مساجد زنجان در دوره زنديه:

اغلب مساجد و تكيه‌هاي قديمي زنجان بيشتر متعلق به دوره قاجاريه هستند و امروزه مساجد قديمي زنجان اغلب ويران شده‌اند و تنها چند مسجد هست كه از ماقبل دوره قاجاريه بوده و متعلق به دوره زنديه مي‌باشد و از آن جمله مسجدي حضرت بقيه‌الله (ع)كنوني شهر كه در جنب بازارچه‌ صندوق‌ سازهاي زنجان هست و اهالي شهر به آن چوقور مسجدي و يا مسجدي كه از سطح بازار گودتر است مي‌گويند و كتاب‌مرآت ا‌لبلدان هم در ص 2012 خود، ساخت اين مسجد را متعلق به دوره زنديه مي‌داند و در اين باره مي‌نويسد: مسجد ديگر زنجان در سال هزار و صد هفتاد و  سه (معادل سال دهم حكومت كريم خان زند) حاج پيرولي نامي (در زنجان) بنا نموده و چون ملا محمدعلي بابي مدتي آن را تعمير كرد، حالا (يعني در عصر نويسنده كه دوره قاجار بود) مشهور به مسجد ملا محمد علي است و خرابي زيادي ندارد و از مساجد ديگر زنجان در دوره زنديه يكي هم مسجد جامع قديمي زنجان بود كه غير از مسجد جامع كنوني شهر است كه عبدالله ميرزا در دوره قاجار ساخته است و بنا به نقل ص 26 دارالعرفان خمسه مسجد جامع قديمي زنجان را كه هنوز در دوره زنديه وجود داشت امير جهانشاه‌خان قراقويونلو ساخته بود و در همان دوره زنديه ويران شده است و متن نوشته دارالعرفان خمسه درباره اين مسجد جامع قديمي زنجان چنين است: و مسجد جامع آن بلده (زنجان) نيز بنا به تحريكات سنيه و تهاجمات الله يار خان اوزبك (طرفدار مذهب اهل سنت) به مقتضاي آن كه ساخت امير جهانشاه قراقويونلو بود، و مشاراليه مذكور دعوي شيعه داشت، در حمله به زنجان در دوره زنديه تخريب كردند و به همين دليل امروزه مشخص نيست كه محل مسجد جامع قديمي زنجان در كجاست؟ و در كدام ناحيه شهر قرار دارد؟ و در حالي كه مساجدي كه در ديگر شهرها ساخته‌ است، هنوز باقي است و نيز به نقل همين كتاب دارالعرفان خمسه مسجد حسينيه‌ي كنوني زنجان در دوره زنديه وجود داشته است و لذا در چند جاي اين منبع تاريخي به حسينيه در دوره زنديه اشاره شده است و احتمال مي‌رود كه مسجدي بود  كه از دوره صفويه باقي مانده بود و احتمالا تكيه سقالر زنجان و يا سقا خانه در جنوب زنجان نيز متعلق به همين دوره تاريخي است و برخي منابع شفاهي هم ذكر مي‌كنند كه مسجد ميرزايي دوم زنجان (يعني مسجد جنب پاساژ گلشن بازار نيز از مساجد قديمي است كه از ما قبل زنديه باقي مانده است و احتمالا در اين دوره زنديه نيز وجود داشته و بعدا در دوره قاجاريه تعمير شده و به عصر كنوني رسيده است و بعلاوه از كانونهاي ديگر مذهبي زنجان، در دوره زنديه، امامزاده ابراهيم زنجان بود كه به نقل دارالعرفان خمسه، ذوالفقار خان افشار ـ حاكم خمسه در دوره زنديه گنبد مطلاي آن را تعمير مي‌كند و در جنب آن خانقاه و مدرسه و حمام ساخته و برفراز مقابر ديگر آنجا گنبدي عظيم برافراشته مي‌كند و نيز ذوالفقارخان به ساخت دوباره قبر اخي‌فرج زنجاني اقدام مي‌كند كه به نقل ص 26 همين كتاب، شاه‌عباس قبلا قبري براي وي ساخته بود ولي در حمله الله‌يار خان اوزبك به زنجان در دروه زنديه تخريب شده است و دوباره ذوالفقار خان آن را مي‌سازد ولي همان مقبره دوره زنديه نيز در دوره ناصرالدين شاه قاجار و در شورش يازده‌ماهه مردم شهر دوباره تخريب مي‌شود كه مادام‌ديولافوا در سال 1298 هجري و در ص …….. سفرنامه خود مي‌نويسد: در شورش مزبور مقبره اخي فرج زنجاني از معارف شهر زنجان هم دوباره ويران شد.

بازار و كاروانسراهاي زنجان در دوره زنديه:

در دوره زنديه بازار زنجان فعال بود و نيز تعدادي كاروانسراي تاريخي مختلف داشت كه اكنون وجود ندارند، زيرا اغلب در حوادث تاريخي تلخ زنجان ويران شده‌اند.

ولي در منابع تاريخي مختلف به اسامي آنها اشاره شده است و از جمله در كتاب دارالعرفان خمسه و در ص 44 آن به كاروانسراي كهن و تاريخي زنجان كه متعلق به دوره تيموريان بود و توسط شاهرخ تيموري در زنجان ساخته شده بود و تا زمان دوران زنديه باقي بود اشاره شده است كه در نزديكي دروازه شرقي زنجان (يعني دروازه قزوين آن) قرار داشت و نيز در همين ص 44 به كاروانسراي تاريخي ديگري كه توسط شاه‌طهماسب صفوي در زنجان ساخته شده بود و تا دوره زنديه وجود داشت و در نزديكي دروازه جنوبي زنجان و يا دروازه گروس آن قرار داشت اشاره شده است كه محل اقامت كاروانيان و بار سالاران بود ولي امروزه كاروانسراي تاريخي دوره شاه‌طهماسب نيز وجود ندارد و بعلاوه شاه‌طهماسب غير از كاروانسراي مزبور در زنجان كاروانسراهاي ديگري نيز در اطراف زنجان ساخته بود كه از جمله در ص 635 احسن‌التواريخ آمده است كه چگونه شاه‌طهماسب در سال 954 در ما بين زنجان و سلطانيه و براي رونق كارهاي تجاري بين قزوين و تبريز كاروانسراي مي‌سازد و وزير وي نيز به نام ميرجعفر ساوجي نيز رباط تخريب شده نيك‌پي زنجان را كه متعلق به دوره ايلخاني بود بازسازي كرده كه كتاب جواهر‌الاخبار در ص 162 و كتاب خلاصه‌التواريخ در ص 216 و خلد برين در ص 422 خود به اين مطلب اشاره كرده است طوريكه همين وزير شاه طهماسب در كاروانسرايي كه خودش ساخته بود نيز كشته مي‌شود و نيز كتاب دارالعرفان خمسه در دوره زنديه و در ص 45 آن از كاروانسراي شاه‌عباسي زنجان ياد مي‌كند كه در نزديكي دروازه جنوبي شهر قرار داشت و هنوز در دوره زنديه هم باقي مانده بود و تاورنيه سياح دوره صفوي نيز در ص 80 سفرنامه خود به آن اشاره مي‌كند كه چگونه در كارونسراسنگي شاه‌عباسي زنجان اقامت كرده است و نيز در ص 79 سفرنامه‌اش از كاروانسراي جمال‌ آباد غرب شهر زنجان و راه سنگ‌فرشي آن توسط شاه‌عباس ياد مي‌كند كه همين كاروانسرها در دوره زنديه هم وجود داشت و بعلاوه در اواخر دوره صفويه و در دوره حكومت شاه‌‌سلطان حسين صفوي جمل كارري و يا كاتف روسي و بل روسي از زنجان و بازار آن ياد مي‌كنند كه كانون تجارت بين كشورهاي غربي و بخارا بود و در فاصله بين دوره صفويه و زنديه نيز هنوز اين كاروانسراهاي تاريخي زنجان و بازار آن همچنان رونق خود را داشت آنچنانكه كتاب دارالعرفان خمسه در ص 37 خود در اين باره مي‌نويسد: در دوره زنديه عده‌اي از بازرگانان و تاجران فرنگ و انگليس با غلامان هندي خود كه از صوب تبريز به جانب دارالعلم شيراز (يعني پايتخب كريم‌خان زند) با متاع و كالاهاي نفيسه  سير مي‌كردند، در حين گذر از زنجان با گرفتن مبالغي مزيد بر قياس، تعدادي امتعه و اقمشه و اشربه، اسلحه و تفنگ به ناحقيون زنجان اعطا و در نبرد بين اين دو طايفه زنجان به شهر نفاق بنياد مبدل گرديد و نيز يورب ژوبر، سياح فرانسوي نيز در اواخر دوره زنديه و اوايل دوره قاجاريه از بازار زنجان و رونق آن ياد مي‌كند و در ص 154 سفرنامه خود ذكر مي‌كند كه اين شهر داراي بازار زيبائيست كه در آن افشارها، قاليها، نمدها و بافتهاي پشمي خود را مي‌فروشند و باروت و اسلحه و ساچمه مي‌خرند و نيز كتاب دارالعرفان خمسه در ص 29 و 30 خود از ارزان بودن محصول و احشام در بازار زنجان در دوره زنديه ياد مي‌كند كه به دستور ذوالفقارخان افشار ـ حاكم زنجان در دوره زنديه در هر گوشه كنار بازار زنجان محتسبان بركاسبي بازار زنجان به نظارت مي‌پرداختند و در ص 44 آن از راسته و ميدان پيله‌وران بازار زنجان در دوره زنديه ياد مي‌كند كه در اين ميدان برخي از گران‌فروشان در دوريه زنديه به دليل گرانفروشي مجازات مي‌شوند و نيز در ص 68 كتاب دارالعرفان مزبور آمده است كه عبدالله خان اوصانلو افشار ـ سومين حاكم افشار زنجان در اواخر دوره زنديه و در حدود سال 1207 هجري و مقارن با اواخر حكومت لطفعلي خان زند ـ در كوي‌ها و اسواق شهر زنجان، از نزديك به مشاهده داد و ستد و گير و بند خريد و فروش بازارايان را مشاهده مي‌كرد تا كسي احتكار و يا حيله‌گري و يا رندي در فروش نكند و يا دارالعرفان خمسه در ص 41 و 42 خود از چهارسوي محمد خان در بازار زنجان در همين دوره زنديه ياد مي‌كند و نيز در صفحات 61 و 30 كتاب مزبور به  سراي مصطفي قلي خان زنجان اشاره مي‌كند كه كاروانسراي معروفي در بازار زنجان در دوره زنديه بود و نيز از كاروانسراهاي ديگر بازار زنجان در دوره زنديه يك كاروانسراي ديگري بود كه به وسيله ذوالفقار خان افشار تعمير شده بود و به نقل ص 44 همين منبع تاريخي، اين كاروانسرا در دوازه جنوبي بلده زنجان قرار داشت و داراي گنبدي رفيع بود و با سنگ و كاشي مرمت شده بود و با گچ مقرنس‌كاري و كتيبه نگاري شده بود و داخل آن كاشي‌هاي آبي داشت و تصاويري از شكار‌ها و چوگان بازي ذوالفقارخان بر آن كاشي‌ها حك شده بود و بعلاوه همين منبع تاريخي در ص 45 خود ذكر مي‌كند كه دو كاروانسراي قديمي نيز در دوره زنديه در دروازه تبريز زنجان قرار داشت كه در حال خرابي بود و به همين دليل احتمال مي‌رود كه از ادوار قديمي‌تر به دوره زنديه رسيده بود و نيز در همين دوره زنديه به جاي قيصريه كنوني زنجان كه ساخته دوره قاجاريه است قيصريه كوچكي وجود داشت كه از دوره صفويه به دوره زنديه رسيده بود و بعلاوه عليخان افشار علاوه از رونق بازار در جنوب آن كوي از سنگ رخام مي‌سازد كه امتداد آن به دروازه كردستان مي‌رسيد.

ساختمانهاي حكومتي و اداري زنجان در دوره زنديه:

زنجان در دوره حكومت زنديه يك سيستم اجتماعي داشت كه مبتني بر قدرت خوانين بود و بنابراين كاخ خان در زنجان يك نوع مركز اداري منطقه خمسه بود و اصولا حكومت كريم‌خان زند كه خود را وكيل‌الرعايا مي‌دانست مبتني بر ملوك الطوايفي خوانين  مختلف ايران بود كه براي حفظ قدرت خود به سازش سياسي با آنان رسيده بود كه در مناطق مختلف ايران بودند، تا او را به عنوان خان بزرگ ايران به رسميت بشناسند و لذا در سازش با خان‌هاي ديگر محلي ايران كه هر كدام به اداره مستقل يك منطقه مي‌پرداختند خود نيز به سلطنت كلي مي‌پرداخت و يكي از اين خان‌هاي پرقدرت محلي ايران ذوالفقار خان افشار بود كه بنا به نقل كتاب گلشن‌مراد در ص 224 خود مي‌نويسد كه در سال 1176 هجري كريم‌خان زند حكومت سه ولايت از محال خمسه عراق را به ذوالفقار خان سلطان ايرلوي افشار مرحمت و او را به لقب خاقاني سربلند فرموده و او نيز دارلحكومه خود را از محيط پيراموني زنجان به داخل زنجان انتقال داده بود و در نتيجه به نقل نويسنده دارالعرفان خمسه كه در دهها صفحه كتاب مزبور از شهر زنجان به عنوان دارالملك ياد مي‌كند و يا يوروپ‌ژوبر سياح فرانسوي در ص 154 سفرنامه خود، زنجان را مركز طوايف افشار مي‌خواند كه در آن دو هزار خانه وجود داشت و نيز به نقل ص 110 كتاب تاريخ سياسي ـ اجتماعي ايران در عهد زنديه شهر زنجان در دوره زنديه ده‌هزار نفر جمعيت  داشت (تقريباً برابر يك سوم جمعيت شهر تبريز و يا معادل جمعيت برخي شهرهاي ديگر بزرگ كنوني ايران) كه اغلب شاكله‌ي تاسيسات شهري آن،  از دوران صفويه باقيمانده بود و در دوران دولت 20 ساله افشاريه نيز تغيير چنداني نديده بود و هنوز كاخ حاكم صفويه نيز در زنجان قرار داشت ولي ذوالفقار خان افشار بعد از استقرار در دارالحكومه زنجان به جاي دارالحكومه قديمي كه از دوران صفويه باقيمانده بود و گاهي آقاخان مقدم در دوره صفويه در آن حكومت مي‌كرد، دارالحكومه جديد خود را در زنجان مي‌سازد كه در ص 39 كتاب دارالعرفان خمسه به چگونگي مشخصات معماري آن اشاره شده است كه دارالحكومه وي در كناره رودخانه زنجان چاي بنا شده بود و به شكل مربع مستطيل و در اضلاع جنوبي آن دري در نهايت پاكيزگي ساخته و پرداخته  و اتاق‌هاي با صفا در اضلاع شمالي آن مرمت فرموده كه شامل بر هفت اتاق تو در توي عالي و مرصع بود  و چندين ماهي سرخ رنگ و مطلا در آن حوض انداخته و يا مرغ آبيان و غازهاي نظيف و باغات و راغات دلكش با ميوه‌هايي چون سيب و انگوران و گيلاس و هلو و زردآلو و به و گلابي و آلبالو و بوستانهائي دلكش كه برزگران در آن حدود به كشت و كاشت هندوانه و طالبي و دارابي و خيار مي‌پرداختند و قصر مذكور داراي حياط دلكش و ماكيانهاي مختلف بود …….و ايضاً كبك و قراقوش و تيهو و بوتيمار و……..

و اين دارالحكومه مستطيل شكل همان مكاني است كه كتاب ناسخ‌التواريخ در دوره قاجاريه آن را در جنب كاروانسراسنگي زنجان و روبروي آن ياد مي‌كند و در ص 1061 اين كتاب با عنوان برج ذوالفقارخان مي‌نامد و احتمالا بر همين شورش يازده‌ماهه زنجان دوره قاجاريه هم تخريب مي‌شود و بعدا به عنوان كوللوك سردار (خرابه سردار) ناميده مي‌شد و نيز در ص 495 كتاب گلشن‌مراد به اين خانه و كاشانه ذوالفقارخان در دوره زنديه اشاره شده است كه در سال 1193 هجري كه وي بر خاندان زنديه بعد از مرگ كريم‌خان شوريده بود و در آن بعد از درگيري با سپاه زنديه در اين خانه‌اش زندگي مي‌كرد ولي خانه وي توسط   غوغائيان شهر كه از حمله سپاهيان زنديه مي‌ترسيدند به محاصره در مي‌آيد و همين ص كتاب مزبور اشاره مي‌كند كه وي چگونه ركني از اركان دارالحكومه خود را مي‌شكافد و از آن محاصره فرار مي‌كند و به خلخال مي‌رود ولي رقيب قدرت وي محمد خان سعدلو افشار در خلخال وي را گرفته و تسليم علي‌مراد خان زند مي‌كند و او نيز وي را مي‌كشد و بعدا در دوره قاجاريه اين دارالحكومه ذوالفقار خان به امان‌الله خان افشار فرزند فرج‌اله‌خان افشار مي‌رسد كه حاكم خمسه بود و سولتيكف روسي در سفر به زنجان از اين محل اقامت خان زنجان ديدار كرده بود و زيبايي‌هاي توصيف ناپذبر آن را در ص 61. سفرنامه‌اش ذكر مي‌كند.

آري حكومت زنديه بعد از كشته شدن ذولفقارخان مانع آن مي‌شود كه فرزند وي رستم‌خان افشار به قدرت برسد ولي مجبور مي‌شوند كه قدرت را به خويشاوند وي عليخان افشار ايرلو افشار بدهند كه در كتاب‌هاي مختلف تاريخي به اين موضوع اشاره شده است و از جمله در ص 52 كتاب دارالعرفان خمسه ذكر شده است كه علي‌مراد خان زند بعد از آمدن به زنجان يك ماه اقامت در آن دارالحكومه مشرف به زنجان چاي كرده و تخريبي كه از  اين واقعه ديده بود جهت امارت عمارت مي‌كند و بعدا وي عليخان افشار را به حكومت زنجان مي‌گمارد كه ص 59 كتاب دارالعرفان خمسه در اين باره مي‌نويسد كه عليخان دارالحكومه عاليجاه ذوالفقار خان را بسط داده و باغي بزرگ از حدايق جنوب شهر را به دارالحكومه ملحق فرموده و در نتيجه در دوره زنديه دارالحكومه اداره زنجان توسط حاكمان افشاري آن رونق يافته  و مجلل مي‌گردد و خوانين و حاكمان  و مسئولان ديگر شهر نيز در جنب آن سراهاي مجللي براي خود مي‌سازند،زيرا بسياري از اين خوانين زنجان در دوره زنديه از حكومت مركزي ايران سرپيچي‌ كرده و به خاطر قدرت وسيع خود خراجي به آنها نمي‌پرداختند و آنها را صرف عمران و آبادي شهر و از جمله صرف آبادي دارالحكومه و حفظ ارتش خود در آن مي‌كردند كه در كتاب‌هاي مختلف و از جمله در كتاب شرح‌ رجال ايران به نفرستادن خراج به شيراز توسط، ذوالفقار خان اشاره شده است و بنا به نقل

ص 28 دارالعرفان خمسه كه اشاره مي‌كند:  وي  طايفه‌ي افشاريه را مقام و دولت داده

و در ص 56 نيز اضافه مي‌كند كه عليخان افشارايرلو خويشاوند وي نيز همان رويه را در پيش گرفت و همت التفات بر قوم افشاريه فرموده و طايفه‌ ايرلو را در زنجان به مرتبه اعلا، رسانيد، آري عليخان افشار ايرلو هم كه بعد از مرگ ذوالفقار خان و در سال 1193 هجري در دوره زنديه حاكم زنجان شده بود در زنجان مدارس و مكتب‌ خانه ايجاد كرده و به نقل ص 64 كتاب دارالعرفان به تعمير بازار زنجان پرداخت كه مشرف بر طلوع خورشيد بوده و بر جانب راست آن كويي با معيت اهالي از سنگ رخام ساخته كه انتهاي آن به دروازه كردستان مي‌رسيد.

و بعدا همين عليخان افشار در همكاري با آقامحمدخان قاجار به سپاه زنديه حمله مي‌برند و در نزديكي اصفهان ارتش زنديه را تارومار مي‌كنند ولي چون خود را رقيب آقامحمد خان قاجار در قدرت مي‌بيند تمكيني از قوم قاجار نكرده و آقامحمد خان هم بنا به منابع تاريخي با حيله وي را كور كرده و سپس از قدرت خلع مي‌كند و به جايش عبدالله خان افشار اصانلو را حاكم زنجان مي‌كند كه منابع تاريخي مختلف و از جمله احسن‌التواريق و ديگر كتب در صفحات مختلف خود سالهاي حكومت عبدالله خان اصانلو افشار در زنجان  را 1207 هجري (دو سال قبل از مرگ لطفعلي‌خان زند) و يا سالهاي 1209 و 1212هجري ذكر مي‌كند كه در صفحات 240 و 266 و 307 كتاب احسن‌التواريخ به اين امر اشاره شده است و يا كتاب شرح رجال ايران نيز به اين امر مي‌پردازد كه عبدالله خان افشار نيز همان قدرت طلبي سابق را داشت و لذا وي نيز به وسيله آقامحمدخان كور مي‌شود و خان افشار ابهر نيز توسط وي كور مي‌شود كه برخي سفرنامه‌ها به آن اشاره دارند و به همين دليل عبدالله خان افشار نايبي از طرف خود به نام محمد سليم قراسانلو افشار در زنجان مي‌گمارد و بعدا هر دو آنها از سوي آقا محمد خان از حكومت  زنجان خلع شده و حاكميت خمسه از طرف آقامحمدخان قاجار به فرج‌الله خان افشار و فرزند وي امان‌الله خان افشار داده مي‌شود كه تا زمان اوايل حكومت فتح‌عليشاه قاجار ادامه داشت ولي بعدا حكومت خوانين افشار زنجان مزبور بر منطقه خمسه و به وسيله قوم قاجار خاتمه يافته و حكومت خمسه به عبدالله ميرزا قاجار داده مي‌شود كه بعد از آن تاريخ نيز همه حاكمان زنجان از قبيله قاجار بودند.

و نيز به نقل ص 66 كتاب دارالعرفان، خمسه عبدالله خان افشار قنوات و كاريزهاي بلده زنجان را در دوره زنديه توسط ميرابان نظافت كرده و عاري از كثافت كرده و عمارتي نو در آن مواضع فرمود و از جمله عمران و آباديهاي خوانين مزبور درشهر  زنجان و در طول حكومت 46 ساله خاندان زنديه، تعمير و اصلاح قلعه شهر زنجان بود كه در صفحات مختلف 32 و64.و65 در كتاب دارالعرفان خمسه به آنها اشاره شده است.