تاریخ نویسندگی و مطبوعات در جامعه ایران(1)

دکتر محمد خالقی مقدم

باید به قدرت فرهنگی و قدرت نویسندگی ملتی افتخار کرد که در حالی که در 11 قرن قبل همه ملل جهان در فقر فرهنگی و فقر سواد دوران فئودالیته به سر می بردند ولی در جامعه ایران ،نویسندگانی بزرگ شکل گرفته بودند که حتی علیرغم مشغله پردردسر وزارت هم از بزرگترین نویسندگان ادبی و یا تاریخی آن دوران بشری به شمار می آمدند، نظیر فرزانه بیهق سبزوار که به نام بیهقی وزیر غزنوی شده بود تا با سواد بالای خود هم ظلم سیاسی دولت مزبور را بر ملت ایران اندک بکند و هم به عنوان یکی از بزرگترین نثر نویسان تاریخ جهان، مهارت های عمیق نثر نویسی داشت که هنوز هم دانش آموزان مدارس ایرانی و یا دانشگاه ها باید نثر فارسی را از روی آثار وی تمرین بنمایند و یا فرزانه دیگر ایرانی از منطقه جیحون و به نام جیحانی که نویسنده اشکال العالم و وزیر اندیشمند سامانی بود و مهارت های قلمی خود را در زمینه نگاشتن فرهنگ و فولکلور و زبان شناسی مناطق مختلف جغرافیایی ایران و تحت اداره اش نشان می دهد و یا نویسنده ماهر کتاب ادبی چهار مقاله عروضی بود که هنوز هم در عصر ما و مقالات مختلف ادبی جدید و مندرج در مجلات به اصطلاح علمی دانشگاه های ایران امروزی هم نمی توانند به گرد پایش برسند و یا  فرزانه دیگر ایرانی به نام خالدی کاشانی و از شهر کاشان و نویسنده نخبه العصره و یا نظام الملک طوسی و از شهرهای فرهنگ پرور ایران یعنی طوس به خطه فرهنگ ایرانی پا می گذارد و با نوشتن کتابهای مختلفی و از جمله کتاب سیرالملوک و سیاست نامه وغیره و به عنوان بزرگترین نویسنده سیاسی دوران گذشته ایران مهمات امورات سیاسی ضروری برای ادارۀ جامعه ایرانی را به اداره کنندگان سیاسی مملکت و با کتابت ادبی خود یادآور می شود و یا نویسنده دیگر از شهر نسا خراسان و به نام نسوی است که حتی در ایام جنگ و قتل و غارت مغول ها نیز که جانش در معرض خطر فرار از این شهر به شهر دیگر ایرانی بود باز از نوشتن دست بر نمی داشت و فرهنگ مکتوب حوادث ایام هول و هراس ر ا برای آیندگان ایرانی ،تدوین مکتوب می کرد و یا در خطه دیگر از خاک فرهنگ پرور ایران یعنی شهر شیراز دو تن از بزرگترین نویسندگان نظم و نثر جهان بوجود آمد یعنی سعدی و حافظ که چنان مهارت ادبی و قدرت نویسندگی داشتند که گاهی می توانستند همه مضامین مختلف قرآن و یا آیه های متفاوت و متعدد آن را تنها در دو جمله فارسی خلاصه نویسی ادبی بکنند ( یعنی بیت شعرتفسیر این دو حرف است ) که نشان می دادند کسی در دنیا نمی تواند نظیر آنان این همه مهارت در پروراندن مطالب ادبی نشان بدهد و یا در دوره های تاریخی دیگر ایران هم هزاران نفر از این نوع فرزانگان شهرهای مختلف ایرانی بودند که به دلیل اختصارمطلب از ذکر همه موارد مختلف آن خودداری می کنم و از جمله در دوران اخیر ایران نیز سرکارخانم پروین اعتصامی می باشد که به عنوان یک زن ایرانی باسواد و بافرهنگ ایرانی قلمداد می شود که هر زن ایرانی امروزی می بایست به وجود وی افتخار بکند و یا مجسمه اش به عنوان الگوی یک زن باسواد ایرانی در اغلب میادین شهرهای ایرانی نصب بکنند که متاسفانه از این امر غفلت شده است و یا جلال آل احمد از خطه طالقان ایران است که با تدوین حدود 20 30 اثر نثر نویسی جدید و یا قصه نویسی جدید به حق جایگاه سعدی عصر جدید را گرفته است و در حالی که در هر سطر و یا پاراگراف آثار وی ده ها کنایه و استعاره و ایجاز و تمثیل و طنز و واژه گزینی های زیبا نهفته است که بزرگترین نویسندگان جهان در روسیه و یا فرانسه و یا انگلستان هم نظیر تولستوی و یا برشت و غیره هم به پایش نمی رسند و لذا خط سیر باروری فرهنگ نویسندگی متعالی مردم ایران از طریق تولد هر فرزند ایرانی نویسنده در یک شهر وسپس تداوم رویه نویسندگی وی توسط فرزند دیگر ایرانی و در شهر دیگر از قرن ها پیش همچنان ادامه داشته است تا آن که در 150 سال پیش عرصه فرهنگ و ادبیات ایران به پیدایش چاپخانه (و مطبعه که از واژه عربی چاپ کردن هست منجر شد و مطبوعات هم از همان واژه اشتقاق یافته است و در دنیای ادبیات ایران تحولی ویژه آفرید و به عبارتی دیگر که قبلا شعر و ادبیات و هنر که تنها در دربارهای شاهان و یا منازل اعیانی خوانین پولدار قابل شکل گرفتن بود ولی مردم عادی کوچه و بازار به دلیل فقدان استطاعت مالی از لذت بردن از مفاهیم ادبی و نظم و نثرهای آن نوشته و یا قصه نویسی های آن نویسنده بهره مند نبودنداین بار از طریق پدیده مطبوعات مزبور توانستند لذت خواندن آثار یک نویسنده ادیب و یا طنز پرداز و یا سوژه پرداز و یا نثر ونظم نویس فرزانه ایرانی را در منزل و مغازه خود بچشند و لذا درک لذت های فرهنگی و هنری از طریق پدیده مطبوعات همگانی تر شد که تا قبل از اختراع چنین پدیده مطبوعات اغلب مردم از دریافت آن محروم بودند ولی مطبوعات هم خود ارزشی مستقل از نویسنده نداشت و بلکه این نویسندگان با هنر ایرانی بودند که می توانستند لذت هنر خود را عاید آحاد مختلف ایرانی بگردانند و بدون این نوع از نویسندگان مطبوعات تنها پدیده مطبوعات مزبور فقط کاغذ پاره است و ارزش فرهنگی و هنری دیگری ندارد و یا حتی ارزش حل کردن مشکلات اجتماعی مردم را هم فاقد است) و از  این رو خصلت فرهنگ دوستی ملت ایران را از همان 150 سال پیش که استعمار انگلیس .به خوبی می دید که بر دهها کشور در قاره های مختلف آفریقا و آسیا و آمریکای لاتین و استرالیا دست یابی استعماری پیدا کرد و زمانی که از روی گزارش های مامورین مستعمراتی خود در این کشورها و یا از طریق سفارت خانه های خود می خواست که به مذاق فرهنگی و یا سلایق فرهنگی و علایق فرهنگی این ملل متعدد تحت سلطه خود پی ببرد و یا آن ها را با نمادهای مختلف مجسمه سازی و غیره و در پایتخت استعماری خود یعنی لندن و یا هاید پارک و یا موزه های آن معرفی بکند نما.د ملل متعدد عرب یعنی حدود 20 ملت مزبور را با نماد شتر و نی معرفی نمادین می کرد که در بالای آن شتر نی خود را می نواختند و یا ملت هند ویا هند و چین را با نماد فیلی معرفی می کرد که بر آن سوار می شدند ولی ملت ایران را به توسط مجسمه ای معرفی می کرد  که در دست او یک کتاب وجود دارد و یا در مقابلش چند کتاب قرار گرفته است و بر محوطه برخی پارک هایش آن نماد را قرار داده بود و به این طریق من غیر مستقیم اعتراف می کرد که فرزندان ملت ایران به چه پدیده ای گرایش فرهنگی دارند.