تقسیم کاردرون گروهی وبرون گروهی در شهرهای ایران- دکتر محمد خالقی مقدم
تقسیم کاردرون گروهی وبرون گروهی در شهرهای ایران
از:دکتر محمد خالقی مقدم
بر خلاف تقسیم کار درشهرهای کنونی ایران، که مشاغلش در تمامیت حود ،یکنوع تقسیم کار برون گروهی ناکارآمد است ،نحوه تقسیم کار در شهرهای قدیمی ایران، تلفیقی از تقسیم کاردرون گروهی و تقسیم کار برون گروهی بودو تقسیم کاردرون گروهی ، یکنوع تقسیم کاراعضای یک گروه خانوادگی برای تامین مایحتاج خانوادگی خود جهت زیست خودکفایانه تولیدخانگی بود وپس از آنکه مطمین شدند که برای بقای زیست خانواده مازاد تولید هم دارند آنگاه به سوی تقسیم کاربرون گروهی کشیده شده و یابه تاسیس کارگاه شهری وداد وستد با دیگران می پرداختند و مثلادر تقسیم کار خانکی ، به تولید فرش خانگی برای انداختن در منزل ویا برای تهیه جهیزیه دخترانشان ویا به تولید پنیر خانگی ولبنیات وترشی خانگی ومیوه خانگی درحیاط منزل خود ویا به سپردن نگهداری طفل خود ویا پدر بزرگ خود به فرزند دیگرشان در خانه، و بجای سپردن او به مهد کودک محله ویا به خانه سالمندان محله ویا در تهیه کفش وجوراب خانگی ونان خانگی خود بجای خریدن آن از کفاش محله وجوراب فروش محله و یانانوای محله ویا در تامین آموزش فرزندان خود با سپردن تعلیم او به افراد باسواد خانه اشان، بجای سپردنش به مدرسه محله واز همین رو نیازی به ستاد ا شتغال دولت و یااستاندار ی و یا وموسسات کار آفرین نداشتند و لذا زمانی داد وستد برون گروهی میان دو خانواده انجام می گرفت که قیمت محصول ویا کیفیت و یامرغوبیت محصول، عادلانه ومناسب باشد وبهمین دلیل نظام داد وستد پوتلاچ و بر خلاف تصور مردم شناسان آمریکایی تنها در میان سرخپوستان آمریکایی نبود وبلکه تا سال 1342ش اضافه کشیدن جنس ترازو به نفع خریدار شهری، در شهرهای ایران هم رایج بود ولذاتقسیم کار خانگی ، قرنها مشکلاتشان را حل می کرد وتا عصر سرمایه داری ، که دورکیم بنفع آنان کتاب تقسیم کارش را نوشت، اعتمادی به تقسیم کاربرون دیگران نداشتند که حتما به نفعشان عمل خواهند کرد یانه ؟ واین سپردن وظایف اعضای خانوادگی خود به دیگران را سرمایه داری در رفتارهای آنان رخنه داد وامروزه تقسیم کار مشاغل شهرهای ایران یک نوع تقسیم کار بی مسئولیت و نا کارآمد است چرا که نانوای محله ،حتی بعد از خصوصی شدن وگران شدن نان هم احساس مسئولیتی در مورد خمیر وا بودن ویا نانوا بودن خود برای دیگران ندارد ویادر ازای پول گزاف آنان ندارد ولذا خمیرداغ وتوام باجوش شیرین و یابا وزن کم وبابخار داغ را درنایلون چیده وبرای سود رساندن به بقال محل هم که جواز فروش نانوایی را ندارد به او میدهد تا اوهم بعد از سود کردنش، نان داغ کپک زده در نایلون را به دیگران بفروشد و یادر تقسیم کاربرون گروهی بی مسئولیت وناکارآمد با دیگران، کارمند وزارت بهداشت ویا اداره نظارت غله وآرد ویا رئیس اتخادیه هم کاری به نحوه فعالیت او ندارد ویا در مکانیزم مرغ هورمونی وشیر توام با شیر خشک ویا با مخلوط آب ، معلوم نیست که وظیفه اداره دامپزشکی و ِیاکارمند اداره استاندارد در ازای حقوقی که می گیرد در قبال مردم شهر چیست؟ ودر حالی که نص دهها آیه قرآن در مورد گرانفروشی وکم فروشی ومعیوب فروشی است ویا با نص آیه قران در مورد تجارت و یاداد وستد بین دونفر وبا حرف لا در اول جمله وبمعنی اینکه هیچگونه معامله بین دونفر نشود، مگر آنکه فقط با رضایت آن دو که بدون رضایتشان حرام میداند ( نص آیه لا تکونوا تجاره الا عن تراض) ولذا به نقش ویا به مهر تایید ویا آرم وزارت بهداشت یا دامپزشکی ویا اداره غله جواز دینی قا ئل نیست که کسی فکر بکند که ضرورت تاسیس این ادارات را بهر قیمت قران تایید میکند/ و یا درآیه لا تاکلوا اموالکم بینکم بالبا طل ان تدلوا الی الحکام ، از انان به عنوان حکام اداری ، یاد میکند که به اکل مال باطل وحرام یکی، توسط دیگری را کمک میکنند وبعلاوه در تقسیم کار برون گروهی شهری هم، به عملکرد شهرسازان ومعماران ونظام مهندسی اعتماد نداشتند وبهمین دلیل هم طراحی درون منزل خود را خود طوری انجام میدادند که بجای نشستن در آپارتمان شهری و بر اساس تشخیص یک شهرساز طرا ح، در منزلش انواع طراحیهای فضای تولید خانگی داشته باشند تا احیانا اگر در شهر شان قحطی باشد ویا بیکاری مزمن باشد ویا نظیر شهرهای گذشته ایران قلعه های شهر در محاصره دشمن باشد ویا تحریم امروزی باشند با استفاده از فضاهای منزل خود به تهیه خوراک خانگی بپردازد تا زنده بماند و یابه عملکرد شوراهای شهر که به او رای داده است اعتماد نداشت که در کمیسون اصل 100 با گرفتتن پول کلان اورا به آپارتمان نشینی گران وا میدارد ودر آن قسمت از فضاها حیاط کهنه منزلش را که تفکیک کرده وبه خیابان وکوچه وپارک شهرداری تبدیل نموده است و بر خلاف شهرهای قدیمی ایران ، بجای کاشت درختان میوه ویا با گرفتن عوارض سالیانه منزلش ، میلیونها درخت بی ثمر اقاقیا ویا زبان کنجشک بکارد تا مجبور باشد که یک میلیون تومان هم پول به یک راننده کامیون بدهد تا از شهر دیگر برایش گیلاس و زرد آلو بیاورند
این وبلاگ شامل :