نقش رسانه ملی در آلودگی هوای تهران

دکتر محمد خالقی مقدم

تهران، بخشی از خاک دشمن نیست که به سرنوشت مردم آن در برابر آلودگی هوا بی تفاوت باشیم،  و یا حتا به سرنوشت مردمش، بغض نشان بدهیم و بلکه بخشی از خاک میهن عزیزمان ایران اسلامی است، و لذا هر خطری که نظیر زلزله و یا جنگ و یا آلودگی هوا و غیره جان مردم آن شهر را تهدید بکند، نظیر خطراتی است که کل کشور ما را تهدید می کند که به هر ایرانی واجب است که در هر حد وسع فکری و یا مالی و یا جانی و فنی و یا تصویر سازانه و نوشتار گرایانه به آن کمک بکند.

آری تهران عزیز و اطرافش، یک پنجم جمعیت مردم ایران را تشکیل می دهد که چهار پنجم مردم مناطق دیگر ایران هم خویشاوندان نزدیک آن ها هستند که به این شهر بزرگ ایرانی کوچ کرده اند و لذا با سرنوشت فکری و خویشاوندی همه ملت ایران همبستگی دارد و به همین دلیل بی تفاوتی رسانه ها و دانشگاه ها و محافل علمی – اجرایی و یا مطبوعاتی کشور به آن دیگر بس است! و مخصوصا بی تفاوتی کارگردان ها و مجریان و تولید کنندگان تلویزیونی و رادیویی به آن معضل مردمش، بسیار مضر است که مردم ایران می بایست به جای شنیدن و دیدن مباحث و گفتگوهای اولویت دار برای حیات اجتماعی خود مجبورند به فیلم ها و سخنان تفننی آن ها گوش داده و یا تصویری ببینند و در حالی که می توانند همان مباحث مورد علاقه خود را در اشل کوچکتر و صرفا  در سالن سینماها و برای اهل تفنن طرفدارانش پخش بکنند و لذا اولویت های نمایش رسانه ملی باید صرفا به مسایلی اختصاص یابد که صرفا به منافع اکثریت مردم ایران و شهرهایش ربط داشته باشد و یا صرف بودجه رسانه ای و صرف تصمیم گیری و تصمیم سازی تولید و پخش آن باید در محدوده این نوع از مسایل عمومی باشد که مردم ایران با خریدن تلویزیون خانگی مجبور به دیدن و شنیدن آن ها شده اند که چندان برایشان فایده عملی ندارد و لذا برنامه های آتی صدا و سیما باید به رشد معلومات عمومی و یا خانوادگی و یا شهری شهروندان ایرانی اختصاص یابد تا آن ها بتوانند بگویند که این رسانه ملی منافع ملی آنان را در نظر می گیرد و نه رسانه شخصی و یا سلیقه ای باشد و به همین دلیل آن نوع برنامه های ضروری برای ملت ایران مفید است که فرضا به  امور سیمای خانواده باشد  که با مسایل همه خانواده ها می پردازد و یا برنامه مفید دیگرش پزشک سلام است که به سلامتی اکثریت شهروندان ملت ایران می اندیشد و یا سیمای آبادی است که مربوط به مسایل اقتصادی 60 هزار روستای ایرانی است و یا برنامه اقتصادی حرف حساب است که مربوط به یاد دادن مشاغل و روش های شغلی به اکثریت مردم ایران است و یا برنامه تلویزیونی آب پاک می باشد که معضل آب های آشامیدنی همه شهرهای ایرانی است و دیگری برنامه آلودگی هوا می باشد که هنوز تدوین نشده است ولی امروزه معضل اساسی اکثریت شهرهای بزرگ ایران است نظیر تهران، اصفهان، تبریز، مشهد، اهواز و غیره می باشد که نصف جمعیت ایران را در بر می گیرند و یا شهرهای دیگر ایرانی نیز به آن مرحله حاد خواهند رسید و در این باره کادر صدا و سیما موظف شرعی هستند که برنامه های تفننی مختلف خود را کنسل کرده و همه روزه برنامه ویژه ای به نام آلودگی هوای شهرها و یا با عناوین دیگر اختصاص بدهند که در آن برنامه سیما، کارشناسان و اهل فن و افراد صاحب نظر به ارایه دیدگاه های فنی و علمی و کارشناسی عملیاتی و راه های منطقی مبارزه با الودگی شهرها بپردازند تا مردم آن شهرها نیز از مطالب آن متخصصان، معلوماتی را یاد بگیرند.

و به علاوه سردبیران مطبوعات نیز باید احساس مسوولیت بیشتری کرده و به جای پرداختن به مطالب بیهوده و بی فایده در صفحات و سطرهای نشریه خود، ستون و یا صفحه ای را برای تجزیه و تحلیل فنی – علمی و یا برای ارایه دلایل و راههای مبارزه با آلودگی شهرها اختصاص بدهند و یا از مقالات صاحب نظران در آن ستون خود درج بکنند و یا روسای دانشگاه های و اساتید محترم دانشگاه هم باید احساس مسوولیت بیشتری در مورد امور زندگی مردم ایران کرده و با احساس مسوولیت لازم در مورد نحوه صرف کردن بودجه دانشگاه های کشور احساس مسوولیت ملی - دینی کرده و بخشی از صرف کردن این بودجه خود را و یا مدیریت اجرایی – علمی پژوهش های فنی و علمی خود را اختصاص به پژوهش های مبارزه با الودگی هوای شهرها بدهند و یا از بسیاری از پروژه ها و یا سمینارهای بیهوده و امور فرهنگی بیهوده دانشگاه ها کاسته و به فکر پروژه هایی باشند که در صدد نجات جان مردم ایران از چنگال انواع معضلات اجتماعی نظیر آلودگی هوا و آب و غیره است و در این راه بخشی از اموال ملت ایران را که به صورت امانت اداری در اختیار ادارات آن هاست و یا دانشگاه های آن ها گذاشته شده است صرف مسایلی بکنند که به تامین و بهبود وضعیت جانی و شهری اکثریت ملت ایران منجر بشود تا مشمول آن نوع از آیات قرآن نشوند که قرآن سپردن این نوع اموال عمومی را به آنان حرام می داند و لذا باید قادر به تشخیص اولویت های زندگی مردم ایران از غیر اولویت ها باشند و به ویژه به اولویت های پایتخت و شهر مرکزی ایرانیان فکر بکنند زیرا هر ایرانی که عرق ملی به پایتخت ایران نداشته باشد مسلما نمی تواند عرق ملی در مورد سایر نقاط ایران هم از خود نشان بدهد، چرا که عدم مبارزه با آلودگی هوای تهران از راه تدابیر علمی و فنی و نوشتاری و تصویر سازانه و یا انواع کمک های دیگر مردمی و غیره علاوه از به خطر انداختن جان میلیون ها جوان و کودک و پیرمرد این شهر بزرگ ایرانی، مال و جان و ملک و دکان و کسب کار و مشاغل میلیون ها نفر از مردم ایران را که در این شهر ساکن هستند به خطر خواهد انداخت و یا سرمایه های ملی ملت ایران را به خطر خواهد انداخت که از دویست سال قبل با تریلیون ها سرمایه گذاری در این شهر انباشت اقتصادی کرده اند و لذا عدم مبارزه با آلودگی هوای تهران و شهرهای دیگر باعث نابودی بخش های مهمی از سرمایه گذاری ملی – شهری ایرانیان خواهد شد و یا به جان میلیون ها کودک و پیر مرد و بزرگ و کوچک این شهر بر اثر سکته قلبی و یا عوارض دیگر ناشی از آلودگی هوا صدمه خواهد رساند.

چراآلودگی هوایش طوری  است  که نظیر خمره ا ی  که مردمش را درآن بیندازند واز بالا یش دود  به آن بدهند که در معرض انقراض دسته جمعی قرار بگیرند زیرااغلب کاخانجاتش در جنوب غربی قرار دارند ودود غلیظ صدها هواپیمای روزانه که از سه فرودگاه عادی و نظامی که بر زمین مینشیند  و ودود سه میلیون ماشین شخصی و باربری وچند میلیون موتور وبخاریهاخانگی  وبادی که از جنوب غربیاش میوزد    ودر شمال آن هم بلندترین قلل البز زیعنی توچال  وکلک چال  است که مانع  مانع خروج آن میشود  و یانفع پرستی مدیران خودرو سازی

هاونمایشگاههای فروش انها  وفقر سواد پزشکان ومدیران مطبوعات ورسانه ها برمشکل آنان میافزاید

و چند هزار میلیارد مواد آللاینده را در این شهر  انبوه کرده است