شهرهای بندری خلیج فارس و استراتژی توسعه درون زای آنها در برنامه ششم ایران از: دکتر محمدخالقی مقدم-
شهرهای بندری خلیج فارس و استراتژی توسعه درون زای آنها در برنامه ششم ایران
از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری
شهرهای بندری خلیج فارس و دریای عمان و یا روستاهای ساحل طولانی آن از بندر گواتر تا بندر خرمشهر ودرطول 400 سال گذشته ایران، توسعه شهری برون زایی داشتند که بر اثر عوامل و پارامترهای برون زای توسعه شهری و روستایی بود که ناشی از عوامل خارجی بودند ولی در طی این 45 سال اخیر به "توسعه منطقه ای نیمه درون زا" روی آورده اند و به عبارت دیگر، توسعه بندری اغلب آنها، در طی این 450 ساله گذشته ایران، بر اثر پارامترهای سیاسی- اجتماعی . حوزه خلیج فارس بود ویا بخاطرتحولات تجاری خاص در خلیج فارس بود که باپیامدهای یک نوع تحولات تجارت جهانی بوجود آمد و باعث پیدایش و یا توسعه کالبدی های شهری این منطقه شد و یا باعث تحولات تاسیسات و ادارات شهری و یا باعث رشد بندری و یا حمل و نقل شهری این منطقه شد و یا باعث تحولات مدرن شهری و یا نحوه مشاغل این منطقه ساحلی ایران گردیده است و یا کارکردهای شهری آن را نسبت به ادوار تاریخی سابق ایران دگرگون نموده است . و یا رخساره روستاها ویا نظام معیشت آنها را دگرگون نموده است .
و به عبارت دیگر این توسعه ویژه ساحلی خلیج فارس، از زمانی آغاز شد که در سال 989 هجری، جان نیوبری، بازرگان انگلیسی و از کمپانی هند شرقی به جزیره هرمز خلیج فارس آمد تا بررسی بکند که امکان داد و ستد در ناحیه شرق زمین ویا در سواحل این دریای مشرق زمین چگونه است ؟ و یا پس از یک ماه و نیم اقامتش در جزیره هرمز، و این بار جهت آگاهی از اوضاع بازار و دادو ستد و بهای کالاها و انواع امتعه در قصبه ساحلی گمبرون رفت که ببیندچیست؟ که به تصرف پرتغالی ها در آمده بود؟ و قبل از نامگذاری مزبور به نام شاه عباس و یا بندر شاه عباسی ، تنها قریه کوچک و یا با نام گمبرون نامیده میشد.
آری از همان سال 989 هجری و تا سال 1350 شمسی اخیر، انواع بنادر ساحلی خلیج فارس و بر اثر رشد و نفوذ همان کمپانی هند شرقی در خلیج فارس و دریای عمان بوجود آمد که توانستند انواع تجارتخانه های کمپانی هند شرقی را در دو سوی ساحلی . خلیج فارس و یا دریای عمان دایر بکنند و از این راه نظام معیشت اقتصادی سکنه این منطقه را تغییر بدهند . و بعد از آن حادثه تاریخی هم، دیگر کارکردهای صیادی سنتی همان قصبه های دو سوی این ساحل طولانی دریاهای مزبور دگرگون شد و یا کالبدی شهری آن تغییر یافت و یا کارکردهای شهری اش تحول یافت و بر اساس یک مدل تجاری مدرن پایه گذاری شد که امروزه دیگر قصبه صیادی گمبرون گذشته نیست ویا کارکردش نظیر ایام 450 سال قبل نیست و به شهر بندری بزرگ بندرعباس عصر کنونی تبدیل شده است و یا آبادی ابوشهر قدیمی و یا آبادی ریشهر قدیمی نیست وبلکه به بندر بوشهر جدید تبدیل شده است که فرودگاه های جدید و یا انرژی اتمی در آن شهر مستقر شده است . و یا آبادی مبتنی بر نخیلات و با عنوان آبادی "ابله" در کنار اروندرود نیست وبلکه به بزرگترین پالایشگاه نفت جهان و در بندر آبادان تبدیل شده است که نفت مناطق مسجد سلیمان و هفتگل و لألی و غیره را با لوله گذاری ها به آن ناحیه ی آبادان آورده میشد و تصفیه نفتی می کردند و یا مجتمع پتروشیمی در بندر شاهپور و ماهشهر در دوره دولت پهلوی بود که شکل گرفت. و یا آبادی محمره بودکه در دوره محمدشاه قاجار تنها یک آبادی کوچک بود. وامروزه بنام خرمشهر به یک بندر ساحلی و گمرکی و مبدأ راه آهن جاده جنوبی تبدیل شده و خط راه آهن سراسری رابه درون نواحی ایران وصل مینماید و یا بندر عسلویه دارای پالایشگاه گردیده است و یا قصبه جاسک به فرودگاه نظامی مجهز گردیده است و یا آبادی درگاهان قشم به شهر تجاری بزرگ قشم کنونی تبدیل گردیده و یا بندر تیس گذشته در ساحل بلوچستان به بندر کنارک جدید تبدیل گردیده است و یا جزیره قیس به جزیره تجاری کیش معاصر تبدیل شده است .
و این نوع مکانیزم سیاسی تجارت داخلی یا جوامع دیگر جهان، امروزه به مدت 400 سال است که در حوزه های حیات شهری این ساحل طولانی ایران فعال شده است ویا تجارت خارجی، بعنوان یک عامل خارجی و منشاء پیدایش اسکله ها و یا تاسیسات پالایشگاهی آن شده است و یا باعث استخراج نفت و یا حمل و نقل گندم و یا کالا و سیمان و آهن از این شهرها شده است و یا باعث کناره گیری قایق های مدرن ویا ناوهای مدرن تجاری و در سواحل آن شده و جایگزین زورق های چوبی ویا بغله ها ی قدیمی درسواحل گذشته آن شده است و لذا میلیون ها شغل جدید ودر رابطه با حمل و نقل جدید شهری و یا دریایی در آن ناحیه شکل گرفته است و یا مشاغل مربوط به استخراج نفت و یا مربوط به اسکله سازی و یا حمل و نقل و یا انبار کردن درسواحل مزبور به وجود آمده است و جزء اشتغال بندری این سواحل طولانی ایران شده است که اساس معیشت و یا اقتصاد چند میلیون سکنه این استان های ساحلی طولانی را تشکیل می دهد و لذا در گذشته ایران، فاکتورهای توسعه منطقه ای ویا شهری آن یک نوع مکانیزم "توسعه برون زای خارجی" بود ولی از حدود 45 سال به این طرفتر، توسعه شهری و یا روستایی این نوع مناطق ایران، یک نوع "توسعه درون زای داخلی و بومی" شده است که البته بانارسائی های خاص برنامه ریزی هم همراه می باشد.و این نوع" تحول توسعه برون زا" به "توسعه درون زا" در سواحل چهار استان ساحلی ایران و از سال 1350 شمسی به بعد اتفاق افتاد که به دلیل عواقب ضربه خوردن اقتصادی بریتانیا در جنگ جهانی دوم بود که شهرهایش توسط آلمانی ها، اغلب بمباران شد ویا بعد از جنگ مزبور همه مستعمراتش سر به شورش برداشتند و با به راه انداختن نهضت های ملی شدن نفت و یا نهضت ملی شدن کانال سوثر و غیره ،در هند یا در ایران و یادر مصر و سودان و اندونزی وغناو غیره، خواهان آن شدند که نیروهای انگلیسی از حوزه خلیج فارس وخاورمیانه خارج شوند و یا تقاضای دولت های خاصی را داشتند که با منافع مستمراتی بریتانیا آشتی نکند . و در نتیجه این نوع پروسه های سیاسی -اجتماعی بود که در 10 آذر ماه 1350شمسی (یعنی در سال 1971 میلادی) عملا بریتانیا تصمیم گرفت که نیروهای نظامی خود را از خلیج فارس خارج بکند. و بعدا هم در دهم دی ماه همان سال هم ،عملا تسلط رسمی بریتانیا بر حوزه خلیج فارس به پایان رسید. ولی تنها یک روز قبل از خروج نیروهایش از حوزه خلیج فارس (یعنی در روز 9 آذر 1350) نیروهای نظامی ایران توانستند که ازموقعیت مناسب مزبور استفاده لازم راکرده و دوباره جزایر تنب بزرگ و کوچک ویا ابوموسی را که از قدیم انگلیسی ها از ایرانیان سلب مالکیت کرده بودند و دائماً هم دولت ایران برسر آنها با انگلیسی ها در مناقشه دائمی بودند.، تسخیر نظامی دوباره و در دولت پهلوی بکنند و یا این چند جزیره ایران را به بقیه بنادر و جزایر ایرانی خود برگردانند .
و این در حالی بود که انگلستان بعد از اعتصاب کارگران ایرانی در شرکت نفت بندر آبادان یا در جریان نهضت ملی شدن نفت ایرانیان، احساس می کرد ندکه مجبور به خارج کردن نیروهای انگلیسی خود از این شهر خواهند شد که عناوین انگلیسی" محله بریم" و یا" محله با وارده" را بر محلات این شهرآبادان گذاشته بودند . و نیز احساس می کردند که دیگر نمی توانند نظیر ایام سابق با مردم ایران و یا با رسانه های ایرانی برخورد بکنند و لذا ناچار به دگرگونی روند استعمار نظامی – سیاسی گذشته شهرهای ساحلی خلیج فارس هستند و به همین هم در سال 1335 شمسی، تصمیم به بستن" قراردادهای جدید تجاری" و بجای" قراردادهای تجاری سابق" با ایران گرفتند . و یکی از آن پیمان ها هم بستن" قرارداد دریانوردی میان ایران و انگلیس "و در سال 1335 شمسی بود و دو سال بعد از این تاریخ هم، قرارداد تجاری مزبور را کامل تر کردند و با نام، "قرارداد جدیدتر، اقامت و دریانوردی و بازرگانی" میان ایران و انگلستان و در 20 اسفندماه 1337 بود که تبدیل نمودند و سپس در سال 1339 شمسی هم سعی کردند که اداره نظامی حوزه خلیج فارس را توسط نیروهای انگلیسی رها کرده و با انتقال فرهنگ معلومات نقشه برداری نظامی خود را از حوزه های خلیج فارس به پرسنل نظامی "اداره جغرافیایی ارتش ایران" این بار وظائف نظامی خود را انتقال فرهنگی داده و لذا روش های نقشه برداری نظامی خود را از خلیج فارس ویا تنگه هرمزرا که در آن مورد دو قرن تمام ،تخصص کامل یافته بودند و یا اسناد تاریخی آن را بوجودآورده بودند و این بار در طی یک عملیات نقشه برداری نظامی، از حوزه تنگه هرمزو بوسیله کشتی انگلیسی دالر یمپل ترتیبی بدهند که برخی از درجه داران نظامی ایران دوره پهلوی ،به یادگیری این نوع فنون نقشه برداری نظامی از تنگه مزبور نایل بیایند ویا همانطوری که قبلا سعی کرده بودند که به رزم آرا که فارغ التحصیل دانشکده های نظامی انگلستان بود و در تدوین کتاب های مختلف جغرافیای نظامی ایران ودر" اداره جغرافیائی ارتش" کمک های فکری لازم را بکنند . و یا سازه های نظامی دریایی ویا پل های نظامی و غیره که در دوره قاجاریه ودر تسخیر عراق و رود فرات و دجله و اروندرود و رود ویا رودکارون ، آن فنون دریائی راآموخته بودند ، در ساحل سازی دریائی خلیج ، به ایرانیان انتقال علمی بدهند و مثلا غیر از ساخت پل بر روی رود خانه پر آب فرات ودجله درجنگ اول جهانی و جهت تسخیر بغداد، در سال 1320شمسی نیز با ساخت. یک پل مهم رودخانه ای در ناحیه عمیق اروند رود از آن رود خروشان گذشته و به درون خاک ایران وارد شده بودند. که کتاب" ایران در اشتغال متفقین "به این سازه آبی آنها در این دوره تاریخی اشاره دارد و این نوع معلومات نظامی را در طی قرداد دریانوردی – بازر گانی جدید 1337 مجبور به انتقال فرهنگی شدند تا بر پایه این نوع معلومات بومی مزبور، ایرانیان روش های حفظ و نگهداری حوزه خلیج فارس و یا تنگه استراتژیک آن را بتوانند حفظ بکنند. و بعلاوه در سال1343 ش هم به صلاح اقتصادی خود دانستند که "نیروهای متخصص بومی ایران "را بجای" کارکنان خارجی پالایشگاه آبادان" جایگزین بکنند.ویا در سال بعد هم در دوره دولت کارگری انگلستان و سپس در دوره حزب محافظه کار انگلستان و برخلاف سیاست های دوره رضاخانی عمل کردند که در آن دوره تاریخی رضاخانی علاقه نداشتند که ایرانیان در خلیج فارس،" نیروی دریائی مهمی "داشته باشند و به همین دلیل هم محتویات "کتاب رضاشاه و بریتانیا "به این نوع سیاست ورزی و عدم علاقه انگلیسی ها به عدم فروش ناوهای دریایی مجهز، به ایرانیان عصر رضاشاهی اشاره کرده است . و یا در کتب دیگرتاریخی اشاره می کنند که چگونه در دوره مظفرالدین شاه و غیره ناکارمدترین وغیر مجهزین ناوها نظیر کشتی مظفری و. پرسپولیس و غیره را به قاجاریه در خلیج فارس فروختند . ولی این بار در سال 1345 شمسی تصمیم گرفتند که امروزه که مجبور به ترک نیروهای خود ازحوزه دریای خلیج فارس هستند .پس برای بهم نخوردن دوباره امنیت دریائی مزبور، لااقل این بار نخست ناو شکن مهم ومجهز بنام" ناو آرتمیس" را در سال 1345 شمسی به ایرانیان بفروشند که چونکه ایرانیان بزرگترین ساحل را در خلیج فارس و دریای عمان داشتند که با آن نوع ناو مجهز، قادر به حفظ امنیت تجاری- نفتی این حوزه خلیج فارس بگردند . و 20 روز بعد هم قرارداد فروش" چهار ناوشکن دیگر" را با نظامیان ایرانیان دوره پهلوی بستند و یا مجبور شدند که در مرداد ماه 1347،" ناوسام "را که در بندر ساتمپتون انگلیس ساخته شده بود، تحویل نیروهای نظامی ایران و در دولت پهلوی بدهند . و یا در سال 1348هم" ناو ایرانی فرامرز" را به ایرانیان بفروشند . و بعلاوه به ایرانیان توصیه کردند که در سال 1354" مکانیزم حفظ امنیت در حوزه خلیج فارس" بستگی به سیاست واقع بینانه ایرانیان دارد که چگونه بتوانند تعادل استراتژیک سیاسی را در خاورمیانه برقرار بکنند که در تعادل پایدار با عراق و عربستان و کویت باشند و بعلاوه مجبور شدند که از روش های نظامی سابق خود در خلیج فارس عدول سیاسی کرده و در طی یک قرارداد اقتصادی – نظامی جدید امکان تشکیل ناوگان مشترک نفتی با ایرانیان را در وزارت نفت بوجود آورند . و بر اثر این تغییر رویه های سیاسی - تکنولوژیکی پیاپی بود که ایرانیان آمادگی پیدا می کردند که بجای نیروهای انگلیسی کمپانی هند شرقی در حوزه خلیج فارس، خودشان مدیریت منابع طبیعی خودشان را بدست بگیرند ویا با شغل بومی خود مسئولیت اداره محل ویاشهر های ساحلی منطقه مزبور را بدست بگیرند و لذا از این تاریخ به بعد بود که مسئولیت ""توسعه بیرون زای تجاری ُساحل شمالی حوزه خلیج فارس و یا دریای عمان از کنترل نیروهای خارجی بیرون آمد و بصورت یک" توسعه منطقه ای درون زا" در اختیار تعقل درونی و اندیشه عقلانی- فرهنگی نیروهای بومی و یا متخصص ایرانی قرار گرفت که چگونه با تدابیر عقلانی و بهینه خود حیات شهری و یا حیات اقتصادی مجدد این منطقه را برقرار کرده ویا در بندرگاه ها و گذرگاه ها و تنگه ها و سواحل و در داخل راس ها و یا دماغه ها و جز و مد و موج ها ی خلیج فارس و با ساخت" سازه های دریایی مناسب" و یا باایجاد" نظام شهرنشینی مناسب بندری" و تکنولوژی دریائی جدید در منطقه مزبور رابرقرار بکنند . ولی این نوع "توسعه منطقه ای درون زای بومی ایرانی" به آموزش های عقلانی بومی نیز نیاز داشت که بتوانند به شناخت های دقیق و علمی جغرافیای جدید منطقه بپردازند و یا" ژتواستراتژی جدید "آن ناحیه را درک علمی لازم کرده و یا" ژئو اقتصادی حیات شهری" آن را درک فرهنگی وتوام با سرمایه گذارانه بکنند که هنوز نیروهای محلی این منطقه تحصیلات مناسبی برای این کار نداشتند که بتوانند به آن نوع "پتانسیل های فرهنگی منطقه مزبور" مجهز بگردند و یا دانشگاه های مهمی در منطقه نداشتند که با سرفصل های درسی و آموزشی مناسب خود، حیات شهری جدید منطقه را درک علمی کرده و یامشاغل ملی جدید مورد نیاز منطقه را به ساحل نشینان شمالی ساحل خلیج بیاموزانند ولی باز به دلیل سابقه فرهنگی ایرانیان ،بهتر از سایر اقوام بودند که در حوزه ی آن سوی خلیج فارس زندگی طولانی داشتند ولی هنوز روند تشکیلات یابی استانداری ها در برخی از این نوع مناطق جدیدتر می باشد و یا پرسنل سازمان برنامه و بودجه هم در استان های چهارگانه مزبور" پختگی های برنامه ریزی لازم" را نداشتند و یا آموزش های مفیدی ندیده بودند و یا تجربه ی اداری – تشکیلاتی فرمانداران و یا بخشداران ویا نمایندگان مجلس نیز از مردم بومی منطقه ،هم طوری نبود که بتوانند نیازمندی های واقعی و یا جدید مردم منطقه را برآورد کرده و یا تعقیب اداری بکنند و یا به دلیل ضعف آموزشی و ضعف دیدگاه های جغرافیائی و یا تاریخی خود ضعیف بودند و یا به دلیل فقدان آموزش های برنامه ریزی شهری و منطقه ای خود ، قدمهای مناسب بر نداشته و یا ضعف معلومات اداری داشتند ویا، آنقدر پخته تر نبودند تا بلکه بتوانند بعد از خروج نیروهای خارجی از منطقه مزبور بهینه عمل کرده و یا بعد از خروج اعضای کمپانی هند شرقی از خلیج فارس هم بتوانند فورا و یا بدون صدمه رسانی، تنها" مدیریت بومی درونی "خود را در ساماندهی شهرها و روستاهای منطقه به وجود آورند و یا به" بوته ی اجرائیات موفق" برسا نند و یا باعث نارضایتی سکنه اش نگردند و لذا در طی این 45 سال اخیر ، "توسعه منطقه ی شهرها و بنادر خلیج فارس" یک نوع«"مدیریت بومی نیمه درون زا"بود» که ممکن است در آینده هم، کمبودهای فکری و یا علمی آن پدیده برطرف شده و یا بهبود بیشتری بیابد .
و هر چند در این 45 سال اخیر امکانات تاسیسات شهری این بندرها افزایش یافته است و یا مجموعه های ساخت و سازهای شهری ویا تاسیسات شهری آن افزایش یافته است و یا به دهها برابر رشد فیزیکی سابق و رشد ساختمانی" شهرهای دوران پهلوی "سابق خلیج فارس رسیده است ولی هنوز" توسعه ی بومی آن" نارساست . و یا با یک دیدگاه جامعه نگرانه و پختگی لازم توام نیست که مکانیسم" توسعه پایدار منطقه ای" را فراهم بیاورد . ولذا یک نوع توسعه یکجانبه و یا توام با نابسامانی های عمیق ونا هماهنگی بین اجزا و عناصر می باشد و یا دچار ناهماهنگی اجزا و عناصر حیات شهرهای مختلف ساحلی است و یا ناهماهنگی کامل با یکدیگر درروند رفع نظام نیازها دارند و یا در خدمات دهی به آن نیاز هادارند . که نظیر عقربه های ساعت، منظم نمی چرخد و بلکه ناهمسازی های شهری و یا منطقه ای داشته و یا خلل برنامه ریزی آن زیاد است .
و یا میزان عدم هماهنگی سیاسی" اجزای توسعه اش" با یکدیگر هنوز زیاد است و یا میزان هم آهنگی اقتصادی "بافتهای شهری توسعهیافته اش" با یکدیگر کم است و یا در هدفگذاریهای توسعه، شکاف دارند ویا میزان هماهنگی جمعیتی و یا میزان هماهنگی جغرافیایی و یا میزان هماهنگی مدیریتی اش کم است و یا میزان فاصله وهماهنگی آموزش حرفهها و یا آموختنیهای منطقهای مزبور با نیازمندیهای منطقه، زیاد است و یا نحوه برنامهریزی و سازماندهی قانونگذارانه منطقه مزبور دارای حفرههای خالی قانونگذاری است و به همین دلیل در عین توسعهیافتگی فیزیکی 45 ساله اخیر منطقه ساحلی مزبور، نابسامانیهای عمیقی در توسعه فیزیکی آن ویادر حجم توسعه آن به فراوانی دیده میشود که رخساره شهرها و یا روستاهای اراضی ساحلی خوزستان راکم سامان کرده و یادر استان بوشهر و یا دراستان هرمزگان و یادر سواحل مکران سیستان را ناهماهنگ میسازد و بهعبارتدیگر چهار مرکزیت فکری- سیاسی استانداریهای چهارگانه مزبور به دلیل بیتجربگیهای اداری، هنوز اشراف جغرافیایی و یا اشراف برنامهریزی عاقلانه و یا اشراف اطلاعات فنی و حرفهای و یا اشراف سازمان برنامهوبودجه بر" زیرمجموعههای استانداری" خود ندارند و یا سازمان برنامهوبودجه مناطق مزبور حوزه مدیریت خود را بهطور دقیق کارشناسی نمیکند و یا فاقد یک نوع دیدگاه تئوریک و یا شناختشناسانه جغرافیایی واز آمایش سرزمین آنست که به خوبی نیازمندیها و یا نحوههای معقول برآورد آنها را بدانند ویا هماهنگی لازم را در میان مشاغل جدید التاسیس این منطقه ساحلی را به وجود آورند و یا در روستاهای آن پدیدآورند و یا میزان ناهماهنگی را کم کرده و یا نابسامانی توسعه را فیزیکی مزبور را کاهش بدهند و یا بتوانند که مناطق آزاد تجاری مناطق مزبور را با تعقل مدیریتی خود آمیخته کرده ویا تضادها و یا ناهماهنگیهای جغرافیایی این نوع مناطق را از بین ببرند و یا امکانات رشد توریستی و یا رشد تجارتی و یا رشد تأسیساتی و یا تعمیراتی آن ناحیه را زیاد کرده ویا تقلیل در هزینه.های آنناحیه را کارشناسی دقیق بکنند و لذا اداره منطقه را بهصورت دیمی ویا غیر کارشناسانه تنظیم نکنند. و ازاینرو هنوز توسعه شهرهای منطقه مزبور ، مشکلات زیادی در بردارد .و این در حالی است که در دوران تسلط عوامل ویا عناصر کمپانی هند شرقی بر استانهای مزبور، چونکه عوامل مزبور، تجربیات اداری عمیق از کشورهای مختلف جهان داشتند ویا در مورد نحوه" اداره مستمرات زیرمجموعه خود"آموخته بودند و یا مستشاران پختهای داشتند که راهحلهای منطقی حل مشکلات منطقه را بهخوبی میدانستند که میزان اشراف جغرافیایی و یا قدرت نظارت سیاسی آنها را در محتوای کتابهای" عملیات در ایران" و یا درکتاب" خاطرات ژ نرال سایکس" و غیره بهخوبی میبینیم . ولی مدیران بومی معاصر، هنوز.فاقد این نوع از تحصیلات و یا تخصصهای سیاسی هستند و یا علاقه به یادگیری آن نوع پدیدهها را ندارند . آری همانطوری که محتوی کتاب" خلیجفارس آرنولدویلسون و یا کتاب" انگلیسیها در ایران " اثردنیس رایت ، نشان میدهد . که چگونه انگلیسیها درگذشته ایران، خلیجفارس را به یک دریای انگلیسی برای کمپانی هند شرقی تبدیل کرده بودند . و یا برخی از اسناد کتاب "سدید السلطنه "در مورد دریای عمان و غیره آنرا نشان میدهد که چگونه تجارتخانههای کمپانی هند شرقی علاوه از: بحرین و کویت و قطر و امارات متحده، در اغلب شهرهای ساحلی کشور عمان هم رخنه موفق کرده بودند و یا ناامنیهای دریایی آن را برطرف مینمودند . و یا محتوای کتاب" خلیجفارس" محمدعلی جنابی به این پدیدهها اشاره دارد ویا به نفوذ کمپانی هند شرقی در سرمایهگذاریهای مناطق امارات متحده و دوبی و ابوظبی وقطر و بحرین و غیره توجه دارد.
و یا کتاب ،" جنگ انگلیس و عثمانی در بینالنهرین" بهخوبی نشان میدهد که نحوه نفوذ کمپانی هند شرقی در شهرهای ساحلی ایران ویا بصره وعراق چگونه بوده است؟/ و یا درناحیه کویت و منامه و ابوظبی و مسقط و قشم و جاسک و بوشهر و بندر ریگ و بندرلنگه و غیره چگونه بود؟ که از آثارویا کتب دیگر این دوره تاریخی، استنباط میشود ؟و یا اسناد دیگر تاریخی هم همین موضوع را تأیید میکنند و یا نشان میدهند که رشد نفوذ کمپانی هند شرقی و یا رفتار رزمناوهای آنان در خلیجفارس و دریای عمان در دوره صفویه چگونه بوده است ؟ و یا نفوذ آنان در منطقه ساحلی مزبور، چگونه کارکردهای شهری سابق این بندرها را دگرگون کردند؟ و یا روند اقتصاد ویامشاغل اهالی آن شهرها ،چگونه تحول یافت؟ .و لذا این نوع شرکتها و کمپانی هند شرقی، در اغلب شهرهای ساحلی خلیجفارس ،یک شعبه تجارتخانه کمپانی هند شرقی را دایر کرده بودند و لذاکمکم اقتصاد بازار محلی آنان را به دست میگرفتند و یا" اقتصاد صیادی سنتی" این قصبههای ساحلی را دگرگون مینمودند و یا" اقتصاد حملونقل دریایی سنتی" آنها را دگرگون میکردند و یا اقتصاد نظامی منطقه مزبور را با تکنولوژی جدیدنظامی خود ،دگرگون میکردند و لذا باعث دگرگونی مشاغل شهری و یا مناصب اداری و یا نظم یابی جدید اداری این شهرها میشدند و یا در روستاهای ساحلی مزبور نحوه زراعت و یا باغداری توأم با نخلیات کمبهره ویا بخورونمیر را متلاشی میکردند و یا روند تراکم یابیجمعیتی منطقهمزبور را و در مکانهای خاص این سواحل دگرگون مینمودند و یا نقصانهای جمعیتی یک ناحیه را با افزایش جمعیتی ناحیه دیگر جبران مینمودند و باعث میشدند که در" علم جامعهشناسی سیاسی جدید" به آن نوع پدیدهها" توسعه منطقهای "گفته شود که چنین تحولات بندری در ادوار دولتهای سابق ایرانی نبود ویا در حوزههای خلیجفارس وجود نداشت و مثلاً در ادوار سابق دولت سلجوقیان و یا در دولت ایلخانی و یا تیموریان و آق قوینلو و غیره. این نوع تحولات شهری وبندری ،و در حوزه سواحل خلیجفارس دیده نمیشود . و لذا در سواحل طولانی آنها ، تنها دارای قصبههای ساده ماهیگیری وجود داشت و یا دهکدههای کوچک و مبتنی بر زراعت سنتی ویا باغداری و نخلیات کمرمق بودند ولی هدایت،" این نوع توسعه بندری" در 400 ساله گذشته و با تدابیر سیاسی مستشاران انگلیسی اتفاق افتاد ویا با پشتیبانی" ناوگانهای نظامی" همان کمپانی هند شرقی اتفاق میافتاد که به ذکر اسامی آنها خواهیم پرداخت و لذا سالبهسال و در طی این 450 سال گذشته ، ناوگانهای خود را در حوزه خلیج افزایش دادند ویا ازنظر ادوات نظامی جدید و یاتکامل موتور حرکتی ناوها وچگونگی انرژی سوختی آنها تغییراتی ایجاد کرده ونخست بصورت کشتی های با دکلهای بادبانی یک دکل دار و یا دودکله و یا سه دکله بودند و یاکشتیهای با انرژی مبتنی بر ذغال سنگ وانرژی بخاربود وسپس اختراع موتور با سوخت بنزینی در حوزه خلیجفارس بود که نخستین بار با استفاده از نفت آبادان بود که اتفاق افتاد ویا جایگزین" انبارهای سوخت زغالسنگ "در سواحل خلیج فارس شدند و یا با تکامل در توپخانههای نصبشده آنهابر روی عرشه کشتیهای مزبور بود و یابا تحول در رزمناو و ناوشکنی آنها بود و یا در چگونگی اندازه ویادر گنجایش نیروهای نظامی ناوبرمزبور اتفاق افتاد که سالبهسال هم تکامل فنی بیشتری درحوزه خلیجفارس مییافتند. و نخستین آنها هم" چهار ناو نظامی دکل دار" بود ویا مبتنی بر توپ بود ندکه پیشرفتهتر از ناوگان پرتغالیها بودند ولذا در سال 1030 قمری و در دوره شاهعباس و با کسب اجازه از وی، این نوع کشتی ها ، وارد بندر جاسک ایران شدند تا نظم تجاری – دریایی کالاهای ارسالی خود راکه به درون ایران میفرستادند را در همان منطقه دریا ئی جنوب برقرار بکنند و آخرین آن نوع ناوها هم در 400 سال بعدو در سال 1330 شمسی اتفاق افتاد و به نام" ناو ورن انگلیسی" بود که به همراه سه رزمناو و یک ناوشکن انگلیسی در خلیجفارس حضور یافتند تا اعتصاب کارگران ایرانی پالایشگاه آبادان را در سال 1330 ش کنترل بکنند که شورشهای مزبور، به نابودی این پالایشگاه ویا به نابودی" کارکرد شهری بندر آبادان" منجر نشود یعنی. شهری که حدود 45 سال ازعمر پیدایش این شهر صنعتی، در جنوب ایران میگذشت . ویا در اوجگیری حوادث ملی شدن صنعت نفت ایران، کمکم ناآرام میشد ولذاآمدن رزمناو8000 تنی موریشس انگلیسی، به آبهای مجاور آبادان بود که صفحه 105 کتاب "خلیج فارس ، نفت وقدرتهای بزرگ" به آن موضوع اشاره می کند ویا دیگری کشتی جنگی "مسینا" با قابلیت پیاده کردن تانک بود که عازم خلیج فارس شد که ص 268 کتاب" گاهشمار روابط ایران وانگلیس" به آن اشاره می کند وقبل از این تاریخ هم کشتی جنگی لاپینگ بود که در سال 1325 هجری و در پی بروز" اغتشاش در شهر بندرعباس" اتفاق افتاد و یا دیگری در سال 1327 هجری بود که کشتی جنگی" پرسیوس"، وارد آبهای بندرعباس شد و یا دیگری "کشتی جنگی فاکس" بود که از پایگاه دریایی اشان، در جزیره هنگام، بهسوی بوشهر اعزام گردید و یا در سال 1316 هجری "کشتی جنگی لارنس "کمپانی هند شرقی بود که وارد آبهای کارون و درداخل استان خوزستان شد و یا دیگری به نام "کشتی اسفنکس" بود که وارد رودخانه کارون شد و در آنجا لنگر انداخت و بعلاوه در سال 1254 هجری و در دوره محمدعلی شاه قاجارهم پنج فروند کشتی انگلیسی وارد خلیجفارس شده و در جزیره خارک خلیجفارس مستقر گردیدند. و یا در سال 1273 هجری، فرمانده قوای انگلیسی، تعدادی کشتی کوچک رودخانه پیما ویا قایق توپدار را جهت مطالعه و بررسی جغرافیایی به اهواز اعزام کرد . و بعلاوه در همین سال هجری بود که توپ و خمپارهانداز کشتیهای انگلیسی در محمره، با گلولهباران کردن مواضع سپاهیان ایرانی به قوای خانلر میرزا در قصبه محمره (خرمشهر سابق) صدمات زیادی رسانیدند . و یا در جریان جنگ دوم جهانی هم ،آنها برخی کشتیهای ایرانی را و درساحل خرمشهر و به سردمداری بایندر(افسر ایرانی) غرق کردند . و یا در این دوره تاریخی ،چندین کشتی جنگی ایرانی را که در محوطه نظامی خرمشهر بودند مصادره کرده و تنها در سال 1323 شمسی بود که دولت ایران تقاضای بازگرداندن آنها را نمود و بعلاوه در همین سال 1330 شمسی بود که" کشتی کانیمبلای. انگلیسی" به بندر شاهپور ایران حمله آورده و با گلولهباران کردنش، تا ساعت 8 صبح، این شهر را به تصرف درآوردند . و نیز در همین سال از ارتش ایران خواستند که قوای خود را از" بندر دیلم" خلیجفارس تخلیه بکنند و یا در نزدیکی بندر قشم" 20 کشتی جنگی انگلیسی" لنگر انداختند . و یا در سال 1321 وبرای تثبیت نظامی خود در خلیجفارس، یک دستگاه فرستنده و گیرنده بیسیم را در شهر بوشهر نصب کردند . و بعلاوه درزمانی که مصدق به جریان ملی شدن نفت ایران دامن میزد . آنها هم ترتیبی دادند که یکی از سه "کشتی نفتکش رزماری" که نفت ایران را به خارج از کشور حملونقل میکردند ، در بندر عدن که ساخته انگلیسی ها بود و توسط ناوگانهایشان توقیف بشود و یا کشتی نفتکش " مریلای ایتالیائی" دچار مشکل بشود و یا زمانی که در سال 1319 شمسی که انگلیسیها به رضاشاه و به خاطر نزدیکی به آلمانیها بدبین شده بودند، اقدام به چاپ نقشهای از خلیجفارس کردند که در آن نقشه اشان ،بندر جاسک ایرانی و یا جزایر ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ ،جزو مستملکات انگلستان، قلمداد شده بود و لذادولت ایران هم به چاپ آن نقشه اعتراض کرد و یا برای اینکه نیروی دریای کوچک رضاشاه در خلیجفارس نفوذ نداشته باشد، حق تفتیش کشتیها توسط دولت ایران را در سواحل این منطقه و از دولت رضاشاه سلب کرده بودند تا به تنهائی خودشان امنیت و یا تفتیش کشتیها درحوزه خلیجفارس را متعلق به خود کرده باشند ویامتعلق به اعضای همان کمپانی هند شرقی بگردانند و لذا تیمور تاش" وزیر درباررضا شاه" به آن پدیده اعتراض نمود . و یا در همین سال 1321 از دولت ایران خواستند که اجازه تأسیس فرودگاه را در بندر جاسک و بندر لنگه را به آنها بدهد . و بعلاوه کنترل فرودگاههای میر جاوه و زاهدان و کرمان را برای عدم پوشش هوائی خلیجفارس را خودشان به عهده خود گرفتند و نیز باآنکه رضاخان را خود انگلیسیها به قدرت رسانده بودند ولی مانع آن میشدند که در حوزه خلیجفارس و یا در دریای عمان، قدرت نظامی لازم ،به هم بزند . و لذا در سال 1308 شمسی رضاشاه کوشش میکرد که اجازه دهند تا یک نیروی دریایی کوچک، ودر همان خلیجفارس تشکیل بدهد و یا انگلستان، تمامیت قلمرو دریایی ایران را و در حوزه تحت حاکمیت ایرانیان را محترم بشمارد و به میجرها (سرگردها) و کلنل ها (سرهنگهای انگلیسی) اجازه دخالت در امور نظام اداری منطقه خلیجفارس راندهد و یا در اداره شهرهای ساحلی ایران را به خود ندهند. و به همین دلیل هم می باشد که فروغی نخستوزیر رضاشاه ناچار شد که در سال 1309 ش و در طی یادداشتی که به سفیر بریتانیا فرستاده بود، موافقت خود را با "اجاره تأسیسات بندری جزیره هنگام راو به مدت 25 سال دوباره ، موافقت بنماید و این در حالی بود که انگلستان میخواست که امکان انتقال پایگاههای دریایی خود را از جزیره هنگام به بحرین بررسی بکند . و نیز در سال 1307 شمسی ،انگلیسیها به بهانههای مختلف، کشتیهای حامل اجناس ایرانی را در همان سواحل خلیجفارس و به بهانه قاچاق قند و شکر و غیره دائما توقیف میکردند ویا دائماً آنها را بازرسی مینمودند . و یا در سال 1310 شمسی ،انگلستان درخواست اکتشاف سواحل شمالی خلیج را ، از مرز بلوچستان تا شط العرب در غرب سواحل خلیجفارس را از رضاشاه درخواست نمود . و یا وقتی دولت ایران قصد داشت که قرارداد نفتی دارسی را در سال 1311 شمسی تمدید نکند ،. انگلستان تهدید کرد که "چندین کشتی جنگی" به آبهای ساحلی ایران اعزام خواهد کرد و یا حتی وزیر امور خارجه ایران که در ایندوره تاریخی ، سهیلی بود ،معاهده استقلال گمرک دریایی را به اطلاع سفارت انگلیس رساند و همه این نوع" نکات نظامی "خلیجفارس هم نشان میدهد که میزان تأثیرگذاری اداری دولت رضاشاه در حوزه بنادر و جزایر خلیجفارس و دریای عمان به حداقل اداری خود در آن دوره تاریخی بود و یا روند توسعه بنادر ویا جزایر مزبور فقط در اختیار نیروهای سیاسی کمپانی هند شرقی قرار داشت.
و این در حالی بود که یک شرکت انگلیسی در سال 1908م (و در 6 سال قبل در جنگ جهانی اول) توانسته بود که در حوزه مسجدسلیمان ایران به نخستین چاههای نفت دست یابد که جوشش وفراوانی اش ازچاههای نفت نقاط دیگر جهان بیشتر بود ویا نظیر آنها در نقاط دیگر دنیا کم بود .و همین امر نیز باعث تکامل سوخترسانی به کشتیها و یابه ناوها و یا ماشینهای جنگی و تانکهای انگلیسی در جنگ جهانی اول شد ویا به هواپیماهای انگلیسی شد ولذابرتری نظامی آنها را زیادترکرد و یا آنها را در خلیجفارس از انبارهای سوخت زغالسنگ کشتیها بینیاز نمود و لذا با کشیدن لولههای نفت مسجدسلیمان و هفتگل و لآلی به ناحیه ساحلی آبادان و یا با خرید نخلستانهای کنار اروندرود از شیخ خزعل ، اراضی "آبادی ابله "را به بزرگترین پالایشگاه تصفیه نفت جهان و بعد از پالایشگاه نفت لندن و در ساحل غربی خلیجفارس تبدیل کردند و بهمین دلیل اهمیت نظامی آبادان ، برایشان طوری بود که به نقل محتوای کتاب، "جنگ انگلیس و عثمانی در بینالنهرین" باعث سقوط بغداد شد و یا باعث متلاشی شدن عثمانی و در نزدیکی آن ناحیه گردید تا از حوزه نفتی مزبورو در نزدیکی آن ناحیه، دفاع نظامی بکنندو بعلاوه در سال 1900 میلادی هم تجارتخانه لندن، تسهیل در حملونقل صدفهای خریداریشده از" بندر لنگه" را خواستار گردیدند و یا در همین ایام بود که دولت انگلستان و برای تثبیت موقعیت سیاسی خود و در گذرگاه اروندرود و در سال 1897 میلادی از دولت ایران خواست که کارگزار ایرانی را در" قصبه محمره" عوض بکنند . و بعلاوه در همین سال بود که از دولت ایران خواست ،که نسبت به حفظ جان رعایای انگلیسی خود و یا جهت حفظ مالتجاره آنها، در تجارتخانههای کمپانی هند شرقی بوشهر، اقدام سریع بکند. و درگذشته هم( یعنی در دوره صفویه) هم از شاهان صفویه هم اجازه تأسیس تجارتخانه کمپانی هند شرقی را درشهر اصفهان و شیراز و جاسک و گمبرون وبندر ریگ را کسب کرده بودند و یا اجازه حمل محموله ابریشم را از بندر گمبرون به پرسنل خود آن کمپانی ،اختصاص داده بودند و یا ترتیبی داده بودند که سلطان حسین صفوی دستور داده بود که حاکم بندرعباس (گمبرون آن دوره تاریخی) . ترتیبی بدهد که هلندی ها از ساختن دژ نظامی در بندرعباس محروم بگردند . و همچنین در همان دوره صفویه هم اجازه تأسیس تجارتخانه را در شهر ساحلی جاسک از شاهعباس اخذ کرده بودند و فقط به دولت ایران حق الارض ناحیه جاسک را میدادند ولی در مورد بقیه اداره امور آن قریه ایرانی، خودشان آزادی عمل کامل را داشتند و بعلاوه در دوره فتحعلیشاه هم امتیاز "بندر باسعیدو" را در جزیره قشم، از شاه قاجاریه کسب کر ده بودند و یا ابنیههای زیادی در آن ناحیه دایر کردند ویا به نقل ص 103 کتاب سدید السلطنه ،انگلیسیهای زیادی در آن آبادی مستقر نمودند . و نیز جزیره خارک و خارکو را در دوره محمدشاه قاجار و به بهانه حمله ایران به شهر هرات محاصره و یا در تقابل با عملکرد مزبور تسخیر نظامی کردند و نیز با کشیدن لولههای نفت گچساران به" بندر گناوه" که اراضی گچساران را معین التجار بوشهری ،برایشان خریده بود . امتیازاتی هم در این شهر بندری گناوه به دست آوردند. و یا از طریق حمایت از شیخ خزعل و زدن دفتر شرکت نفت انگلیسی دربندر محمره، امتیازاتی در شهر خرمشهر کسب کردند ویا کنسول گری مخصوص در آن شهر، دایر کردند . وبعداهم در توافق با رضا شاه حاضر شدند که خوزستان به دامن ایران برگردد که شیخ خزعل آن ناحیه را نظیر امیر کویت ویا امیر امارات وغیره بیک استان امیر نشین تبدیل کرده بودو بعلاوه در دوره ناصرالدینشاه هم امتیاز کشتیرانی و یا حمل کالای تجاری از محمره تا شوشتر را درناحیه رودخانه کارون، به شرکت انگلیسی لینچ اخذ کرده بودند و همینطورنیز در دوره ناصرالدینشاه با کشیدن خط تلگراف از مسیر جاده چاهبهار ویا از کنارههای مکران وجاسک ، تا بوشهر و خرمشهر و بصره و بغداد وخانقین تا ناحیه اروپا کاری کرد ه بودند که کنترل ارتباطی سرتاسر شهرهای ساحلی ایرانی را به دست آورده ویا با تأسیس فرودگاههای میر جاوه و جاسک و بندرلنگه و بوشهر و آبادان کنترل هوائی سرتاسر سواحل دریاهای خلیج فارس را از آن خود کرده بودند و یا با ایجاد کنسولگریهای متعدد، درهمان شهرهای ساحلی عمان و خلیجفارس و به نقل رضاشاه ترتیبی اتخاذ کرده بودند که در شهرهای ساحلی جنوب ایران، نوعی شبکه جاسوسی همگانی واز مردم شهرها و یا روستاها به نفع خود به راهاندازند تا کنترل تجاری کمپانی مزبور امکانپذیر گردد.و لذاجلال آل احمد هم در کتاب خارک خلیج فارس خود به آن پدیده اشاره میکند و یا در" جزیره هنگام" تأسیسات نظامی خود را مستقر کرده بودند ویا برای دستیابی به چاههای نفت بحرین هم، ترتیبی اتحاد کردند که این شبهجزیره ،که از قدیم جزو قلمرو حکومت فارس و شیراز بود، بتواند ادعای استقلال بکند و درحالیکه مولف فارسنامه ناصری، سوابق تاریخی آنرا، ویا وابستگی آن ناحیه بحرین را به حاکمان شیراز و از دوره تاریخی اتابکان فارس بیان میکند. و نیز در سال 1305 ش و در دوره رضاشاه ایران را تهدید کردند که اگر بخواهد که اقدامی در دریای مزبورو برای حاکمیت بر جزیره ابوموسی بکند آنها هم. برای دفاع از حقوق شیخ شارجه" ناوهای جنگی "خود را به "ابوموسی" اعزام خواهند کرد . و همینطورهم در دوره قاجاریه ویا در حکومت ناصرالدینشاه هم به بهانه دفاع از متحدان افغانی خود ،درهرات ، ناوهای جنگی انگلیسی" جونز ولارنس ودالهوزی وپیراموس" را به فرماندهی" کاپیتان ویک" به شهر بوشهر فرستاده وآنشهر را تسخیر کردند وص354 کتاب" دیده ها وشنیده ها " و یاکتب دیگر به آن ناوها اشاره دارند و یا آبادی دلوار نوع را تخریب کردند ویا به نقل کتاب" عملیات در ایران "چندین پادگان دریایی و یا هوائی در آن ناحیه زدند .و قبلاًهم پیشنهاد این نوع مسائل نظامی به توصیه برخی از کارشناسان نظامیشان بود ویا چند سال بعد هم و یا یک سال قبل از شروع جنگ جهانی اول هم فوج هفتم راج پوت خود را از ناحیه" بندر جاسک" به خود" بندر بوشهر" انتقال نظامی دادند و یا بهوسیله معین التجار بوشهری، برخی معادن جزیره هرمز را خریده بودند ولذا به استخراج آن می پرداختند ویا در" بندرنابند" هم در اوایل جنگ اول جهانی، قلعه نظامی پرتغالی ها را به محل استقرار کمپانی هند شرقی خود درآوردند . و بعلاوه اجناس تولیدی منچستر ولیورپول. و غیره را با" ناوگانهای تجاری " خودآورده و در تجارتخانههای اغلب بنادر خلیجفارس و یادر دریای عمان پخش میکردند تا سکنه بومی آن ناحیه و باواسطه های مختلف به بازارهای داخلی شهرهای ایرانی برسانند.
و این نوع زمینه ها، باعث تسلط کمپانی هند شرقی بر حوزه دریایی خلیجفارس و دریای عمان شد و همانطوری که ذکر گردید، از سال 989 هجری و از زمان صفویه آغاز شد و تقریباً از اوایل شکلگیری حکومت شاه اسماعیل ودرگیریهای وی با قوای آق قوینلوبود که پرتغالیها از فرصت لازم، استفاده راکرده و بقایای دولت ویا "حاکم محلی هرمز" را برانداختند که یکی از نوادگان حکومت سلجوقیان کرمان و در جزیره هرمز بود که باقیمانده بودند و بعدا قلعه نظامی پرتغالیها را در این "تنگه استراتژیک" تأسیس کردند و یا در برخی از شهرهای عمان و بندر گواتر و ساحل زنگبار ساخته بودند . ولی با پیدایش کمپانی هند شرقی انگلیس و با تسلط آنها بر برخی از بنادر ساحلی ایرا ن و هندوستان وچین ، آنها هم درصدد راهحلهایی بودند که به حوزه خلیجفارس هم نفوذ بکنند و لذا با پیشنهاد تأسیس شعبههای برخی دفاتر کمپانی هند شرقی هم در اصفهان و شیراز توسط صفویه موافقت و دایر شدند ویا سر کارگزار دفتر بازرگانی اصفهان هم از شاهعباس درخواست مجوز کرد تا" چهار ناو انگلیسی" به بندر جاسک آمده و برای حافظت از تجارت کالای آنها و یا جهت حملونقل امن آن نوع کالاها به درون خاک ایران، تنها" امنیت این راههای دریایی" را و در برابر تهاجمهای دریایی پرتغالیها به عهده بگیرند. و این خواسته آنها هم برآورده شد ویا بعد از سال 1031 هجری و زمانی که در نزدیکی شهر میناب و در عرشه" کشتی انگلیسی جوناس" ،امامقلی خان، سردار نظامی شاهعباس و با ادوارد موناکس انگلیسی ملاقات و یا مذاکره میکند و درنتیجه آن مذاکرات نظامی هم "چهار ناو جنگی انگلیسی" و به نام "ناوهای لندن و وناوجوناس وناو ویل وناو دولفین "آماده حمله به دژ هرمز و تسخیر نظامی پرتغالی ها شدند . و یا قرار نظامی گذاشتند که نیروهای پیادهنظام ایران هم به آن ناوها ی دریائی کمک نظامی کرده ویا به تسلط 100 ساله پرتغالیها بر این" جزیره ایرانی" خاتمه بدهند . و بعداً در دوره نادرشاه هم یک کشتی انگلیسی به نام" اسکس" نیز از هندوستان به آبهای خلیجفارس آمد و سپس در همین دوره دولت افشاریه نیز توسط خود نادرشاه و سردارش طهماسب بیگ جلایر که برای مقابله با شورشیان داخلی ایران و حوادث فتنه شوشتر و غیره اقدام کرده بودند که آن شورشیان نیز به سواحل لارستان گریخته بودند و یا از اعراب محلی و آنسوی دریا هم کمک میگرفتند و لذا در مقابله با محمدخان بلوچ ویا شیخ احمد مدنی که در این ناحیه بلوا می کردند ، سران افشاریه، هم از روسای شرکت تجاری هند شرقی خواستند که برای جلوگیری از فرار آن شورشیان به دریاها ویا از ناحیه" بندر چارک خلیجفارس "برخی کشتیهای شرکت تجاری مزبور را به کمک آنها بفرستند و یا خود نادرشاه هم از برخی مدیران این شرکت خواست تا تعدادی کشتی نظامی به وی تحویل بدهند و یا بفروشند و لذا موقعیت تجاری این شرکت را در خلیجفارس تثبیت کرد و بعداً نیز با پدیده" میرمهنا" و دیگر دزدان دریایی که در بنادر دیگر ایران تجمع یافته بودند ولذا حمله نظامی امیرگونه خان افشار( سردار کریم خان زند) هم به آنها در" بندر ریگ" خلیج فارس بی اثر بود و به دلیل عقبه نظامی آنها در قایقهای دریایی، نتیجهنظامی نمیداد و لذا در سال 1176 هجری ( ویاسال 1763 میلادی) از "آندروپرایس" نماینده همین کمپانی و در مورد ناآرامیهای دزدان دریایی، تقاضای کمک کردند و در عوض کریمخان زند هم به آنها اجازه داد که در بوشهر و یا در منطقه دیگر بنادر خلیجفارس که بخواهند می توانند که به ساختن مرکز تجاری لازم و برای خود اقدام بکنند و یا کالاهای تجاری خود را بدون دادن مالیات در سرتاسر ایران به فروش برسانند و یا در ازای دادن سه درصد حقوق گمرکی به دولت ایران، هرگونه کالاها که بخواهند از کشور ایران خارج کرده ویا در کشورهای خود بفروش برسانند . ولذا همین نوع درخواست های سه دولت، صفویه و یا افشاریه و یا زندیه هم در کمکگیری از ناوگان آنها و برای مقابله با مخالفان داخلی خود، باعث نفوذ آنان از سال 989هجری الی 1350 شمسی و در حوزه خلیجفارس شد و در این دوره تاریخی از تاریخ قیام میرمهنا در دریا ویا در بندر ریگ در سال 1765 میلادی که سردار کریمخان زند هم و در مقابله باآنها ناکام شده بود . تا سال 1824 میلادی که سالهای اوجگیری ویا رشد دزدیهای دریایی در خلیجفارس است و هنوز کشتیهای کمپانی هند شرقی هم برای مقابله با آنها چندان تکامل نظامی نیافته بودند ونیز هنوز کشتیهای نظامی انگلیس ها بادبانی ویا سه دکله بودند و لذا برای محاصره میرمهنا هم در جزیره خارک در دوره زندیه، تنها سه فروند گالیوات ویا دو فروند باتیل و یک کشتی سه دکله انگلیسی و در حمله به قلعه خارک آنها همراهی میکردند و مدت ده روز هم این قلعه خارک را گلولهباران میکردند ولی موفق نبودند ولذا باعث ناراحتی کریم خان زند شد و یا امارات و ابوظبی نیز ناآرام شد وبعلاوه تنگنایی در رشد تجارت کمپانی مزبورهم به وجود آمد تا اینکه در سال 1810 میلادی ،کلنل اسمیت با تسخیر"راس الخیمه"امارات و در آن سوی خلیج و یا با سوزاندن دهها قایق اعراب شورشی، بر منطقه ابوظبی غلبه کرد و یا پادگان انگلیسیها را در آن ناحیه خلیجفارس تأسیس نمود. و یا در سال 1819 میلادی ،کاپیتان گرانت با 19 کشتی به این نوع دزدان دریائی اعراب، حمله کرده ولی آنها توانستند که" کشتی مینر وال 14توپدار انگلیسی" را به غنیمت بگیرند و لذا اعراب شورشی به سرتاسر خلیجفارس و یا به منطقه کویت هم تسلط یافته بودند و لیکن در سال 1824 میلادی دوباره انگلیسیها توانستند که با حمله به اعراب شورشی ویا دزدان دریائی، 63 فروند کشتی بادبانی آنها و یا 81 عدد زورق آنها را نابود بکنند وبعد از این وقایع بود که نفوذ آنها درخلیج فارس زیادتر شد .
واز این رو، کتاب خلیج فارس در سال 1852 از" کشتی انگلیسی دجله" در مدخل خلیج و در ص 257 خود بحث می کند و یا در ص 258 خود در 1870 از "کشتی های انگلیسی پرستو و کرکس" که حافظ ساخلو در مناطق راس الحد بودند بحث می کند و نیز بنا به نقل ص 20 کتاب «نفت، سیاست و کودتا در خاورمیانه» در سال 1900 میلادی بحث می کند . که چگونه لرد کرزن نایب السلطنه هند، با "ناو جنگی هاردینگ" به خلیج فارس می آید و نیز بنا به نقل ص 306 و ص307 کتاب «سفرنامه ژنرال سایکس» کشتی های جنگی انگلیسی "پاتریک سیتورت" ویا" ناو پیجن" در دوره ی مظفرالدین شاه و در نزدیکی سواحل مکران و دریای عمان بحث می کند . و نیز به نقل صفحات 283 و 281 و 282 همان کتاب" کشتی انگلیسی شوشن" با ظرفیت 30 تن در رود کارون و "کشتی مالامیر" در رودخانه بهمنشیر بودند و نیزخود ژنرال سایکس هم و به نقل ص 299کتابش ، که با" کشتی انگلیسی «آشور» از خلیج فارس به بمیئی رفته است یاد می کند . و نیز «کتاب خاطرات سرآرتور هاردینگ » نیز در همین دوره تاریخی و در سال 1902 میلادی از" کشتی انگلیسی آزبرن" و "کشتی ویکتوریا- آلبرت" بحث می کند و نیز در سال 1901 میلادی از تصادف "کشتی جنگی فینیس بوری انگلیسی" با کشتی صادق بوشهری در این نواحی بحث می شود . و بعلاوه در سال 1915 میلادی «کتاب عملیات در ایران» ودر ص173 خود می نویسد که چگونه ناوهای جنگی انگلیسی" فیلومل" و یا" بریتومارت" و" برامبل" به کمک ناوهای دیگر انگلیسی در منطقه بندر بوشهر می آیند .
وبعلاوه در این ادوار تاریخی "کشتی انگلیسی فالکبند" بین بندر جاسک و بندرسحار. رفتوآمد میکرد و بعلاوه ص 175 کتاب" عمان و مسقط" سدیدالسلطنه گزارشی از بیت الفلح دارد که بهعنوان پادگان انگلیسی در شمال" شهر مطرح عمان" ایجاد شده بود و یا در ص 221 از "کشتی پست انگلیسی" و از برخی کاپیتانهای انگلیسی که لیست میکند . ویا ص 169 آن کتاب نیز از "مناره سلام خلیجفارس" ویا از چراغ دریائی وفانوس دریائی آنها و یا از انبارهای ذخیره ذغال سنگ ناوهای انگلیسی در خلیجفارس بحث میکند ویا در ص 162 نیز از" هفده کشتی انگلیسی در خلیجفارس" بحث کرده ویا در ص 65 و 52 و 64 نیزاز انواع "تجارتخانههای کمپانی هند شرقی" در شهر مسقط و پایتخت عمان بحث میکند و یا در صفحات 181 و 219 و غیره خود نحوه تسلط انگلیسیهابر تنگه باب المندب را به بحث می گذارد و یا در صفحات 469 خوداز" کشتی شوش انگلیسی" و در صفحات 31 نیز از "کشتی سمیرامس" و "کرندل" و "یوفوی" انگلیسی بحث میکند و یا در ص 573 و 574 کتاب خلیجفارس محمدعلی جنابی نیز از "یگانهای دریایی انگلیسی" بحث میشود و یادر ناحیه ساحلی دریا از برخی کشتیهایشان بحث مینماید. و نشان میدهد که چه تفاوت ماهوی با قایقهای قدیمی ویابا زورقهای قدیمی .ناوهای جدید خلیجفارس داشتند که قبلاً به نام کشتی و یا زورق و یاماشوه و سنبوق وبغله وبگاره وسواوهووی و غیره نامیده میشدند و یا پرسنل آنها ،بنامهای ریان ورهبان وغلامیان رکابی وجاشو وارنادو وغیره نامیده میشدند. و نیز در همین ایام بود که از یک کشتی انگلیسی به نام "اینوردال" در خلیجفارس گزارش میشود و بعلاوه کتاب" جنگ انگلیس و عثمانی در بینالنهرین "گزارش میکند که در سالهای 1914 میلادی، کشتیهای انگلیسی" کومت" و "کشتی لورنس" و "کشتی مارماریس" و "کشتی گلنار" و "کشتی شیطان" و "کشتی اسپی گل". و "کشتی دولن" و از طریق دهانه اروندرود بهطرف بصره وخاک درونی عراق حمله مینمایندویا برای حفاظت از حوزه نفتی خوزستان و یا آبادان که منجر به سقوط آن نواحی عراق میشوند که در سال 1917 میلادی هم شهر بغداد سقوط میکند و 300000 سرباز هندی در آن شهر رژه میروندو یا دولت عثمانی که بر بینالنهرین حاکم بود متلاشی میشود و یا دمشق و اردن و لبنان و فلسطین و عربستان به دست انگلیسیها میافتد . و بعلاوه ص 641" کتاب بندرعباس" سدید السلطنه گزارش میدهد که در سال 1916 میلادی سرپرسی ساکس ، با "کشتی انگلیسی تستا" وارد بندرعباس شده و به تأسیس قشونی در این شهر میپردازد که 7000 نفر عضو داشت و به نام پلیس جنوب ایران شناخته میشدند و شبکههای پادگانی آن قشون هم، در شهرهای اصفهان و شیراز و سیرجان و کرمان و یزد و بندرعباس قرار داشتند و بعلاوه صفحات 224 و 245 کتاب خلیجفارس سرآرنولد ویلسون هم گزارش میکند که درگذشته تاریخ ایران ، تجارتخانه پرتغالیها در بندر گنگ خلیجفارس بود ولی بعداً به دست انگلیسیها افتاد و نیز در ص 484 کتاب" ایران و قضیه ایران" و در جلد دوم آن کتاب مینویسد که: در سال 1754 میلادی، تأسیس تجارتخانه هند شرقی در" بندر ریگ خلیجفارس" بهواسطه هجوم افاغنه. مختل شد و یا به نقل ص 556 کتاب" روس و انگلیس در ایران "که مینویسد در این دوره تاریخی انگلیسیها در "بندر لنگه". پیاده شدند و یا به نقل ص 15 کتاب" گاهشمار روابط ایران و انگلیس" در سال 1066 و در دوره شاهعباس دوم، یک فروند کشتی دودکله انگلیسی که با توپ و اسلحه و سپاهی مجهز بود، از بمبی عازم تجارتخانه انگلیسی در بندر ریگ میشود ولی در" دماغه پردستان ایران "غرق شده . و نیز به نقل صفحات مختلف کتاب" مستخدمین بلژیکی در خدمت دولت ایران" واز جمله درص 87 آن کتاب ،مینویسد که" لامبرت" در طول 13 روز توانست در سه بندر خلیجفارس، گمرک موردنظر آنها را دایر بکند و عوارضی گمرک را جمعآوری بکند که در طی قرارداد های استقراضی وام های شاهان قاجاریه را،که متعلق به بانک شاهنشاهی آنها شده بود.می گرفت.
و بعلاوه به نقل ص 185 کتاب خلیجفارس سرآرنولد ویلسون" تماس کریج" رئیس تجارتخانه کمپانی هند شرقی در اصفهان دوره صفویه بود و یا به نقل ص 158 همان کتاب "کونوک "موسس تجارتخانه کمپانی هند شرقی در" شهر شیراز" بود و یا به نقل ص 210 "نیفوزن" رئیس تجارتخانه بصره در آنسوی خلیجفارس بود و یا به نقل کتاب "عمان ومسقط "سدیدالسلطنه و در شهر مسقط و شهرهای دیگرکشور عمان، تعدادی تجارتخانه متعلق به کمپانی هند شرقی دایر شده بودند .
و ازاینرو درنتیجه گیری اجتماعی مقالهام میافزایم که توسعه شهری و یا روستایی متاخر اراضی ساحلی این چهار استان جنوبی ایران، درنتیجه استعدادهای طبیعی و یا جغرافیائی ساحل مزبور نمیباشد زیرا برخلاف بندرهای دیگر جهان و یا نواحی ساحلی جهان میباشند چراکه این ساحل طولانی ایران بهجز از دو رودخانه مهم اروندرود ویا دالکی،چندان رودهای شیرین و یاپرآب ندارد که شهری در کنار آن آب شیرین رودخانه و بهطور طبیعی شکل بگیرد و یا خاکهای آن سواحل هم اغلب غیر حاصلخیز بوده و نظیر خاکهای کره ماه یک نوع برهوت است و لذا امکان رویش گیاه انبوه ندارد و یا رویش علوفه انبوه و یا درختان انبوه و نظیر ساحل دریای خزر در آن سواحل وجود ندارد و یا اراضی ساحلیاش سنگلاخی و یاکمعمق بوده و ازاینرو امکان پهلوی گیری کشتیهای بزرگ و قایقهای بزرگ در سواحل آن نیست و لذا اسکله بندرهایش و یا ساختوسازهایش ، دورتر از ساحلها معمولاً ساخته میشوند که هزینهبردار میباشند و یا ازنظر تراکمجمعیتی نیز از استانهای کمجمعیت بوده و یا کم تراکم ایران میباشند . و بهمین دلیل شکلگیری و یا تداوم طبیعی سکونتگاههای شهری و یا روستایی منطقه مزبورو در این ساحل طولانی ایران هم با تنگنا روبرو میباشد و یا پتانسیلهای جغرافیایی و یا زراعی آن ناحیه کم است و یا امکانات صیادی آن سواحل هم چندان نیست و یا شهرها و روستاهایش ازنظر تأمین آب آشامیدنی گوارا ویا شیرین در تنگنا هستند و یا به نقل اسناد مطبوعاتی ایران، لولهکشیهای آبیاری آب شهرهایش نیز در برخی از مواقع آسیب میبینند . و به همین دلیل هم مکانیزم" پایداری طولانی توسعه" و یا دوام شهرهای بزرگ را ندارند و یا امکان جذب جمعیت زیاد را ندارند، چراکه این سواحل طولانی، بااستعداد طبیعی منطقه، همخوانی لازم را نداشته . و لذا توسعه اش نیاز به اندیشه ویا سرمایهگذاری بیشتری پیدا میکند واز این رو درگذشته حیات شهری آنها هم توسعه اش ، صرفاً با" اقتصاد برونزای تجاری" و مبتنی بر میدان چاههای نفت بود و یا مبتنی بر صدور آن نفت ، از این مجاری آبها بود و یا ورود کالاهای تجاری خارجی و در مجاری راههای این نوع شهرها و روستا انجام میگرفته است. و بهمین طریق بود که در طی 400 سال گذشته ایران" قصبههای سنتی "آن ناحیه ،رشد و نمو شهری کردند و یا به"شهرهای متوسط" تبدیل میگردند وبعلاوه در دوره دولت قاجاریه و پهلوی هم "میزان رشد شهرنشینی آن" در سواحل مزبور هم ،چندان سریع نبود . و بعلاوه بدلیل عدم وجود قبایل سرکش ویا بزرگ در سواحل مزبور باعث میشد که دولتهای مرکزی ایران سابق، از این ناحیه ساحلی ایران چندان احساس ناامنی را نکنند. و ازاینرو درجه امنیت نظامی آنها، برای دولتهای سلجوقی و یا تیموری و یا ایلخانی و قراقویونلوها ضعیف تر از استانهای مرکزی ایران بود که قبایل بزرگ ویا پرجمعیت داشتند و نظیر جامعه معاصر هم نبود که به خاطر تکامل تکنولوژی دریائی باشد، ویا بدلیل گستردگی مرزهای دریائی ایران، با خطرات تهاجم نظامی خارجی روبرو باشد و به همین دلیل هم بیاعتنایی دولتهای مختلف سابق ایران را به روند تحول شهرنشینی وبندری این. سواحل به وجود میآورد ویا همین نقطهضعفها هم باعث شده بود که کمپانی هند شرقی توانسته بود که بهتدریج نفوذ سیاسی- نظامی خود را در این سواحل ایرانی زیادتر بکند و یا با تکامل و نوسازی کشتیهای توپدارش قوی تر بشود و یا با توأم کردن حرکت آن کشتیهاو بهوسیله انرژی بخار ویا با تکنولوژیهای صنعتی دیگر ،امروزه مرزهای جنوبی ایران را از اهمیت نظامی بالاتر برخوردار میکند که امروزه مردم ایران وارث آن نوع حوادث هستند . که مجبور ندکه شهرها و روستاهای این سواحل کمحاصل را ،باسیاستهای فرهنگی خود کاملاً دایر نگهداشته و یا" نیمه پایدار" نگهدارند تا آسیبپذیریهای آن زیادتر نشود . و یا وسایل معیشت و ارتزاق لازم را برای این روستاها پراکنده ویا شهرهای دور از همدیگر فراهم بکنند که چندان جمعیتهای بزرگتر نسبت به وسعت خاک خود ندارند ویا حتی نمیتوانند به معیشت صیادی آن ناحیه هم به خاطر نزدیکی به دریا بیندیشند.
چرا که امروزه تولید ماهی در استخرهای مصنوعی داخل ایران هم، ارزانتر از این سواحل است ویا ،امکان وجودی دارد و یا سرمایهگذاری صیادی آنها به قایقهای صنعتی و یاتور ماهیگیریهای پیشرفته ویا سرمایه انبوه نیاز دارد . و لذا تعداد کمتری از نیرو های انسانی آنها را می تواندشاغل بکند . و به همین دلیل هم،" حفظ توسعه شهری" و یا "توسعه پایدار منطقهای آنها" به تدابیر سیاسی و یا برنامهریزیهای بهینهتر نیاز دارد و یا باید توأم با تدابیر عقلانی بیشتری انجام بگیرد . و یا مبتنی بر شناخت منوگرافیهای گذشته آبادی آنان باید باشد . و یا مبتنی بر شناخت عمیق فرهنگی این مناطق باید باشد تا مکانیزم" توسعه برونزای این منطقه "را به یک" نوع توسعه درون زای داخلی" تبدیل بکند . و یا اتکای گذشته آنان را در تکیه به اقتصاد کمپانی هند شرقی را کمتر کرده و یا اشتغال امروزی شان را مبتنی بر توانایی های تحصیلی و یا حرفهای و یا نیازمندیهای منطقهایشان، متکی بکند. و یا تنگناهای سیاسی گذشته این مناطق را حل بکند . چراکه به نقل ص 101 کتاب" دو سفرنامه از جنوب ایران" که مولف اش، یک مامور اداری با تجربه قاجاریه و یا تهیه کننده گزارش دولتی از این مناطق میباشد و لذا در کتابش مینویسد که: اغلب سکنه این منطقه ساحلی ایران، در گفتگوی علی الدوام با حضرات انگلیس هستند تا معیشت خود را فراهم بکنند و یا تنگناهای فقدان آب شیرین و یاحدت گرمی هوا و یامعضل خاک غیر حاصلخیز و یا خطرات دریایی صید و یا اندک بودن محصول نخیلات. را برای خود حل بکنند. و به همین دلیل وی گزارش میکند که وقتی یک کشتی انگلیسی ،کالا های تجاری را به دهات ویا شهرهای آنها می آوردند، آنها به وسط های آب دریا می ریختند ، تا کالاهای همان کشتیها را تخلیه کرده ویا بر روی دوش خود به ساحل بیاورند و وقتی به آنها می گفتند که شماها باید دیواره سنگی ،در کناره سواحل خود بسازید تا کشتیها ی ما ،پهلوگیری در آن ناحیه بکنند. عذر می آوردند که در آمد کافی ندارند و یا می گفتند که زمین های این سواحل، نفعی به جهت گذراندن معاش آنها ندارد ویاامکان گذراندن زندگی آنها را نمیدهد. و یا حاصل نخیلات آنها نیز صرفاً در بالای درختها وبه مصرف روزانه همانها می رسد و دیگر جمعآوری و یا فروش اضافی آنها و جهت درآمد زائی بیشتر ممکن نیست . و بعلاوه مالیات دولتی هم معاش آنها را سخت تر میکند و لذا معتقد بودند که این نوع ساختوسازهای ساحلی را باید خود دولت مرکزی ایران و در سواحل آنها انجام بدهد . و به همین دلیل هم" توسعه منطقهای مزبور" چندان مورد اعتنای دولتهای سلجوقی و یا تیموری و یا ایلخانی و صفوی و غیره نبود و یااز همین ادوارتاریخی آثار باستانی مجلل شهری ویا بافت قدیمی محله هاو یا بازارهای مجلل شهری و یا تأسیسات مجلل اداری و نظیر بافت شهرهای داخلی ایران وجود ندارد ویا از دوران سلجوقی و یا ایلخانی و یا صفوی و غیره در این نواحی دیده نمیشود و به همین دلیل است که حتی تا اواخر دوره پهلوی هم شهر چاه بهار تنها 5000 نفر جمعیت داشت و یا قشم که تنها یک آبادی کوچک، در اواخر دوره پهلوی بود و بعلاوه" نظام آب آشامیدنی آنها" در اغلب بندر ها یش با مشکل اساسی روبرو بود و یا راههای این چهار استان هم اغلب جاده های روستایی و خاکی بودند که در ایام بعدی دگرگون شدند و یا دارای درمانگاه های مجهز و یا دانشگاه های مهم نبودند و یا حتی سازمان برنامهوبودجه و کارشناسان پخته و با تجربه هم نداشتند و فقط در زاهدان و اهواز مجبور بودند که ازدوره" اصل چهار ترومن". سازمان برنامه و بودجه بوجود آورند . ویا نیروگاه هاوبندرگاههای آن ناحیه نیز توسعه چندانی نیافته بودند و فقط در چاهبهار یک دانشکده دریانوردی و وابسته به "دانشگاه زاهدان" وجود داشت و اما با وقوع انقلاب ،تحولات فیزیکی زیادی در پیدایش مناطق آزاد تجاری و یا در تأسیس دانشگاه های پیام نور ویا آزاد ودولتی در این نواحی به وجود آمد و یا در" تحول کشت های گرمسیری" آن ناحیه بوجود آمد و یا در آبیاری قطره ای ورشد فضای سبز شهرهایش ودرسواحل این ناحیه به وجود آمد و یا تحولات زیادی در رشد ماشین آلات وتردد جاده های این منطقه به وجود آمد و یا میزان توسعه فیزیکی ومسکونی شهرهای آن سواحل زیادتر شد ولی توسعه آنها" نیمه درون زای بعد از انقلاب" میباشد و بعلاوه مبتنی بر یک نوع تجزیه و تحلیل آمایش سرزمینی عاقلانه تر نمیباشد و لذا نابسامانیهای زیادی هم به وجود آورده است و یا ناهماهنگی های میان شهر و روستاهای آنها را تشدید کرده است و یا میزان وابستگی آنها را به افراد آنسوی آبراهه خلیج را زیادتر کرده است و یا رشد قاچاق اسکله های غیرقانونی را زیادتر کرده است زیرا فاصله دهات های مزبور و یا شهرهای آن با شهرهای مرکزی ویا با مرکزهای استانی اشان زیاد است و مثلاً فاصله بندرلنگه تا بندرعباس و یا فاصله بندر عسلویه تا بندر بوشهر و غیره طوری است که اگر با لنج موتوری مایحتاج خود از آنسوی خلیج فراهم بکنند زودتر و ارزانتر می توانند عمل بکنند تا دهها ساعت مسافت جاده ای را طی بکنند ویا تا شهر شیراز وبهبهان ولاربروند و یا از شهر های بندر عباس وبوشهر وسایل لازم راتهیه بکنند و مثلاً اینجانب در برخی از مشاهدات اجتماعی ام و ازناحیه قشم و بعد از انقلاب، ملاحظه کردم که افرادی که اقدام به سرمایهگذاریهای تجاری و ازاهالی شهرهای داخلی ایران و در این نوع مناطق کرده اند، چندان به جامع بودن" نظام سرمایهگذاریهای تجاری خود" اعتنا ندارند و فقط از بعد منافع شخصی شرکت خود، حرفهها و یا مشاغل این منطقه ساحلی را نگاه میکنند و مثلاً اغلب مسافرانی که به شهر قشم مسافرت زمستانی کرده و یا ایام عید کرده بودند و یابا تبلیغات افراد آژانسهای شهری وبنگاههای تبلیغات تجاری وصاحبان مغازه پاساژها وغیره شکل می گیرد ولی با طوفانی شدن دریا ویابا عدم امکان برگشت مجدد مسافران آنها تا چند روزه که ارتباط قطع شده بود و یا در فاصله این چند روره که برای خریداری اجناس ویا کالاهای آن پاساژها که از شهرهای مختلف ایران آمده بود ولی دیگر تعداد لازم نانوائی و یا آب آشامیدنی لازم نبود و یاامکان محل اقامت لازم نبود که حدود 50 هزار مسافر ایرانی سرگردان راهی آن شهر سریع الرشدو بعد از انقلاب شده بودند و یا در بندرعباس نیزپرسنل پیمانکارهای نفتی و یاشرکت های پر درآمد ،مدهای غلط اجتماعی را رواج داده بودند که حتی تاکسی ها هم از مسافران ویا سکنه محرومش و جهت رفتن از یک ایستگاه اتوبوس به ایستگاه دیگر آن شهر ،توقع طلب هزینه آژانس مسافرتی را مینمودند. و یا ساعت ها مغازه های بندرعباس وطبق روال فرهنگ بومی روزانه خود تعطیل میشدند ولی تدابیری اداری لازم اندیشیده نشده بود که مسافران زیاد خسته و یا رانندگان خسته بتوانند مایحتاج خود را از آن مغازه های تعطیل تأمین بکنند ودر حالی که بندر عباس رشد یافته امروزی دیگرآن بندر عباس سنتی سابق وبی مسافر نیست که تاساعت 5عصر،هم مغازه هایشان را تعطیل بکنند . و یا شهر. چاهبهاری که نسبت به دوران قبل از انقلاب هم رشد ناموزون واقتصادی زیادی کرده است ولی حاشیه نشینی شهری آن هم بیشتر از گذشته این شهر شده است.
آری امروزه در" توسعه منطقهای و درون زای داخلی مزبور" ،ساخت و سازهای شهری ومسکونی ویا عمران اسکله ها و یا تردد ماشین آلات و یا رواج توریسم داخلی هم به این نوع از مناطق ساحلی ایران هم زیادترگردیده است و یا از یک سد مهم استان کهگیلویه هم با لوله کشی، آبهای شیرین به برخی از روستاها ویا شهرهای ساحلی این نواحی ، آبرسانی شده است ولی هنوز" توسعه منطقهای آنها "با برنامهریزی دقیق علمی همراه نیست و یا با شناخت پتانسیلهای جغرافیایی آن ناحیه همراه نیست و یا دیدگاه ها کارشناسان سازمان برنامه این مناطق هم کامل نیست و یا تجربه فرمانداران و شهرداران ویا بخشداران این مناطق و یانحوه برآورد ه کردن نیازمندیها سکنه این مناطق و توسط تجربیات آنها با نواقصی روبروست که روند توسعه سریع این مناطق ساحل را ناپایدار میکند .
واز این رو ،گرچه گرانی و یا تورم در شهرهای دیگر ایران هم مشکلاتی را به وجود آورده است ولی در شهرهای ساحلی جنوب ایران، حادتر میباشد و باعث میشود که افرادی که محصولات گرمسیری می کارند و یا برای تهیه مایحتاج سم و یا کود به وسایل لازم نیاز دارند و یا به تهیه نیازمندیهای خود از بازار داخلی نیاز دارند و یا جهت لوله کشی آبیاری و یاجهت تامین قطعات یدکی ابزار آلات فعالیت شغلی خود مجبور باشند که بجای مراجعه به مشاغل شهری خود که آنها را در شهرهای ساحلی مزبور نمی یابند پس ناچاراً آنها را با لنج و غیره ازآنسوی شهرها تهیه بکنند و یا محصولات گرمسیری خود را صرفاً به آنسوی مرزها بفرستند و یا نمایندگان محلی بومی هم که دیدگاههای لازم قانونگذاری های بهینه را ندارند، بهبود مسائل این منطقه را در" برنامه ششم توسعه"، نتوانند که تدوین بکنند .
آری "توسعه شهری درون زای این منطقه" و یا این نوع شهرهای ایرانی، از سال 1350 به بعد و به ویژه بعد از انقلاب ایران ،شروع شده است ولی هنوز توسعه دادن مزبور، توأم با" برنامهریزی اندیشه ورزانه" نمیباشد و یا با عجله و اضطراری انجام گرفته است که اینجانب در مقایسه دو مقطع زمانی مطالعات. اجتماعی ام از" روند توسعه شهری مناطق مزبور" و به آن نوع نارسایی های شهری نواجی مزبور توجه ام جلب گردید و لذا انگیزه ام از نوشتن این مقاله نیز، ایجاد دقت به علل" توسعه برونزای 400 ساله این سواحل ایران " وتفاوتش با" توسعه سریع ودرون زای داخلی 45 سال معاصر" است و ضمنا با ملاحظه نارساییهای فرایند توسعه درون زای 45 ساله اخیر میباشد . که چونکه با عجله زیاد انجام گرفته است و لذا به نارسایی های برنامهریزی آن هنوز دقت لازم نشده است
واینجانب در روند تهیه این گزارش اجتماعی ام و از منطقه ساحلی مزبور، علاوه از تکیه به مستندات تاریخ سیاسی ایران و درفاصله 400 ساله گذشته ایران، مجبور بودم که به" مونوگرافی های اجتماعی" گذشته شهرها ویا روستاهایش از دوران قاجاریه و یادر دوران پهلوی نیز مراجعه بکنم تا مشاهدات اجتماعی ام را با "میزان توسعه شهری" امروزی ویا گذشته آن ناحیه نیز، مقایسه وتجزیه و تحلیل بکنم ،تا دریابم که روستاها و شهرهای مزبور، نسبت به "دوران قاجاریه ودوران پهلوی "چه تغییری کرده است؟ ویا چه تحول شهری و یا شهرسازی و یاتحول اقتصادی یافته است ؟ به همین دلیل هم برای درک" تحول چهره های شهری ویا روستایی" این مناطق ویا جهت مقایسه آنها در ادوار قاجاریه و دوره پهلوی با دوران معاصر، مجبور گردیدم که به گزارش ها ویا به مونوگرافی های برخی از مامورین رسمی دولتی قدیمی ، مراجعه بکنم که متعلق به زمان محمدشاه قاجارو در سال 1256 بود ویا از مناطق مزبور گزارشهای خلاصه تهیه کرده بودکه در کتاب" دو سفرنامه از جنوب ایران" برخی مونوگرافی های کوتاه را ذکر می کند که از شهرهای ساحلی برازجان و بوشهر و بندرگناوه است و یا از بندر دیلم و بندر تیخو و بندر گنکان و بندر عسلویه و بندر نابند و بندر گاوبندی و بندرشیو است ویا از روستاهای حومه آنها تهیه کرده است و یا اززراعت برخی دهات این مناطق و ازشیوه های اقتصادی و غیره آنها خبر میدهد که آب شور و یا چاه کوتاه شور دارند ویا آب برکه ای وآب انبارهای نامناسب وزراعت قلیل و کم رمق در دوران قاجاریه داشتند و یا تکیه تاریخی ام به مونوگرافی های دیگری است که متعلق به دو نویسنده فرانسویو بنام های" بابن و هوسه "در کتاب "سفرنامه جنوب ایران" میباشد که در مناطق مزبور و خوزستان آن خلاصه نویسیها را به دست میدهند و با تکیه ام به مونوگرافی سومی است که متعلق به کتاب "، بندرعباس و خلیجفارس" است که سدیدالسلطنه نویسنده با تجربه اداری از برخی بندرهای استان هرمزگان به دست میدهد و نظیرمنوگر افی "بندر خمیر" و یا میناب و یا بندر جاسک ویا بندر سیریک و یا از برخی بلوکات استان هرمزگان" است که در دوره اواخر قاجاریه به دست میدهد و نیز نویسنده بعدی هم ، "مولف فارسنامه ناصری" است که اهل فسای فارس وکارمند اداری با تجربه دیوانخانه شیراز در دوره قاجاریه بوده و یاآشنایی های لازم به مناطق شهری جنوب مزبور دارد و یاگزارش های کوتاه از برخی شهرها و دهات این منطقه را در ایام قاجاریه داردویا قبل از آن دوره تاریخی را بدست میدهد و دیگری هم کتاب "نزهه الاخبار" خور موجی است که از نویسندگان اطراف بوشهر در دوران قاجاریه میباشد ودر تدوین اداری هم دست دارد و بعلاوه کتاب" عمان ومسقط سدیدالسلطنه" ویا کتاب" عملیات در ایران " دوران قاجاریه است که گزارش های خلاصه ای از سواحل ویا بنادر مکران. و بلوچستان، در دوره قاجاریه بدست میدهد دارد . بعلاوه اینجانب برای درک وضعیت اجتماعی آنها در دوران پهلوی هم، زمانی که در دانشگاه تهران تحصیل می کردم و مدت دو ماه در شهرهای ساحل مزبور،و درسواحل چهار استان ایرانی مزبور مدتی مسافرت پژوهشی میکردم. تا از نزدیک رخساره های کالبدی شهری و یا روستایی آن نواحی را" مشاهده اجتماعی" کرده ویا پروژه تحقیقی ام را از این ناحیه تکمیل بکنم و بعد از انقلاب ایران نیز با مسافرت دوباره ام به همان شهرها، دوباره تغییرات شهری عمیقی را نسبت به چند دهه سابق ایران مشاهده کردم که امیدوارم این گزارش مستند ویا نتیجه گیری اجتماعی آن، مورد توجه محافل دانشگاهی باشد و یا مورد توجه محافل برنامهریزی و یا نظام قانونگذاری ایران قرار گرفته باشد و یا مورد توجه محافل برنامهریزی درسی ایران باشد که در تدوین سر فصل های درسی دانشجویان، و برای دانشجویان بومی این مناطق مطالبی را تدوین نکنند که دانش آموختگان این مناطق را با حرفهها ویا شناخت های غیر واقع بینانه آشنا بکنند و یا نسبت به نیازمندیهای منطقه خود گمراه بکنند و یا نحوه اندیشه ورزی آنها را در جهت حل مشکلات شغلی خود و یا شهری خود مختل کرده ویادر درک نارسائی های منطقه خودشان عاجز بگرداند که ندانند که به چه شناخت های ضروری نیاز دارند؟ و یادر نحوه زندگی و سازگاری فنی خود با محیط شهری و یا صنعتی و تجاری خود در این مناطق، وظیفه حرفه ای خود را فراموش بکنند؟ که اینجانب آن نکات را لوازم" برنامهریزی ضروری" برای" تدوین برنامه ششم توسعه ایران"و جهت این نواحی می دانم.
این وبلاگ شامل :