درخت کاری درتهران -مردمی ترین اقدام دولت ایران -دکتر محمد خالقی مقدم

 

 

درخت کاری درتهران-مردمی ترین اقدام دولت  ایران

 

دکتر محمد خالقی مقدم – نویسنده و عضو هیئت علمی دانشگاه

اینجانب، به عنوان یک نویسنده ایرانی و یا استاد دانشگاه، از مردمی ترین اقدام مقامات دولت ایران در روز درختکاری در شهر تهران، نهایت تشکر را دارم و یا از توزیع یک میلیون اصله نهال درخت در میان مردم تهران و توسط شهرداری محترم این شهر، نهایت تشکر را دارم، چرا که از نظر تجزیه و تحلیل اجتماعی، هیچ نوع اقدام عمرانی و یا صنعتی و یا آموزشی و یا مخابراتی و یا ساخت اتوبان و جاده سازی توسط دولت ایران، به اندازه این نوع اقدام اخیر مقامات فوقانی دولت ایران، جنبه مردمی ندارد، هرچند در گذشته هم انواع مقامات بلند پایه دولت ایران و یا خرده مدیریت های ادارات مزبور و در انواع دوره های دولت های مختلف نظام جمهوری اسلامی، انواع پروژه های شهری، افتتاح کرده اند و یا در انواع استان ها و شهرها، انواع کلنگ زنی های صنعتی و یا عمرانی و یا آموزشی و یا مخابراتی برزمین زده اند که صرفا در جهت رفاه سکنه آن شهرها بوده و از جمله آنان می توان به پروژه: پل های هوایی شهر تهران و یا پروژه مترو تهران و یا پروژه مسکن مهر تهران و یا ساخت انواع اتوبان ها و آزادراه ها اشاره کرد که در این شهر تهران  به راه انداخته اند و اغلب هم  در رژیم پیشین وجود نداشت و صرفا در دوره دولت جمهوری اسلامی شکل گرفته اند و همه آن ها هم به دست این مقامات کلنگ زنی شده است ولی کلنگ زنی برای غرس نهال در روز درختکاری و کشاندن مردم به این  الگوی فرهنگی متعالی، ارزش مردمی - فرهنگی بالاتر از همه آن ها دارد، زیرا هدف این پروژه، نه صرفا جهت رفاه سکنه تهران و بلکه در جهت پروژه نجات جان مردم تهران، از بلیه و مصیبت آلودگی این شهر است که سکنه اش به آن دچار شده اند و به همین دلیل مردمی ترین اقدام دولت ایران در طول 200 سال تاریخ این شهر است که به صورت پایتخت ایران درآمده است و به علاوه اقدام مردمی شهرداری تهران در ایجاد برخی بوستان های ایرانی در این شهر بزرگ، ارزش فرهنگی بالایی دارد و یا در افتتاح برخی پارک های جدید و یا در افزایش فضاهای سبز تهران و یا در توزیع یک میلیون اصله نهال درخت در هفته درختکاری و در میان مردم این شهر، ارزش اجتماعی بسیار زیادی دارد، چرا که در طول پیدایش شوراهای شهر تهران، مهمتر از هر نوع ساخت فرهنگسراها و یا ایجاد شورا یاری های محلات و یا مهمتر از ایجاد معاونت فرهنگی اجتماعی در شهرداری تهران می باشد و از این رو، عملکرد شهرداری اخیر تهران نسبت به عملکرد شهرداران سابق این شهر، با کارکرد مفید اجتماعی به شدت بالا می رود و به علاوه باید از اقدام پرسنل محترم این شهرداری تهران، نهایت تشکر را کرد که در این راستا، بهترین سازمان دهی نظام اداری را در طول 200 سال سابقه تاریخی بلدیه تهران به وجود آورده اندکه از دوره بلدیه تهران در دوره قاجاریه شروع شده و تا سازماندهی شهرداری تهران در دوره پهلوی و یا با تداوم آن سازماندهی در طول عمر جمهوری اسلامی می باشد، ولکن انتقادی که نسبت به این اقدام مردمی هم وجود دارد، تاخیری است که در فرهنگ سازی آن می باشد و عیب مزبور هم بیشتر متوجه برخی ارگان های اداری – فرهنگی ایران است نظیر ارگان رسانه ملی و یا وزارت ارشاد که وظیفه فرهنگ سازی دارند ولی دیرتر در انعکاس فرهنگی تلاش های اجتماعی مفید می نمایند و به همین دلیل گزارشگران تلویزیونی و یا تهیه کنندگان گزارش های رسانه ای باید نحوه تهیه یک گزارش مفید مردمی را خوب یاد بگیرند و یا در بودجه ریزی وزارت ارشاد و رسانه ملی و یا در جهت صرف انرژی اداری هم پرسنل وزارت محترم ارشاد و یا رسانه ملی و یا مدیریت این نوع بودجه و انرژی نیروی انسانی باید دگرگون های ضروری به وجود آورند تا بتوان دیدگاه های فرهنگ سازی نسبت به این دوایر اداری اطلاق کرد و در این راه باید عمیقا متوجه نقش فرهنگ در سطح جامعه باشند و یا عمیقا متوجه نقش فرهنگ اداری -  فرهنگی خود در سطح جامعه بشوند که در هر دوره تاریخی  به چه مسایل مبرم اجتماعی باید بپردازند و یا در آن مورد فرهنگ سازی بکنند.

چه فرهنگ و فرهنگ سازی و یا نحوه هزینه کردن اداری برای امور فرهنگی و یا نحوه کار کشیدن از پرسنل خود در امور فرهنگی، نباید مثل دوره های سابق این ادارات، و در جهت اهداف بی جهت و بی خط و نشان و بدون معنای اجتماعی انجام بگیرد که صرفا مکانیزم هنر برای هنر است (نه مکانیزم هنر برای جامعه) که صرفا به برگزاری نمایشگاه های عکس بی هدف و یا صرفا نمایشگاه های نقاشی و موسیقی و یا تئاتر و یا انواع تفنن های فرهنگی مختلف باشد که فایده هایی به حال مردم ایران و یا رفع مشکلات آنان نداشته باشد و بلکه باید این نوع امور فرهنگی در جهت حل معضلات اساسی مردم ایران و شهرهای آن باشد که تا به حال به آن نوع گزارشگری های رسانه ای و یا گزارش فرهنگی و یا تهیه خبر اجتماعی بی اعتنایی شده است و یا در جهت چسباندن پوستر و تبلیغات و یا دعوت مردم شهرها، توجه به این مفاهیم عمیق اجتماعی جایی نداشته است، چه این نوع گزارش های بی هدف، ضررهای زیادی برای کشور و مردم ایران دارد و به عنوان مثال، اینجانب که به عنوان یک جامعه شناس دانشگاهی به تهران آمده بودم و مدتی هم در رژیم سابق و یا بعد از انقلاب در تهران زندگی کرده بودم و به علاوه سواد دانشگاهی و تجربه مشاهده گری شهری بسیار زیادی هم دارم که بفهمم که در یک شهر ایرانی چه تغییراتی رخ می دهد و یا مدارک تاریخی مستندی هم در مورد محلات تهران تحقیق کرده ام که تحولات شهری آن را بهتر بفهمم ولی در دوباری که به شهر تهران مسافرت کرده ام تنها به طور مبهم احساس کردم که برخی تغییرات در فضای سبز این شهر، نسبت به دوران پهلوی در حال شکل گرفتن است ولی این درک من دانشگاهی هم بسیار مبهم بود، چه رسد به حال ادراک مردمی که هیچ گونه اطلاعات علمی و یا مشاهده گری دقیق از حوادث پیرامون شهری خود ندارند و علت این درک مبهم من هم به خاطر آن بود که گزارشگری فرهنگی مستند و درون سازمانی و توام با آمار و ارقام و یا توام با انعکاس رسانه ای از این نوع فضاهای سبز تهران نداشتم که از آن راه متوجه خدمات دولت ایران و یا دلسوزی دولت ایران نسبت به مردم این شهر را بدانم، چه رسد به مردم عادی کوچه و بازاری که مطالعه و تجربه مشاهده گری عمیق ندارند و یا از رسانه و وزارت ارشاد هم چیزی در این مورد نمی شنوند، تا آنکه در دو شب پیش به مناسبت هفته درختکاری، گزارشی از تلویزیون پخش شد که معلومات اینجانب را بالاتر برد و این گزارش نشان می داد که دولت ایران در سال های اخیر با ساخت 1800 پارک در شهر تهران و با جایگزینی آن به جای 60 پارک دوران پهلوی و یا با کاشت هزاران هکتار درخت زیتون و چنار و توت و درختان پربرگ که می تواند در تهویه هوای این شهر موثر باشد و در اطراف تهران کاشته اند، خدمات بزرگی به مردم تهران کرده اند که در معرض خطر آلودگی هوا قرار دارند و یک نوع دلسوزی دولت ایران را نسبت به مردم تهران نشان می دهد که هنوز مردم این شهر و به دلیل عدم انعکاس فرهنگی اش متوجه آن نشده اند ولی  قصور این امر نیز متوجه این نوع نهادهای فرهنگی جامعه است و از این رو، معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران هم می بایست دگرگونی هایی را در دیدگاه های نظام اداری اش به وجود آورده و با نزدیک شدن به نویسندگان غیر دولتی و روزنامه نگاران غیر دولتی که بخاطر عدم اخذ پول از دولت حساسیت در انعکاس مشکلات مردم دارند، به سازمان دهی مردمی  امور فضای سبز این شهر بزرگ ایرانی بپردازد  و یا با نزدیکی فرهنگی به افراد اهل هنر و اهل مهارت غیر متوقع مالی و دلسوز که صرفا در جهت کاهش آلودگی شهر تهران می کوشند و یا در جهت رشد فضای سبز این شهر تلاش دارند و یا به خاطر کمک به مردم این شهر حاضر به همکاری با شهرداری تهران هستند، آن ها را در قالب  شورای شهرتهران و شورایاریهای محلات تهران به یک نوع همکاری فرهنگی مجانی و افتخاری در درون محلات تهران بکشاند ولیکن  با همکاری افراد با سوادتر آن محله ها باشد و یا از آن ها بخواهند که به طور افتخاری آثار هنری و یا نقاشی و یا طراحی پوستری و یا سخنرانی های خیابانی خود را در فرهنگسراها و پارک های این شهرداری به معرض نمایش عمومی بگذارند و از این راه سطح معلومات عمومی رهگذران را در مورد فضای سبز و یا در جهت مبارزه با آلودگی هوای تهران بالاتر ببرند و یا مردم عادی کوچه و بازار تهران را تشویق و تبلیغ و یا ارشاد فکری به بهسازی محیط شهری خود بکنند چرا که گرایش معاونت فرهنگی – اجتماعی شهرداری تهران به  امور اداری سنتی گذشته ولی با نامگذاری نام جدید فرهنگی – اجتماعی برای این معاونت که صرفا از افراد فرهنگی آن شهر کمکی نمی خواهد باعث ضربه زدن به شهرداری تهران و عدم درک مشکلات مردمی خواهد شد  که آن کارمندان سنتی در انعکاس دادن مشکلات مردم بخاطر مصالح اداره ی خود دریغ خواهند کرد و از سویی دیگر مردم را هم به بی تفاوتی و عدم مشارکت در بهبود فضای سبز تهران و مبارزه با آلودگی شهر تهران خواهد کشاند چرا که در فرهنگ عامیانه ایرانیان مردم اغلب شهرها پدیده درختکاری را یک نوع کسر شان خود می داند و یا احساس می کنند که با این اقدام شخصیت آنان پایین خواهد آمد و به همین دلیل حتا دانشجویان دانشگاه ها و یا دبیران انجمن های علمی – فرهنگی دانشگاه ها که ادعای فعالیت گروهی و انجمنی دارند هم حاضر نیستند بدون دریافت پول و مزایا از دولت و یا حتا به صورت افتخاری و مردمی هم به این نوع فعالیت کشانده شوند و یا حتا در این مورد به تشویق و تبلیغ دیگران بپردازند و یا حتا مدیران مدارس آموزش و پرورش نیز اکراه دارند که در سر کلاس ها و یا در حیاط مدرسه از اهمیت فضای سبز شهری و دعوت دانش آموزان به این فعالیت بحث بکنند و همین امر باعث شده است که مردم تهران علیرغم اینکه از آلودگی هوا به شدت رنج می برند ولی به دلیل وجهه نظرهای فرهنگی غلطی که یافته اند به مشارکت عمومی در بهبود محیط زیست و فضای شهرهای سبز خود کشانده نمی شوند و ترجیح می دهند که میلیاردها تومان هزینه کرده و در پایان تعطیلات هفتگی و فصلی و سالیانه از راه جاده های مختلف چالوس و یا هراز و یا فیروز کوه و جاده منجیل و ... متوجه استان های سرسبزشمال و یا از راه جاده های فرعی شمال تهران هر هفته به دامنه های سرسبز کوه های البرز بروند تا مدت اندکی از فضای سبز و هوای پاک مناطق مزبور استفاده بکنند ولی اگر فرهنگ سازی اجتماعی – اداری ضروری انجام بگیرد می توانند به جای صرف این هزینه های زاید و بی فایده استفاده از فضای سبز مناطق دیگر  ایران خود بخشی از آن هزینه ها را به صورت امور خیریه صرف خرید مقداری درختان پربرگ و یا با برگ درشت و کاشت آن ها بکنند نظیر درختان چنار و یا درختان مو و زیتون بکنند که می تواند به مکانیزم کاهش آلودگی هوای شهر آنان منجر بشود و یا می تواند ماشین های شیک آنان را با سایه اندازی خود از سوزش آفتاب سوزان ماه های تیر و مرداد تهران نگه دارد و یا از میوه های مجانی آن در کوچه و خیابان و یا حیاط منزل خود استفاده بکنند چرا که خاک تهران کمک بزرگی است که خداوند در اختیار آنان قرار داده است که املاح و مواد غذایی فراوانی در آن و برای اکسیژن زایی و تغذیه و میوه پروری و سایه پروری مجانی و ضروری در آن قرار داده است که صرفا با کاشت آن در یک نوبت از زندگی و با اندکی مراقبت از آن می توانند سال های دراز به طور مجانی از خدمات آن درخت مفید  برای شهرشان بهره مند شوند ولی مردم این شهر باید اهمیت فرهنگی یک بار کاشت آن را صرفا از رسانه ها و مدیران مدارس و برخی دانشجویان انجمن های علمی و یا پوستر وزارت ارشاد  بشنوند و یا افرادی که استطاعت مالی در این شهر دارند ولی خود نمی خواهند که به کار درختکاری بپردازند باید قانع فرهنگی شوند که با کمک خیریه مقداری پول و جهت غرس نهال درخت در خیابان های تهران و یا در تپه های اطراف آن به کارگران ساختمانی این شهر بدهند و آن را به عنوان الباقیات الصالحات برای آخرت خود ذخیره اخروی بکنند و یا دانش آموزان این شهر بجای رفتن به اردوی راهیان نور و جهاد روستایی در مناطق دیگر ایران در همان شهر خودشان و در ایام عید جهاد اقتصادی سبز و گروهی بکنند و یا آنانی که این نوع گروه ها را سازماندهی تشکیلاتی و یا فکری می کنند بپذیرند که این نوع جوانان را به معضل مزبور هدایت فکری بکنند و اینجانب هم به عنوان یک نویسنده ایرانی و عضو هیئت علمی دانشگاه اگر در شهر بزرگ تهران حضور داشتم حتما در درختکاری این شهر بزرگ مشارکت می کردم، شهری که مادر شهر ایرانیان است و به آن افتخار می کنم و حتما در خیابان های عمومی این شهر و در منظر چشم ناظران رهگذر با کلنگ مقداری چاله درخت را می کندم و یا در خیابانهایش با ماژیک و کاغذ کلاسور و تحت مدیریت NGO شورایاری های محلاتش مقداری اطلاعیه و تشویق فضای سبز می چسباندم و یا در تحت مدیریت NGO مزبور به مدارس این شهر سرزده و سخنرانی های مربوط به فضای سبز را در آن به عمل می آوردم که وظیفه شورای شهر تهران هم و با فلسفه  تاسیسش همین هدف ها بوده که امروزه آن را فراموش کرده اند و صرفا به پست سازمانی خودشان و اضافه کردن آن به نهاد شهرداری قدیم تهران پرداخته اند و به علاوه اینجانب به عنوان یک نویسنده ایرانی، بقیه نویسندگان و اهل هنر ایرانی را به این نوع جهاد سبز درختکاری و تشویق های فرهنگی – هنری و نویسندگی در راه آن دعوت می نمایم.

محمد خالقی مقدم-  نویسنده و عضو هیئت علمی دانشگاه

 

 

قیصریه قره قویونلو زنجان-اولین قیصریه بازارهای شهرهای ایرانی -دکتر محمد خالقی مقدم

قیصریه قره قویونلو زنجان

اولین قیصریه بازارهای شهرهای ایرانی

دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری

قیصریه قره قویونلو زنجان، نخستین قیصریه ایرانی است که توسط دولت جهانشاه قره قویونلو در شهر زنجان و در جنب مسجد جامع وی و یا در جنب حمام قره قویونلو و یا کاروانسرای گلشن قره قویونلوی وی ساخته شده است و سایر قیصریه شهرهای مختلف ایرانی و از جمله قیصریه های شهرهای اصفهان و شیراز و تبریز و تهران و لار و غیره در اقتباس فرهنگی از قیصریه کوچک زنجان و در ادوار بعدی تاریخ ایران، ساخته شده اند. و حتی قیصریه بزرگ زنجان نیز که توسط قاجاریه ساخته شده است یک نوع تبعیت فرهنگی و اقتباس فرهنگی از این قیصریه قره قویونلو زنجان می باشد. و در دوره قاجاریه و به هنگام ساخت مسجد جامع دوره قاجاریه (مسجد سید کنونی سبزه میدان) و هنگام جایگزینی آن به جای مسجد جامع قدیمی قره قویونلو که قاجاریه، امام جمعه آن دوران را که سید محمد سیردانی بود و از سیردان طارم و برای امام جمعه گی شهر زنجان می آورد بخشی از این قیصریه قره قویونلو که خراب شده بود به عنوان منزل وی اختصاص داد و به همین دلیل این قیصریه قره قویونلو در مابین کاروانسرای ملک التجار زنجان و خیابان فردوسی زنجان قرار دارد و به صورت عمودی به بازار قره قویونلو زنجان وصل می شود و در روبروی آن قیصریه و از طریق یک کوچه گذرگاهی به دروازه جنوبی زنجان (دروازه قولتوق) وصل می شد که از پشت دیوارهای کاروانسراهای گلشن ساخت جهانشاه قره قویونلو رد شده و با تقاطعی که از خیابان ضیایی یافته است که در زمان رژیم پهلوی آن را بریده اند و به کوچه حسینیه زنجان وصل می شود و تکیه کوچک و اولیه آن حسینیه در اواخر دوران صفویه و توسط خود اهالی شهر زنجان (نه رژیم صفویه) ساخته شده بود و به علاوه در نزدیک آن نیز سقاخانه دیگری نیز ساخته بودند و به علاوه قیصریه قره قویونلو از طریق این کوچه های حسینیه به دروازه قولتوق جنوب شهر زنجان وصل می شد و کاروان های تجاری را به درون قیصریه مزبور و یا کاروانسرای قره قویونلو می کشاند و یا از طریق کوچه های غربی حسینیه کنونی به دروازه تبریز و در جنوب غربی زنجان وصل می شد که در آن دوره تاریخی ایرانی که پایتختی تهران وجود نداشت و بلکه تبریز پایتخت ایران بود بزرگترین و مهمترین دروازه تجاری ایران به حساب می آمد و یا از طریق کوچه های شرقی حسینیه به دروازه همدان و جنوب شرقی زنجان وصل می شد که شهرهای استان همدان و یا روستای اطراف آن را به این کاروانسرای شاهی قره قویونلو زنجان و قیصریه آن وصل می کرد و از ناحیه شمالی قیصریه مزبور هم زمانی که هنوز رضاخان پهلوی بخشی از ویرانه های آن را در سال 1307 ش به بانک ملی اختصاص نداده بود از طریق کوچه های شالچی و کوچه پشت سبزه میدان زنجان و کوچه های زینبیه و فاطمیه آن به دروازه های شمالی زنجان، یعنی دروازه اردبیل (میدان ارک) و دروازه رشت آن طرف ترش وصل می شد و زمانی هم که کاروان های تجاری شهرهای مختلف ایرانی از طرق دروازه های شمالی و جنوبی زنجان وارد آن می شدند و در حمام قره قویونلو (سفره خانه حاج داداش کنونی) با استحمام خستگی راه را در می آوردند و یا نماز جماعت و جمعه خود را در مسجد روبروی آن که مسجد جمعه قره قویونلو بود به جا می آوردند و یا کالاهای تجاری خود را در انبارهای کاروانسرا گلشن قره قویونلو ذخیره سازی تجاری می کردند و یا گاهی هم در قوشه حمام (حمام های جفت) داخل قیصریه کوچک که اکنون خراب شده است و وصل به کاروانسرای ملک التجار بود استحمام می کردند و یا در حجره های کاروانسرای شاهی و به عنوان مهمانخانه دولتی استراحت می کردند. و این مجموعه تاسیسات بازار زنجان (یعنی حمام قره قویونلو) و مسجد جامع قره قویونلو و کاروانسرای قره قویونلو و قیصریه قره قویونلو و دیوان اداری و محل حکمرانی قره قویونلو در شهر زنجان شبیه همان مجموعه بازاری است که همزمان با وی امیرچخماق (حاکم شاهرخ تیموری) در شهر یزد ساخته است که هر دو با یکدیگر و همزمان با همدیگر هستند و فرمانداران شهرهای زنجان و یزد بودند و زمانی هم که جهانشاه قره قویونلو به عنوان فرماندار زنجان در دوره شاهرخ این مجموعه را می ساخت و آن را جایگزین ویرانه هایی می کرد که به نقل کلاویخو در 15 سال قبل اکثر مناطق زنجان براثر ویرانی های مغول ها و تیموریان به مناطق غیر مسکون و ویران تبدیل شده بود شاهرخ تیموری نیز مجبور شد کاروانسرایی در جنب دروازه ری سابق زنجان یا (تهران دوره قاجاریه) که اکنون در شرق امامزاده ابراهیم زنجانی قرار دارد بسازد که کتاب دارالعرفان خمسه به این کاروانسرای شاهرخ تیموری شهر زنجان اشاره کرده است.

آری این دو مجموعه بازار و تشکیلات امیر چخماق یزد و تشکیلات بازار قره قویونلو زنجان هر دو همزمان با یکدیگر و در 600 سال قبل ساخته شده اند و با این تفاوت که مجموعه بازار زنجان نسبت به مجموعه بازار امیر چخماق یزد جنبه های اضافی تری نیز داشت و آن این بود که جهانشاه قره قویونلو بر خلاف امیر چخماق که فرماندار کاملا تابع شاهرخ در شهر یزد بود یک فرماندار مستقل تر به حساب می آمد و به علاوه ساخت قیصریه نیز از ابتکارات وی بود که در شهر یزد وجود ندارد.

و به همین دلیل از اولین قیصریه هایی است که در سطح ایران ساخته شده است زیرا همانطوری که در منابع تاریخی مختلف در بازار شهرهای ایرانی قبل از جهانشاه چیزی به نام قیصریه وجود نداشت که دکان های آن متعلق به جهانشاه بود و یک نوع اقتباس فرهنگی از شهر قیصریه و یا قیصاریه کنونی ترکیه بود که امپراطوران و قیصران روم شرقی سابق که ترکیه بعدی شد آن را در این ناحیه ساخته بودند و در دوران حکومت جهانشاه و پدرش قره یوسف اداره این شهر قیصریه ترکیه تا سلطانیه از امپراطوری تیموریان جدا شد و جزو قلمرو قره قویونلوها گردید و یا دیوان اداری قره قویونلو مزبور بود که احتمالا ساختمان آن در مابین حمام قره قویونلو و قیصریه اش ساخته شده بود که در شهرهای دیگر ایرانی نیز چنین است و در دوران های تسلط ازبک ها بر زنجان و یا در دوران شورش 11 ماه مردم شهر بر حاکمیت ناصر الدین شاه تخریب شد و احتمالا ناصرالدین شاه زمین آن را به ملک التجار شهر زنجان داده بود که کاروانسرایی در آن ناحیه بسازد و همگی این مجموعه تاسیسات بازار قره قویونلو در امتداد مجموعه بازار سلطنتی است که شامل این چند عنصرشهری یاد شده است و بقیه مجموعه بازار قره قویونلوهم تا امتداد بازار میوه فروشان پایین زنجان توسط حکامی ساخته شد که در طول سی و یک سال سلطنت خودش، آن حاکم ها را بر شهر زنجان گماشته بود و لذا امروزه قدمت بازار پایین و قیصریه قره قویونلو زنجان حدود 600 ساله است و بعد از دوره 18 ساله فرمانداری وی در زنجان و یا در طی 31 سال سلطنتش در شهر تبریز که آن را به عنوان پایتخت خود در دوران سلطنتش انتخاب کرد و در آن دوران نیز مسجد کبود تبریز و حمام قره قویونلو پشت آن و یا کاروانسرای قره قویونلو جنب مسجد کبود را ساخت که امروزه در تبریز به صورت پاساژ مدرن درآمده است.

آری، منابع تاریخی مختلف نشان می دهد که در ادوار بعدی دولت های صفویه و قاجاریه در شهرهای مختلف ایران و از روی مدل فرهنگی – اقتصادی قیصریه قره قویونلو زنجان انواع قیصریه ها در شهرهای ایرانی ساخته اند و از جمله در شهرهای اصفهان و شیراز و تهران و تبریز و لار و ... زیرا منابع تاریخی این ادوار تاریخی از آن ها حکایت می دارد و از جمله صفحات 54 و 95 و 390 کتاب رستم التواریخ به قیصریه اصفهان دوره صفویه اشاره می کند و یا صفحات 109 و 193 و 2000 کتاب مرات البلدان به قیصریه اصفهان در دوره صفویه اشاره می کند و یا صفحات 307 و 309 کتاب رستم التواریخ به قیصریه شهر شیراز و به عنوان قیصریه امام قلی خان که (حاکم شهر شیراز در دوره صفویه بود) اشاره می کند و در آن کتاب متذکر می شود که چگونه اوزبک ها و افاغنه با مذهب تندرو حنفی و بعد از مرگ نادر شاه افشار بخشی از قیصریه امام قلی خان را در شهر شیراز خراب کردند و همانطوری که کتاب دارالعرفان هم اشاره کرده است که اوزبک های مزبور در همان دوره تاریخی مسجد جامع جهانشاه قره قویونلو را در شهر زنجان و به دلیل گرایشات شیعی وی تخریب نمودند و یا ممکن است به قیصریه و یا کاروانسرا و یا دیوان اداری وی هم صدماتی زده بودند که صفحه 26 دارالعرفان به آن اشاره کرده است و یا صفحه 350 کتاب عالم آرای نادری که متعلق به دوره افشاریه است به قیصریه اصفهان اشاره می کند و یا صفحات 273 و 275 کتاب تاریخ و جغرافیای دارالسلطنه تبریز که نوشته نادر میرزای قاجار در دوره قاجاریه است اشاره می کند که چگونه قیصریه تبریز که به صورت مزبله ای بود و توسط صاحب دیوان در دوره قاجاریه ساخته شد و به مجموعه بازار صادقیه دوره صفویه تبریز و یا بازار نجف قلی خان دنبلی دوران زندیه در شهر تبریز و به بازار و کاروانسراهای ساخت عباس میرزا نایب السلطنه در شهر تبریز اضافه شد و یا صفحه 134 کتاب فارس نامه ناصری که متعلق به دوره قاجاریه است به قیصریه شهر لار در این دوره تاریخی اشاره می کند و یا صفحه 1039 کتاب مرآت البلدان به قیصریه تهران اشاره می کند که در دوران قاجاریه ساخته شده است اسناد و همه این منابع تاریخ نشان می دهد که قیصریه کوچک زنجان از نخستین قیصریه بازارهای ایرانی است و الگوی فرهنگی ساخت و ساز آن ها به شماره می آید و در ادوار دوره سلجوقیان و ایلخانی و تیموریان و در منابع تاریخی متعلق به این دوران ها هم چیزی به نام قیصریه بازار دیده نمی شود ولی متاسفانه به دلیل فقر فرهنگی و بی تفاوتی میراث فرهنگی زنجان هنوز بازار قیصریه مزبور نظیر بقیه بازارهای زنجان تعمیر و یا بازسازی نشده است و یا توسط برخی افراد فاقد اطلاعات تاریخی برخی حجره های آن که قبلا به این بازار راه داشت تغییر ماهیت یافته و بعد از ساخت خیابان فردوسی در زمان پهلوی درب اصلی مغازه خود را به خیابان فردوسی باز کرده و درب های متعلق به بازار قیصریه را بسته اند، نظیر برخی بانک و یا برخی موسسات که در این ناحیه قرار دارند و نیز تابلویی نیز برای هویت تاریخی آن نصب نشده است.

آری منابع تاریخی مختلف نشان می دهد که قیصریه مزبور زنجان نخستین قیصریه ایرانی می باشد که توسط دولت قره قویونلو و در زمانی که بذرهای این دولت و در شهر زنجان کاشته می شد ساخته شده است، شهری که در 25 کیلومتری سلطانیه به ویرانه ای در دوره ایلخانی و آل جلایر و تیموریان تبدیل شده بود و سلطانیه که حدود 120 سال (یعنی 4 برابر عمر جمهوری اسلامی) هم پایتخت ایران بود و هم مرکز استان زنجان به شماره می آمد و لذا همه روستاهای استان زنجان و یا شهرهای ایرانی کالاهای تجاری خود را به سلطانیه می بردند که حمداله مستوفی در کتاب نزهه القلوب به آن اشاره کرده است ، ولی از آنجا که جهانشاه قره قویونلو ضدیت عمیقی با قوم مغول و تسلط سیاسی آنان بر کشور ایران داشت ترجیح داد که با ساخت این قیصریه و بازار خود در شهر زنجان به مرکزیت یافتن اقتصادی شهر زنجان و در مقابل شهر سلطانیه رسمیت اداری بدهد که بقایای قوم مغول آن را به عنوان مرکز تجاری و اقتصادی خود قرار داده بودند و با عادت دادن روستاییان استان به خرید از شهر زنجان به جای شهر سلطانیه ترتیبی اتخاذ نماید که بقایای قوم مغول از شهر سلطانیه کوچ کرده و به خارج از ایران بروند و به علاوه قره قویونلو با جنگ های بزرگی که با دولت تیموریان آغاز کرده بود و از جمله جنگ پدرش قره یوسف که بارها با تیمورلنگ درگیر شده بود و یا در طی چند سال بعد از مرگ تیمور لنگ که اقوام قره قویونلو زدند و میرانشاه فرزند تیمور را کشتند که از سلطانیه تا شهرهای آذربایجان حاکم منطقه ای بود و لذا همه شهرهای سلطانیه تا آذربایجان به دست آن ها افتاد و یا شاهرخ تیموری هم ناچار شد که در دوران خودش فقط 3 جنگ بزرگ و مهم با آن ها داشته باشد و از جمله جنگ های ناحیه وان و یا دشت سلماس و یا جنگ سردرود آذربایجان است که آن ها با شاهرخ تیموری داشتند و با آنکه شاهرخ تیموری نظیر پدرش تیمور لنگ مرد شجاعی بود و 200 هزار لشگر به مقابله آنان آورده بود ولی از شجاعت قره قویونلوها آن قدر می ترسید که دستور داده بود تا 12000 بار سوره فتح را بخوانند تا شاید فتح جنگی در جنگ با قره قویونلوها نصیب وی شود، که منابع تاریخ به آن اشاره کرد‌ه‌اند و عاقبت هم ناچار شد که بعد از مرگ قره یوسف قره قویونلوحاکمیت اسکندر میرزا را بر شهرهای آذربایجان و یا حاکمیت جهان شاه میرزا قره قویونلو و پسر کوچکتر را به زنجان و سلطانیه بپذیرد که سردار شجاعی در زمان اوایل جوانی اش بر ارتش پدر بود و بر شهرهای سلطانیه و زنجان و طارم و قیدار و غیره حاکم شد و بازار پایین زنجان در این دوره ساخته شد که 18 سال آن و در زمان حکومت شاهرخ در مابقی مناطق ایران بود که از سلطانیه به آن طرف تر ایرانی محسوب می شد و یا 31 سال آن ادوار تاریخی نیز در دوران سلطنت جهان شاه مزبور بر کل کشور بود و وی بقایای تیموریان را با جنگ های مختلف خود از بقیه نقاط ایران خارج ساخت و تا هرات و سمرقند (یعنی پایتخت های تیموریان) را گرفت.

آری این نوع نگرش فرهنگی – سیاسی وی باعث شکل گیری این مجموعه بازار قره قویونلو و قیصریه آن در شهر زنجان شد که متاسفانه امروزه با سیاست های نادرست فرهنگی همه عناوین و آثار تاریخی آن نیز محو تاریخی می شود و احتمالا دیوان اداری و محل حکمرانی جهانشاه قره قویونلو در شهر زنجان هم در فاصله سال های 823 الی 841 و محل اقامت حکمرانان دوران سلطنتش بر شهر زنجان در سال های 841 الی 872 در همان محل قرار داشت که جنب غربی بازار قیصریه وی است و یا محل اقامت حکام قره قویونلو وی قرار داشت و در ادوار زندیه اوزبک ها و یا در طی شورش 11 ماهه شهر زنجان در حکومت قاجاریه بسیاری از بناها و تاسیسات تاریخی آن تخریب شد و بخشی از آن ویرانه ها توسط فتح علی شاه قاجار به منزل امام جمعه دوران قاجاریه اختصاص داده شد و بخشی دیگر را نیز ناصرالدین شاه به ملک التجار تاجر دوران خودش داد تا کاروانسرای ملک را در آن ناحیه مخروبه بسازد و یا بخشی دیگر را به میر بهاء الدین تاجر دوران ناصر الدین شاه داد تا مسجد میربهاء (مسجد آقا تقی شریعتی کنونی) در آن ساخته شود و بخشی دیگر از خرابه هایش نیز در دوران رژیم رضا خانی پهلوی به ساختمان بانک ملی اختصاص یافت و یا در ادوار بعدی به حمام دلشاد در پشت آن تبدیل شد و یا هنوز مخروبههایی از آن در پشت سفره خانه سنتی حاج داداش وجود دارد و متاسفانه این مجموعه بازار تاریخی و محل حکمرانی تاریخی و بازار قره قویونلو زنجان که تا انتهای بازار پایین زنجان و میدان ورکچی ها (گون به زبان ترکی) و یا شیطانه بازار آن (محل استقرار مسگرهای سنتی بازار پایین و مسجد صنفی آنان امتداد دارد) که از چند تیکه میدان متصل به هم است (و از طریق کوچه جهودهای بازارهای پایین و یا میدان ورکچی ها به دروازه تبریز وصل می شد ) امروزه در معرض نابودی فرهنگی و محو هویت تاریخی قرار دارد.

تذکر تاریخی: فلسفه وجودی 3 دروازه در جنوب شهر زنجان به خاطر آن بود که راه قدیمی زنجان به تبریز و سلطانیه و ری صرفا از کنار رودخانه زنجانرود می گذشت که کاروان های تجاری از سایه درختان مسیر رودخانه و آب رودخانه مزبور در هنگام مسافرت استفاده بکنند و تنها در سال های معاصر جاده ترانزیت و آسفالته آن به مناطق بالاتر کشیده شده است.

تذکر حقوقی: رعایت حقوق مولف و نشریه الزام قانونی است.