان اداری استیفاء (اداره سنتی مالیات گیری زراعی جامعه) و یا دیوان انشاء و طغراء (اداره ی ثبت مدارک دولتی) و غیره بود و ماکس وبر هم با اشاره به این نوع دوایر سنتی آن ها را مختص تمدن زراعی – فئودالیته می دانست که نیازهای اجتماعی آن دوره تاریخی منجر به تأسیس این نوع دوایر سنتی شده بود و نظام دیوان های اداری مزبور و یا مناسبات اجتماعی میان اعضای آن دیوان سالاران سنتی هم از راه ارتباطات اجتماعی شفاهی و مبتنی بر اوامر شفاهی و باورهای شفاهی و سفارش های شفاهی و یا عرف های شفاهی و غیره بود و به ندرت به کاغذ احتیاج داشتند که در آن عصر وجود نداشت و اگر هم کاغذی مصرف می شد اغلب در معدودی از مکاتبات اداری و ارتباطات اجتماعی بود و یا گاهی به صورت متن نوشته های چرمی و یا در پوست ها انجام می گرفت ولی چرا امروزه در عصر صنعتی و اقتصادی جدید این بیست و چند وزارتخانه ها بوجود آمده است هنوز جای بحث دارد؟ و نظیر وزارت راه و شهرسازی و یا وزارت علوم و آموزش عالی و وزارت بازرگانی و غیره هستند و این که چرا این نوع وزارتخانه ها در جامعه ما بوجود آمده اند و یا کارکرد آنها چیست؟ اصولاً یک نوع تقلیدی از سازمان های اداری غربی می باشند که بعد از عصر مشروطیت در جامعه ایرانی شکل گرفتند و بویژه بعد از سالهای 1320 بود که تکثیر شدند و یا اغلب در فاصله سالهای 1340 -1350 متعددتر شدند ولی هنوز خیلی از ایرانیان فلسفه ی وجودی و یا ضرورت وجودی این نوع دوایر را نمی دانند و یا نقش کاغذ بازی در آن ها را نمی دانند که بر مبنای کدام دلائل عقلانی است؟  و بویژه اولین سازمان های اداری  هم در شهر تهران بود و شهرهای دیگر ایرانی هم تا همین اواخر فاقد این نوع دوایر بودند و لذا تأسیس این نوع دوایر در شهرهای مختلف هم در 30سال اخیر اغلب اتفاق افتاده است که فرضاً یک شهری  ایرانی دارای اداره ی تعاون شده است و به تدریج به جذب تعدادی از کارکنان پرداخت که هر کدام از آنان نیز مبنای رفتار اداری خود را آگاهانه نمی دانند که بر مبنای کدام استدلال های عقلانی اداری باید پایه گذاری بکنند و لذا اغلب در رفتارهای اداری آنان یک نوع ذهنیت های عرفی جامعه دیده می شود که در کوچه و خیابان آن شهر یاد گرفته اند و یا در هنگام محاوره ی درون خانه از خویشاوندانش آموخته اند  و سپس آن آموخته های خانوادگی ویا من در آوردی خود را در سطح ادارات به کار می گیرند و از این راه معضل بزرگی بر سر راه نظام اداری معاصر ایرانیان بوجود آورده اند و یا باعث کاغذپراکنی های بیهوده ای در فضای اداری مزبور شده اند که گاهی هیچ احتیاج ضروری به آن مقدار از کاغذبازی ها نیست .

و به عبارت دیگر مشکلات ادار ی کنونی جامعه معاصر ایران در فرایند بوروکراسی اداری و یا در دیوان سالاری اداری آن نیست و بلکه در سازمان دهی غیر عقلانی ادارات مزبور است زیرا اداراتی که برمبنای یک فلسفه و تئوری عقلانی پایه گذاری نشود به همکاری اداری عقلانی هم منجر نخواهد گردید و لذا نقش و کارکرد اداری مناسب نخواهد یافت و اصولاً کارکرد ادار ی آنها مضر خواهد شد و یا هزینه بری وسیعی برای دیگران بوجود خواهد آورد و متأسفانه فقدان طبقه ی متوسط اداری ویا آگاه در نظام ادارات نوپای ایران نیز به این مسئله دامن می زند که هنوز در مورد آن تأمل نکرده ایم و به همین دلیل نظام اداری کنونی ما ایرانیان فاقد یک طبقه ی بوروکراتیک اداری می باشد که نقش این طبقه ی بوروکراتیک ، در هر سازمان اداری عقلانی کردن سازمان دهی آن اداره می باشد وبدون این طبقه ی بوروکراتیک سازمان اداری مزبور یک سازمان  مهار نشده وبی هدف می گردد و به همین دلیل عقلانی کردن نظا م اداری دانشگاه ها و یا عقلانی کردن نظام اداری بیمارستان ها و یا نظام پزشکی و یا نظام مهندسی و یا عقلانی کردن نظام مدیریت کارخانه ها و یا نظام مدیریت بانک ها که بدهی های معوقه به بار نیاورند منوط به وجود طبقه ی متوسط بوروکراتیک اداری در این نوع سازمان های اداری می باشد و بدون وجود این نوع طبقه ی بوروکراتیک عقلانی آن سازمان های اداری ، بر مبنای تشکل های غیر عقلانی و زاید و هزینه زا و سرسام آور بنیانگذاری خواهند شد و به جای فواید اجتماعی اش برای رفع نیازمندی های عمومی جامعه به کاغذ بازی های بیهوده  ی سطحی و بی هدف تکیه خواهند کرد و یا به کاغذ بازی های غیر منطقی و غیر عقلانی روی خواهد آورد چرا که در علم جامعه شناسی اصولاً سازماندهی هر گروه بندی به دو نوع است : 1- سازمان دهی گروه بندی اجتماعی 2- سازمان دهی جماعت اجتماعی و از نظر مفهوم جامعه شناسی بین یک گروه اداری و یک جماعت اداری ، تفاوت ماهوی وجود دارد چرا که در شیوه ی سازمان دهی این دوگروهبندی تفاوت های عمده ای وجود دارد  و مثلاً سازمان دهی جماعت ها براساس احساسات گروهی است ولی سازمان دهی یک گروه اجتماعی براساس تعقل گروهی و رهبریت گروهی و سلسله مراتب گروهی و هنجارهای گروهی و پایداری روابط گروهی و غیره استوار است که در سازمان دهی جماعت ها و جمع ها این نوع مکانیسم ها وجود ندارد و اصولاً سبک و سیاق ادارات جدید ایرانی هم از نوع سازمان دهی های اداره ی جماعتی شده است که در آن رفتارهای جمعی اساس آن نوع تشکل اداری است و یا اساس نظم یابی آن نوع ادارات است و لذا ارباب رجوع هم در مراجعه به این نوع ادارات در می مانند که چگونه نیازهای خود را برآورده سازند و لذا به سردرگمی های اداری دچار خواهند شد و به همین دلیل عواقب حذف طبقه ی متوسط از ادارات ایران به حذف استخوان بندی دائمی ادارات منجر شده و دوایر سازمانی مزبور را به دوایر سازمانی احساسی تبدیل کرده است که صرفاً با احساس جمعی و با یا غلیان احساسی اداره می شود  و همگام با حذف طبقه متوسط از ادارات هم هنجارهای اداری نیز حذف شدند که به صورت هنجارهای قانونی و یا هنجارهای دائمی شرعی بودند که می بایست اساس مناسبات پایدار میان دو عنصر اداری می شدند و یا به صورت قوانین مختلفی بودند که نظیر قوانین استخدام اداری و یا قوانین آموزشی دانشگاه ها بودند و یا قوانین ضابطین کلانتری ها و یا قوانین معاملات اداری و یا قوانین ممنوعیت ادامه ی تحصیل کارگزاران در ساعت اداری و ... و بودند که این نوع قوانین هم بعد از عصر مشروطیت طراحی شده بودند تا روند شکل گیری دوایر ایرانی براساس آن مکانیسم های قانونی شکل بگیرند که متأسفانه در ادارات کنونی ما اغلب حذف شده اند و روابط اداری مزبور بر مبنای روابط شخصی و عاطفی و خانوادگی و غیره سازمان می یابد و یا برمبنای سلیقه های شخصی مدیران و یا امیال شخصی آنان و غیره بنیان گذاری شده است که دورکیم آن را ناهنجاری های اجتماعی (یعنی آنومی اجتماعی یا بی قانونی اداری) می نامد که باعث می شود تا دوایر ایرانی از عقلانیت اداری هم خارج شده و به ادارات احساسی تبدیل بگردند و حال مکانیسم گذر از ادارات احساسی به ادارات عقلانی بوروکراتیک چه مکانیسمهائی هستند جای سوال زیادی دارد که هنوز نه مطبوعات ایران و نه محافل فرهنگی ایران و نه حتی در کرسی های آزاد اندیشی ایرانیان به آنها جوابی نداده اند .