سیل و فنون شهرسازیهای قدیمی ایرانیان 

از: دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس شهری

شهرسازی قدیمی ایرانیان ،گرچه  خانه های ساده خشت وگلی بود ، ولی از تجربه های قدیمی تمدن بشری بهره مند بود که در مکان گزینی شهرها ویامحلاتش ویادر بر قرار کرد ن تاسیسات شهری اش رعایت میشد ویا در یک ناحیه جغرافیایی آن شهر، حتما تجربه گذشتگان ویاافراد صاحب تجربه را بکار می گرفتند تا در برخورد با بلایای طبیعی ویاسیل وسوانح شهری از مصونیت بیشتری ،برخوردار باشند که آنرا "مکان گزینی عقلانی " می دانستند وگرچه ساخت وساز اغلب شهرها ویا روستا ، ودر کنار یک رودخانه بزرگ ویا کوچک بودویا حد اقل در کنار یک ویا چند چشمه بزرگ  واقع بود  که هم آبرسانی سکنه شهر را تامین بکند وهم امکان زراعت ومعیشت آنان را ویا تامین آب حیوانات اهلی آنهارا تامین بکند که بسیاری از شهرهای موجود ایران واز این نوع" تیپ یابی سکونت بشری "می باشند که آب آن رودخانه ها، مایه حیات دسته جمعی آنان بگردد  ولی به تجربه تاریخی در یافته بودند که نزدیکی  بیش از حد به همان رودخانه وبهمان اندازه که برایشان مفید است ولی بهمان اندازه هم ممکن است  که برایشان  خطرناک بگردد وبهمین دلیل همیشه تمدن بشری و با رودخانه ها ومسیر حرکت آنها برخورد فرهنگی دوگانه تمدنی مینمود  ونگاهی  به شکل ویاشمایل مرفولوژ یکی شهرهای ایران  این تئوری را نشان می دهد و ، گرچه در صدها شهر ایرانی ، شکل ومرفولوژی متفاوت با یکدیگر دارند  ولی نقطه مشترک این  نوع اشکال شهری متفاوت ایران ،با یکدیگر هم یک نوع برخورد دوگانه ومتضاد سکنه آن شهرو با همان رودخانه می باشد  که از آن تغذیه می کند ویا سکنه اش ، (حیات دسته جمعی شهری )  خودرا ،صرفاو در سکونت گزینی کنار آن میبیند  ولی هر کدام از شهرها و برای مصون ماندن از این رودخانه بظاهر مفیدجنب خود  ویا چشمه سارهای بظاهرآرام   کنار خود که در شهرهای محلات ویاخوانسار وهرسین  وروانسر وریجاب دیده میشوند ویادر شهرهای کنار مسیل های  آرام وخشکرودی دیده می شوند که نظیر استقرار شهر قم و در کنار مسیل سیلابی قمروداست ویا شهر آوج  ویا سبزوار وغیره ودر مسیر خشکرود ها هستند ویا استقرار شهرهایی که در مسیر رودخانه های دایمی هستند و نظیرشهر اهواز ویا دزفول و یا آ مل  و یا بابلسر  ویارودسر ویالنگرود  وغیره می باشد که در جنب یک رودخانه دائمی وپر آب است ویا شهرهایی که قبلا در حاشیه گزینی چند قنات بزرگ بودند وازآب آنها   بهره مند می شدند  ولی امروزه و برای  تامین آبرسانی سکنه وسیع آنها و درمسیر ومجرای آبی 178 سد ومخزن بزرگ آ ن ، قرار داده شده اند ولی مکان اقامت آن سدها و نسبت به محلات آن شهرهاو در مکان مرتفعی واقع شده است واگر احیانا پرسنل وزارت نیرو نتوانندکه آن سدها ویا مهارآّب آنرا درست بدست بگیرند ویا علم لازم آنرا نداشته باشند  ،  ودر آن صورت ،آ ن " سد سازیهای غیر ماهرانه" ویا "پرسنل غیر ماهرش " شهرسازیها ی چند دهه آنان رابه زیر غرق شدن  ،می برد  ویا همه انواع سرمایه گذاریهای کشاورزی ویا دامی ویا زیر بنایی ویامدرسه سازی ویاخانه سازی ودکان ویالوازم منزلشان را به یغما می برد  ومثلا تمامی شهرهای استان خوزستان ودر ناحیه ارضی پایینتر 11 مخزن سد میباشد  وخودآن مخزن ها هم در مجرای رودخانهای50 الی 60 سد های 6 الی 7 استان همجوارخورستان هستند که حوزه آبریزیشان واز طریق خاک خوزستان ، خلیج فارس می باشد ولذادر سد سازیهای معاصرایران ، متصل بهم شده اند   واگرچنانچه ، پرسنل وزارت نیرو هم محاسبه صحیح  واز نحوه جمع شدن آب در آنها ویا مکانیزم مجراهای اتصالشان با یکدیگر داشته باشند که آنرا " مهندسی آب "  می نامند  ، ودر آن صورت "انبوه سیل های محاسبه نشده"  ویا "محال از محاسبه مهندسی " ، شهرهای مزبور  را خراب میکنند  وبهمین دلیل  هم ایرانیان گذشته ودر محاسبه مکانگزینی شهری خود ریسک محاسبه انجام می دادند ویا با احتیاط وحزم اندیشی وباهمان رودخانه ها ی همجوارشان برخورد می کردند  واین حزم اندیشی در شهرسازی قدیمی ایرانیان هم و به سابقه چند هزار سال  قبل بر میگردد وتاریخ نویسان هم در ثبت وضبط حوادث  این نوع صدمه های شهری را ودر کتابهای تاریخی خود آورده اند ویابرای عبرت آیندگان  ذکر کرده اند ومثلا شهر سازی شهر بابل ودر چند هزار سال قبل  وطوری بود که در صورت طغیان آب رود فرات ودر هنگام بهار، شهر بابل وجمعیت ویاتاسیسات کهن اش ودر کناررود فرات وجریان آب وسیع اش ،آسیب نبیند که در کتب قدیمی ذکر شده است ومثلا دو نهر بزرگ ودر بالای شهر بابل کنده بودند  که در هنگام بالا آمدن آب رود فرات ودر هنگام فصل بها ر وآب اضافی  همان فرات واز مسیرهای آن دو نهر بزرگ، وبه رودخانه دجله همجوارش وارد می کردند  وبعلاوه در مسیر محاسبه شده مزبور هم،سدی بلند  واز دو طرف رودخانه فرات ساخته بودند ویابا آجر وقیر بسته بودند که شهر بابل ،واز آسیب سیلهای احتمالی ، مصون بماند ولذازمانی هم که کوروش  شهر بابل را تسخیر نمود  ، و"مدل شهرسازی بابل" را خوب تشخیص داد ،لذا دستور داد که شهر سازیهای شهرهای ایرانی وبویژ ه درمناطق پر رودخانه ایران ، واز مدل شهر بابل "اقتباس فرهنگی" بگیرد    واز این رو ،در دوره های هخامنشی ویاساسانی نیز چنین  رویه بود  ومثلا سد شادروان ودر ناحیه بالای  شهر شوشتر طوری ،طراحی شده بود که آبهای سیلابی کارون را مهار بکند ویاآنرا به دوقسمت برزگ تقسیم کرده ویا به چند شاخه  کوچک شکسته کرده وتاشهر شوشترکنارش ویاقلعه  نظامی جنبش ویا پل گذر گاهی خوزستان و به نواحی دیگرایران را مصون بنماید وتنها در دوره نادر شاه تخریب شده بود که نادرهم ، ترمیم دوباره آنرادستور میدهد  ویادر صدر اول اسلام هم  که" خاندان روادیان " وشهر تبریز را ،به پایتختی خود انتخاب میکند  وبعداکه زلزله شهر تبریز را خراب می کند  ولی برای آنکه محلات تبریز ودر کنار " مسیل آجی چای " تبریزآسیب زیاد از سیل نبیند، ولذا محلات شهری تبریزراو در نواحی کوهپایه تر و بلندترو شمالی ترتبریز انتخاب می کنند  که سیلابهای رودآجی چای و به شهر،صدمه نزند ویابرای عدم صدمه پذیری از زلزله  هم ،قناتهای متعددی رادر  زیر آن شهرکندند  که لرزش های زمین را بگیرد  ولذ ا مدتها تبریز،صدمه ناپذیر شد وتنها در سال 1084هجری ودر دوره صفویه بود که شهر بزرگ شده بود  ویاخانه های ی زیادی ،در کنارمسیل رودخانه مزبور ساخته شده بود ،ولذا سیل برخی از عمارتهای کنار مسیل ویامحله باغمیشه وغیره رامیبرد که شاردن فرانسوی ودر کتابش ّبه آن سیل تبریز اشاره می کند وبعلاوه بعد از صدر اول اسلام هم وبعد از قدرت گیری یعقوب لیث که ، سلطان محمود غزنوی وبرای مصون ماندن از در گیریهای درون خاک ایران ، مجبور شده بود که پایتختی خود راو برای اولین بار به شهر غزنین ببرد  واز این رو ، در ساخت وساز آن شهر نیز بسیاری از محاسبات را انجام نداده بود وبهمین دلیل هم، وقتی سیل از کوهستانها جاری می شود ،و لذاتعدادی از منازل ویامغازه ها وبازار شهر ویااحشام سلطنتی را با خود می برد  که بیهقی در کتاب  خود وبه" سیل  شهرغزنین وچگونگی آن" اشاره می کند 

 وبعلاوه "سیل شهر یزد "هم طوری است که در عصر بعد از تیموریان و برخی از محلات یزد را خراب نمود و به آن دلیل بود که از کوهستانهای شیر کوه یزد و حداقل 5 رشته قنات ،به برخی از محلات شهر یزد کشیده بودند ودر ایام بارش شدید این دوره تاریخی، وبه مسیرآب چند قنات قدیمی این شهر می ریزد که از مجراهای سیلابی -کوهستانی شهرتفت بودکه در دل شیرکوه قرار دارد ، و طغیان یافته ومحله اهرستان وغیره یزد رامی برد که کتاب جامع مفیدی وغیره نیز به این "سیل اتفاقی یزد"و در دوره مزبور اشاره دارد  ویادر دوره ایلخانی  هم ،هلاکو وبه توصیه دانشمندان ایرانی، چند ین بند خاکی ودر اطراف برخی از شهرهای ایرانی می سازد  که محلات شهری مزبوررا ودر برابر سیلها ی آن شهرها مصون بدارد وشاه عباس هم  در دوره خودش وبرای مصون ماندن شهر مذهبی قم و از سیلابهای کوهستان کرکس  وبه تبعیت از سلجوقیان، بند قمصر رامی زند ویادر مسیل سیلابی کوهستانهای قمرود ترمیم می نماید  وکریم خان زند هم که مجبور شده بود شیراز را به پایتختی خودانتخاب بکند  ویاقلعه ویاخندق شیراز راودر پایین رودخانه نیمه خشک شیراز بسازد  که امروزه  وبعد از تخریب قلعه قدیمی شیراز عوض شده ومسیر این رود خانه نیمه خشک بالای شیراز و در وسط شهرشیراز افتاده است  ویاچندین پل جدید ساز شیرازهم این مسیل نیمه خشک را بهم وصل میکند  ویا سیلابهای کوهستانهای اطراف شیراز را واز کانال مسیل  های آن  ،وبطرف فسا ویاتالابهای  جنوب شرقی فارس هدایت میکند  وعلی رغم وجود قلعه شهر  شیراز ویا ما بین  ناحیه "کنونی در وازه قر آن "وارگ کریم خانی ومحلات درون شهری داخل قلعه شیراز، اشتباه اخیر شهرسازی دروازه قران  1398 ش را تکرار نمی کند وبلکه به توصیه افراد خبره شهری شیراز ، سدی راهم ودر ناحیه بالایی   شیرازمی سازد ویابرای جمع آوری آب سیل ها می سازد که کتاب فارسنامه ناصری ّبه آن" سد کریم خانی  شیراز "اشاره دارد وبعلاوه در سال 1203 هجری  هم که آقا محمد خان قاجار وبجای  شهرشیراز، تهران را به پایتختی خودانتخاب نمود وبدلیل نوساز بودن شهرتهران و در روند پایتختی خود وتجربه اند ک سکنه اش ،چندین بارشهر تهران دچار سیل شد ویادر دوره قاجاریه ،دچار سیل گرفتگی شد که ّبه آنها اشاره خواهم کرد  وشهرهای دیگر ایران هم واز قدیم، تجربه تاریخی خود را داشتند ولذامحلات شهری خود را ،اغلب در نقاط مرتفع شهرمزبور می ساختندویا نسبت به مسیر رودخانه ومسیلها وکانالهای سیلابگرحاشیه شهر میساختند تادچار صدمه نشوند  وشهرهای ساحلی گیلان ویامازندران  ویاخورستان  هم که اغلب در کنار رودخانه های متعدد بودند  واغلب در دوره قاجاریه ، آبادیهای کوچکی بودند که بعد از دوره قاجاریه ساخت وساز شهری امروزی آنها آغاز شده است  ولذاامروزه دچار انواع سیلها گشته اند  وبدلیل آنست که ماها"فرهنگ شهرسازی قدیمی خود" را فراموش کر ده ایم والگوهای غلطی را در محله های شهری ویاپلهای شهری ویاشهرسازیهاودر 150 ساله اخیرایران ، تقلید نموده ایم  که نه از "شهرسازیهای شرقی ها وسابق ایران" مانشات میگیرد ونه از"الگوی صحیح شهرسازیهای جوامع غربی "ودر کنار رودخانه های پرآب آن وپلهای خاص غربی  اش میباشد. و"پدیده من در آوردی"است که مهندسان  شهر ساز ویاپل سازمعاصر دانشکده های ایرانی ودر 80 سال اخیراختراع کرده اند  ویابا آموزش دیدنهای غلط خود ،آن مدل شهرسازی را  به شهر های ساحلی شمال ویا خوزستان  ویا دهات ترکمن صحرا آورده اند ودر حالیکه شهرهای این چند استان ساحلی  هم که در کنار رودخانه های پر آ ب هستند ویا درجنب طغیانهای متعدد آن هستند وبدلیل اقتضاءات جغرافیایی خودش ، تنها تاریخ شهری150 ساله وکمتر دارد ودر دوره قبل از قاجاریه آن شهر هاهم تنها بصورت آبادی های کوچک بودند ویاهمخوان با بارشهای شدیدشمال وطغیان رودخانه هایش بودند  ولذا در شهرهای شمال  هم قبلا تنها آبادیهای کوچک وبا خانه های دو طبقه وجود داشت ویابا پایه های چوبی  واسکلت بندی منزل خاص و بدلیل گل وشل  وخیس بودن دایمی زمینهایش  بودولذا در اغلب ایام سال ،که ُسکنه اش ،تنها در طبقات دوم آن خانه هاو یا با سقفهای پوشالی زندگی می کردند ومدل شهر سازی خاص خودش را می طلبیدندکه در وسط اراضی پر آب پراکنده بود ودر خوزستان نیز که اغلب شهر هایش ودر کنار رودخانه های بزرگ ویاپر آب وطغیانگر قرار دارند وبجای اهواز کنونی ( آبادی بندر ناصری دوره قاجاریه )ّقرار داشت ویا بجای شهر اندیمشک ( آبادی صالح آباد بود ) ویا بجای بندر خرمشهر کنونی ( آبادی محمره بود) ویا بجای شهر آبادان کنونی که تاریخ 120 ساله دارد  قصبه عبادان بود ویا بجای َشهر رامهرمز ودر کنار رود جراحی ( آبادی خلف اباد ) بود ویاشهرهای حمیدیه وسوسنگرد وبستان  وغیره هم نبودند  وبجایش آبادیهای کوچک ویابا بافت خانه سازی هماهنگ با سیلهای کرخه بودند  وشهرهای شمالی ایران ، نیز چنین بود  که آبادیهای کوچکش همخوان با سیلهای رودخانه های خروشان شمال بود  ویا با بارانهای شدید چند روزه اش همخوانی کامل داشت ویاساخت پلهای شهری اش نیز وضع دیگری داشتند  که ساخت وسازهای اخیررودسر ویارامسر وکلاچای ویابابلسر وبندر شاه ونکاء وغیره رهاورد شهرسازی غلط ودر 80 سال معاصر میباشد که الگوی شهرسازی اش "فاقد بنیاد اولیه وِیامنطقی" می باشد  وبعلاوه در استان  گلستان نیز اسناد تاریخی نشان می دهد که سکنه اش در خانه های آلاچیق کم قیمت ویامتحرک ودر برابر سیلابها ویاسیل گیریها زندگی می کردند وبرای اینکه به مصیبت امروزین سدهای وشمگیر ویاگلستان ویابوستان دچار نشوند  ویامسیر های گل گرفته آّبراهه آنها وتا دریای خزر دچار نشوند ولذاچندین شهر ویا400 روستای آن ناحیه راو با بحران روبرو بکند واز قدیم الایام ، فرهنگ خاصی را در"نظام سکونت گاههای دسته جمعی"  خودبوجود آورده بودند که از قدیم ودر مناطق ترکمن نشین ایران  وقتی سیل می آمد  واز مسیلی شناخته شده عبور می کرد  وفورا آن مسیل راو بنام یارلغان ( ویابا واژه ترکمنی ) می کندند ویاآن مسیرآبراهه را عریضتر ویا عمیق تر می کردندو تا آب آن دشتهای وسیع و هموار  ترکمن صحراراجمع بکند وفورا در آن مسیر عمیق تر شده آبراهه مزبور و بطرف دریا حرکت بدهد ونظیر امروز نشود که در اطراف آبادیهای  ترکمن صحراآب بماند ویابمدت چندین ماه ، آب  ولو باشد ویادر شهرهای لرستان ویااستان ایلام نیز چنین فرهنگی وجود نداشت  که در کنار رودخانه های  کشکان ویاسیمره وغیره خانه بسازند که مجرای دهها رودخانه بزرگ واز استانهای همجوارمی باشد ویا به مجرای آن  رودمی ریزد  ومسیل سیلابی خطرناکی در کوهستانهای پر بارش   زاگرس رابوجود می آورد ،ویا سکونت گاه بزرگ وبظاهر امن شهری رابسازند ویاسکونت گاهای شهری اخیر کهگیلویه وبختیاری نیز چنین هستند که در مسیر انشعابات خطرناک کارون ویارود جراحی وزهره وغیره قرار دارند  ولی با اشتباه شهرداران معاصرویاشوراهای شهر ویامهندسان ناشیکار شهرهای حاشیه رودخانه ملاوی لرستان ویا شهرمعمولان ویا شهرپلدختر ویا کوهدشت ویادره شهر ویا آبادیهای غیر متحرک  ودایمی وبلکه پر خرج کنار رودخانه ها ی مزبور ساخته شدند  ویا آبادیهای کنا ر رودخانه های طغیانگر هیرمند سیستان وهریرود جیرفت استان کرمان بودکه دچار سیل وحشتناک شدند  ویا شهر دامغان  وقم واز سیلابهای کویری در امان نبود   وبعلاوه شهرهای اراک وشهراقبالیه وقزوین وهمدان وکردستان وبرخی ازمحلات تهران هم به زور مهار شدند که استاندارانشان به آن  پدیده اشاره کردند ویاشهر های ملایر ونهاوند واستان کرمانشاه واسلام آبادوکنگاوروبروجرد والیگودرز وغیره بودند که خسارت دیدندویاسیل درختان بزرگ جنگل را برده وشهر زیراّب وسربیشه وغیره مازندران را خراب نمود واز این رو ودر حدود 400 شهرایران ویا در 28 استان کشور وروستاهایش خسارت بوجود آورد    ویاحتی وقتی  که اغلب محلات قدیمی خرم آباد ویابا فرهنگ شهری سابق آن شهر و دردل دیواره کوهپایه ای خرم آباد ساخته شده بود که از مجرای اصلی رودخانه شهر بدور باشند واز آن رودخانه بزرگ شهر،تنها نهرهای کوچک روان بریده بودند ویااز مقابل خانه هایشان و دردل دیواره کوهها  یش گذر داده بودند ولی با اشتباهات شهرسازی معاصر ایران و  چندین محله جدید خرم آباد هم و در ناحیه گودترشهر خراب میشودوچراکه درکنار رودخانه شهر ساخته شده بودو به زیر آب می روند ودرایلام ودره شهر ونورآباد و شهرهای دیگر نیز چنین وضعی وجود دارد  که میزان "تعقلات شهرسازی معاصر" را نشان می دهد . ویاسیل های اخیر ، مسیر 14 هزار کیلومتر جاده ها را تخریب کرده ویا مسیر راه آهن را خراب می کند ویا چند صد پل ایرانی وپر هزینه  معاصررا تخریب می نماید  وبعلاوه مرغداریها واستخرهای پرورش قزل آلای ماهی چند استان  کشاورزی خیز ایران را خراب نموده ویاپیوند میان آبادیها را بهم میزند  ودر حالیکه فرهنگ پل سازی هم در "نظام مهندسی گذشته ایرانیان"و بر مبنای اصول صحیح فنی ویاشهرسازی صحیح پایه گذاری شده بود  که در صورت وقوع سیل شهری ،حدود 400 پل بزرگ وبا همدیگر تخریب نمی شدند که ارتباط تجاری ویاکشاورزی وترددی میان شهرها ویامحلات ودهات ایران را بهم بزند  ، وباید گفت که پلهای قدیمی ایرانیان وبا اصول مهندسی محاسبه شده ساخته شده بودند وگرچه همگی پل ساده وآجری  ویابا ملاط ساروج ساخته شده بودند  ونظیر پلهای پر خرج امروزین  شهرها وجاده هانبودند که ،آهنی ویاپر زرق وبرق شهری باشند  ولی بخاطر همنوایی اشان با مناطق اقلیمی متعدد ایران  ویاسیلابی شدن آن  نواحی ویادر ایامهای مختلف سال   وبا همان "تعقل قدیمی مهندسی  ایرانیان "طوری طراحی شده بودند که در ایام طغیانی شدن رودخانه های کنار شهرها ، این پلهای ساده آجری قدیمی خراب نشوند وبعلاوه در ساخت وساز آنهاهم سقف دهنه گذر سیلها واز زیر طاق پلهای آجری  مزبور ودر ایام سیلابی سال، که بالاترین  اندازه سیلاب را معیارگرفته بودندو  حداقل بانیم متر فضای خالی از سقف حرکت سیل  آنرامی ساختند که سیل مزبور و براحتی از زیرهمان  پل ساده بگذرد وبه سقف  آن پل خسارت نزند ویاپایه هایش را نیز بصورت لوزی شکل طراحی کرده بودند  که فشار آ ب جاری سیل و بر پایه های پل آجری، فشار سنگین نیاورد  وبعلاوه وسط پل های قدیمی  ایران و در مابین رودخانه ها  ، بلندترین نقطه آن مسیربودند ودر دو طرفش که جاده هابود ویا خیابان شهری مزبوربود را با خاک ویابادیواره سنگی  به پل ، مخروطی شکل میدادند  که حرکت  وسیله نقلیه ویافردعابرو تا وسط پل اوج میگرفت وبعد از وسط پل هم سرازیری آن آغاز می گشت  ولذااغلب "پلهای شهری" قدیمی ایران ویا "مابین شهری ایرانیان" واز این"نوع مدل معقول مهندسی" تبعیت میکرد که در سرتاسر دورانهای ساسانی ویاسلجوقی ویاصفویه وقاجاریه این نوع مدل مهندسی عاقلانه ولی ساده را تغییر ندادند که شهرهای ایرانی صدمه نبیند واما هزاران پل آهنی ویا بتونی شهرهای معاصر ایران  ویا جاده های امروزین ، معلوم نیست که بر مبنای چه اصول شهرسازی ویا فنی پایه گذاری شده اند؟ وصرفا یک نوع تقلید ناشیانه واز پلسازی مهندسان دانمارکی ویابلژیکی دوران رضا شاه هستند که اولین پلهای جدید شهر ها ویاجاده های ایرانی را ساختند  ویاآموزش غیر اصولی آن هم در دانشکده های فنی ایران ، رواج یافت، ولی بّه اصول شهر سازی صحیح ویا بهینه علمی مبتنی نمی باشد  ویابه اقلیم  آب وهوایی ویانقشه بردای ناحیه ای ایران  توجه لازم ندارد ویا به تعدد حوزه های آبریزی ایران ، بی تفاوت می باشد که "مهندسان آب ایرانی معاصر" ویا"موسسات  تحقیقات آب "آنهاراو در ایران  معاصررواج می دهند ویا تشکیلات وزارت نیرو راو بر اساس این نوع تفکرات غلط پایه گذاری کرده اند  وبغلط  هم ادعا می کنند که ما به دیگران گفتیم که در مسیر رودخانه ها، خانه سازی نکنید ویا حریم رودخانه ها را حفظ بکنید ولی آنها، گوش ندادند ودر حالیکه در طول 50 ساله اخیر ایران ، شکل گیری این وزارتخانه که از سال 1342 بوجود آمدکه وزارت آب وبرق نامیده میشد ویا با تقسیم کار غلطش وبا وزارت کشاورزی که "اداره مستقل آبیاری " دوران رضا شاه را که تاسیس سال1312ش بودودرسال 1347 در خود، ادغام کرد ویا با آموزش های غلطی که در دو رشته " مهندسی آب وسد سازی  دانشکده های فنی  ایران و"مهندسی آبیاری دانشکده های کشاورزی ایران "میدهد و متضاد با یکدیگر هم می باشند ویابا سرفصلهای غلط درسی  که برای هر دورشته دانشگاهی مزبور بوجود آمدکه در سال1361ش طراحی کرده بود ند ویابافاصله زیادی که با واقعیت های آبرسانی ویاآبیاری شهرها ویاروستاهای ایرانی دارند     ویا باپرسنل زیادی که از مهندسان ابرسانی که این دو وزارتخانه تربیت کرده اند وامروزه   فرهنگ غلطی رواج یافته،ویادر شهرهای ایرانی ما ، شکل گرفته است ویا روحیه پول پرستی ولذت طلبی که از نشستن  در کنار رودخانه هاست  که باپول در آوردن از کناره های آن رودخانه ها و در سکنه ایران شکل گرفته و در فرهنگ سابق ومعقول ایرانیان سابق رواج نداشت ، وچرا که خانه های مسکونی ویامحل کار خود راو در فاصله های دورتر از مجرای رودخانه ها می ساختند ویا "میراب های شهری "ویا"میر ابهای روستایی" ایرانیان سابق هم ، نظام حقوقی آبیاری ویاآبرسانی وفرهنگ استفاده از آنهارا بخوبی می شناختند، ولی امروزه  وبخاطر رواج  همین  نوع روحیه پول پرستی  وسود جویی ازکناره رودخانه ها ویا حریم آنها از بین رفته است، وحداقل 650 رودخانه ایران ، امروزه مکان های پر ارزش ملکی گشته اند واز این رو صدهاهزار رستوران ویاقهوه خانه ویا اقامتگاه تفریحی  ویامغازه فروش ویامنزل ویلایی ودر کناره های  این نوع رودخانه هاشکل گرفته است ویااز 50 سال قبل و تا امروز تاسیس شده است ویا شهردار یهاهم جواز آنهاراداده اند وبعلاوه همان پرسنل وزارت نیروهم مجوزکنتور آب وبرق  آنها راداده است  وعده ای هم امروزه و از این نوع مکانهای خطرناک پول در می آورند وبعلاوه عده ای دیگرهم از نشستن ویاچای خوردن ویاقلیان  کشیدن درکنار آن رودها ، وبظاهر لذت می برند که در کناره های رودخانه کرج ویاجاجرودمی باشد ویا درشاندیزاطراف مشهد وغیره قرار دارد وبرخلاف رویه فرهنگی سابق ایرانیان می باشد که در 50 سال قبل ایران  زندگی می کردند، ویااز نزدیکی مخاطره آمیز بّه رودخانه های ایران "پرهیز "معقولانه" میکردند ولیکن امروزه در جامعه ما، بر عکس شده است

بهر حال روش معقولانه شهرسازی قدیمی ایرانیان ودربرابرسیل گیری شهر ها، باعث شده بود که علی رغم وجود سیل های مکرر ودر ایام سالهای مختلف ، شهرهای مزبور ویاسکنه اش چندان آسیب نبیند که اسناد تاریخی ذکر شده ودر کتب تاریخی ایران ،  این امر را نشان می دهد  ومثلا مآخذ تاریخی عصر قاجاریه نشان میدهد که در دوره قاجاریه،  سیلهای فراوان ودر استانهای مختلف ایران آمده بود  واز جمله سیل منطقه گرمسیرات  استان فارس بود که در سال 1270 هجری ودوره ناصرالدین شاه آ مد ویامزارع وباغستانهای متعدد ویانخلستانهای لارستان وقیر وکارزین استان فارس را در نوردید  وحدود صد هزار نخل واز منطقه گرمسیرات مزبور را خراب  نمود ولی چونکه شهرها ویاآبادیهای مزبور ودرمناطق بالاتر از مسیر سیل ساخته شده بودند ، به سکنه اش آسیب نرسانید  ویا منبع تاریخی دیگر هم ذکر میکند که در سال 1270 هجری که عباسقلی میرزا حاکم خلخال بود ودر آبادیهای اطراف خلخال  که در دامنه کوههای بلند طالش وغیره قرار دارد وسیلهای زیادی آمد ولی به سکنه خلخال که محلاتش در ناحیه امن تر بودند، صدمه ای نزد ویا منبع تاریخی دیگرهم ذکر می کند که در سال 1268 هجری، باران شدیدی ،ودر منطقه دزفول می آِید وتنها برخی از خانه های دزفول رامیبرد که در اطراف رودخانه دز  بود،ولی خسارات زیادی به دام ویااحشام  واسب والاغ ایلات لری می زندکه در بالای شهردزفول و به چرای دامهایشان مشغول بودند واصول ایمنی چرادادن رارعایت نکرده بودند که به حریم رودخانه دز نزدیکتر نشوندو تا آنها رارا با خود ببرد که از قدیم به آنها تذکر داده میشد  ویا دیگری  هم سیل منطقه ماهنشان ودر استان زنجان و در دوره قاجاریه است  که شدید بود ولی چونکه محل استقرارشهر ماه نشان ویادهات دیگرش ودر ناحیه بالاترازمسیر رودخانه قزل اوزن  واقع بود و به آنها آسیبی نرسید  وبعلاوه در دوره قاجاریه ، دو الی سه بارهم به شهر تبریز سیل می آید ولی به دلایل تدابیر شهری اندیشیده شده قبلی ، خسارات چندانی به محلات شهری آن نرسانید  واز جمله سیل تبریز درسالهای 1267هجری است  ویا در سالهای 1288  و1319هجری بود که خطرات چندانی در بر نداشت ویا سیل قزوین و در سالهای 1267 هجری دوره قاجاریه بود که حاکم اش دستور دادکه تاسدی ودر بیرون شهرقزوین وبرای محافظت آن  شهربسازند ویا سیل سال 1274 هجری قزوین می باشد که تنها  به مقدار اندکی از خانه هایش خسارت زد ویا سیل سال 1272 هجری اصفهان است  که بعلت بارندگی شدید ودر جلگه اصفهان آنرا پدید  آورد واما چونکه در شهرسازی اصفهان  واز قبل تدابیر شهری لازم را فراهم کرده بودند  ولذاصدمه به محلات شهری مزبور نرسانید  وبعلاوه سیل شهر اردبیل است که  رودخانه شهری اردبیل راودر سال 1274هجری پر نمود  ورودخانه بالا آمده ولی در خانه های اردبیل و به چاههای منازلشان  وارد شد  وبعلاوه سیل شهرهای مختلف  ایران ودردوره قاجاریه می باشد که در صفحات مختلف کتاب  دوجلدی مراه الوقایع مظفری  ودر دوره مظفر الدین شاه و به آنها اشاره کرده است واز جمله در ص761کتاب مزبور و به سیل منطقه اهرم بوشهراشاره می کند ویا در ص 584 همان کتاب  به سیل بجنورد اشاره دارد ویا در ص 624 به سیل تبریز  وبعلاوه در ص 965 به سیل شهر کلات خراسان ویابه سیل شهر قوچان ؟ویا در ص 620 به سیل منطقه خرقانین قزوین ویا در ص 719 به سیل سمنان اشاره دارد ویا در ص 508 به سیل شاهرود  ونیز در ص 730 کتابش به سیل استان فارس ویا در ص 965 به سیل شهر فریمان خراسان اشاره دارد وبعلاوه در ص 575 به سیل قزوین ویا در ص 729 به سیل منطقه قوشچی اورمیه اشاره دارد ویا در ص 730 به سیل شهر کازرون ونیز در ص 814 به سیل کلات ویادر ص 674 به سیل گنبد قابوس  ودر ص 624 به سیل شهر مرند آذر بایجان اشاره دارد ونیزدر ص 730 کتابش ،به سیل جنوب شهر شیرازاشاره میکند که در هشت فرسخی آن شهراتفاق افتاد  و برای عدم تفصیل مطالبم ،به تفصیل آن سیلها نمی پردازم  وهمچنین در کتابهای دیگر دوره قاجاریه هم به این نوع از سوانح شهری ایران اشاره شده است واز جمله ص  در 2239 کتاب مرات البلدان است که می نویسد : در ساخت پلهای ایران ، آنرا طوری می ساختند که در زمان طغیان سیل  ،از طاقهایی بزرگتر بگذرد  واز جمله پل جلفای آذر بایجان است که برروی رودخانه ارس ساخته شده بود

 واز جمله بعد از انتخاب شهر تهران وبه پایتختی کشورایران  وبدلیل کم تجربگی شهر سازی آن شهر در دوران قاجاریه ، چندین سیل ودر دوره قاجاریه ،در شهرتهران جاری شد که به تدریج عیوب شهرسازی اش آشکار گردیده وبعدابه رفع آن عیوب پرداختند واز جمله سیل تهران ودرسال 1269 هجری  می باشد که در دوره ناصرالدین شاه اتفاق افتاد که در دوره حکومت اردشیر میرزا قاجار (حاکم تهران )بود  وسیل مزبور ،از اراضی شمیران حرکت کرده واز راه مسیر قنات مهرگرد که  به داخل محوطه ارگ سلطنتی قاجاریه می رفت ، داخل  ارگ شده ونیز از مجرای قنات سنگلج ،داخل محله سنگلج تهران ومنازل آن می شود  ولی چونکه از قبل  وبرای این قبیل از امور، تدابیر شهری لازم اتخاذ کرده بودند ،واز این رو سیل مزبور را واردمجرای خندق  اطراف تهران می کنند تا خرابی زیاد ببار نیاورد وبعلاوه در همان سال 1269 هجری  نیز بارندگی شدید دیگری ودر اراضی دهات شمال تهران اتفاق افتاد که سیل قریه های ونک واوین را در بر گرفت  ولی  صرفا به قنوات اطراف تهران خسارت زد  ونتوانست  که داخل قلعه تهران بشود  وبعلاوه درسال 1277هجری هم ،دوباره در تهران سیل آمد  ولی بدلیل مجرای خندق ویاقلعه اطراف تهران  نتوانست  که داخل شهر بشود واما در خارج شهر، برخی از خانه ها ویاقرای خارج تهران را ویران می کند  ولذاقرار میشود که در بالای شهر تهران سیل بند بسازند  که به تهران صدمه نزند  وهمچنین در سال 1284 هجری  نیزبود سیل دیگری  در تهران به راه افتاد که برخی از خانه های بیرون دروازه محمدیه ( میدان اعدام کنونی ) ودر جنوب قلعه تهران را خراب کرد  ویادر نزدیکی آن  ناحیه هم که داخل قلعه شهر ،ولی گود زنبورکخانه جنوب بازار شده بود ،هم چندین خانه راویران کرد  وبعلاوه در جنوب تهران نیز ،خانه های منطقه شاه عبدالعظیم را ویران نمود  وتا آنکه، ناصر الدین شاه و در سال 1284 هجری وبرای علاج این قبیل ازامور ودر دوره مستوفی الممالک ومیرزا عیسی که وزیر دار الخلافه بود ومنزل وی هم در سرچشمه بود  وچندین نفر مهندس تحصیل کرده را مامور میکند تا خندق تهران را ودر طول وعرض آن ، طوری طراحی بکنند که تهران از صدمه سیل مصون بماند  وبعلاوه خود شاه هم درمکان دروازه دولت تهران سراپرده می اندازد  وتا خندق جدید تهران زده بشودوخود شاه کلنگ خندق جدید را بر زمین زده ودیگران نیز از وی تبعیت میکنند وقرارمی شود که کارگران ودر طی سه سال خندق جدید ودروازه های آن را بسازند که تخمینا سه فرسنگ ونیم بود ودر اواخر دوره رضا شاه هم این سیستم قدیمی پایان یافت که بقایای طرح شهرسازی بابلی بود که آب سیلابها را با اصول مهندسی وبه مجراهای دیگر یبیندازند  ،و جایش را  به حفر کانالهای سیلابگیر شهرها داد که چندین مجرای سیلابگیر تهران در دوره پهلوی  ساخته شد که بظاهر جایگزین طرح شهرسازی سابق می باشد ویا کانالهای فاضلاب شهری  احداث شدکه وزارت نیرووارث آنست ویاآبرسانی مفید به شهر ویاخارج کردن آبهای زاید از شهر وبنام( طرح آب وفاضل آب معاصرشهر) رواج یافت که مهندسانش  هنور سر از"مکانیزم آن  طرح" در نمی آورند  ولی به این کار مهم گماشته شده اندویا جایگزین طرح قدیمی شده است که آبرسانی به شهرتهران  وبجای (نهرهای روباز رودخانه) هابود و از سال 1334 ش در تهران به لوله های  نهر گونه داخل خاک تبدیل گشته است  ویابا انواع نهرهای پوششدار ویا بنام لوله کشی شهری میباشدواز رود خانه های کرج ویا طالقان  وجاجرودوسد لتیان بیاورند ویا با تاسیس سدهای سه گانه آنها بود که انبوه سازی  آبرسانی کردند ویا برای خروج آبهای اضافی شهرهم ویابارانهای سیل آسایش  مهندسان همکارشان نیز در وزارت شهرسازی نیزهمکاری شهری را کرده وکانال های سیل گیر شهری را ساختندویاریزش فاضلاب شهری را طراحی کردند وتااز شهرتهران وبا سیستم جدید فنی مزبور آّب اضافی را  خارج بکنند ویا با همکاری مهندسان دیگر آبیاری کشاورزی عمل بکنند  ویابامهندسان باغبانی وفضای سبزهمکاری بکنندکه در وزارت کشاورزی تربیت می شدند ویابا شهرداریهای تهران  وسوانح شهری وزارت کشور هماهنگی بکنند  تا شهر های ایرانی را خطر سیل ،تهدید نکند  ولی چونکه این  نوع هماهنگی مهندسان متعددایرانی  وبا خط مشی های متضادخودشان هنوز ، نتوانسته اند که جایگزین شهرسازیهای سنتی وقدیمی  ایرانیان بشوند ویا جایگزین نهرهای آشکار "آمد ورفت سالم آب "به شهرها ویاروستاهایش بشوند  که برای اولین بار ودر فاضلاب لندن پیاده سازی شد وسپس مهندسان ایرانی وبدون تحقیق آنر ا،به خاک ایران آوردند  ونامش را "مهندسی آب" ویا"تحقیقات آب" گذاشتند  ویا بی هدف ،سازمان نقشه برداری شهری راهم ، به آن ،ضمیمه کردند و تا مناطق شیب دار "دومحله شهری "راویا "دو منطقه کوه ودشت "را ودر آبرسانی  مزبورویادرخروج آ ب مزبور از یک منطقه روستایی کشاورزی خیز راتشخیص بدهند  که تا بحال هم خاصیت  علمی لازم را نداشته است که به آن رشته علمی مهندسی آب ویا آبیاری بدهیم ویالقب آبرسانی وسد سازی علمی داده شود  ونمی دانم  که در چه زمانی وبه مرحله شناخت کافی ویاوافرهم خواهد رسید ؟ زیرا ،هنوز بعد از اینهمه از ویرانی شهرها ،تازه در آغاز بحران آبرسانی شهری  وروستایی ودر وزارت نیرو هستیم ویادر آغاز بحران حفظ شهرسازیمان واز سیل مزبور ودر وزارت شهر سازی هستیم ؟  ویا در معاونت عمران وزارت کشور وسوانح شهری آن هستیم ؟! که هر چهار وزارتخانه مزبورهم ویعنی وزارت عمران روستایی واصلاحات ارضی ایران ویاوزارت آب وبرق ایران ویا وزارت شهرسازی  و واحد عمرانی وزارت کشورهم واز سال 1342 ش به بعد در ایران تاسیس شدند  که اصلاحات ارضی تاسیس گشت ویانظام زمین داری قدیمی وکشاورزی از بین رفت !  ورودخانه های ایران  وبجای تامین اهداف کشاورزی ایران ویا تامین آب شرب شهری ، تغییر مکانیزم اجتماعی داده ومحل کشیدن قلیان ویا خوردن چای ویاآبگوشت ودر کنار شر شر آبهایش شده است !!! 

ودر هر حال وبا آغاز عصر پهلوی دوم  وابتدا برای شهرسازیهای ایران ، احتیاط بعمل می آمد  ولذامهندسان خبره ایرانی، بکار گرفته می شدند که حداقل کانالهای سیلاب گیر شهری را خوب طراحی بکنند ویا ساخت پلهای جاده های اطراف شهرها را خوب محاسبه بکنندکه آبهای جاری اطراف شهرهارا،زیر گذرلازم بدهد ویادر حرکت آب باران وبسمت 1250 شهر ایرانی مانع شود  ، وسکنه آنهارا تهدید نکند ویا شهرداران حرفه ای را می گماشتند که مراقب باشدتا  آت واشغال ویاآهن پاره قراضه ویا زباله شهری ودر کانالهای بزرگ شهری نیفتد ویا جدول سازیهای شهری محلات  هم طوری ساخته بشوند که شیب یک محله شهر ی، محله دیگرشهر را بخطر نیندازد  ولی با رواج پدیده اجتماعی شوراهای شهر ویاروستاهاویا باانتخاب دیمی شهرداران وبوسیله آنها ،که یک نوع پوپولیسم عوام گرایانه میباشد  ، رعایت این نوع از معیارهای حفظ ویانگهداری  شهرها واز خطرات وسوانح مذکور هم از بین رفت  وبهمین دلیل ودر سالهای حکومت پهلوی دوم ویادرابتدای جمهوری اسلامی روال عادی جاری بود ویابا رعایت شدن معیارهای صحیح شهرسازی ویا مسیر سازی صحیح مجراهای آب شهری  ، سیلهای مکررایران صدمه زیادی نزدندو یاخطرات چندانی به شهرهای تازه ساز ایرانی  ببار نیاوردند، ولی در سالهای اخیرایران وبدلیل عدم رعایت شدن معیارهای شهری لازم ، این بارسیلهای مکرر مازندران ویا لرستان ویا بوشهر ویاهرمزگان ویاکرمان ویا خراسان جنوبی  بوجود آمدودر چند سال گذشته هم گواه این  نوع عدم پای بندی به اصول شهرسازی است ویاسیل اخیر سال 1398 ش ایران که مکمل همه آنهاست  ودر حالیکه در دوره پهلوی دوم ویا درابتدای جمهوری اسلامی، خسارت سیل ودر اغلب شهرهای ایران که جاری میشد وبه حداقل ممکن بود  ودرشهر تهران هم تنها یکی ودو مورد گزارش شده بود  که یکی ودو سیل تهران ،در سال 1441 شمسی بود  که مهندسان دوره مزبور ،کانالهای سیل گیر ناحیه غربی تهران را خوب محاسبه نکرده بودند ویا طراحی خوب نکرده بودند ویا پل زیر گذرخیابانی برخی از انهاراخوب محاسبه نکرده بودند  که آب سیلاب های شمال غربی تهران را وازدرون محلات مهر آّباد ویاپلهای خیابانی آن محله ها خوب زیرگذر بدهند ویا انبوهی جریان آنرا ودر یک ناحیه شهری  تهران جوابگوباشد ویا از محله جی  ویابریانک وخیابان قزوین تهران بگذرانند ودر جنوب شهرتهران روانه نهر قریه فیروز آباد بکنند، که صرف مزارع کشاورزی بشود  وسیل دیگری هم ،در سال 1347ش جاری شد که طرح احداث سد سیل بند جنوب تهران ودر هیات دولت تصویب شد  ودیگری هم سیل تهران ودر سال 1366ش می باشدویادر اوایل دوره جمهوری اسلامی بود که بند دره گالابدره  تهران شکسته شد وسیل در محلات شمال شهر تهران جاری گشت که هرچند از ناحیه کانالهای بزرگ شرقی تهران واز شهر خارج گشت ولی پرسنل شهرداریهای تهران را وبمدت چند ین ماه درگیر نمود که لجن را از خیابانهای شمالی تهران پاکسازی بکنند و امادر شهرهای دیگر ایران هم که از هرچندگاه سیل می آمد، ولی بدلیل رعایت نمودن معیارهای شهرسازی  مزبور ، چندان خسارت نمی زد واما عدم رعایت نمودن معیارهای شهرسازی مزبورو,در دوران معاصر ،امروزه چهره خود رابخوبی نشان داده است که آخرین ثمره تلخش هم،در سال 1398 ش اتفاق افتاد.