نحوه دوام ساختار اقتصادی شهرهای کنونی ایران

دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس شهری

ساختار اقتصادی شهرهای کنونی ایران ، ونحوه دوام و یا عدم دوام پایدار این ساختارهای شهری به نحوه مناسبات اجتماعی میان طبقات مختلف ساکن در شهرهای ایران بر می گردد که شیوه تقسیم کار  آن شهر و یا شیوه رشد مشاغل آن شهر و یا چگونگی مغازه های آن شهر ویا نحوه نهادینه شدن مؤسسات  و ادارات شهری را با نظام روابط ما بین طبقات و خرده طبقات خود تعیین می کنند ، ولذا نحوه گرایشات این طبقات شهری ، ساختار فیزیکی و کالبدشهری آن شهرها را هم بوجود می آورد و مثلاً آپارتمان سازی شهر های کنونی ایران ، براساس منافع اقشار بانکی ویا اقشار پیمانکار ساختمانی و یا براساس نحوه منافع خریداران آن آپارتمان ها شکل میگیرد ولی متأسفانه ، سطحی نگری معماران و شهرسازان ، که معلومات اندکی به تاریخ سیاسی شهرها و یا جامعه شناسی شهری دارند و یا معلوماتشان صرفاً مربوط به شناخت شکل و مصالح ساختمان و بناست و یا مربوط به نحوه شکل گیری کوچه و خیابان و بازار است و صرفاً از این راه ، به تعبیر و تفسیر شهرهای ایران در رسانه های می پردازند ، باعث سطحی نگری و عدم شناخت مردم ایران از ساختار شهری شده است و به عبارت دیگر ساختار شهری ، نظیر استخوان بندی و اسکلت بندی و یا شالوده گذاری شکل گیری آن شهر است که بواسطه آن نوع استخوان بندی خود تمام اجزا و عناصر آن شهر نظیر اندام های یک بدن و یا دست و پا به همدیگر می چسبد ولی چفت و بست این ساختار شهری به نحوه روابط مناسب ویا عدم روابط مناسب طبقات شهری و یا خرده طبقات شهری بستگی دارد و همان طور که اگر یک اسکلت بندی ساختمان آجری هم ساختارش خوب طراحی نشود ویا اسلکت بندی اش خوب به هم جوش نخورد بر اثر فشار وزن و یا کشش نامتوازن برخی از قسمت هایش توازن و تعادل تقسیم وزن ها بر روی پایه های ساختمانی به هم ریخته و با عدم تعادل در اجزای ساختار فرو می ریزد وساختار اقتصاد شهری نیز چنین است که نحوه تعادل ساختاری آن شهر به نحوه روابط طبقات و یا خرده طبقات آن شهر دارد که مابین خود یک نوع وفاق گروهی و زیست جمعی در آن شهر بوجود می آورند و با به هم خوردن تعادل میان گروه بندی هایشان این وفاق جمعی به هم می ریزد و به همین دلیل وقتی دین اسلام متذکر می شود که گرانفروشی نکنید و در تعدادی از آیات قرآن گرانفروشی را حرام می داند و یا در آیه ی دیگرش حرمت گرانفروشی را به 3000سال تاریخ شهر در شهر مدین می رساند که حضرت شعیب در شهر مدین به آنها متذکر می شود که گرانفروشی نکنید ، فلسفه این نوع وفاق جمعی شهری را بیان می کند و یا وقتی عده ای از مشاغل شهری ، نظیر نمایشگاه های اتومبیل و غیره و صرفاً برای سود جویی شغلی خود ، به افزودن ماشین های سواری آن شهر اقدام کرده و یا باعث آلوده کردن بیش از حد هوای آن شهرها می شوند که عمر هر سکنه آن شهری را هشت سال کوتاه می کند دیگر توجه ندارند که از این طریق تنها امکان زیست گروهی شهری مردم آن ناحیه با یکدیگر به خطرمی اندازند و از این راه وفاق جمعی زندگی مسالمت آمیز آنان در کنار یکدیگر را به خطر می افتد و اینجانب در مقاله ام ، به نام «فقدان تئوری دولت، عامل بحران در جوامع سرمایه داری» متذکر شده ام که چگونه دولتهای وابسته به جامعه سرمایه داری نظیر لیبی،عراق ، یمن و افغانستان وسوریه و غیره چگونه با از دست دادن وفاق جمعی خود نسبت به دولتهایشان علاوه از متزلزل شدن ساختار دولتی جامعه شان ، ساختار شهرهایشان را نیز به ویرانی کشیده اند و یا در جوامع اروپایی هم ، همین عدم وفاق جمعی در سیاست های اتخاذی دولت ، باعث درگیری ها و تظاهرات خیابانی میلیونی شده است.

آری روابط طبقات شهری با یکدیگر به میزان سازگاری و یا عدم سازگاری منافع آنان با یکدیگر ربط دارد و این ساختار شهری در جوامع جدید جهان به شدت متزلزل شده است و در حالی که در جوامع شهری گذشته ایران به شدت پایدار بود و از جمله ساختار شهرهای مزبور از 2500-3000 سال قبل تا سال 1342 شمسی که ساختار شهری دوران فئودالیته را داشتند به شدت پایدار بود زیرا روابط طبقات اجتماعی آن شهرها کمتر تنش اجتماعی داشت و اگر هم یکنوع ویرانی و یا تخریبی در شهرهای  مزبور وقوع می یافت نه براساس تنش های درون شهری و بلکه براثر حمله اقوام دیگر به آن شهر اتفاق می افتاد که با رفع معضل مزبور دوباره ساختار اقتصادی همان شهر با استحکام تمام به ادامه زندگی خود و ترمیم سابق خود می پرداخت ولی امروزه به دلیل برنامه ریزی های نامناسب صنعتی و شغلی و عمرانی میزان تعارض و تضاد منافع اقشار مختلف شهری با یکدیگر بالا می رود و این تعارض ها در جوامع شهری کنونی ایران که 72 درصد تنه ی اصلی جامعه را هم تشکیل می دهند امروزه به شدت ملموس و قابل مشاهده است و از  جمله اختلاف نظرها در مورد گرانی ها و یا در هزینه سنگین خرید آپارتمان و یا نحوه بیکاری شهری و غیره و در حالی که در شهرهای گذشته ایران به دلیل 5 فاکتور ذیل میزان تنش های درون شهری بسیار اندک بود  و این فاکتورها به شرح ذیل است :

1-    نحوه روابط اجتماعی مسالمت آمیز طبقات و خرده طبقات ساکن در شهرهای قدیمی ایران

2-    نحوه روابط منطقی بین تقسیم کار درون گروهی (ناشی از تقسیم کار درون گروهی خانوادگی)و  آمیختن مناسب آن با تقسیم کار برون گروهی شهری (تقسیم کار کارگاه های شهری و برون خانواده)

3-    به نحوه روابط منطقی توازن بین بودجه دولتی و بودجه خانواده شهری که روابط مابین دولت و خانواده ها را در آن شهرها متعادل نگه می داشت .

4-    به نحوه روابط و مناسبات داد و ستدهای عادلانه آن شهر با یکدیگر که از راه رضایت معامله و داد و ستد با یکدیگر میزان وفاق جمعی آنها به هم نمی ریخت.

5-    به نحوه روابط منطقی میان نیازمندی های آن شهروندان با کارکرد نهادهای اداری – اقتصادی – صنعتی آن شهر که کارکردهایش حتماً نیازهای شهروندان مزبور را برآورده می ساخت ونظیر امروز بسیاری از نهادهای اداری و اقتصادی غیرضروری نبود که بی تفاوت با نیازمندیهای شهری آنان باشد و به همین دلیل این نوع نهادهای زاید اداری – مالی در شهرهای گذشته ایران وجود نداشته و صرفاً از زمانی که جامعه ایرانی وارد فاز اقتصادی سرمایه داری شده است این نهادهای زاید شهری شکل گرفته اند و از این رو مبادا تصور شود که طبقات شهری گذشته ایران این نوع نهادهای اداری را نمی شناختند و یا عدم اطلاعات آنان منجر به آفریده نشدن این نوع دوایر در گذشته می شد و یا قبلاً به ضرورت و کارکردهای آنان پی نبرده بودند و صرفاً از اختراعات اجتماعی – علمی جامعه جدید می باشد و در پاسخ باید بگویم که چنین نبوده و بلکه خود نمی خواستند در شهرهایشان چنین تشکیلات اداری – مالی جدید بسازند.

 زیرا براثر یک رشته تجارب اجتماعی و یا تجارب سیاسی و یا تجارب تاریخی دریافته بودند که چگونه منافع و مضارّ زندگی در کنار همدیگر را دریابند و آنرا در شیوه معیشت اقتصاد فئودالی (اقتصادناشی از زمین داری) پیاده کنند تا از این طریق تنش های شهری آنان کمتر گردد و براثر این نوع از تجارب اجتماعی خود ، یک رشته عرف و سنن اجتماعی و نظام حقوقی در روابط میان طبقات شهری بوجود آورده بودند که جامعه شناسان آن را «شیوه معیشت اجتماعی پایدار» می دانند که از یک تغییر دولت به دولت دیگر و یا حتی با تغییر مذاهب آن جامعه نیز این شیوه معیشت و اسلوب اجتماعی آنان دگرگون نمی شد و همانطور که مک ایور هم در کتاب «حامغه و حکومت خود» متذکرشده است ،سیاستهای اجتماعی آنان در برخورد با یکدیگر طوری بود که در عین حال که جامعه ایران دارای طبقات اجتماعی بود ولی طبقاتی بودن آن باعث درگیری اجتماعی نمی گردید و بلکه تنها از طبقاتی شدن دولتهاست که درگیریهای اجتماعی ویا ستیز اجتماعی بوجود می آید و همانطور که مک ایور هم با کشیدن دوایر متقاطع در کتاب خود نشان داده است که دایره های مختلف سه گروه بندی1- دولت ، 2- طبقات زمین دار،3- خرده طبقات حرفه مند شهرها در جامعه گذشته ایران به صورت سه دایره مختلف متقاطع با یکدیگر عمل می کردند که در برخی از قسمت های آن دوایر ، منافع متحد با یکدیگر داشته و در قسمت های دیگر دوایر متقاطع مزبور از هم دیگر جدا بودند و طوری عمل نمی کردند که هر سه دایره دولت و طبقات زمین دار و خرده طبقات شهری چنان با یکدیگر عجین و ادغام گردند که به جای ساختن سه دایره متقاطع مختلف، هر سه به یک دایره واحد اجتماعی تبدیل گردند و از این طریق ستیز طبقاتی آنان که به نام طبقاتی شدن دولت هست شکل می گیرد .

وبرای تشریح جامعه شناختی پدیده مزبور باید بگویم که در جوامع شهری گذشته ایران طیفهای سه گروه بندی مزبور همگی در شهرهای ایران زندگی می کردند (نه در روستاها) یعنی 1- اقشار مختلف مربوط به دولت (شامل شاهان و حکّام محلی و فرمانداران و والیان شهرها و داروغه ها و غیره) 2- و اقشار خانهای زمین دار که شیوه تولید زراعت و باغداری و دامداری را در روستاها و مناطق اطراف شهرها اداره می کردند ولی خود ترجیح می دادند که در شهرها ساکن گردند زیرا به دلیل پاکیزه بودن فضای شهر نسبت به روستاها و یا بدلیل فرهنگ بالای مکان های شهری ، ترجیح می دادند که منازل خانی خود را در روستاها نسازند و بلکه  در خود شهرها مستقر کنند .3- قشربندی سوم جامعه ایرانی،که اقشار حرفه ای و صنعتگر متوسط شهری بودند و در شهرها به ساختن ابزار آلات زراعی وصنعتی مایحتاج اقتصاد روستاها می پرداختند که اینجانب در مقاله ام به  نام « پروسه روابط اجتماعی شهر و روستا » به آن اشاره کرده ام و هر چند این قشربندی سوم نیز نظیر خانهای زمین دار مالک ابزارهای تولید بزرگ و یا املاک بزرگ و یا کارگاههای بزرگ نبودند که به آنان« بزرگ مالک » بگویند ودر عوض خرده مالک به حساب می آمدند که اصطلاح اروپایی آن خرده بورژوازی می باشد وبه عبارت دیگر در ازای زحمت کشیدن حرفه ای خود به آسانی در همان شهرها مالک منزل و مغازه خود می شدند و نظیر رعیت روستایی نبودند که خرده مالک هم نباشند و در نتیجه این سه گروه بندی مختلف شهری، هرچند از نظر طبقاتی با یکدیگر متفاوت بودند ولی هیچوقت سازوکار اجتماعی خاصی بوجود نمی آوردند که از اقتدار سیاسی خود و یا از اقتدار ونفوذ محلی خود سوء استفاده کرده و طبقه و یا خرده طبقه دیگر را به نفع طبقه خود منحل بکنند و مثلاً خانهای زمین دار که صاحب اقتدار سیاسی بودند می توانستند از اقتدار سیاسی خود در اداره جامعه استفاده کرده و نظیر جوامع سرمایه داری امروز و نظیر قشر 99 درصد اروپا در برابر اقشار بانکی آنها هم با اختراع نهاد اجتماعی – اداری انحصار مسکن و شهرسازی ویا اداره زمین شهری و یا اصل 100 کمیسیون شهرداری و شوراهای شهر را بدست بگیرند و از این طریق از مالک منزل شدن دیگر طبقات متوسط شهری  جلوگیری نمایند و یا با شگردهای اداری مختلف از خرده مالک شدن صنعتگران شهری جلوگیری نموده و بسیاری از آنان را در کارگاه های سلطنتی وابسته به شاهان به جای طبقات متوسط شهری به طبقات کارگر شهری تبدیل بکنند ولی هیچوقت چنین سیاستهایی را اتخاذ نمی کردند که نظیر جامعه امروزی اروپا هرنوع طبقه متوسط شهری و مقام و منزلت و شأن آنان را به هم بریزند و حتی خانهای زمین دار حق منزل رعیت در دهات را هم جزء حقوق فئودالی خود نمی دانستند که به عنوان پروانه ساختمان و غیره مانع آن شوند که آنها در زمین های زراعی خود خان هم به ساختن منزل برای خود و یا برای فرزندانش نپردازد و این نوع حق منزل برای رعایا را جز حقوق اربابی تولید زراعی خود نمی دانستند وبلکه حق سکونت رعیت را خارج از حقوق اربابی خود قلمداد می نمودند و از این رو هیچکدام از این سه گروه بندی اجتماعی نظیر جامعه امروزین سرمایه داری، طبقه متوسط شهری را از بین نبرده بودند و با قائل شدن به حریم حقوقی خرده مالکی ومنزلت وشأن برای طبقات متوسط شهری باعث دوام خانواده های شهری گذشته ایران و حتی باعث دوام خانواده در جامعه فئودالی می گردیدند که علاوه از بهره مندی آسان از منزل در شهرها و روستاها آنها از انواع فعالیتهای اعضای خانواده خود نیز برای تداوم زندگی استفاده کرده و در نتیجه ساختار خانواده در جامعه فئودالی قوی تر از ساختار خانواده در جامعه سرمایه داری بود و یا بودجه خانوارها نیز بدلیل استفاده از تقسیم کار درون خانوادگی ایشان کاملاً در بودجه ریزی های دولتی و تصمیم گیری برای آن بودجه منهدم نمی گردید و به همین دلیل طبقه متوسط در جامعه گذشته شهرهای ایران وجود داشت و آنها علاوه از داشتن مالکیت خرد خویش برای منزل و مغازه یک نوع حقوق منزلت اجتماعی و شأن اجتماعی هم داشتند و به عبارت دیگر انتخاب رؤسای صنف در شهرهای گذشته ایران نظیر انتخاب رؤسای اتحادیه های صنفی در شهرهای اروپایی نبود که انتصابی و از سوی دولت باشدو بلکه بصورت یک شأن اجتماعی که ناشی از لیاقت و شخصیت و میزان حرفه مندی آنان بود اغلب از طریق انتخابات درون صنفی و درون محله ای انجام می گرفت و به میزان محبوبیتشان در اداره مناسب صنف و یا اداره مناسب محله و اداره مناسب مسجد محله به ریاست و مدیریت آن انتخاب می شدند و طبقات بالای زمین دار و یا شاهان و داروغه های جامعه نیز در این امر دخالت نمی کردند و حتی در روستاها هم انتخاب کدخداها که یک نوع طبقه متوسط روستایی بودند توسط خان انجام نمی گرفت و بلکه به میزان محبوبیت و تجربه کاری و معلومات همان کدخداها بستگی داشت و از سوی دیگر در روابط میان خان های سیاسی (یعنی شاهان وحکام محلی و منطقه ای ) و خانهای اقتصادی جامعه (یعنی خانهای زمین دار اقتصادی ) هم روابط اجتماعی ویژه ای حاکم بود که در تمام ادوار سیاسی ایران این روابط پایدار شیوه معیشت فئودالی رعایت می شد و به عبارت دیگر با تغییر ساختار دولت از یک دولت به دولت دیگر مثل سلجوقی به دولت دیگر نظیر دولت مغول و یا تیموری و غیره این ساختار معیشت اجتماعی عوض نمی شد و بلکه دوباره همان شیوه معیشت دولت سابق تا سال 1342 که اصلاحات ارضی شد دوام داشت وحتی با تغیر مذهب زرتشتی مردم ایران به مذهب اسلام نیز این شیوه معیشت اجتماعی  همچنان در دولت های اسلامی نیز رعایت می شد به عبارت دیگر دوگروه بندی اجتماعی، خانهای سیاسی و خان های زمین دار به عنوان دو عنصر سازنده دو نهاد اجتماعی جامعه ،در کنش متقابل اجتماعی با یکدیگر بودند و به عبارت دیگر دو نهاد مستقل نهاد سیاسی دولت و نهاد اقتصادی جامعه را بوجود می آوردند و هیچ کدام در آن شیوه معیشت ترجیح نمی دادند که  در همدیگر ادغام سیاسی – اجتماعی شده و از دو دایره متقاطع جامعه  با یکدیگر به یک دایره واحد اجتماعی تبدیل گردند و به همین دلیل تمامی مستندات تاریخی ایران و در همه ادوار سیاسی اش این پدیده اجتماعی را نشان می دهد  که شاهان ایران ترجیح می دادند تنها کارکرد سیاسی-نظامی صرف داشته باشند و از دخالت در امور اقتصادی زمین داری جامعه بپرهیزند زیرا به تجربه دریافته بودند که اگر بخواهند از سازوکار قدرت سیاسی خود سوء استفاده بکنند و به سلب مالکیت تعدادی از خان های زمین دار بپردازند نتایج خوبی برایشان نخواهد داشت زیرا به تجربه دریافته بودند که اگر بخواهند به سلب مالکیت از آنان بپردازند و اداره آن را به افراد زیر دست خود بدهند هزینه اداره و دردسرهای آن زمین ها برایشان بیشتر شده و از عهده آن برنمی آیند و به همین دلیل به هنگام قدرت گیری سیاسی خود این نوع خانهای زمین دار را منقرض نمی کردند و بلکه ترجیح می دادند که تنها عواید مالیات زمین داری از زمین های آنها گرفته و خود تنها نگه دارنده ارتش و حفظ نظم شهرها و تأمین هزینه های قلعه  های شهری  و تأمین داروغه های شهری را به عهده بگیرند و لذا تئوری سیاسی سنتی گذشته آنها از مفهوم دولت جدایی دولت از نظام اقتصادی بود و تنها سعی می کردند که دولت کارکرد سیاسی داشته باشد و به مسائل اقتصادی جامعه نپردازد و برعکس خانهای زمین دار هم ترجیح می دادند به جای آن که خود به نگه داری ارتش برای امنیت اراضی زراعی خود بپردازند این وظیفه و فونکسیون اجتماعی را به عهده نهاد سیاسی دولت گذاشته و در ازای آن امنیت اراضی خود مقداری از عواید زمین های زراعی خود را به شاهان و حکام محلی آنان بدهند و از این طریق با مالیات مزبور نیز آنان به اداره شهرها و تعداد محدود کارمندان آن و تأمین بودجه نظامی ارتشیان خود می پرداختند و احیاناً اگر برخی از شاهان هم که می خواستند علاوه از وظیفه سیاسی خود در قبال جامعه نظیر خانهای دیگر جامعه اش زمین داری هم بکنند و به عنوان یک خان، در کنار خانهای دیگر زمین دار جامعه ، خزانه خصوصی برای خودش تشکیل می دادند و در کنار خزانه عمومی دولت که صرف نگه داری ارتش و برخی امور اداره  شهری می شد خزانه خصوصی آنها که از برخی از املاک  شاهی و کارگاه های شاهی تأمین می شدصرف رفاه دربار و یا مجلل کردن کاخش می گردید و به همین دلیل همیشه در تاریخ ایران گاهی شاهان هم دو نوع خزانه عمومی و خزانه خصوصی داشتند که آنها را با یکدیگر مخلوط نمی کردند و از این راه یک نوع همزیستی مسالمت آمیز سه طبقه  و خرده طبقات شهری هم در کنار همدیگر بوجود می آمد و از پروسه های اجتماعی پیوسته جامعه که شامل همانندی شهری و همکاری شهری و سازگاری و ائتلاف شهری با یکدیگر بود به پروسه اجتماعی گسسته از هم، یعنی رقابت شهری و یا تعارض شهری و ستیز شهری نظیر شهرهای کنونی اروپا و جوامع خاور میانه تبدیل نمی گردید .