مطبوعات و نقد حقوقی معاونت حقوقی وزارت ارشاد -دکتر محمد خاتقی مقدم
مطبوعات ونقد حقوقی معاونت وزارت ارشاد
از: دکتر محمد خالقی مقدم
. از آنجا که مسئولیت حقوقی دفاع از آثار قلمی نویسندگان ایرانی بعهده وزارت ارشاد است که در مطبوعات زیر مجموعه این وزارتخانه قلم می زنند و با آن که در قانون . مطبوعات هم عدم سرقت آثار آنان ثبت شده است و یا در کتابچه قانون حقوق جزایی ایران و بندهای مختلف آن ،در چند صفحه وجود دارد و یا در فتاوای مراجع دینی هم این کار حرام شمرده شده است ولی متأسفانه این وزارتخانه و معاونت حقوقی محترم آن تا به حال کوچکترین توجهی به دفاع حقوقی از آثار این نوع نویسندگان ایرانی و زیر مجموعه های مطبوعاتی خودش نکرده است و نمی دانم که چگونه در دادن مجوز به آنان باید اول از این وزارتخانه اجازه بگیرند و یا در پرداخت هزینه به آثار قلمی آنان از این وزارتخانه متوقع مالی نباشند و یا متوقع رتبه های اداری نباشند که بعلت سالهای طولانی قلم زدن آنان در نشریه است و صرفاً به هزینه های آگهی هایی خاص قناعت بکنند که به نشریه آنان می آید و یا مقدار زیادی هم فقط بابت تایپ و غیره پرداخته می شود و یا چون وزارتخانه مزبور با دایر کردن سازمان آگهی های خود به خیلی ها درشهر پول آگهی می رساندکه اصلاً کار فرهنگی نمی کنند و علیرغم ادعای معاونت حقوقی تا بحال هیچ گونه دفاعی هم از حقوق شرعی و قانونی – مطبوعاتی زیر مجموعه خود به عمل نیاورده است تا.آثار قلمی آنان امروزه مورد دستبرد و سرقت اکثر افراد در نقاط مختلف ایران نشود، آری این وزارتخانه محترم باید بداند که دولت بیش از آنکه به علم دانشجویان نیاز داشته باشد که تازه کارورزی آموزشی خود را طی می کنند و یا به معلومات دانش آموزانی که از مغازه های بقالی سرکوچه شان مقاله می خرند و با عنوان سرچ اینترنتی مقاله ی این نوع نویسندگان مطبوعات را . و توسط یک بقا ل محل دزدیده شده و پول آن را به همان صاحب دکان تکثیری می دهندکه در لا به لای آن دکان و کیسه های نخود و لوبیا و کامپیوتر ما بین آنها مقاله مزبور را در آورده و به آن.کودک دبستانی می فروشد تا وی هم به مدرسه برده و نمره وبارک .اللهی. هم که معلمش باید به آن نویسنده مطبوعاتی بدهد ویا بکشاند به آن شاگرد مدرسه ای می دهد و معلمی که حتی آن قدر قدرت انشا نوشتن را هم به او یاد نداده است که بتواند انشای خودش را خودش بنویسد و یا خرید انشاء کلاس اش از سر کوچه نخرد یا حداقل اگر هم نمی تواند به صورت وشکل وقیافه یک انشا هم در آورد. حد اقل. به شکل یک املای پر از غلط هم تبدیل نکند . . ولی اکنون از برکت سرقت این نوع آثار نویسندگان ایرانی همه آنها در مدارس های مختلف، ادعای پژوهشگری می کنند .آری دولت در جامعه ایران و جوامع دیگر بیشترین احتیاج اجتماعی را به نویسندگانش داشته است و این نوع نویسندگان مختلف ایرانی هستند که در مقاطع مختلف تاریخی به کمک دولت شتافته اند و یا راهنمایی های فکری مختلفی نیز به دولت کرده اند که تا بتواند از برهه های مختلف سیاسی – اجتماعی عبور بکند و اگر کمی هم دقت داشته باشیم می بینیم بزرگترین نویسندگان و متفکران هم در میان جامعه فرهنگی اهل مطبوعات با سابقه هستند و نه در بین استادان دانشگاه و یا از چهره های معروف به ماندگار هاو غیره به همین دلیل نیز بزرگترین نویسنده معاصر دنیا یعنی آلوین تافلر نویسنده کتاب موج سوم و جابه جایی قدرت و غیره که یک نویسنده مطبوعاتی آمریکا است و یا آندره فونتن مؤلف کتاب .بستر میان دو رویا. و ................ و غیره که نویسنده مطبوعاتی لوموند می باشد و در مورد مسائل سیاسی تمامی کشورهای جهان هم آثاری دارد و یا مترجم ها و مؤلف های مهم ایرانی نیز چهره های مطبوعاتی بودند و مثلاً مترجم کتاب سفری به دربار سلطان صاحبقران که در روزنامه اطلاعات کار می کرد و یا ابراهیم صفائی که کتابهای مختلفی و از جمله کتاب رهبران مشروطیت و غیره را نوشته است از این قبیل نویسندگان هستند .ولی متأسفانه امروزه با ندیده گرفته شدن حقوق اولیه این نوع نویسندگان و مترجمان و هنرمندان در سایتهای آموزشی دانشگاه ها استادهای. دانشگاه های مزبور به آثار آنها اجحاف کرده ودر حالی که . پولهای . تدریس را در کلاسهای خود از دولت می گیرند ولی آموزش لازم به آنها رادر همان کلاسهایی نداده که پولش را می گیرند ولی آنها را به سراغ سایتهای به اصطلاح آموزشی- پژوهشی می فرستندکه بر آن نامگذاری کرده اند تا با نمره تشویقی آن استاد محترم به سرقت آثار علمی و فرهنگی نویسندگان مختلف در همان سایت پرداخته شودکه تعدادی از آنا ن هم آثار نویسندگان مطبوعات هستند و یا جزو حقوق اداری این نوع مطبوعات هستند و یا با دانش آن نویسندگان ودر پای کامپیوتر های یک دانشگاهی با سواد می شوندکه نویسنده مزبور عضو آن دانشگاه نیست و از آن دانشگاههم دریافت مالی نداردو اینجانب در مقاله ی دیگرم عیوب شرعی و حقوقی وآموزشی این مسأله را برای این نوع اساتید محترم شمرده ام که چگونه رعایت حقوق همکاران خود را در دانشگاه ها نمی کنند ولی متأسفانه معاونت حقوقی وزارت ارشاد نیز در این مورد سکوت کرده است و از این اعمال خلاف شرع ویا خلاف قانون آنان به معاونت حقوقی وزارت علوم شکایت نمی کند و یا به معاونت حقوقی وزارت آموزش پرورش شکایت نمی کند که مانع این نوع از اعمال خلاف اداری در زیر مجموعه های اداری – آموزشی خود بشوند و یا حداقل اگر از آن امتناع می کنند به نیابت و وکالت نویسندگان ایرانی و نویسندگان مطبوعات ،آن ها را به دادگاههای حقوقی دعوت بکنند که بر مبنای بندهای مختلف قوانین حقوق مؤلف محکوم . بشوند و حداقل به وزارت علوم از طریق ما نویسندگان مطبوعات ایران یادآوری کنند که شما ها که قبلاً ادعای وزارت فرهنگ و آموزش عالی خشک و خالی را می کردید ولی اکنون یک کلمه پژوهش و فناوری هم بر تابلوی بالای سر وزارتخانه ا تان اضافه نموده اید و مقدار زیادی هم تابلوی برنجی مدیر پژوهشی و یا معاون پژوهشی در راهروهای دانشگاه های خود نصب کرده اید وحداقل فرق ما بین پژوهش علمی و پژوهش اینترنتی را . (search اینترنتی)را اقلاً یاد بگیرید که چه فرقهای مهم روش شناسانه و یا فناورانه مابین آنهاست . . .زیرا آن کاری که دانشجویان آن وزارت محترم در سایتهای دانشگاه ها سرچ می کنند و استادانشان هم آنها را به عنوان مقاله پژوهشی می پذیرندتاثیر قدرت مغزی پژوهشی آن دانشجوی شما استاد نیست که به آن قدرت . پژوهشی دانشجوی خودتان 3-،4 نمره درسی می دهید و بلکه قدرت فناورانه کلید نرم افزاری سرچ می باشدکه متعلق به نرم افزاری است که سازمان گوگل اختراع فناورانه کرده است و تنها با قدرت دکمه موس دست یک دانشجو (نه مغزش ). آن را در نرم افزار کامپیوتر هایشان فعال کرده و بلافاصله این نرم افزارهم از میان میلیاردها مقاله آثار نویسندگان مختلف ایران آن را دزدیده و از درب بیرونی کامپیوتر به خارج پرتاب کرده و به آن دانشجوی شما می د هد تا به شما استادش بیاورد و نمره آن را برای خودش و پول حق التدریس اش را برای استادش زنده .بکند و راه انداختن این نوع اعمال بسیار زشت در دانشگاه های ایران از اختراعات اجتماعی کسانی است که با آنکه از نظام حقوقی- آموزشی دانشگاه سر در نمی آوردند ولی چون خودشان را چهره های ماندگار برای طبقه عوام تبلیغ کرده بودند تا مردم عوام هم برایشان مقدار زیادی هزینه تبلیغاتی راه بیندازند لذا این نوع پیشنهادات راهم به برخی از افراد خام دانشگاه های ایران . یاد دادند که هیچ گونه دیدگاهی نسبت به دانش و یا پژوهش ندارند ولی فکر میکنند که چون این دستورالعمل ها را چهره ماندگار .ها هم تایید میکنند پس پژوهش هم همین قبیل از مسائل می باشد و بعلاوه این دانشگاهها باید یاد بگیرند که حداقل مطبوعات الکترونیکی ایران را از راه های غیر شرعی و غیر قانونی در سایتهای آموزشی خود مطالعه نکنند زیرا صاحبانش حقوقی دارند که در نساختمان شریات نشسته اند ویا معاونان آموزشی و پژوهشی دانشگاه هاهم باید بدانند که نظیر دوران سابق عمل بکنند که روزنامه هایش کاغذی بود. و گاهی هم چندنسخه از آن را با پول همان دانشگاه می خریدند و بر روی میز های کتابخانهاشان می گذاشتند تا دانشجویانشان مطالعه بکنندو امروزه هم اگر دانشجویانشان می خواهند که از. طریق اینترنت و نشریات ومجلات الکترونیکی و . را بخوانند مسئولان همان دانشگاه هم موظف حقوقی هستند که بابت حق اشتراک الکترونیکی این نوع نشریات، پولی را به همان نشریات بدهندتاآنگاه اجازه مطالعه آنها را به دانشجویان خودو در سالن های خودشان بدهند که به اصطلاح آموزشی- پژوهشی دانشگاه نامیده اندزیرا جزء حقوق شرعی آنان نیست که چنین اجازه ای را به دانشجویانشان داده اند و اگرهم نمی خواهندکه قبول کنند که سخن اینجانب شرعی است از مراجع مختلف تقلید و در طی نامه ای بپرسند تا در جوابشان حتماً فتوای حرام بودن آن را خواهند گرفت و خواهند دانست که با همه ی ادعای دینی که به عنوان معاونان مسلمان آموزشی و پرورشی ادعا می کردند ولی چقدر با این قبیل از امور، اعمال حرامی انجام داده اند و بعلاوه معاونت محترم حقوقی وزارت ارشاد باید بداند که نیاز دولت به مطبوعات و نویسندگانش بسیار زیاد است و لذانباید از طریق بی تفاوتی اجتماعی اش به مسأله مزبور کاری بکند که به جای همکاری های اجتماعی ما بین نویسندگان مطبوعات و دولت به پروسه ی درگیریهای اجتماعی میان دولت و مطبوعات و نویسندگانش منجر نشود زیرا اگر این نهادها که امروزه همکاری اجتماعی باهم می کنند تا با ایثار و از خودگذشتگی دولت را از راه آثار قلمی خود یاری بدهند و بعلاوه به خاطر کمک به دولت مزبورحتی مطالب نوشتاری خود را تبدیل به مطالب الکترونیکی کرده اند تا هر مسئولی هم بتواند در اتاق کار ویا دفتر خودش نیز به آن مطبوعات الکترونیکی ویا آثارقلمی نویسنده مزبور دسترسی داشته باشند ویا از طریق آن از اخبار و حوادث کشور باخبر گردند و از این راه دولت هم پول پست ویا پول کاغذی وپرسنل نامه رسان آن نشریه به دفترآن مسئولان را نمیپردازد ولی چونکه امروزه مورد سوء استفاده افرادمختلف قرارمی گیرد وبا گران شدن کاغذ وخدمات نهایتاً منجر به تعطیلی تمامی نشریات ایرانی خواهد شد که از راه الکترونیکی کردن آثار خود هم ضربه به دوام نشریه خود می زنندکه از این طریق اکثریت آن را دیگران رایگان می خوانند و نشریات مزبور هم به هیچ وجه. به پولی . نمی ر.سند که به کادر خود بدهند ودوام یابند وهم این امکان راکه دولت هم از راه نشریه الکترونیکی آنان از حوادث و اخبار کشور باخبر گردد را هم به خطر می اندازند ولی متأسفانه این نوع فقدان سیاستهای فرهنگی وزارت ارشاد به چنین نتیجه ی اجتماعی منجر خواهد شد .
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۳:۵۳ ق.ظ توسط دکتر محمد خالقی مقدم
|
این وبلاگ شامل :