پیمان نظامی سوریه، ضرورتی

برای حفظ امنیت ایالات متحده آسیا (1)

از: دکتر محمد خالقی مقدم – دانشجوی دانشگاه تهران

ما دانشجویان دانشگاه های مختلف قاره آسیا و از جمله دانشجویان ایرانی، روسی، چینی، هندی، ژاپنی، کره ای، سنگاپوری، قاره آسیا امروزه مجبوریم که با همدیگر متحد شویم و برای حفظ امنیت شهر های آسیائی خود از خطر تروریسم و یا از خطر انفجار مکرر آن شهرها، تقاضای تأسیس ایالات متحده آسیائی و تقاضای تأسیس پیمان نظامی این اتحادیه را بکنیم و چون به فلسفه علمی حفظ امنیت قاره خود بهتر از دیگران واقف هستیم، لذا حضور داعش در خاورمیانه را تنها معلول سیاسی دانسته و بلکه علت عمیق پیدایش این پدیده را در درون خاک مصر و نهاد الازهر و آموزش های داعشی آن می دانیم. و لذا به عملکرد خطرناک آنان اعتراض داریم که به اعضای جوامع آسیایی دیگردولت مصر پاسپورت برای کشاندن آنان به درون خاک مصر می دهد و یا آموزش های داعشی آنان در مدرسه الازهر را اتفاق می افتد و نیز خواهان تعطیلی آن مدرسه از سوی دولت محترم مصر هستیم وبا همه احترامی که به ژنرال سی سی قائل هستیم (زیرا بر خلاف تصور اغلب افراد عامی، ریشه پیدایش آن نه  عربستان که فقظ حامی مالی داعش است (نه ایدئولوژیک آن)،نمی باشد و بلکه علت اساسی پیدایش داعش را کانون الازهر مصر می دانیم که ادعای سواد دینی بیشتری نسبت به بیست جامعه عربی دارند و بهمین دلیل هم چارچوب فکری افکار عمومی و ایدئولوژی این کشور ها را بدست گرفته اند ولی عملاً محتوای تعلیمات آنان بصورت دین تکفیری بنیادگرا و خشن در آورده اند.) و از آنجا که ماها از قشر آگاه دانشجویی قاره آسیا هستیم ونه آفریقا،و لذا بهتر از افراد عامی و یا بی سواد جامعه خودمان هم فلسفه و یا کارکرد و یا اهداف پنهانی یک دانشگاه جهان را در مسلمان کردن و یا سلب مسلمانی از آن جامعه را تشخیص می دهیم و یا بهتر از دیگران مکانیزم یک دانشگاه را در تولید امنیت برای یک جامعه و یا در تولید ناامنی برای جوامع دیگر را بهتر تشخیص می دهیم و لداخواهان آن هستیم که یک میلیارد مسلمان قاره آسیایی خودمان هم بیشتر چشم باز کرده و اهداف پنهانی این نهاد مصری را بهتر بفهمند چرا که امروزه دیگر آن دانشگاه الازهر 150 سال قبل و سابق دیگر نیست  و بلکه کارکردش دگرگون شده است و کارکرد یک مدرسه دینی سالم را ندارد و از دوره ناصر الدین شاه به بعد که فتوای ترور ناصر الدین شاه ایرانی از سوی افراد این مدرسه مصری صادر شد به دلیل نفوذ انگلسیی ها در جامعه مصر و در دوره اسماعیل پاشا که موسس شهر اسماعیلیه اش بود و یا عصر سعید پاشا که موسس شهر پورت سعید مصر بود و با سرمایه گذاری انگلسی ها در توسعه الازهر و با گرفتن بورسیه تحصیلی طلبه هایش از سفیران انگلسیی و کمپانی هند شرقی، عملاً به یک کانون فراماسونری خطرناک مذهبی جهان درآمدند، و تخم اخوان المسلمین در الازهر کاشته شد و در طی 35 سال اخیر هم که تربیت شوندگان وهابی – تکفیری آن مدرسه در نقاط مختلف خاورمیانه فتوای تکفیری خود را دائماً صادر می کنند. و به این بهانه که اقوام دیگر آسیایی به خاک ملی بیست قوم عربی آنها آمده اند، و لذا بعنوان استعمارگران جدید هستند که جایگزین استعمار انگلسی شده اند و لذا جهاد اعراب هم با آنان و با متون استنباطی آنان از قرآن واجب قرآنی است و همانطوریکه این نوع جهادها را سید قطب اخوان مسلمین مصری و غیره هم در گذشته هم صادر می کرد و یا در دوره ملی شدن کانال سوئز و غیره صادر می شد و امروزه هم بر علیه ملل بی گناه دیگر آسیایی و انفجار شهر های آنان صادر می شود و از جمله در اندونزی و کراچی و افغانستان و ایران و غیره صادر می شود و آنان اصلاً یادشان رفته است که خاک ملی اعراب در خاور میانه وجود نداشت که برای ملی ماندن آنها فتوای جهاد صادر می کنند و قبل از جنگ اول جهانی هم اصلاً جزو خاک ملی اعراب نبود و بلکه جزو خاک ملی عثمانی های ترک بود ولی در آن موقع هم فتواهائی از سوی این مدرسه مصری و در الازهر گذشته صادر نمی شد و یا در دوره مملوکان مصر در الازهر صادر نمی شد. ولی امروزه بر علیه کسانی صادر می شود که می خواهند جلوی تعدادی از افراطیون در خاک خاورمیانه را بگیرند، آری تفکرات بنیادین امروزی الازهر در اردن و یا در قطر و یا حتی در خود عربستان محتوای آموزش های الازهری دارد که از آموزش های عبدالوهاب عربستانی خطرناکتر است که مفتی بودن خودش را از مستر همفر انگلسی گرفته بود و در عین ادعای مفتی بودن برای او فاحشه یهودی و غیره میبرد، ولی امروزه همین عبدالوهاب در نزد اخوان المسلمین ها لنگ می اندازند، آری نهاد الازهر امروزه دیگر یک مدرسه دینی سالم نیست و بهمین دلیل هم بجای رواج تعلیمات دینی سالم، ققط به رواج ناسیونالیزم خشن عربی در دوره جمال الدین ناصر و انور سادات پرداخت و یا تفکرات ناسیونالیستی خشن صدام و قذافی هم ریشه در تعلیمات مدرسه  ای آنان دارد .

و از 35 سال قبل هم بنیادگرائی افراطی را به همان جوامع عربی آموزش داده و یا جستجوی تعصب جاهلانه عربی قبل از اسلام را با عنوان محتوای آموزشی و سر فصل های دروس دینی خود به  صد ها نفر از کوهستانی های افغانستان و یا به ساکنان دره های کشمیر پاکستان آموزش داده اند و با سو استفاده از پاسپورت همان دول از شهر های کراچی و کابل و مراز شریف و اندونزی و ایران به خاک مصر کشانده و در برگشت آنان به جای رواج دین فقط بمب منفجر می کنند.

آری الازهر مکان خطرناکی در قاره آفریقاست که در سرتاسر ساحل این قاره آفریقائی هم از باب المندب آفریقا تا جبل الطارق آفریقا و در سرتاسر ساحل طولانی این قاره آفریقا که اراضی اش  درنقاط داخل لیبی و الجزایر و تونس و غیره بیابانی است و فقط در سواحل آن مناطق امکان زیست وجود دارد و لذا در همین سواحل طولانی آفریقا به طرف سواحل آسیایی هم میلیون ها عرب معتصب با فتوای الازهری ها لوله های تفنگ و یا آر پی جی های خود را که از غارت و یغمای پادگان های لیبی و یا تونس و سودان و غیره به ارث برده اند وبه سوی هر کشتی آسیایی نشانه گرفته اند که از این آبراهه های آسیایی – اروپایی می گذرد و لذا هر کشتی چینی و یا ژاپنی و یا سنگاپوری و یا ایرانی را نظیر همان مستعمره گران الجزایر سابق و یا ایتالیایی در لیبی می پندارند که به خاک عربی و سواحل دریایی آنان تجاوز کرده اند و لذا با فتواهای جدید آن مدرسه و به عنوان استعمارگران جدید در گذر سواحل مزبور پنداشته و لذا جهاد با رهگذران آبی مزبور را از اوجب واجبات خود می دانند و لذا باید از هر دره و تپه این سواحل طولانی سواحل یمن و یا سواحل طولانی آفریقا می بایست آتش انقلابی میبایست. به سوی  این مسافران آسیایی بگشایند و محصول تجاری شهر های آسیایی را در کشتی های آنان به مصادره ببرند و خودشان را جمیله بوپاشاهای جدید زمانه و مجاهدان انقلابی و غیره بپندارند.

و این در حالی است که میلیون ها شهر بزرگ و کوچک آسیایی با حدود سه – چهار میلیارد جمعیت اش مجبور است که برای تجارت حلال و یا اقتصاد میلیونها سکنه شهرهایش فقط از این آبراهه باریک بگذرند که آنان سواحل آبراهه عربی خود و در سواحل ده – یازده کشور عربی مزبور می پندارند و در حالیکه مردم آسیایی از قرنها قبل این آبراهه مزبور راسواحل آبی قاره بزرگ آسیایی خود از قدیم می دانستند که انگلسی ها در 100 سال قبل از آنان سلب مالکیت کرده بودند و باریک بودن این آبراهه ساحلی آسیایی – اروپایی که در چهار نقطه اش بهم نزدیک می شود و عرب ها هم در این چهار ناحیه آن را باب عربی و یا درب عربی خود می پندارند و لذا همه کشتی های این سکنه 4 میلیاردی آسیا که مجبورند فقط از چهار درب تنگ باب المندب بگذرند و یا از درب باب سوئز  و باب پورت سعید و باب جبل الطارق آن ساحل آفریقابرای معاش حلال خود بگذرند و نتیجتاً به لوله های تفنگ مستقر در سواحل آفریقائی نزدیک می گردند و مجبورند که به آنان باج عربی داده تا دست از فتوای استعمارگر دانستن هر گذر کننده آبی از کناره سواحل طولانی آفریقایی آنان را صادر نکنند.و در حالی که صحرای سینا را کمبوجیه ی ایرانی جزو خاک آسیای می دانست و آن را به جای صحرای سینا صحرای کمبوجیه ای آسیایی نامیده بود و کانال مزبور را هم در همان دوره وی کنده بود که به خاک آسیا لشکرکشی نکنند.

آری تفکر اجتماعی الازهر امروزین برای سکنه بیست کشور عربی در سواحل آفریقائی – آسیائی و یا در آنسویش از متون قرآنی همین مفهوم ناسالم است و لذا ساحل نشینان آفریقائی مزبور هم در نه – ده کشور یعنی لیبی و تونس و سودان و جیبوتی و سومالی و مراکش و مالی و مصر و اریتره و الجزایر و دیگر اعراب سواحل خاورمیانه در این آبراهه تنگ آسیایی که کرانه غربی قاره آسیاست و برای معیشت همه ساکنان بزرگ آسیایی مشکل درست کرده اند وگلوگا ه اقتصادی-سیاسی  انانرا می فشارند چرا که همه این اعراب سواحلی فقط در الازهر مصر درس خوانده و حرف شنوی از آنان دارند و با تبعیت فرهنگی از آنان لوله های تفنگ خود را از تپه های ساحلی آفریقا و ازچند قدمی ساحل مزبور به سوی قایق های گذر کننده از این آبراهه نشانه گرفته اند و بعلاوه چونکه اغلب آنان سواد دینی کافی ندارند و بعلاوه بخاطر آنکه ساحل طولانی آفریقائی از باب المندب تا جبل الطارق فقط در آن سوی آبراهه زندگی می کنند و لذا با اقوام دیگر آسیایی هم نشست و برخاست فرهنگی تا بحال نکرده اند و فقط نشست و برخاست آنان و رفت و آمد فرهنگی آنان تنها با الازهری های مصر بوده است و لذا اسلام را فقط از منظر فتوا دهندگان مزبور نگاه می کنند و به ماسوای آن تعلیمات هم دسترسی آسان ندارند و از این رو گذر از این سواحل طولانی آسیائی – آفریقایی هم برای دیگران خطرناک شده و از جنوب یمن تا جبل الطارق برای میلیون ها سکنه شهر های آسیایی ولو  برای داد و ستد و تجارت حلال آنان هم خطر ساز کرده اند و اگر در همه جوامع بشری هم رسم فرهنگی بوده است که شارع عام و یا خیابان عمومی مالک ندارد و حتی در قبایل اولیه آسیایی هم گذرگاه های کاروان های تجاری فرهنگ خاصی داشت و زمین های قبایل قدرتمند آسیایی را هم زمین عمومی تجاری عمومی اقوام آسیایی دانسته  و لذا این کاروانها را غارت نمی کردند ولی این رسم با استنباط الازهریها از اسلام برای عربهای سواحل مزبور وجود ندارد و لذا در جوامع آسیایی و اروپایی کسی برای عبور از این شارع عام و یا یک خیابان بزرگ آسیایی امکان پذیر نیست و  برای تأمین رفت و آمد و مایحتاج خود از آن آبراهه بگذرند و آنان باجگیری نکنند و لذا اعراب ساحلی آفریقا از این خیابان کشی بزرگ آسیایی ها دائماً سواستفاده کرده و از آنجا که جامعه بزرگ آسیائی هم بجز از این خیابانکشی بزرگ خود هیچ خیابانی برای میلیون ها شهر  خود در قاره آسیا ندارند و لذا از 70 سال قبل دائماً با بحران رو به رو شده و میلیون ها کالای چینی و یا هندی و یا ژاپنی و یا ایرانی را در شهر های بزرگ صنعتی شانگهای وکانتون و یا در شهر توکیوی بزرگ 26 میلیونی و یا گذر شهرهای کلکته و بمبئی و غیره با خطر همیشگی روبه رو ساخته اند.

آری امروزه این ساحل نشینان آفریقایی در دو سوی جغرافیائی مکان مصری برای بستن این خیابان بزرگ جهانی، تجهیز فرهنگی و فکری و قومی می شوند و با تولید جنبش بهار عربی هم که نتیجه فتواهای همان اخوان المسلمین الازهری بود و توانستند که دولت های لیبی و تونس و مصر و یمن و عراق و سوریه را متلاشی بکنند و اسلحه صدها پادگان نظامی این شهر ها به غارت این سواحل نشینان مزبور درآمده است و لذا تعدادی از این سواحل نشینان آفریقائی امروزه به بهانه ویرانی شهرهای یمن و لیبی و تونس و عراق و سوریه به صدها شهر مدیترانه در آنسوی آبراهه مزبور رفته و یا در شهرهای ساحلی مدیترانه هم پناه جو شده اند ولی هنوز گوش به فرمان فتواهای همان الازهر مصر هستند و در شهرهای مدیترانه و اروپا و فرانسه و بلژیک و غیره عمل می کنند تا با فتوای آنان در شهر پاریس بمب منفجر بکنند و لذا شهر پاریس را به بهانه استعمار سابق الجزایر و سوریه توسط فرانسه در گذشته منفجر می کنند و همینطور با فروپاشی دولت عراق و یا با ضعف دولت های لبنان و سوریه و اردن و غیره در خاورمیانه افسار مدیریت فرهنگی همان چند میلیون اعراب مهاجر پناهنده به آن سوی آبراهه هم هنوز در چنگال فکری این تئورسین های مدرسه مصری است و نیز به دلیل قرابت های خویشاوندی و ارتباطات دائم الکترونیکی آنان از آنسوی قاره مزبور با این سوی آسیا و اروپا و یا به دلیل ارتباطات مالی و پولی سکنه این دو سوی آبراهه جهانی مزبور و بعلاوه با ضعف سیستم های کنترلی اروپائی ها و یا ناوگان ناتو در این آبراهه بزرگ امروزه نظام همسایگی سالم ساکنان بزرگ قاره آسیایی  -آفریقابه خطر افتاده است و یا زندگی مسالمت آمیز با سواحل نشینان اندک آفریقایی این آبراهه به خطر افتاده است و چون تصور آنان از مفهوم سرزمینی و یا از مفهوم وطن ملی که در صد سال اخیر انگلسیی ها برای دولت ملی آنان درست کرده اند  و یا برای وطن ملی و یا مرز ملی صد ساله آنان درست کرده اند که در صد سال قبل آن مرزهای ملی وجود نداشت و سرتاسر در دست عثمانی های ترک آسیایی به مدت دو قرن بود و بهمین دلیل هم این ساحل بزرگ قاره آسیا را در آنسوی قاره اروپا هنوز خاک ملی پنداشته و باعث خونین شدن مرزهای همسایگی دو قاره آفریقا و آسیا شده اند و هنوز نمی دانند که آسیایی ها همیشه در گذشته بصورت امپراطوری های بزرگ زندگی می کردند (نه دولت های کوچک) تا حافظ مرزهای سکنه چند میلیاردی آسیایی  خود باشند و لذا امروز هم مجبورند که دوباره امپراطوری های بزرگ سلجوقی، تیموریان، هخامنشی و ایلخانی و عثمانی و غیره خود را در شکل جدید و برای امنیت آبراهه بزرگ ساحلی خود دوباره احیاء بکنند که امروزه بدلیل صنعتی شدن آسیا به شکل ایالات متحده آسیایی تجلی خواهد کرد و پادگان های دریایی دهها کشور بزرگ آسیایی این آبراهه  مهم شهرهای بندری خود را حفظ خواهند کرد و محافظ تجارت بندرهای جنوبی، شرقی، غربی و مرکزی آن  قاره خواهند شد و از میلیون ها کشتی شهر بندری توکیو، مالزی، اندونزی، هند، ایران و غیره در بندر لاذقیه پادگان دریایی خواهند زد و علاوه از محافظت از حکومت بشار اسد در برابر داعشی های مهاجم از سوی کشور های دیگر از کشتی های گذر کننده خود هم در وسط این آبراهه  جهانی دفاع خواهند کرد و یا از امنیت این خیابانکشی بزرگ جهانی خود و بعنوان کلانتر  آبی وسط قاره آسیا  وهمه بندرهای ساحلی جنوبی آسیا را برای امنیت رفت و آمد صدها کشتی نفتی و تجاری و صنعتی امن خواهند کرد که تا تنها  70 – 80 میلیون آفریقایی از آنسوی آفریقا نیایند و به بهانه های مختلف کشتی های تجاری اقوام سلحشور آسیایی را غارت و یا مصادره بکنند و لذا امروزه پیمان نظامی سوریه که بین نیروی دریایی وناوگان دهها کشور بزرگ آسیایی منعقد شده است تا امنیت رفت و آمد برای سکنه چهار میلیارد  مردم آسیایی را فراهم بکنند و یک پیمان اتحاد نظامی دریانوردی دهها کشور بزرگ قاره آسیاست که تا فتوادهندگان الازهری در آفریقا غارت کردن کشتی های این مردم بزرگ و سلحشور آسیایی را جزو متون قرآنی نکنند و کلانتری بزرگ دریایی آسیایی خود را در پیمان نظامی سوریه متجلی خواهند ساخت و نظیر تیموریان که از قبیله ترک  برلاسی آسیا بود و تنبیه عثمانی ها را در خاک ترکیه هم انجام  داد و یا ترکان سلجوقی آسیایی  وقراقویونلو و آق قویونلو که بزرگترین پادگان هایشان را فقط در خاورمیانه در خاک سوریه مستقر کرده بودند تا امنیت این آبراهه را به وجود آورند تا سایر خویشاوندانشان در صحراهای بالاتر آسیا از گرسنگی نمیرند و یا جلوی انواع راهزنی ها و دزدی های دریایی را فقط از خاک سوریه در مدیترانه و غیره کنترل بکنند،  امروز هم دوباره در پیمان سوریه که بزرگتر از پیمان ناتو باید بشود تجلی خواهد یافت و ترکیه هم که اغلب شهرهایش در دریای سیاه و بنادر جنوبی ترکیه در دریای مدیترانه است که جزو خاک بزرگ آسیاست مجبور است که از پیمان اروپایی ناتو خارج شده و با عذرخواهی از دولت مقتدر و آسیایی روسیه در سقوط هواپیمایش عضو پادگان بزرگ دریایی آنان در خاک لاذقیه بشود  ودرمدیترانه و به اتحادیه دریایی جوامع مسلمانان آسیایی ها بپیوندد و برای حفظ قطعه خاک کوچک اروپاییش هم در آنسوی تنگه داردانل تقاضای پیمان کوچکتر ناتو را به شهر آنتاکیه در جنب آن  رااز بقیه آسیایی ها  وازوپابطلبد و دانشجویان ترک دانشگاه های ترکیه هم باید با نوشتن طوماری به دولت آسیایی ترکیه و ترکان  آن که از اقوام سلحشور و مهاجر از شمال آسیا و در دوره سلجوقیان هستند باید بپذیرند که ساقط کردن یک هواپیمای دولت آسیایی در مرز ترکیه و دیگری در خاک مصر توسط طرفداران الازهر کار اشتباهی بود که پرسنل هوائی آن کشور که طرفدار عرب های مصری هستند انجام داده اند و باید از پیمان ناتو خارج شده و با پیوستن به پیمان نظامی و اتحاد نظامی پادگانهای چند کشور بزرگ و ساحلی قاره آسیا را بخواهند و در پیمان نظامی لاذقیه سوریه راه دریایی بندر نظامی سوچی را در دریای سیاه به بندر نظامی – دریایی لاذقیه باز کنند و یا از تنگه داردانل اجازه نظامی به آنها بدهند و بپذیرند که امنیت شهر های ترکیه با پیوستن به پیمان سوریه بیشتر خواهد شدکه از سوی داعش و انفجارهای آن در آنکارا انجام گرفته و بیش از گذشته خواهد بود و حضور پ ک ک هم آن را تشدید خواهد کرد و لذا روسیه آسیایی خطری برای آنان نیست و بپذیرند  که انگلسی ها با تشکیل دولت های عربی در صد سال اخیر باعث و بانی پیدایش داعش در صد سال اخیر شده و منافع ساکنان میلیاردی آسیا را بخطر انداختند و امروزه خاک همه آنان در سوریه و عراق و ایران و چین و هند جزو ایالات متحده آسیاست و همگی آن ترکان غیور و دیگر ترکان آسیایی مجبور به دفاع از این خاک قاره ای خود می باشند و با پیمان نظامی ایالات متحده آسیا در ناوگان بزرگ دریایی لاذقیه سوریه دفاع خواهند کرد و عصر دولت های کوچک انگلسیی ساخته در جنگ جهانی اول در خاور میانه دیگر گذشته است.