بحران سیاسی در فهم متضاد دولتها و ملتهای جهان از مفهوم تولید ملی

دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس

هر چند نظام سرمایه داری جهان با صنعتی کردن جوامع مختلف دنیا، مشغول جهانی سازی است ولی میان جهانی سازی صنعت،با جهانی سازی نظام اجتماعی،تفاوت اجتماعی از زمین تا آسمان است،چرا که سرمایه داری جهان،به همان اندازه که به صنعتی کردن این نوع جوامع پرداخته است،ولی هنوز نتوانسته که یک نوع ائدئولوژی فرهنک تولیدی در میان این ملل مختلف بوجود آورد و یا در آنان اندیشه هایی راجع به نحوه تولید و یا شکل بهینه تولید بوجود آورد و یا در میان اقشار فرهنگی این جامعه ها سرمایگذاری کند تا به مسئله مزبوربپردازند ویا سرمایه گذاری های لازم برای ایجاد فرهنگ جوامع مزبور بوجود آورد چرا که برای شرکتهای بزرگ جهانی ویا کارتل های جهانی امروزه مسئله پول درآوردن مهمتر از مسئله فرهنگی مزبور است و به همین دلیل هم برای صنعتی کردن جوامع مزبور،مجبور به استفاده از ائدئولوژی های گوناگون دولتهای میزبان خود شده است . تا از راه مکانیزم آن ایدئولوژی دولتهای میزبان مردم جوامع مزبور را به تطابق صنعتی با سرمایگذاری های خود بکشاند و مثلا با تکیه (به ایدئولوژی های نظام سلطنتی در جوامع عربستان و کویت و بحرین و غیره ) و یا با تکیه (به ایدئولوژی های احزاب لیبرال در جوامع اروپایی و آمریکا و کانادا و استرالیا)و یا با تکیه (به ایدئولوژی های کمونستی در جوامع چین و روسیه و ...آسیا و در حالی که امروزه اغلب کارخانجات مهم سرمایه داری آمریکا در خاک آمریکا نیستند و بلکه در خاک چین مستقر شده  اندو یا صنایع مهم اسلحه سازی وتسلیحات سنگین و موشک سازی خود را در روسیه مستقر کرده است ولی به نام این ملل می خواند) و یا با تکیه به ایدئولوژی های ناسیونالیستی در جوامع ژاپنی و آلمان (و مثلا با نامیدن صنایع آمریکایی خود به نام صنعت ژاپنی میتسوبیشی و یا سوزوکی و یا توشیبا ژاپنی و یا سامسونگ کره و یا به نامهای بنز آلمان و یا کارخانه بایر آلمان) و یا با تکیه( به ایدئولوژی های روستایان سرخ پوست آمریکای لاتین به نام چاوز و یا رهبر کوبا)

و گرچه امروزه اکثریت مردم کشورهای جهان به مدت پنجاه الی صد سال است که از درون اقتصاد جامعه فئودالی گذشته کنده شده اند که در آن شیوه معیشت با نظام فرهنگی خاص به زراعت و یا دامداری و یا باغداری می پرداختند و امروزه مجبور شده اند که با مکانیزم های شرطی سازی و مأنوس سازی صنعتی سرمایه دارانه و از کانال دولتهای تحت نفوذ سرمایه داری به معیشت صنعتی جدید روی آورند و در این راستا  ی جدیداز مکانیزم پول و تجارت و بانک و سرمایه گذاری و صنعت برای معیشت خود استفاده بکنند ولی این آموزشها با شرطی سازی دولتی اجباری آنان  انجام گردیده و لذا با فرهنگ پذیری درونی و جامعه پذیری درونی آنان همراه نیست.

و به همین دلیل  هم صنعتی شدن اجباری مزبور بدون اینکه با مبانی فرهنگی درونی شدن آنان همراه گردد امروزه چالشهای مهم سیاسی در جوامع مختلف جهان به راه انداخته است و از جمله در جوامع یونان و اسپانیا و ایتالیا و فرانسه و غیره و یا در جوامع مصر و تونس و لیبی و یمن و بحرین و عراق و سوریه و افغانستان و غیره و در آینده نزدیک هم به جوامع جنوب شرقی آسیا کشیده خواهد شد و این چالشهای سیاسی تظاهرات خیابانی به خاطر آن است که ملل مزبور تعریفی که از صنعتی کردن خود دارند با تعریفی که دولتهای آنان از صنعتی کردنشان ابراز می دارد تفاوت دیدگاه فرهنگی دارند و با آنکه هم ملتهای مزبور و هم دولتهای مزبور هر دو متعلق به جامعه واحدی هستند و به همین دلیل ادعا می کنند که از یک فرهنگ مشترک برخوردارند ولی در مورد نحوه صنعتی شدن خودشان اشتراک فرهنگی نمی توانند پیدا بنمایند چرا که نگرشهای فرهنگی ملل مزبور با نگرشها و ایستارهای دولتهای آنان در نگاه کردن به منافع صنعتی کردن خودشان متفاوت است .

زیرا نگرش ها و زاویه دیدها باعث شکاف فرهنگی می شوند زیرا همان طوری که از کلمه زاویه دید برمی آید طرز نگرش به یک پدیده واحد فرهنگی نظیر پدیده صنعتی کردن و یا مصرف صنعتی و یا توزیع صنعتی بر اساس دو گونه منافع زیر مجموعه کادر دولتی و  یا  بر اساس منافع زیر مجموعه اعضای ملت به دو  گونه فرهنگ متضاد و با دو زاویه دید متقابل تقسیم می شود و از این راه مانع فرهنگ پذیریهای لازم آنان  وبرای صنعتی شدن جهان می گردد و گاهی هم با طوفانها و سیل ها و حوادث طبیعی ناشی از تخریب محیط زیست  وبخاطر ناهمگونی های صنعتی،مجموعه سرمایه های جوامع آمریکا و ایتالیا و چین و جنوب شرقی آسیا و غیره به معرض نابودی کشیده می شود و لذا امروزه فونکسیونهای منفی صنعتی شدن جوامع جهان،از فونکسیونهای مثبت آن بیشتر شده است و این امر منجر به بحرانهای سیاسی در جوامع فرانسه و اسپانیا و یونان و مصر و لیبی و جوامع دیگر شده است