نقش معماران ايراني در تكامل اجتماعي معماريهاي قاره آسيا، در دوره تيموريان
و از جمله اين معماران هنرمند ايراني، ميتوان از خواجه حسن شيرازي نام برد كه تيمور در سال 795 از شيراز به سمرقند فرستاد و معمار و سازنده آرامگاه بسيار با شكوه احمد بسوي در تركستان بود و يا در كتيبهاي در پنج كاشي معرق در شهر سبز (زادگاه و شهر محل كاخ آق سراي تيمور در آن) نام پنج تن از استادان آذربايجاني ديده ميشود و يا در تزئين بناهاي كاخ، شهر سبز، نام استاد كارش محمد يوسف تبريزي ديده ميشود و يا بر روي نماي ساختماني و سر در حياط متصل به مدرسه محمد سلطان ميرزا در سمرقند كه در سال 800 هجري بنا گرديده بود. نام معمار اصفهاني آن ديده ميشود. و يا در آرامگاهي كه در خجند است نام حاجي حسن شيرازي وجود دارد و يا در يك كاشي شش ضلعي در آرامگاه مزبور، عنواني با نام، عمل شمسين عبدالوهاب شيرازي البناء ديده ميشود و يا در كتيبههاي ديگر بناها نام عزالدين بنتاجالدين اصفهاني ديده ميشود ( پديدههائي كه مهمتر از تاثير و رواج زبان و ادبيات فارسي در اين مناطق است كه دانشكدههاي ادبيات و فرهنگستان ايران به آن افتخار ميكنند) و يا در آرامگاه تومان آغا (همسر تيمور) و يا در آرامگاه شيرين بيك آغا در مجموعه معماري شاه زنده سمرقند عنواني نظير عمل شيخ محمد بن خواجه بيگ تبريزي ديده ميشود و يا نام احمد بن شمسالدين محمد تبريزي ديده ميشود و يا نام استاد زينالدين بن شمس الدين تبريزي ديده ميشود و يا در پديده معماري كنيد گور امير تيمور گوركاني ( كه نظر علم مهندس و طراحي معماري و علم ظرافتهاي ريزكاري در آن و از نظر محاسبات رياضي و فني ساخت و سازش از شاهكارهاي معماري بشري است و تنها نظير آن، در گنبد احمد بسوي و در گنبد مسجد گوهر شاد هرات و در مسجد ديگري در بلخ تاجيكستان ديده ميشود و ديگر در بقيه گنبدها نظاير آن تكرار نشده است. و همگي نتيجه هنرمندي معماران ايراني را نشان ميدهد. و نيز نام تعدادي از معماران مشهور اصفهاني در بناهاي اين دوره تاريخي، با نام استاد عنايت الله بن نظام الدين اصفهاني آميخته است و يا استاد اسماعيل بن طاهر بن محمود اصفهاني و يا استاد حيدربن حسين اصفهاني و غيره… و نيز در برخي از كتيبههاي آن دوره معماري همگام است با عناوين نظير: عمل سيد يوسف شيرازي و يا عمل استاد محمدبن زين جامع شيرازي و يا قوام الدين بن زينالدين شيرازي و با نام استاد سعدبن محمد يزدي و استاد كاظم بن علي نيشابوري و يا گاهي با عنوان استاد فخرالدين بن استاد علي نجار رازي و يا استاد محمد بن استاد علي نجار الرازي (يعني ري كنوني) و يا نام استاد شمس الدين بن احدي ساروي و يا نام استاد حسين بن احمد نجار ساروي و يا نام استاد بهرام بن محمد نجار ساروي و يا نام استاد علي بن اسماعيل آملي و يا استادي از اهل لاهيجان و غيره ديده ميشود كه تعدادي از اين استادان نجار در ساخت و سازهاي و نجاري ساختمانها و از جمله در اسكلت بندي چوبي ساختمانها و ساخت و سازهاي آن نقش داشتند و يا در ساخت داربستهاي لازم براي ساخت گنبدي و يا در منازههاي بلند و مراحل فوقاني بناها ماهر بودند و يا در ساخت و ساز دربهاي چوبي قشنگ و زيبا براي مساجد و مدرسهها و كاروانسراها و قصرها مهارت كافي و لازم داشتند.
و همين ظرافتهاي معماري در ساخت و ساز مسجدهاي اين دوره تاريخي و يا در ساخت و ساز مدرسهها و كاروانسراها و دارالشفاءها و يا در ساخت و سازهاي دوران حكومت فرزندان و ساير نوادههاي تيمور تكرار شده است و همگي ناشي از معماران ايراني و يا شاگردان و يا فرزندان و يا افراد متعلم و متاثر از معماري آنان است يعني افردي كه به حق عنوان معمار و مهندس در آن دوره تاريخي را يافته بودند. عنواني كه نه ساخته دانشكدههاي معماري و يا مهندسي امروزي و بلكه تاريخ نويسان آن دوره تاريخي نيز بدليل مهارتهايشان در علم معماري، آنان را با همين عنوان و لقب نامگذاري تاريخي كردهاند همانطوريكه در طي 169 ظفرنامه شامي آمده است و وي مينويسد: امر فرمود تا جميع بنايان و مهندسان و معماران اقاليم كه هر يك سر آمد ملكي بودند در سمرقند جمع آمدند و طلب داشتند و بناي باغ دلگشا نهادند… و در ميانه آن كوشك و سرائي پادشاهانه بنياد كردن بناهائي كه كلاويخو و غيره. هم آنها را ديده است و بعلاوه در ص 61 كتاب ظفرنامه آمده است: امر فرمود مهندسان و بناها بر حسب فرمان او در شهر كش (محل زادگاه تيمور) خانهاي زرنگار ساختند و يا به ساير بناهاي تيموري كه نويسندگان كتابهاي عجايب المقدور يا مانژالملوك و يا ظفرنامه يزدي و حبيب السير و عيره هم به آنها اشاره كردهاند. و بعد از مرگ تميور، هم زماني كه شاهرخ (فرزندش به قدرت ميرسد) و اين بار بدلايل سياسي ترجيح ميدهد كه بجاي سمرقند (شهري واقع در ازبكستان كنوني ) شهر هرات (يعني شهري در افغانستان كنوني) را به پايتختي خود انتخاب بكند. و شهر هرات آن دوره تاريخي هم براي مردم قاره بزرگ آسيا كه اغلب در حيطه اقتدار سياسي تميور و فرزندانش بودند. (نظير پايتخت كشورهاي مقتدر كنوني جهان و دانشگاههاي مستقر در اين پايتختها) عمل ميكرد كه يك مركز فرهنگي و علمي قوي بود و لذا هزاران دانشمند آسيايي و در طي مدت يكصد سال و از نقاط مختلف جهان آسيايي آن روز، براي كسب انواع مهارتها و علوم فنون، آنها را از شهرها و روستاهاي مختلف خود، به شهر هرات ميكشاند و در سي و چهل مدرسه تازه ساز شهر آن گرد هم ميآمدند و بعد از كسب علم و مهارت و تجربه و فن به شهرهاي خود روانه ميشدند. و اما براي آمد و شد اين همه از مردم به شهر مزبور و تعليم يافتن آنها در دهها مدرسه اين شهر علمي … به وجود دهها مدرسه تازه ساز و بازار و بيمارستان و حمام و منازل مسكوني و خيابانكشي و ديگر ساخت و سازهاي شهري و سازماندهي فني و سازماندهي معماري احتياج بود كه باز در آنها معماران ايراني نقش اساسي را داشتند نظير قوام الدين شيرازي و غياث الدين شيرازي و غيره و يا به ساخت و ساز دهها پل و رباط و كاروانسراي بزرگ احتياج بود كه مسافران نقاط ديگر آسيا را به اين شهر مهم وصل ميكرد و اينجانب در سه اثر پژوهشي خود و بنامهاي (جامعه شناسي شهري هرات در دوره تيموريان و مدارس دوره تيموريان و كاروانسراها و رباطهاي دوره تيموريان( به اين ساخت و سازي شهري دوره تيموريان و بحث بصورت مستقل پرداختهام.
قوام الدين شيرازي (معمار مسجد با شكوه گوهرشاد مشهد و معمار مدرسه خرگرد خراسان و معمار آرامگاه مولانا تايپادي و آرامگاه كوهسان و معمار خانقاه و دارلشفاء شاهرخ در هرات و چندين بناي ديگر كه برخي از آُثار وي را بعد از مرگش را غياث الدين شيرازي تكميل كرده است و به نقل دولتشاه سمرقندي و كتاب مطلع شمس و جغرافياي تاريخي خراسان و كتاب اقليم پارس و تاريخ تيموريان و تركمانان، قدوه معماران آن دوره تاريخي بود و دولتشاه وي را جزو چنار هنرمند در بار شاهرخ ميداند كه در مهندسي و طراحي و معماري نظير نداشت و ايشان و ديگر معماران اين دوره تاريخي، يك نوع نوزائي فرهنگي در مسائل معماري اين دوران تاريخي آفريدند كه معماريهاي دورانهاي قبلي را تكامل اجتماعي داده و به معماريهاي دورانهاي تاريخي بعدي تحويل دادند. و از نظر علم جامعه شناسي، كارگزاري فرهنگي آنان را در تغييرات اجتماعي معماريهاي دورانهاي قبلي تاريخي به دورانهاي تاريخي بعدي براحتي و بخوبي از خلال آثار معماريشان ميتوان ديد و يا در دوره شاهرخ در آثار معماري مسجد با شكوه و حمام و بازار امير چقماق يزد (حكمران دست نشانده شاهرخ در شهر يزد) را ميتوان ديد كه با نام استاد شرف الدين رويدشت اصفهاني آشنا ميشويم. و بعلاوه در ساخت و ساز مسجد جامع با شكوه اصفهان ميبينيم كه به دستور سلطان محمد فرزند بايسنقر در كه كه در فاصله سالهاي در سال 851 و 855 در اصفهان ساخته ميشود و معمارش استاد شرفالدين رويدشت اصفهاني بود و بعلاوه كتاب جامع مفيدي در ص 512 از استاد محمد صالح ولد استاد شهاب نام ميبرد كه در دوره تيمور عمارت دارالفتح يزد را معماري كرده بود كه به دستور تيمور ساخته ميشد و يا با نام آق ملك قصاع كه در پخت كاشي استاد زمان بود يا در ص 513 از استاد محمد صادق معمار نام ميبرد كه چهار سوق اعظم يزد را معماري كرده بود و در ص 166 به ساخت و ساز مجموعه امر چقماق يزد اشاره دارد.
و بعلاوه شكوه ساخت و ساز معماريها مزبور بر روي معماريهاي “مجموعه شيراونشاهيان” در باكو (مركز آذربايجان شوروي سابق) اثر گذاشت كه در ساخت و ساز كاخها و ديوانخانه و مسجد و حمام و آب انبارهاي آنها مؤثر بود زيرا در اواخر دوره تيموريان مركز قدرت آنان از شهر شماخي به شهر باكو انتقال مييابد و لذا نياز به معماريهاي جديد در آن شهر جديد پياد ميكنند و يا در آرامگاه اعتماد الدوله و تاج محل هندوستان (كانون حكومت نوادههاي تيمور در هندوستان) اثر ميگذارد كه آثار با شكوهي در اين كشور آسيايي به وجود آوردند و بعلاوه به نقل مأثرالملوك، تيمور دو گنبد در شهر دمشق سوريه و نيز نهربرلاس و ساخت قلعه بيلقان را در آذربايجان و يا تعدادي رباط در شپورقان و سمرقند و يا آرامگاههاي احمد يسوي و شيخ احمد جامي در شهر تربت جام و غيره را ميآفريند.
پيشينه بحث
پيشينه بحث بر روي معماريهاي دوران تيموريان و بصورت يك بحث مستل و مجزا، در هيچكدام از منابع تاريخي گذشته ذكر نشده است و زيرا هدف اصلي از تاريخ نويسي آنان، صرفاً يك نوع “تاريخ نگاري” از حركات و اعمال تيمور و رزندانش بود ولي در ذكر گزارشات تاريخي خود از حوادث مختلف آن دوره تاريخي، كه نحوي با شخص تيمور و يا فرزندان وي ربط مييافت، ناچاراً به ذكر برخي از حوادث معماري پراكنده آن دوران تاريخي هم “اشاره جزئي” دارند و در كتابهائي نظير عجايب المقدور ابنعربشاه و ظفرنامه شامي و ظفرنامه يزدي و مجمل واصفي و بدايع الوقايع و زبده التورايخ حافظ ابرو و حبيبالسير و روضه الصفا و خلد برين و تذكره دولتشاه سمرقندي و ماثرالملوك و سفرنامه كلاويخو و جامع مفيدي و بعلاوه در كتابهاي تاريخي هرات از افراد مختلف، نظير: تاريخ هرات يونس البراز و تاريخ هرات عبدالرحمن قامي و تاريخ هرات ابواسحق حداد و تاريخ هرات عبدالرحمن جامي و تاريخ هرات ابولفرج قيسي و اوصاف جنان في اوصاف مدينه هرات زمچي اسفزاري و يا تاريخنامه هرات محمدبن يعقوب الهروي و تاريخ مزارات هرات و خلاصه الاخبار و غيره كه به ساخت و سازهاي هرات، اشاره مختصري دارند. ولي از همين اشارههاي مختصر و جمع بندي آنها، ميتوان به ويژگيهاي معماري اين دوران تاريخي پيبرد.
روش تحقيق:
بررسي تحقيقي ما، در اين پژوهش يك نوع مونوگرافي نوين اجتماعي از هر نوع پديده معماري مربوط به اين دوران تاريخي و جستجوي كارگزاران اجتماعي آن اثر معماري است و از دوران متن كتيبهها و اسناد تاريخي و غيره است و نيز با تكيه بر مشاهدات تاريخي افراد بيطرف و مشاهدات اجتماعي ديگران است كه در تاريخ دوران مزبور خود “مشاهدهگر اجتماعي” بودند زيرا زماني كه خود نميتوانيم به “مشاهدات مستقيم” از اين آثار معماري و به دليل فاصله زماني حدود 600 سال خود از مرگ تيمور) بپردازيم ناچاريم بجاي “مشاهده اجتماعي مستقيم” بايد تكيه بر “مشاهدات اجتماعي ديگران” و در آن دوران تاريخي بكنيم، نظير: مشاهدات اين نوع نويسندگان ظفرنامه شامي و يا ظفرنامه يزدي و يا حافظ ابرو و يا تذكره دولتشاه سمرقندي و يا كلاويخو و غيره كه اين آثار معماري را بچشم خود مشاهده كردهاند و يا به نقل از افراد ديگر كه “مشاهدهگر مستقيم” ساخت و ساز آنها بودند و يا با فاصله زماني كم، نقل كردهاند و همگي ميتواند مبناي پژوهشي معماري مورد نظر ما، از دوران تاريخي تيمور را بوجود آورد و سپس با “جمع بندي اجتماعي” و تجزيه و تحليل آنها از نظر علم “جامعهشناسي معماري” ما را شكل بدهد.
بحث و نتيجهگيري: حمله تيمور به ايران و ضميمه كردن بسياري از كشورها به قلمرو امپراطوري خود، يكي از بزرگترين امپراطوري آسيا را، در جهان آن روز بوجود آورد. و هر چند حمله ايشان به ايران، انواع ويرانيها و غارتها و كشتارها براي مردم عادي ايران داشت ولي در “فرايند اجتماعي حمله مزبور” به ايران، وي تنها مردم عادي را به معرض كشتار ميداد. چرا كه دستور داده بود كه دانشمندان و صنعتگران و پزشكان و معماران و اهل حرفه و افراد عالم را نشكند. و بلكه آنها را از بقيه جدا كرده و به سمرقند (مركز قدرت خود) بكوچانند و نتيجه اجتماعي اين عمل وي، تجمع دانشمندان و صنعتگران و هنرمندان و معماران در سمرقند (نخبگان آن عصر) بود و يا همكاري و همياري و هم آهنگي اين قشر نخبه با يكديگر، و در “شكل دادن به پديدههاي مهم تاريخ معماري” و آفريدن نهادهاي نوين اجتماعي و از جمله نهاد اجتماعي معماري نوين و تكامل دادن آن نسبت به معماريهاي دورانهاي قبلي و “آثار تمدن ناشي از آن” بود. كه اعمال آنها بر روي ساخت و سازها و معماريهاي” “ادوار بعدي تاريخ، اثرات فرهنگي عميقي گذاشت. زيرا اين نوع معماران و هنرمندان، هر كدام به تنهائي و در محل سكونت سابق خود و بدون تكيه به پول و سرمايه نميتوانستند به “خلق اجتماعي” اين همه از آثار عظيم معماري و بكار بردن نبوغ و تعقل خود در آن پديدهها بپردازند. و يا انواع هنرمنديهاي خود را در ساخت و سازهاي منطقه محل سكونت خود (و تكيه با بر حاكمان محلي كوتاه انديش مزبور) بكار بردند و يا نبوغ خود را در تغيير دادن اجتماعي معماريهاي گذشته بروز دهند. ولي با تكيه به پول و سرمايه و ثروت انبوه تيمور كه از گوشه و كنار جهان جمع كرده و انباشت اجتماعي كرده بود و با تكيه بر قدرت سياسي تيمور كه با اوامر آمرانه خود، ديگران را به تبعيت سريع از آنها در امر ساخت و سازها و يا فراهم كردن امكانات تداركاتي ساخت و ساز آنها امر كرده بود كه در اسرع وقت ميبايست فراهم ميكردند. والا با مجازات تيمور روبرو ميشدند. و يا با تكيه بر غرور و نخوبت تيمور كه از بناهاي حقير و طولاني مدت و كم عظمت و كم شكوه و غيره خوشش نميآمد و به سرعت معماران آن بنا را ميكشت نظير محمد جلد را كه معمار مسجدي در سمرقند بود و چون عظمت و شكوه آن، كمتر از عظمت و شكوه بناي زنش بود. كه اين عربشاه و ديگران به آن اشاره كردهاند. و يا حساسيت و تاكيد تيمور بر كوتاه مدت بودن و برق آسا بودن تهيه “امكانات و وسائل معماريها” كه كتاب مأتر الملوك به آنها اشاره كرده است. و نتيجه اجتماعي اين نوع ساخت و سازها و معماريها كه در اغلب آنها “معماران ايراني” نقش داشتند و نام بسياري از آنها بر روي كتيبههاي بسياري از آثار مزبور، حك شده است كه متاسفانه در سالهاي اخير هم بسياري از آنها در مرض نابودي و در حال تخريب است. افرادي كه منجر به ايجاد دهها مدرسه، مسجد، كاروانسرا، رباط، پل، دارالشفاء قلعه نظامي و بازار و خطيرهها و خانقاه و زيارت گاهها و غيره شدند، اغلب، از شاهكاري بشري هستند.
و اكنون تعدادي از آنها در كشورهاي مختلف ازبكستان، تركمنستان، افعانستان، تاجيكستان و احياناً پاكستان و هندوستان و احياناً و در مغولستان و قرقيزستان و جمهوري خود مختار كالموك و داغستان و جمهوري آذربايجان (قلمرو شروانشاهيان پيرو تيموريان) و در خود ايران است و گاهي هم در سوريه اثر معماري گذاشت و حتي آثار اجتماعي آنان به معماريهاي روسيه و چين و غيره هم كشيده شد و لذا بر فرايند نوين معماريهاي قاره آسيا “اثرات فرهنگي عميقي” گذاشت، كه در ساخت و سازهاي جديدتر شهري و مسكوني كنوني آنها اين نوع “اثرات فرهنگي را به خوبي “مشاهده اجتماعي” ميكنيم و همگي نتيجه “تاثيرات اجتماعي” معماران بزرگ ايراني بود كه به مركز قدرت تيموريان در آسيا (سمرقند و هرات) كوچانيده شده بودند و ديگران از راه مشاهده آثار معماري مزبور و با از راه آموزش گرفتن عملي و نظري از آنها در انواع مدارس اين شهرهاي مهم هرات و سمرقند (و به مدت يك قرن)، در فضاي فرهنگي قاره آسيا اغلب “انتشار فرهنگي” و “انتشار اجتماعي” دادند.
تذکر : رعایت حقوق مولف و نشریه الزام قانونی است.
فهرست منابع و مآخذ:
به برخي از منابع و مآخذ بررسي مزبور و گاهي به برخي از صفحات آن، در پژوهش مزبور اشاره شده است.
این وبلاگ شامل :