حريم خصوصي مردم ايران

و رنجهاي ناشي از آن

بررسي از: دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس

نشریه موج بیداری شماره ۱۰۶مورخ ۳۱مرداد۱۳۸۶ ص ۴

چندي پيش، كنكره‌ي آمريكا، شنود از شهروندان آمريكايي را رسماً قانوني كرد كه تاثير عميقي در پايمال شدن حقوق شهروندان مختلف به وجود مي‌آورد و لذا بسياري از محافل روشنفكري و احزاب سياسي و جريانهاي فكري ـ دانشگاهي اين امر را محكوم كردند و هر چند معلوم نيست كه در دنياي پر هرج و مرج كنوني و با شكننده شدن حاد امنيت اجتماعي جوامع مختلف جهان و با  رشد انواع گوناگون تروريسم‌هاي داخلي و يا در برابر انواع تشكل‌يابي‌هاي اوباش شهري و يا در مقابله با انواع قتل‌ها و گروگان‌گيري‌هاي انتقام جويانه و يا در برابر انواع گوناگون سرقت‌ها و كلاهبرداري‌ها آيا بايد نظير قرن 18 و 19 و 20 تنها شكسته شدن حريم خصوصي و زشت بودن انواع شنود‌ها را محكوم نمود و يا به خاطر رشد سريع مسائل حاد امنيتي مردم جوامع مختلف جهان، راه حلهاي نوين اجتماعي، و براي حفظ حريم خصوصي اشخاص جستجو نمود؟ تا در برابر كاركردهاي منفي ابزارهاي الكترونيكي موجود مصونيت اجتماعي پيدا كنند و به همين دليل در آينده ممكن است كه دولتهاي ديگر جامعه بشري هم نهايتا همان رويه كنكره‌ي آمريكا را در برخورد با اين نوع از مسائل حاد تروريستي و يا شرارت آفريني و ديگر بزهكاريها در پيش بگيرند.

نخست بايد اشاره كنم كه نقص خلقت تكنيكي ابزارهاي الكترونيكي مختلف نظير: موبايل، اينترنت، تلفن، دوربين‌هاي مداربسته، آيفون‌هاي تصويري، چشم‌هاي الكترونيكي، و مزاحم يابهاي مختلف و غيره طوري است كه قدرت تعقل و قدرت درك حلال و حرام اجتماعي را ندارند و يا صرفا خاصيت تصوير سازي و صوت يابي و غيره را دارند و نيز حافظه‌ي تكنيكي آنها هم نظير حافظه انساني نيست كه از بدنش جدا نشود و بلكه به بدنه‌‌اي وصل است كه قابل تعويض و تعمير بوده و در هنگام انواع تعمير و تعويض‌ها ممكن است حافظه اطلاعات آن از مالكيت شخص دارنده آن ابزار خارج شده و به فرد ديگر انتقال بيابد و بعلاوه پديده‌ي است كه مفاهيم اخلاقي مبارزه با بد حجابي و يا بي‌حجابي را نمي‌فهمد و گاهي هم تا حد كشف حجاب پيش مي‌رود و لذا حريم‌هاي خصوصي را مي‌شكند، زيرا نرم‌افزارهاي دارد كه توليد پنجره‌ي الكترونيكي آن، قادر به شكستن انواع ديوارها و پنجره‌هاي چوبي و آلومنيومي از نوع سخت‌افزاري است كه مردم تا به حال به آنها عادت داشته‌اند و در نتيجه استفاده از دوربين مدار بسته براي يك مغازه‌دار و جهت حفظ اموال شخصي‌اش و در محوطه‌ي قابل تملكش، مستلزم شكستن حريم خصوصي ديگران هم هست و ديگر ابزارهاي الكترونيكي نيز چنين وضعي دارند (يعني پديده‌ي  آميخته با يك وجوب شرعي حفظ اموال يك شخص به وسيله ابزار مزبور و با آميزش حرامي براي سلب حقوق فرد ديگر و در سلب حريم خصوصي او كه ابزار مزبور هر دو امر حلال و حرام را با هم در مي‌آميزد)

هر چند امروزه، كنترل نامحسوس ترافيك شهرها و جاده‌ها و توسط چشمهاي الكترونيكي ضروري شمرده مي‌شود و يا كنترل بانكها از پديده سرقت توسط چشمان الكترونيكي مزبور ضروري شمرده مي‌شود  و يا كنترل فرودگاه‌ها و ايستگاه‌هاي راه‌آهن و ترمينال‌ها و مراكز تجمع جمعيت و براي جلوگيري از بمب‌گذاري‌ها و انواع تخريب‌ها و قتل‌هاي دسته‌جمعي ضروري شمرده مي‌شود و يا انواع فروشگاه‌هاي شخصي لازم مي‌بينند كه براي جلوگيري از عدم سرقت اشياء مغازه‌شان آن مكانها را به دوربين‌هاي مداربسته مجهز كرده و همين مسئله را هم از بقيه پنهان مي‌دارند و هر چند كاركردهاي مختلف اين ابزارها در جلوگيري از سرقت و يا جلوگيري از تخريب و يا جلوگيري از عبور و مرور غير مجاز و يا جلوگيري از انواع سانحه‌ها را در بر دارد ولي كاركرد ديگري هم در شكسته شدن حريم خصوصي افراد به دنبال مي‌آورد كه اغلب مردم از آن خبر ندارند و به همين دليل برخلاف قرون سابق اجتماعي سياست شفافي بايد در مورد اين نوع از پديده شكسته شدن حريم خصوصي افراد اتخاذ نمود زيرا اكثريت مردم به زندگي آرام و بدون دردسر نياز اجتماعي دارند و اصولا همه‌ي مردم را نمي‌توان بزهكار و يا خرابكار و يا سارق و يا قاتل و يا شرور تلقي كرد كه 97 يا 98 درصد مردم جوامع مختلف از اين قبيل افراد هستند و تنها يكي دو درصد افراد جامعه هستند كه ماجرا جو بوده و به دنبال توليد انواع بزهكاريهاي مي‌باشند كه به خاطر كنترل اين يكي ـ دو درصد آحاد جامعه هم نبايد زندگي اجتماعي 97 و 98 درصد مردم جامعه را تخريب كرد و نتيجتاً بايد يك راه حل اجتماعي براي ابزارهاي الكترونيكي مزبور پيدا نمود كه استفاده از تشخيص‌هاي اتوماتيكي كد جرم را در بر داشته باشد  (نه تشخيص‌هاي فردي و يا تشخيص دستي كه آحاد جامعه را به دو گروه خودي و گروه غير خودي تقسيم بكند)

و اگر امروزه به دلايل صرفه‌جويي‌هاي اقتصادي و يا سرعت‌يابي‌ها در كشف جرايم و غيره ابزارهاي الكترونيكي مزبور جايگزين ابزارهاي سنتي كنترل اجتماعي مي‌شوند مي‌بايست موارد ارتكاب جرم را نيز با نرم‌افزار‌هاي الكترونيكي اتوماتيك كشف نمود تا هر گونه تجسس در زندگي شخصي افراد برهمگان ناممكن شده و صرفاً دستگاه قضايي در موارد برخورد با جرايم داراي كد الكترونيكي باشد و صرفا از طريق نرم‌افزار اتوماتيكي مزبور موظف به برخورد آن باشد و نيز مطبوعات و رسانه‌ها و دولتها و سازندگان اين نوع لوازم الكترونيكي و نيز نهادهاي اخلاقي جامعه و يا نهادهاي حقوقي جامعه هم بايد به مردم اين نوع اطمينان اجتماعي را بدهند كه مانع آن خواهند شد كه از ابزارهاي الكترونيكي مزبور، هيچگونه سوء استفاده شخصي  و يا رانت خواري مالي و يا رانت خواري ناموسي و يا رانت خواري خانوادگي و يا ديگر سوء استفاده‌هاي مربوط به انتقام گيريهاي شخصي و يا ترورهاي خود سرانه و غيره نخواهد شد و در غير اين صورت آحاد مختلف جامعه بر اثر مرور زمان اعتماد عمومي خود را به اين نوع از ابزار‌هاي الكترونيكي و يا خريد و فروش و يا نگهداري و يا تعمير و تعويض آنها را از دست خواهند داد  و نيز مردم را نسبت به سراسر زندگي خود بد بين خواهد كرد و يا يك نوع ترس اجتماعي همگاني را به وجود خواهد آورد كه جامعه شناسان به آن فوبياي اجتماعي و يا همه چيز ترسي اجتماعي و يا هيستري اجتماعي مي‌گويند كه خود به ناامني كل جامعه منجر خواهد شد و نه تنها نمي‌تواند امنيت جامعه را تضمين كند و بلكه اصولا به يك پديده ضد امنيت عمومي تبديل خواهد شد و اصولا بايد ما امروزه تعريف نويني از زندگي خصوصي مردم را به عمل آورده و از طريق رسانه‌ها ارائه دهيم و يا نحوه‌هاي حفظ حريم خصوصي افراد را به آحاد مختلف اداري و يا صاحبان مغازه‌ها و يا همسايگان يك فرد ياد داده و عدم هر نوع سو استفاده از آنها را تذكر اخلاقي ـ فرهنگي بدهيم كه به صورت اخلاق جديد اجتماعي جامعه، قاطعانه بسياري از معضلات جامعه را حل بكند و در غير اين صورت زندگي اجتماعي هيچ فردي و در هيچ رده‌ي مسئوليتي و يا داراي شأن اخلاقي مصون از صدمه ديده شدن نخواهد بود و جامعه در برخورد با پديده مزبور و از راه مكانيسم دوگانه ـ پارادوكسي آن دچار تضاد رفتاري شديدي خواهد شد و نظير شمشير دموكلس دولبه عمل خواهد كرد كه دوست و دشمن را باهم خواهد بريد و بعلاوه پنهان كاري در مورد كاركرد اين نوع از ابزارهاي الكترونيكي هم مشكلات عظيم اجتماعي به بار خواهد آورد كه ممكن است موارد آن را بعدا اعلام بكنند و نيز آن تعداد از 98درصد آحاد جامعه هم بايد مطمئن شوند كه زماني كه مرتكب كدهاي الكترونيكي جرم قتل و يا جرم سرقت و يا جرم خرابكاري و يا بمب‌گذاري و جرم توليد شرارت و اوباشي‌گري و ديگر موارد مخل امنيت اجتماعي رل مرتكب نمي‌شوند از هر نوع آزار و اذيت اين نوع ابزارهاي الكترونيكي در زندگي خصوصي خود در امان حقوقي ـ اخلاقي خواهند بود تا ترس اجتماعي بر همه آحاد جامعه غلبه نكند و يا اقدام به امور مباح و يا حلال جامعه را از آنان نگيرد و يا آنان را به انواع محدوديت‌ها در آزادي‌ عمل در فعاليت‌هاي اقتصادي و يا خانوادگي و يا ترددي و غيره منجر نكند و در غير اين صورت خطرات اين نوع ابزارهاي الكترونيكي در توليد كينه‌هاي اجتماعي و يا عداوت‌هاي گروهي و يا در توليد ساير انواع انتقام گيريها‌ي مزمن اجتماعي از هر نوع بمب و ابزارهاي جنگي هم خطرناك‌تر خواهد بود و به عنوان مثال عرض مي‌كنم زماني كه اعضاي يك خانواده شهري و به صورت خوشبينانه‌ و از يك فروشگاه شهري يك دوربين فيلم‌برداري را مي‌خرند كه صاحب همان فروشگاه كه سابقاً حرفه‌هاي سنتي را داشت از بركت فروش آن دوربين نفع اقتصادي مي‌برد و خريدارش هم در باغ‌هاي خلوت آن شهر و يا در كناره ساحلي خلوت دريا و دور از چشم همه مردم از زن و بچه خود چند عكس يادگاري و يا فيلم يادگاري مي‌گيرد كه ممكن است در آن مكان خلوت روسري هم نداشته باشند كه جرم شرعي هم نيست و ولي چونكه دوره‌ي اجتماعي سنتي سابق نيست كه عكس و فيلم آن را خودش هم در منزلش به مرحله ظهور رسانده و يا چاپ كند زيرا به مواد شيميايي و يا ابزارهاي جديد ظهور فيلم احتياج دارد و لذا فيلم آن را به يك مغازه شخصي در شهرش و جهت ظهور فيلم مي‌برد كه ممكن است صاحب آن مغازه هم علاوه از ظهور عكس‌هاي مزبور براي آن خانواده، يك كپي هم براي سو استفاده شخصي خود از آن فيلم براي خودش بردارد و يا در مورد حافظه‌ي موبايل‌ها نيز چنين است كه مجهز به دوربين‌هاي عكاسي‌ است و يا در مورد كامپيوترها نيز چنين وضعي وجود دارد كه حافظه‌اش جدا شدني است و در هنگام تعمير و يا تعويض آن توسط يك تعميرگاه كامپيوتر شهري مزبور ممكن است اسناد مالي و يا اسناد خانوادگي و زندگي خصوصي افراد صاحب آن تغيير مالكيت بدهند و يا براي انتقام گيري به دست حتي دشمنان خانوادگي وي نيز بيافتند و همگي از اين قبيل هستند و لذا رسانه‌هاي جامعه بايد در مورد اين نوع از سو استفاده‌ها، روشنگري‌هاي اجتماعي لازم را به مردم بدهند و از طريق رسانه‌ها و مطبوعات و نهادهاي اخلاقي آموزش اجتماعي مردم انجام گيرد و نظير همين امر در مورد فلان مغازه شخصي است كه براي عدم سرقت اشياء درون مغازه خود آن مكان را به دوربين‌هاي مداربسته مجهز كرده‌اند و مردم را نيز از آن غافل نگه‌ مي‌دارد و به همين دليل هم ممكن است در همان فروشگاه و يا مغازه و در هنگام تعويض لباس يك زن و غيره، انواع سوء استفاده‌هاي شخصي اعمال بشود و نظير همين سوء استفاده‌ها هم در برخي از استخرهاي زنانه و در برخي شهرها توسط اين نوع از دوربين‌هاي انجام گرفته بود و يا فرضاً خودكشي دسته‌جمعي 13 نفر از زن و دختر‌ها در يكي از شهرهاي ايران كه يكي از مطبوعات هم آن را افشا كرد و براثر تكثير و فروش فيلم خصوصي دسته‌جمعي آنان در يك مجلس زنانه بود كه از نظر ديني هم حلال بود ولي چون با تكثيراش به دست مردان ديگر و يا جوانان ديگر افتاده بود و آنان هم از ترس شوهران و برادران خود ناچاراً مجبور به خودكشي جمعي شدند كه حوادث مزبور بسيار تلخ‌تر از قتل‌هاي زنجيره‌ي است كه هنوز مطبوعات به آن پديده نپرداخته است  و يا فلان جواني كه با سو استفاده از احساسات يك دختر جوان و نامزدش  كه به او وعده ازدواج هم داده ‌ و بعد از چند عكس گرفتن خصوصي از وي، و براي اينكه بعدا تن به ازدواج با وي ندهد همان عكس‌ها را وسيله‌ انتقام خود قرار داده و آنها را در ميان جوانان ديگر و يا در ميان اهالي كوچه‌اش پخش مي‌كند نمونه‌هاي چندش آوري از چنين فجايع زشت الكترونيكي هستند و يا فلان فردي كه با مومتاژ الكترونيكي فلان صحنه  از زندگي خصوصي يك  شخصيت سياسي مي‌سازد تا او را به ترور شخصيت محكوم كند و در چنين جو اجتماعي (حتي  بالاترين مقام اخلاقي جامعه هم مصون از اين شگردهاي الكترونيكي نيست)

لازم به ذكر است كه عدم رعايت حريم خصوصي افراد، رنجهاي عمومي  افراد جامعه را به دنبال دارد و اين پديده در حالي است كه امروزه ما تنها به پديده كم حجابي و يا بدحجابي جامعه پرداخته و پديده مخرب كشف حجاب و نابودي زندگي خصوصي مردم را توسط ابزارهاي مزبور را از ياد برده‌ايم و اصولا حتي ما در محافل مذهبي سنتي هم هنوز تفسير اخلاقي ـ مذهبي درستي از مفاهيم پديده حجاب و عفاف و حريم خصوصي و غيره را هنوز به عمل نياورده‌ايم و تنها براي ابراز وجود شخصي خود تنها كلمات مبهم و تعريف نشده‌ي از حجاب و عفاف را در جامعه امروزي دامن مي‌زنيم و يا اين كلمات  را بر سر درب مدارس مي‌چسبانيم و در حالي كه همان قشر سنتي اگر يك نگاه دقيق به قرآن مي‌انداختند به خوبي درمي‌يافتند كه اصولا نص قرآن در سوره‌هاي نساء و غيره و يا در نص آيه 33 سوره نور يك معناي اجتماعي از كلمه عفاف دارد و برخلاف تلقي‌هاي روانشناسانه‌ي فردي ما از كلمه عفاف است كه قرآن در اين كلمه‌هاي عفاف و حجاب رعايت حريم خصوصي ديگران را به مسلمانان آموزش اجتماعي مي‌دهد و اعلام مي‌دارد كه افرادي كه قدرت مالي نكاح ندارند بايد عفاف ديگران را نگه‌دارند كه در تفسيرهاي مذهبي ما يك جنبه‌ي روانشناسانه‌ي فردي پيدا كرده است و به جاي رعايت عفاف ديگران، صرفاً به عفت فردي وي پرداخته مي‌شود و كلمه حجاب نيز در قرآن به همين معناي اجتماعي حفظ حريم خصوصي ديگران است و متاسفانه افرادي كه از اين كلمه‌ها زياد استفاده مي‌كنند هنوز يك نگاه درستي به آن نوع از آيات قرآن نيانداخته‌اند كه در 8 و 9 مورد از كلمه حجاب نام برده است و اغلب معاني آنها هم حفظ حريم خصوصي ديگران را تذكر شرعي مي‌دهد كه در تفسيرهاي شخصي ماهها صرفا به پوشش چادر فردي تنزل يافته است و در حالي كه قرآن در مورد چادر و غيره چندان صحبت نكرده و صرفاً در آيه‌ي 31 سوره نور از ضرب خمر به جيوب زنانه نام برده است (نص آيه وليضربن بخمرهن الي جيوبهن به معني يك نوع پوشاننده براي انداختن بر گردن و برجسته‌گي‌هاي زنانه معني مي‌دهد و در آيه ديگر هم از يك نوع جلابيب نام مي‌برد و در بقيه‌ي موارد حجاب را به معني پوشش ندانسته و بلكه آن را صرفا رعايت حريم خصوصي خانوادگي ديگران مي‌داند و يا عدم دخول در حريم خصوصي زندگي ديگران مي‌داند و اگر امروزه افرادي كه با پخش پوستر‌ها و غيره به تبليغ حجاب مي‌پردازند يك نيم نگاهي هم به قرآن و آيه 53 سوره احزاب مي‌انداختند از سراسر متن اين آيه به خوبي در مي‌يافتند كه در قرآن كلمه حجاب به معني رعايت حريم خصوصي زندگي پيامبر توسط ديگران است كه در آن آيه صريحاً مومنان را به رعايت حجاب منزل وي دعوت شرعي كرده است و متن آيه چنين است كه بدون اجازه پيامبر وارد منزل او نشويد و اگر احياناً به عنوان دعوت به غذا به منزلش دعوت كرد، كنجكاوانه به گوشه‌ و كنار منزل وي چشم چراني نكنيد و اگر غذا خورديد بلافاصله بلند شويد و بيرون برويد و به عنوان انواع قصه‌گويي‌ها و روده درازي‌ها، انواع مزاحمت‌هاي شخصي براي وي در منزلش به وجود نياوريد و اگر هم چيزي از زنان پيامبر بخواهيد صرفا از ورا حجاب منزل وي از آنان بطلبيد (و در نص اين آيه حجاب به معني چادر پوشيدني نيست و بلكه منظورش چادر منزل و يا چادر سكونتي و به معني حريم سكونتي خصوصي اعضاي يك خانواده است كه نبايد توسط ديگران دريده شود و نص آيه در اين باره ادامه مي‌دهد كه اگر هم پيامبر از گفتن چنين مسائلي به شما حياء به خرج مي‌دهد خداوند كه اين نوع استحياء را از شما نمي‌پزيرد و رسماً حرام بودن آن را به شما اعلام مي‌كند و در آيه بعد هم ادامه مي‌دهد كه اگر آشكار كنيد از منزل وي و حريم شخصي وي چيزي را و يا مخفي كنيد از حريم وي چيزي را، خداوند به همه آنها آگاه است و در سوره نور نيز همين موارد رعايت حريم خصوصي منزل ديگران را درباره همه آحاد مسلمانان متذكر مي‌شود و در طي آيات 27 و 28 و 29 آن را تذكر شرعي مي‌نمايد و اعلام مي‌كند كه به منزل ديگران و بدون اجازه آنان وارد نشويد (اصل حرام بودن شرعي ورود به منزل ديگران و بدون اجازه آنان كه با صيغه‌ي فعل  نهي لا تدخلوا نظير همان وجوب نماز با صيغه‌ي فعل امر اقيموالصلاه واجب شرعي است و لو ورود براي پليس هم باشد و يا شامل حال چشم چراني‌هاي الكترونيكي از منزل ديگران هم مي‌شود (و در آيه 29 تنها ورود به منازل غير مسكوني را مجاز شرعي مي داند و نيز در آيه‌ي 28 سوره نور و در آيه 53 سوره‌ي احزاب با بكار بردن كلمان اذن (نظير كلمات حتي يوذن و يا با كلمه الي ان‌ يوذن هر نوع ورود به منزل ديگران را بدون اجازه شخصي آنان را حرام دانسته و اين نوع حرام هم شامل حال پليس هم مي‌شود كه در دايره عقيدتي، سياسي آموزش‌هاي مذهبي مي‌بيند و در قانون‌هاي مجازات اسلامي و قوانين ضابطين قضايي نيز اين نوع حرمت ورود به منزل ديگران و بدون اجازه آنان نيز انعكاس قانوني يافته است كه تنها با اجازه دستگاه قضايي و در دست داشتن حكم لازم براي تحقيق در مورد بزه خاص حرمت شرعي و حرمت قانوني آن ممكن است سلب شود و بعلاوه قرآن با بكار بردن نص آيه ولا تجسس ولا يغتب (حرام بودن تجسس در امورات شخصي ديگران را برهمگان اعلام كرده است) و يا با نص آيه ولا تنابزوا بالالقاب نص توهين جنسي به ديگران را برهمگان ولو به پليس و يا به يك فرد معمم نيز حرام مي‌داند و لذا آن نوع از واعظين غير متعظ كه خود را به عنوان معلم اخلاق و شخصيت اخلاقي جامعه و يا  سخنگوي اخلاقي مردم را موعظه مي‌كنند و از رسانه‌هاي دسته‌ جمعي گاهي مردم و جوانان را به انواع اتهام‌هاي اخلاقي انگ مي‌زنند بايد بدانند كه خود‌شان طبق نص آيه ولا تنابزو بلالقاب  سخنراني غير شرعي انجام مي‌دهند و خود مستحق مجازات مذهبي هستند زيرا در آيه 18 سوره نور اين نوع اعمال را حرام دانسته و مرتكبين آن را در آيه 18 سوره مزبور يك نوع شيوع دادن فساد و توسط وي دانسته (نص آيه ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه) دانسته و يا در نص آيه 16 سوره نور نقل اين نوع مطالب را كه علم واقعي به آن امورات ندارند و يا تنها علم ظني دارند يك نوع بهاتان زدن به ديگران و ارتكاب گناه كبيره دانسته و در آيه 15 سوره مزبور هم نقل قول زباني در اين مورد بدون آنكه علم واقعي به آن داشته باشند را محكوم كرده و در آيه 13 سوره نور و ديگر سوره‌ها هم اين نوع افراد اتهام زننده را مجبور به ارائه چهار شاهد براي ادعاهاي نقل گونه‌ي خود مي‌داند تا از حد زده شدن شرعي منع شوند و متاسفانه راديو تلويزيون نيز اين قبيل از سخنراني‌هاي توام با فعل حرام را كه در يك محفل خصوصي چند نفره هم صحبت شده است در اشل وسيع پخش كرده و بدون توجه به حرمت آنها و بدون سانسور كردن آنها را پخش مي‌كند كه يك نوع دخالت در حريم خصوصي زندگي مردم است كه با پول همان مردمي كه تلويزيون خريدند  اين نوع ناسزاها به درون منازل مردم و خلوت خصوصي آنان رخنه مي‌كند و جامعه هم از اين نوع شكسته شدن انواع حريم‌هاي خصوصي رنج بسيار مي‌برد.