اشتغال روستایی ایران و ضرورت دگرگونی گاوداری ها و مرغ داری های صنعتی بخش دوم-دکتر محمد خالقی مقدم
اشتغال روستایی ایران و ضرورت دگرگونی گاوداری ها و مرغ داری های صنعتی
بخش دوم
دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس روستایی
همان طوری که در مقاله قبلی خود ذکر کردم، پیاده کردن طرح دامداری های صنعتی در سطح ایران و بدون آنکه ابعاد مثبت و منفی اجتماعی آن ارزیابی گردد، مشکلی است که امروزه به نحوه تداوم حیات اشتغالزایی سکنه 60 هزار روستای ایرانی و یا نحوه تغذیه آنان لطمه اجتماعی زده است، که قبلا همگی از راه دامداری زندگی می کردند و یا اساس معیشت اجتماعی شهرهای ایرانی هم در تغذیه اشان به دامداری آنان وابسته بود و در کشورهای کمونیستی سابق هم روال اجتماعی خاصی وجود داشت که نظیر مساله مزبور کشور ایران نمی گذاشتند که هر کسی تئوری و یا نظری من درآوردی در زمینه زیستی ملت مجارستان و یا بلغارستان و غیره بدهند و در کشورهای سرمایه داری نیز تئوری های گاوداری و مرغداری صنعتی آنان کاملا با نظام اجتماعی شان همخوانی داشت و نظیر کشور ما نبود که هر کسی بتواند با یک رشته نظریات من درآوردی و فاقد بنیان های اجتماعی صدمات زیادی به نظام اشتغال و یا تغذیه ملت ایران بزند و یا دروس بیهوده ای را در دانشکده های دامپروری و دامپزشکی آن به خورد دانشجویانش بدهند که تداوم آن ها معلوم نیست که در قیمت مواد غذایی لبنی و گوشتی و یا در کیفیت عرضه آنها چه چیزهایی خواهد بود؟ که باعث شده است امروزه ما حتا از کشور برزیل گوشت وارد کنیم و تازه مسوول اداره دامپزشکی کشور، با شهامت در رسانه ملی اعلام می کند که ما مراقب بهداشتی دام هایی هستیم که به طور زنده وارد کشورمان می شوند و یا دانشکده های دامپروری هم صرفا به نحوه تعلیف مدرن آن ها می پردازند و بدون آنکه بدانند آیا در سطح روستاهای ایران و یا در سطح دامداری های صنعتی آن دام های موجود عملا به چه نحوی تعلیف می شوند؟
در هر حال در نقد اجتماعی، پدیده مزبور و به عنوان یک جامعه شناس که آگاهی های اجتماعی ضروری به شیوه معیشت جوامع مختلف گذشته و در ادوار تاریخی دارد که شامل شناخت جوامع مبتنی بر معیشت دامداری و یا جوامع مبتنی بر معیشت فئودالی است باید بگویم که امروزه مجلس و دولت و استانداری ها باید تغییرات عمیقی در دیگاه تئوریکی خود نسبت به سرمایه گذاری در زمینه دامداری های صنعتی و یا دامداری های روستایی ایرانیان به وجود آورند زیرا سرنوشت تغذیه ملت ایران به نتیجه تصمیمات آنان در هیات دولت و مجلس و ستادهای اشتغال استانداری ها بستگی دارد و به علاوه وزارت جهاد کشاورزی هم می بایست شیوه ترویج دامداری خود را در سطح ها استان تغییر داده و در دانشکده های دامپروری نیز دگرگونی های وسیعی در سرفصل های درسی دانشجویی آنان و یا شیوه آموزشی آنان به وجود آورند تا هم شیوه تامین مواد غذایی ملت ایران نابود نگردد و هم باعث بیکاری بسیاری از روستاییان و فرار آن ها به شهرها نگردد و یا باعث پرداختن به مشاغل کاذب نشود و یا به انواع بزه کاری ها در شهر منجر نشوند که در اثر مهاجرت بی رویه و عدم آموزش های لازم تولید ایجاد می شود و یا بانک ها نیز باید شیوه وام دهی خود را به دامداری ها و مرغداری های ایران دگرگون نمایند و در این رابطه باید بگویم که گر چه امروز بدون وام بانکی امکان بسیاری از سرمایه گذاری های اقتصادی وجود ندارد ولی بانک ها باید به جای پرداختن وام به اشخاص حقیقی دامداری های صنعتی، آن ها را تنها به واحد های حقوقی شوراهای روستا وام بدهند که نظیر سابق می توانند شیوه معیشت اجتماعی گذشته را در نظام دامداری روستایی نهادینه اجتماعی بکنند تا نیروی انسانی اهالی آن روستا از برکت آن وام دهی بانک ها به یک نوع اشتغال دسته جمعی برسند و با نیروی کار فراوان خود در سطح جمعیت روستایی و یا با احساس مسوولیت دسته جمعی ضروری بر مقدار و میزان مواد لبنی گوشتی افزوده و یا از مرگ و میرهای دسته جمعی دام ها با آن احساس مسوولیت خود جلوگیری بکنند و یا باعث استفاده بهینه در تعلیف آنان از مرتع اطراف روستاها شده و از راه مزبور مقداری مازاد تولید برای امکان زندگی در روستا و یا امکان تغذیه از لبنیات پنیر و ماست و شیر و گوشت و تخم مرغ و مرغ مزبور داشته باشند تا به اشتغال های کاذب شهری نیازمند نگردند و از سویی دیگر با بهبود کیفیت تغذیه دام ها باعث بهبود کیفیت مواد غذایی شهرنشینان بشوند که محصولات آنان را مصرف می کنند و این دگرگونی ها منجر به ایجاد یک شیوه ی معیشت جدید دامداری خواهد شد که مدل خاص جامعه ایرانی است و یک نوع «شیوه معیشت دامداری سنتی – صنعتی» توام با یکدیگر است و عیوب هر یک از طریق ترکیب اجتماعی با دیگری برطرف خواهد شد و در آن مدل، یک فرد مسوول دامداری یا مدیر عامل دامداری صنعتی اخیر به جای اینکه از تعدادی کارگر و یا مقدار علوفه ای ویژه ای که تنها در سالن های خودش می تواند آن ها را جمع آوری کند مقدار زیادی اهالی روستا را به عنوان کارگر دامی در خدمت دامداری مزبور درآورده و یا احساس مسوولیت آنان را به طور شبانه روز به کار گرفته و یا میزان وسعت سالن خود را با تقسیم آن به انواع آغل های خانگی افزایش داده و یا با افزایش میزان تغذیه و یا میزان مراقبت آنان از طریق تعلیف مراتع روستا و علف های خود رو اطراف روستا و باغاتش افزایش داده و لذا نیازی عمیق به خرید مواد علوفه ای و غیره نخواهد داشت و به علاوه مرغ ها هم از مواد غذایی اضافه منازل و یا انواع دانه هایی که در زیر بوته ها و درختان باغات است مصرف کرده و به علاوه در فضای آزاد باغ ها و اطرف روستا و مزرعه ها که می چرند، مصونیت بیشتری در ابتلا به بیماری ها یافته و بر خلاف آغل های بسته که به علت محدودیت فضا و یا همجواری با یکدیگر امکان سرایت میکروب و انگل هایش وسیع است و به مرگ و میرهای گسترده دچار می شوند را نخواهند داشت و برعکس با مصرف انواع دانه ها و علوفه های اطراف روستا دیگر معضل تعادل قیمت عرضه و تقاضا باعث آن نخواهد شد که دامداران مزبور از کیفیت مواد لبنی و گوشتی این نوع دام ها بکاهند و به علاوه از طرق مزبور زمینه اشتغال صدها پیرمرد و یا پیرزنی فراهم خواهد آمد که قبلا از سهام عدالت و یا کمیته امداد شهری کمک مالی می گرفتند و یا زمینه اشتغال صدها دانش آموز مدرسه روستایی را فراهم خواهد آورد که پول دفتر و کیف و کتاب خود را از طریق مراقبت از تغذیه دامی و غیره فراهم آورند و به علاوه آن ها می توانند جهت نوین کردن و یا نیمه صنعتی کردن دامداری های روستاهای خود همه روزه دام هایی که در زیر مسوولیت تعلیف و تغذیه و چرای آنان بوده است و برای شیردوشی استرلیزه به واحدهای مدرن شیردوشی جدید روستاها ببرند و هر اندازه هم شیر اضافی روزانه که تولید بکنند دستمزد آن را دریافت کرده و در عوض تنها شیردوشی آن روستا را مدرن بنمایند که استرلیزه باشد و یا تخم مرغ هایی را که هر روز در خانه خود می توانند به عمل آورند به همان واحد مدرن روستا برده تا آن ها در شانه های تخم مرغ روز گذاشته و روانه شهرها گردانند. و به علاوه در زمینه نظافت و مراقبت بهداشتی آن دام ها باید جزوات درسی جدیدی در دانشگاه ها تالیف شده و یا از طریق رسانه ها آموزش رسانه ای داده شود و یا در زمینه بهداشت و گرم نگه داشتن آغل های خانگی و نحوه تعلیف مناسب و افزودنی های ضروری غذایی هم به آنان آموزش های ضروری جدید به آن روستاییان داده شود تا از این طریق انواع لبنیات و پنیر و ماستی که در شهرها که امروزه توزیع می شود اینگونه با افزایش مواد افزودنیش آلوده نگردد زیرا به دلیل فقر فرهنگی مان امروزه فکر می کنیم که هر چیزی که بسته بندی شده است پس بهداشتی است و در حالی که ماست کپک زده و یا پنیر کپک زده ای که توسط استاندارد اداره بهداشت بسته بندی شده است اصولا فقر فرهنگی ملت ایران را در فهم اداره بهداشت و نحوه اداره آن را نشان می دهد که باعث شده و به دلیل عرضه لبنیات و مرغ های بی کیفیت مردم ایران به انواع پوکی استخوان و یا فقدان کلسیم و تخم مرغ هایی که از هر نوع کیفیت مواد پروئینی و املاح خالی است مصرف بکنند و به علاوه 80 درصد مراتع و روستاها و باغات ایران هم که در محدوده اطرف 60 هزار روستای ایرانی است از حیز انتفاع خارج شده و سکنه اش همگی مجبور به مهاجرت شهری گردند و تنها در شهرهای مان استادهای علوم کشاورزی و یا دامی به جای اندیشیدن عملی به شیوه تغذیه دامی و کشاورزی ملت ایران به صورت عملیاتی و پراتیکی آن تنها به اخذ حق التدریس خود از هر نوع درسی باشند که آن را دروس کشاورزی و یا دامپروری جدید می نامند.
این وبلاگ شامل :