روستاهای خراسان جنوبی و وظیفه دولت دراحیاء و بهسازی معیشت آنها (بخش 2)

از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس روستائی

 

   و همه اینهاسیلابهای فصلی مختلفی می باشند که در منطقه کویری  وشرقی ایران جریان دارند ویامنشا آبیاری  وزراعت  وآب آشامیدنی25000 روستای  این ناحیه ایران شرق ایران می باشند و یامازاد آبهای این نوع سیلابهای فصلی و به نواحی گود تر کویرهای مخلف ایران هدایت میشدند که قبلابنامهای حوض کویری بودند وبرخی از افراد خیر خواه وخیر ایرانی ودرجهت رفاه روستائیان کویری ساخته بودند که نظیر حوض میرزا ویاحوض وربند وحوض حاجی لطفی وحوض پاتیل وحوض سلطان سرکویر میباشد وامروزه بنام "برکه های روستائی " نامیده میشوند که اینجانب به ذکر تعداد امروزین آنها  پرداخته ام ویا در دهستان های امروزین کویرایران پرداخته ام ولی" سون هدین سوئدی" در صد سال قبل تنا  برخی ازآنها راذکر می کند که چگونه  ازانباشتن آب سیلابها وریزآبه های بارانهای کویری  شکل گرفته بودند ویادر این گود ها  بوجود می آمدندویادر حوض ها وبند های طبیعی کویری ساخته میشدند که از ابتکارات  کویر نشین های ایرانی بود وفرضا وی درص415 کتاب "کویرهای ایران " خودمینویسدکه ، حوض سلطان سر کویر ، یک نوع مخزن آب طبیعی بودکه نظیر یک حوضچه مستطیل سنگی می باشدودر دامنه جنوبی یک کوه کویری قرار گرفته است ویا در مسیر راه طبس بود ودر کناره هایش نیز لایه های سنگ چین  درست کرده بودند وسکنه کویر آب باران را از جوبی به آن حوض طبیعی منتقل میکردند ولبالب پرآب بود واگر آب  باران هم نمی آمد ذخیره آب این حوض  کویری،حداقل تا سه ماه دیگر دوام داشت واما معمولا حوض سلطان سر تا آخر سال آب داشت  وبعلاوه سون هدین  درصفحات دیگر کتابش ویا در خاطرات  چند ماهه خودش از کویرهای ایران ،به حوضهای  دیگر کویری اشاره میکند که نظیر حوض حاجی رمضان بود ویاحوض  پنج وحوض دهنه وحوض سه وحوض کافه ووحوض گزسون   وحوض شاه عباس که در نقاط مختلف کویر بود که اشاره می کند  ویا به بند رجب وبند پیر وبند بالا حسن وبندپالاسار ویا به گود های زیره وگودحاجی تقی وغیره  در مسیرگذر کویری اش اشاره میکندونیز به  ازبرخی چاه های آب اشامیدنی  کویری اشاره میکند که برخی از خیرین وجهت آب آشامیدنی مسافران کویری کنده بودند وبعلاوه همانطوریکه گفتم مابقی این نوع سیلاب های کویری  جریان یافته و درنهایت در دههاحوضچه عمیق ترر وسط کویر ویا  درحاشیه  گودترآن کویر انباشته می شد ند که بنامهای مختلف بودند که نظیر"حوضه نمکی حاجی علی قلی دامغان آست" ویا حوض سلطا ن قم  است ویا دق سرخ اردستان  است ویا دق پترگان خواف است ویا هامون هیرمند زابل ویاهامون چاه غیبی خاش وغیره است که اسامی آنها را  قبلاذکر کرده بودم

 

و بعلاوه لازم به ذکر است که این 350 الی 500 کالشور کویری که اساس آبیاری زراعی گذشته روستاهای کویری بود و یا ریزآبه های فصلی نواحی کویری و یا خراسان ایران  است ونظیر کارکرد رودخانه های دائمی کارون است  ویادر ناحیه خوزستان عمل می کرد و یا نظیر عمکرد رودخانه سفید رود در ناحیه گیلان عمل می کرد . و یا نظیرعملکرد رودخانه ارس.  ودر آبیاری ناحیه آذربایجان بود و یا نظیررود اترک ، در زراعت اراضی گرگان بود و یا نظیر آن رودخانه های دائمی آنسوی کوههای زاگرس می باشد که در ناحیه جنوب غربی ایران ست  ویا درنیمه مساحت غربی کشور است که به حفظ  زراعت000/35 روستای حومه رودخانه هاای مزبور می پرداخت و یا چرخه طبیعی زیستآنها را در نیمی از خاک ایران حفظ می کرد ، وبرعکس آنها  این  نوع کالشورهای فصلی ناحیه شمال شرقی ایران است که بصورت رودخانه های فصلی عمل میکند و به حفظ و احیاء و بازسازی حدود 600/25 روستای پراکنده  درناحیه خراسان ونیمه دیگر مساحت ایران می پردازد  ولی با دو مکانیزم  متفاوت"آبیاری ویاآبدهی ویاآبرسانی متفاوت تر" و یادر دو" ناحیه شرقی غربی متفاوت تر" و  از این راه به حفظ زراعت کویر مرکزی ایران می پرداخت ویا با چرخه طبیعی  سابق خود می پرداخت ولی متاسفانه امروزه، با اقتباس های فرهنگی غلط ما ایرانیان از تکنولوژی غربی و یا با درک سطحی وغلط از مفهوم" تکنولوژی غربی" که باور کرده ایم و یاعده ای از ایرانیان که با وارد کردن موتورهای چاه عمیق و یا نیمه عمیق و یا با وسایل مکانیکی فناوری آن  نوع چاه کنی ها از خارج ایران  که واردکرده اند ویا به درون ایران آورده اند و یابا تاسیس. انواع شرکت های زراعی جدید می خواهند که به رقابت با غرب بپردازند ویا حتی در سالهای قبل زمینه ساز طرز فکر غلطی شدند که به رواج وسیع خربزه کاری  ودر نواحی تربت جام و یا در نیشابور منجر شد و یا به کاشت هندوانه پرتخم در ناحیه سبزوارواسفراین منجر شد که تخم آجیل از آن هندوانه ها بگیرند. و در حالیکه محصولاتی  بودندکه  نیازبه میزان آبیاری فراوان نسبت به سایر گونه های گیاهی داشتند و یا با کاشت اش در نواحی خشک خراسان که کمترین آب را در حوزه اختیار خود دارد و یا می توانست که در روند چرخش آب داشته باشد ولذا شبکه بندی طبیعی آبیاری هزاران روستای این منطقه محروم را بهم زدند. و یا با شبکه آبرسانی شهری مطالعه نشده خود که توسط پرسنل کم تجربه وزارت نیرو بعمل آمدو به ضر ر آبرسانی روستاهای کویری بود ولذا عملکرد و یاشبکه بندی طبیعی آبیاری سیلابهای کویری خراسان ویا سمنان و شرق اصفهان ویایزد و شمال کرمان وغیره نابود شد ومثلا بزرگترین کالشور سبزوار و میامی و اسفراین..وجاجرم و نیشابور  در حاشیه شمالی کویر ایران به چالش کشیده شد و یا روند مخازن زیر زمینی12000 قنات این ناحیه خشک ایران را به خطر انداخت و یا روندجوشش آب. 10122 چشمه دائمی این نوع مناطق شرق ایران ،تحت چالش آبی قرار گرفت و یا806 برکه آبیاری روستائی طبیعی  این نوع مناطق ازحیز انتفاع خارج شد و یا انواع رودخانه های فصلی خراسان بزرگ قطع شریان کرد که به تعداد 1755 نهر فصلی بودند و به مرحله چالش آبی کشیده شدند و یا مفهوم غلطی از روند اصلاحات ارضی ایران و یاتقسیم اراضی  روستائی بعمل آمد و باعث بهم زده شدن مفهوم اجتماعی سازماندهی تولید  زراعی" صحراهای خراسان .".شد و یا طبقه عوام در وزارت کشاورزی و  یا در وزارت مسکن وشهرسازی  تصورات عامیانه از  طرح جامع توسعه روستا ها  شکل دادند  ویاتوسعه غلط شهرهای استان خراسان واستانهای کویری را بوجود آوردند که در وزارت مسکن و شهرسازی  بود وبعد از انقلاب د رفضای اداری این نوع شهرها براه افتاد . و لذاهرجوان تازه تحصیل کرده، تصورات خام خودرا و به نام" طرح جامع شهری "سبزوار به اجرا گذاشت و یا در شهرهای بردسکن و یا کاشمروگناباد  و بسطام و فردوس وغیره را رابه مرحله اجرا گذاشتند . و یا انواع پروژه های کشاورزی مطالعه نشده را و یا انواع.پروژه آبرسانی شهری ویا آبرسانی مطالعه نشده روستائی را به مرحله اجرا گذاشتندویا به نام مدرن سازی شهرها و یا خانه سازی روستاهای خراسان را و یا به نام "بهینه سازی روستایی" و یا به نام "تاسیس شرکت های زراعی جدید"،و در نواحی مزبور بود ولذا هر جوان ، یک نوع شرکت های زراعی گلدکوئیستی و یا هرمی را راه می انداختند و یا جایگزین "شرکت های زراعی سنتی صحرای خراسان قدیم" مینمودند و یا با مدارک تحصیلی غیر پخته ای که همراه داشتند ویا به نام دانش آموخته های آموزشکده های کشاورزی و یا دانشکده کشاورزی کیلوئی ویا قارچ گونه بودکه درصدها شهر ایرانی تازه شکل گرفته بود  ولی ادعای عالمانه بودن به آن نوع اقدامات نپخته زراعی آنهامی داد و یا به مفید بودن شرکت های جدید زراعی آنها می داد ولی از سوی دیگر عمران روستائی  واقعی وبهینه این نوع روستاهای خراسان وکویری را به خطر می انداخت و یا باعث رشد عمیق کلان شهرها می شد و یا باعث مهاجرت وسیع روستائیان آن مکان های کویری به شهرها می شد و یا توازن نسبت 20 درصدی جامعه شهری ایران را، نسبت به جمعیت 80 درصدی جامعه روستای قدیمی ایران، بهم می زد و یا نسبت ارقام قبل از اصلاحات ارضی آن را بر عکس  مینمود و لذا امروزه جایگاه ارقامش را به یکدیگر داده است.

 

و در حالی که اگردر جامعه آمریکا و یا در جامعه استرالیا و یا زلاند نو  اگر. مدرن شدن محصولات کشاورزی وتنها با 15-10جمعیت اش ویا با درصد قشر کوچک ساکن در روستاهای آمریکا بعمل می آید، وصرفا بدلیل مکانیزه بودن شرکت های بزرگ کشت و صنعت جامعه آمریکامی باشد و یا بدلیل مکانیزه شدن کامل کشاورزی  آنهاست ویا بدلیل آنست که اغلب استان های آن  نوع کشورهاو نیز نظیر کشور ایران نصف مساحتشان کویری خشک نیست .ولی این تصور غلط اغلب در تحصیل کردگان ما وجود دارد ویا در دانش آموخته های این نوع آموزشکده های کشاورزی بعد از انقلاب ایران وجود داشت و یا نتیجه تفکرات غلط صدها معمار ویا مهندس جدید المدرک ایرانی بود که به تحول مکانیزم ساخت و ساز شهرها و روستا ها می اندیشیدندو یابه بزرگ کردن آن  شهرها وبا طراحیهای نقشه کشی ومهندسی خودمی اندیشیدند و یا به نقشه کشی معماری  مدرن  تر کردن روستاهای ایران می اندیشیدند و یا مجوز این نوع شهرکهای جدید الاحداث شهرها را از دوستان خام اندیش خود می گرفتند که در اداره مسکن و شهرسازی تازه استخدام شده بودند ویا در همان شهرهای خراسان بزرگ و یادر ادارات نواحی کویری و یا مرکزی ایران تازه استخدام بودند و یا از افراد خاص مجوز ساخت وساز  می گرفتند که خود را شورای شهر ویا شورای روستاهای مزبو می دانستند ولی جدید المعلومات در نحوه اداره شوراهای شهر ویا روستاهای مزبور بودند ویا کسانی بودند که قیمت مصالح ساختمانی و یاقیمت طراحی.معماری و یا  قیمت اجزاء ساخت و سازها را وبه ضرر بقای اسکلتبندی خانه های روستایی خشت و گلی آنها محاسبه کرده و یا بضرر خانه های گنبددار روستاهای خراسان شمالی و یا خراسان رضوی و یا خراسان جنوبی تنظیم می نمودند ویا بضرر خانه های روستاهای کرمان و یا روستای حاشیه کویری اصفهان ویا یزدو یاسمنان و بلوچستان دگرگون می نمودند و یا در روند مدرن سازی خانه ها و طراحی ساختمانهای روستائی و یا در تعمیر آن  نوع خانه های روستایی عمل کرده و یا  درنوسازی دو باره آن نوع خانه های روستایی خشت و گلی بود که بافت روستاهای سابق را بهم می زدند که به جای تعمیر خانه های مزبور، سکنه اش به رها سازی آن نوع خانه های قدیمی روستائی خود بیندیشند که قبلا با کارخانوادگی اشان در روستا راحت و یا ارزان تعمیر میشدند و یا با خشت و گل سازی ارزان  و خاک های فراوان اطراف روستاهایشان قرنها بازسازی آسان می شدند ولی این بار تنها با دستمزدهای گران لوله کشی شهری ممکن بود و یابا دستمزدهای بالای بنای شهری  ممکن بودو یا بادستمزد گران جوشکاری شهری ویا نجار شهری و غیره ممکن بود  وآنها هم به قیمتهای گران شدن دلار مطالبه قیمت ساخت   وساز  از آن روستائیان محروم می کردندویا ازسکنه201600 روستای خراسان بزرگ و5600  روستای بلوچستان  و تعدادی دیگر از روستاها درمناطق محروم  دیگرایران مطالبه می کردند تا آنان را متقاعد بکنند که بجای ساخت و ساز خانه های روستایی   خود وبا تیرآهن و آجر در مناطق کویری ایران ویا درمناطق محروم طور دیگر عمل کنند ،ویا بهترببینند که همان قیمت مصالح و یا دستمزد گران کارگری  آنرا در شهرهای بزرگ مشهد و یا سبزوار و یزد و اردکان و کرمان و اصفهان هزینه بکنند که لااقل پول خرج کرده خود را نبازند ویا در سطح روستاها از دست ندهند. واین بار با ارث گذاشتن به فرزندان شهری خود سرمایه اندوزی. به آنها بکنند و همین  نوع طرز فکر بود و یا طرزتفکر جدید بود که در نظام ساخت و سازویا معماری خراسان  بزرگ اثر عمیق کرد که بعد از گذشت 25 قرن از عمراین نوع روستاها ، روندش دگر گون شودویا در  روندتمدن سابق کشاورزی خراسان،اثر معکوس بگذارد ویا رواج فرهنگی معکوس بدهد و لذا ساختمان سازی و یا احیائ بقایای فرسوده همان خانه های روستایی در کویر دیگر دنبال نکنند  وبعلاوه به دنبال خشک شدن قنوات و یا چشمه هایشان نیز اثر معکوستر دیگر کرد و یا بدلیل انواع وقوع زلزله ها   وبازسازی غیر عقلانی آنها این طرز فکربه خطر بیفتد . تا نصف خاک ایران معطل بشود ویا به تعبیرقرآنی به "بئرمعطله "تبدیل بشوند که نظیر قوم ثمود و صالح و غیره بشوند ولی دلیل تخریب همیشگی خانه های روستایی  کویری آنها و نظیر قوم لوط  و ثمود وهودنبود که به دلیل گناهان کبیره ا شان بوده باشد و بلکه چون بزرگترین گناهشان آن بود که در نظام اداره ا ی کشور و به جوانان خام دچار شده بودند و یابا جوانان نابالغ فکری سروکار پیدا کرده بود که شهرسازی روستاهای طبس ویا فردوس را به نفع نوکیسه بودن بازاری خود تفسیر می کردند که معتقد بودند آبرسانی به  آن روستا ها ویا زراعت با قنات  در آنهایک نوع عقب ماندگی از تمدن بشری می باشد و لیکن می توان که با موتور پمپ آمریکایی مدرن تر عمل کرد که آرم آمریکائی آن کنده  شودوسپس..در بازار سبزوار و یا نیشابور و اردستان فروخته شودو یا "آرم ایران موتور"  به آنها نصب شود تاکشاورزی روستاهای ایران مدرن تر.بگرددویا روستائیان مزبور به خرید آنها هم راغب تر بگردند و لذا این بلای عظیم" بئرمعطله" شدن عارض روستاهای کویری شد  ویا عارض سرنوشت همان روستاهای سمنان و دامغان و شاهرود و یا نیشابور و بیرجند و نهبندان و خوسف وشوسف و اطراف یزد و راور وشهداد و غیره شد .

 

و یا نظام طبیعی چرخه چشمه ها ویا قنات ها ویا برکه ها و آبریزهای فصلی  دگر گون شدو یا جریان آب انهار سنتی نواحی کویری ایران دگرگون شد که عقلانی تر از نظام آبیاری ترکستان ویا درتمدن آسیایی بود که بار تولد محقق درباره ان نوع آبیاری تر کستان آسیایی تحقیق کرده است ویا برخی  ازجامعه شناسان از" شیوه تولید آسیائی" مزبور نام برده اند ولی این  نوع تکنولوژی زدگی جدیدما ایرانیان ،باعث شد که امکانات کالبدی -اجتماعی این نوع روستاها ی قدیمی راو در  روند عمر 2500 ساله تمدن کشاورزی خود به چالش عمیق دچار بکنیم و یا با تحصیلات دهها هزار معمار و یا شهرساز فارغ التحصیل از دانشگاه های آزاد و یا غیرانتفاعی شهرهای مشهد و یا نائین و یا اردکان ویا سبزوار و قائنات و غیره به چالش کشیده شود ویا با انواع ایده های غلط روبرو شود که در مورد شرکت های تولید مصالح روستائی وجود داشت و یا در مورد شکل مدرنسازی آن نوع خانه های کویری وجود داشت و یا در مورد دکوراسیون داخلی ویا خارجی آن نوع خانه هایروستایی وجود داشت که سکنه این نوع 25000 روستائی مناطق محروم خراسان وکویری را متقاعد بکنند که آن نوع" مدرنیته سازی مسکن" را به بیابان های خشک و خالی استانهای خراسان نکشانند و یا در ناحیه خوسف بیرجندجستجو نکنند و یا در آبادی شوسف جنوب خراسان نجویند و یا در ناحیه گلبافت وراور و شهداد کرمان نجویند و بلکه در محلات جدید وکیل آباد مشهد بجویند و یا در محلات وصل به کوه های ییلاقی تهران بجویند و یا دز آشیب و ازگل و شمیرانات تهران  بجویندو یا در محلات شیک گوهردشت و مهرشهر کرج بجویند و یا در آپارتمان های شیک و برج های بلند شهر هشتگرد بجویندکه وصل به کوه های پر ازبرف البرز است و یا در ویلا سازیها ی کنار آب طالقان و غیره بجویند و یا از شاه عباس صفوی کم نیاورند که در وسط نصف جهان اصفهان زندگی می کرد و لذا امروزه می توانند  که با ویران کردن هزاران باغ پسته کاغذی شهر نجف آباد اصفهان به این هدف خود نایل آیند و یا آن باغهای نجف آباد را  را که شاه عباس  و با عشق شاه نجف  ساخته بود یادر یک خط مسقیم و طولانی  وازشهراصفهان  وتا ناحیه نجف آباد   کاشته بود  رااین باربه شهرک های جدید ویا نوسازو برای روستائیان فرار کرده از دهستان های کویری  استان اصفهان تبدیل بکنند ویا به روستائیان نظنر وزواره  ...و یا اردستان و اردکان و انارک و خور و ..جندق . استان اصفهان  تحویل بدهندو یا شاه عباس را پشیمان بکنند که چرا اصفهان را به پایتختی خودانتخاب نمود ؟ ویا بجای تولید زیباییهای آن شهر ، به آسمان پر از دود..و یا به خشک شدن.زاینده رود  ویا به تولید انواع صنایع مزاحم در آن شهر قبلا  نیندیشید وبعلاوه بقیه افرادی هم که با پدیده روستاهای ناحیه کویری ایران، "مخالف ایدئولوژیک" هستند و یا آن پدیده را مغایرّبا مدرنیته سازی خود تلقی می کند و یا مغایر باادعای خبرنگاری جوان.خود در صدا و سیمای پایتخت می دانند و لذا توصیه های خبری غلط از کشاورزی سنتی زعفران کاری ناحیه کویری قائنات بکنند و یا از زراعت جنوب خراسان کرده باشند و این باربا اخباررسانی مدرن تر خود در" باشگاه خبر نگاران جوان" وّبه  سکنه دهات آباد کرمانشاه و یا چهارمحال بخیتاری  وکهگیلویه آموزش غلط بدهند که کاشت زعفران و یا کاشت زرشک و یا کاشت انار در دهات قائنات و گناباد و بیرجند و بشرویه غلط است و چرا که با کمبود آب و یابا مشکل خاک غیرحاصلخیز در آن مناطق  همراه است و بلکه برای مدرنتیه کردن کشاورزی خود  بایدزعفران را درد هات حاصخیز کرمانشاه بکارند و یا در اراضی پر حاصل و ییلاقی چهارمحال و یادرکهگیلویه بکارند تا سود فراوان ببرند و یا محصول زیاد بدست آورند و یا بازار فروش فراوان در سطح ایران بدست آورده و یادرکشورهای دیگر بوجود آورند که محصول آموزش دیدن آنها از" مفهوم خبرنگاری جدید" است و یا از مفهوم آموزش دانشکده های کشاورزی ایران است ویا از آموخته دانشکده های سطحی دیگر است و متاسفانه وزیرمحترم جهاد کشاورزی و یا پرسنل جهاد سازندگی نیزو به نام نهاد انقلابی بعد از انقلاب  ایران این  روند وشیوه تفکر ویرانگر را برای  نظام کشاورزی خراسان پذیراشده اندو یا نمایندگان مجلس هم که محصول آرا دهها میلیون رای دهنده سکنه این نوع شهرها  هستندو یا  محصول آراءروستاهای استان خراسان رضوی هستند و یا محصو ل آرا سکنه خراسان جنوبی ویا سمنان و کرمان و یزد و بلوچستان و غیره هستند وعلیرغم اینکه 38 سال هم از عمر مرکز تحقیقات مجلس ایران می گذرد تا تصمیم های قانونگذارانه عاقلانه بگیرند ویا پژوهشی پخته تربگیرند.

 

ولی هنوز هم حقوق موکلان روستائئ وسیع نواحی خراسان و یا بلوچی و یا سمنانی و یا کرمانی ویا یزدی واصفهانی و غیره خود را زیر پا می گذارند و یا نقش یافته های تحقیقات واقعی مرکز پزوهشی مجلس را زیر پا می گذارند و در حالیکه مرکز پژوهشی مجلس،  یک  نوع نهاد رسمی کشوراست ولذا می بایست که ماهیت اش برپایه پژوهش های واقع بینانه افراد عاقل تر بنیانگذاری بشود ونه  صرفا  بر اساس پژوهش های افراد سطحی ویا درس نخوانده و یا مدرک خریده و یا شعار دهنده در دنیای تحقیقات !  ولی تابحال.و در طی این 38 سال اخیر  ایران ،کوچکترین قانونی در این باره نداشته اند و یا مصوبه مجلس ودراین مورد  ویا در مورد مناطق محروم قانونگذاری نکرده اند تا روستائیان نواحی کویری نجات یابند و یا  روستائیان بلوچی و یا خراسان جنوبی و یا شرق اصفهان ترجیح ندهند که در دهات کاشان ویا نظنرواردستان و انارک و اردکان و رفسنجان و غیره باقی بمانند وبلکه چونکه گوش بدهکار ندارند ولذا چاره ای جزو کوچ کردن به شهرهای بزرگ ویا کلانشهرها نیافته باشند زیرا گوش نمایندگان مجلس ،که مرکز تحقیقات مجلس می باشد یک  گونه گوش ناشنوا شده است که به شنیدن استغاثه های 38 ساله آنان و درروند وظیفه نمایندگان مجلس وبرای  حل مشکل این نوع نواحی محروم اعتنا نمی کند و لذا چاره نشنیدن دائمی شکوه هایشان  نیزکوچیدن دسته جمعی اشان به شهرهای تهران ویا کلان شهرهای دیگر است  چرا که استدلال هادیگراثر ندارندو یا اعتراض کردن ها به قیمت های مصالح ساختمان روستائی و یا به قیمت ساخت و سازهاو قیمت منازل خود در روستا ها  هم مشکل آنان  راحل نمی کند و پس تنها راه حل باقی مانده ،کوچ وسیع آنها به شهرهاست و در حالی که خانم لمبتون انگلیسی  ودر تحقیقات 50 سال قبل خودو به رمز  بقاویا پایداری روستاهای مزبور پی برده بودویا در ناحیه شرقی ایران توجه لازم کرده بود ویا در کتاب "مالک و زارع" خود و یا در کتاب" اصلاحات ارضی ایران"  به حقایق روستاهای سنتی ایران در گذشته تاریخ پی برده بود وآنرا ذکر میکند واین خانم  انگلیسی که عضو برجسته سفارت مزبور بود . و بسیار هم سخنکوش بود وبهمین دلیل هم با وجود زن بودنش ، اغلب با دوچرخه خود به اغلب دهات ایران سر می زد و یا تحقیقات سطحی و نظیر ماها از مسائل آن نوع روستاها ی دور افتاده ایران نداشت و لذا کتاب مالک و زارع در ایران وی و یا کتاب اصلاحات در ایران وی  واقعیاتی دارد  که استادان دانشکده های جامعه شناسی ماو یا استادان دانشکده های کشاورزی ایران نمی توانند که  نظیر آنرابنویسند و لذا نشان می دهد که وی معلومات عمیقی از نظام کشاورزی و یا روستائی ایران دارد . و نظیر این نو خوانده های  جدیدنمی باشد.

 

وبهمین دلیل وی در ص 138 کتاب اصلاحات ارضی در ایران خود، به نکته خاصی اشاره می کند که رمز پایداری 25 قرنی روستاهای ایران نشان می دهد و یا فلسفه دوام اجتماعی روستاهای شرق ایرانرا و..یانواحی کم باران و یا کم حاصلخیز خراسان را بیان می کند ویا ناحیه کویری ایران را بیان می کند و یا علت تطابق پذیری عمیق سکنه آن ناحیه را با معیشت سخت زندگی  ودر این نوع ناحیه خشک  رابیان می کند و چرا که در گذشته  ایران و نظیر جامعه امروزی ما  مناطق سخت زیست  کویری مزبور را ترک نمی کردند و لذا با نام اصلاحات ارضی این  نوع مکانیزم دیر پای روستا ها دستکاری شد، تا قدرت سازگاری ایرانیان قدیمی کم شده ویا با مناطق مزبور کمتر شود و آن پدیده هم، یعنی : نابودسازی مفهوم اجتماعی ... "صحرای خراسان بود" که در این 25000 روستای ناحیه کویری مانع آن می شد که ساختار روستاهای مزبورودرطی این 25 قرن گذشته ایران از هم بپاشد و یا نظیر یک استخوان بندی اسکلت بدن   عمل می نمود که بادوام بگردد ویاباعث عدم پراکنده شدن اجزائ بدن از همدیگر می شد، زیرا وقتی که استخوان های اسکلت بندی را وبعنوان یک "ساختار دهنده محکم" از بدنه فیزیکی این  نوع روستاهای خراسان بیرون بکشند ویا از درون این نوع بافت روستای ایران بیرون بکشند . ونظیر یک تن لش می شود که فاقد استخوان بندی شده است ولذا به. هر طرف کشانده می شود و یا فاقد شکل می گردد و لذا امروزه  هم در نصفی از مساحت خاک ایران ، این هدف اجتماعی تامین شده است و یا باعث تولید کلانشهرهای پر از دود و کم آب شده ویا پر از آسیب های اجتماعی شده است ولذا اگرچنانچه کسی سختی ناحیه زیبا و یا پر از ستاره کویر ایران را بر نتابد واین  با زحمات  زیادتر مجبور به ساختن باطبیعت سخت کلانشهرها ی طاقت فرسا می شود  ویا دچارشهرهای پر از دود اراک ویا اصفهان و تهران و کرج و اهواز وغیره میشود و من نمی دانم که آیا مدارا و تحمل سختی وبرای نظام تولید زراعی و معیشتی خود درسطح روستاهای سالم و یا مفید کویر بهتر است؟ و یا تحمل  همان سختیها در شهرهای پر از دود ویا نابسامان و کم آب کنونی و یا آسیب پذیر وفقر آور؟ و یا باهمان اندازه از میزان کسب پول ویا درآمد ورفاه ؟ که خانم لمبتون در کتابش به این سوال اینجانب جوابی ندارد و لذا نوشته وی در این باره چنین است و در ص 138 کتاب اصلاحات ارضی در ایران ، می نویسدکه : سازمان زمین در روستاهای خراسان ،بصورت صحرا بود( وباید افزود که در علم جامعه شناسی جدید، مفهوم" صحرا" یک مفهوم اجتماعی خاصی است که در سازماندهی روستاهای وسیع خراسان بزرگ قدیمی وجود داشت و این نوع گروه بندی اجتماعی و با تشکیلات ویژه خودو با همین لفظ در خراسان نامیده می شد ولی در نواحی دیگر غربی ایران و یادر جنوب ایران و غیره اصطلاح دیگری  داشت ونظیرکلمه" بنه بندی" و "جوق ". و غیره  بودکه بیانگر یک نوع گروه بندی پر دوام و یا نظم دار،و برای بقای یک نوع سیستم کارگری زراعی بود و  یا جهت کشت و کار و یا تقسیم بهینه گروه کار بود و یابا تقسیم بهینه شخم زدن زمین ویاتقسیم کار آن ومدیریت زیر گروهها را می گفتند تا سختی کار زراعی و درطی سالیان درازو بر دوش یک نفر و یا چند نفر نیفتد و بلکه با توزیع سختی ها، در میان اعضای گردشی گروه کار ویادر میان تیمهای. فعال گروه  باشد که سختی نظام کشاورزی و به طور گردشی عمل بکند و به نظرعلمی اینجانب هم ،این نوع گروه بندی عاقلانه کشت وکار کویری  ایران، سختی های سیستم های کشاورزی آن را رام میکرد و بهتر از مفهوم گروههای کار درجامعه  معاصرمی باشد که غربی ها آن را "شرکت های زراعی جدید" نامیده اند ولی متاسفانه خانم لمبتون. نیز آن پدیده را برعکس تبلیغ می کند ).

 

و بهمین دلیل وی در همین ص 138کتابش می نویسد :

 

این سازمان ،یعنی سازمان تولید زراعی، در بعضی از روستاهای خراسان،بصورت صحرا، بود، یعنی این سازمان از تعدادی" نسق زراعی گروه بندی شده "تشکیل می شد و به شکل یک "واحد زراعی "با هم کار می کردند و این سازمان پس از واگذاری زمین به زارعان، تغییر کرد (و به لفظ تغییر کردن وی توجه شود!) و بطور مثال در نیل آباد نزدیک تربت جام خراسان، زمین به "دوازده صحرا" تقسیم شده بود و هر صحرا نیز"به چهار نسق زراعی" تقسیم می شد و 94 زارع در آن  واحد تولیدی کار می کردند و پس از واگذاری زمین به زارعان ، صحراها ،به24 بخش کوچکتر، تقسیم شدند و هر بخش در دو نسق به وجود می آید و زارعان می گفتند که کار در گروه های کوچک تر را ترجیح می دهند و به گفته خودشان لازم نبود که  بار بزرگی را به زحمت به دوش بکشند و لذا در تعدادی از روستاها ،خصوصا در خراسان. و نواحی غرب، شمار نسق های زراعی پس از اصلاحات ارضی، بیشتر شد و این وضع بیشتر از هر چیز، ناشی از افزایش سطح زیر کشت ویا گاهی به دلیل اشتیاق زارعان به کار در واحدهای کوچک بود .

 

ویا وی در ص 147 خود اضافه می کند که :علیک. و شاهین علیا( دو روستای زاوه خراسان) و از مناطق تربت حیدریه بود که هر دو نمونه هائی از بهبود وضع و حال زارعان است که در پی اجرای اصلاحات ارضی حاصل شده بود و در مورد نخست دولت، یک چهارم اراضی زراعی را خریده و به 91 زارع واگذار کرد و یا در ص 213 خود از روستای گود آسیا،نزدیک سبزوار بحث می کند و یا در ص 146 خود می افزاید : در نیشابور رونق و قیمت تا حد زیادی به قنات وابسته بود و دولت رژیم قبلی روستای رحمت آباد را از مالکی خریده و به 36 زارع واگذار کرده بود و یا در ص 146 از کور ده، روستای نزدیک مشهد بحث می کند و یا از روستای اسماعیل آباد نزدیک تربت جام  یاد میکندکه قبلا به مالکیت یکی از بازاریان  مشهد  بود که با 150 خانوار و با حدود 50 نسق زراعی بود و یا در ص 145 از روستای سعدآباد، نزدیک تربت جام بحث می کند و یا درص 220 کتاب مزبور از آبرود که روستائی بزرگ و نزدیک تربت حیدریه است بحث می کند و یا درص   248 خوداز" اداره اصلاحات ارضی" شهر تربت حیدریه بحث می کند و یا در ص 258 کتاب خود از روستای خیرآباد میان مشهد و تربت جام بحث می کند و یا در ص 277 کتابش از روستائی در نزدیک  تربت حیدریه خراسان بحث می کند ویا در ص 239 کتابش از روستای جیم آباد نزدیک مشهد بحث می کند ویا از روستای سلامی نزدیک شهر خواف خراسان بحث می کند ویا در ص 24 و 273 کتاب مزبور از قنوات خراسان بحث می کند ویا از 50 مقنی  کویری که مالک قبلی  روستای سلامی که خود را موظف می دید که به رفع امور قنات این روستا برسد، تا کشاورزی اش نابود نشود و یا در ص 273  کتابش ادامه می دهد که باشروع روند اصلاحات ارضی، سرمایه گذاری مالکان مزبورو در امور مربوط به قنات ها کاهش یافت و یا درص 142 کتابش از روستای حسن آباد ناحیه دستگردان شهر طبس بحث می کند و یا در ص  245 کتابش ازخسرو جرد ، یعنی روستای .نزدیک شهر سبزوار بحث می کند و یا در ص 28 کتابش به نقش فناوری مهم تمدن شرقی ایرانیان و در پدیده قنات کنی اشاره می کند که یک نوع اختراع  لوله کشی آب زیرزمینی و یا قنات کنی بود، واشاره می کند و می نویسد که در مناطقی چون نیشابور ،ویا سبزوار و کاشمر زراعت آبی، عمدتا با استفاده ازآاب قنات ها صورت می گیرد ویا در فردوس و طبس و قائنات،  یکنوع زراعت واحه ای مزرعه ای دیده می شود که با مناطقی درحواشی جنوبی کویر مرکزی می تواند مقایسه شود و بعلاوه در ص 12 کتابش ، از تاثیر حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و بر سفره های زیر زمینی آب ،بحث می کند و بعلاوه در همان ص 12 کتابش از تاثیر حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق در کاهش جریان آب قنات ها ودر مناطق خاصی مثل دشت برخوار اصفهان و نیشابور بحث می کند و یا در ص 30 کتابش به مشکلات آبی شمال منطقه کرمان و یزد کویر اشاره می کند که نظیر بم ونرماشیرو  شاه آباد است که مرز کویر مرکزی می باشد و یا به نواحی گرداگرد شهرهای کرمان و رفسنجان و زرند و راور و کوهبنان وغیره اشاره دارد که آب و هوایی داغ دارند ویا محصولاتش پسته است و یا در ص 216 کتابش به کوچک بودن املاک در استان های کرمان و سیستان و بلوچستان و اصفهان و سمنان و به دلیل کم آبی اش اشاره می کند و یا در ص 10 کتابش از روند اصلاحات ارضی یزد و کرمان نام برده و نیز در ص 29 کتابش از دهات دشت اصفهان یاد می کند که به آب قنات های متعدد متکی بود و قبل از اصلاحات ارضی  با آنهاآبیاری می شدند و یا از نواحی واحه ای نائین و روستا های یزد بحث می کند و یا در ص 60 و 294 از روستاهای اطراف یزد بحث می کند که زارعانش سنتا سخت کوش و صرفه جو بودند و یا در ص 136کتابش از روستاهای دهستان میان کوه استان یزد بحث می کند و یا در ص 125کتابش  از پائین آمدن آب منطقه یزد وغیره یاد می کند که بر اثر نصب موتور آب چاه های عمیق و نیمه عمیق در دهات اصفهان و نیشابور و یزد و کرمان بود و یا از روستای ژرف نزدیک تربت حیدریه بحث می کند که زارعانش در حال تعمیرقنات بودند و اما امروزه پس ازگذشت 38 سال از وقوع انقلاب و یا پس از گذشت53 سال از وقوع اصلاحات ارضی  ایران ویادر دهات خراسان و یا در اثر روند متلاشی شدن گروه بندی های صحرای خراسان و یا بدلیل  نابودی چرخه طبیعی آبهای کویری  ،   دیگرروند حفظ ویابازسازی فیزیکی روستا ها ی ماهاکاملا بهم خورده است و یا بازسازی فضای تولید زراعی آنها بهم خورده است و یا بازسازی فضای آبیاری سنتی ویا شبکه آبیاری سابق  آنهابهم خورده  است که  اساس دوام روستا ها ودر مناطق کویری ایران بودند و یا  اساس توزیع بهینه جمعیت  ودر این نوع ازمناطق شرقی ایران بودند ولی امروزه بهم خورده است و یا نظام معماری و بازسازی بومی اش و یا نظام ارزانقیمت  خانه سازی روستائی این نوع مناطق بهم خورده است و یا اساس. حمل و نقل روستائی ارزان  قیمت کالاهای روستائی  کویری بهم خورده است که در این نوع از مناطق قبلا با شتر بود و همیشه مکمل اقتصاد آنها بود ولی امروزه یک موتور کویری هم ندارند که با اندک قیمت ، مایحتاج ضروری و یااندک خود راو با آن موتور ارزان قیمت کویری حمل و نقل بکنند و لذا مجبورند به خرید ماشین های لوکس از  صاحبان صنایع ایران هستند ویاجهت حمل و نقل مایحتاج خود می باشند و یا کارشناسان وزارت صنایع و معادن نیز عاجز ار، معیارگذاریها و کارشناسی های لازم وجهت ایجاد صنعت نوین حمل و نقل نوین صحرای کویری آنان هستند و یا صنعت  حمل باررا فقط در ماشین سازی لوکس و برای کلان شهرها ی ایران می پندارند.