تاريخ اجتماعي گوزلدره زنجان  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ماهنامه فرهنگي ،اجتماعي بايرام ـ شماره 12 و 13 ـ خرداد  1387 ـ ص 16

 

چکیده:گوزلدره زنجان از همان زمان تشکیل حکومت ایلخانیان که مرکز قدرت و پایتخت خود را در شهر سلطانیه انتخاب کردند یکی از مراکز ییلاقی سلاطین و خوانین پایتخت نشین سلطانیه بود که دردوره های حکومت ایلخانی و تیموریان و قره قویونلو و صفویه و ... همیشه تابستانها به سلطانیه می آمدند و به ویژه به منطقه دره زیبا و با صفای آن که در زبان ترکی با کلمه " گوزل دره" تلفظ می شود و به معنی " دره  زیبا" است و هنوز هم سیب گوزل دره در بازار زنجان مشهور است.بعدها این دره زیبا به دلیل همین اهمیت ییلاقیش برای طبقه اعیان و سلاطین ایلخانی تا دوره قاجاریه  اهمیت زیادی پیدا کرده بود که باعث شد تا بر خلاف دیگر دهات استان زنجان،اغلب در کتب تاریخی نویسندگان گذشته از کلمه گوزل دره زنجان نام برده شود وهمان طوری که در 200 سال اخیر هم با پایتخت شدن تهران دره های زیبای شمال شهر تهران مثل اوشون و فشم و میگون و ... هم مشهور شده اند.لازم به ذکر است که بعدها در دوران اخیر این دره ییلاقی زیبا که در فاصله میان سلطانیه و زنجان قرار گرفته است،با تعدادی از دهات اطراف آن به نام دهستان گوزل دره نامیده شد که در آن علاوه  از دهات مختلف دو آبادی به نام گوزل دره بالا و گوزل دره پایین قرار دارد که به تدریج و با کاسته شدن از اهمیت کشاورزی آن،در دورانهای اخیر جمعیت روستاهای آن نیز کوچیده اند و رو به کاهش گذاشته اند و به همین دلیل در آمارنامه سال 1355 آبادی گوزلدره پایین 378 خانوار و 1772 نفر جمعیت داشت و آبادی گوزلدره بالا 17 خانوار و 104 نفر بودند که بیشترشان به شهر تهران و زنجان کوچیده اند و در آمارنامه سال 1368 کل دهستان گوزلدره 1101 خانوار جمعیت داشت که بعد خانوار آن 78/5 نفر و مساحت این دهستان حدود 322 کیلومتر مربع و تراکم جمعیت آن 26/21 نفر بود و این دو ده بر اساس داده های کتاب فرهنگ آبادی های شهرستان زنجان در سال (ش)1383 وضعیت جمعیتی ذیل را داشت که در گوزل دره پایین آن پانصد خانوار زندگی می کرد و در یک ناحیه جلگه ای و با چهار قنات و 19 چشمه سار و گوزل دره بالا هم که در یک ناحیه جلگه ای دیگربود و 37 چشمه سار و رودخانه فصلی داشت که اکنون فاقد جمعیت شده است.

پیشینه بحث:

در بررسی مزبور تکیه ما به مستندات تاریخی پراکنده است که در مورد منطقه گوزل دره و نحوه تنظیم تاریخی آن مستندات در کتابهای معروف تاریخی گذشته می باشد مثل زبده التواریخ حافظ ابرو در دوره تیموریان ویا درکتاب عالم آرای امینی در دوره آق قویونلو ویا در کتاب تاریخ جهان آرای دوره صفویه و یا در کتاب احسن التواریخ و تکمله الاخبار دوره صفویه ویا در کتاب عالم آرای عباسی دوره صفویه ویا در کتاب جواهر الاخبار همین دوره دیده می شود که ذکر شدن آن در اغلب کتب تاریخی مهم گذشته به دلیل آن بوده است که این دره زیبا و دهات واقع درآن مورد توجه سلاطین و طبقه اعیان این دوره تاریخی بودند که مدتی از ایام اوقات فراغت خود را در این دره زیبای زنجان می گذراندند.

روش تحقیق:

در بررسی مزبور روش تحقیق ما علاوه از تکیه به مستندات مشاهدات تجربی از وضعیت جغرافیایی و

جامعه شناسی روستایی دهات این دهستان ، به مستندات آماری اداره سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان زنجان نیز تکیه کرده است و به علاوه به مستندات تاریخی اغلب کتب تاریخی مهم گذشته که برای اهالی شهر چندان شناخته شده نیست؛ مراجعه کرده ایم تا از لابلای اسناد و مدارک تاریخی ادوار تاریخی گذشته اهمیت تاریخی این دهات را در نزد مهم ترین تاریخ نویسهای دورانهای گذشته مثل تیموریان و آق قویونلو و صفویه  و... جستجو بکنیم و به همین دلیل یک نوع روش تحقیق تاریخی را در این پژوهش خود به کار گرفته ایم.

بحث و نتیجه گیری:

نخستین گزارش های تاریخی در سال 807 از این ناحیه زیبا و بلافاصله بعد از مرگ تیمور آمده است که در

صفحه 42زبده التواریخ حافظ ابرو دیده می شود که در آن در باره درگیری دو نوه تیمور به نام امیرزاده عمر

و امیرزاده ابابکر تیموری می نویسد :و امیرزاده ابابکر را در قلعه سلطانیه محبوس گردانیدند و جمعی را به

محافظت او مقرر فرمود و آغرق و خوانین را را به امیر حسین برلاس سپردند و در گوزل دره سلطانیه مسکون گردانید .همچنین در صفحه 60 زبده التواریخ و یک سال بعد یعنی در سال 808 هجری می نویسد که :در خلال این احوال امیرزاده ابابکر بهادر از حبس سلطانیه خلاص یافته و پیش پدر رسید و امیرزاده ابابکر خزانه ای که در قلعه بود و با جیبا و اسلحه به تصرف گرفته بود و مردم بر او جمع گشته و چون خبر خلاص او به آغرق وامرا که در "گوزل دره "بود رسید ،آن مردم هم به هم بر آمدند .بعلاوه در سال 810 هجری درصفحه 222 زبده التواریخ در مورد اقامت دو ماهه شاهزاده ابابکر تیموری یا نوه تیمور در گوزل دره زنجان می نویسد: و امیر زاده ابابکر را این خبر به غایت خوش آمد و فرمود تا بشارت زدند و در حال کوچ  کرده و از قوروق ارقون به سجاس آمده و از آنجا به گوزلدره رفت و تابستان قریب دو ماه آنجا ساکن شد .در صفحه 232 عالم آرای امینی نیز در دوره آق قویونلو و در سال 891 هجری و در صفحه 232 همین کتاب از گوزلدره زنجان یاد شده است و می نویسد : و در اواسط رمضان رایات همایون از طریق عقبه بزقوش (کوهستانی واقع در نزدیکی سراب) وراه میانه و گرمرود به رودخانه زنجان در آمد و عید فطر در حوالی زنجان کرده  و از طریق اژدها چشمه و گوزل دره روان گشته. به علاوه در صفحه 278 همین کتاب عالم آرا امینی و تقریبا دو سال بعد یعنی در سال 893 هجری و در اواخر دولت آق قویونلوها می نویسد : دریورت گوزل دره از ییلاقات سلطانیه این حال به مسامع جلال رسید . نیز در صفحه 280 همین کتاب در سال 893 هجری کتاب عالم آرای امینی می نویسد : و آه جهان سوز مردم شروان در آئینه ضمیر رحمت ، تاثیر چنان پرتو افکندکه به نفس نفیس از "گوزل دره" توجه صوب شروان نمودند و در کتاب تاریخ جهان آرای دوره صفویه ، صفحه 279   آن در دوره شاه اسماعیل صفوی می نویسد : و رایات حشمت آیات حوالی سلطانیه و " گوزل دره" را ییلامیشی کرد و کتاب خلاصه التواریخ دوره صفویه نیز در صفحه 141خود ،در دوره شاه اسماعیل می نویسد: و خود متوجه سلطانیه و گوزل دره شدند و نیز در صفحه 170 کتاب خلاصه التواریخ در دوره شاه اسماعیل می نویسد: ورایات جلال از عقب امرا به سلطانیه آمده و آنقدر توقف نمودند که امرا باز گشته به ییلاق گوزل دره فرمودند و در کتاب احسن التواریخ دوره صفویه ، در صفحه 268 آن در سال 934 هجری و در دوره شاه طهماسب می نویسد: در این سال در ییلاق گوزل دره در روز پنج شنبه پنجم شوال به انگیزه چوهه سلطان دیو سلطان کشته شد و کتاب عالم آرای عباسی نیز در صفحه 687 و 688 خود در دوره شاه عباس از گوزل دره زنجان نام می برد و می نویسد : و بندگان حضرت اعلا به تقریب سیر و شکار گوزل دره به آن حدود توجه نمودند و در صفحه 153کتاب جواهرالاخبار دوره صفویه نیز از گوزل دره زنجان یاد شده است.

منبع:ماهنامه بایرام شماره 12 و 13 خرداد و تیر 1387    

/www.ghozaldara.blogfa.com