ایالات متحده آسیا و ژئوپولیتیک سیاسی نظامی آن در پیمان سوریه(2)

از: دکتر محمد خالقی مقدم دانشجوی دانشگاه تهران

 

به نام خدا

 

تاقبل از جنگ جهانی اول،قاره بزرگ آسیا،همیشه به صورت امپراطوری های بزرگ اداره می شد،چرا که خاک وسیع وجمعیت کثیر آسیا و نیاز شدید این قاره  به یک نظام امنیتی قوی ایجاب میکرد که به صورت اساسی به کنترل این جمعیت وسیع و خاک وسیع آن بپردازند.ولذا نخبگان و آگاهان سیاسی این قاره را وا می داشت که از پنج هزار سال قبل تا کنون بدانند که اداره سیاسی عاقلانه این قاره بزرگ بجز از یک سیستم بزرگ امپراطوری،هیچ راه حل سیاسی دیگری ندارد و نظیر اقوام بومی استرالیا و یا آمریکای لاتین و یا آفریقائی نیستند که نیازمند یک امپراطوری بزرگ نباشند و بلکه در قالب دولت های کوچک قبیله ای و درکنار هم، بطور مسالمت آمیز معاشرت و یا در سطح این سرزمین پهناور در کنار هم زندگی بکنند و لذا از 5 هزار سال قبل تا صد سال پیش از این ، همیشه امپراطوری های بزرگی در آسیا وجود داشت نظیر امپراطوری آشوری آسیا و یا امپراطوری هخامنشی و یا ساسانی و سلجوقی و ایلخانی و تیموریان و قراقوینلو و آق قوینلو و افشاریه و غیره است که یکی بعد از دیگری در جغرافیای خاکی بزرگ این قاره خشن جهان،اداره سیاسی و یا مدیریت ارضی آن را به دست داشتند تا خون ریزی های زیادی در این قاره بزرگ به راه نیفتد.و آخرین امپراطوری این قاره بزرگ هم امپراطوری بزرگ ولی متزلزل عثمانی بود که مدتی بر اراضی بزرگ این قاره حاکم بود ولی بدلیل شالوده متزلزل آن فرو پاشید و 21 کشور آن به دست پادگان های انگلیسی افتاد. و آن ها هم دولت های کوچک عربی و مرزهای کوچک عربی و پادگان های کوچک انگلیسی را در این ناحیه و ایران و افغانستان و هندوستان و ترکیه دایر کردند و این نوع کوچک شدن دولت های خاورمیانه صدمات زیادی به سیستم سیاسی اداری این قاره بزرگ آسیا و در صد سال اخیر وارد کرد زیرا با رشد جنبش های بهار عربی که شعله آتش آن را اخوان المسلمین ها افروختند.دیگر دولت های انگلیسی ساخته خاورمیانه و یا مرزهای انگلیسی ساخته کوچک و یا پادگان های انگلیسی منطقه دوام نیاوردند و لذا 37 سال است که خاورمیانه با ده ها جنگ منطقه ای آن آتش گرفته است و صدها شهر آن ویران شده اند و با ظهور طالبان و داعش در این منطقه ، خاک سایر کشورهای آسیایی و یا اروپایی هم ناامن شده است و روز به روز هم دامنه این بحران سیاسی در خاورمیانه، کل امنیت قاره آسیا را به خطر انداخته است.و لذا ضروری است که دوباره مردم سلحشور این قاره بزرگ به اتخاذ سیاست های عاقلانه اداره سابق خود پرداخته و به رویه سیاسی معقول اجداد خود برگشته و این بار با تاسیس امپراطوری مدرن تر صنعتی آسیا و به شکل  ایالات متحده آسیا مشکلات خود را کمتر کرده و استعداد فکری و عقلی خود را دست کمتر از استعداد سکنه ایالات متحده آمریکا و یا اتحادیه اروپا نگیرند و به اتخاذ سیاست های فرهنگی-اقتصادی و نظامی و پارلمانی و برنامه ریزی صنعتی و خبرگزاری واحد آسیایی پرداخته و از تفرقه رویه های نظامی و اقتصادی و امنیتی در این قاره بزرگ جهان بپرهیزند. تا کل قاره آسیا به آتش کشیده نشود و به ویژه ژئوپولیتیک خاص نظامی-سیاسی ویژه قاره آسیا طوری است که تنها به گذرگاه آبی خاورمیانه متکی شده است و ایجاب می کند که تأسیس و ایجاد ایالات متحده آسیایی را واجب تر از راه اندازی بازی های آسیایی و یا کشتی آسیایی دیده که به مسائل آن نپرداخته اند.و بدون این عدم وحدت رویه سیاسی هم آبراهه های بحران آفرین خاورمیانه آرام نمی گیرد که تردد میلیونها کشتی تجاری و یا نفتی و یا صیادی و توریستی و غیره از هزاران شهر و بنادر آسیایی را به بحران خواهد کشاند. چرا که اقتصاد سکنه همه شهرهای آسیایی به تردد میلیونها کشتی و قایق و لنج بستگی دارد که در بندرهای بزرگ شانگهای و یا توکیو 26 میلیون نفری و یا در کلکته و بمبئی و مالزی و اندونزی و سنگاپور و ایران و امارات و غیره پهلوگیری کرده اند ولی به دلیل فقدان یک سیستم تئوری امنیت آسیایی آنان یا به دلیل فقدان مکانیزم حفظ امنیت آن کشتی ها و محمولات آن کشتی ها، دچار انواع خطرهای دزدی دریایی و یا ناامنی ساحلی و تردد خواهندشد و یا به دلیل فقدان یک سیاست واحد ناوگانی ، حتی خرید آن ناوگان ها هم عمل بیهوده ای می گردد و فاقد مکانیزمی است که امنیت کالاهای خریداری شده شان از کشورهای دیگر را در غیر سواحل کشور خود جستجو بکنند.ولذا هدف نیروهای دریایی چین و روس و یا هند و برمه و ایران و ژاپن و غیره مختل شده و یا با داشتن هزاران بندرگاه بزرگ وکوچک و هزاران اسکله ی آسیایی کارکرد آنها بی فایده بوده و باعث مختل شدن اقتصاد همان بندرها و شهرهای متصل به آن بندرها خواهندشد. و از این رو باید سواد نظامی خود را بالا برده و باید در این زمینه یک نوع وحدت رویه نظامی و خط مشی بین المللی و آسیایی اتخاذ و برای هدف گذاری ناوگان خود اعلام رسانه ای بکنند.

آری هدف نیروهای داعشی در خاک سوریه فقط به خطر انداختن دولت سوریه و یا بشار اسد نیست و بلکه به خطر انداختن اقتصاد و معیشت چهار میلیارد سکنه بیگناه آسیایی است و لذا باید دولت های آسیایی چین و هند و ملل دیگرش باید نظیر دولت روسیه احساس مسئولیت و احساس خطر کرده و بپذیرند که نگهداشتن ملوانان چینی و یاحتی کره شمالی در خود سواحل چینی نفعی به بنادر آنان ندارد. و بلکه برای حفظ امنیت این بنادر ساحلی خود در خاک جنوب شرقی آسیا نخست باید به امنیت سواحل بندر لاذقیه آسیا بیندیشند و با اعزام این نوع ملوانان و تکاوران دریایی خود به نواحی ساحلی لاذقیه مانع آن گردند که صدها کارخانه جدیدالتاسیس آنها به نابودی منجر گردد که راه ورود مواد اولیه آن ها از این بندر بسته خواهد شد و یا به بنادر متعدد ژاپن نرسد. آری استقرار ملوانان جنوب شرقی آسیایی در سواحل خودشان فایده ای به حال آنان ندارد.زیرا آنان نظیر سربازان پادگان های خاکی نیستند که فقط به درد نیازهای خاکی همان جزایر آسیایی بکار آیند و بلکه به عنوان سرباز متحرک چینی می بایست به حراست از پادگان های مرکزی آسیایی ها در سواحل لاذقیه بپردازند و در این راه باید سواد نظامی خود را بالابرده و بپذیرند که بندر لاذقیه تنها مکان مناسب آسیایی برای تاسیس پادگان مرکزی کل بندرهای آسیایی است که بشار اسد این نکته مهم را دریافته بود و لذا امتیاز تاسیس این پادگان دریایی را به همه ملل آسیایی و به عنوان رئیس جمهور قانونی این ساحل اعطا کرده است و نمی خواهد که از دول اروپایی و یا از ناوگان های آن ها کمک بگیرد و مزیت سیاسی این بندر مدیترانه ای سوریه در خاک آسیا هم برای تاسیس پادگان مرکزی ناوگان های ایالات متحده آسیایی بسیار است که علاوه بر ویژگی های فوق الذکر می توانند با انعقاد پیمان نظامی خود با یکدیگر و با دولت هم پیمان آسیایی خود یعنی دولت سوریه در این بندر ساحلی لاذقیه و با زدن ستاد مرکزی تصمیم گیری های دریایی خود در آن ساحل خاک سوریه و برای برقراری همکاری های نظامی همه بندرهای جنوب آسیا و در یک خیابان کشی آبی وسیع عمل کنند که تنها مسیر عبوری میلیونها کشتی آنان است که  از دریای سرخ آسیا و به دریای زرد آسیا در آن سوی قاره آسیا بسته نشود.

و در دفتر نظامی ساحل بندر لاذقیه هم تصمیم بگیرند که با فرماندهی دریایی دولت روسیه که قبل از آنان با دولت سوریه هم پیمان نظامی شده است و بقیه نیز با دولت سوریه در این بندر ساحلی هم پیمان نظامی شده و تا از کانال دفتر مرکزی این ساحل آسیا، امنیت رفت و آمد ها به شهرهای خود را در طول آبراهه های باریک غرب قاره آسیا حفظ بکنند. و یا همکاری های نظامی خود را اگر ناچار شوند در خاک یک کشور آسیایی مناسب مستقر کنند.و بهترین مکان برای تاسیس دفتر تصمیم گیری آنان در ساحل لاذقیه سوریه است و لذا پیمان سوریه را پیمان ناوگان های ملل آسیایی اعلام بکنند و پشیمان شوند که چرا به پیمانی نظیر پیمان ناتو تا به حال عمل نکرده اند و از تاسیس پیمان نظامی خاک آسیایی غفلت ورزیده اند.آری بافرماندهی دریایی دولت روسیه در ساحل سوریه همه ملل آسیایی دارای ناوگان بزرگ و مهم هم می توانند .مکان گزینی برگزاری جلسات نظامی دریایی خود را به این شهر آسیایی مرکزی برده و باانعقاد پیمان نامه سوریه و یا با اعلام از رسانه ها و رادیوهای خود تاسیس ایالات متحده آسیایی را درنخستین گامش برای اتخاذ وحدت امنیت رفت و آمد دریایی آسیایی را اعلام رسانه ای و اینترنتی بکنند و در این راه حضور دولت های چین و ایران و هند و سنگاپور و برمه و ژاپن و احتمالا ترکیه، در این اتحادیه نظامی سوریه ضروری است که ناوگان های بزرگ دارند و بقیه نیز که بندرهای مهم دریایی ندارند می توانند انواع خدمات رسانی به این ناوگان های بزرگ را برسانند و سپس در انعقاد پیمان نامه سوریه آرم و نشانه اکثر ناوگانها را وحدت داده و یا با تاسیس و نهادینه کردن این پدیده نظامی ایالات متحده آسیایی خود و ناوگان ویژه آن و پرچمها و مقررات آن و یا با ایجاد ستاد مشترک و پادگان بزرگ این ناوگان در وسط قاره آسیا که بشار اسد و مسئول قانونی دولت سوریه و با واگذاری سواحل سوریه به آن ها موافقت کرده و بپذیرند که ساحل لاذقیه مدیترانه در سوریه از نظر ژئواستراتژی مکان بسیار مناسبی در وسط خیابان کشی آبی همه سواحل آبی آسیایی هاست و همان طوریکه مکان تاسیس هر کلانتری در یک خیابان هم و برای جلوگیری از سرقت های خیابانی فقط در ناحیه مرکزی و وسط آن خیابان مناسب است لذا  دول آسیایی هم بپذیرند که تاسیس کلانتری مرکزی دریایی آنان در بندر ساحلی لاذقیه آسیا فقط بهترین مکان در وسط قاره آسیا و در کرانه ساحل غربی آسیاست.که می تواند ناامنی های این آبراهه باریک و طولانی را برطرف کند و در عین حال آنان هم می توانند به بشار اسد در مبارزه با داعشیان مهاجم به خاک سوریه از کشورهای دیگر کمک نظامی آسیایی بکنند تا دیگر نیاز به کمک ناتو و جوامع اروپایی ها نداشته باشند.و یا نگذارند که سواحل مدیترانه آسیا و یا خاک متصل به آن بندر برای بقیه ملل قاره آسیا و گذرگاه های زمینی و دریایی آن ناحیه ناامن گردد. و با بستن پیمان نظامی با سوریه و دیگر دول متحد آسیایی اش با یکدیگر در این ساحل استراتژیک بپذیرند که اگر ساحل مدیترانه ای سوریه با متحدان داعشی اش ناامن گردد ،ضرر آن فقط متعلق به ملت سوریه نیست و بلکه دودش تنها به چشم همه ساکنان آسیایی و بندرهایش خواهد رفت که بگذارند وسط خیابان کشی آبی این ناحیه و سواحل دریایی آنان خطری برای همه جنوب شرق آسیا به وجود آورده و بدست دزدان آبی یا انتقال دهنده آن به داعشی ها درون خاک سوریه بیفتد. زیرا که ساحل دریای لاذقیه مکان مهم جغرافیایی در قاره آسیاست که تنها خیابان کشی آبی ال مانند 4 میلیارد مردم آسیایی از آن ناحیه بسته خواهد شد.و ناحیه ای است که به دلیل واقع شدن در وسط سه درب تنگ و مسدود کننده تنگه های آن تنها آبراهه مردم آسیا را از آنان می گیرد وهمه آنها را به خطر می اندازد و این سه درب تنگ شامل درب تنگ آبراهه داردانل آسیا و یا درب ورودی کشورهای آسیای میانه آبراهه تجارت با بقیه ملل جهان در مدیترانه است و یا در وسط درب آسیایی آن یعنی درب باب المندب می باشد.و یا وسط جغرافیای آن و درب اروپایی آن یعنی جبل الطارق در حوضچه آبی مدیترانه می باشد.و بعلاوه بندر لاذقیه مکانی است که کشتی دهها کشور خاورمیانه آسیا از این ناحیه و از میان حدود دویست جزیره ناامن یونان می گذرد که ممکن است که به دست راهزنی های داعشی ها بیفتد و باعث می شود که مردم خاورمیانه را در صدور نفت به اروپا ناکام کرده و یا کارخانجات شهرهای اروپایی را نابود سازد. و چرا که یک مکان حساسی است که اعراب داعشی بیهوده به این مکان نیامده اند و بلکه می توانند  لوله های نفت چاه های نفت عربستان و کویت و جنوب عراق و قطر و غیره را بر روی همه ملل  اروپایی و آسیایی ببندند که از این ناحیه می گذرد و یا باانفجار آنها که قبلا از شهر صیدا خارج می شد همه اقتصاد اروپا و غیره را نابود بکنند و یا باعث نابودی کارخانجات اروپایی و یا خرید محصولات چینی و ژاپنی از آن هارا به خطر اندازند. و یا هر نوع تردد محصولات اروپایی را از سواحل بندر لاذقیه را به هزاران شهر بندری جنوب آسیا را ببندند.

و لذا باید پرچم ناوگانها و لباس پرسنلی آن را در همه کشورها یکدست و یکرنگ کرده و پرچم واحد ناوگان ایالات متحده آسیایی را بر روی همه ناوگانها و زیردریایی ها و قایق های ساحلی خود نصب بکنند. و در سرتاسر این خیابان کشی واحد آبی یک سیاست امنیتی واحد را اعلام کرده و از نظر ژئوپولیتیک نظامی هم قدرت داشته باشد که اغلب جلسات مهم نظامی خود را در بندر ساحلی لاذقیه برگزار کرده و بقیه نیز ساحل لاذقیه را که ناوگان روسی هم در آن مکان گزینی کرده است بعنوان مکان مرکزی و پادگان مرکزی ناوگان ایالات متحده آسیایی تلقی کرده و بپذیرند که بخاطر ژئوپولیتیک نظامی این ساحل آسیا انتخاب مکان دیگری برای پادگان مرکزی ایالات متحده آسیایی  اشتباه نظامی خواهد بود و بعدا به عواقب وخیم آن پی خواهند برد.زیرا هیچ مکانی بهتر از شهر ساحلی لاذقیه نمی تواند اهداف ناوگان آسیایی را برآورده سازد.چرا که غربی ها و پیمان ناتو با استقرار پادگان مرکزی در بنادر شهر لاذقیه مجبور خواهند شد ترکیه را ازعضویت پیمان ناتو خارج ساخته و او را وادار کنند که برای حفظ امنیت اراضی آسیایی خود فقط به پیمان سوریه بپیوندد و خصومت با دولت سوریه و روسیه را کنار بگذارد. و یا برای حفظ امنیت تکه خاک کوچک اروپایی خود در آن سوی داردانل ترکیه احتمالا شهرهای بندری اروپایی هم مجبور خواهند شد که پادگان مرکزی همه شهرهای سواحل دریایی خود را از مکان جغرافیائی دیگر اروپایی خارج کرده و آن را در شهر ساحلی آنطاکیه (مکانی تاریخی بیزانس شرقی سابق) و یا در بندر صمان طاغی آنطاکیه  مستقر سازند که جنب شهر لاذقیه است تا ترکیه هم بخاطر عضو شدن در پیمان نظامی مزبور هم یکپارپگی امنیت خاک سرتاسری آسیا را بهم نزده و هم تنگه داردانل را بخاطر عضویت در پیمان ناتو، به روی تجارت همه شهرهای آسیایی و از دریای سیاه نبندد. و یا برروی شهرهای ساحلی اروپای شرقی نبندد که از تنگه داردانل  به سواحل شهرهای جنوبی اروپا بسته می شود. و مکانیزم فایده نظامی دیگرش آنست که با استقرار دو پادگان مرکزی در سواحل آسیایی و سواحل اروپایی نزدیکش در دو شهر نزدیک به هم در دریای مدیترانه (یعنی در ساحل دو بندر لاذقیه سوریه و بندر انطاکیه ترکیه) امکان همکاری نظامی بهتر دو قاره آسیا و اروپا با یکدیگر بیشتر خواهد شد تا با تصمیم گیری غیرخصومت آمیز با یکدیگر بتوانند سواحل قاره آفریقا را کنترل یکپارچه بکنند که مکانی داعش خیز است زیرا این حوضچه آبی مزبور از تنگه باب المندب تا تنگه داردانل از سواحل آسیا محسوب می شود و از تنگه داردانل تا جبل الطارق هم جزو سواحل اروپاست ولی در مقابل این سواحل دوتکه ای خاک اروپا و یا آسیا تنها سواحل مقابل آن یعنی خاک قاره آفریقا تنها یک ساحل یکپارچه دارد که از باب المندب تا جبل الطارق دوتکه نشده است و سیاست یکپارچه ای هم در مخاصمت و به خطر انداختن راه های دریایی دول غیر همدست اروپایی و آسیایی همجوار از طریق اعراب متحد خود دارد ولی با استقرار دو پادگان همجوار در شهر لاذقیه و شهر بالاتر در مرز سوریه علاوه بر کنترل یکپارچه ساحل های یکپارچه قاره آفریقا از ناامن سازی های آبراهه مزبور ملوانان و کشتی های متعلق به دو پیمان نظامی سوریه و پیمان نظامی ناتو هم امنیت متعلق به حوزه استحفاظی خودشان را در خاک آسیا و اروپا بهتر کرده و در انتهای این حوزه استحفاظی مسئولیت را از همدیگر تحویل قانونی گرفته و مکانیزم حفظ امنیت لوله های نفتی در داخل خاک سوریه و انتقال به شهرهای اروپایی و با کمک پرسنل و ملوانان هم پیمان سوریه بهتر می گردد و بعد از آنکه انتهای خاک سوریه این کنترل نظامی تمام شد پادگان ساحلی همجوارش در آنطاکیه و یا پرسنل نظامی آن پادگان حفظ امنیت آن محموله های نفتی و یا محموله های تجاری را از بیرون لاذقیه و تا شهرهای اروپایی را باخود همان نظامیان ناتو اروپایی به عهده می گیرند و لذا خلا امنیتی در ترددهای نفتی و تجاری و توریستی و غیره در این ناحیه به وجود نمی آید. آری اگر مسئولان ناوگان های آسیایی تصمیم درست بگیرند و مکان گزینی مرکزی پادگان دریایی خود را در شهر ساحلی لاذقیه درست انتخاب بکنند،فرماندهان و سربازان ناتو نیز مجبور به تصمیم گیری های عاقلانه خواهند شد و روند تکمیل همکاری های امنیتی در سواحل آبی بزرگراه ال مانند آسیا-اروپا را می پذیرند و اختلافات 28 عضو خود را در انتخاب مکان های بیهوده برای تاسیس امنیت شهرهای اروپایی را کنار می گذارند و می پذیرند که گزینه بهتر امنیت کارخانجات و امنیت تردد ها و امنیت مسافران گذرگاهی از آفریقا به اروپا به نا امنی منتقل نشده و یا برعکس و یا در مسدود نکردن درب سه حوضچه آبی مدیترانه و دریای سیاه و آدریاتیک که به نفع همه شهرهای مرکزی و جنوبی اروپایی است ایجاب می کند که پادگان دریایی ناتو را به شهر آنطاکیه ترکیه انتقال بدهند و از این طریق هم می توانند مانع متلاشی شدن خاک ترکیه شده و نگذارند در خصومت سواحل نشینان گرجی و ارمنی و بلغاری و یونانی و قبرسی در سواحل دریای سیاه و یا در سواحل دریای مدیترانه ای نشود و یا در سواحل کردنشینی های خاکی ایران و عراق وسوریه و خود خاک جنوبی ترکیه نشود که ترکیه و تمامیت ارضی اش را از چهار طرف به خطر انداخته اند چرا که با کمک به این سیاست های غلط، دولت های گرجی و ارمنی و غیره منطقه  هم متلاشی می شود و بدون این تصمیم گیری برای همیشه امنیت در خاک عراق و سوریه هم برقرار نخواهد شد و فقدان امنیت در این دو کشور متقابلاً هم فقط دریای مدیترانه را ناآرام خواهد کرد. ولی با اتخاذ سیاست عاقلانه مزبور در تاسیس پادگان های دریایی لاذقیه و انطاکیه و ملوانان و تکاوران دریایی مستقر در این دو پادگان دریایی می توانند از این ناحیه ساحلی ناآرامی ها درون خاک سوریه و عراق را کنترل بکنند و در صورت بحران درون خاکی سوریه و عراق هم دولت ایران نیز از طریق پادگان های مرزی مهاباد و سنندج و کرمانشاه و آذربایجان به کمک آن ها بشتابد و لذا دولت ایران و مردم ایران به تنهایی نمی توانند امنیت را در خاک عراق و یا سوریه برقرار بکنند که در طی 70 سال قبل دولت قبلی حافظ اسد و صدام و حزب های بعث هم مرتبا ناآرام بودند و حتی با تاسیس استخبارات بزرگ عراق و یا با تاسیس ارتش 400 هزار نفری سوریه هم به کاهش این ناآرامی ها کمک نکرد و به علاوه با پیوستن مقداری از آنان به عضویت داعش و غیره هم تنها به یک سازمان نیروی انتظامی تبدیل شده است و از این رو بدون حضور ملوانان و تکاوران آسیایی این دو پادگان مرکزی هم در دریای مدیترانه سواحل آسیایی مدیترانه و گذرگاه های کشتی آنان امنیت نخواهد داشت و یا میلیونها کشتی هندی و یا چینی و یا ژاپنی امنیت گذر از این آبراهه را نخواهند داشت و یا امکان انتقال مواد اولیه و محصولات ساخته شده از اروپا به شهرهای ساحلی جنوب شرقی آسیا به وجود نخواهد آمد.

وبرای تبیین این مسئله مهم مجبورم که به تشریح ژئوپلیتیک نظامی- سیاسی قاره آسیا بپردازم.

چرا که امکان همکاری امنیتی اغلب بندرهای ساحلی اروپا با یکدیگر و یا امکان همکاری بندرهای جنوبی آسیا و یا امکان همکاری بنادر درون حوضچه ای و دریاچه مانند وسط قاره آسیا با یکدیگر طوری است که نظیر بنادر سواحلی کشورهای اطراف دریای خزر و دریای سیاه در قاره آسیا و یا نحوه اتصال همکاری بنادر دریای سیاه به بنادر دریای مدیترانه و شهرهای آسیایی و اروپایی آن از طریق درب تنگه داردانل و درب اروپایی – آسیایی آن که اکنون ترکیه مانع این همکاری ها شده است و ایجاب می کند که دو شهر پادگان دریایی انطاکیه و لاذقیه در کنار همدیگر تاسیس نظامی شوند تا امکان امنیتی بندرهای دو قاره اروپا و آسیا و همکاری بهینه امنیتی ناوگان های دوقاره با یکدیگر  بهتر شده و یا با کشیده شدن کمربند امنیتی ضروری به دور تا دور دو قاره آسیا و اروپا و ازخطر نفوذ تروریسم به درون هر دو قاره مزبور ضروری گردد که دو چشم بینای این دو قاره مهم در دوشهر انطاکیه و لاذقیه ناظر بیدار امنیت همه بندرهای سواحل دو قاره باشد. و بدون این همکاری امکان برقراری امنیت تجاری و امنیت مسافری و امنیت رد و بدل شدن مواد خام و مواد ساخته شده بین همه این بندرهای متعدد دو قاره جهان ممکن نیست و بعلاوه ژئوپلیتیک قاره آسیا طوری است که بخاطر بزرگی وسعت خاک و وسعت بندرهایش و بدلیل مرزهای متعددش که مانع تردد ها در درون آن می گردد و برای گذر خاکی به دهها گذرنامه و کنترل امنیتی درون خاکی نیازمند است. و از این رو تنها امکان گذرگاهی این قاره بزرگ جهان فقط سه جاده بزرگ هوایی و جاده زمینی و جاده دریایی است که دو جاده هوایی و جاده زمینی آسیا هم انحصارا در اختیار دولت روسیه است که خاک بزرگ دارد و از بالای ژاپن تا بالای اروپا امتداد دارد و نصف قاره آسیا را در برمی گیرد. و تنها جاده دریایی آسیا برای بقیه کشورهای آسیایی ممکن الحصول است که 97% سکنه آسیایی را در بر میگیرد ولی نصف خاک و بنادر مفید آسیا را دارند. و این جاده بزرگ دریایی سکنه آسیایی ها را از بندر یوکوهاما و اوزاکای ژاپن در کنار دریای زرد آسیا و در شرق آسیا آغاز می شود و از کناره سواحل متعدد بندر آسیا بطرف غرب آسیا و بندرهای غربی تر آسیایی منتهی شده و سپس از باب المندب این جاده دریایی افقی مزبور به صورت جاده دریایی عمودی ال مانند درآمده و از طریق دریای سرخ آسیایی و حاشیه همان سواحل غربی آسیا – آفریقا و تا جبل الطارق در بالای اروپا - آفریقا ادامه می یابد که اتصال همه بنادر دوقاره هم از طریق این جاده دریایی ال مانند است و به صورت یک باریکه آبراه است و با سه درب اروپایی و درب آسیایی آن و یا درب آسیای مرکزی آن در داردانل می باشد و خصوصیات آن طوری است که در سواحل طولانی تر قاره آفریقا بشدت ناامن می شود و میزان ناامنی اش در سواحل لاذقیه و بنادر متعدد و پراکنده یونانی آن بشدت بالاست و از این رو تردد آبی از این آبراهه خطرناک ال مانند تنها با همکاری نظامی ناوگان های دریایی دول متعدد آسیایی و صاحب بنادر اروپایی امکان پذیر است که تا به حال یک سیاست واحد را در این زمینه اتخاذ نکرده اند.

و مشکل دوم ژئوپلیتیک نظامی – سیاسی قاره آسیا آنست که سیستم جغرافیای سیاسی آن طوری است که از چهار طرف قاره مزبور به بن بست طبیعی تجاری درآمده است و مثلا سرتاسر شمال قاره آسیا بن بست است و به همین دلیل صدور کالا و تجارت و یا تامین معیشت غذایی برای اغلب سکنه آسیایی از طریق سواحل شمالی قاره آسیا ممکن نیست چرا که هفت-هشت دریای بالای قاره آسیا نیمه یخبندان است و نظیر دریای اختسک در شمال شرقی آسیا و یا دریای چوکچی و دریای سیبری شرقی و دریای لاپتف و دریای کارآ و دریای بارنتز در شمال آسیاست و در اغلب ایام سال یخ زده است و متصل به کوه های یخی و متصل به قطب شمال می شود.وناحیه ی شرقی آسیا هم که کم بندر می باشد و یا درناحیه دریای برینگ متصل به آلاسکای سرد کانادا بوده و یخ زده است و جنوب آسیا هم یک نوع بن بست آبی دارد و طوری است که به دلیل وجود اقیانوس های بزرگ در جنوب آسیا نظیر اقیانوس آرام و اقیانوس هند و غیره و منتهی شدن آن ها به قطب جنوب ارزش گذرگاهی و یا تجاری ندارد و بن بست برای معیشت 4 میلیارد سکنه آسیایی دارد و تنها حرکت افقی و بطرف غرب آسیا و در سواحل جنوبی آسیا برای سکنه آن ها ممکن الوصول است و لذا اقتصاد و یا معیشت همه شهرها و دهات متعدد قاره بزرگ آسیا به این بندر های جنوبی و جاده دراز آبی آن وصل می شود.و خصوصیات این جاده ال مانند آبی و تنگه هایش را در مقاله قبلی ام از باب المندب یا جبل الطارق را در کرانه غربی قاره آسیا هم ذکر کرده ام که یک نوع بن بست سیاسی – فرهنگی برای سکنه این جمعیت بزرگ آسیایی در سواحل آفریقا به وجود می آورد و از آنجا که دوجاده هوایی و زمینی قاره آسیا هم انحصارا در اختیار دولت روسیه است و قانونا هم حق با دولت روسیه و با قوای فرماندهی هوایی و فرماندهی زمینی روسیه است که برای حفظ  امنیت خاکش اجازه ندهد که هر هواپیمایی در بالای خاک روسی آنان، جنس و یا مسافری از بنادر مالزی و یا اندونزی و یا ژاپن و یا سنگاپور به شهرهای شمال اروپا ببرد و یا ازطریق جاده طولانی و خطرناک زمینی آن روسیه استفاده بکنند و لذا حداقل 97% سکنه آسیا فاقد یک نیمه گذرگاه مناسب هستند که همبستگی امنیتی جاده دریایی را ندیده گرفته اند و مشکلترین سیستم امنیت دریایی هم در حول و حوش مرزهای ایران است که دیگر کشورهای جهان به آن خاورمیانه می گویند و بدترین گذرگاه آبی جهان هم را دارد و حدود 37 سال هم هست که دچار انواع جنگ های منطقه ای شده است و یا تنگنای گذرگاهی برای همه کشورها درست کرده است.

آری کشور روسیه با 3% از جمعیت دول آسیا که از شرق ژاپن تا بالای قاره اروپا کشیده شده است.هرچند یک نوع مزیت تجاری برای خود سکنه روسی دارد ولی اغلب زمین های خشن و سرد آسیا بوده و تنها اقوام خود روسیه که به زندگی سخت عادت دارند و یا می توانند در این نوع اراضی گسترده و سرد آسیا زندگی بکنند ولی فایده تجاری برای ساکنانش دارد که میتوانند انواع مایحتاج خود را از ولادی وستک شرق آسیا وارد کرده و یا از بندرهای ژاپن و چین و کره و ... به شهرهای داخل خود برسانند و یا ازطریق بنادر متعلق به دریای بالتیک خود هم در بالای اروپا و در غرب روسیه استفاده تجاری مفید کرده و یا از بندرهای کالینین گراد و پطرزبورگ و ناروای اروپایی روسیه در  دریای بالتیک و در حوزه فنلاند و یا در شمال بنادر لهستان و یا در بنادر بالای آلمان و غیره مایحتاج خود را تامین بنماید.و یا محصولات زراعی و دامی و صنایع شهرها و کشورهای میانی آسیایی هم از طریق دریاچه های میانی آسیا استفاده کرده و مایحتاج خود را از طریق بنادر  مخاچ قلعه و یا آستاراخان دریای خزر از بنادر کشورهای اطراف دریای خزر در آسیای مرکزی استفاده بکند و یا از طریق بنادر سوچی و غیره خود در دریای سیاه از بنادر کشورهای آسیای غربی و اروپای شرقی در دریای سیاه استفاده مناسب ببرد و از آنجا که محصولات این کشورها هم از طریق بنادر مزبور فقط به خاک سرتاسری روسیه وصل می شود که از شرق به غرب آسیا و به جاده های خاکی آن متکی هستند و لذا به شدت متکی به جاده هوایی و یا خاکی روسیه می گردند و بعلاوه مزیت سوم ساکنان روسیه هم آنست که در طریق شرق و هم از طریق غرب آسیا می تواند وارد بنادر جنوبی آسیا شده و یا وارد بنادر جنوبی اروپا در دریای مدیترانه شوند.و لذا مشکل تردد آبی ندارند و در سرتاسر خاک بزرگ قاره آسیا و یا در وسط آسیا – اروپا ندارند و مثلا  می توانند از سه ضلع یک مثلث دریائی بین بنادر بندر سوچی و مکان باب المندب و مکان جبل الطارق مانع هر نوع تردد کالای ترکیه را شده و به خاطر تنبیه ساقط کردن هواپیمایش مانع تجارت آنها شوند و به همین دلیل هم در آسیا تنها روسیه در واردات یا صادرات کالایش به شهرهای مختلف آسیایی هیچگونه تنگنای خاکی یا آبی و هوایی ندارد ولی بقیه 97% جمعیت آسیا دچار این نوع تنگنا هستند.

آری انحصار راه های هوایی و یا خاکی قاره آسیا برای روسیه و بخاطر ویژگی خاص جغرافیایی آسیا و یا انحصار فرماندهی هوایی و یا زمینی روسیه برای این کشور یا متکی شدن 97% سکنه آسیا به گذر از سواحل قاره آفریقا که از باب المندب تا جبل الطارق است یا اعراب سواحل آفریقایی هم در تسلط فکری الازهری ها و فتواهای آنان می باشند و لذا به شدت نه ، ده کشور عربی سواحل آفریقایی را برای تنها گذرگاه سکنه آسیایی ها را با مشکلات اساسی روبرو می سازند.(رجوع به مقاله قبلی ام)

و در سال های اخیر هم با فروپاشی دولت های یمن و لیبی و تونس و سودان و بحران های مصرو سوریه در سواحل آسیایی  مدیترانه بعد از غارت کردن پادگان های نظامی آنان و اسلحه های آنان این گذرگاه آبی بزرگ آسیایی ها هم به شدت به خطر افتاده است و یا با بحران امنیتی شدید روبرو شده است و لذا بدون تشکیل یک اتحادیه از ناوگان های نظامی آسیایی ، امنیت جاده آبی وجود ندارد و لذا در کلانتری ساحلی مدیترانه و سواحل سوریه که دولت سوریه به آن ها لطف کرده است و در اختیار دولت روسیه و دول هم پیمان با خودگذاشته است یا درقلب قاره آسیا است و یا در قلب سه تنگه داردانل و باب المندب و جبل الطارق است و یا در محل گذر دویست جزیره خطرناک سواحل یونان است و یادر مکان حمل نفت و لوله های نفتی چاه های نفت عربستان و عراق و کویت و قطر به اروپاست و یا در مکان برگشت هزاران کشتی تجاری از شهرهای اروپا به شهرهای آسیایی است و اگر این سواحل مدیترانه هم ناامن گردند صدها کارخانه جدید التاسیس چینی بسته خواهد شد و یا اقتصاد ژاپن متلاشی می شود و یا محصولات مزرعه های هندوستان امکان فروش ندارند و یا امکان صدور نفت از این ناحیه ناامن جهان و برای بنادر نفتی خلیج فارس وجود ندارد. و یا خرید ناوگانها و کشتی های تجاری توسط دولت های آنان هم یک معامله بی فایده است ولذا تنها راه حل سیاسی آسیایی ها آنست که دول مزبور به ایجاد یک فرماندهی واحد نظامی برای ناوگان های خود بیندیشند و بپذیرند که خط مشی دولت روسیه در حمایت از دولت سوریه یک نوع محاسبه نظامی حساب شده و عاقلانه و دقیق بوده و علاوه از کنترل جلوگیری از صدور تروریسم به داخل خاک روسیه و اندونزی و مالزی  توسط داعشی ها جلوی دزدی های دریایی داعشی را هم می گیرد چرا که داعش برای رشد تشکیلات نظامی خود به مصادره اموال چینی ها و یا هندی ها در سواحل مدیترانه بیشترنیاز دارد تا به مصادره تانکرهای نفت کش در درون خاک سوریه و عراق و یا با تاسیس دو کلانتری دریایی در سواحل خطرناک مدیترانه و در قلب قاره آسیا بقیه کلانتری ها ی آبی و یا تنگه های آبی خود را هم در تنگه های کمتر خطرناک گذرگاه ال مانند مزبور تکمیل بکنند که شامل تکمیل کلانتری آبی در سواحل باب المندب و سقطره و مصیره و یا در جنب کنارک چابهار و یا با استقرار کلانتری آبی در تنگه میان جنوب هند و سریلانکا و یا در تنگه سنگاپور و یا در تنگه  ساگاسار اندونزی و تنگه های کاریماتا و مالاکا و یا در تنگه خلیج تونکن چین و یا در تنگه تایوان و یا در تنگه های کره جنوبی و ژاپن و از این طریق امنیت دریایی آنها در مکان هایی که خطرساز و خطرخیز است را بدست کنترل و فرماندهی بهینه می افتد و با تشکیل ستاد مرکزی پادگان دریایی لاذقیه خود نمی گذارند که مواد اولیه و یا منابع انرژی و یا محصولات کارخانجات هزاران کارخانه آسیایی مختل گردد و یا انرژی نفت خاورمیانه به صنایع آنها نرسد و بدون این نوع راه حل، میلیون ها کارگر چینی و ژاپنی و هزاران برزگر روستایی هند و چین و اندونزی و مالزی دچار مضیقه اقتصادی می گردند.

و فلسفه سیاسی دیگر تأسیس پادگان دریائی بزرگ در ساحل لاذقیه آنست که بخاطر استفاده اقتصادی هزاران کارخانه چینی و کره ای واندونزی و ژاپنی و یا مالزی از اقتصاد تأسیس کارخانه هایش تنها نیرو های های نظامی زمینی و دریایی ایرانیان است که از دو طرف به مضیقه نظامی- اقتصادی افتاده اند و مشکلاتی که باید همه ملل آسیایی هر کدام به میزان سهم خود باید آنها را برآورده بسازند ولی امروزه به تنهایی جامعه ایرانیان مجبورند که همه در خاک سوریه یا همه در سواحل دریای عمان و تنگه باب المندب جلوی دزدی ها و ناامنی را بگیرند و مشکلات عمیقی را به عهده دریانوردان ایرانی در سواحل دریای عمان باقی گذاشته است که انبوه از دزدی های دریائی است و برای صد ها افسر ناوگان ایرانی به وجود آورده است و آنها به تنهایی مجبورند که از جان و هزینه خود مایه بگذارندو این راه دریایی را امن نگه دارند که تنها وظیفه مسئولیتی آنان نیست و بلکه مسئولیت دیگران هم هست و به دلیل آنکه در خاک سوریه و عراق که نزدیک خود آنهاست و باز نیرو های زمینی ایران دچار دردسر نظامی عمیق این باز ماندن حوزه دریای مدیترانه و سواحل لاذقیه شده اند و در حالیکه از اقتصاد دریایی آسیایی مدیترانه دهها کشور آسیایی سود برده و یا نفع تجاری می برند و لذا نمی بایست هزینه آن فقط به عهده نظامیان ایران بیفتد. و از این رو بدون کمک پرسنل ناوگان ایران نباید شاهد کاهش دزدیها در باب المندب و یا در اخذ نفت از سواحل سوریه و یا شاهد کاهش ناامنی مدیترانه در سوریه گردند و یا نفت به سواحل آسیای جنوبی شرقی ببرند. و یکی از راه حل های که نیروی دریای ایران را در نظام تأسیس ملوانان کمکی و هزینه های دریایی حمل و نقل مزبور کمک مالی بکنند و در جلسات مشترک لاذقیه ناظر آن باشند که حفظ امنیتی این جاده بزرگ آبی از لاذقیه تا ژاپنی چه مشکلات عمیقی برای ایرانیان دارد که تا به حال به آن مشکل اندیشه نکرده اند. ولی با تشکیل اتحادیه نظامی سوریه و با فرستادن نمایندگان نظامی خود به جلسه ستاد دریایی لاذقیه بهتر به مشکلات باز نگهداشتن آبی جاده بزرگ دریائی خود پی خواهند برد و از آنجا که فلسفه سیاسی تأسیس پادگان در هر مکان جغرافیایی هم حفاظت از یک مرز و یا از یک تنگه مهم و یا از یک معدن مهم و یا از آبراهه مهم است و لذا هیچ پادگانی در نواحی مختلف خاک آسیا مهمتر از پادگان های دریایی حوزه کرانه غربی قاره آسیا نیست که پرسنل نظامی ایرانیان اکنون مجبور شده اند که به تنهایی از باریکه آب این کرانه غربی قاره آسیا دفاع کرده و در حالیکه کمک گرفتن از پرسنل پادگان های درون خاکی آسیائی ها در قبال گذر آبی آنان و یا گذر کشتی های آنان از این تنگه ها و یا از استفاده مالی آنان از معادن نفتی غرب آسیاست و یا از مرزها آبی و سواحل خطرناک آبی سوریه نیز نظیر خاک سوریه برای ملل آسیایی هم هست و نیز اکنون که ناوگان های آمریکایی و بخاطر مخالفت اقوام و ملل آسیایی مجبور شده اند که منطقه را خالی بکنند و پرسنل این ناو ها را مرخص کرده و به خاک آمریکا ببرند و لذا تشکیل یک نوع نظام سربازگیری دریایی هم برای همه ناوگان دریایی همه آسیایی ها از واجب ترین امور سکنه این قاره می باشد.