جامعه جديد ايران و رنجهاي مردم

 

 ـ  جامعه جديد ايران و رنجهاي مردم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري شنبه 13 مرداد 1386 شماره 105 ص 4

در حالي كه در محافل دانشگاهي، لغت تغييرات اجتماعي و براي اخذ صنار و سي شاهي حق التدريس در حد لفظ پراكني تو خالي رواج دارد و بدون آنكه دانشجويان ايراني، تفهيم شوند كه منظور از اين كلمه چيست؟ در صحنه‌ عملي جامعه ايراني، زندگي 75 ميليون انسان ايراني دچار انواع و اقسام تغييرات اجتماعي شده است و رنجهاي فراوان از اين نوع تغيير رويه‌ي زندگي اجتماعي خود احساس مي‌كنند و شايد هم در هيچ دوره‌ي تاريخي از ادوار گذشته ايران، زندگي اجتماعي مردم ايران، اين همه دچار تغيير و تحول نشده بود كه امروزه به چشم خود مي‌بينند و مظاهر ملموس آماري و مظاهر ملموس اجتماعي اين نوع تغييرات اجتماعي هم عبارتند از: تغييرات وسيع در رشد تحصيل كردگان ايراني، در فاصله‌ زماني اندك و يا تغييرات وسيع بيكاران جامعه و يا تغييرات وسيع در رشد جوانان ازدواج نكرده و تغييرات وسيع در تعداد معتادين جامعه و تغييرات وسيع در افزايش طلاق در سطح جامعه و يا تغييرات وسيع در پيدايش و رشد موسسات آموزشي شهرهاي مختلف و يا تغييرات وسيع در رخنه‌ي وسايل صوتي و تصويري مختلف نظير موبايل، كامپيوتر، ويدئو،  ام‌پي‌تري و اينترنت و غيره در زندگي خانواده‌ها و مغازه‌ها و تغييرات وسيع در پيدايش انواع و اقسام ماشين‌هاي لوكس در خيابانهاي شهرها، نظير پرايد، پژو، زانتيا، سمند، پرشيا،…. در فاصله زماني اندك در همه‌ي شهرها و يا تغييرات وسيع در پيدايش انواع و اقسام بانكها و موسسات مالي و ساختمانهاي مجلل آنان كه در شهرهاي مختلف به خود اختصاص دادند و افزايش سريع تعداد كساني كه براي خريد منزل، ماشين، و ابزار كار خود به اين نوع بانكها بدهكارند و شايد هم اكثريت مردم ايران را  در بر مي‌گيرد و نيز تغييرات وسيع در انواع بزهكاريهاي اجتماعي و يا فرار دختران از خانه‌ها و يا دهها معضل ديگر اجتماعي كه در هر سطر و ستون مطبوعات ايران مندرج مي‌شود.

آري حاكم شدن اين همه تغييرات وسيع اجتماعي در زندگي مردم ايران و آن هم در طي مدت زمان اندك 10ـ 20 ساله اخير گرچه از نظر تعدادي از افراد جامعه و از جمله از نظر اقتصاددانها و غيره توسعه اقتصادي و مدرنيته شدن تلقي مي‌گردد ولي اكثريت مردم ايران را از نظر روحي و رواني افسرده و غمگين كرده است و گرچه تعدادي از اين مردم براي فراموشي اين همه از تغييرات وسيع زندگي‌شان و با روي آوردن به مواد مخدر و يا روانگردانها سعي در فراموشي مشكلات خود دارند و تعدادي ديگري نيز با روي آوردن به انواع اقسام جادو و جنبل و جن‌گيري و غيره سعي دارند كه زندگي خود را براي خود با رام كردن انواع و اقسام اجنه و خانه‌ ارواح (سوژه اغلب مطبوعات ايراني) حداقل منعطف‌تر كنند و يا عده‌ي ديگر كه  نمي‌دانند چه راه‌حل اجتماعي براي بيرون رفتن از اين مشكلات خود دارند و انتظار انواع معجزات و نجات يابي را مي‌كشند

گرچه از نظر جامعه‌شناسي اين نوع تغييرات اجتماعي عملاً زندگي مردم ايران را دچار تحول كرده است ولي تبعات روحي و رواني اين همه تغييرات وسيع هنوز مورد تجزيه و تحليل اجتماعي هيچ محفل علمي ـ فرهنگي و يا مطبوعاتي و يا رسانه‌‌اي نشده است و متاسفانه محافل دانشگاهي و يا برگزار كنندگان سمينارها و يا اصحاب اهل قلم هم همگي در مورد اين نوع از مشكلات مردم ايران سكوت اجتماعي كرده‌اند كه چندان روش جوانمردانه‌ي نمي‌باشد مشكلاتي كه اگر عارض كوه‌هاي بلند و صعب مي‌شد و با همه سختي و صعوبتش در برابر اين همه از فشار نرم مي‌شد. كه امروزه روان رنجور مردم ايران آن را تحمل مي‌كند.

براي نمونه عرض مي‌كنم كه در سالهاي اخير انواع كانالهاي مختلف تلويزيون و راديويي استانهاي مختلف ايران شايد بيش از چند ميليون ساعت  براي مردم ايران برنامه پخش كرده‌اند و در طي اين برنامه‌ها از هزاران كارشناس و مدعي كارشناسي دعوت كرده‌اند كه انواع نظريات خود را در مورد مسائل مختلف ابراز كنند ولي تا كنون هيچكدام از آنها به مشكلات مردم ايران در اين باره نپرداخته‌اند و نيز شايد هم‌اكنون در سطح ايران چند هزار پزشك متخصص وجود دارد كه در انواع مطب‌هاي شخصي و يا در سيستم‌هاي نظام پزشكي و يا بيمارستانها و كانالهاي تلويزيوني براي معالجه درد جسمي مردم ابراز نظر كرده و يا بابت آن پول مي‌گيرند و در حالي درد جسمي مردم تنها گوشه‌ي ناچيزي از انواع دردهاي آنان است كه در هيچ مطب و يا كانال تلويزيوني و يا سمينار آموزشي به آن پرداخته نمي‌شود و اگر بگوييم كه درد عبارت است از كشش و كشيدگي سيستم عصبي است كه انسان به خاطر اين كشيدگي عصبي دچار فشار است و درد جسمي هم از همين نوع است كه تنش عصبي ناشي از يك درد موضعي و در ناحيه‌ي از بدن اين نوع كشيدگي عصبي را بوجود مي‌آورد دردهاي كه علل موضعي ندارند نيز نظير همان دردهاي با موضع جسمي رنج‌آورند، مثلا دردهاي معتاد شدن و يا بيكار شدن به همان اندازه بر يك جوان ناراحت كننده است كه درد ديگري مثل آن باشد كه يك دختر جوان با همه بدبختيها و يا تحمل هزينه‌ها                            سفر ولي  درس خواندن، وغيره  چهار سال درس بخواند و در پايان چهار سال‌‌‌‌‌اش به او بگويند كه مشروط شده و چهار سال زندگي‌اش از بين رفته است و لذا براي يك جوان ايراني خاطره‌ي تلخ تلف شدن اين نوع از چهار سال زندگي‌اش كه در تمامي عمرش هم آن را احساس مي‌كند كمتر از دردي نيست كه بر اثر برخورد پايش با يك جدول خيابان به او عارض مي‌شود و به مطب فلان دكتر جهت معالجه دردش مي‌رود و نيز هزاران جوان ايراني كه با گذراندن انواع دوره‌هاي تحصيلي و يا اميد و آرزوها امروزه مجبور به بيكاري هستند و هنوز نمي‌دانند كه به چه دليلي درس خوانده‌اند؟ و كسي هم آنها را در اين باره توضيح اجتماعي نمي‌دهد  و يا تعداد ديگرشان نمي‌دانند كه به چه دليلي نظير پدر و مادرشان خوشبخت نيستند كه نظير آنها بتوانند حداقل ازدواج بكنند و يا تعداد زيادي از انسانهايي كه امروزه در شهرهاي مختلف، انواع ماشين اتوبوس و يا كاميون و يا ماشين شخصي و براي فعاليت حمل و نقل و يا براي انواع كارهاي مسافر كشي و يا شخصي به صورت قسطي خريده‌اند ولي وضع بازار اقتصادي چنان نيست كه بتوانند قسط همان‌ها را با خيال راحت و به همان شركت‌هاي ليزينك بپردازند و لذا احساس مي‌كنند كه همان ماشين و خريد آن بلاي جان آنها شده است و لذا احساس فشار عصبي در اين مورد مي‌كنند در حالي كه شركتهاي ليزينك انواع اقسام وثيقه‌ها از آنان و براي بازپرداخت وام‌هايشان گرفته‌اند ولي در دست آنان هيچگونه وثيقه‌ي براي اينكه راحت و بدون دردسر و مشكل و از راه‌هاي مشروع بتوانند قسط همان امورات خود را بپردازند را هم احساس نمي‌كنند. آري امروزه نه تنها همه عزيزان يك انسان  و فرزندانش و خويشاوندگانش به دليل اين نوع تحميل هزينه‌هاي مختلف آموزشي، تفريحي، زيستي براي انسانهاي ايراني مزبور دردسر آفرينند حتي اموال و اشيا درون منازل و يا مغازه‌هايشان نيز براي آنها دردسر آفرين است و از آنها   خاطره‌هاي آفريني‌هاي تلخ دارند چرا كه حتي نگهداري و يا تعويض و يا جابه‌جايي و يا تعمير و يا تبديل و بذل و بخشش آنها هم برايشان دردسرآفرين است و در چنين جو اجتماعي كه يك جوان دچار انواع خاطرات تلخ از مذمت‌هاي ناشي از بيكاري‌اش است و يا ناشي هزينه‌هاي اضافي‌اش براي خانواده را مي‌كشد و يا خاطرات تلخي از اينكه چرا نمي‌تواند ازدواج بكند و يا اينكه مسكني داشته باشد و يا آرام و بدون دردسر از خيابان و كوچه بگذرد و بدون آنكه دچار انواع مشكلات شود و لذا سعي مي‌كند كه اگر درونش شاد نيست حداقل با پوشيدن لباس‌هاي رنگارنگ و يا آرايش‌هاي مختلف مويش از نظر ظاهري حداقل خود را شاد نشان بدهد و يا افسردگي‌هاي خود را حداقل از اين طريق از انظار عمومي بپوشاند، پليس ايران هم گير اجتماعي مي‌دهد كه بدحجابي و كم حجابي عارض اين نوع جوانان شده است و متاسفانه مطبوعات هم همراه با پليس اين نوع مسائل را منعكس كرده و دل مردم ايراني را خالي مي‌كنند در حالي كه اين نوع اصحاب مطبوعات و براي رونق حرفه‌ي خود انواع متلكها به هنرپيشه‌گان و جوانان در مورد ازدواج كردن و يا نكردن آنها بار مي‌كنند ولي يك بار از خود و از پليس ايران نپرسيده‌اند در كشوري كه پديده‌ي خصوصي سازي اقتصادي عارض همه‌ي ادارات و شركتهاي دولتي و شخصي شده است كه جوانان جامعه ايراني را استخدام مي‌كنند ولي قاعده حقوقي اين نوع شركتهاي خصوصي اين است كه در مورد استخدام و اشتغال هيچگونه تضمين اجتماعي براي دوام قرارداد كار با كاركن  خصوصي مزبور ندهد و يا تمديد قرارداد كار به آنها نمي‌دهند در حالي كه از همان جوان جامعه ايراني انتظار هم  فرهنگي فضايي ايجاد كرده‌اند كه پديده‌ي  التزام حقوقي دائمي بوسيله‌ مهريه‌ و يا نفقه دائمي به يك زن مورد دلخواهش بدهد كه بايد مبتني برآن حقوق شركتهايش استخدامي‌اش باشد. (معضلي كه در يك جامعه‌ فئوداليته و يا حتي سرمايه‌داري صنعتي قرن 18 و 19 هم يك جوان روستايي روبرو شود و يا كارگر كارخانه‌ها  و شركت‌ها با آن معضل و براي ازدواج‌اش روبرو نبود كه امروزه عارض جوانان ايراني شده است) و متاسفانه حتي روشنفكراي ديني و اصلاح‌طلبان نيز در اين زمينه سكوت كرده‌اند و هيچ‌گونه با مردم و از طريق شفاف سازي و شفافيت سخن نمي‌گويند و به اين نوع از تضاد سيستم حقوقي تشكيل خانواده و در تضاد با سيستم اقتصادي جامعه كه مبتني بر خصوصي سازي است جامعه شناسان قرون گذشته به عنوان تضادهاي ساختاري مي‌گفتند و يا تضاد زير بنا با روبنا مي‌دانند كه مردم هم  امروزه دچار اين نوع تضاد اجتماعي و يا پارادوكس اجتماعي شده است و كسي هم در مورد حل شدن اين نوع پارادوكس‌هاي اجتماعي ديد‌گاه اصلاح‌طلبانه و يا حداقل جوانمردانه نمي‌كند كه اقلا افراد جامعه ايراني كه بدانند تكليفشان در برابر وضعيت اجتماعي موجود چيست؟ و  نهاد اقتصادي در هم نظام معيشت اجتماعي  از نظر جامعه‌شناسان زير بنا تلقي مي‌شود، و نيز هر نوع معيشت اجتماعي بايد رو بناهاي اجتماعي متناسب با خود و يا همان زير بنا اقتصادي را داشته باشد و لذا نهاد حقوقي و نهاد اخلاقي و نهاد خانواده و نهاد تربيتي از اين نوع نهادهاي روبنايي جامعه است و لذا در معيشت جامعه فئودالي و يا در جامعه سرمايه‌داري صنعتي قرن 18 و 19 اين نوع نهادهاي روبنايي جامعه با نهاد اقتصادي زير بنايي جامعه هماهنگي و همگني ساختاري داشته‌ باشد  و هر زير بناي اقتصادي نهادهاي روبنايي هماهنگ با خود را ايجاد كرده باشد كه از تضاد ساختاري بدهد.  كه در جامعه جديد كنوني ايران و جوامع ديگر آسيايي هنوز اين معضل حل نشده است و تضادهاي ساختاري عميقي ميان روبنا و زير بنايي جامعه ايراني روح و روان مردم را آزار مي‌دهد به عنوان مثال پليس ايران كه در چندين ماه اخير است كه به پديده‌ كم حجابي و يا بدحجابي تعداد كثيري از جوانان ايراني گير اجتماعي مي‌دهد و به عنوان يك نهاد اخلاقي زشت جامعه از آن ياد مي‌كند   خودش و تشكيلاتش را مسئول مي‌داند و از طريق مهار كردن اين نوع كم‌حجابي  و بدحجابي به حفظ نظم اخلاقي جامعه كمك كند تنها به مبارزه با معلول‌ها پرداخته است و به مسائل عليت‌هاي اجتماعي آن پديده كاري ندارد كه حداقل 30 ـ 40 ميليون جوان ايراني  كه امروزه  يك نوع بلاتكليفي در زندگي اجتماعي‌شان دچارند ولي سعي دارند كه از طريق بالا و پايين كشيدن روسري خود و يا غيره حداقل يك نفر را به سوي ازدواج با خود جلب بكنند كه آنهم در شرايط اجتماعي موجود ممكن نباشد و همين معضل نيز از نظر پليس ايران بزرگترين ناامني اجتماعي و توليد عدم امنيت اجتماعي تلقي مي‌گردد و يا همان پليسي است كه به كم حجابي و بدججابي جوانان جامعه به عنوان يك نهاد اخلاقي روبنايي گير اجتماعي مي‌دهد ولي توجه ندارد كه نهاد زير بناي اقتصادي جامعه كه دنبال اشتغال افراد ايراني است و از طريق سيستم اينترنت و مخابرات و آنتنهاي مخابرات و چشمهايي الكترونيك و غيره خود اصولاً به جاي كم حجابي و بدحجابي پديده‌ي است كه كشف حجاب مي‌كند. و پليس ايران از آن غافل شده است. به كم حجابي پرداخته است.

زيرا زماني كه ما يراي نوسازي اقتصادي جامعه پديده اينترنت را وارد جامعه ايراني كرديم و براي تسهيل امورات اداري خود و يا براي ايجاد سرعت و دقت در پروند‌ه‌هاي اداري آنها را در ادارات و شركتها و موسسات به كار بستيم و يا تعدادي از انسانها را از راه نهاد اقتصادي مزبور و از راه فروش لوازم كامپيوتري و يا تعمير و يا سيم‌كشي و ساير اموراتش شاغل كرديم بايد جوانمردانه هم به مردم ايران هم شفاف سازي كنيم و بگوييم كه ممكن است اين نهاد اقتصادي جديد با نهادهاي اخلاقي جامعه تضاد ساختاري پيدا بكند زيرا ديگر نظير 30 ـ 40 سال قبل اقتصاد ايران نيست كه سخت‌افزارهاي نظير ديواركشي‌هاي  منازل و يا درب‌هاي چوبي اتاقها و يا  دكراسيون                                حمام‌ها و توالت‌ها و غيره لذا در برابر نرم‌افزار پنجره‌ الكترونيكي آن حجاب فرد نريزد و در جاي كه در يك اتاق نظام اداري يك كارمند روسري دار با اطمينان به بسته بودن درب چوبي و يا درب آلومنيومي آن و يا خلوت بودن اتاقش روسري خود را برداشته با تكيه به نهاد اخلاقي جامعه بر مي‌دارد ولي ممكن است فردي ديگر از طريق پنجره الكترونيكي او را ببيند كه در آن صورت فرقي ندارد كه روسري از طريق پنجره الكترونيكي پايين كشيده شود و يا از طريق اراده شخصي است؟ و لذا ما بايد اين نوع تضادهاي نهادهاي اقتصادي جامعه را با ساير نهادهاي جامعه حل كرده و روش حل كردن آنها را از نظر فقهي و حقوقي و پليسي و آموزشي به مردم ايران شفاف سازي كرده و روشن بكنيم كه در جامعه جديد ايراني چه چيزي جرم و يا غير جرم است ؟ و پليس در جامعه جديد به چه مسائلي بايد گير بدهد زيرا ملاكهاي اخلاقي و قانون همه و يا هيچ است و وقتي در يك جا نقض شود همه‌ي مردم مشروعيتي براي نقض آن پيدا مي‌كنند.