اگهی فارسی1
وبلاگ تخصصی جامعه شناسی،قوم شناسی
وایران شناسی برای دانشجویان دانشگاه های ایران و کشورهای دیگر
· پژوهشهای قوم شناسی اقوام ایرانی واقوام ترک
· جامعه شناسی شهری و روستایی وشهرسازی ایرانیان
· جامعه شناسی آموزشی و دانشگاههای ایران
· جامعه شناسی زنان وجامعه شناسی عمومی
· مقالات پژوهشی چاپ شده در نشریات ایرانی
------ به آرشیو ماه های اسفند تا زمان اخیر وبلاگ مراجعه شود----------
· شامل 260 مقاله چاپ شده و1000اثر پژوهشی چاپ نشده
پدیده اجتماعی پهلوانی در جامعه ایرانی
این اثر پژوهشی یک مطالعه جامعه شناختی بر روی کارکردهای اجتماعی ونقش اجتماعی صدها پهلوان جامعه ایرانی است که در دوره های مختلف سلجوقیان و خوارزمشاهیان وایلخانی وآل مظفر وتیموریان وآق قویونلو و قراقویونلو و صفویه وزندیه وقاجاریه است که در شهرهای مختلف و محلات مختلف آن در جامعه ایرانی زندگی می کردند ودر حوادث مهم اجتماعی وسیاسی دوران خود به نقش آفرینی های اجتماعی لازم می پرداختند و از این راه یک پدیده اجتماعی خاص به نام پدیده پهلوانی در جامعه ایرانی آفریدند و در این پژوهش به اسامی و حوادث اجتماعی دوران آنان و کارکردهای اجتماعی آنان در این حوادث اجتماعی پرداخته شده است که بعدها به پدیده زورخانه و ورزش باستانی کنونی تبدیل گردیده است و این اثر پژوهشی بیش از سیصد صفحه میباشد و در کمتر از دانشکده علوم اجتماعی ایران به این مسایل پرداخته شده ویک اثر پژوهشی نوین می باشد.که توسط آقای دکتر محمد خالقی مقدم پژوهش شده است.
کتاب زنجان سرزمین اقوام افشار اثر دکتر محمد خالقی مقدم
كتاب مزبور از نخستین كتابهای علمی در سطح استان است كه توسط آقای محمد خالقی مقدم، عضو هیئت علمی كنونی دانشگاه زنجان و نیز عضو هیئت علمی سابق دانشگاه تهران تالیف شده و برای شناساندن هویت قومی و هویت فرهنگی و هویت تاریخی مردم زنجان از نظر علم جامعه شناسی و مردم شناسی است و یا نقش آنان در پروسههای تاریخی گذشته ایران است و یا ویژگیهای موسیقی سنتی آنان است و نیز سایر ویژگیهای جغرافیای تاریخی استان و یا مشخصات بسیاری از محلهها و عمارات و مسجدها و افرادی است كه آنها را در شهر زنجان ساختهاند و تا به حال هم برای میراث فرهنگی شهر ناشناخته بود ولی توسط ایشان به بحث گذاشته شده است

كتاب مزبور از نظر كثرت منابع و ماخذ تاریخی خود، یك كتاب مرجع علمی برای هر شهروند زنجانی است كه بخواهد به هویت تاریخی خود و بعد از گذشت سالهای پی ببرد و یا ویژگیهای تاریخی شهر خود، و یا جغرافیایی تاریخی استان خود را بشناسد و یا قومیتهای پراكنده در سطح شهرها و روستاهای آن را با دیدگاه نوین علمی مردم شناسی بشناسد و این در حالی است كه در زنجان تا قبل از وی، كوچكترین منبع اطلاعاتی برای دانشجویان و یا قشر فرهنگی شهر در شناختن و شناساندن هویت تاریخی استانشان وجود نداشت ولی ایشان با تسلط عمیقی كه به تاریخ ایران دارد سعی كرده است كه از لابلای هزاران منبع و ماخذ متعدد تاریخی ایران استفاده کرده كه گاهی برای هر صفحه كتاب مزبور هم برای خوانندگانش دهها منبع و ماخذ مستند به دست میدهد و مردم زنجان را نه با معلومات شفاهی و افواهی و بلكه با معلومات مكتوب و مستند در كتابهای تاریخی ایران آشنا میکند و یا با تاریخ، فرهنگ و هویت قومی استان آشنا می كند و همه این اسناد و مدارك تاریخی را ایشان با زحمات زیاد از لابلای اسناد تاریخی كتب مختلف ایران بیرون آورده است و بصورت مهیا و تدوین شده در اختیار هر شهروند زنجانی قرار میدهد اعم از قشر دانشجو، معلم، دبیر و سایر اقشار جامعه و خواندن آن به هر شهروند زنجانی توصیه میشود.
آشنايي با مشاهير زنجان ركنالدين سجاسي عارف قرن ششم
- آشنایی با مشاهیر زنجان - رکن الدین سجاسی عارف قرن ششم - بررسی از : دکتر محمد خالقی مقدم - نشریه موج بیداری - شماره ۶۶ - ۵شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ - صفحه ۴
چكيدهي مقاله:
خيليها شيخ ركنالدين ابوالغنايم محمد سجاسي عارف را با شمسالدين طاهر سجاسي شاعر دورهي سلجوقي اشتباه ميگيرند، در حالي كه يكي شاعر بود و در اواخر دورهي سلجوقيان در تبريز و در دربار اتابكان آذربايجان زندگي ميكرد و ديگري عارفي شبود كه در همين ادوار تاريخي در شهر سجاس كه يكي از شهرهاي مهم سلجوقيان ترك بود زندگي ميكرد و در آن خانقاه داشت.
و به همين دليل شيخ ركنالدين ابوالغنايم محمد سجاسي از بزرگان عرفاني قرن ششم هجري است كه عارفان مهمي، چون شيخ اوحدالدين كرماني كه در ديوان شعرش به ركنالدين سجاسي اشاره شده است و يا شمس تبريزي و يا شيخ شهابالدين محمود اهري و شيخ جمالالدين تبريزي از عارفان مهم آذربايجان مريدان وي بودند و در دورههاي بعدي شيخ زاهد گيلاني و شيخ صفيالدين اردبيلي و شيخ اصيلالدين محمد شيرازي همگي از مريدان طريقت عرفاني او بودند كه منابع مختلف تاريخي به اين مسئله اشاره دارند و به همين دليل بسياري از مشاهير عرفاني قرن هفتم و بعد از آن را تربيت كرده و به دنبال طريقت خود انداخته است و به نقل كتاب دانشمندان آذربايجان، شيخ شهابالدين محمود اهري به سجاس رفته و در خدمت وي در آمد و پس از عقد نكاح دختر وي به نام خديجه به قصبهي اهر رفته و به ارشاد عرفاني مردم پرداخت و نيز شيخ اوحدالدين كرماني كه متوفي سنه 635 هجري است از مريدان شيخ ركنالدين سجاسي بود و اوحدالدين شاعر كه از فرزندان سلطان تورانشاهابنقاورد بود كه از سلاجقه كرمان بودند و به نقل فروزانفر در مقدمه كتاب مناقب اوحدالدين كرماني وي هم دختر ركنالدين سجاسي را گرفته بود و از مريدانش به شمار ميرفت و بعلاوه شمس تبريزي كه متوفي سنهي 645 هجري است از مريدان ديگر ركنالدين سجاسي ميباشد كه اغلب كتابهاي تذكرههاي شعرا و عارفان ايراني به اين مسئله اشاره دارند و نيز كتاب منتخبالمختار مينويسد كه شيخ زاهد گيلاني كه مرشد شيخ صفيالدين اردبيلي بود خود از مريدان شيخ ركنالدين سجاسي ميباشد و بعلاوه كتاب حبيبالسير نيز در صفحه 116 جلد سوم خود و نيز تاريخ كرمان سالاريه در صفحه 346 خود مينويسند كه: شيخ اوحدالدين حامد كرماني مريد شيخ ركنالدين سجاسي بود و صاحب شيراز نامه نيز در صفحه 140 و 141 خود و نيز كتاب بزرگان شيراز در صفحه 205 خود از ركنالدين سجاسي نام ميبرند كه مرشد و پير شيخ اصيلالدين محمد شيرازي بود و بعلاوه ركنالدين سجاسي را منابع ديگر تاريخي مرشد شيخ جمالالدين تبريزي هم ميدانند.
پيشينه بحث:
مشاهير و دانشمندان زنجان در دوره سلجوقيان
آشنايي با مشاهير زنجان
مشاهير و دانشمندان زنجان در دوره سلجوقيان
بررسي از: دكتر محمد خالقيمقدم
· ايران شناسي ـ مشاهير و دانشمندان زنجان در دورة سلجوقيان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 70 ـ پنجشنبه 29 تير ـ 1385
چكيدهي مقاله:
با استقرار اقوام ترك سلجوقي در منطقه زنجان و دهات و شهرهاي آن، و با دستيابي آنان به قدرت سياسي، زمينة عمران و رشد اقتصادي و رشد علمي و فرهنگي زنجان و سجاس و سهرورد و ابهر فراهم گرديد، و به همين دليل در دورهي مزبور تعداد زيادي دانشمند از شهر زنجان برخاست كه در شاخههاي مختلف علم معماري و پزشكي و رياضيات و فلسفه و عرفان و ادبيات و غيره سرآمد روزگار بودند و نيز انبوهي و انباشتگي آنان در دورة تاريخي مزبور، بيش از دورههاي ديگر است و به همين دليل شهر زنجان در اين دوره، دانشمندان متعدد زيادي پرورش ميدهد و از همين رو ابوالفداء در ص 481 كتاب تقويم البلدان خود مينويسد كه: زنجان شهري است به حد آذربايجان و در بلاد جبل و گروهي كثير از اهل علم بدان منسوبند و يا كتاب طبقاتالشافعيه درباره برخي از دانشمندان زنجان مينويسد كه: برخي از آنان درياي علم هستند و از همين لحاظ، سعي ميكنيم كه در اين مقاله به اسامي و ويژگيهاي مشاهير و دانشمندان مختلف زنجان در اين دورة تاريخي بپردازيم: ...
ابوالنجيب سهروردي استاد نظاميه بغداد
آشنايي با مشاهير زنجان
ابوالنجيب سهروردي
بررسي از دكتر محمد خالقي مقدم
· ايران شناسي ـ ابوالنجيب سهروردي، استاد نظاميه بغداد ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 68 ـ پنجشنبه 15 تير 1385 ص 4
“چكيده مقاله”
دوره سلجوقيان ترك مصادف است با رشد فرهنگي سهرورد، زيرا با استقرار سلجوقيان ترك در منطقه استان زنجان، شهرهاي زنجان، ابهر، سجاس، سهرورد آن علاوه “از رشد اقتصادي ـ عمراني” با رشد فرهنگي وسيعي نيز روبرو شد. بهمين دليل، در اين دوره تاريخي، دانشمندان بزرگ بسيار زيادي از شهرهاي مزبور (از جمله از سهرورد) برخاستند. زيرا سلجوقيان ترك با تسخير بغداد. (مركز دنياي اسلامي) نظاميه را در آن شهر تاسيس كردند كه تا آن زمان، اعراب نتوانسته بودند آن را تأسيس كنند و لذا بسياري از افراد استان زنجان، در آن دانشگاه بزرگ قرون ميانه. استاد شده و تدريس كرده و يا به تاليف كتاب پرداختند و نيز در اين دوره تاريخي افرادي از اين استان برخاستند نظير، كمالالدين زنجاني و يا كمالالدين ابوعمروالابهري كه در سياست دست داشتند و وزراء دولت سلجوقيان بودند. بسياري از آنان نيز استاد نظاميه بودند. و بهمين دليل ج. آربري در ج 3 ش 1 مجله روزگار نو و با عنوان مقالهاي بنام (فرزندان سهرورد) از اين گونه رشد فرهنگي سهرورد يادي ميكند. شهري كه به نقل حمدالله مستوفي در كتاب نزههالقلوب، در فترت مغول به دليل مقاومت شديد تركان آن، در برابر حمله مغول با خاك يكسان شد ولي هنوز دانشمندان آن، در دوره ايلخاني نيز نظير دوره سلجوقيان تداوم داشت. دانشمنداني نظير: شيخ شهابالدين يحيي بن حبش بن اميرك سهروردي كه فيلسوف معروف به شيخ اشراق بود و در اواخراستقرار دولت سلجوقيان ظهور كرد و در فاصله سالهاي 554 هجري الي 587 هجري زندگي كرد و در حلب كشته شد و يا سالها قبل از مرگ وي، شيخابوالنجيب سهروردي در سال 490 هجري در سهرورد متولد شد و فردي است كه مورد بحث علمي مقاله اخير است و او مدتي استاد نظامي بغداد گرديد كه سلجوقيان درست كرده بودند و نيز كتابهاي آداب المريدين و شرح الاسماء الحسني و غريب المصابيح را تاليف كرد و در سال 563 هجري وفات يافت و يا در سال 539 هجري برادر زاده وي بنام ابوحفص عمر بن محمد سهروردي (شيخ شهابالدين ثاني) در سهرورد متولد شد و براي تحصيل به نزد عمويش در بغداد رفت و بعد از 93 سال زندگي در دولت سلجوقيان و به عنوان عارف و شيخالشيوخ شهر بغداد و خانقاهها و رباطهاي آن گرديد و بعد از تهاجم مغول به ايران و اندكي پس از انتهاي دولت سلجوقيان يعني در سال 632 هجري در بغداد وفات يافت و استاد و مرشد شاعران مشهور ايراني، يعني سعدي شيرازي و اوحدالدين كرماني بود و بعلاوه در همين دوره سلجوقيان، شيخ عمادالدين سهروردي از همين شهر ظهور كرد كه به نقل ص 362 كتاب تاريخ خانقاه در ايران دكتر محسن كياني، وي مدير رباط مرزبانيه بغداد در اين دوره تاريخي بود. و نيز در همين دوره سلجوقيان، در سال 533 هجري با علي سهروردي روبرو ميشويم كه به نقل ص 32 كتاب رياضيدانهاي دوره اسلامي وي مؤلف كتاب مقدمهالكافيه فياصول الجبر و المقابله ميباشد و نيز در همين دوره سلجوقيان، از شهر سهرورد، با رئيسالدين عبدالملك سهروردي روبرو ميشويم كه بعد از وفات جاولي (سردار سلچوقي مستقر در منطقه زنجان) به عنوان، مشرف ارتش سلجوقي عمل ميكرد و يا با ابوالفتح سهروردي آشنا ميشويم كه در صفحات 150 و غيره كتاب آثارالوزراء به آنها اشاره شده است و با تهاجم مغول به ايران هر چند اين شهر سهرورد تخريب شد ولي رشد فرهنگي آن متوقف نگشت و به همين دليل در دوره ايلخاني نيز مشاهير معتبري از اين شهر سهرورد برخاست و از جمله امام شمسالدين محمد سهروردي است كه به نقل ص 157 جلد 1 كتاب حبيبالسير مؤلف كتاب تاريخالحكماست و يا عزالدين سهروردي است كه به نقل ص 321 شرح احوال و آثار خواجه نصير الدين طوسي آقاي مدرسي در سال 710 هجري در بغداد صاحب رباط سعاده بود و يا با احمد سهروردي آشنا ميشويم كه در دوره ايلخاني، در شهر بغداد از مشهورترين خطاطان بود كه خدمات وسيعي به خوشنويسي ايران، كرده است و به همين دليل كتابهاي مختلف خواندمير و ميراث تيمور و احسنالتواريخ و مسائل عصر ايلخانان و كتاب قراقوينلوها فاروق سومر و غيره به وي اشاره كردهاند و لذا استان زنجان يادمان اين فرزندان دانشمند سهرورد را گرامي ميدارد و جا دارد كه از اين شهر فرهنگي در تاريخ ايران و قدمتاش در امر رشد فرهنگي ايرانيان تجليل به عمل آيد...
شهابالدين سهروردي فيلسوف و نابغه آسيا
آشنائي با مشاهير زنجان
شهابالدين سهروردي فيلسوف و نابغه آسيا
(قسمت اول)
· ـ شهاب الدين سهروردي، فيلسوف و نابغة آسيا ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 60 ـ ص 5 ـ پنجشنبه ـ 31 فروردين ـ 1385
چكيده مقاله:
در جنوب شرقي زنجان و با فاصله اندك از شهر زنجان، شهر قديمي سهرورد قرار دارد. و در يك منطقه تپه و ماهور و بر بالاي يك تپه بزرگ استقرار يافته است و خانههاي پلكاني آن برروي تپه مزبور، از دور منظره زيبائي به شهر تاريخي سهرورد ميبخشد، شهري كه برخلاف شهرهاي جديد و بزرگ ايران كه چندان نام آنان در تاريخ و تمدن بشري ديده نميشود، شهر كوچكي است. اما برعكس آن، شهر بسيار قديمي و تاريخ مدنيت ديرينه دارد بهمين دليل هم، از همان ابتداي صدر اول اسلام. و در اغلب كتب تاريخي اين ادوار، نام شهر سهرورد دائماً بچشم ميخورد. و فرزندان شايسته و انديشمند را در دامن مدنيت فرهنگي خود پرورانده است...
مسجد تاريخي دوران قاجاريه زنجان (مسجد اسحاق ميرزاي زنجان)
بررسي از: دكتر محمد خالقي مقدم
· ـ مسجد تاريخي دوران قاجاريه زنجان ـ مسجد اسحاق ميرزاي زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 78 ـ شنبه 22 مهر 1385 ـ ص 4
چكيده مقاله:
زنجان يك شهر قديمي است و داراي مسجدهاي تاريخي متعدد است و از آن جمله مسجد اسحاق ميرزاي زنجان است كه در دوران قاجاريه و در زمان حكومت ناصرالدين شاه در زنجان ساخته شده است و باني ساخت و ساز آن اسحاق ميرزاي قاجاراست كه فرزند عبدالله ميرزا قاجار و نوهي فتحعلي شاه قاجار بود و پدرش عبدالله ميرزا قاجار در زمان فتحعليشاه 21 سال حاكم شهر زنجان بود و از سال 1224 هجري تا الي 1245 هجري بر زنجان حكومت ميكرد و او در سال 1224 هجري با عزل اماناللهخان افشار از حكومت زنجان به وسيله فتحعلي شاه جايگزين وي شد. (1) و تا 1245 هجري كه پدرش شعاعالسلطنه برادر ديگر عبدالله ميرزا را به جاي وي به حكومت زنجان فرستاد
اسطوره و فرهنگ در نامگذاري ماههاي دوازدهگانهي ايرانيان
بررسي از: دكتر محمد خالقي مقدم
اسطوره و فرهنگ در نامگذاري ماههاي دوازدهگانه ايرانيان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ شنبه 1 ارديبهشت 1386 ـ شماره 96 ـ ص 4
چكيده:
در نامگذاري هر كدام از ماههاي دوازدهگانه ايرانيان، يك نوع اسطورهي فرهنگي وجود دارد كه تا بحال به شناخت اجتماعي آنها و يا به شناخت پيشينهي فرهنگي آنها توجه نكردهايم و لذا در اين مقاله سعي كردهام كه از ديدگاه جامعه شناختي اسطورههاي فرهنگي مزبور را كه ريشه در فرهنگ باستاني ايرانيان دارد را معرفي اجتماعي بنمايم.
جامعه شناسي شهري زنجان قصرها و دارلحكومهي عبدالله ميرزا قاجار در بافت شهري قديم زنجان
ـ قصرها و دارالحكومه عبدا...ميرزا قاچار در بافت شهري قديم زنجان ـ بخش اول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ ص 79 ـ شنبه 13 آبان ماه ـ 1385 ص 4
چكيده:
بافت شهري در گذر زمان دگرگون ميشود و با تحول اجتماعي جوامع شهري، قلعههاي قديمي شهرها فرو ميريزند و شهرها در خارج از قلعهها گسترش مييابند و كوچههاي باريك و كجوكوله آن به خيابانهاي وسيع و راست تبديل ميشوند و يا بناها و ساختمانهاي قديمياش فرو ريخته و به جايش ساختمانها و فضاهاي جديد شهري به وجود ميآيند و نيز با دگرگوني مصالح و نقشه و اجزاء ساخت و سازها، ساختمانهاي قبلي آن دگرگون شده و مصالح جديد شهري جايگزين آن ميشوند ولي حافظهي تاريخي شهرها كه در لابهلاي اسناد و مدارك تاريخي ثبت شده است بعد از گذشت صدها سال بيان ميكند كه فضاهاي كنوني شهر زنجان و ديگر شهرها در دهههاي قبلي تاريخ چه جيزي بوده است و يا از چه عناصر معماري و شهرسازي تشكيل شده بود؟
تمدن مادرسالاري در خاورميانه و اشاعهي فرهنگي آن به حوزههاي جغرافيايي اطراف
ـ تمدن مادرسالاري در خاورميانه و اشاعه فرهنگي آن به حوزههاي جغرافيايي اطراف ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ شنبه 25 فروردين 1386 ـ شماره 95 ـ ص 4
چكيده:
مادر سالاري در گفتگوهاي عوامانه بسياري نقل ميشود، و ليكن شناخت علمي جامعه شناختي به آن پديده اجتماعي، چندان رواج ندارد و به همين دليل در اين مقاله سعي كردهايم كه ريشههاي اجتماعي پيدايش تمدن مادرسالاري را جستجو كنيم و با تكيه به منابع تاريخي مختلف، علل پيدايش و سير تحولات تاريخي آن را جستجو نمائيم و زنان در اين نوع از تمدن مادرسالاري خود، مجموعه هم رخسارهاي از نهادهاي سياسي، اقتصادي، حقوقي، ديني و خانوادگي خاصي بوجود آوردند كه مديريت زنانهي آنها را تضمين اجتماعي ميكرد و پايه گذار آن، ملكهسميراميس، ملكه تمدن بابل بود و به دنبالش ملكه نيكتريس و يا ملكه آميتيس كه باغات معلقه بابل به خاطر وي ساخته شده بود و در اين فرآيند اجتماعي ـ سياسي قدرت را از دست مردان در جامعه بابلي گرفتند و سپس الگوهايي فرهنگي تمدن مزبور را از خاورميانه كه بابل در آنجا و در كنار فرات بود به مناطق جغرافيايي اطراف سرايت فرهنگي دادند.
ويژگيهاي معماري و شهرسازي قصرها و دارالحكومهي قاجاريه در زنجان
جامعه شناسي شهري زنجان ـ قسمت دوم
ـ جامعه شناسي شهري زنجان ـ ويژگي معماري و شهرسازي قصرها و دارالحكومه قاجاريه در زنجان بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ سهشنبه 23 آبان ماه 1385 ـ شماره 81 ـ ص 4
بحث مسئله:
همانطوري كه در منابع تاريخي قبلي ذكر شد عبدالله ميرزا قاجار حاكم زنجان و فرزند فتحعلي شاه كه متولد سال 1211 هجري بود در 13 سالگي و توسط پدرش جايگزين امانالله خان افشار حاكم خمسه و زنجان گرديد و لذا در سال 1224 هجري به حكومت زنجان گماشته شد كه اغلب اقوام آن از ايل افشار بودند و ناسخالتواريخ در ص 183 به اين سال اشاره كرده است و نيز گاسپارويل سياح فرنگي او را دو سال بعد يعني در 15 سالگي در زنچان ملاقات كرده است و نيز همانطوري كه در شماره قبل نوشتيم عبدالله ميرزا در سال 1226 هجري در كوه سجاس به گنج ارغون خان ايلخاني دست يافت و به همين دليل در فاصله سالهاي 1226 هجري الي 1233 هجري تعدادي قصر و دارالحكومه ديوانخانهي اداري و حرمسراها و مهمانخانهي حكومتي و سربازخانهي حكومتي و برج حكومتي و ميدان توپخانه و آشپزخانه و طويله خانه و حوض خانه و قنات و حمام و… در يك محوطه مركزي شهر زنجان ايجاد كرد كه مجموعاً دارالحكومه قاجاريه زنجان بود و مشخص نيست كه براي بناي اين مجتمع ساختمانهاي دارالحكومه و قصر و ادارهي خود كه بعداً قيصريه بازار و مسجد و حمام شاهزاده و غيره را هم به آن اضافه ميكند آيا زمين بناهاي
از مادر سالاري جامعه باستان، تا فمينيسم جامعهي امروزي
بررسي از: دكتر محمد خالقي مقدم
ـ ايران شناسي ـ از مادر سالاري جامعه باستان تا فمنيسم جامعه امروزي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ شنبه 29 اسفند 1385 ـ شماره 94 ـ ص 4
چكيده:
در جامعه امروزي ايران، واژه فمينيسم از دهان خيليها بيرون ميآيد و بدون آنكه معاني اجتماعي اين پديده را تبيين بكنند و يا بتوانند توضيح اجتماعي بيشتري در مورد واژهي مزبور كه به كار ميگيرند بدهند و لذا هر كس تجربهي نا مفهوم خودش را از تقابل زن و مرد، با اين واژه نامگذاري فرهنگي كرده و آن را به كار ميبرد و به همين دليل در ادامه بحث از جامعه شناسي حقوقي خانواده، ناچار شدم تا بحث مستقلي نيز در اين باره داشته باشم و به توضيح اجتماعي اين پديده اجتماعي مادرسالاري در جامعهي گذشته بپردازم و يا تحولات فكري ـ فرهنگي ناشي از آن را كه منجر به جنبشهاي زنان در جامعه معاصر شده است را بيان كنم.
ترمينولوژي مذهبي ـ حقوقي تكوين، دوام و انحلال خانواده
بررسي از: دكتر محمد خالقي مقدم
ـ جامعهشناسي حقوقي خانواده ـ ترمينولوژي مذهبي ـ حقوقي ـ شكلگيري دوام و انحلال نهاد اجتماعي خانواده ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ شنبه 19 اسفند 1385 ـ شماره 93 ـ ص 4
نهاد خانواده، از نظر علم جامعهشناسي يك نوع گروهبندي اجتماعي است و متشكل از حداقل دو عضو زن و مرد و يا با اعضاي بيشتري ناشي از فرزندانشان ميباشد و نظير همهي گروهبنديهاي ديگر جامعه، مثل گروهبندي صنعتي و يا گروهبندي اقتصادي و يا گروهبندي آموزشي و يا ورزشي و غيره يك نوع پروسهي اجتماعي تشكيل گروه را دارد و نيز با رضايت اعضاي آن با يكديگر دوام گروهي مييابد و يا برعكس به دليل عدم وفاق اجتماعي اعضاي گروه با يكديگر، انحلال گروهي مييابد و لذا نظام مذهبي ـ حقوقي جامعهي ما، براي پروسهي اجتماعي تشكيل و يا دوام آن گروه و يا انحلال گروهياش يك نوع مشروعيت مذهبي ـ حقوقي قائل است تا هر كدام از آنها از طرق مزبور شكل بگيرند و آن نوع از مشروعيتها را با كلمات مذهبي خاص و ترمينولوژي خاص نماد گذاري فرهنگي و الگوگذاري فرهنگي كرده است
مهندسي الگوهاي فرهنگي ازدواج در جامعه ايراني
ـ مهندسي الگوهاي فرهنگي ازدواج در جامعه ايراني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ شنبه 12 اسفند 1385 ـ شماره 92 ـ ص 4
من هنوز نميدانم. چرا وقتي از مهندسي فرهنگي جامعه سخن بميان آورده ميشود، تا افراد صاحب نظر، در زمينه الگوهاي فرهنگي جامعه و مهندسي الگوهاي آن سخن بميان آوردند و از آنجا كه رتق و فتق مسائل انسانها تنها با نمادهاي فرهنگي و الگوهاي فرهنگي انجام ميگيرد و بهمين دليل اثر هم رتق و فتق زندگي دهها ميليون انسانها در مرحله ازدواج و يا چند ميليون انسانها ازدواج كردهاي كه دچار مشكل شدهاند. تنها با الگوهاي فرهنگي مهندسي شده انجام ميگيرد. كه در مهندسي آن نيز ، نياز به تخصص و شناخت عميق اجتماعي از آن هست ،ولي در جامعه ما ودر رسانههاي گروهي آن، بجاي ديدگاههاي مهندسي فرهنگي عميق از آن ، يك رشته اظهار نظرهاي سطحي نگرانه در اين باب انجام ميگيرد و به منتقدين آن امور نيز اجازه داده نميشود كه در همان رسانههاي گروهي. جوابشان داده شود. تا الگوهاي زندگي مردم را با آن اظهار نظرهاي يكجانبه خود دچار خطر خدشهدار شدن نسازند. و نيز اينجانب كه آشنا به جامعه شناسي حقوقي هستم و نقش حقوق را در سازماندهي اعضاي جامعه جستجو ميكنم، هنوز نمي دانم كه چرا يك عده به خود حق ميدهند كه از الگوهاي فرهنگي جامعه كه موئثر در زندگي انسانهاست. يك نوع ترمينولوژي عوامانه بوجود آوردهاند. كه مبتني بر هيچگونه شناخت عميق اجتماعي از زندگي چندين ميليون خانواده ايراني نيست و يا حاوي شناخت عميق از تحولات تاريخي نهاد خانواده در ادوار مختلف تاريخي ايران نيست و يا از نقش مذهب در رتق و فتق الگوهاي فرهنگي نهاد خانواده در جامعه گذشته ايران و جامعه كنوني آن، شناخت اجتماعي ندارند ولي براي بخاطر فضل فروشي معلومات نداشته خود، از نهاد خانواده آنقدر ارزش فرهنگي براي ديگران قائل نباشند كه با پول همان مردم كه به رسانه مزبور دسترسي مييابند. سرنوشت همان انسانها را به خطر اندازند و تنها ذهنيت شخصي خود را از مسائل ازدواج و طلاق به خورد ديگران بدهند.
محارم جنسي و غير محارم در جامعهي كنوني ايران
ـ محارم جنسي و غير محارم جنسي در جامعه ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موجبيداري ـ شنبه 5 اسفند 1385 ـ شماره 91 ـ ص 4
همانطوريكه در شمارههاي قبلي نشريه ذكر كردم. ميليونها جوان دختر و پسر جامعه ايراني كه نيروهاي فعال اقتصادي جامعه هستند، بر اثر الگوهاي فرهنگي غلط ازدواج جامعه ما به نسل سوخته تبديل ميگردند. و اين معضل اجتماعي بخاطر آنست كه در مهندسي الگوهاي فرهنگي ازدواج، وقتي ما به طراحي دقيق اين الگوهاي فرهنگي نپردازيم الگوهاي مزبور مشكل آفرين ميشوند. و بهمين دليل است كه پديده ازدواج در جامعه ما بجاي آنكه مناسبات اجتماعي ميان انسانها را به يكديگر نزديك كنند و يا وحدت اعضاي خانواده را بخاطر قرابت خانوادگي با يكدگير بوجود آورد. به توليد فاصله اجتماعي ميان انسانها و ميان اعضاي خانوادهها منجر ميگردد. و آنها را به فاصله گيري اجتماعي از يكديگر وا ميدارد.
مردم شناسی تاریخی قوم ترک آغاجری ایران
بررسی از: دکتر محمد خالقی مقدم- عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان
در مورد واژه قوم ترک «آغاجری» ایران، فرهنگ معین در جلد پنجم خود می نویسد که واژه آغاجری از لغت مرد بیشه و مرد درخت و مرد چوب می آید و در منطقه آناتولی ترکیه قوم ترک آغاجری را تخته چی می نامند و معروف است که آنها چون ابزارهای چوبی می ساختند و به همین دلیل هم به تخته چی و چوب تراش و درودگر و چوب بر معروف شدند ولی کتاب تاریخ تیموریان و ترکمانان در صفحه 230 خود، ریشه واژه آغاجری را واژه آغاج ایری می داند که از کلمه ترکی آغاج ایری و به معنی درخت کج می باشد که بعداً براثر کثرت استعمال خود از آغاج ایری به آغاجری تبدیل شده است. که احتمالاً نام توتمی این قبیله ترک در مناطق ماوراء النهر بود.
مسجد جامع جهانشاه قرا قویونلو ی زنجان کجاست؟
مسجد جامع جهانشاه قرا قویونلو ی زنجان کجاست؟
بررسی از: محمد خالقی مقدم-جامعه شناس شهری
حدود 260 سال قبل مسجد جامع تاریخی وقدیمی زنجان ویران شد که بوسیله جهانشاه قراقویونلودر شهر زنجان ایجاد شده بودووی بنیانگذار مسجد کبودتبریز نیز بود وبه این ویرانی مسجد جامع جهانشاه در زنجان صفحه 26 کتاب دارالعرفان خمسه اشاره کرده است زيراکه بعداز مرگ نادر چندين سال ازبکهای اهل تسنن وافاغنه بر شهرزنجان تسلط یافتندوبسیاری ازابنیه وعمارات تاریخی زنجان را ویران کردند وجنازه های بسیاری در کوچه های زنجان برجای گذاشتندواز جمله بناهایی که ویران کردندمسجد جامع جهانشاه قراقویونلو بود كه بدلیل گرایشات شیعی وی ویران کردند
آرامگاه تاريخي چلبي اوغلي در سلطانيه
آراگاه تاريخي چلبي اوغلي در سلطانيه
دکتر خالقي مقدم – جامعه شناس
نشریه موح بیداری-شمازه – تاريخ يكشنبه 11 شهريور 1388- صفحه 6
آرامگاه تاريخي چلبي اوغلي در سلطانيه در چند صد متري جنوب غربي ارامگاه الجايتو قراردارد كه يك برج هشت ضلعي است واز يك پي وپايه وبا سه رديف سنگ است وبا لچكي هاي شش گوش ويك گنبددارد كه برروي شانزده پايه مستقر شده است وسردابي وطاقچه محرابي وپلكان مار پيچي كه از نظر معماري شبيه بناي امامزاده جعفر در شهر اصفهان است ونقل شده است كه بنايان وسازندگان اين مقبره وخانقاه مزبور بعد از ساخت اين بناي چلبي اوغلي سلطانيه به اصفهان رفته وشبيه همان بنا رادراصفهان براي امامزاده جعفر ساختند.واين بنا درسال 733 هجري ودر دوره سلطان ابوسعيد ايلخاني ساخته شده است وبرخي مي گويند كه در سال 718 هجري ساخته شده است كه احتمالا دراين سال تنها خا نقاه ساخته شده ولي ساخت مقبره جنب ان به همان سال 733 برمي گرددزيرا دوران ايلخاني دوران رشد و ساخت وساز خانقاه ها درسطح ايران بوده است واين خانقاه سلطانيه داراي حجره هايي براي رياضت مريدان وداراي صحني براي سماع مريدان بوده وساختمان ان از سنگ وساروج است وداراي سقف حجرات بوده كه ريخته وزواياي داراي گچبري مي باشد ونيز
این وبلاگ شامل :