دبیرستا نها ومدارس  شهر تهران،  و از دارالفنون ،تا عصر رضاشاه  (بخش اول)  - دکتر محمد خالقی مقدم

دبیرستا نها ومدارس  شهر تهران،

و از دارالفنون ،تا عصر رضاشاه

(بخش اول)

از :دکتر محمد خالقی مقدم

متخصص مسایل آموزشی ودانشگاه

 

دارالفنون نقطه عطف مهمی در تاریخ ایرانیان است ،وگرچه افرادی که آشنایی عمیق به تاریخ سیاسی ایران ندارند ، پیدایش آنرا به امیر کبیر ربط میدهند ،  ولی باید گفت که هرچند، دارالفنون در عصر صدارت امیر کبیر در ایران پیدا شد  ، ولی محصول نبوغ وی نبود، زیرا قبل از وی نیز در شهرهای اروپا پیدا شده بود وبعلاوه حاج سیاح که به شهر های مختلف اروپا وروسیه مسافرت کرده است  ،و در شهر  های مختلف این  دیار به دارالفنونهای های مختلف شهرهای اروپا برخورد کرده است ولذادر صفحات مختلف کتابش ،به اسامی آنها اشاره میکند وبعلاوه بعداز مرگ امیر کبیر هم از بین نرفت وتا عصر کنونی ادامه یافت وبعلاوه منجر به پیدایش دبیرستانها ومدارسی شد که امروزه از الگوی درسی  ویاآموزشی دارالفنون الهام میگیرند  وهمچنین دارالفنون  ، اولین مدرسه جدید درتاریخ ایرانیان می باشد وقبل از آن تاریخ ، ایرانیان چنین مدلی از "مدرسه سازی " را نداشتند ویا" مدارس قدیمی ایرانیان " مدل دیگری از مفهوم "مدرسه ودرس دادن "بود وبعلاوه دارالفنون ، با تولد خود ، باعث تولد " وزارتخانه فرهنگ ومعارف واوقاف " هم در ایران شد که عمر 150-160ساله در ایران دارد وقبل از آن تاریخ ، اداره مدارس قدیمی ایرانیان چنین نهاد ویاوزارتخانه ودیوان اداری درایرا ن سابق را نیاز نداشت و...و...

آری دارالفنون تهران ،نقطه عطف تاریخ ایران می باشد  که باعث شدتا در مدت اندک ودر شهر تهران ودرسال 1323هجری ویا دراواخر عمر مظفر الدین شاه، حداقل 34 مدرسه ابتدایی جدید ویادو مدرسه متوسطه بوجود آِید  وهمچنین در شهر های بزرگ ایران نیزو در همان سال مزبور حدود 30 مدرسه ابتدایی شکل گرفت  وبعلاوه کنسولهای ایران ودر چند کشور خارج نیز چندین مدرسه ابتدایی وبرای فرزندان ایرانیان خارج از کشور ساختند که نطیرشهر های باکو ویاعشق آباد وبلاد قفقاز ویاپاریس می باشدوبعدانیز به شهر های دیگر خارج کشور کشیده شد که امروزه "معاونت بین المللی وزارت آموزش وپرورش کنونی" بقایای این  نوع مکانیزم اداری می باشد  ویابعد از گذشت 160 سال قمری از آن تاریخ تاسیس اش هم در تهران  ، امروزه منجر به پیدایش بیش از 2500 دبیرستان ومدرسه ابتدایی وهنرستان شده ویادر 500 محله جدیدشهر  تهران شده است که سبک زندگی ویادرس آموزی ویاحرفه آموزی سرتاسر سکنه تهران معاصر را متاثر کرده است وهمچنین منجر به پیدایش دهها هزار دبیرستان ویا مدرسه ،در 1250 شهر دیگر ایرانی ویا66هزار روستا شده است که بزرگترین وزارتخانه ایران را درگیر خود نموده است   ویابا اجباری شدن مدرسه رفتن ودر سُال 1324ش ویا باتصویب آن قانون ومد اجتماعی شدن درس آموزی همگانی و برای طبقات فقیر ویاغنی جامعه وبه روش جدیدآن  ، یک  نوع "اپیدمی عمومی" شده است  که در روند آموزشی ایرانیان قدیمی و160 سال قبلی تر وجود نداشت  وتنهاتاثیر فرهنگی پیدایش دارالفنون  در تاریخ معاصر ایرانیان ، می باشد ویاآموزش گیری همگانی را بصورت یک نیاز اولیه انسان ایرانی معاصر در آورده است  که در کسب حرفه برای آینده خود ویا در برخورد با دیگران ویا در برخورد با تعمیر منزل ویا ساخت وسازوسایل ویا دور انداختن همان وسایل وامکانات واشیاء اطراف خود ، به آموزشهای کتب درسی دبیرستانی خود نیاز وافر یافته است  وبدون تکیه به آنها نمی تواندکه از عهده مسایل مبتلا به خود بر آید وهر چند در مورد کمیت ویا "کیفیت آموزش یابی خوب ویا بد درسی خود ،ایرانیان معاصر " وازانواع کتب درسی خود، چون وچرا وجود داردکه این همه مدارس معاصر ایران ویامحتوای کاربردی بودن  آن همه دروس دبیرستانی ویاتداوم آن درسهادردرون دانشگاهها، بچه دلیل است ؟وچقدر حرفه آموزی به آنها یادداده است؟  ویا چراایرانیان معاصر وبا سطحی نگری کامل به این مسئله می نگرند ولذا گسترش این همه از مدارس زیاددر سطح ایران ، ویا گذر ایام زیادی از عمرشان ودر دورن مدرسه ها ویا دردانشگاهها ویادرمراکز آموزشی آزادتکمیلی  ،همگی میزان تاثیر گذاری دار الفنون را بر سبک زندگی ایرانیان معاصر ، نشان می دهد  وبهمین دلیل است که بعد از گذشت 160 سال واز تاریخ تاسیس دارالفنون در شهر تهران امروزه در 500 محله تهران  وحدود 1971 دبیرستان ویا مدرسه ابتدایی وجود داردویا حدود64 هنرستان درشهر تهران وجود دارد ویا 55 مرکزآموزشی ویا 240 دانشگاه ویا دانشکده ویامجتمع آموزشی در محلات مختلف تهران وجود دارد وبعلاوه مقدار معتنابهی از کودکستانها وآموزشگاههای آزاد تهران هم به آن مقداراضافه می شود  که تقریبا در هر محله تهران معاصر،حدود 6الی 7 فضای آموزشی و برای هرمحله تهران  وجود دارد ویا مشغول تاثیر گذاری آموزشی بر سکنه آن محله است .

 واین امر زمانی آغاز گشت که در سال 1266 قمری ،ودرجنب میدان ارگ تهران، میرزا رضا خان مهندس  ، نقشه مدرسه دارالفنون را کشید واستاد محمد تقی معمار نیز واز روی نقشه مزبور ،ساختمان مدرسه مزبور راساخت ویادر طی دوسال تکمیل نمود ونیزدر سال 1268 ق  وتنها چند روز قبل از قتل خودامیر کبیر مدرسه دارالفنون افتتاح شد وکارش را آغاز کرد ودر دوره رضا شاه هم که دارالفنون و از درون ارگ سلطنتی بیرون آمده بود ودیواره های قلعه ارگ قاجاریه ودر خیابان ناصر خسرو فرومی پاشید وساختمان  قدیمی دارالفنون هم کهنه شده بود ،و دوباره در عصر رضا شاه وبوسیله مهندس مارکف روسی ویادیگر مهندسان ایرانی باز سازی دوباره میشود وامروزه هم تشکیلات  مدرسه آن منحل شده است ویا به نقطه دیگرتهران رفته است ویا امروزه ساختمان  دارالفنون موزه تاریخی میشود وباید افزود که( دار الفنون و با صیغه جمع فنون ونه یک فن خاص ویعنی خانه آموزشی همه فنون مختلف بود)  که در آغاز کارش همه فنون علمی ودر ساختمان مزبور جمع بود وبعدا از همدیگر جدا شدند وبعلاوه دفتر های اداری اولیه وزارت فرهنگ ومعارف کنونی نیز تنها در ساختمان مزبور مستقر بود وبعدا در دوره رضا شاه واز درون ساختمان آ ن مدرسه بیرون آمده وبه نقاط اداری دیگر شهرتهران رفت که در مقاله دیگرم به آن مسئله اشاره کرده ام  وبعد از دوره ناصرالدین شاه هم چندین فن آمیخته بهم ودر درون ساختمان دار الفنون به "مدرسه های تخصصی مستقل" وجدااز همدیگر تبدیل شدند که شامل شکل گیری مدرسه های حقوق بودویامدرسه علوم سیاسی ویامدرسه طب ویامدرسه نظامی ویامدرسه نقاشی وصنایع مستظرفه بود ویامدرسه تجارت بودکه در اروپا آنرا "کالج "می نامیدندکه "پدیده ای کمتر از مفهوم دانشکده" می باشد و در فاصله میان عصر ناصر الدین شاه وتاعصر رضا شاه واز دل ودرون مدرسه دارالفنون بیرون آمدند ومدرسه های مستقلی شدند ودر عصر رضا شاه هم دوباره ،در درون دانشکده های مختلف دانشگاه تهران ،باز ادغام شدند

وبعلاوه طرح اولیه مدرسه دارالفنون هم ترکیبی از مدارس ودبیر ستانهای نوین ایران ومدارس دینی سنتی سابق میباشد  واین  ترکیب دوگانه هم درشکل ساختمانی آن مدرسه دیده می شود  که نقشه ساختمانی اش ،نظیر مدرسه های دینی سابق ایران ودر عصر صفویه وغیره می باشد که شبیه نقشه "مدرسه جده اصفهان" ویانظیر "مدرسه ملاعبدالله اصفهان" است که دارای حجره های درسی  وحیاط حوضدار ویا درخت دار می باشد ولی تفاوتی که با مدارس دینی سابق دارد آنست که شبستانهای چهارگانه نمازگزاری آن حذف شده اند وبجای شبستانهای مزبور، دو مدخل ورودی ویاخروجی داردویابه حجره های درسی دو طبقه آن دارندواز طریق راهروهای پشتی آن کلاسهای حجره گونه است که درب کلاسها از پشت بازمی شوند ولی در مدارس دینی سابق ایران ، درب حجره ها واز محوطه خودحیاط  باز میشدویابهر حجره باز می شود ولی درساختمان دارالفنون ،درب رو به حیاطش ،تنها نظیر پنجره های مدارس جدیدایران می باشند  وامکان رفت وآمد به درون کلاسها وحجره های درسی ،تنها از راهرو پشتی آنهاست (ونه ازطریق محوطه حیاط مدرسه) ودر ثانی معلمین اش هم فرق داشت ومثلا برای تدریس دروس ریاضی ویا معدن ویا علم شیمی ویا جغرافیا ویا علوم نظامی ویاعلوم زبان انگلیسی وزبان فرانسه وروسی ،اغلب از معلمین اروپایی استخدام شده بودند که شامل معلمین اتریشی ویافرانسوی وانگلیسی وغیره بودند وتنهابرای دروس زبان فارسی ویاعربی  وغیره معلمین ایرانی استخدام شده بودندکه در مدارس دینی سابق ایرانیان ، معلمین اش فقط جماعت ایرانی بودند وعلوم جدید نیز در آنها تدریس نمی شد وبعلاوه صرفا برای تربیت طلاب بود  وبعلاوه روستاییان ویابازاریان ونظامیان وغیره ایران  نیزودرایام سابق ایران و مطالب حرفه های خاص خود رافقط و فقط از راه آموزشهای شفاهی از همدیگریاد می گرفتند ویابدون مدرسه رفتن ودارالفنون رفتن یاد میگرفتند  ولی این نوع مکانیزم یادگیری وبعداز تاسیس دارالفنون ،در جامعه ایران، دگرگون شده است ولذاآموزش حرفه ای ویا حرفه ها ویاآموزش مهارتها ، تنها وتنهااز راه کتب درسی مکتوب است ویابامدرسه رفتن امکان پذیر میشودویاباخواندن دروس تخصصی  میسر می گردد ولذادارالفنون ،نماد تاریخی این نوع "تحول یادگیری جدید ایرانیان "بشمار می رود  که بدون مدرسه رفتن ،مهارت اندوزی هم ممکن نیست ولذا برای آموزش دروس جدیدهم در آن مکان ،که معلمانی خاص در ایران نداشت واز اروپا دعوت شدند ومثلا مسیو ریشار خان معلم زبان فرانسه بود  ویامسیو وویلیه معلم علم معدن بود ویامسیو لمر معلم موزیک  نظامی بود ودکتر آلبو معلم طب فرنگی بود ویامادروس خان معلم زبان روسی  ومسیو تیلر معلم زبان انگلیسی بودویا مسیو تانتان در علم ریاضی وهلمر در علم شیمی بودویامسیو کورس ومسیو مرل  ویا مسیو اوانس خان مترجم بود و یا مسیو فلمر که معلم علم توپخانه بود ویامسیو وت که معلم علم پیاده نظام وغیره بودو در ابتدا درخود مدرسه دارالفنون درس میدادند ولی بعدا که مدرسه نظام ومدرسه قزاقخانه از دارالفنون جدا شدندو در مدرسه نظامی عصر قاجار درس می دادند ودر دوره رضا شاه هم به سطح دانشکده افسری ویادانشگاه جنگ ارتقاء یافت .

وبعلاوه باید افزود که پیدایش دارالفنون ودر عصر قاجاریه  وعصر حکومت ناصر الدین شاه ،و نظیر پیدایش نظامیه و در عصر نظام الملک می باشد که نخست وزیرش ویاملکشاه سلجوقی آنرا ساختند که وقتی نظام الملک صدر اعظم وبا پول ملکشاه سلجوقی  ودر چندین شهر بزرگ ایران چندین نظامیه ساخت ویابرای تربیت خطیب دولتی بوجود آوردویابرای تربیت قاضی دولتی  ویابرای تربیت مستوفی دولتی تاسیس کرد  وبعدا حکام سلجوقی شهرهای دیگرایران هم و از وی تبعیت کردند ودراغلب شهر های مختلف ایران وبا پول دولتی خودیک مدرسه دینی وبرای آن شهرساختند وتاسیس دارالفنون نیزدر دوره قاجاریه چنین بود و با پول دولتی  خودناصر الدین شاه وبرای تربیت طبقات عادی جامعه ایران طراحی نشده بود وبلکه در ابتداتنها یک "مدرسه دولتی" تمام عیار بشمار میرفت وتنهابرای آموزش علمی وآموزش اداری خودشاهزادگان قاجاربود ویابرای ماموران دولتی بالا رتبه بود که با دربار رابطه داشتند وبرای اداره بهینه  شهر هایی که به آن سمت گمارده شده بودندو به دانستن علوم جدیدی  نیاز داشتند که آموزشهای جدید دارالفنون  این نوع مکانیزم اداری را برایشان داشت که چنین مهارتهایی را برایشان فراهم میآورد  ولی خوبی دیگری که دارالفنون داشت ویابرای طبقات اجتماعی دیگرایران که داشت  آن بود که در میان طبقات دیگر اجتماعی ایران ، رسمها را دگرگون کردویاباعث شد که  با پول خودشان واین نوع یادگیریهای جدید رابجویند، ویا در مدارس دیگر ویابا هزینه های کمتر"مد اجتماعی" بکنند ولذا بسرعت مدارس طبقات دیگر اجتماعی تهران نیزپا گرفت ویابا الگو گیری ازمدرسه دارالفنون زیاد شدند  واز این رو وتنها ده سال وبعدازقتل ناصرالدین شاه و تعداد مدارس جدید تهران زیاد شدند و به حدود 36 واحد مدرسه جدیدافزایش یافت ویانشاء کاری اجتماعی شد ویابه نقل مردم شناسان "سرایت فرهنگی "ودرشهر تهران یافته بود ونظیر دوره سلجوقیان گردیده بودکه مدارس شهرهازیاد بشودویابا تبعیت ازعملکرد ناصرالدین شاه وصدر اعظمش امیر کبیرو در تاسی به دارالفنون  وبقیه افراد متنفذ دربار قاجارباشد که چندین مدرسه جدیدرا ساختندویا در دوره وی تاسیس کردند  وبعد از قتل ناصرالدین شاه هم که در سال 1313قمری واقع شد ولی تاسیس مدارس جدیدایران رواج یافته بود ویابا الگو گیری ازخود دارالفنون ودرشهر تهران افزایش یافته بود وبهمین دلیل ص    216 کتاب مرات الوقایع مظفری بیان می کند که تنها در سال 1315 قمری ،متنفذین مختلف تهران ومجوز 10 مدرسه جدید را از مظفرالدین شاه گرفته اند ویادر سالهای بعد نیز تعدادآنها زیاد ترمیشود واز این رو ،ده سال بعد از قتل ناصرالدین شاه حدود 34مدرسه جدید ابتدایی ویادو مدرسه متوسطه در تهران اضافه گردیده بودند ویا درسال 1323ق واواخر سلطنت مظفرالدین شاه رسیده بود واز متنفذین دیگر درباری قاجاریه یاد گرفته بودند که به تبعیت از دارالفنون پرداختندویابه تاسیس مدرسه های جدیدو در دوره خود ناصرالدین شاه پرداختندومثلا یکی از ،بانی"های مدرسه مادرشاه "مادر ناصرالدین شاه بود  وچراکه مادر شاه ودر جنوب مدرسه دارالفنون آنرا ساخت ویابرای عقب نماندن دختران شاهزاده های قاجاریه واز پسران قاجاریه ،که در دارالفنون درس میخواندندآنرا ساخت ویااین بار، مدرسه دخترانه را براه می اندازد که به مدرسه درب اندرونی مادر شاه معروف بود وامروزه هم در تقاطع خیابان ناصر خسرو می باشد وبه مسجد مادرشاه تبدیل شده است ویا"سومی مدرسه مشیریه"تهران بود که در سال 1289 ق ودرعصر وزارت میرزا حسین خان سپهسالار راه افتادویابا تبعیت از  دارالفنون تاسیس شد که برای تدریس زبانهای خارجی وبویژه زبان فرانسه بود وبهمین منظور تاسیس شد ولذاص697 کتاب آلماثر والاثار اعتمادالسلطنه به آن مدرسه جدید تهران اشاره دارد ویادیگری هم" مدرسه آقا رضاخان اقبال السلطنه " میباشد که از رجال درباری قاجار بود ودر جنب عمارت عالی خودو در " محله عودلاجان تهران، مدرسه ابتدایی دیگری را ساخت ویابرای آموزش بچه یتیمها وفقراء تهران می سازدویابا پول خودش می سازد که ص118 کتاب الماثروالاثار  به آن مدرسه جدید تهران اشاره دارد ونیز ص 121 همان کتاب به " مدرسه سعدیه تهران" اشاره دارد که آنرا حاجی قنبرعلی خان مافی ودر محله یهودیان تهران وپشت خیابان سیروس تهران ساخته بود  ویا درصفحات 121 و687 کتاب مزبور نیز به " مدرسه جدید کاظمه" اشاره شده است که میرزا کاظم مستوفی ساخت که اصطبل دار مبارکه دربارقاجاریه بود وبه تبعیت از دارالفنون آنرا ساخت ویابرای آموزش ابتدایی ،در خیابان ری تهران ساخته بود  ودیگری هم" مدرسه فرخ خان امین الدوله " می باشد که از رجال درباری قاجاریه بود که در ص 687 کتاب الماثر به آن مدرسه اشاره شده است وبعدا در دوره رضاشاه به وزارت معارف اهداء گردید که بعدا به هنرستان آیت الله بهبهانی تبدیل گشت  ویا دیگری هم"مدرسه شاهزاده خانم " می باشد که به نقل ص121 کتاب الماثر والاثار ، والده عبدالحسین میرزانصرت الدوله قاجاربود وبرای آموزش  دختران اشراف ،تاسیس کرده بودودیگری هم"مدرسه نظامی ناصری" می باشد که قبلا جزودارالفنون بود وبعدا در دوره خود ناصرالدین شاه واز این مدرسه مستقل گشته وبه ریاست کامران میرزا( نایب السلطنه و فرزندش بود) وبنام "مدرسه ناصری "ملقب میگردد که ّبه آموزش تخصصی نظامیان قاجار بپردازد ویاآموزش آنها نیز با فنون ودروس جدید باشدویا بامعلمین اروپایی پیاده نظام وتوپخانه وغیره باشدوبعد از کامران میرزانیز ریاست آن مدرسه نظام وبه سردار فیروزکوهی داده میشود وبه نقل ص 1160 کتاب " مرات البلدان " سردار فیروز کوهی نیز دهاتی در منطقه خودش داشت که از در آمد موقوفاتی آنهابهره مندبود ،و دو مدرسه دخترانه ویاپسرانه فیروزکوهی را ساخت ویابرای  آموزش بچه های بی بضاعت تهران ساخت که امروزه ساختمان جدید ساز مدرسه فیروزکوهی تهران هم ودر ناحیه بالای خیابان شیخ هادی تهران قرار دارد ویانرسیده به خیابان جمهوری اسلامی معاصر می باشد وبعدا مدرسه نظامی قدیمی قاجار را به نماینگان مجلس می دهند  وکامران میرزاهم ، مدرسه نظامی جدید ش راو در اراضی باغات جدید خود ویادر "محله امیریه تهران" میسازد  که در دوره رضا شاه، هم به دانشکده افسری تبدیل می شود ونیزلازم به یادآوری است که "مدرسه نظام ناصری" وبا نام "مدرسه همایونی "هم نامیده میگشت  ودیگری هم "مدرسه قزاقخانه " بود که بعد از تاسیس قزاقخانه در تهران ضروری شدکه ناصر الدین شاه و در سفر به روسیه ،تحت تاثیر آموزش آنها قرار گرفته بود  ولذا برای آموزش جدید قزاقان نظامی خود ویاحافظان امنیت رژیم قاجار ، ودرشهر تهران این نوع مدرسه قزاقخانه را می سازدکه پرسنل قزاقخانه ها ویابریگاد قزاق را در استانهای مختلف ایران، تربیت نظامی بکند که بعدا رضا خان قزاق وآنرا ّبا نام " قشون پهلوی " تغییر نام می دهد ودیگری هم" "مدرسه مروی "است  که در محل "بازار چه مروی "است ویادرآن سوی دیگر خیابان ناصر خسرو قراردارد که مدرسه مروی مزبور راهم که حاج محمد حسین  مروزی فخرالدوله ساخته بود وقبلا صرفا طلبه نشین بود وبعدا به مدرسه جدید مروی تبدیل گشت وخاندان مروی هم ازایل قاجاریه های شهر مروبودند ویاازخویشاوندان آقا محمد خان قاجار بودند که همگام با وی ودر شهر تهران ساکن شدند وص 203 کتاب الماثر ویاکتاب رجال ایران مهدی بامداد وغیره هم به این مدرسه مروی شهرتهران  اشاره کرده ویادر دوره قاجاریه اشاره دارد  ودیگری هم" مدرسه موسیقی " می باشد که قبلا مسیو لومر بوجود آوردکه برای دارالفنون استخدام شده بود  وبرای موزیک قشون ، آن فن را آموزش می داد  و11 نفر نیز فارغ التحصیل ودر این طریق داده بود  وبعدامدرسه مزبورهم مستقل گردید  ونیزهمان مدرسه موسیقی ،قبلا در جنب دارالفنون بود ودر دوره رضا شاه زمین آنرا به اداره پست وتلگراف جنب اش می دهند وخودش به ناحیه دیگرتهران می رود . ویا دیگری"مدرسه نقاشی تهران "است که کمال الملک وبرادرش  ودیگران در تالار نقاشی دارالفنون استخدام شده بودند ویادر کارگاه نقاشی آن مدرسه کار می کردند  ولی در اواخر دوره قاجاریه ،از دارالفنون مستقل می گردد وبه نام "مدرسه نقاشی وصنایع مستظرفه" میشود ویابا " مدرسه موسیقی دوره رضاشاه " ترکیب  شده وبعدا در سال 1319 ش هم باهم دیگر ادغام شده وپایه دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را می سازند  وبعد از انقلاب  نیز تنوع آن در شهر تهران بیشتر می گردد وبه حدود 10 دانشگاه هنر ویا یادانشکده سوره ویا صدا وسیماتبددیل شده ویا به 49 موزه هنری تهران تبدیل شده ویابه تعدادزیادی از فرهنگسرای جدید تهران تبدیل میگردد ویابه آموزشگاهای آزاد هنری  تهران تبدیل شده اند که قشر وسیعی از سکنه شهرتهران راجذب کرده ودراین مجموعه های هنری مشغول آموزش دادن هستندویامشغول نمایش صوتی ویاتصویری ویاتجسمی پخته ویا ناپخته خودمی باشند  واز کانونهای دیگر آموزشی شهرتهران می باشند واز مدارس دیگر عصر ناصری تهران هم، "مدرسه میرزا صالح تهران" می باشد که بقایایش در خیابان پامنار بود که اولین چاپخانه را به ایران آورد ولی امروزه آثاری ندارد واما در ص 313 "کتاب الماثر" به این مدرسه میرزا صالح تهران اشاره شده است ویادیگری "مدرسه معیر الممالک " واز رجال عصر قاجاری میباشد ومثلادر ص 117 وغیره کتاب مزبور به آ ن مدرسه اشاره شده است ویا "مدرسه ابوالحسن ایلچی " می باشد که در ص684 کتاب سه جلدی آلماثر والاثار به این مدرسه قاجاری تهران اشاره شده است ودر این نوع از مدرسه ها هم علاوه از آموزش زبان فارسی وعربی ویاآموزش قرآن ، وبه روش دارالفنون آموزش پایه ای ریاضی هم رواج داشت ویاآموزش حساب وهندسه و یاجغرافیا ویا علم الاشیا  رواج داشت که بعدادر دوره تکمیلی دبیرستان به کتابهای تخصصی فیزیک تبدیل شدویابه دروس شیمی تخصصی ویادرس زیست شناسی ویاهیئت ونجوم ویاعلم دیفرانسیل تبدیل میشود ویادر دورس دانشگاهی بالاترو به علوم تخصص تر شیمی تجزیه تبدیل می شود ویابه علم شیمی آلی ویا به علم شیمی نفتی وپتروشیمی وشیمی کاربردی تخصصی وغیره تقسیم می شوند  ویا علم نقشه کشی ویادر س نقاشی مدرسه ابتدایی دوره قاجاریه بود که درآموزش دادن مدارس ابتدایی دوره قاجاریه گنجانیده شده بود و  در سالهای بالاترتحصیلی خودش ،به رشته های تخصصی نقاشی دانشگاهی تبددیل میشودویابه رشته عکاسی وگرافیک دانشگاهی تبدیل  میشود که از دوره دورس دارالفنون آغاز شده بود و   وبقیه مدارس تهران عصرناصری هم واز نوع مدارس سنتی ویامدارس دینی بشمار می روند که شاهان قبلی قاجارآنهارا ساخته بودند  ویا نخست وزیران قاجاروحکام متنفذقبلی قاجارو در شهر تهران  آنهارا ساخته بودند ویابه تبعیت فرهنگی از شاهان قدیمی ایران ساخته بودندویانظیر دولتهای صفویه ویادولت ایلخانی ویاسلجوقی  ساخته بودند که صرفا مدارس دینی باشد ویابرای آموزش طلبه های دینی ساخته بودند  وهمچنین از املاک خود، موقوفاتی راو برای هزینه ساخت وسازآن نوع مدارسی دینی دایر کرده ویاهزینه های طلبه های آن  نوع مدارس دینی راتامین می کردند ولی در ساخت وساز مدارس جدید تهران ویا درتامین هزینه های آنها ،قبلااین نوع موقوفات وجود نداشت  وهزینه های آنها صرفا از نوع شهریه های ماهانه بود که می بایست دانش آموزان مدارس جدیدبدهند،ویا خودشان بپردازند ویاهزینه ساختمانهای آنها واز محل موقوفات دایمی نبود  وبلکه گاهی ساختمانش از محل "هدیه های مقطعی "برخی از رجال فرهنگ دوست بود  که گاهی بعد از مرگ رجل مزبورهم تمام میشد ویا باخراب شدن ساختمان قدیمی اش ،دیگر تداوم تاریخی  نداشت ویا عمر آن مدرسه جدید هم پایان می یافت وبه تعطیلی کشیده می شدوباید افزود که از سی وشش مدرسه جدیدتر سال1323 ق ویادر عصر مظفری هم،دو مدرسه آن از نوع دولتی بودند که از محل در آمدهای املاک خالصه قاجاریه تامین هزینه می شدند ولی34 مدرسه دیگر دوره تاریخی مزبور ، از نوع مدارس ملی ویا ملیه وملتی بودند که شهریه اش بعهده اولیاء دانش آموزان بود ویاساختمانهایش هم وبا پول نفت ساخته نشده بودند وبلکه گاهی خانه های خشت وگلی برخی ازرجال تهران بود که منزل اضافی ترداشتند  وبرای امور خیریه دانش آموزان ساختمان آن منزل دوم خود را به مدرسه جدید تهران اختصاص داده بودند  ولذابعد از مرگ آ ن خیر فرهنگ دوست  هم ،دیگر تداوم مدرسه مزبورنیز به چالش کشیده میشد ویاخانواده اش به چالش با آن کشیده میشدوبهمین دلیل ،در سال 1323 ق این نوع مدارس جدید و36 گانه تهران ،با بحران روبرو شده ویا هزینه هایش با بحران روبرومی شود ولذادر معرض تعطیلی قرار میگیرند وحتی به نقل برخی از صفحات  "کتاب مرآت الوقایع مظفری " عین الدوله حاکم تهران هم و در دوره مظفر الدین شاه  ویابدلیل فقدان بودجه دولتی دربارش ،این بار بودجه مدرسه دولتی دارالفنون را هم قطع میکند واز این رو به نقل ص 722 کتاب مرات الوقایع مظفری که می نویسد :از آن وقتی که عین الدوله روی کار آمده است ومواجب را قطع کرده ،و بکلی "بازار علم "در طهران کساد شده  واز جمله مخارج مدرسه دارالفنون را مقطوع ساخته واز این جهت کار مدرسه بکلی از هم پاشیده  و400شاگرد مدرسه دارالفنون ،در ماه شعبان ، به 30 نفر رسیده است وچیزی بر نیاید که درش بسته شود واگر شاهزاده عین الدوله ،یکسال دیگرهم بر سر کار باشد اسم " کتاب وعلم "بکلی از نظر ها محو می شود( ص722)  واما مدارس قدیمی  ویادینی تهران که موقوفات پایداری داشتندو چنین وضعی را نداشتند که تعداد آنها در شهر تهران وبه دههامدرسه سنتی می رسید ومثلااملاک زیادی از دهات ایران، موقوفه آنها بود  وفرضا ، مدرسه میرزا حسین خان سپهسالار بودکه ساخته صدر اعظم ناصرالدین شاه می باشد وصفحات 117 و211 و275 و459 همان کتاب الماثر والاثار اعتمادالسلطنه  ،به این مدرسه دینی عصر قاجاریه اشاره میکند ویامنابع دیگر تاریخی نشان می دهد که سپهسالار ،دهات ویااملاک زیادی راو درشهر هیدج ویادردهات ابهر واطراف سلطانیه وغیره وبرای تامین هزینه های آن مدرسه موقوفه کرده بود  ویادیگری مدرسه سپهسالار قدیم ویا مدرسه میرزا محمدخان سپهسالار می باشد که صفحات 301 و117 و211 و275 کتاب الماثرنیز به آن مدرسه قاجاری اشاره میکند که صدر اعظم دیگرشاه قاجار،آنرا در شهر تهران ساخته بود ویاموقوفات زیاد ی به آن مدرسه وقف کرده بود ویا دیگری  هم "مدرسه میرزا شفیع صدر اعظم" فتحعلیشاه است که مدرسه سنتی بود وص 222 کتا ب الماثر نیز به این مدرسه تهران ودر عصر قاجاریه اشاره میکند ویا دیگری هم مدرسه آ صفیه تهران است که آصف میرزاو وزیر دیگر فتحعلیشاه آنرامیسازد ویادر تهران ساخته بودومثلا صفحات 117 و684 کتاب الماثر ، به آن مدرسه اشاره داردویا مدرسه دیگرهم مدرسه شیخ العراقین تهران میباشد که امیر کبیر وی را وصی اموال خود قرار داده بود وبعد از قتل امیر کبیرهم وبه نقل منابع تاریخی وی قانونا در آمداملاک امیر کبیررا می گیردوصرف ساخت آن مدرسه میکند واز جمله درآمد سه کاروانسری متصل بهمدیگر امیر کبیر را در بازار تهران ،صرف ساخت وساز مسجد شیخ العراقین میکندویاصرف مدرسه دینی جنب آن کاروانسرای امیر کبیر میکند ویادر نزدیکی کاروانسراها ها ومغازه های تجاری آن قرار داشت و در منابع تاریخی ایران ودر عمل شدن به این وصیت امیر کبیر اشاره گشته است و  ویادیگری مدرسه مروی ناصر خسرو می باشد که مغازه های زیادی ودر بازارچه مروی  تهران ، وقف آن مدرسه بود وبعلاوه مدرسه های  صنیعیه ویامدرسه نیاکی ویامدرسه دانکی حاجی سید جعفر لاریجانی  ویامدرسه محمودیه ویامدرسه سید نصرالدین خیابان خیام کنونی تهران ویامدرسه فخریه  ویامدرسه شیخ هادی در خیابان شیخ هادی تهران ویامدرسه دینی آقا رضا ویامدرسه حاجی ابوالفتح بازار تهران ویا مدرسه دارالشفای تهران ویامدرسه امامزاده زید بازار و غیره هم از این نوع مدارس سنتی تهران می باشند که هر کدامشان موقوفات  دایمی داشتند ونظیر مدارس جدید تهران نبودندویابا بحران هزینه خود روبرونبودند  که وزارتخانه تازه تاسیس  " وزارت فرهنگ ومعارف واوقاف  " جنبه مالی آنرا چنین طراحی کرده بود و بعد از ناصرالدین شاه هم وبه نحوه هزینه های هر دو دسته مدارس جدید ویامدارس سنتی تهران ، وزارتخانه معارف واوقاف عمل میکند وسابقه این نوع وزارتخانه فرهنگ ومعارف واوقاف هم در دولت های قدیمی ایران حدود 160 سال است وتنها در عهد ناصری شکل گرفت ویابعنوان یکی از 9 وزارتخانه قاجاریه پیدا شد وتا سال 1342 ش هم یک  نوع وزارتخانه واحد باقی ماند واز سال 1342ش به بعدبودکه به چند وزارتخانه متعدد تقسیم گشت ویاپنج وشش وزیر جداگانه یافتند  وبعلاوه با خصوصی سازی مدارس ویادانشگاههای ایران هم، بحران تامین هزینه های موسسات آموزشی مزبور زیاد تر شده است  وبویژ ه با تاسیس مدارس متوسطه عصر پهلوی که مکمل درسی مدارس ابتدایی عصر قاجاریه می باشند ویادانشگاههای خصوصی ونیمه خصوصی بعد از انقلاب  که مکمل درسی مدارس متوسطه عصر پهلوی شده اند وبهمدیگر زنجیر وار وصل گردیده اند  واز این راه آینده نگری مالی مراکز آموزشی  ویادبیرستانهای  تهران ویاایران رامخدوش کرده اند ویا با نامعلومی روبرو ساخته اند !  ودر حالی که امروزه مردم ایران وبه آموزش دیدن در این مکانهاعادت  فرهنگی کرده اند ویادر این نوع از مراکز جدید آموزشی خو گرفته اند ویادر 160 ساله اخیرایران ، عادت فرهنگی غلط ویا صحیح یافته اند !؟ که بنیانگذاری دارالفنون درکشور ایران آنرا ببار آورده است ویاپایه گذاری حرفه های مردم شهرهاراوبر اساس درس آنها نهاده است ویابر اساس آموزشهای جدید آن  نهاداجتماعی نهاده است،ولی امروزه جواب مناسبی به این سوال  ندارد؟واز این رو مردم ایران  معاصر را دچار یک نوع دوگانگی رفتاری می نماید .!  ومثلا وجود 2500 الی 3000 مدرسه ویادبیرستان وهنرستان در تهران ویا وجودمراکز دانشگاهی متعدد ویا باپرسنل وسیع اش  ویاباهزینه های زیادش در شهر تهران  ، معضلی است  که این عادت فرهنگی 160 ساله ببار آورده است ولی تعمق در آن نمی شود؟  ودر حالی که ازدیاد آنها ودر شهر تهران وغیره صرفا به حرفه آموزی دقیق منجر نشده ویابه پول در آورعقلانی  تبدیل  نشده اند وصرفا احساسی با آن  مسئله اجتماعی ، برخورد میشود !.

 ودر هر حال بعد از گذشت دوسال از ساخت وساز ساختمان دارالفنون وافتتاح رسمی آن در سال 1268ق ویابعد از گذشت چند دهه از عمر تاسیس دارالفنون  ، ناصرالدین شاه وموسس آ ن نهادآموزشی جدید ایران و در سال1313ق به قتل می رسدوسرنوشتی نظیر موسس نظامیه ایران می یابد  ولی دارالفنون همچنان وهمگام با وی نمی میرد وبلکه نظایرش را روبه زیاد کردن می گذارد وبهمین دلیل ویا یکی ودوسال بعداز مرگ وی ویادر سال 1315 ق وحدود 10 مدرسه جدید دیگردر تهران پدید می آید ویادر تبعیت فرهنگی از دارالفنون درشهر تهران  تاسیس می شود که به نقل ص 216 کتاب مرات الوقایع مظفری که در این باره ودر مورد وقایع سال 1315ق  می نویسد : قریب هفت وهشت ماه می باشد که در تهران ، بنای مدارس به طرز اروپ بر پا شده وقریب ده مدرسه بنیان شده ومخارجش رااول، به شراکت جمع کرده اند واز آن پس ، از هر شاگرد در ماه، یک تومان می گیرند وبعضی ازاسامی این نوع مدارس از این قرار است : مدرسه"ابتداییه" و"مدرسه خیریه" و مدرسه رشدیه ومدرسه مظفریه ومدرسه شرف ومدرسه علمیه ومدرسه احیائیه وغیره ودر این مدارس ،از علوم ایرانی وخط وعربی وخارجه وریاضی وصنایع بحث می شود ومدرسه شرف را گویند بانی ملت است ودویست شاگرد دارد وپول از کسی گرفته نمیشود ونیز مجلسی برای انجمن معارف واز دانشوران قرار داده اند ونیز کتابخانه ملی قرار داده اند ونیز مطبعه به شراکت هزار نفر ، وهر یک ، ده تومان ،خیال دارند،که بنیاد نمایند که طبع کتابش آسان باشد ( ص216)        

ویادر سالهای 1316 و1317ق وتا سال 1324 قمری نیز مدارس دیگری هم درعصر دولت مظفرالدین شاه دایر گشتند وبه مدارس جدید عصرناصری اضافه شد ندکه از آنها نام بردم  واز جمله "مدرسه فرهنگ "در سال 1317ق می باشدکه در محله دروازه قزوین تهران دایر شد ( همان ماخذ ص 494) ویا " مدرسه هدایت تهران" ودر سال 1317ق ودر محله دروازه قزوین تهران می باشد ( همان ماخذ ص531)ویا" مدرسه خرد تهران" ودر سال 1317ق ودرهمان محله دروازه قزوین تهران است وتوسط مصباح السلطنه افتتاح شد ( همان ماخذ وص459) ویا " مدرسه اسلام " وتوسط آقا سید محمد طباطبائی ودر سال 1317ق ودر محله سنگلج تهران  می باشدکه افتتاح شدودر خانه میرزا حسین خان مستوفی کاشانی بود( همان ماخذ وص 458) ویا " مدرسه ملتی تهران " ودر سال 1317ق است وتوسط اسکندر خان که برادر ملکم خان نظام الدوله بود ودر " سرتخت محله تهران" افتتاح شد ( همان ماخذو ص462)ویا " مدرسه سادات تهرانی " ودر سال 1316ق ودر محله سرچشمه تهران می باشد که افتتاح شد(همان ماخذو ص370) ونیزکتاب مزبور ودر ص 371 ذکر میکند که در مدرسه مزبور مقدمات وادبیات وهندسه وحساب وصنعت قالی بافی ویاخیاطی طرح می شود  واز بچه های فقیری که سادات باشند پولی اخذ نمی شود  ویادر سال 1316ق از " مدرسه قدسیه تهران " یاد می شود که در " محله سر چشمه تهران " واقع بود ومیرزا سید حسن خان حکیم نظام الحکما تاسیس اش کرده بود  وعلی النقد صدنفر شاگرد پذیرفته بود  ودر این مدرسه هم  علوم ابتدایی ومقدمات وریاضی بحث میگردد ( همان ماخذو ص 377) ویا در فاصله سالهای 1320 الی 1323ق از تاسیس " مدرسه ملی همت تهران" یاد می کندکه در "محله حسن آباد تهران " تاسیس شد ( همان ماخذ وص 875) و یا در ص 472کتابش ودر سال 1317 ق از تاسیس "مدرسه وزارت خارجه تهران "یاد می کند که آنرا "مدرسه علوم سیاسی " هم می گفتند ودر عصر مظفر الدین شاه دایر شده بودودر فاصله خیابان فردوسی جنوبی تهران وخیابان لاله زارواقع بود وقرار بود که برای کشورهای خارجه ،در این مدرسه تهران ، سفیر ویادیپلومات تربیت بشودویادر حد تحصیلی دیپلم تربیت بشود  ویامنابع دیگر تاریخی  هم به این مدرسه علوم سیاسی تهران اشاره دارند  وهمچنین اینجانب نیز تحقیق مستقلی ودر باره این مدرسه سیاسی دوره قاجاردارم ویا چهار تحقیق دیگرهم ودر مورد مدارس عصر قاجار ویامدرسه فلاحت ومدرسه دارالفنون این عصر دارم که ازجمله 70 تحقیقم می باشد که درمورد مدارس قدیمی ویاجدید ایران ویا دانشگاهایش می باشند و در طی 40 سال اخیر انجام داده ام وبعلاوه کتاب ملک المورخین ویا وقایع المرات مظفری که در دوجلد نوشته شده ویادر مورد وقایع عصر مظفری ایران نگاشته شده است  ودر مورد وقایع سال 1317 قمری  ودر ص 429 کتابش از "تاسیس مدرسه کمالیه تهران "ذکر می نماید ویادر " محله معیری تهران " یاد می کند  ویا در ذکر وقایع سال 1323 قمری هم وا ز تاسیس " مدرسه فیلسوف تهران " ودر "محله امزاده سید اسماعیل بازار تهران" یاد میکند  که فیلسوف الاطباءآنرا تاسیس کرده بود و وی طبیب در بار ناصری ومظفرالدین شاه بود وپسرش نیز لقمان الملک ودر دوره رضا شاه، بیمارستان لقمان الملک تهران را تاسیس نموده بود (ص 761 همان کتاب )  ویا در صفحات 443 و444 کتابش  ودر ذکر وقایع سال 1317قمری هم ذکر میکند و از تاسیس دومدرسه " مختاریه " ویا "مدرسه تربیت " تهران یاد میکند که چندان دوام نیاوردند ویا در ذکر وقایع سال 1322قمری هم از تاسیس " مدرسه مدبریه تهران" یاد می کند  که فرزندان میرزا ابراهیم خان مدبرالدوله رشتی آنرا تاسیس کردند که که در دایره عثمانی وزارت خارجه ایران کار میکرد واز ثلث اموال آن مرحوم نیزاین مدرسه تهران را ساختند که در ص 737کتاب مزبور ّبه آن  مسئله اشاره دارد   بعلاوه در ص 299 کتابش و در مورد وقایع سال 1316ق و به "مدرسه ملی مظفری تهران" اشاره دارد که در محله بازار تهران قرار داشت وتا دویست نفر شاگرد واز هفت سالگی وتا دوازده سالگی پذیرفته بود  ویاشاگردانش ماهانه یک تومان می دادندوبخاطر روز افتتاحش که روز تولد مظفرالدینشاه بود آنرا " مدرسه مظفری " نامگذاری کرده بودند ونیز در ص 760 کتاب دوجلدی اش ، از "مدرسه تمدن تهران " ودر فاصله وقایع 1320 الی 1323ق یاد می کند ویادر مورد وقایع سال 1324ق ودر صفحات 1064 و1072کتابش از " مدرسه اقدسیه تهران "و شرح احوال شاگردانش یاد می کند ویا در ص 1016 کتابش واز " مدرسه اقبال تهران" یاد می کند که تبعه روسی تهران وبرای آموزش فرزندانشان ودر سال 1324 قمری ،ودر شهر تهران تاسیس کرده بودند  ویا در ذکر وقایع سال 1323 ق ودر ص 792 وص1088 از" مدرسه آلیانس تهران "  وحوادث آن یاد می کند که 6 سال قبل و در محله یهودیان  تهران تاسیس شده بود وبعلاوه300شاگرد و10 معلم داشت  ونیززبان فارسی ویاعربی وفرانسه وعبری وعلوم جدید در آن مدرسه تدریس میشد که " انجمن آلیانس فرانسه " که افرادپولداری بودند وآنرا برای یهودیان تهران ساخته ویابرای هم دین های خود ، در ایران ساخته بودند وبعدا فرانسویها 6 مدرسه دیگر هم و در تهران ساختندویا در دوره رضا شاه ،مدرسه فرانکوپرسان ومدرسه ژاندارک وسن ژوزرف وسن لویی وغیره ازآنها بود ودر ذکر مدارس تهران عصر رضا شاه به آنها اشاره خواهم کرد وبعلاوه کتاب مزبور ودر ذکر حوادث سال 1317قمری  واز " مدرسه رشدیه تهران"یادمیکند ویادر ص 472کتابش  یاد می کندونیز در همان سال ودر " محله سرجنبک تهران" واز " مدرسه سعادت تهران "یاد می کند که بوسیله مترجم الدوله اداره می شد ودر ص 476کتابش یاد می کند  ونیز در همان سال1317ق واز" مدرسه افتتاحیه تهران"یاد میکند که تا 50 شاگرد قبول میکرد وعلاوه از دروس معمولی  ، دستگاه قالی بافی هم داشت ویادر طی دوسال آموزش می داد  وبعلاوه در صفحات 373 و471 و472 و476 کتابش واز " مدرسه ادب " تهران یاد میکندکه در محله چاله میدان تهران قرار داشت ودر یکی از عمارت های فتحعلی خان صاحب دیوان قاجاری ،مدرسه را دایر کرده بودند  ودر سالهای 1316و1317 وغیره فعالیت مینمود وهمچنین میرزا شکرالله خان مترجم الدوله ومیرزا یحیی دولت آبادی  (وِیامولف کتابهای "حیات یحیی "هم )در آن مدرسه ادب تهران و باهمدیگر ابتدا" همکاری میکردند ولی بعدا اختلاف یافتند ودر آن مدرسه جدید عصر قاجاری هم علاوه از دروس ابتدایی زبان فارسی ویاعربی ویاصنایع واز دروس جوراب بافی ویاپیراهن بافی وصحافی  وزرگری  وقالی بافی هم تدریس می شد که در مدارس قدیمی وسنتی ایران رواج نداشتند ولذا مدرسه ادب  تهران وباشیوه های  دروس خاص خودش ،زبانزد عام وخاص شده بود  وبعلاوه میرزا یحیی دولت آبادی ومعلم این مدرسه تهران نیز ودر کتاب چند جلدی "حیات یحیی " خودش ، به اسامی برخی ازاین مدارس جدید تهران اشاره میکند ویا دراین دوره تاریخی قاجاریه  اشاره دارد که ماخذ دیگر تحقیقات اخیرم  میباشد  ولی به مطالب آن کتب وبدلیل عدم اطاله مطلبم ، اشاره نمی کنم  ویا به منابع دیگر تاریخی عصر مشروطیت اشاره نمی کنم که از برخی خصوصیات مدارس تهران  عصرمزبور نام برده اند  واز جمله کتاب ده جلدی " خاطرات عین السلطنه " می باشد ویا کتاب"وقایع اتفاقیه ویا کتاب " دیده ها وشنیده " هاست  که به مدارس جدید عصر احمد شاهی و یامحمد علیشاهی قاجار اشاره دارند وهمچنین کتاب "مرات الوقایع مظفری" ودر ص 359 کتابش از " مدرسه دانش " محله پاچنار تهران یاد می کند که دو مرتبه تحصیلی در آن مدرسه داشت ویا طراحی شده بود ک یکی " مرتبه ابتدایی " ودیگری "مرتبه علمی " باشد ومخارج  مدرسه از شاگرد ها اخذ میشد  ودیگری هم" مدرسه رفعت تهران" ودر سال 1317 ق بود که میرزا رفیع خان مشارالسلطنه آنرا دایر کرده بود ودر ص 515 کتاب مزبور به ذکر آن پرداخته است  وبعلاوه "مدرسه اکابر تهران" ودر سال1316 ق می باشد که در خیابان علاءالدوله ویا فردوسی کنونی قرار داشت  وشاگردهای کمتر از سن 25 سال در آن مدرسه پذیرفته نمی شدند ونیزدر مدرسه مزبور هم دروس مقدماتی عربیه ویاادبیه ویاریاضی والسنه خارجی تدریس میشدند ونیزص 336 کتاب مزبورهم به آن مدرسه اشاره دارد  ویا "مدرسه خیریه" ویا ایتام تهران می باشد که در سال 1315 ق ودر "محله حسن آباد تهران" دایر شد  ومیرزا کریم خان سردار معظم فیروزکوهی  آنرادایر کرده بود  ودرسهایش ،علاوه ازدروس فارسی ویاتاریخ وجغرافیا وحساب وصنایع واز قبیل مشق ارسی دوزی ویاپارچه بافی وقالی بافی وغیره بودند که به بچه ها آموزانده میشدند  وهمچنین باید افزود که میرزا کریم خان  مزبور ،وزیر قور خانه ومدیر مدرسه نظامی مظفرالدین شاه ودر سال 1316 ق بود  ودیگری هم"مدرسه ثروت می باشد که بعدا عنوانش را به "مدرسه تجارت " تغییر نام دادند  زیرا در آن مدرسه تجارت تهران  هم علاوه ازتدریس دورس ابتدایی ،دروس دفتر داری وتجارت نیز تدریس میشد واز این رو ص 760 و905 همان کتاب به مسئله مزبور اشاره دارد ونیز "مدرسه رشدیه تهران " ودر دوره مزبور می باشدکه ص 137 و138 همان کتاب مزبور به آن مسئله اشاره است ویادر مورد فلسفه وجودی اش  هم می نویسد  که امین الدوله صدر اعظم شاه ودر ایام پیشکاری  خود در آذربایجان وبا میرزا حسن رشدیه آشنا میشود وبعلاوه در سال1315ق ،امین الدوله مزبور وبا همکاری میرزا حسن رشدیه، این  نوع مدرسه را درشهرتهران ودر جنب عمارت خودش می سازد ویابا همکاری شاه دایر می نماید که میرزا حسن رشدیه مزبور نیزنحوه تدریس این نوع مدارس را وبه روشی مخصوص در اسلامبول یاد گرفته بود وخود آنها هم از اروپا اخذ کرده بودند وبعلاوه امین الدوله وبرای ساخت وساز این مدرسه ده هزار تومان داد که دوهزار تومان آنرا شاه داده بود  ونیز50 شاگرد داشت  که 25 نفر آنان مجانی ودر مدرسه مزبور درس می خواندند وبعلاوه25 نفر دیگر هم ماهانه پانزده هزارو به مدرسه مزبور پول میدادند وبعلاوه به نقل ص15 همان کتاب، مدرسه کر ولالها ودر اروپا واز قرن 15 شکل گرفته بود وامروزه نیزبنام مدرسه کودکان استثنایی آموزش وپرورش  ایران نامیده شده  ،ویابقایای این نوع سیستم عصر مظفری می باشد وهمچنین "مدرسه احیاییه تهران "می باشد که در ص 216کتاب مزبور، به آن مدرسه اشاره شده است وبعلاوه " مدرسه علمیه " تهران می باشد که کاملتر بود وبه نقل ص 250 همان کتاب ،مکانش در میدان توپخانه تهران بودویادراول خیابان لاله زار قرار داشت  وبعلاوه دفتر " انجمن معارف تهران   " هم ودر محل این مدرسه تشکیل جلسه میداد که یکنوع هیات امنای مدارس ملی ویاشهریه ای دوره قاجار بودند  که با کمک وزیر علوم ومعارف دربار هماهنگی درسی ویاامتحانی وشهریه ا ی داشتند مدارس عصر قاجار رابا همکاری یکدیگر تنظیم مینمودند  وهمچنین " مدرسه صنعتی تهران " ودر سال 1316 قمری می باشد ودر دوره مظفرالدین شاه است که درشهر تهران پایه گذاری شده بود واساس هنرستانهای کنونی  تهران معاصرمی باشد که امروزه 64 واحد هنرستان تهران را بوجود آورده ویااساس هنرستانهای دیگر شهرهای ایران می باشد  ، وبه چگونگی این مدرسه صنعتی عصر مظفری تهران اشاره می شود، زیرا به نقل ص 304 کتاب مزبور،عللش به بلاد روسیه برمی گردد ویااساس اقتباس مدرسه فلاحت کرج هم و در دوره مظفری وبر اساس مستندات این نوع کتاب  مرات الوقایع، به بلاد روسیه بر می گردد وچرا که ص 304 کتاب مزبور شرح می دهد که :در سال 1316قمری ،میرزا رضا خان ارفع الدوله امیر تومان ، وزیر مختار روسیه بود  ومبلغی از خود ویا ازسایر اجزای سفارتخانه خود  وبه اسم اعانه  وبرای انجمن معارف تهران می فرستد ونیز به مسلمانان ایرانی در خاک روسیه هم اعلانیه ای نوشته    وبه طبع رسانیده که برای ایجاد "مدرسه صنعتی در خاک طهران " امداد بنمایند ویادر"بانک  روسیه " گذاشته وفرعش را هر ساله به طهران بفرستند( ص 304 همان ماخذ )  ولی کتاب دیگر عصر احمد شاه قاجارطور دیگر مینویسد وآنرا آلمانی می داند که متن کتاب " دیده ها وشنیده ها " میباشد ودر صفحات  186 و187و188 کتابش به مدرسه   صنعتی  ایران وآ لمان  ودروس واساتید آلمانی آن مدرسه تهران اشاره دارد که در دوره احمدشاه بود ویا باآغاز جنگ جهانی  در شهرتهران وبرای همکاری با ملت ایران بوجود آمدویادرطی این جنگ  جهانی اول دایر کرده بودند که احتمالا مکان اولیه آن هنرستان هم در خیابان سی تیر قرار داشت وبعدا مهندسان آلمانی ودر دوره رضا شاه که زیادتر شده بودند وامثال این نوع هنرستانهارا زیادترکردند واما باوقوع جنگ جهانی دوم وبااشغال شهر تهران وتوسط آمریکایی ها، مجبور شدند که ازخاک ایران بروند وبعدا با آمدن لکوموتیوهای آمریکایی به راه آهن ایران ویاباتاسیس هنرستان راه آهن تهران وغیره مکانیزم هنرستانهای ایران هم عوض میشود وامروزه که اداره 64 هنرستان تهران که زیر نظر آموزش وپرورش می باشد ولی اداره 20 هنرستان ویژه اش درشهر  تهران ودرزیر نظرسایر وزارتخانه ها قرار دارد  وبعلاوه هنرستان موسیقی تهران هم است که در عصر احمد شاه بوجود آمد وقبلادر ساختمان شمالی دارالفنون آغاز بکار کرده بود وبعدادر سال 1308 ش ودر کوی  سنگلج تهران وبه یک خانه استجاری منتقل می شود  وبعدانیزبه خیابان پهلوی وروبروی کاخ مرمر انتقال می یابد وآنگاه مراحل خاص خودش را طی میکند واز مدارس دیگر عصر قاجار هم"مدرسه حقوق تهران "است ویادر عصر احمدشاه می باشدکه نصرت الدوله وزیر عدلیه ودر سال1297ش وبا کمک مسیو پرنی و4معلم دیگر فرانسوی  آنرادایر می کند تا پرسنل وزارت عدلیه را تربیت بکندویا "مدرسه تربیت نسوان " ویا "دبیرستان دارایی تهران " است که صفحات 7196 و7644 روزنامه خاطرات عین السلطنه ویادر جلد 9 و10 کتابش به آنها اشاره دارند ویا در 7405کتابش و به "مدرسه های یونس خان سنگلج "ویابه"مدرسه قاجاریه" اشاره دارد که بعدا مدرسه قاجاریه وبنام "مدرسه پهلوی "ودر دوره رضا شاه تغییرنام میدهدوبعلاوه عبدالله مستوفی هم در دوره احمدشاه ودر جلدهای مختلف کتاب "شرح زندگانی من" وبه شرح برخی از مدارس تهرانی عصر مظفری می پردازد ویادر صفحات 80 133 کتابش به "مدرسه روسی تهران" و"مدرسه حقوق تهران" اشاره دارد که در اواخر عصر قاجاریه دایر شده بودند ونیزمدرسه حقوق برای وزارت عدلیه نیرو تربیت می کرد وبعلاوه  درسال 1298 شمسی ودردوره احمد شاه "مدرسه دارالمعلمین مرکزی تهران " دایر می گردد که پایه گذاردانشسراهای بعدی ایران است وابوالحسن فروغی  هم آنرا اداره می نمود که برادر محمد علی فروغی بود ومکان اولیه اش نیزدر خیابان فرهنگ تهران قرار داشت که زمین اش را فرمانفرما داده بودوبعدا بنام دبیرستان معرفت نامیده شد وامروزه هم بنام دبیرستان 15 بهمن می باشد ونیز " مدرسه محسنیه " است که محسن سلیمان میرزا واز نمایندگان مجلس آنرا در تهران تاسیس نموده بود ویا " مدرسه سیروس تهران " است که توسط نیر السلطان ودر سال 1332 قمری تاسیس شد وبعلاوه "مدرسه شریعت تهران " است که در سال 1297ش در تهران ایجاد شدواسناد تاریخی دیگر هم نشان می دهد که مدارس جدیدتهران ودر عصر قاجاریه همینها بودند که آنهارا بر شمردم وتعداد زیادی از آنها تنهادر عصر مظفری بوجود آمده بودند و بعلاوه برخی نیز در دوره ناصری پدیدار گشته بودند ولی در دوره محمد علی شاه  واحمد شاه میزانشان اندک بود وبدلیل  وقوع درگیریهای مشروطیت بودویادر دوره احمد شاه هم ، بدلیل وقوع جنگ جهانی اول بود ویابدلیل تهی بودن خزانه  قاجار، بود که تنها چند مدرسه جدید در زمان آنها شکل گرفته بود وبعلاوه برخی از مدارس عصر مظفری هم در این دوره تعطیل شدند ویا تغییر نام داده بودندویاتغییر مدیریت داده بودند که اغلب از نوع مدارس ملی ویااز نوع ابتدایی بودند ومدرسه متوسطه آن عصرهم بسیار اندک بود واز این رو تنها 42 نفر از فارغ التحصیلان دارالفنون نیز وبرای ادامه تحصیل به خارج رفته بودند  وبهمین دلیل ، مکانیزم مدرسه های تهران ودرابتدای عصر رضا شاه کاملاآشفته بود ونیز بدلیل، مکانیزمش ،بعد از سال1305 شمسی  چگونی اشان عوض گردید که اغلب مدارس ورشکسته ویافاقد بودجه شده بودند و حدودا به شصت مدرسه ابتدایی 4الی 5 کلاسه می رسیدند وهمچنین مدارس متوسطه قبلی نیز بسیار اندک بودند وبعلاوه در شهرهای بزرگ ایران هم و برخی از حکام قاجاریه این نوع شهرها  وبا تبعیت از مدارس عصر مظفری  تهران عمل کردند وحدود 30 مدرسه ملی ابتدایی  در آن شهرها ساختند ویاکمی بیشتردایر کردندکه اغلب در شهر های تبریز بودویادرشهراصفهان واراک  ورشت  وسنندج  وشوشتر وکرمانشاه  ویاهمدان واسترآباد  وزنجان  وبروجرد  وقزوین ویایزدوبارفروش ( بابل شَمال ) وخراسان بود وبقیه شهرهای ایران هنوز ،مدرسه جدید ودر دوره قاجاریه نداشتند وتنها بعد از عصر رضاشاه بود که در این شهرها رواج یافت  وبعلاوه در کشورهای خارجی هم تنها 4 سفارتخانه ایران بود که به دایر کردن  مدرسه ایرانی  پرداخته بود واما در دوره رضا شاه، تعداد این مدارس در خارج ایران هم زیادتر شدند ولذا"کتاب مدارس ایرانی در خارج عصر پهلوی اول" نیز به اسامی برخی از آنها اشاره کرده است 

 

       بعلاوه  لازم به ذکر است که "وزارت فرهنگ ومعارف واوقاف " ایران ، وهمزمان با تولد دارالفنون در ایران بوجود آمد ولی در دولتهای سابق ایران چنین وزارتخانه ای ویا دیوان اداری وجود نداشت واولین وزیر فرهنگ ایران اعتضادالسلطنه بود در اواخرعهدناصر شاه مقتول هم، جعفر قلی خان ،وزیر علوم بودکه سومین وزیر فرهنگ عصر قاجار بشمار می رود وبعدا مظفرالدینشاه شغل اورا تصویب میکند واما در کنار وزیر فرهنگ وعلوم آن روزگار  ، انجمن معارف نیز شکل میگیرد که همکاری باوزیر فرهنگ  داشت،تابه اداره مدارس ملی وشهریه بپردازند وگاهی دولت از خزانه خودش ،اعانه ای به آنها می پرداخت که در ص 374 کتاب  "مرات الوقایع مظفری " به آن اعانه همه ساله مدارس تهران ،میپردازد  ویا ص 250 کتاب مزبور ودر سال 1315 قمری به تاسیس " انجمن مکاتب ملی مدارس" می پردازد که هر روزه جمعی از دانشمندان ودر آن حوزه  اجتماع کرده وبه ترتیبات مدارس علمیه ویاابتداییه ورشدیه وغیره تهران می پرداختند که رجوع طالبان تحصیل ،در این  نوع ازمدارس ویا دخول به این نوع از مدارس  چگونه باشد ؟ ونیز دهندگان وجوهات اعانه ویاسالیانه ویاماهیانه وغیره چگونه باشد؟ ویا چگونه به اتاق مخصوص مجلس انجمن بدهند؟ که درداخل مدرسه علمیه تهران، دفتر مرکزی داشتند که در جنب لاله زار ومیدان توپخانه واقع بود وانجمن مزبورهم در روزهای یکشنبه وچهار شنبه وپشت تمام قبوض راو حسب الرسم وبه مهر وزارت جلیله علوم مهر میزد ومهر آن  انجمن نیز در دست مفتاح الملک بود ویادر دفتر مخصوص ثبت می کرد وبعلاوه انجمن معارف مزبورو در تنظیم مقررات مدارس تهران نیز دست اندر کار بود  ولذاص 866 کتاب  مزبور به این مسئله می پردازد  ودر مورد وقایع سالهای 1320الی 1323 قمری می نویسد : وپس از آنکه وزارت علوم ومعارف به علاءالملک داده شد واو در 21ماه شعبان  ، روسای مدارس ملی تهران را احضار کرده  ومقررات ذیل را به آنها اعلام می نماید :

  1. مقررات همه آن مدارس یکی شود
  2. کتب معینه را که وزارت علوم وانجمن معارف امضاء بکنند ،و ناگریز آنها ، به شاگردها درس داده شود
  3. هیچ مدرسه ای، شاگرد مدرسه دیگر را قبول ننماید ومگر به امضاء ورضای مدرسه اول ،که شاگرد در آنجا بود ویا بعد وقرب منزل او لحاظ شود
  4. ودر هر صورت ارائه دادن تذکره علمی که به امر وزارت علوم باشد وبه هریک از شاگردان بدهند
  5.  آنها در ثبت نام مدرسه ،اسامی خانه ویامحله خود وپدر خود ومدرسه را نوشته باشند
  6. ونیز قرار شدکه یک نفر مفتش و  از طرف وزارت علوم وبرای رسیدگی به امر داخله آنها ( یا مدارس ) واطلاع از ترتیبات آنها معین بگردد که هر هفته راپرت وقایع آنها را به وزارت علوم برساند
  7.  ونیز در این دوره تار یخی وبه نقل ص 1083کتاب مزبور، انجمن معارف ، "نشریه معارف" را در می آورد
  8. وبعلاوه در چاپ هرکتاب جدید نیز،مولف مجبور بود که یک نسخه، مجانا وبه کتابخانه دارالفنون بدهد که بعدا جایش را به کتابخانه ملی می دهد

 

وبعلاوه وزارت انطباعات ودارالترجمه ودارالتالیف دولتی که از دوره ناصری جزودربار بود و شاه در دارالفنون شخصی را در این باره بکار گماشته بود ووظیفه اش چاپ کتب درسی مدارس بودویا بعهده داشت واز این رو ص 583 کتاب مذکور ودر ذکر وقایع سال1318قمری می نویسد که : مطبعه حروف نسخ که شاه از فرنگ آورده  واین اوقات در عمارت سلطنتی دایر است

وبعلاوه در تدوین کتب درسی مدارس هم ترتیبات خاص اجرامی شد که آموزش کلاس اولیها آسان باشد  ومنجمله میرزا محمودخان مفتاح الملک است که در اطاق رمز وزارت خارجه کار میکرد وبه رمز نویسی آشنا بود وبرای آموزش شاگردان ابتدایی کلاس اول دوکتاب نوشت که خواندن الفباء راو برای آ نها آسان بکند. واین دوکتاب هم یکی " تعلیم الاطفال " بود ودیگری "تادیب الاطفال" بّود که در سال 1316 قمری تدوین درسی گشت وص 251 کتاب مزبورنیز به آن مسئله اشاره دارد.ویا به نقل ص 859 همان کتاب در سال 1320ق  " ماطه وس خان ملیکیانس ارمنی ، کتاب " نخست نامه " را ودر زبان فارسی وبرای ابتداییها می نویسد ویا به نقل ص 1068 کتاب تاریخ ذوالقرنین که تالیف دوره قاجاریه است وبه کتاب " رساله در شرح خلاصه الحساب اشاره دارد وبعلاوه در این دوره تاریخی ،کتب دیگری هم و برای سهولت تدریس در مدارس تالیف یافته بود که بدلیل اطاله کلام به آنها نمی پردازم.

 

 

مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی -اثر :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۹

 

دارالفنون نخستین نهاد آموزشی مدرنیته جامعه ایرانی - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹

 

مدرسه علوم سیاسی دوره قاجاریه وکارکرداجتماعی آن--دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹

دبیرستانها و مدارس  شهر تهران،  از دوره رضا شاه تا عصر کنونی (بخش دوم) - دکتر خالقی مقدم

دبیرستا نها ومدارس  شهر تهران،

از دوره رضا شاه تا عصر کنونی

(بخش دوم)

از :دکتر محمد خالقی مقدم

متخصص مسایل آموزشی ودانشگاه

همانطوریکه در مقاله قبلی خودم ذکر کردم ، از دوره  تاسیس دارالفنون که در سال 1268قمری بودکه شکل گرفت  وتا روی کار آمدن رضا شاه که در سال1339قمری بود وحدود 70 سال از عمر "وزارت فرهنگ ومعارف واوقاف" می گذشت که یکی از 9وزارتخانه عصر قاجاریه بود که به رضا خان به ارث رسیده بود ودر طی این مدت 70 ساله ودر زیر نظر وزارت فرهنگ ، حدود 60 مدرسه جدید در تهران شکل گرفته بود وبعلاوه تعدادی اندک ترهم در همه شهرستانها وبعلاوه  تعداد پرسنل ویابودجه وزارت فرهنگ هم اندک بود که به آن اشاره خواهم کرد  واغلب این 60 مدرسه تهران نیز اکثرا از نوع مدرسه ابتدایی 4 الی 5 کلاسه بودندوتنها 7مدرسه متوسطه داشت که تا کلاس نهم بود واحتمالا فقط دارالفنون تهران در حد مدرسه متوسطه 12 کلاسه بود  ودر اغلب آنها نیز بتدریج ،یک "روال آموزشی یکسان "درسی شکل گرفته بود که مواد درسی اشان عبارت بود از: آموزش زبان فارسی ویاعربی وکتاب گلستان ودستور زبان  ویاخطاطی وعلوم جدیدتر  ومثلاآموزش ریاضی ویاهندسه ویا جغرافیا وعلم الاشیا ءبود که یاد داده میشد ومدرسه دارالفنون نیز علاوه از دروس فوق الذکر ،علم نقشه کشی ویاعلم نقاشی وموسیقی و علم طب هم داشت ویادفتر داری ویاحسابداری هم آموزش درسی داده می شدکه اینجانب در اسناد فارغ التحصیلان 160 ساله این مدرسه ایرانی  ،این نوع موارد را جمع آوری کرده ام وبتدریج مواد درسی اش ونظیرسایر دبیرستانهای تهران گردید ولذا بعد ازمدرسه دارالفنون ،18 مدرسه جدید هم ساخته شدویابا تبعیت از الگوی مدرسه دارالفنون در عصرخود ناصرالدین شاه بود که در شهر تهران تاسیس گردید ودر دوره سلطنت کوتاه مظفرالدین شاه هم 36 مدرسه جدید در شهرتهران وبه آنها اضافه شدند ودر عصر احمد شاه وپدرش نیز تنها 6الی 7مدرسه تهران به آنها اضافه گردیدندکه در مقاله قبلی ام به اسامی آن مدرسه ها ویاسال تاسیس ویامحله تاسیس اش در تهران اشاره کرده ام ویا به بانیان تاسیس اش ویابه سند تاریخی تاسیس اش اشاره کرده ام  ولی با شروع سلطنت محمد علی شاه ویابا تعطیل کردن مجلس بوسیله وی بودکه کمک میکرد تا دولت ووزارت فرهنگش ، برخی ازکمکهارا قطع بکند ویااعانه های مالی وبه موسسین این نوع مدرسه هارا ندهد،ولذا بسیاری از این نوع مدرسه های نوپای عصر قاجاریه تهران در معرض تعطیلی قرار گرفتند ویا فرزندان افرادمتمول ملک پدری را بطلبند که پدرشان ساختمان اضافی ملکی خود راو در اختیار گردانندگان این نوع مدارس قرا داده بودند وفرزندانشان آن ملکهارا طلبیدند ویا از تعمیر آنها خود داری کردند که براثر مرور زمان مخروبه میگشت ویا شهریه های شاگردان مدارس ،کفاف پرسنل مدرسه ویامعلم وخدمه اش را نمی داد  واز این روبه نقل منابع تاریخی گذشته ودر اواخر دوره قاجاریه ،حدود 45 مدرسه مزبور، در معرض تعطیلی قرار گرفت  ویابا شروع سلطنت احمد شاه وشروع جنگ جهانی اول درسلطنت وی بودکه کشورهای خاورمیانه درگیر جنگ شد ویا با خالی بودن خزانه دولت  این نوع تعطیلی مدارس جدید تهران افزایش یافت   واما در طی این مدت70 سال گذشته، مردم تهران وبه تحصیل فرزندانشان در مدارس جدید "عادت فرهنگی "یافته بودند ویا در فرستادن بچه هایشان به مدرسه، عادت یافته بودند ولذابراحتی نمی توانستند که ازآن تحول اجتماعی زندگی خودبگذرندواز این رو بعد از خاتمه جنگ جهانی اول ویاباشکل گیری مجلس بعدی نمایندگان ،مردم تهران با مراجعه به آن نمایندگان خوددرشهر تهران ، احمد شاه ویاکابینه دولت او را تحت فشارخود قرار دادند که در سیاستهای فرهنگی وزارت فرهنگ ومعارف خودتجدید نظر بکند ویامصوباتی را در این زمینه در مجلس گذرانیدندکه دولت احمد شاه وبا تسهیلات جدیدتر ، مدارس جدید ابتدایی را در تهران احیاء بکند واز این رو مقرر گردید که بهر فرد باسوادتهرانی که یک مدرسه ابتدایی را احیاء بکند ، دولت 8هزار تومان اعانه بدهد ویا اثاثیه واموال مدارس قدیمی وتعطیل شده گذشته را ضبط کرده وفروخته واز فروش آنها ، کمک جدیدی به احیاء مدارس جدید ترتهران داده شود  وبهمین دلیل  هم با مصوبات اخیر در سالهای 1297 و1298 ش بود که حداقل 40 مدرسه جدیدالتاسیس ترابتدایی بوجود آمدویادر شهر تهران ،دوباره شکل گرفت که موسسین آنها اغلب " میرزاهای با سواد تهران "بودند ویا برخی دکتر ها ومهندسین وبرخی هم روحانیون با سوادتر تهران بودند که این نوع40 مدرسه جدیدتر اواخر عهد احمد شاهی را پایه گذاری کردند که حدود دوالی سه سال قبل از سر کار آمدن رضا شاه اتفاق افتاده بود که وی در اواخر سال 1299-1300ش سر کار آمد ودر مصوبات مزبورهم تاکید شده بود که از مدارس جدید حداقل 30 مدرسه به مدارس ابتدایی پسرانه اختصاص بیابد و10 مدرسه دیگر به مدارس ابتدایی دخترانه اختصاص یافت ویا9مدرسه نیز به مدارس متوسطه تخصیص یافته بودکه از مدارس قدیمی تهران باقی مانده بودندوپرسنلش کم وبیش تجربه داشتند  واین نوع مدارس می توانستند بعداز مراحل مدرسه ابتدایی سابق ،دو الی سه سال هم مرحله اول مدارس متوسطه را طی بکنند که تاکلاس هشتم ویا کلاس نهم متوسطه طی میشد

ولذا مدارس جدیدتر اواخر دولت احمد شاه وبا سیاستهای جدید وزارت فرهنگ ومعارف دوباره شکل گرفت ویا در برخی از محلات تهران شکل گرفت  که باعث شد تا برخی از این میر زاهای با سواد تهرانی  ویابا تکیه به همین کمکها واعانه های  دولتی ، خانه های بزرگی را ودر برخی از محلات تهران اجاره بکنند ویااحیانا توافق نامه کتبی با افراد با سواد محله رانوشته ویابعنوان ابواب جمعی معلم همان مدارس جدیدرا نوشته وآنها راجذب و دعوت به همکاری بنمایند وهمچنین لازم به یادآوری است که اغلب این نوع مدارس جدید التاسیس وبا عناوین شاعران قدیمی ایران نامیده شده بودند که میرزاهای باسواد تهرانی ، آنهارا انتخاب کرده بودند  ودانش آموزان تهران را بمدت 2الی 4 سال در مدرسه های مزبور عضوگیری درسی می کردند که شامل " مدرسه رودکی تهران " بود که با مدیریت میرزاحسن خان نراقی زاده در تهران شکل گرفت ویا " مدرسه ابتدایی منوچهری" بود که با مدیریت "میرزااحمد آقا" در تهران شکل گرفت  ویا "مدرسه فرخی تهران " وبا مدیریت " میرزا محمود " شکل گرفت  ویا "مدرسه دقیقی تهران " بود  که با مدیریت " میرزا ناصر آقا " بود  ویا " مدرسه حکیم نظامی تهران " وبا  مدیریت " سید عبدالله میر خان " بود  وبعلاوه " مدرسه عنصری تهران " وبا " مدیریت شیخ محمد ادیب " بود  وهمچنین "مدرسه عسجدی تهران " وبا مدیریت " شیخ کاظم فاضل " بود ویا " مدرسه مولوی تهران " وبا مدیریت " سیدمحمد نور بخش " بود وبعلاوه " مدرسه خاقانی تهران " وبا مدیریت " سید باقر خان " بود ویا "مدرسه فارابی تهران " وبا مدیریت " میرزا حسن خان نوری " بود ویا " مدرسه ناصر خسرو تهران " وبا مدیریت "اللهیار خان مهندس" بود  ونیز " مدرسه اقبال تهران " وبا مدیریت "شیخ محمد رضا گلپایگانی " بود  وبعلاوه "دبیرستان سعدی " تهران  ویا دبیرستان فردوسی تهران " بود که کتاب خاطرات محمد علی فروغی ودراواخر دولت رضا شاه آنراذکر کرده است ویا در یادداشتهای مورخ 22خرداد1320 شمسی ودر پایان حکومت رضا شاه  در تهران افتتاح گردیدند که فروغی در ص627کتاب خاطراتش  وبه آن دو دبیرستان تهران اشاره کرده است ویادر سال1320 شمسی اشاره میکندودر حالیکه مدارس فوق الذکر که قبلاگفتم در ابتدای حکومت رضاشاه شکل گرفته بودند وبعلاوه برخی مدارس ابتدایی این عصر ابتدای عصر رضا شاه را هم برخی ازاطباء وحکیمان تهران پایه گذاری کرده بودند که در دارالفنون علم طب خوانده بودند ویا بعدا در آن مدرسه درس می دادند واین بارهم مدرسه های جدید تری رادر تهران دایر کرده بودندومثلا " مدرسه سنایی تهران " را دایر کردندکه شاعر دیگر ایرانی بود ویابا  مدیریت " دکتر عبدالله فخرالاطباء"  بود ویا " مدرسه ابتدایی دانش تهران " وبا مدیریت " دکتر کاظم برهان الحکما " بودودر اوایل دولت رضا شاه شکل گرفته بودویادیگری " مدرسه ابن سینای تهران " وبا مدیریت " دکتر احیاءالملک" بود  وبرخی از مدارس ابتدایی پسرانه این دوره تاریخی تهران نیز با اسم وعنوان مدیر همان دبستان نامگذاری شده بودند و نظیر " مدرسه ثریای تهران " بودکه با مدیریت "میرزا غلامحسین خان ثریا "اداره میشد ولذابخاطر نام خانوادگی بنیانگذارش وبا نام " مدرسه ثریا" نامیده گردیده بود  ویا " مدرسه ابتدایی وپسرانه انتصاریه تهران " بودکه با مدیریت " انتصار العلماء " اداره میگشت  ویا " مدرسه توفیق تهران " بودکه با مدیریت " شیخ محمد رضا توفیق " اداره میشد  ویا " مدرسه فرهنگ تهران " وبا مدیریت " شیخ ضیاء الدین فرهنگ " بود  ویا " مدرسه ایمان تهران " وبا مدیریت " میرزا ابوالقاسم ایمان" بود که در این عصر دایر گردیده بود ویا " مدرسه اشراف تهران "  وبا مدیریت " میرزاحسین علی خان اشراف " بود که دایر شده بود واسامی برخی دیگر از این مدارس ابتدایی  وپسرانه تهران هم ویااین دوره تاریخی هم برخی ازالفاظ مشهور فارسی ویا عربی بود که به آن نام عنوانگذاری شده بودند  که نظیر " مدرسه هدایت تهران"  وبا مدیریت " میرزا ضیاء الدین" بود که تاسیس شده بودویا " مدرسه بصیرت تهران "  وبا مدیریت " ادیب السادات " بود  ویا" مدرسه ترغیب تهران"  آ ن روزگار  وبا مدیریت " میرزا ابوطالب خان"  بود  ویا "مدرسه سعادت تهران "  وبا مدیریت " شیخ عباس حائری "بود  وبعلاوه " مدرسه ترقی تهران " وبا مدیریت " شیخ محمد علی اعتصام " بود  ویا"  مدرسه امیر اتابک تهران " وبا مدیریت " میرزا علی اکبر خان رضی " بود ویا " مدرسه صفوی تهران" وبا مدیریت " میرزا اسماعیل خان" بود  ویا " مدرسه علامه تهران "  وبا مدیریت " محمد حسین خان عظیم زاده " بود  وبعلاوه " مدرسه حسینیه تهران " وبا مدیریت " سید محمد حجت " بود واینها سی مدرسه ابتدایی وپسرانه تازه تاسیس تهران بودندوبعداز سال 1298 شمسی شکل گرفته بودندکه در محلات تهران ،جایگزین 45 مدرسه تعطیل شده سابق عصر مظفری تهران وغیره شده بودند ونیز دیگری ده مدرسه ابتدایی دخترانه تهران بودند که دراین دوره تاریخی دایر شده بودند وجایگزین مدرسه های دخترانه مادرشاه ویامدرسه دخترانه شاهزاده عصر ناصری تهران شده بودندودر حالیکه مدرسه های مزبوروبرای تحصیل شاهزادگان قاجار طراحی شده بودند ولی این نوع مدرسه های دخترانه اواخر دولت احمد شاه ، که تاسیس شدند ویابا" قانون تاسیس مدارس اناث "بود که در مجلس شورای ملی تصویب شده بود ولذا شکل گیری این نوع مدارس دخترانه هم وبرای طبقات عمومی جامعه ، رواج یافت  ویابعد از آن تاریخ بود که برخی ازمدارس دخترانه ابتدایی ودر برخی از محلات تهران شکل گرفتند  که در ابتدای کار خود به 10 مدرسه درشهر تهران خلاصه می شد وبعدا در دوره رضا شاه، تعدادشان افزایش یافت  وبعلاوه در همان دوره تاریخی ودر سال 1297شمسی "مدرسه دارالمعلمات تهران" ودر اواخر عهد احمد شاه بوجودآمد که برای مدرسه های دخترانه تهران ،معلم آموزشی لازم، تربیت بکند  ولذا10نفر از زنان باسوادتهران ودرابتدای دولت رضا شاه وبرای تاسیس این نوع از مدارس ابتدایی دخترانه تهران مجوز گرفتند که تعدادشان نسبت به مدارس ابتدایی پسرانه بسیار اندک بود، زیرا ،فقط تجار پولدار تهران وآنهم صرفا برای یادگیری الفبای فارسی وخواندن قرآن ، دختران خود رابه مدرسه می فرستادند ویا یکی ، دوسال به این نوع ازمدارس دخترانه می فرستادند وتا سالها ،از تاسیس این نوع مدارس دخترانه وبویژه دبیرستانهای دخترانه وتا سالهای 1340 شمسی در ایران وبا مقاومت روبرو بود  وبعلاوه باید افزود که درآغاز کارشان ،  اغلب این نوع ازمدارس دخترانه تهران ودر محلات ارگ تهران بود ویا در محله عودلاجان تهران بودویا در محله دولت تهران ویا در محله حسن آباد  وقنات آباد  ومحله سنگلج بود ویا در محله در وازه محمدیه ( یعنی میدان اعدام سابق تهران)بود ویا در محله بازار تهران ودروازه قزوین بود که خانمهای با سوادتهرانی راه انداختند و موسئسانش نظیر افسرالملوک بودویا فرنگیس خانم ویا درخشنده خانم ویاحشمت خانم ومحترم خانم وفاطمه خانم  وسکینه خانم اعزازی بودویاحاجیه خانم  ومرصع خانم وکوکب السادات خانم بود که این نوع مدارس جدید ابتدایی دخترانه تهران راو در محلات مزبور اداره میکردند وبعلاوه در سالهای 1309 ش ،دو مدرسه دخترانه دیگر نیز در محله امیریه تهران ویاجنوب تهران دایر گشت که به مدیریت مهربان خانم وهاجر خانم بود  ونیز "مدرسه قابلگی تهران "ودر این سالهابود که بخشی از "مدرسه طبی تهران "عصر رضا شاه تلقی میشد  وهمچنین ، روزنامه خاطرات عین السلطنه و در ص 7644 کتابش ویادر سال 1310 شمسی وبه "مدرسه تربیت نسوان "اشاره میکندو ویافروغی در کتاب خاطراتش به آن اشاره می کند که " مدرسه تربیت دختران ودر ساختمان کمال الملک در میدان بهارستان ساخته شده بود که در سال 1314 افتتاح گردید واحتمالا همان است که در دوره احمد شاه وبنام "دار المعلمات " نامیده می شد  ویا آنرا "مدرسه قاجاریه "می نامیدند ودر سال 1314 شمسی وبنام" مدرسه پهلوی"تغییرنام داد که یکنوع مدرسه دختران تربیت نسوان گردید  ولذاص 7405 کتاب خاطرات عین السلطنه آنرا" "مدرسه پهلوی تهران" می داند که قبلا "مدرسه قاجاریه" نامیده میشد ویا در ص 7815 نیز به آن مدرسه اشاره دارد  وکتاب " کوچه وپس کوچه های تهران عبدالرحیم همایون نیز در شرح آن مدرسه ودر ص 389 کتابش می نویسد که: دانشسرای دخترانه در سال 1305  که قبلا مدرسه قاجاریه نامیده می شد  وبعدا بنام مدرسه پهلوی ویادر سالهای بعدی نامیده شد و به اول خیابان ری واول کوچه آبشار رفت  وبعداهم مدارس پهلوی پسرانه ویادخترانه نیزشکل گرفت ویا در شهرستانها پا گرفت که به آنها اشاره خواهم کرد  که شبیه دبیرستانهای پهلوی پسرانه زنجان بود که در سال 1312ش شکل گرفت ویا دبیرستانهای پهلوی ساری ویا بروجرد ویا همدان بود  وهمچنین کتاب "تاریخ روزنامه نگاری ایران "هم در صفحات 247 و248 و277 کتابش به مدارس پهلوی اراک ویاخرم آباد اشاره میکندویابه مدرسه پهلوی سمنان ویاقزوین وکرمان وکاشان اشاره دارد  که معمولا در خیابانهای پهلوی جدید التاسیس این نوع  شهرها ساخته شده بودند وبعلاوه فروغی نیز در ص 139 کتابش از مدرسه 6کلاسه پهلوی  شوشتر ودر سال 1306 ش یاد می کندویابه دو ،سه مدرسه آن شهر که ساخته کمپانی جنوب بود ویا درص 130 کتابش از "مدرسه دانش پهلوی" وازمدرسه خیام شهر مسجد سلیمان خوزستان نفت خیز یاد می کند که همان کمپانی ودر سال 1306ش ساخته بود ویا در ص 141 کتابش از مدرسه خرمشهر یاد می کند که در سال 1306ش ساخته شده بود ویا در ص 147 کتابش از مدرسه پهلوی بوشهر ویامدرسه سعادت بوشهر یاد می کند که در سال 1306 ش وتوسط گمرگ بوشهرساخته شده بود ویوسف افتخاری نیز در ص 122کتاب خاطراتش : از "مدرسه پهلوی آبادان" یاد می کند  ودرشهر شیراز ویاشهرهای دیگرایران نیز مدرسه شاهپور ویا شاهدخت وغیره ساخته شدند  وبعلاوه ص 475 کتاب "زنان دربار به روایت اسناد ساواک" که مربوط به فرح پهلوی است ودر سال 1318 ش از "دبیرستان شهناز پهلوی" تهران یاد می کند و همچنین ص 493 همان کتاب ،از "مدرسه دخترانه ناموس تهران" یاد میکند  وفروغی نیز در ص494 کتاب خاطراتش ودر سال 1317 ش از مدرسه دخترانه ناموس تهران وجشن آن مدرسه صحبت می کند که دخترش پروین واز آن مدرسه دخترانه تصدیق نامه می گرفت   و بعلاوه اقلیت های مذهبی ارمنی تهران ویا زرتشتی ویا کلیمی تهران نیز مدارس خاص دخترانه خود را داشتند که کشورهای دیگرو نظیر پولداران فرانسه ویاآلمان ویا آمریکا درشهر تهران آن هاراساخته بودندویا آنها را برای آموزش هم دینهای ایرانی خوددایر کرده بودند که به آنها اشاره خواهم کرد واولین آنها " مدرسه آلیانس تهران " بود که متعلق  به کلیمی های ساکن محله عودلاجان تهران بود که در دوره مظفرالدین شاه ،شکل گرفت ووافراد پولدار"انجمن آلیانس فرانسه"ساخته بودند که بعداتعداد آنها را در تهران زیادتر کردند و کتاب مرآت الوقایع مظفری هم در صفحات 792 و1088 خود به این مدرسه فرانسوی تهران اشاره دارد ویامحمد علی فروغی نیز درص 52 "کتاب یادداشتهای روزانه" خودودر دوره رضا شاه به "مدرسه فرانسوی تهران" اشاره میکند ویادر ص 46 یادداشتهایش به " مدرسه امریکایی تهران " اشاره میکند ویا صفحات 88 و146 و150 کتاب "رضا شاه وبریتانیا" هم به این مدرسه آمریکایی تهران اشاره دارد که آمریکایی ها  وبعد از تاسیس سفارت خود در تهران عصر قاجاری ساخته بودند ویااین نوع مدارس آمریکایی خود راابتدا برای آموزش ارامنه ارومیه وسپس ارامنه تبریز وهمدان وتهران دایر کرده بودند که ابتدا وقبل از سال 1303 شمسی در محله دروازه قزوین بود وآنگاه بعدا به خیابان قوام السلطنه آمدوسپس در سال1303ش به زمین واقع در خیابان انقلاب رفت ودر زمینی با وسعت پنج هکتاری این ناحیه تهران ساخته شدکه بعدا بخشی از آن اراضی اش را به دانشگاه صنعتی امیر کبیردادند ویا به دانشگاه هنر داده شد وبعلاوه   بعدا دبیرستان پسرانه آمریکایی تهران وبنام"مدرسه البرزتهران "نامیده گشت ویادر چهارراه کالج تهران تغییر نام دادکه حسینعلی البرز بنیاد خیریه این مدرسه ومدارس دیگر را نهاده بود بود  وهمچنین "دبیرستان دخترانه آمریکایی ها " هم درشهر تهران و بنام " دبیر ستان نوربخش تهران " تغییر نام داد که عبدالله مستوفی در ص   جلد دوم کتاب  "شرح زندگانی من " به آ ن دبیرستان دخترانه نوربخش تهران اشاره می کند ویادکتر باقر عاقلی نیز در ص  کتابش به آن اشاره نموده است  ویا الهام ملک زاده ودر ص44 کتاب" موسسات خیریه عصر رضا شاه " به" مدرسه خیریه دخترانه" سردار فیروزکوهی تهران اشاره میکندکه از عصر مظفری باقی مانده بود  ویا از "هنرستان دختران یتیم تهران "یاد میکندکه در خیابان تازه تاسیس سوم اسفند بود(ویادر خیابان سرگرد سخایی کنونی )بود ویادر روبروی ساختمان جدیدالتاسیس وزارت جنگ عصر رضا شاه و در آن خیابان بود و امروزه "مجتمع تربیتی متقین " نامیده می شود وسلیمان بهبودی نیز در ص 349 کتاب رضا شاه خود به این "هنرستان دختران تهران "اشاره دارد  وهمچنین ص 366 کتاب " کارنامه سیاسی عباس میرزا فرمانفرماییان  هم به "مدارس ناشنوایان آنها و"در این عصر اشاره می کند وبعلاوه ص   187کتاب " دیده ها وشنیده های " عصر احمد شاهی هم از " دبستان انوشیروان دادگر تهران یاد میکند  که نجفقلی پسیان ودر کتاب " ناگفته های عهد پهلوی " ذکر میکند که از چهار مدرسه زردتشتیان تهران عصر رضا شاه می باشد ،ومثلا  دومدرسه  " دبستان دخترانه ایرج " زررتشتیان است ویا" دبیرستان دخترانه انوشیروان دادگر " است که متعلق به دختران اقلیت مذهبی زردتشتیان تهران بودند و تاجران پولدار زردتشتی تهران ونظیر ارباب جمشید وغیره آنها راساخته بودند ویا برای همم دین های زرتشتی یزدی خود ویا کرمانیهای زردتشتی وشهر ری مهاجر به تهران ودر عصر رضا شاه ساخته بودند وبعلاوه سه مدرسه دیگرهم ویعنی " دبیرستان فیروز بهرام "آنها در خیابان سی تیر تهران ویا "دبستان جمشید جم " ویا" مدرسه بزرگمهر"هم متعلق به پسران زرتشتی بود  وبعلاوه برخی افراد دیگر شهرتهران نیز وبدلیل مطلوبیت تدریس اش در مدرسه های آن زردتشتی ها،در س می خواندند واز جمله اشرف پهلوی می باشد که در دبیرستان دخترانه زردشتی درس خوانده بودوپسران شاه نیز در مدرسه نظام درس خوانده بودند که ص 17 کتاب  " نیمه پنهان اشرف پهلوی "نشر کیهان به آن مسئله اشاره دارد  وبعلاوه برخی صفحات "سفر نامه جکسون "نیزکه در این عصرو به مسایل زردتشتیان ایران پرداخته است ودر ص 480 کتابش از "مدرسه کیومرث وفادار "  یاد می کند ویاصفحات 220 خاطرات محتشم السلطنه هم ویا ص 482 و606و413و367خاطرات فروغی هم به سال1311ش اشاره میکند که سنگ بنای دبیرستان آنها گذاشته شد ویا  به جشن سال 1314ش آنهاویابه مدرسه دخترانه آنها ودرسال1313ش اشاره داردوهمچنین ص 366 کتاب "تجار وصاحبان صنایع ایران در عصر پهلوی هم به این نوع ازدبیرستانهای فیروز بهرام ویاجمشید جم وتاریخ ویاچکونگی ساخت وساز آنها ودر عصر رضا شاه اشاره می کند وبعلاوه دبستان و"دبیرستانهای اقلیت ارامنه تهران "چنین است که امروزه در محله های وحیدیه تهران ویاخیابان بهار تهران زندگی میکنند ولی در ایام سابق ودر وسط شهر ویادر محله سنگلج بودند وصفحات 996 و997 کتاب چهل سال در صحنه دکتر عبده هم به "دبستان ارامنه تهران " اشاره کرده ویا به " دبیرستان ارامنه تهران " ودر دوره رضا شاه اشاره دارد وبعلاوه ص 70 کتاب " کافه نادری " هم به " مدرسه کوشش ارامنه تهران " اشاره میکند ویا ص 458 جلد 2 کتاب " نامداران تهران " نیز به " مدرسه گوهر" تهران ووابسته به کلیسای ارامنه تهران ودر دوره مزبوراشاره میکند وبعلاوه از چند مدرسه ای که فرانسویهاو برای اقلیت ارامنه ویاکلیمی ایران ساخته بودند ویادر دوره رضا شاه که ساخته بودند وهمچنین کتاب "مدارس خارجی ها در ایران ومدارس ایرانی در خارج عصر پهلوی اول  نیز ،به آن مدرسه ها و در صفحات مختلفش اشاره میکند  واز جمله در صفحات 203 و310 کتابش ،به" مدرسه ارامنه "تهران اشاره دارد  واز جمله" مدرسه فرانکو پرسان تهران " است که بعدا بنام "مدرسه رازی " تغییر نام میدهد  ویادیگری "مدرسه سن لویی تهران " بود که بعدا بنام " مدرسه تهران " تغییر نام داد  ودیگری" هم مدرسه ژاندارک تهران" بود که بعدا بنام " مدرسه منوچهری تهران " تغییر عنوان داد ویادیگری مدرسه آلیانس کلیمی های تهران بودکه درتقاطع خیابان ژاله بود  وبعدا بنام "مدرسه اتحادتهران" تغییر عنوان داد وخاطرات یوسف افتخاری هم درص 21 کتابش به مدرسه اتحاد ایرانیان ودر دوره مزبوراشاره میکندودیگری هم "مدرسه اسراییلیت تهران " بود  که بعدا بنام "مدرسه داودیان " تغییر عنوان میدهدونیز دیگری هم"دبیرستان اتفاق کلیمی ها" ویا دبیرستان کوروش کبیرآنان در خیابان شیخ هادی است ویا دبستان روحی شاد آنها بودبودوهمچنین ص 89 و90 کتاب " مستشاران آمریکایی درایران " نشر کیهان ودر سال 1306ش به این 4 مدرسه فرانسوی ودر ایران اشاره میکند ویاص 52 یادداشتهای فروغی نیز، به مدرسه فرانسویها در تهران اشاره دارد وبعلاوه ص 7644 کتاب "روز نامه خاطرات عین السلطنه" نیز در سال 1310 ش به "مدرسه سن لویی آنان "ودر شهرتهران اشاره میکند وبعلاوه " مدرسه ایران وآلمانی های" تهران بود که کتاب " دیده ها وشنیده ها " عصر مزبور وبه مدرسه صنعتی مزبور ویااساتید آلمانی آن  ویا به دروس آن مدرسه صنعتی تهران اشاره میکندوسروان مرتضی زربخت هم ودر دوره رضا شاه ویادر ص 17کتاب خاطراتش به این مدرسه صنعتی تهران اشاره دارد وبعلاوه صفحات 52و391 کتاب " خاطرات وخطرات " عصر رضا شاه هم و به این "مدرسه آلمانی تهران" ویادیگر مدارس این عصررضا شاهی  اشاره دارد واحتمالا امروزه بنام هنرستان دکتر بهشتی ودر خیابان سی تیر تهران می باشد ویا ص 321 و324 کتاب " اسنادی از مدارس ایرانی در خارج ومدارس خاجی ها در ایران عصر رضا شاه است که به " مدرسه صداقت انگلیسی ها در تهران " اشاره دارد ویا در صفحات 351 و360 همان کتاب  به " مدرسه عراقی ها در تهران اشاره شده است  وهندیها هم مدرسه هندی را درجنب خیابان ظهیرالاسلام دارند  وهمچنین این کتاب وبه مدارس جدیدالتاسیس ایران در کشورهای دیگرجهان و در عصر رضا شاه اشاره میکند که در دوره مظغر لدین شاه تنها  4 مدرسه بودودر دوره رضا شاه زیاد شدند  وبعلاوه کتاب " پهلوی اول، از کودتا تا سقوط " هم در ص397 کتابش واز " مدرسه ایران وشوروی " تهران این عصر، یاد می کند وشورویها نیز نظیر امریکایی ها ویافرانسویها عمل کرده بودندوعلاوه ازشهر تهران ،در شهرتبریز ویابندر پهلوی نیزو برای اتباع خود مدرسه ودر عصر رضا شاه ساخته بودند  وبعلاوه کتاب عبدالله مستوفی که در مورد حوادث این عصرمطالب نوشته ودر ص 80 جلد سوم کتاب "شرح زندگی من " خودش از " مدرسه روسی تهران " یاد میکند

وهمچنین لازم به یادآوری است که از دوره قاجاریه ویاعصر مظفری تهران و چند مدرسه نیمه متوسطه تهران باقی مانده بودکه هنوز بدلیل بدهی مالی خودش جمع نشده بودند وبه عصر رضاخانی رسیده بودندویا چندمدرسه دولتی وابسته به وزارتخانه هابودند ونظیر "مدرسه حقوق" وابسته به وزارت عدلیه عصر قاجاریه بودویا " مدرسه علوم سیاسی " وابسته به وزارتخارجه بود ویا " مدرسه نظام " وابسته به وزارت جنگ  بود  ویا "مدرسه موسیقی " ومدرسه نقاشی کمال الملک "وابسته به وزارت فرهنگ بودکه قبلا جزو اجزاء دارالفنون بودند وبعدا نیمه مستقل گردیدند  وهمچنین مدرسه دارالفنون بود که با پول دربار قاجاریه اداره میشد وصرفا شاهزاده های قاجاریه را تربیت میکرد ویاافرادمورد نظر دربار را آموزش می داد وبعلاوه "مدرسه طبی  تهران " بود که قبلا جزو دارالفنون بود و بعدا مستقل شده بود وپرسنل حکیم ویا پرستاران "بیمارستان دولتی احمدیه  ویااحمد شاهی را در نزدیک میدان حسن آباد اداره میکردکه امروزه بیمارستان ابن سینا نامیده میشود ودر برخی از منابع تاریخی آنرا " مدرسه احمدیه تهران" نامیده اند وزمانی هم که سید ضیاءالدین کودتا کرد واداره بلدیه را بوجود آورد و" اداره صحیه وخیریه " مربوط به بیماران را در زیر نظر اداره بلدیه تهران قرار داد  وتا اواخر عصر رضا شاه چند بیمارستان عصر رضا شاه هم فاقد وزارت بهداری بود وتا اینکه برای اولین بارو در سال 1321ش بوجود آمد  ولذا ممکن است که مدرسه طبی تهران ودر اوایل این دوره تاریخی جزو بلدیه تهران بوده باشد که نخست مدرسه طبی  مزبورو ساختمانش در محل کاخ مسعودیه بهارستان بودکه رضا شاه آنرا از ورثه مسعود میرزا ظل السلطان برادر ناصرالدین شاه شاه خریده بود  وچونکه ساختمانهایشان کهنه بودولذابعداز سال1302ش ، مدرسه طبی تهران ویامدرسه حقوق تهران ویا پرسنل ادارات وزارت فرهنگ ومعارف به کاخ مسعودیه برده شد    که قبلادر دوره قاجاریه ، کارمندان وزارت فرهنگ  در طبقه دوم دارالفنون بودند  وبعد ادر دوره رضا شاه به محل کاخ مسعودیه بهارستان انتقال داده شدندو برخی از منابع تاریخی هم از "مدرسه بلدیه تهران " یاد می کند که وظیفه اش آموزش پرسنل بلدیه تهران بودویا در امور شهرداری رابعهده داشت وهمچنین در دوره رضا شاه "مدرسه دولتی  دیگری بود ویعنی مدرسه فلاحت کرج  بودکه وابسته به اداره کل فلاحت  ایران بودو درسال 1309ش واز" وزارت فواید عامه ایران " منفک گردید وقبلا مدرسه فلاحت ایران ودر دوره مظفرالدین شاه و درشهر کرج بودویادر محل قصر سلیمانیه کرج شکل گرفته بود که مدتی ریاست آن با مسیو واشر فرانسوی بود ودر دوره رضا شاه هم  وبا شکل گیری مزارع چغندر قنددر کرج ویاکارخانه چغندر قندکرج که توسط آلمانی ها در کرج ساخته شد ویابا شکل گیری موسسات تحقیقات کشاورزی کرج ویا باروندشکل گیری اداره کل فلاحت ایران در سال 1309ش بود که بصورت مدرسه دولتی کشاورزی کرج در آمده بودویا در دوره رضا شاه در آمده بود وبعدادر سال 1325ش نیز بصورت دانشکده کشاورزی کرج گردیدودر دانشگاه تهران ادغام گشت  ودیگری هم " مدرسه دولتی بیطاری " تهران  عصر رضا شاه می باشد ویادر سال    1304 ش می باشد که به نقل ص7265 کتاب "روزنامه خاطرات عین السلطنه "در این تاریخ 25 شاگرد شبانه روزی داشت وهمچنین ماهی سه هزار تومان بودجه داشت  و احتما لا نخست وابسته به ارتش بود که به نگهداری پزشگی ویابیطاری اسبها ودامهای ارتش بپردازد که از بیماریها نمیرند وبعدادر سال 1324ش هم وبصورت دانشکده دامپزشکی در آمدو،در دانشگاه تهران ادغام گشت  و دیگری نیز"مدرسه مهندسی وزارت راه" می باشد  که ابتدا در سال  1306 شمسی ،شکل گرفت ویادر زیر نظر وزارت فواید عامه واداره طرق آن بوجود آمد که دکتر حسابی ،رئیس این مدرسه دولتی  عصر رضا شاه بود ومدتی هم با شاگردان خود ودراین مدرسه مهندسی راه ،مشغول کشیدن راههای بندر بوشهر به بندر لنگه بودویامشغول کشیدن راههای شمشک به معدن گاجره وغیره بود  ودر سال  1315ش هم بصورت دانشکده فنی راه وساختمان دانشگاه تهران در آمد ودیگری هم "مدرسه دولتی نقاشی وصنایع مستظرفه تهران "بود که در سال 1297ش شکل گرفت و کلاس نقاشی دارالفنون که مدتی کمال الملک وبرادرش در تالار نقاشی دارالفنون عصر ناصری مشغول کار بود ندولی در این سال وتوسط حکیم الملک  ،همان کلاسهای نقاشی کمال الملک وبا کلاسهاسهای صنایع قدیمه ایران ادغام شدند  وبصورت مدرسه جدید " مدرسه صنایع مستظرفه در آمدند واز دارالفنون به ساختمان کاخ نگارستان محمد شاهی ودر بالای بهارستان انتقال یافت که قایم مقام صدر اعظم را در آن کاخ خفه کرده بودند  ولذادر سال 1303ش کمال الملک در آن مدرسه جدید رئیس شده بود ومدتی هم شاگرد می پذیرفت ولی چونکه مردم عادی تهران استقبال چندانی از هنر نقاشی نمی کردند ویاپول در نمی آورد  ولذا به نقل برخی از صفحات کتاب مهندس محسن فروغی ودر کتاب " ذکاءالملک فروغی " که ذکر میکند و این مدرسه را رها کرده وبه نیشابور می رود ویک زمین کشاورزی در آنجا میگیرد  واز این روبعد از مدتی از کار نقاشی ماهرانه خودش مشغول کار کشاورزی میشود وبعدادر همان شهر هم فوت مینمایدکه مقبره اش را درسال1314 ش فرهنگستان ساخت ومدرسه نقاشی وی رانیز مارکف روسی معمار بازسازی نمود  ومدتی هم بصورت ساختمان دانشسرای تهران در آمد وتا آنکه در سال 1337ش که ساختمان دانشسرایعالی تهران ودر ساختمان دانشکده ادبیات وعلوم دانشگاه تهران مستقر شده بودوبه اراضی واقع در بالای دروازه دولت تهران می رود که امروزه دانشگاه فرهنگیان شده است  ودو مدرسه دولتی دیگرهم ودر اوایل حکومت رضا شاه وجود داشت که  یکی مدرسه سیاسی وابسته به وزارتخارجه بود و در دوره مظفرالدین شاه بوجود آمده بود وتا عصر رضا شاه تداوم یافته بود وسفیر در حد کلاسهای متوسطه تربیت میکرد ویا برای کشورهای دیگر تربیت می کرد وابتدا ساختمانش در محل منزل مسکونی وساختمان اتابک بودویادر مابین خیابان لاله زار وجنوب فردوسی بود که مسجد امین السلطان اتابک هم در همان ناحیه فردوسی جنوبی واقع است  ودیگری هم" مدرسه حقوق"تهران میباشد که در سال 1297 ش شکل گرفت ویاتوسط نصرت الدوله وزیر عدلیه بوجود آمد ویا بوسیله مسیو پرنی و4 معلم دیگر فرانسوی اداره میشد که،قاضی ایرانی ویا پرسنل عدلیه تربیت بکند  وبعداهم در دوره رضا شاه ،این دو مدرسه حقوق ویامدرسه سیاسی ،باهمدیگر ادغام شدند  و علی اکبر دهخدا رئیس آن گردید ولی بعداوبا شکل گیری دانشگاه تهران این بار بصورت  دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران در آمد  ویادیگری "مدرسه موسیقی تهران "وهنر کده معماری مدرسه مروی " ویا" مدرسه نقاشی وصنایع مسظرفه ویا صنایع قدیمه " بودند که مدتی بصورت مدرسه های دولتی نیمه مستقل بودندویادر اوایل دولت رضا شاه شده بودند ولی در سال 1319ش بصورت " دانشکده هنرهای زیبا ومعماری دانشگاه تهران در آمدند  ودر دوره پهلوی دوم نیز دانشکده هنر های دراماتیک ویا هنرستان موسیقی وهنرستان هنر پیشگی  وهنرستان وزیری ومدرسه عالی رادیو وتلویزیون بوجود آمدند  وامروزه دههادانشگاه هنرشده اند ویادههادانشکده ویا آموزشگاه هنر ودر شهر تهران می باشند وهمچنین مدرسه طبی تهران بود که قبلا بخشی از کلاسهای دارالفنون بشمار میرفت که در ابتدا برخی از معلم های فرانسوی آن عصر ودرعلم طبابت ویا علم تشریح وجراحی وداروسازی دارالفنون تدریس می کردند ولی بعدادر دوره مظفر الدین شاه لقمان الدوله در تبریز طبیب وی می گردد ودر همان تبریز هم مدرسه لقمانیه را پایه ریزی میکند ولی بعداهمراه وی به تهران آمده  ومطبش هم در سرچشمه تهران بود ویا درکوچه میرزا موسی بود  وبعدها در دوره رضا شاه بیمارستان لقمان الدوله خیابان سعدی را بنیان می کند  ودر آن دوره هم وبهمرا ه برخی دیگر از طبیبان تهران ونظیر مشیرالحکماء  ویااعزاز الاطباء در دارالفنون درس پزشکی داده ودوروز در هفته هم شاگردانشان را ودر بیمارستان دولتی احمدیه ویا احمد شاهی تهران برده(ویا در بیمارستان کنونی ابن سینای حسن آباد) ویابیمارستان نظامی دروازه یوسف آباد وغیره آموزش بالینی می دادند وبعداهم مدرسه طبی تهران را ودر ساختمان کاخ مسعودیه پایه گذاری میکنند که ملیچاسکی وپاپاریان وغیره هم درس داوسازی آنرا می دادند ویابرخی زنان فرنگی نیز درس قابلگی آنرامی دادند وتا آنکه بعد از تاسیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران ویاتالار تشریح آن  ، مدرسه طبی منحل شده و در سال 1314  ش در دنشگاه تهران ادغام میشوندویا بعد ازتاسیس دودانشکده داروسازی ویادانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران که در در دوسوی این دانشکده پزشکی بودودر سال 1319ش بوجود آمدند ولیکن این  نوع روال تدریس مدرسه طبی سابق در دانشکده های پزشکی بعدی ویاآموزش بالینی بیمارستانها ی وابسته اش تداوم یافت  وبعد از انقلاب نیز دانشکده های پزشکی واز بقیه دانشکده های شهرتهران تفکیک شدند وبصورت وزارت پزشکی وبهداشت مستقل از وزارت علوم در آمدندویا مستقل ازدانشکده های دیگر شهرتهران در آمدند وهمچنین "مدرسه دولتی تجارت "تهران است که در دوره مظفرالدین شاه بوجود آمده بود وبا دو نام  فعالیت میکرد ویکی نامش مدرسه تجارت بود ونام دیگرش مدرسه ثٍروت  بود و آن مدرسه هم در محل بازار عباس آباد تهران عصر مظفری واقع بود وبه شاگردانش آموزش دفتر داری ویاتجارت میداد  ولی  چونکه در دوره رضا شاه که علی اکبر داور وزیر وزارت تجارت وفواید عامه شاه شده بود ویا در سال 1307 ش داور این "مدرسه تجارت تهران" را هم  دوباره احیاء می کند که یک نوع مدرسه دولتی وابسته به وزارت تجارت ویااتاق بازرگانی تهران بود  و"مدرسه دولتی" بشمار می رفت وبه نقل کتاب " نظام قضا در دوره رضا شاه ،داور دکتر محمود افشار را رئیس  این مدرسه تجارت می گذارد  وامابعد از شکل گیری دانشکده حقوق دانشگاه تهران ، مدتی جزو این دانشکده حقوق می شود ولیکن در دهه 40ش و بصورت دانشکده علوم اداری وبازرگانی دانشگاه تهران در چهارراه گیشا در می آید  ودیگری هم " مدرسه دارایی تهران " می باشد   که در دوره رضا شاه بهمین عنوان ، نامیده میشود که وابسته به وزارت مالیه بود که پرسنل آنرا تربیت بکند  ولذاص 7196جلدهای 9و10 "خاطرات عین السلطنه"  ویاکتب دیگر، به این مدرسه دارایی تهران  و در عصر مزبور اشاره می کند  وبعدا قرار گردید که با ارتقاءپایه دانش خود ، به "دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران" ودر خیابان جلال آل احمد ویادیگردانشکده های اقتصاد دانشگاهها ی ایران تبدیل بشود وبعدا دانشکده های دیگر دانشگاه تهران هم بوجود آمدند ویا با رشد تخصص ها ودر سالهای بعد از دهه 40 ش بوجود آمدند که ضعیف ترین ش دانشکده عوم تربیتی وکتابداری این دانشگاه می باشد  که در تقاطع چهارراه گیشا قرار دارد وبا آنکه اساتیدشان ویا فارغ التحصیلانش ، مرتبا در 50 سال اخیر ،به طراحی محتوای سرفصلهای درسی مدارس ویادانشگاههاپرداخته اند ویابه طراحی رشته های درسی ویا تاسیس مدارس ودانشگاهها پرداخته اند ویابه کتابخانه ها وکتابداری علمی ویاچاپ کتاب علمی وشیوه آن پرداخته اند ولی خودشان کوچکترین شناختی از نیازهای درسی ایرانیان معاصرندارند ویانقش مدارس در ایران را نمی دانند ویا تاریخچه پیدایش آن را نمی دانندویاعلل شکل گیری آن مدارس ویادانشگاههاویارشته های علمی درخاک ایران رانمی دانند  ولذامهمترین مشکل آموزش وپرورش ایران هم در همین نکته نهفته است  که امروزه تکلیف 1971 مدرسه ویا دبیرستان تهران معاصر نامعلوم می باشد ؟ویا تکلیف 64 هنرستان موجود تهران نامعلوم است ؟ویا تکلیف 240 دانشگاه ویادانشکده تهران ویامجتمع آموزشی تهران چنین است ویا تکلیف چند صد کودکستان  تهران ویاچند صد آموزشگاه آزاد تهران وکلاسهای خصوصی تهران چنین است !!ویا سرنوشت دهها هزار مدرسه ایران ویادبیرستانهای 1250 شهر ایرانی ویا 66 هزار روستای ایرانی  چنین است ویا سرنوشت "سواد حرفه آموزی " ویا اشتغال جویی از طریق دروس مدارس  جدیدی چنین است ؟ یا در آموختن دروس کاربردی وبرای مشاغل اشخاص ناتوان هستند وبعد از این همه درس خواندن در مدارس ایرانی مزبور که به توصیه کارشناسانه آنها بوده است وهنوز از سواد مدرسه ای خودو در تعمیر منزل  خودویا درتعمیر ابزار کارخودناتوان بوده  ویادرتغییر یک شغل خود به شغل دیگرآتی خود عاجز هستند وچه برسد که با خواندن آن  نوع دروس ،اشتغال هم  بیابند ویا اشتغالزایی هم بکنند؟ که صرفا تلف کردن عمر ودر مدارس مزبور می باشدویا تلف کردن پول پدرانشان ودر راه دروس غیر کاربردی  است ویا درشغل یابی غیر مفید است ؟ ولذا کارکرد آموزش در مدارس متعد د معاصرما ونظیر کشورهای صنعتی جهان رعایت نمی شود ! ویانقش معلمان هر مدرسه ویا هنرستان ودر روند توسعه معلومات عمومی جامعه نامعلوم است !ویانقش پرسنل هردانشگاه ویاشاغلین این  نوع موسسات  ودر رفع نواقص آموزشی آن دوره تاریخی نامعلوم است ! وصرفا آنهابرای خود اشتغال زایی کرده اند! ویا در آن رشته حرفه ای ویاکاربردی کردن معلومات خودشان نامعلوم است ولذا نقش پرسنل هر مدرسه ویاهنرستان ودر میزان معلومات آن محله مشخص نیست؟ که دهها میلیون دانش آموزرا به آن مدرسه ها می کشانندوتااهدافی را در درس خوانی خود ، بیابند ویا درتکامل حرفه ای ایرانیان  معاصرعقب نیفتند ویا صرفا تباه کردن پول ویاانرژی خود ودر راه مدرسه رفتن نباشد.که مدرسه های خصوصی ویا نیمه خصوصی معاصرما به آن کارکرد های مفیدمدرسه سازی نمی اندیشند  وهرچندکه از دوران مظفرالدین شاه وتا کنون ،مدرسه خصوصی  همیشه وجود داشته ویا مکانیزم شکل گیری همان مدرسه ها  در ایران و با پول شهریه های مدارس بوده وآعانه دولت تنها ،"اعانه مقطعی" به آن مدارس داده است که شامل  اعانه جواز دادن دولتی به آن مدرسه مزبور ویاپرسنل آن بوده است! ویااعانه اجازه دادن جمع آوری کمکهای خیریه به مدرسه سازی آنها بوده است ویادر شهرهای مزبور بوده است ! ویا اجازه دولتی یکسان سازی دروس آن مدارس بوده است ویا یکسان سازی مقررات اداری آن مدارس  بوده است ویادر سطح همه شهر های ایران و با یکدیگر بوده است !ویا نقش  سیاستگذاری وزارت فرهنگ ومعارف ودر 160 سال اخیر وفقط همین  نوع سیاست گذاریهای کلی بوده است !ولی چونکه مسئولانه اندیشدن را یاد نداده است ولذانمی توانسته  است که بیش از این و در امور مدارس  مزبوردخالت کند ویا درآموزش دیدن مردم و از راه دروس آن مدارس ویا صرف پول برای بقای آن مدرسه ، نقش  دیگربازی بکند!  ویا نقش تامین هزینه های همه آموزش بینندگان راودرسرتاسرعمرآنان وبه عهده دولتی خود بگیرد؟ولی چونکه تاسیس مدرسه خصوصی ویانیمه خصوصی هم مسئولیت ملی می خواهد!! ویادر قبال ارباب رجوع خود را می طلبد ولی در مدارس خصوصی معاصرما این نوع مسئولیت ملی وجود نداردویادر قبال اخذ شهریه دیده نمیشودویا به فراموشی گذاشته شده  است ودر حالیکه در مدارس ملی دوره مظفری تهران حداقل وجود داشت ویا در36 مدرسه ملی وخصوصی آن  دوره بوده که هر کدام تنها یک تومان شهریه می دادند ولی امروزه به چند میلیون شهریه رسیده است ؟ویا فقط شهریه 4 الی 5سال آموزش را می دادند ولی امروزه به هزینه های  24 سال درس خواندن در مدارس ودانشگاه پیوسته اش افزایش یافته است ! ویا هزینه کودکستان هم به آن افزوده می شود ولی ارزش افزوده این همه هزینه کردنهاچیست ؟ ویادر بهبود شغل وحرفه آنها چیست نامعلوم است ؟ ویا در تغییر مشاغلی که به کساد شغلی دچار نشوند چیست ؟نامعلوم است ! ویا درمکانیزم دسترسی انها به مشاغل توام با زحمت کشی علمی ، چیست ؟نامعلوم است 1  ولذاداده وستاده ملی مدارس موجود ایران ما حسابداری نداردویاهزینه کردنهایش راندارد ودر حد همین مسایل است که درس خوانده باشیم ولی در جوامع دیگرجهان ، کارکرد مدارس خصوصی  معلوم می باشدوبا جامعه ما، تا حدودی تفاوت دارد ویا باانگیزه های ما از تاسیس یک رشته علمی  تفاوت داردویا از تاسیس یک مدرسه با جامعه ما ،متفاوت است که چرا فرضا 6 الی 7 مدرسه ویادبیرستان ویا دانشگاه موجودهر محله تهران نمی توانند ،که این "کارکرد مفید" ویامثمر را و به سکنه آن شهر بدهند نامعلوم است  ویاچرا حرفه آموزی بهینه سکنه آن محلات را بوجود نمی آورندوباباوجود 64 هنرستان موجوداین شهر ویا دانشگاههای صنعتی اش  رشد نمی کند ؟ویابه آنها ودر برخورد با معضلات شغلی خودشان راه حل فنی نمی دهند؟ ویاچرا کارکرد تفریحی آنانراو هزاران پرسنل دانشگاههای هنری این شهرو به آنها نمی دهند که متعدد شده اند ولی  برای دوا م مدرسه هنری خودآنان  ویاآموزشگاه  هنری ویادانشگاه هنری آنان پول کافی  به آنان می دهند ویااز سکنه همان محلات تهران ویافرزندانشان  می گیرند ولذاتفاوت کارکردی مدارس قدیم وجدید محلات تهران ودر 160 سال معاصرهمین هاست ویا در همین جنبه  هاست ،و درحالیکه تهران دردوره قاجاریه حدود 60 مدرسه جدید داشت ویا30 مدرسه هم درشهرهای بزرگ ایران ایجاد شده بود  ویاتهران دردوره رضاشاه نیز حدود105 الی 120 مدرسه ودبیرستان یافته بود وبعلاوه فرمانداران رضا شاه نیز حدود 180 مدرسه ودبیرستان در شهرهای بزرگ راه اندازی کرده بودند  ولی امروزه و بعد از گذشت 78 سال ازعصر حکومت رضا شاه در تهران ، این شهرو در 500 محله خود ویا درشهرکهای خود امروزه ، حدود 3500 مدرسه ویادبیرستان داردویاهنرستان وکودکستان ودانشگاه وآموزشگاه آزاد علمی هنری دارد که توسعه علمی خوبی می باشد ولی کارکرد تولید تخصص آنان وبرای سکنه همان محلات تهران ،هنوزنا معلوم است

ودر هر حال ، شهرتهران ،وبغیر از مدارس دولتی خود درعصر رضا شاه که به شرح آنها پرداختم  ،ویا غیر از مدارس اقلیت های مذهبی که داشت ویامدارس ابتدایی دخترانه ویاپسرانه نوپای تهران که داشت وبعلاوه در اوایل حکومت رضا شاه،چند مدرسه متوسطه غیردولتی نیز از دوره قاجاریه به ارث برده بودکه 8 الی 9کلاسه بودند ونظیر مدرسه کمالیه تهران بود که در دوره مظفرالدین شاه ودر سال1319 قمری شکل گرفته بود وبعلاوه مکان جغرافیایی اش  هم در خانه متعلق به میرزا آقای عطار بود که در نزدیکی مسجد معیروبازارچه معیرالممالک بود بود ومرتضی خان کمالیه هم آنرا اداره می کرد وچونکه در سال1334قمری فوت میکند ولی نزدیکانش آنرا در دوره رضا شاه دوباره اداره می کردند  ودیگری  هم مدرسه سیروس تهران می باشدکه توسط نیرالسلطان ودر سال 1332 تاسیس شده بود  ودر دوره رضا شاه هم به اداره فرهنگ ومعارف اهدا شد که امروزه با عنوان دیگری در تهران دایرمی باشد  ودیگری  هم"مدرسه علمیه" است که به خیابان امین خلوت رفته بود ونیز دیگری "مدرسه شریعت تهران " بود  که در سال   1297ش ایجاد شده بودودر منابع تاریخی دوره رضا شاه در تهران دیده می شود ودیگری نیز "مدرسه سلطانی  تهران " میباشد  که مدتی فعال بود وبعدا جایش را به دانشسرای مقدماتی می دهد ونیز مدرسه یونس خان سنگلج است که بدلیل گرایشا ت قاجاری اش رضا خان کتیبه سر درب آنر ا میکند  واز مدارس دیگری هم که در دوره رضا شاه دایر گردید " مدرسه تدین  تهران " است که بوسیله تدین  ایجادشدکه وزیر فرهنگ رضا شاه بود ویادر سال 1306 تاسیس شد وهمچنین ص7644خاطرات عین السلطنه هم به آن مدرسه اشاره داردویامی نویسد که 6کلاسه است  ودیگری هم"مدرسه شاهپور تهران می باشد که به نقل ص279کتاب " هویت شهر" که در باره تهران است وعلی اصغر حکمت وزیر فرهنگ دیگر رضا شاه آنراو در سال 1316ش در تهران دایر می کند ویادرص 277 کتاب تاریخ روز نامه نگاری در ایران ذکر می شود که دبیرستان شاهپور در تجریش واقع بود  ودبیرستانهای  شاهپوررشت ویاشاهپوربابل وشیراز نیزاز وی الهام می گیرند ودیگری هم"دبیرستان هدف تهران"است که ص77 کتاب " شهناز پهلوی و به روایت اسنادساواک به این دبیرستان تهران ودر دوره رضا شاه اشاره میکند  وبعلاوه دبیرستان هدف در دوره بعدی پهلوی دوم ، به "مدرسه هدف شماره یک "ویا"شماره دو" تبدیل شده بود وبهمراه دبیرستانهای البرز ویاخوارزمی تهران (مجله یکان ریاضی )را منتشرمیکردند که در درسخوانی دانش آموزان ریاضی شهرستانها بسیار موثر بود  ونیزاین جانب ودر یک تحقیق میدانی از مدرسه دین پرور تهران ودرخیابان مجاهدین تهران( یعنی ژاله سابق )  ّبه من گفتند  که مدرسه مزبور قبلا مدرسه هدف بود ه وامروزه عنوانش عوض شده است  ودیگری هم "دبیرستان سعدی تهران "بود که ص 504 کتاب مسعودیها وبه روایت اسناد ساواک ویا درص  627 کتاب فروغی و درمورخ 22 خردادسال 1320 شمسی  به این دبیرستان تازه سازسعدی تهران اشاره دارد ویادر اواخر حکومت رضاشاه اشاره دارد ونیز درهمان ص وبه ساختمان دبیرستان تازه ساز و"مدرسه فردوسی تهران" ودر محله باغ فردوس تجریش اشاره دارد  ویادیگری هم مدرسه ای هست که اسماعیل مرآت  ویعنی وزیر فرهنگ  دیگررضا شاه می سازد ویا در محل مخروبه کاروانسراویا  حمام مشیرالسلطنه و در خیابان مولوی تهران می سازد که احتمالا امروزه مدرسه عفاف نامیده می شود  وبعلاوه مشیر فاطمی عصر وی میباشد که املاکی را در خیابان ژاله تهران  به دولت واگذار می کند که احتمالا مدرسه های شهید اندرز گو ویاشهید محلاتی  انتهای خیابان ایران ویاتقا طع ژاله از امور خیریه وی می باشد  وبعلاوه در دوره رضا شاه "مدرسه عظیمیه "هم در شهر ری ساخته می  شود ونیزص 116 کتاب "تاریخ روزنامه نگاری در ایران "، از "مدرسه دز آشیب شمیران "یاد میکند  وبعلاوه صفحات 222 و228 کتاب " اسنادی از احزاب سیاسی ایران " هم از " دبیرستان قلهک تهران " ودر این دوره تاریخی یاد می کند  وهمچنین ص 881جلد دوم "کتاب یادداشت های سیاسی ایران " نیزاز " مدرسه تابستانی شمیران" تهران یاد می کند  ویاص 200 جلد ششم تهران در قرن سیزدهم نیزاز "  کالج پیروز تهران " یاد می کندکه ممکن است منظورش کالج البرزبوده باشد  وبعلاوه ص 109 کتاب حزب توده به روایت اسناد ساواک  هم ویاص300 همان کتاب به "دو مدرسه" در دروازه دولاب تهران ویا"مدرسه پست وتلگراف  تهران "اشاره دارد که اسماعیل مرات در آن مدرسه درس خوانده بود  ونیزقرار بود که در حومه تهران هم سه مدرسه ساخته شود  ویاقائم مقام رفیع الملک و شوشتری خفیه نویس عصر رضا شاه هم که از در باریان عصر رضا شاه بودندو در خاطرات خود از برخی مدارس این دوره تاریخی ایران یاد می کنند

 

واز مسایل دیگر عصر رضا شاه  هم تاسیس کودکستانها در این دوره تاریخی می باشد  که اولین کودکستان را خانم برسابه ودر سال 1310 شمسی دایر میکند که در خیابان شاه آباد تهران کوچه ممتازالدوله واقع بود ودیگری هم کودکستان شاهپور تهران است که در ص 370 کتاب "خاطرات وخطرات"مخبرالسلطنه به آن اشاره دارد  ویاص 66 کتاب " بهاییان در عصر پهلوی به " کودکستان پروانه تهران " اشاره دارد ویا ص228 کتاب "خاطرت سیاسی سید محمد شوشتری " به " کودکستان شاه رضا " اشاره دارد  ونیز ص 290 کتاب " زمانه وکارنامه سیاسی عباس میرزا فرمانفرماهم بّه" کودکستان ژاندارک " اشاره دارد  ویا ص 19 کتاب " پشت پرده تخت طاووس "  به " کودکستان کونل تهران " اشاره دارد ونیز کتاب " مدارس خارجی در ایران "هم به کودکستان امریکایی ها در تهران  اشاره کرده است .

واز مسایل آموزشی دیگر عصر رضا شاه هم مسئله تاسیس  دانشسراهادر ایران می باشد ویابرای تامین نیروی معلمین مدارس جدید ساز بود  وشروع کار تاسیس دانشسراهاهم به سال 1297 ش برمی گردد که در دارالمعلمین مرکزی تهران و در آن سال تصویب گشت که ریاست آن با ابوالحسن فروغی ( برادرمحمد علی فروغی ) بود ونیزبه نقل کتاب عبدالله مستوفی بعدا فرمانفرما زمینی را ودر خیابان فرهنگ  متصل به وحدت اسلامی به آنها می دهد که بعدا مدرسه معرفت  نامیده شده وسپس مدرسه 15بهمن گردید  ویکنوع الهام گیری از دارالمعلمین استانبول ویابغداد ومسکو ویاباکوبود ویادر تربیت معلمان با تجربه این کشورها بود ودایر کردن آنهاهم  جهت تدریس در مدارس نوپابود وبه دو بخش دارالمعلمین پسرانه ویادارالمعلمات دخترانه تقسیم می شد وهمچنین اساسنامه دانشسراهاهم در سال 1306 ش تصویب می گردد  وبعد از آن تاریخ ،دانشسراهای تبریز ویاهمدان واورمیه واهواز ومشهد تاسیس میشوند  که قرار بود در آن شهرها مدارس جدید تاسیس می شوندولذانیاز به معلم داشتندد ولذا می بایست که قبلا تامین نیروی انسانی می شدند ودانشسرایعالی تهران هم که در سال 1314 ش تصویب شدکه ابتدا ی شروع اش در دانشگاه تهران بود وسپس در سال 1337 ش به اراضی بالای دروازه دولت  تهران وخیابان مفتح تهران برده میشود  ویادر سال 1331 هم مدارس ویادانشسراهای عشایری فارس ویاکرمان وغیره تاسیس میگردند ویا در مراکز استانها وفرمانداریهای کل هم دانشسرهای مقدماتی دایر شده ویادانشسرای راهنمایی بوجود میآید وغیر از دانشسرایعالی تهران ، سه دانشسرایعالی دیگرهم درشهرهای یزد وزاهدان وحصارک کرج وقبل از انقلاب شکل می گیرند  وبعلاوه با تصویب قانون سپاه دانش که بعداز سال1342 ش  بود ندو،افراد دیپلمه شهرهاهم می توانستند که با گذراندن دوره های کوتاه نظامی  خود در پادگانها وبقیه دوره دوساله خدمت نظامی خود را وبیکی از مدارس دهات متعدد ایرا ن بروند وبقیه ایام سربازی خود را بصورت سرباز معلمی عمل کرده ودرس در مدارس نوپای دهات بدهند وبعلاوه بعد از انقلاب نیز آموزش ضمن خدمت مدارس باز شدوبرمیزان وتعداد دبیران ومعلمان مدارس افزود ه گشت ویادردبیرستانهای ایران افزود وامروزه هم "دانشگاه فرهنگیان" استانها، جایگزین آنها شده است

وهمچنین بعد از رفتن رضا شاه از ایران ،مدارس ودبیرستانهای تهران وشهرهای بزرگ ایران تحول عمیقی یافتند  ولذابسرعت مدارس تهران زیاد شدند  ودلیلش هم آن بود که در فاصله سالهای 1320ش الی 1335 ش  جمعیت محلات تهران، بسرعت زیاد گردیدند  ومثلایک میلیون نفربر جمعیت 500000 نفری شهرتهران افزوده شد ویامحلات جدیدی در تهران پدید آمد که هر محله جدیدش ،احتیاج به مدرسه ویادبیرستان جدید داشت  ودر شهر های بزرگ  ایران نیز چنین بود  ویادر دوره رضا شا ه فرمانداران رضا شاه وبا تبعیت ازمدارس شهر تهران ،حدود 200  الی 220 مدرسه جدید ودر این شهرها ساخته بودند که فرضا عیسی صدیق که در وزارت معارف  ایران نفوذ داشت وبه فرمانداران استان گیلان یاد داد که با درآمد حاصل ازواردات وصادرات  گمرگ گیلان مدارسی نوپا ودرشهرهای فومن ولنگرودولاهیجان وبندر پهلوی آستارا بسازندویا دررشت چند مدرسه ساخته شد ویادر قاینات وبیرجند هم خانواده علم دو الی سه مدرسه ساختند  وبعلاوه در شهرهای قزوین وزنجان واراک وساوه وسمنان ودامغان وشاهرود هم چند مدرسه ودبیرستان پا گرفت ویادر شهرهای استان آذربایجان  25 مدرسه پا گرفت  ویا دراستان اصفهان 6 مدرسه پا گرفت ویادر استان خراسان هم9 مدرسه ودبیرستان پا گرفت ویا در استان خوزستان نیز7مدرسه بود  ویادر قم ودر سال 1314ش دبیرستان حکیم نظامی شکل گرفت وبعلاوه درشهرهای یزد وکرمان و زاهدان نیزچند مدرسه پا گرفتند وهمچنین در شهرهای بروجرد وخرم آباد وسنندج وگروس  وکرمانشاه وهمدا ن هم چند مدرسه ودبیرستان شکل گرفتند ویادر بوشهر وشیراز نیز چند مدرسه ساخته شدند وبقیه شهرها فاقد مدرسه بودند  ودر شهر تهران نیز حدود105 الی120 مدرسه ودبیرستان پاگرفته بود  ولی بعد از جنگ دوم جهانی که خاتمه یافت ، مدارس تهران، تحول اساسی یافتند وبه نقل ص 367 کتاب " موقعیت تجار وصاحبان صنایع در دوران پهلوی که مربوط به خانوده خسروشاهی است " دبستان نمونه تهران " که بر اساس اصل چهار ترومن در تهران پاگرفته بودو سر آغاز تحول مدارس بود  ونیز در سال 1323 ش ویابعداز خاتمه جنگ جهانی  هم نظامنامه ای برای تاسیس دبستان بوجود آمد ویا در همان سال ،مقرراتی و برای ساختمان دبیرستانها تصویب شد ویادر سال 1324ش قانون اجباری شدن آموزش همگانی تصویب گشت  ودر سال 1327ش  قانون اختصاص بودجه نفت به امور عام المنفعه تصویب شد که نظیر مصداق مدرسه سازی  برای عموم بود وبه شرط آنکه کارکردلازم را داشته ویاحتما عام المنفعه هم باشدویاتوجیه فنی واقتصادی ، داشته باشد وبا شرایط مزبور بود که زمینه جهش مدرسه سازی در ایران پدید آمدویا درمحلات تهران فراهم گشت  واز این رو مدارس تهران وشهرهای مختلف ایران رو به تزاید گذاشتند  وبه نقل کتاب  " پیشگامان رشد " برادران خیامی ویابنیانگذاران کارخانه ایران خودرو ویاکارخانه یخچالسازی آزمایش  وغیره موظف شدندکه برای ارتقاء دانش فنی کارخانه جات  خود ،چندین هنرستان ویامدرسه در مشهد ویاکرج وجاده دماوند تهران بسازند ویا خاطرات خانواده لاجوردیها درکاشان آنرا بیان می کندویاخاطرات حاج برخورداری در یزد وکرمان نیز چنین است که از در آمد برخی ازکارخانجات نساجی کاشان  ویایزد تعدادی مدارس در دهات کاشان ویا شهر کاشان وتهران ساخته میشود  ویا به ساختمان دانشگاهها ومدارس عالی این شهر ها کمک مالی میشود واز جمله به ساخت وساز خوابگاههای دانشگاه تهران است ویا ساخت وسازساختمان دانشکده نساجی امیر کبیر است ویا تجهیز آزمایشگاه وکتابخانه دبیرستان البرز تهران بود ویا به حاج طرخانی  که صاحب روغن نباتی قوبود آنرا گفتند ویاحاج علاءمیر محمد صادقی که صاحب امتیاز کارخانجات سیمان وگچ وغیره بود ویابه مهندس لر زاده اجازه داده شد که از در آمد های اضافی این نوع صنایع تحت مدیریت خود و حدود 45 مدرسه ودرشهر تهران وبرای طبقات مذهبی شهر ساخته بشود که نظیر  ساخت مجموعه مدرسه های کمال نارمک تهران  است وتوسط حاج طرخانی ساخته شدند ویا ساخت مدارس رفاه ویامدرسه علوی ومدارس جعفری ویاجعفری اسلامی  ودین پرور وغیره در تهران است و توسط حاج علاءمیر محمد صادقی ویاعالی نسب وحاج مهدوی وغیره ساخته شد ندواز این نوع می باشد  ویادر شهر کرمان ویاساری وشهرهای دیگرایران نیزچنین است و برخی از افراد خیرواز قبل در آمد صنایع خودساخت وساز این نوع از مدارس  را آغاز کردندویاتعمیر ونوسازی آنرا بعهده گرفتند وامروزه هم گاهی هم برخی از مدیران مدار س است ویابا مشارکت خودمعلمان وامهایی را از بانکها گرفته  اند وبه ساخت ویا اجاره  یک ساختمان مدرسه پرداخته اند ویا به کودکستان پرداخته اندولی این نوع روال هم در صورتی طبیعی خواهد بود که در آمد اقتصادی مطلوب را داشته باشند که نوسانات شدیداقتصادی ایران آنرا دچار خدشه نکند و بعلاوه در فاصله سال 1342 شالی 1347 هم حدود1700 مدرسه در ایران ساخته شد وبعلاوه قرار بود که بخاطر جشنهای 2500 ساله ایران که در سال 1346 ش بودساختمان 2500 مدرسه ویادبیرستان هم در شهرهای ایرانی شکل بگیرد و بعد از انقلاب نیز وبرای توسعه مدارس ایران وبه افرادمختلف اجازه خصوصی سازی ویا نیمه خصوصی سازی مدارس را دادندویاکسب در آمد از این راه را ،داده شد ولی هنوز کیفیت آموزشی این نوع ازمدارس خصوصی ایران هنوز بحث نشده است ؟ ودر همین راستاست که امروزه 3500 مدرسه ویادبیرستان وهنرستان در تهران معاصر شکل گرفته ویا زیاد شده است  ویا هنرستانهای تهران زیاد شده اند ویامدارس فنی حرفه ای ویاآموزشهای علمی _ کاربردی تهران زیاد شده ویاانواع سازمانها وادارات در تهران ودر این مورد تابلو زده اند که هنوز معلوم نیست که چقدر کاربردی می باشند ؟ وفقط تبعیت از عنوان تابلوی هنرستان صنعتی ایران وآلمانی دوره رضا شاه می کنندویااز بقایای عنوان تابلوهنرستان دختران یتیم آن روزگار است که بعدا در دوره پهلوی دوم جایش را به هنرستان راه آهن می دهدویا هنرستان اتریشی ها ودر خیابان ری ویاهنرستان محله هفت چنار تهران  دوره پهلوی دوم است  ویاهنرستان موسیقی ایران وهنرستان هنر پیشگی ویا هنرستان سروندی جنوب مسجد فخرالدوله  است ویا جنوب پیچ شمیران ویاهنرستان خیابان دماوندوغیره که دردر عهد پهلوی دوم بودند وامروزه 64 هنرستان شده اند ویاتعداد زیادی از مدارس آموزش فنی -حرفه ای هستندکه در شهر تهران معاصر میباشد .

سیل وفنون شهرسازیهای قدیمی ایرانیان  از : دکتر محمد خالقی مقدم –   جامعه شناس شهری

سیل و فنون شهرسازیهای قدیمی ایرانیان 

از: دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس شهری

شهرسازی قدیمی ایرانیان ،گرچه  خانه های ساده خشت وگلی بود ، ولی از تجربه های قدیمی تمدن بشری بهره مند بود که در مکان گزینی شهرها ویامحلاتش ویادر بر قرار کرد ن تاسیسات شهری اش رعایت میشد ویا در یک ناحیه جغرافیایی آن شهر، حتما تجربه گذشتگان ویاافراد صاحب تجربه را بکار می گرفتند تا در برخورد با بلایای طبیعی ویاسیل وسوانح شهری از مصونیت بیشتری ،برخوردار باشند که آنرا "مکان گزینی عقلانی " می دانستند وگرچه ساخت وساز اغلب شهرها ویا روستا ، ودر کنار یک رودخانه بزرگ ویا کوچک بودویا حد اقل در کنار یک ویا چند چشمه بزرگ  واقع بود  که هم آبرسانی سکنه شهر را تامین بکند وهم امکان زراعت ومعیشت آنان را ویا تامین آب حیوانات اهلی آنهارا تامین بکند که بسیاری از شهرهای موجود ایران واز این نوع" تیپ یابی سکونت بشری "می باشند که آب آن رودخانه ها، مایه حیات دسته جمعی آنان بگردد  ولی به تجربه تاریخی در یافته بودند که نزدیکی  بیش از حد به همان رودخانه وبهمان اندازه که برایشان مفید است ولی بهمان اندازه هم ممکن است  که برایشان  خطرناک بگردد وبهمین دلیل همیشه تمدن بشری و با رودخانه ها ومسیر حرکت آنها برخورد فرهنگی دوگانه تمدنی مینمود  ونگاهی  به شکل ویاشمایل مرفولوژ یکی شهرهای ایران  این تئوری را نشان می دهد و ، گرچه در صدها شهر ایرانی ، شکل ومرفولوژی متفاوت با یکدیگر دارند  ولی نقطه مشترک این  نوع اشکال شهری متفاوت ایران ،با یکدیگر هم یک نوع برخورد دوگانه ومتضاد سکنه آن شهرو با همان رودخانه می باشد  که از آن تغذیه می کند ویا سکنه اش ، (حیات دسته جمعی شهری )  خودرا ،صرفاو در سکونت گزینی کنار آن میبیند  ولی هر کدام از شهرها و برای مصون ماندن از این رودخانه بظاهر مفیدجنب خود  ویا چشمه سارهای بظاهرآرام   کنار خود که در شهرهای محلات ویاخوانسار وهرسین  وروانسر وریجاب دیده میشوند ویادر شهرهای کنار مسیل های  آرام وخشکرودی دیده می شوند که نظیر استقرار شهر قم و در کنار مسیل سیلابی قمروداست ویا شهر آوج  ویا سبزوار وغیره ودر مسیر خشکرود ها هستند ویا استقرار شهرهایی که در مسیر رودخانه های دایمی هستند و نظیرشهر اهواز ویا دزفول و یا آ مل  و یا بابلسر  ویارودسر ویالنگرود  وغیره می باشد که در جنب یک رودخانه دائمی وپر آب است ویا شهرهایی که قبلا در حاشیه گزینی چند قنات بزرگ بودند وازآب آنها   بهره مند می شدند  ولی امروزه و برای  تامین آبرسانی سکنه وسیع آنها و درمسیر ومجرای آبی 178 سد ومخزن بزرگ آ ن ، قرار داده شده اند ولی مکان اقامت آن سدها و نسبت به محلات آن شهرهاو در مکان مرتفعی واقع شده است واگر احیانا پرسنل وزارت نیرو نتوانندکه آن سدها ویا مهارآّب آنرا درست بدست بگیرند ویا علم لازم آنرا نداشته باشند  ،  ودر آن صورت ،آ ن " سد سازیهای غیر ماهرانه" ویا "پرسنل غیر ماهرش " شهرسازیها ی چند دهه آنان رابه زیر غرق شدن  ،می برد  ویا همه انواع سرمایه گذاریهای کشاورزی ویا دامی ویا زیر بنایی ویامدرسه سازی ویاخانه سازی ودکان ویالوازم منزلشان را به یغما می برد  ومثلا تمامی شهرهای استان خوزستان ودر ناحیه ارضی پایینتر 11 مخزن سد میباشد  وخودآن مخزن ها هم در مجرای رودخانهای50 الی 60 سد های 6 الی 7 استان همجوارخورستان هستند که حوزه آبریزیشان واز طریق خاک خوزستان ، خلیج فارس می باشد ولذادر سد سازیهای معاصرایران ، متصل بهم شده اند   واگرچنانچه ، پرسنل وزارت نیرو هم محاسبه صحیح  واز نحوه جمع شدن آب در آنها ویا مکانیزم مجراهای اتصالشان با یکدیگر داشته باشند که آنرا " مهندسی آب "  می نامند  ، ودر آن صورت "انبوه سیل های محاسبه نشده"  ویا "محال از محاسبه مهندسی " ، شهرهای مزبور  را خراب میکنند  وبهمین دلیل  هم ایرانیان گذشته ودر محاسبه مکانگزینی شهری خود ریسک محاسبه انجام می دادند ویا با احتیاط وحزم اندیشی وباهمان رودخانه ها ی همجوارشان برخورد می کردند  واین حزم اندیشی در شهرسازی قدیمی ایرانیان هم و به سابقه چند هزار سال  قبل بر میگردد وتاریخ نویسان هم در ثبت وضبط حوادث  این نوع صدمه های شهری را ودر کتابهای تاریخی خود آورده اند ویابرای عبرت آیندگان  ذکر کرده اند ومثلا شهر سازی شهر بابل ودر چند هزار سال قبل  وطوری بود که در صورت طغیان آب رود فرات ودر هنگام بهار، شهر بابل وجمعیت ویاتاسیسات کهن اش ودر کناررود فرات وجریان آب وسیع اش ،آسیب نبیند که در کتب قدیمی ذکر شده است ومثلا دو نهر بزرگ ودر بالای شهر بابل کنده بودند  که در هنگام بالا آمدن آب رود فرات ودر هنگام فصل بها ر وآب اضافی  همان فرات واز مسیرهای آن دو نهر بزرگ، وبه رودخانه دجله همجوارش وارد می کردند  وبعلاوه در مسیر محاسبه شده مزبور هم،سدی بلند  واز دو طرف رودخانه فرات ساخته بودند ویابا آجر وقیر بسته بودند که شهر بابل ،واز آسیب سیلهای احتمالی ، مصون بماند ولذازمانی هم که کوروش  شهر بابل را تسخیر نمود  ، و"مدل شهرسازی بابل" را خوب تشخیص داد ،لذا دستور داد که شهر سازیهای شهرهای ایرانی وبویژ ه درمناطق پر رودخانه ایران ، واز مدل شهر بابل "اقتباس فرهنگی" بگیرد    واز این رو ،در دوره های هخامنشی ویاساسانی نیز چنین  رویه بود  ومثلا سد شادروان ودر ناحیه بالای  شهر شوشتر طوری ،طراحی شده بود که آبهای سیلابی کارون را مهار بکند ویاآنرا به دوقسمت برزگ تقسیم کرده ویا به چند شاخه  کوچک شکسته کرده وتاشهر شوشترکنارش ویاقلعه  نظامی جنبش ویا پل گذر گاهی خوزستان و به نواحی دیگرایران را مصون بنماید وتنها در دوره نادر شاه تخریب شده بود که نادرهم ، ترمیم دوباره آنرادستور میدهد  ویادر صدر اول اسلام هم  که" خاندان روادیان " وشهر تبریز را ،به پایتختی خود انتخاب میکند  وبعداکه زلزله شهر تبریز را خراب می کند  ولی برای آنکه محلات تبریز ودر کنار " مسیل آجی چای " تبریزآسیب زیاد از سیل نبیند، ولذا محلات شهری تبریزراو در نواحی کوهپایه تر و بلندترو شمالی ترتبریز انتخاب می کنند  که سیلابهای رودآجی چای و به شهر،صدمه نزند ویابرای عدم صدمه پذیری از زلزله  هم ،قناتهای متعددی رادر  زیر آن شهرکندند  که لرزش های زمین را بگیرد  ولذ ا مدتها تبریز،صدمه ناپذیر شد وتنها در سال 1084هجری ودر دوره صفویه بود که شهر بزرگ شده بود  ویاخانه های ی زیادی ،در کنارمسیل رودخانه مزبور ساخته شده بود ،ولذا سیل برخی از عمارتهای کنار مسیل ویامحله باغمیشه وغیره رامیبرد که شاردن فرانسوی ودر کتابش ّبه آن سیل تبریز اشاره می کند وبعلاوه بعد از صدر اول اسلام هم وبعد از قدرت گیری یعقوب لیث که ، سلطان محمود غزنوی وبرای مصون ماندن از در گیریهای درون خاک ایران ، مجبور شده بود که پایتختی خود راو برای اولین بار به شهر غزنین ببرد  واز این رو ، در ساخت وساز آن شهر نیز بسیاری از محاسبات را انجام نداده بود وبهمین دلیل هم، وقتی سیل از کوهستانها جاری می شود ،و لذاتعدادی از منازل ویامغازه ها وبازار شهر ویااحشام سلطنتی را با خود می برد  که بیهقی در کتاب  خود وبه" سیل  شهرغزنین وچگونگی آن" اشاره می کند 

 وبعلاوه "سیل شهر یزد "هم طوری است که در عصر بعد از تیموریان و برخی از محلات یزد را خراب نمود و به آن دلیل بود که از کوهستانهای شیر کوه یزد و حداقل 5 رشته قنات ،به برخی از محلات شهر یزد کشیده بودند ودر ایام بارش شدید این دوره تاریخی، وبه مسیرآب چند قنات قدیمی این شهر می ریزد که از مجراهای سیلابی -کوهستانی شهرتفت بودکه در دل شیرکوه قرار دارد ، و طغیان یافته ومحله اهرستان وغیره یزد رامی برد که کتاب جامع مفیدی وغیره نیز به این "سیل اتفاقی یزد"و در دوره مزبور اشاره دارد  ویادر دوره ایلخانی  هم ،هلاکو وبه توصیه دانشمندان ایرانی، چند ین بند خاکی ودر اطراف برخی از شهرهای ایرانی می سازد  که محلات شهری مزبوررا ودر برابر سیلها ی آن شهرها مصون بدارد وشاه عباس هم  در دوره خودش وبرای مصون ماندن شهر مذهبی قم و از سیلابهای کوهستان کرکس  وبه تبعیت از سلجوقیان، بند قمصر رامی زند ویادر مسیل سیلابی کوهستانهای قمرود ترمیم می نماید  وکریم خان زند هم که مجبور شده بود شیراز را به پایتختی خودانتخاب بکند  ویاقلعه ویاخندق شیراز راودر پایین رودخانه نیمه خشک شیراز بسازد  که امروزه  وبعد از تخریب قلعه قدیمی شیراز عوض شده ومسیر این رود خانه نیمه خشک بالای شیراز و در وسط شهرشیراز افتاده است  ویاچندین پل جدید ساز شیرازهم این مسیل نیمه خشک را بهم وصل میکند  ویا سیلابهای کوهستانهای اطراف شیراز را واز کانال مسیل  های آن  ،وبطرف فسا ویاتالابهای  جنوب شرقی فارس هدایت میکند  وعلی رغم وجود قلعه شهر  شیراز ویا ما بین  ناحیه "کنونی در وازه قر آن "وارگ کریم خانی ومحلات درون شهری داخل قلعه شیراز، اشتباه اخیر شهرسازی دروازه قران  1398 ش را تکرار نمی کند وبلکه به توصیه افراد خبره شهری شیراز ، سدی راهم ودر ناحیه بالایی   شیرازمی سازد ویابرای جمع آوری آب سیل ها می سازد که کتاب فارسنامه ناصری ّبه آن" سد کریم خانی  شیراز "اشاره دارد وبعلاوه در سال 1203 هجری  هم که آقا محمد خان قاجار وبجای  شهرشیراز، تهران را به پایتختی خودانتخاب نمود وبدلیل نوساز بودن شهرتهران و در روند پایتختی خود وتجربه اند ک سکنه اش ،چندین بارشهر تهران دچار سیل شد ویادر دوره قاجاریه ،دچار سیل گرفتگی شد که ّبه آنها اشاره خواهم کرد  وشهرهای دیگر ایران هم واز قدیم، تجربه تاریخی خود را داشتند ولذامحلات شهری خود را ،اغلب در نقاط مرتفع شهرمزبور می ساختندویا نسبت به مسیر رودخانه ومسیلها وکانالهای سیلابگرحاشیه شهر میساختند تادچار صدمه نشوند  وشهرهای ساحلی گیلان ویامازندران  ویاخورستان  هم که اغلب در کنار رودخانه های متعدد بودند  واغلب در دوره قاجاریه ، آبادیهای کوچکی بودند که بعد از دوره قاجاریه ساخت وساز شهری امروزی آنها آغاز شده است  ولذاامروزه دچار انواع سیلها گشته اند  وبدلیل آنست که ماها"فرهنگ شهرسازی قدیمی خود" را فراموش کر ده ایم والگوهای غلطی را در محله های شهری ویاپلهای شهری ویاشهرسازیهاودر 150 ساله اخیرایران ، تقلید نموده ایم  که نه از "شهرسازیهای شرقی ها وسابق ایران" مانشات میگیرد ونه از"الگوی صحیح شهرسازیهای جوامع غربی "ودر کنار رودخانه های پرآب آن وپلهای خاص غربی  اش میباشد. و"پدیده من در آوردی"است که مهندسان  شهر ساز ویاپل سازمعاصر دانشکده های ایرانی ودر 80 سال اخیراختراع کرده اند  ویابا آموزش دیدنهای غلط خود ،آن مدل شهرسازی را  به شهر های ساحلی شمال ویا خوزستان  ویا دهات ترکمن صحرا آورده اند ودر حالیکه شهرهای این چند استان ساحلی  هم که در کنار رودخانه های پر آ ب هستند ویا درجنب طغیانهای متعدد آن هستند وبدلیل اقتضاءات جغرافیایی خودش ، تنها تاریخ شهری150 ساله وکمتر دارد ودر دوره قبل از قاجاریه آن شهر هاهم تنها بصورت آبادی های کوچک بودند ویاهمخوان با بارشهای شدیدشمال وطغیان رودخانه هایش بودند  ولذا در شهرهای شمال  هم قبلا تنها آبادیهای کوچک وبا خانه های دو طبقه وجود داشت ویابا پایه های چوبی  واسکلت بندی منزل خاص و بدلیل گل وشل  وخیس بودن دایمی زمینهایش  بودولذا در اغلب ایام سال ،که ُسکنه اش ،تنها در طبقات دوم آن خانه هاو یا با سقفهای پوشالی زندگی می کردند ومدل شهر سازی خاص خودش را می طلبیدندکه در وسط اراضی پر آب پراکنده بود ودر خوزستان نیز که اغلب شهر هایش ودر کنار رودخانه های بزرگ ویاپر آب وطغیانگر قرار دارند وبجای اهواز کنونی ( آبادی بندر ناصری دوره قاجاریه )ّقرار داشت ویا بجای شهر اندیمشک ( آبادی صالح آباد بود ) ویا بجای بندر خرمشهر کنونی ( آبادی محمره بود) ویا بجای شهر آبادان کنونی که تاریخ 120 ساله دارد  قصبه عبادان بود ویا بجای َشهر رامهرمز ودر کنار رود جراحی ( آبادی خلف اباد ) بود ویاشهرهای حمیدیه وسوسنگرد وبستان  وغیره هم نبودند  وبجایش آبادیهای کوچک ویابا بافت خانه سازی هماهنگ با سیلهای کرخه بودند  وشهرهای شمالی ایران ، نیز چنین بود  که آبادیهای کوچکش همخوان با سیلهای رودخانه های خروشان شمال بود  ویا با بارانهای شدید چند روزه اش همخوانی کامل داشت ویاساخت پلهای شهری اش نیز وضع دیگری داشتند  که ساخت وسازهای اخیررودسر ویارامسر وکلاچای ویابابلسر وبندر شاه ونکاء وغیره رهاورد شهرسازی غلط ودر 80 سال معاصر میباشد که الگوی شهرسازی اش "فاقد بنیاد اولیه وِیامنطقی" می باشد  وبعلاوه در استان  گلستان نیز اسناد تاریخی نشان می دهد که سکنه اش در خانه های آلاچیق کم قیمت ویامتحرک ودر برابر سیلابها ویاسیل گیریها زندگی می کردند وبرای اینکه به مصیبت امروزین سدهای وشمگیر ویاگلستان ویابوستان دچار نشوند  ویامسیر های گل گرفته آّبراهه آنها وتا دریای خزر دچار نشوند ولذاچندین شهر ویا400 روستای آن ناحیه راو با بحران روبرو بکند واز قدیم الایام ، فرهنگ خاصی را در"نظام سکونت گاههای دسته جمعی"  خودبوجود آورده بودند که از قدیم ودر مناطق ترکمن نشین ایران  وقتی سیل می آمد  واز مسیلی شناخته شده عبور می کرد  وفورا آن مسیل راو بنام یارلغان ( ویابا واژه ترکمنی ) می کندند ویاآن مسیرآبراهه را عریضتر ویا عمیق تر می کردندو تا آب آن دشتهای وسیع و هموار  ترکمن صحراراجمع بکند وفورا در آن مسیر عمیق تر شده آبراهه مزبور و بطرف دریا حرکت بدهد ونظیر امروز نشود که در اطراف آبادیهای  ترکمن صحراآب بماند ویابمدت چندین ماه ، آب  ولو باشد ویادر شهرهای لرستان ویااستان ایلام نیز چنین فرهنگی وجود نداشت  که در کنار رودخانه های  کشکان ویاسیمره وغیره خانه بسازند که مجرای دهها رودخانه بزرگ واز استانهای همجوارمی باشد ویا به مجرای آن  رودمی ریزد  ومسیل سیلابی خطرناکی در کوهستانهای پر بارش   زاگرس رابوجود می آورد ،ویا سکونت گاه بزرگ وبظاهر امن شهری رابسازند ویاسکونت گاهای شهری اخیر کهگیلویه وبختیاری نیز چنین هستند که در مسیر انشعابات خطرناک کارون ویارود جراحی وزهره وغیره قرار دارند  ولی با اشتباه شهرداران معاصرویاشوراهای شهر ویامهندسان ناشیکار شهرهای حاشیه رودخانه ملاوی لرستان ویا شهرمعمولان ویا شهرپلدختر ویا کوهدشت ویادره شهر ویا آبادیهای غیر متحرک  ودایمی وبلکه پر خرج کنار رودخانه ها ی مزبور ساخته شدند  ویا آبادیهای کنا ر رودخانه های طغیانگر هیرمند سیستان وهریرود جیرفت استان کرمان بودکه دچار سیل وحشتناک شدند  ویا شهر دامغان  وقم واز سیلابهای کویری در امان نبود   وبعلاوه شهرهای اراک وشهراقبالیه وقزوین وهمدان وکردستان وبرخی ازمحلات تهران هم به زور مهار شدند که استاندارانشان به آن  پدیده اشاره کردند ویاشهر های ملایر ونهاوند واستان کرمانشاه واسلام آبادوکنگاوروبروجرد والیگودرز وغیره بودند که خسارت دیدندویاسیل درختان بزرگ جنگل را برده وشهر زیراّب وسربیشه وغیره مازندران را خراب نمود واز این رو ودر حدود 400 شهرایران ویا در 28 استان کشور وروستاهایش خسارت بوجود آورد    ویاحتی وقتی  که اغلب محلات قدیمی خرم آباد ویابا فرهنگ شهری سابق آن شهر و دردل دیواره کوهپایه ای خرم آباد ساخته شده بود که از مجرای اصلی رودخانه شهر بدور باشند واز آن رودخانه بزرگ شهر،تنها نهرهای کوچک روان بریده بودند ویااز مقابل خانه هایشان و دردل دیواره کوهها  یش گذر داده بودند ولی با اشتباهات شهرسازی معاصر ایران و  چندین محله جدید خرم آباد هم و در ناحیه گودترشهر خراب میشودوچراکه درکنار رودخانه شهر ساخته شده بودو به زیر آب می روند ودرایلام ودره شهر ونورآباد و شهرهای دیگر نیز چنین وضعی وجود دارد  که میزان "تعقلات شهرسازی معاصر" را نشان می دهد . ویاسیل های اخیر ، مسیر 14 هزار کیلومتر جاده ها را تخریب کرده ویا مسیر راه آهن را خراب می کند ویا چند صد پل ایرانی وپر هزینه  معاصررا تخریب می نماید  وبعلاوه مرغداریها واستخرهای پرورش قزل آلای ماهی چند استان  کشاورزی خیز ایران را خراب نموده ویاپیوند میان آبادیها را بهم میزند  ودر حالیکه فرهنگ پل سازی هم در "نظام مهندسی گذشته ایرانیان"و بر مبنای اصول صحیح فنی ویاشهرسازی صحیح پایه گذاری شده بود  که در صورت وقوع سیل شهری ،حدود 400 پل بزرگ وبا همدیگر تخریب نمی شدند که ارتباط تجاری ویاکشاورزی وترددی میان شهرها ویامحلات ودهات ایران را بهم بزند  ، وباید گفت که پلهای قدیمی ایرانیان وبا اصول مهندسی محاسبه شده ساخته شده بودند وگرچه همگی پل ساده وآجری  ویابا ملاط ساروج ساخته شده بودند  ونظیر پلهای پر خرج امروزین  شهرها وجاده هانبودند که ،آهنی ویاپر زرق وبرق شهری باشند  ولی بخاطر همنوایی اشان با مناطق اقلیمی متعدد ایران  ویاسیلابی شدن آن  نواحی ویادر ایامهای مختلف سال   وبا همان "تعقل قدیمی مهندسی  ایرانیان "طوری طراحی شده بودند که در ایام طغیانی شدن رودخانه های کنار شهرها ، این پلهای ساده آجری قدیمی خراب نشوند وبعلاوه در ساخت وساز آنهاهم سقف دهنه گذر سیلها واز زیر طاق پلهای آجری  مزبور ودر ایام سیلابی سال، که بالاترین  اندازه سیلاب را معیارگرفته بودندو  حداقل بانیم متر فضای خالی از سقف حرکت سیل  آنرامی ساختند که سیل مزبور و براحتی از زیرهمان  پل ساده بگذرد وبه سقف  آن پل خسارت نزند ویاپایه هایش را نیز بصورت لوزی شکل طراحی کرده بودند  که فشار آ ب جاری سیل و بر پایه های پل آجری، فشار سنگین نیاورد  وبعلاوه وسط پل های قدیمی  ایران و در مابین رودخانه ها  ، بلندترین نقطه آن مسیربودند ودر دو طرفش که جاده هابود ویا خیابان شهری مزبوربود را با خاک ویابادیواره سنگی  به پل ، مخروطی شکل میدادند  که حرکت  وسیله نقلیه ویافردعابرو تا وسط پل اوج میگرفت وبعد از وسط پل هم سرازیری آن آغاز می گشت  ولذااغلب "پلهای شهری" قدیمی ایران ویا "مابین شهری ایرانیان" واز این"نوع مدل معقول مهندسی" تبعیت میکرد که در سرتاسر دورانهای ساسانی ویاسلجوقی ویاصفویه وقاجاریه این نوع مدل مهندسی عاقلانه ولی ساده را تغییر ندادند که شهرهای ایرانی صدمه نبیند واما هزاران پل آهنی ویا بتونی شهرهای معاصر ایران  ویا جاده های امروزین ، معلوم نیست که بر مبنای چه اصول شهرسازی ویا فنی پایه گذاری شده اند؟ وصرفا یک نوع تقلید ناشیانه واز پلسازی مهندسان دانمارکی ویابلژیکی دوران رضا شاه هستند که اولین پلهای جدید شهر ها ویاجاده های ایرانی را ساختند  ویاآموزش غیر اصولی آن هم در دانشکده های فنی ایران ، رواج یافت، ولی بّه اصول شهر سازی صحیح ویا بهینه علمی مبتنی نمی باشد  ویابه اقلیم  آب وهوایی ویانقشه بردای ناحیه ای ایران  توجه لازم ندارد ویا به تعدد حوزه های آبریزی ایران ، بی تفاوت می باشد که "مهندسان آب ایرانی معاصر" ویا"موسسات  تحقیقات آب "آنهاراو در ایران  معاصررواج می دهند ویا تشکیلات وزارت نیرو راو بر اساس این نوع تفکرات غلط پایه گذاری کرده اند  وبغلط  هم ادعا می کنند که ما به دیگران گفتیم که در مسیر رودخانه ها، خانه سازی نکنید ویا حریم رودخانه ها را حفظ بکنید ولی آنها، گوش ندادند ودر حالیکه در طول 50 ساله اخیر ایران ، شکل گیری این وزارتخانه که از سال 1342 بوجود آمدکه وزارت آب وبرق نامیده میشد ویا با تقسیم کار غلطش وبا وزارت کشاورزی که "اداره مستقل آبیاری " دوران رضا شاه را که تاسیس سال1312ش بودودرسال 1347 در خود، ادغام کرد ویا با آموزش های غلطی که در دو رشته " مهندسی آب وسد سازی  دانشکده های فنی  ایران و"مهندسی آبیاری دانشکده های کشاورزی ایران "میدهد و متضاد با یکدیگر هم می باشند ویابا سرفصلهای غلط درسی  که برای هر دورشته دانشگاهی مزبور بوجود آمدکه در سال1361ش طراحی کرده بود ند ویابافاصله زیادی که با واقعیت های آبرسانی ویاآبیاری شهرها ویاروستاهای ایرانی دارند     ویا باپرسنل زیادی که از مهندسان ابرسانی که این دو وزارتخانه تربیت کرده اند وامروزه   فرهنگ غلطی رواج یافته،ویادر شهرهای ایرانی ما ، شکل گرفته است ویا روحیه پول پرستی ولذت طلبی که از نشستن  در کنار رودخانه هاست  که باپول در آوردن از کناره های آن رودخانه ها و در سکنه ایران شکل گرفته و در فرهنگ سابق ومعقول ایرانیان سابق رواج نداشت ، وچرا که خانه های مسکونی ویامحل کار خود راو در فاصله های دورتر از مجرای رودخانه ها می ساختند ویا "میراب های شهری "ویا"میر ابهای روستایی" ایرانیان سابق هم ، نظام حقوقی آبیاری ویاآبرسانی وفرهنگ استفاده از آنهارا بخوبی می شناختند، ولی امروزه  وبخاطر رواج  همین  نوع روحیه پول پرستی  وسود جویی ازکناره رودخانه ها ویا حریم آنها از بین رفته است، وحداقل 650 رودخانه ایران ، امروزه مکان های پر ارزش ملکی گشته اند واز این رو صدهاهزار رستوران ویاقهوه خانه ویا اقامتگاه تفریحی  ویامغازه فروش ویامنزل ویلایی ودر کناره های  این نوع رودخانه هاشکل گرفته است ویااز 50 سال قبل و تا امروز تاسیس شده است ویا شهردار یهاهم جواز آنهاراداده اند وبعلاوه همان پرسنل وزارت نیروهم مجوزکنتور آب وبرق  آنها راداده است  وعده ای هم امروزه و از این نوع مکانهای خطرناک پول در می آورند وبعلاوه عده ای دیگرهم از نشستن ویاچای خوردن ویاقلیان  کشیدن درکنار آن رودها ، وبظاهر لذت می برند که در کناره های رودخانه کرج ویاجاجرودمی باشد ویا درشاندیزاطراف مشهد وغیره قرار دارد وبرخلاف رویه فرهنگی سابق ایرانیان می باشد که در 50 سال قبل ایران  زندگی می کردند، ویااز نزدیکی مخاطره آمیز بّه رودخانه های ایران "پرهیز "معقولانه" میکردند ولیکن امروزه در جامعه ما، بر عکس شده است

بهر حال روش معقولانه شهرسازی قدیمی ایرانیان ودربرابرسیل گیری شهر ها، باعث شده بود که علی رغم وجود سیل های مکرر ودر ایام سالهای مختلف ، شهرهای مزبور ویاسکنه اش چندان آسیب نبیند که اسناد تاریخی ذکر شده ودر کتب تاریخی ایران ،  این امر را نشان می دهد  ومثلا مآخذ تاریخی عصر قاجاریه نشان میدهد که در دوره قاجاریه،  سیلهای فراوان ودر استانهای مختلف ایران آمده بود  واز جمله سیل منطقه گرمسیرات  استان فارس بود که در سال 1270 هجری ودوره ناصرالدین شاه آ مد ویامزارع وباغستانهای متعدد ویانخلستانهای لارستان وقیر وکارزین استان فارس را در نوردید  وحدود صد هزار نخل واز منطقه گرمسیرات مزبور را خراب  نمود ولی چونکه شهرها ویاآبادیهای مزبور ودرمناطق بالاتر از مسیر سیل ساخته شده بودند ، به سکنه اش آسیب نرسانید  ویا منبع تاریخی دیگر هم ذکر میکند که در سال 1270 هجری که عباسقلی میرزا حاکم خلخال بود ودر آبادیهای اطراف خلخال  که در دامنه کوههای بلند طالش وغیره قرار دارد وسیلهای زیادی آمد ولی به سکنه خلخال که محلاتش در ناحیه امن تر بودند، صدمه ای نزد ویا منبع تاریخی دیگرهم ذکر می کند که در سال 1268 هجری، باران شدیدی ،ودر منطقه دزفول می آِید وتنها برخی از خانه های دزفول رامیبرد که در اطراف رودخانه دز  بود،ولی خسارات زیادی به دام ویااحشام  واسب والاغ ایلات لری می زندکه در بالای شهردزفول و به چرای دامهایشان مشغول بودند واصول ایمنی چرادادن رارعایت نکرده بودند که به حریم رودخانه دز نزدیکتر نشوندو تا آنها رارا با خود ببرد که از قدیم به آنها تذکر داده میشد  ویا دیگری  هم سیل منطقه ماهنشان ودر استان زنجان و در دوره قاجاریه است  که شدید بود ولی چونکه محل استقرارشهر ماه نشان ویادهات دیگرش ودر ناحیه بالاترازمسیر رودخانه قزل اوزن  واقع بود و به آنها آسیبی نرسید  وبعلاوه در دوره قاجاریه ، دو الی سه بارهم به شهر تبریز سیل می آید ولی به دلایل تدابیر شهری اندیشیده شده قبلی ، خسارات چندانی به محلات شهری آن نرسانید  واز جمله سیل تبریز درسالهای 1267هجری است  ویا در سالهای 1288  و1319هجری بود که خطرات چندانی در بر نداشت ویا سیل قزوین و در سالهای 1267 هجری دوره قاجاریه بود که حاکم اش دستور دادکه تاسدی ودر بیرون شهرقزوین وبرای محافظت آن  شهربسازند ویا سیل سال 1274 هجری قزوین می باشد که تنها  به مقدار اندکی از خانه هایش خسارت زد ویا سیل سال 1272 هجری اصفهان است  که بعلت بارندگی شدید ودر جلگه اصفهان آنرا پدید  آورد واما چونکه در شهرسازی اصفهان  واز قبل تدابیر شهری لازم را فراهم کرده بودند  ولذاصدمه به محلات شهری مزبور نرسانید  وبعلاوه سیل شهر اردبیل است که  رودخانه شهری اردبیل راودر سال 1274هجری پر نمود  ورودخانه بالا آمده ولی در خانه های اردبیل و به چاههای منازلشان  وارد شد  وبعلاوه سیل شهرهای مختلف  ایران ودردوره قاجاریه می باشد که در صفحات مختلف کتاب  دوجلدی مراه الوقایع مظفری  ودر دوره مظفر الدین شاه و به آنها اشاره کرده است واز جمله در ص761کتاب مزبور و به سیل منطقه اهرم بوشهراشاره می کند ویا در ص 584 همان کتاب  به سیل بجنورد اشاره دارد ویا در ص 624 به سیل تبریز  وبعلاوه در ص 965 به سیل شهر کلات خراسان ویابه سیل شهر قوچان ؟ویا در ص 620 به سیل منطقه خرقانین قزوین ویا در ص 719 به سیل سمنان اشاره دارد ویا در ص 508 به سیل شاهرود  ونیز در ص 730 کتابش به سیل استان فارس ویا در ص 965 به سیل شهر فریمان خراسان اشاره دارد وبعلاوه در ص 575 به سیل قزوین ویا در ص 729 به سیل منطقه قوشچی اورمیه اشاره دارد ویا در ص 730 به سیل شهر کازرون ونیز در ص 814 به سیل کلات ویادر ص 674 به سیل گنبد قابوس  ودر ص 624 به سیل شهر مرند آذر بایجان اشاره دارد ونیزدر ص 730 کتابش ،به سیل جنوب شهر شیرازاشاره میکند که در هشت فرسخی آن شهراتفاق افتاد  و برای عدم تفصیل مطالبم ،به تفصیل آن سیلها نمی پردازم  وهمچنین در کتابهای دیگر دوره قاجاریه هم به این نوع از سوانح شهری ایران اشاره شده است واز جمله ص  در 2239 کتاب مرات البلدان است که می نویسد : در ساخت پلهای ایران ، آنرا طوری می ساختند که در زمان طغیان سیل  ،از طاقهایی بزرگتر بگذرد  واز جمله پل جلفای آذر بایجان است که برروی رودخانه ارس ساخته شده بود

 واز جمله بعد از انتخاب شهر تهران وبه پایتختی کشورایران  وبدلیل کم تجربگی شهر سازی آن شهر در دوران قاجاریه ، چندین سیل ودر دوره قاجاریه ،در شهرتهران جاری شد که به تدریج عیوب شهرسازی اش آشکار گردیده وبعدابه رفع آن عیوب پرداختند واز جمله سیل تهران ودرسال 1269 هجری  می باشد که در دوره ناصرالدین شاه اتفاق افتاد که در دوره حکومت اردشیر میرزا قاجار (حاکم تهران )بود  وسیل مزبور ،از اراضی شمیران حرکت کرده واز راه مسیر قنات مهرگرد که  به داخل محوطه ارگ سلطنتی قاجاریه می رفت ، داخل  ارگ شده ونیز از مجرای قنات سنگلج ،داخل محله سنگلج تهران ومنازل آن می شود  ولی چونکه از قبل  وبرای این قبیل از امور، تدابیر شهری لازم اتخاذ کرده بودند ،واز این رو سیل مزبور را واردمجرای خندق  اطراف تهران می کنند تا خرابی زیاد ببار نیاورد وبعلاوه در همان سال 1269 هجری  نیز بارندگی شدید دیگری ودر اراضی دهات شمال تهران اتفاق افتاد که سیل قریه های ونک واوین را در بر گرفت  ولی  صرفا به قنوات اطراف تهران خسارت زد  ونتوانست  که داخل قلعه تهران بشود  وبعلاوه درسال 1277هجری هم ،دوباره در تهران سیل آمد  ولی بدلیل مجرای خندق ویاقلعه اطراف تهران  نتوانست  که داخل شهر بشود واما در خارج شهر، برخی از خانه ها ویاقرای خارج تهران را ویران می کند  ولذاقرار میشود که در بالای شهر تهران سیل بند بسازند  که به تهران صدمه نزند  وهمچنین در سال 1284 هجری  نیزبود سیل دیگری  در تهران به راه افتاد که برخی از خانه های بیرون دروازه محمدیه ( میدان اعدام کنونی ) ودر جنوب قلعه تهران را خراب کرد  ویادر نزدیکی آن  ناحیه هم که داخل قلعه شهر ،ولی گود زنبورکخانه جنوب بازار شده بود ،هم چندین خانه راویران کرد  وبعلاوه در جنوب تهران نیز ،خانه های منطقه شاه عبدالعظیم را ویران نمود  وتا آنکه، ناصر الدین شاه و در سال 1284 هجری وبرای علاج این قبیل ازامور ودر دوره مستوفی الممالک ومیرزا عیسی که وزیر دار الخلافه بود ومنزل وی هم در سرچشمه بود  وچندین نفر مهندس تحصیل کرده را مامور میکند تا خندق تهران را ودر طول وعرض آن ، طوری طراحی بکنند که تهران از صدمه سیل مصون بماند  وبعلاوه خود شاه هم درمکان دروازه دولت تهران سراپرده می اندازد  وتا خندق جدید تهران زده بشودوخود شاه کلنگ خندق جدید را بر زمین زده ودیگران نیز از وی تبعیت میکنند وقرارمی شود که کارگران ودر طی سه سال خندق جدید ودروازه های آن را بسازند که تخمینا سه فرسنگ ونیم بود ودر اواخر دوره رضا شاه هم این سیستم قدیمی پایان یافت که بقایای طرح شهرسازی بابلی بود که آب سیلابها را با اصول مهندسی وبه مجراهای دیگر یبیندازند  ،و جایش را  به حفر کانالهای سیلابگیر شهرها داد که چندین مجرای سیلابگیر تهران در دوره پهلوی  ساخته شد که بظاهر جایگزین طرح شهرسازی سابق می باشد ویا کانالهای فاضلاب شهری  احداث شدکه وزارت نیرووارث آنست ویاآبرسانی مفید به شهر ویاخارج کردن آبهای زاید از شهر وبنام( طرح آب وفاضل آب معاصرشهر) رواج یافت که مهندسانش  هنور سر از"مکانیزم آن  طرح" در نمی آورند  ولی به این کار مهم گماشته شده اندویا جایگزین طرح قدیمی شده است که آبرسانی به شهرتهران  وبجای (نهرهای روباز رودخانه) هابود و از سال 1334 ش در تهران به لوله های  نهر گونه داخل خاک تبدیل گشته است  ویابا انواع نهرهای پوششدار ویا بنام لوله کشی شهری میباشدواز رود خانه های کرج ویا طالقان  وجاجرودوسد لتیان بیاورند ویا با تاسیس سدهای سه گانه آنها بود که انبوه سازی  آبرسانی کردند ویا برای خروج آبهای اضافی شهرهم ویابارانهای سیل آسایش  مهندسان همکارشان نیز در وزارت شهرسازی نیزهمکاری شهری را کرده وکانال های سیل گیر شهری را ساختندویاریزش فاضلاب شهری را طراحی کردند وتااز شهرتهران وبا سیستم جدید فنی مزبور آّب اضافی را  خارج بکنند ویا با همکاری مهندسان دیگر آبیاری کشاورزی عمل بکنند  ویابامهندسان باغبانی وفضای سبزهمکاری بکنندکه در وزارت کشاورزی تربیت می شدند ویابا شهرداریهای تهران  وسوانح شهری وزارت کشور هماهنگی بکنند  تا شهر های ایرانی را خطر سیل ،تهدید نکند  ولی چونکه این  نوع هماهنگی مهندسان متعددایرانی  وبا خط مشی های متضادخودشان هنوز ، نتوانسته اند که جایگزین شهرسازیهای سنتی وقدیمی  ایرانیان بشوند ویا جایگزین نهرهای آشکار "آمد ورفت سالم آب "به شهرها ویاروستاهایش بشوند  که برای اولین بار ودر فاضلاب لندن پیاده سازی شد وسپس مهندسان ایرانی وبدون تحقیق آنر ا،به خاک ایران آوردند  ونامش را "مهندسی آب" ویا"تحقیقات آب" گذاشتند  ویا بی هدف ،سازمان نقشه برداری شهری راهم ، به آن ،ضمیمه کردند و تا مناطق شیب دار "دومحله شهری "راویا "دو منطقه کوه ودشت "را ودر آبرسانی  مزبورویادرخروج آ ب مزبور از یک منطقه روستایی کشاورزی خیز راتشخیص بدهند  که تا بحال هم خاصیت  علمی لازم را نداشته است که به آن رشته علمی مهندسی آب ویا آبیاری بدهیم ویالقب آبرسانی وسد سازی علمی داده شود  ونمی دانم  که در چه زمانی وبه مرحله شناخت کافی ویاوافرهم خواهد رسید ؟ زیرا ،هنوز بعد از اینهمه از ویرانی شهرها ،تازه در آغاز بحران آبرسانی شهری  وروستایی ودر وزارت نیرو هستیم ویادر آغاز بحران حفظ شهرسازیمان واز سیل مزبور ودر وزارت شهر سازی هستیم ؟  ویا در معاونت عمران وزارت کشور وسوانح شهری آن هستیم ؟! که هر چهار وزارتخانه مزبورهم ویعنی وزارت عمران روستایی واصلاحات ارضی ایران ویاوزارت آب وبرق ایران ویا وزارت شهرسازی  و واحد عمرانی وزارت کشورهم واز سال 1342 ش به بعد در ایران تاسیس شدند  که اصلاحات ارضی تاسیس گشت ویانظام زمین داری قدیمی وکشاورزی از بین رفت !  ورودخانه های ایران  وبجای تامین اهداف کشاورزی ایران ویا تامین آب شرب شهری ، تغییر مکانیزم اجتماعی داده ومحل کشیدن قلیان ویا خوردن چای ویاآبگوشت ودر کنار شر شر آبهایش شده است !!! 

ودر هر حال وبا آغاز عصر پهلوی دوم  وابتدا برای شهرسازیهای ایران ، احتیاط بعمل می آمد  ولذامهندسان خبره ایرانی، بکار گرفته می شدند که حداقل کانالهای سیلاب گیر شهری را خوب طراحی بکنند ویا ساخت پلهای جاده های اطراف شهرها را خوب محاسبه بکنندکه آبهای جاری اطراف شهرهارا،زیر گذرلازم بدهد ویادر حرکت آب باران وبسمت 1250 شهر ایرانی مانع شود  ، وسکنه آنهارا تهدید نکند ویا شهرداران حرفه ای را می گماشتند که مراقب باشدتا  آت واشغال ویاآهن پاره قراضه ویا زباله شهری ودر کانالهای بزرگ شهری نیفتد ویا جدول سازیهای شهری محلات  هم طوری ساخته بشوند که شیب یک محله شهر ی، محله دیگرشهر را بخطر نیندازد  ولی با رواج پدیده اجتماعی شوراهای شهر ویاروستاهاویا باانتخاب دیمی شهرداران وبوسیله آنها ،که یک نوع پوپولیسم عوام گرایانه میباشد  ، رعایت این نوع از معیارهای حفظ ویانگهداری  شهرها واز خطرات وسوانح مذکور هم از بین رفت  وبهمین دلیل ودر سالهای حکومت پهلوی دوم ویادرابتدای جمهوری اسلامی روال عادی جاری بود ویابا رعایت شدن معیارهای صحیح شهرسازی ویا مسیر سازی صحیح مجراهای آب شهری  ، سیلهای مکررایران صدمه زیادی نزدندو یاخطرات چندانی به شهرهای تازه ساز ایرانی  ببار نیاوردند، ولی در سالهای اخیرایران وبدلیل عدم رعایت شدن معیارهای شهری لازم ، این بارسیلهای مکرر مازندران ویا لرستان ویا بوشهر ویاهرمزگان ویاکرمان ویا خراسان جنوبی  بوجود آمدودر چند سال گذشته هم گواه این  نوع عدم پای بندی به اصول شهرسازی است ویاسیل اخیر سال 1398 ش ایران که مکمل همه آنهاست  ودر حالیکه در دوره پهلوی دوم ویا درابتدای جمهوری اسلامی، خسارت سیل ودر اغلب شهرهای ایران که جاری میشد وبه حداقل ممکن بود  ودرشهر تهران هم تنها یکی ودو مورد گزارش شده بود  که یکی ودو سیل تهران ،در سال 1441 شمسی بود  که مهندسان دوره مزبور ،کانالهای سیل گیر ناحیه غربی تهران را خوب محاسبه نکرده بودند ویا طراحی خوب نکرده بودند ویا پل زیر گذرخیابانی برخی از انهاراخوب محاسبه نکرده بودند  که آب سیلاب های شمال غربی تهران را وازدرون محلات مهر آّباد ویاپلهای خیابانی آن محله ها خوب زیرگذر بدهند ویا انبوهی جریان آنرا ودر یک ناحیه شهری  تهران جوابگوباشد ویا از محله جی  ویابریانک وخیابان قزوین تهران بگذرانند ودر جنوب شهرتهران روانه نهر قریه فیروز آباد بکنند، که صرف مزارع کشاورزی بشود  وسیل دیگری هم ،در سال 1347ش جاری شد که طرح احداث سد سیل بند جنوب تهران ودر هیات دولت تصویب شد  ودیگری هم سیل تهران ودر سال 1366ش می باشدویادر اوایل دوره جمهوری اسلامی بود که بند دره گالابدره  تهران شکسته شد وسیل در محلات شمال شهر تهران جاری گشت که هرچند از ناحیه کانالهای بزرگ شرقی تهران واز شهر خارج گشت ولی پرسنل شهرداریهای تهران را وبمدت چند ین ماه درگیر نمود که لجن را از خیابانهای شمالی تهران پاکسازی بکنند و امادر شهرهای دیگر ایران هم که از هرچندگاه سیل می آمد، ولی بدلیل رعایت نمودن معیارهای شهرسازی  مزبور ، چندان خسارت نمی زد واما عدم رعایت نمودن معیارهای شهرسازی مزبورو,در دوران معاصر ،امروزه چهره خود رابخوبی نشان داده است که آخرین ثمره تلخش هم،در سال 1398 ش اتفاق افتاد.