مطبوعات و رسانه های ایران ، چگونه بر مشکلات سیاسی جامعه می افزایند؟-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه ش
مطبوعات و رسانه های ایران ، چگونه بر مشکلات سیاسی جامعه می افزایند؟
از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس
ورود رفاقتی و رانتی به دنیای مطبوعات و رسانه ها و یا عدم تحصیلکردگی واقعی و عدم حرفه ورزی عمیق در حرفه ی خبرنگاری و یا در تهیه گزارش ها و رپرتاژ ها و یا در سردبیری نشریات و یا در دنیای تولید فیلم و سریال سازی ها و کارگردانی و فیلمنامه نویسی و مستند سازی ها و بعلاوه الکترونیکی کردن و کامپیوتری کردن ويا دیجیتالی کردن سریع و برق آسای خبرگزاری ها و نشریات ایرانی و یا فیلم های خبری مزبور ، سه مشکل خطر آفرین عمده ای هستند که باعث نابودی تمامی کارکردهای اجتماعی دنیای مطبوعات و رسانه ها می شوند و از این طریق منجر به مشکلات سیاسی- اجتماعی جامعه ایران خواهند شد و در مقاله ذیل به این مکانیسم های خطرآفرین و یا آسیب شناسانه ی آنها خواهم پرداخت.
لازم به ذکر می دانم ، همانطوری که در علم زیست شناسی هم معنی و مفهوم کارکرد و یا فونکسیون اندام های زیستی در یک بدن انسان برای بقاء آن بدن لازم است که فرضاً کارکرد اندام چشم درارگانيزم بدن برای حفظ بقیه ی اندام هاست و فرضاً از طریق مکانیسم و کارکرد دیده بانی چشم باعث می شود که بقیه ی اعضای بدن از سقوط به کانال آب و شکستن دست و پایش برحذر بماند و یا مانع آن شود که سنگی از بالای یک ساختمان پرت شده و بر سر او بیافتد و یا مانع آن شود که آتشی که شعله ور شده است به او هم سرایت بکند و یا در هنگام کاردرآشپزخانه دست خود را با چاقوببرد ، وهمینطور کارکرد مطبوعات و رسانه هم در یک ارگانیسم اجتماعی همان جامعه و یا در پدیده جوامع بشری از همین قبيل کارکردها می باشد که از طریق کارکردهای سه گانه ی ذیل باعث هماهنگی سایر ارگانیسم های اجتماعی بشودو نظیرهماهنگي دوایر سازمانی دانشگاه و یا سازمان بیمارستان و یا سازمان شهرداری و یا هماهنگی آنان با نهاد مجلس و غیره بشود و به همین دلیل هم برای بقاء یک جامعه به کارکرد مطبوعات و رسانه ملي نیاز افتاده است ولی از آنجا که اغلب پرسنل مطبوعات ایران با ذهن خالی و از طریق تجربه اندوزی های ضمن خطا کردنها وارد دنیای مطبوعات شده اند لذابه این کارکردهای عمیق مطبوعات و یا رسانه ملي آشنایی ضروری ندارند و در مقاله ذیل به شرح این سه کارکرد اجتماعی مطبوعات و رسانه می پردازم:
1- کارکرد اول مطبوعات و رسانه ملي، برقراری ارتباط دو سویه اجتماعی میان مردم و اعضای یک جامعه است ولی در جامعه ما، به دلیل فقر فرهنگی ویا فقر مطالعه این نوع کارکرد دو جانبه ی مطبوعات تنها به کارکرد اجتماعی یک طرفه ی میان مسئولین و مردم و از کانال مطبوعات مزبورتبدیل شده است ولی همان طوری که در ارگانیسم یک بدن نیز نظام گردش اطلاعات و یا نظام اطلاع رسانی آن هم دوسویه بوده وبصورت یک سیستم عصبی دوسویه سمپاتیک –پاراسمپاتیک می باشد ولی ورود ناشیانه ی برخی از پرسنل مطبوعات ایران به دنیای مطبوعات باعث شده است که این مکانیسم وکارکرد دوگانه مزبور به یک کارکرد یک سویه ميان مردم و مسئولین از طریق نشریات و رسانه ی آنان تبدیل گردد و لذا مردم ایران هم در طی 20-30 سال اخیر عادت فرهنگی بیابند که صرفاً در مطبوعات ایران تنها به خواندن خواسته های مدیران از آنان بپردازند و یا در رسانه ها صرفا به شنیدن یکطرفه ی سخنان مدیران در گزارش های بعد از اخبار ساعت 8 و با مدیریت مجریان محترم آن شبکه ها باشند که فقط بنشينند و گوش بدهندو یا سوالاتی هم که به صورت تلفنهاي میلیونی و يابا تلفن موبایل از آنان می پرسند همگی هم در بایگانی روابط عمومی ها يشان باقی بماند و این مکانیسم اخبار رسانی یکطرفه آنان باعث شده است که مطبوعات و رسانه ها امروزه به صورت یک نوع سمپات سیاسی مدیران و رؤسای اداری و وزرا بشوند و مردم ایران هر روزه مجبور به خواندن و یا شنیدن اخبار ادارات و سازمان ها و دانشگاه ها و بیمارستان ها و رؤسای کارخانجات از آن رسانه ها و مطبوعات بشوند و به عبارت دیگر سرتاسر 3500 الی 5000 نشریه کشوری و محلی ایران هم را اگر بخواهیم تحلیل محتوایی مطبوعاتی بکنیم همه ی اخبار و یا گزارش های آنان از مفهوم روزنامه نگاری و یا رسانه ی ملی هم امروزه یک نوع بیلان نامه مدیران و یا رؤسا و نمایندگان مجلس و یا وزرای دولت ومديرنامه شده است و هنوز تولید کنندگان و یا گردانندگان ويا سردبیران این نوع نشریات نخواسته اند که از سمپاتیهاي صرف و کارچاق کنی فرهنگی دست برداشته و به صورت بلند گوی یکطرفه ی ميان مدیران و رؤسا ومردم عمل نکنند و بلکه اجازه بدهند که تعدادی از نویسندگان باسواد وبی طرف و ياکارشناس هم از ناحیه ی منافع ونيازهاي مردم ايران انواع نیازهای اداری و یا نیازهای بهداشتی و یا نیازهای دانشگاهی و یا نیازهای ترافیکی و شهرسازانه ويا نحوه ی اداره ی شهرها را از همان مدیران و یا مسئولان روابط عمومی ها و یا کارمندان ادارات ویا نمایندگان مجلس ویا مدیران بیمارستان ها بپرسند و بپذیرند که در جوامع دیگر جهان نیز که مطبوعات و رسانه هاشکل گرفته اند و به تدریج جایگاه خود را در نظام جامعه باز کرده اند صرفابا مکانیسم دو گانه ی مزبور بوده است که باعث تقسیم کار بهینه ی سازمان یابی اجتماعی شده است واز اين راه مانع آن شده اند که نحوه ی تشکیلات اداری جامعه و یا نحوه ی سازماندهی این نوع سازمان دهی های بیمارستان ها و دانشگاه ها و شهرداری ها و یا ساختار بودجه نویسی مجلس هم صرفاً از تعقل شخصی خود آن مدیران نشأت بگیرد و برای توجیه عملکرد و یا صحیح بودن شیوه کارکرد اداری خود نیز مرتباً در مطبوعات ایران هم خود آنان مقاله نویس و هم دیدگاه آفرین گردند، چرا که اگر عملکرد اداری آنان صحیح بود حتماً منجر به انتقادهای اجتماعی متقابل نمی شد و باید بپذیرند که یک استاندار و یا یک وزیر و یا یک مسئول اتاق بازرگانی و یا یک نماینده ی مجلس کارکردش صرفاً کارکرد رأی دادن در بودجه نويسي مجلس و یا تدبیر اداری آن دوایر است و نمی بایست مطبوعات ایران با کارچاق کنی های خود هم ترتیبی اتخاذ بکنند که همان مسئولان ویا نمایندگان مجلس هم در مطبوعات ایران به صورت مقاله نویس و یا گزارشگر و یا تلکس کننده اخبار ادار ی باشند كه از طریق روابط عمومی های خود به مطالب سرتا سري نشریات تبدیل گردند که در ازای دادن پول آگهی ها به آن مطبوعات هم صرفاً دنیای سخن گفتن و یا دنياي اشاعه ی فضل های اداری خود را در جامعه ی ایرانی به دست بگیرند و اجازه ندهند که از میان 75 میلیون مردم ایران که اقشار تحصیل کرده و باسواد زیادی هم در میانشان وجود دارد یک بار هم در آن مطبوعات و یا رسانه ها سوالها ويا اشکالات کارکردی ادارات و یا سازمان ها و یا نحوه و عیوب قانون گذار یهای آنان را بپرسند و مطبوعاتی که چنین غیر بی طرفانه واسطه ی فرهنگی میان 75 میلیون نیازمندی های مردم ایران از سیستم اداری – آموزشی با تعداد چند صد هزار مدیران دوایر شده اند مسلماً باعث بحران های سیاسی معاصر ایران می شوند كه مشكلات مردم تلنبار شده واز راه انتقادهاي تدريجي وسازنده اهل قلم حل نشده ويا اصلاح اداري تدريجي نشود و دلیل این امر هم آن است که به صورت رفاقتی و غیر بی طرفانه در اخبار رسانی ادارات و سازمان ها عمل می کنند و به خاطر معیشت فردی خود از طریق پول آگهی های اداری همه ی نیازمندی های اداری و آموزشی و درمانی ملت ایران را به خطر انداخته اند و مانع ضروری ترین اصلاحات اجتماعی در دگرگونی شيوه پرسنلی آنان است چرا که به طور غیر یکطرفانه به دنیای مطبوعات و یا رسانه راه یافته اند و اینجانب كه بارها از مسئولان نشریات و یا از خبرگزاری ها شیوه ی درج اخبار آنان را پرسیده ام بارها به من گفته اند که ما مجبوریم که برای اینکه نشریات خود را سرپا نگه داریم حتماً تلکس های خبری آن مدیران را که تایپ کرده اند و یا برای ما ارسال می دارند و از راه کپی-پیست در سرتاسر ستون ها و سطرها و تیترها و حتی مقاله نویسی های خود پر بکنیم و اینجانب در طی 30 سال حرفه ی مطبوعاتی خود دائماً با چنین شگردمطبوعاتی روبرو هستم .
2- کارکرد و فونکسیون دوم مطبوعات و رسانه ها در درون یک جامعه بشری ويا در علم جامعه شناسي مطبوعات وعلم افكار عمومي، عبارت است از : مکانیسم تبدیل کردن افکارهای فردی اعضای یک جامعه به مکانیسم افکار عمومی همان جامعه است و یا ترميم ومرمت دوباره افکار دسته جمعی همان جامعه در مقاطع حساس تحولات ادواری است و نظیر ايام انتخابات مجلس و یا در تحول ادواری نهاد دولت است که از طریق تحول دولت و گردش نخبگان اتفاق مي افتد که یک نوع تحول ساختار اداری – اقتصادی دولت را هم به نفع رفع دوباره نیازمندی های آن مردم بوجود آوردکه در هيات دولت های قبلی آنان به رفع آن نوع نیازهای مردمی آنان و در انواع سازمان ها و یا در انواع قانون گذاری ها ي مجلس توجه لازم نمی شد و لذا فلسفه ی گردش نخبگان دولت و یا گردش نمایندگان مجلس هم به خاطر انجام همین نوع تحول در شیوه های اداری مدیران جدید است و یا تحول درقانون گذاریهای جدید نمایندگان می باشد ولذا کاتالیزور انتقال دهنده ی این نوع تحول اجتماعی هم مطبوعات هستند که باید بتواند آن نوع نارضایتی های دانشگاهی عمومی و یا بیمارستانی ویا شهرسازانه را که در ادوار قبلی دولت هامنجر به رفع نياز آنها نمی شد و به همين دليل به تفرق آراء ملی آنان منجر می شد با افكار عمومي سازي های جديد و یا ترميم افكار عمومي سازی به تحول گرایش های جمعی آنان تبديل بکند ويا مانع گرایش های فردی 75 میلیونی و تجزیه ملی آراء آنان گردند و بتوانند با تدابیر عقلانی مطلب نويسي های مطبوعات و رسانه هاي خویش باعث بازسازی دوباره افکار عمومی شوند و یا افکار هاي فردی را دوباره به افکار دسته جمعی عمومی جدید تحول سیاسی بدهند و از این طریق است که هم مانع شکستن وحدت ملی آراء سیاسی شده و هم بتوانند در مقاطع حساس تحول های سیاسی جامعه به رفع ساختار عیوب اداری و یا عیوب دانشگاهی و یا عیوب بیمارستانی و با مکانیسم انتخابات ریاست جمهوری شده و یا با انتخابات مجلس و غیره بشوند ولی مطبوعاتی که به جای سمپات ماندن سیاسی برای تماميت ویا کل اعضای جامعه ی ایران تنها آرایش مطالب سطرها و يا ستون های خود را طوری بچینند که فقط سمپات بودن سیاسی برای برخی از مدیران را و یا نمایندگان را پاسداری بکنند مسلماً همراه تحول سیاسی جامعه هم از انظار عمومی مردم ایران نیز خواهند افتاد و به همین دلیل است که مطبوعات و یا رسانه ها در جوامع مختلف بشری هم همیشه بی طرف بوده و سعی کرده اند که حتماً گرایشات عمومی و يا ملی را مدّ نظر داشته باشد و نه گرایشات گروهی اداری را و یا برخی از شیوه های ادرای حاکم رابر کل فضا و فرایند رسانه جامعه حاكم بکنند و از این طریق باعث بحران آفرینی های سیاسی در کل جامعه بشوند .
3- کارکرد سوم مطبوعات و رسانه ها در یک جامعه بشری هم ، تولید دیدگاه های دیده بانی اجتماعی است و یا تولید مکانیسم های کارشناسی اجتماعی است که درشیوه اداره سازمان ها و يا دوایر و يا نحوه ی رفع نیازمندی های عمومی آحاد آن جامعه از همان دوایر و سازمان هاست و به عبارت دیگر کارکرد مهم نظام مطبوعات و رسانه ها در جوامع بشری، تولید دیدگاه اجتماعی است و یا به عبارت دیگر تولید دیدگاه های استراتژیک اجتماعی فکری در همان جامعه است، اعم از :تولید دیدگاه استراتژیک صنعتی و یا تولید دیدگاه استراتژیک سیاسی است و یا تولید دیدگاه استراتژیک بهداشتی و یا تولید دیدگاه استراتژیک دانشگاهی است و یا تولید دیدگاه استراتژیک مدرسه سازی و یا آمایش سرزمین همان جامعه است تا مانع آن بشوند که هر مدیر اداری و یا کارمند اداره مزبور و صرفاً در درون یک سازمان خاص و يا در یک مقطع خاص تاریخی ، به طراحی ويا به ساخت و ساز و یا پیشنهاد دهندگی این نوع دیدگاه های معيوب ویا غلط استراتژیک ملی بپردازد که حاصل و ثمره آن طرح هاي معيوب هم تولید بحران های دانشگاهی و یا سرفصل نویسی های درسی بیهوده است و یا بحران های دارو و درمان و یا ورشکستگی های کنونی شهرک های صنعتی کنونی است و یا باعث نابسامان بودن انواع تشکیلات اداری است که صرفاً با تعقل شخصي تنهاچند مدیر و در ایام تکیه به قدرت اشان نشأت گرفته است و به همین دلیل هم در جوامع مختلف بشری به جای سمینارهای پرخرج و بیهوده کنونی ایران و یا به جای جلسات کارشناسی رفاقت آمیز ادارات و برخی از سازمان های اداری ، همیشه تولید كردن ونقد دیدگاه های استراتژیک جامعه در مورد ميزان رفع نیازمندی های عمومی آن جامعه در مطبوعات ورسانه های عمومی به بحث آزاد گذاشته می شد و بی طرفانه و در انظار عمومی و توأم با نقّادی های عقلانی به بحث افراد پخته گذاشته می شد که تا به حال مطبوعات ایران و یا رسانه های ایران چنین کارکردی را نداشته اند و اصولاً پرسنلی را جذب نکرده اند که از نظر دیدگاه کارشناسی های دانشگاهی و یا آموزشی هم معلوماتي بالاتر از معلومات كارشناسان پخته جامعه داشته باشند و برعکس ممیزی های این نوع رسانه ها و مطبوعات هستند که از نظر کارشناسی مفاهیم هم ضعیف تر از نویسندگان ویا کارشناسان ماهر هستند ولی چارچوب های فکری و یا بحث و بررسی های محتوايی مطالب این نوع مطبوعات و یا رسانه ها را به عهده گرفته اند و لذا مانع تحول رشد اندیشه ها و يا مانع رشد افکار مدیران در شیوه ی اداره ی سازمان ها و بیمارستان ها و شهرداری ها شده اندو یا در نحوه ی قانون گذاری ها و بودجه نویسی هاي مجلس و غیره شده اند و مثلاً امروزه بسیاری از مدیران دانشگاه هنوز بعد ازگذشت 30 سال از عمر تأسیس دانشگاه ها هم مطلبی در یک نشریه ایرانی نخوانده اند که فرضاً به عیوب شیوه های مدیریتی خود از راه آن مقاله مزبور پی ببرند و یا فلان کارشناس اداره هم به عیوب فلان طرح اداری اش پی ببرد که در فلان مقطع تاریخی ایران و به فلان وزیر پیشنهاد داده است ویا فرضاً هنوز بعد از گذشت 100 سال از عمر تدوین قانون استخدام کشوری هم هنوز، در تعدادی از دانشگاه هاست كه گاهی از حدود 500-600 نفر پرسنل هیأت علمی و یا کارمندی آن دانشگاه هم ممکن است که دو سوم اش معنا و يا مفهوم سیستم کارگزینی ويا حرفه گزینی تخصصی اداری و یا معنا و مفهوم خیلی از قوانین استخدام کشوری را ندانند که تأکید به این نوع کارگزینی ها و حرفه گزینی تخصصی دارند و از این طریق هم گاهی دیده می شود که فرضاً 200-300 خانوار همان سازمان و چه به صورت هیأت علمی و یا کارمندی ، زن و بچه وگاهی فامیل خود را نیز به استخدام آن دانشگاه در قرن 21 در آورده اند که به جای مکانیسم لازم اداری - کارگزینی ، به مکانیسم صرف خانواده گزینی و يا قبیله گزینی تبدیل کرده اند و یا هنوز هیچکدام از رؤسای دانشگاه ها هم مطلبی در مورد شیوه های مطلوب اداره ی یک دانشگاه نخوانده اند و صرفاً از طریق زیر دستان اداری خود دائماً مدح و ستایش های شیوه های آموزشی خود را می شنوند و یا هنوز کسانی که در ستادهای سرفصل نویسی درسی عمل کرده اند هنوزیک نقد اجتماعی در مطبوعات از خود ندیده اند که بدانند دانشجویان بیچاره ی ایرانی ، از برکت کارشناسی های آموزشی آنان به وضعی دچارند که ، امروزه از حدود 144 واحد درسی مختلف رشته خود که با هزینه های کلان پدرانشان و یا صرف عمر عزیزشان میگذرانند و گاهی هم که 100الی 120 آن واحدهای درسی هم هرچند با عناوین مختلف هستند ولی همگي آنها، محتوای درسی واحدی دارند و لذا به هیچ وجه منجر به تخصص یابی لازم شغلی آنان در گذراندن آن رشته تحصیلی نشده و یا منجر به شغل یابی آنان و بعد از گذراندن آن همه از واحد های درسی هم نمی شود و بسیار زشت است که در یک جامعه بشری هنوز ابتدایی ترین معضلات جامعه 8/4 میلیونی نسل جوان دانشجوی ایرانی و در هیچ نوع برنامه ی رسانه ی ملی و یا در انواع سطرها و ستون های مطبوعات ایران هم مورد نقادی کارشناسانه قرار نگرفته باشد و به همین دلیل هم به میزان مفید بودن مطالب این نوع نشریات ایرانی و یا رسانه هاپی می بریم و یا خیلی از مشکلاتی هستند که اغلب مردم ایران در زمینه ی استانداردهای بهداشت آب و یا مواد غذایی و یا میوه جات دارند و یا در مورد بیهوده بودن سیستم آموزش پزشکی در ایران می بینند و یا در مورد معضلات دارو و درمان دارند ولی به تعدادی از پزشکان طراح اداری آن ها منعکس نشده است که از دنیای پزشکی وارد دنیای سیاست شدند و از طریق معالجه ی برخی از مقامات کشوری به دادن طرح های تشکیلات اداری- آموزشی مختلف پرداختند که در طول 210 الی 240 واحد درسی رشته پزشکی خود هم ، کوچکترین درسی را در مورد علم سیاست جامعه نگذرانیده و یا در مورد دروس علوم اداری و یا در مورد نحوه ی اداره ی بیمارستان ها و یا دروس حقوق و یا نحوه ی قوانین آموزشی رشته های پزشکی و یا داروسازی و یا تأسیس پرستاری و غیره نخوانده بودند و یا در مورد قوانین حقوقی شهروندان در مورد بیمه و یا در مورد تأسیس مطب و بالا بردن تابلو پزشکی نخوانده بودند و یا دروس تاریخی لازم در مورد تحولات تشکیلات سازمان پزشکی ایران رااز ادوار قاجاریه تا کنون نخوانده بودند و یا کارکرد این نوع تشکیلات را در جوامع دیگر نمی دانستند ولی امروزه منجر به سازماندهی هایی اداری خاصی شده اند که بیماران کثیر ایرانی را که فقط 14 میلیون آن بیمار کلیوی هستند و یا 10 میلیون بیمار دیابتی هستند و یا چندمیلیون بیمار قلبی و غیره هستند ولی با هزینه های گران تجهیزات پزشکی آنان و یا به هزینه های گران بیمارستان ها و یا هزینه های سنگین مطب ها و معضلات دیگر آنان دچار و با مشکل روبرو ساخته است ودر برخی از دانشکده ها هم به تأسیس رشته ی پزشکی پرداخته اند و فرضاً اینجانب کتابخانه ضروری و یا کتابخانه ضروری برای خواندن آن نوع دانش آموختگان رشته پزشکی نمی دیدم و یا به مسائل مختلفی در شیوه های اداره ی بیمارستان ها برمی خورم که تعجب اجتماعی اینجانب را برمی انگیزد که فرضا به جای حضور خود پزشکان تنها انترن ها فقط آن بیمارستان را اداره بکنند؟ و سوالم از این نوع پزشکان محترم جامعه ام این است که تشکیلاتی که امروزه به دولت و یا به ملت ایران ارائه داده اند و یا در طی سالهای ریاست خود و یا درطي وزارت خود قبولانده اند برمبنای چه نوع حقوق شرعی و یا قانونی و یا شهروندی و یا آموزشی بوده است؟ چیزی که در جوامع مختلف بشری هم دیده نمی شود و یا در جوامع گذشته ایران هم سابقه ی آن وجود ندارد ولی متأسفانه هنوز مورد بحث کارشناسی و یا بحث تحول اداری لازم در نظام مطبوعات قرار نگرفته است و یا در مورد ورشکستگی های شرکت های صنعتی ایرانیان هم و به دلیل ناآگاه بودن آن نوع وام گیرندگان بانکی صنایع مزبور است که به مشکلات اساسی تاسيس یک کارخانه و يا نحوه ی سرمایه در گردش آنها و یا در هزینه های مختلف آن ها پی نبرده بودند و لذا امروزه با تعطیلی بسیاری از شهرکهای صنعتی روبرو شده اند، و پدیده ای است که می بایست با کارشناسی های تولید فکری ویا با نقد دیدگاه استراتژیک صنعتی آن هم حتماً در مطبوعات ویا در انظار عمومی وافکار عمومی ملت ایران انجام می گرفت تا این نوع سرمایه گذاران ایرانی بدانند و با خواندن مطالب مفید در نشریات ایرانی و یا در سند چشم انداز طولانی تر با و چشم بازتر به دنیای سرمایه گذاری صنعتی قدم می گذاشتند و یا با نقدهای کارشناسانه ای که در مطبوعات و رسانه ها ، از خود تولید کنندگان فیلم و سریال و یا از فیلمنامه نویس ها انجام شد تا بدانند که چگونه عمل کنند و چطور برخی از آنان با نفوذ اداری به دنیای رسانه ملی باعث شده اند که امروزه مردم ایران بسیاری از واژه هاي رنگا رنگ متلک گفتن ها را به اعضای خانواده ی خود ازفيلمسازي آنان یاد بگیرند که از آن فیلمهای خانوادگی ويا فیلمنامه نویس های مزبور به طور رسانه ای آموخته اند و قبلاً در جامعه ایران این نوع متلک گفتن های اجتماعی ويا در میان خانواده های ایرانی نبود و یا در محاوره های عمومی رواج نداشت و بعد از آن که آنان به طور رفاقتی وارد دنیای رسانه شدند و به اشاعه ی فرهنگی این نوع متلک ها در جامعه ی ایران نیز منجر گردید و یا به دلیل نبودن نقدهای کارشناسانه لازم از شیوه های مدیریت شهری در مطبوعات است که بسیاری از معضلات برای مردم ایران بوجود آمده است و فرضاً به دلیل نبودن نقد مطبوعاتی باعث سیل و خسارت شهر مرند شد که براثر پر شدن مسیل این شهر بود ویا بدلیل بی اعتنایی پرسنل شهرداری و یا شورای شهر به این مسیل شهری بود و یا همین طور دلیل پر شدن متروی تهران از آب هم به دلیل عملکرد غلط پیمانکار ويا طراح آن بود و یا آب گرفتگی شهر رشت هم به دلیل عدم کارشناسی های لازم از ترازبندی های خیابان های رشت بود و یا خسارات وسیعی که اموال عمومی در سیل بهشهر و غیره پدید آمد ، همگی به خاطر آن بود که در مطبوعات ایران تذکرهای فرهنگی لازم را در شیوه های اداری شهری، به همان شهرداران و یا شوراهای شهر نمی دهند و از این طریق است که میلیارد ها خسارت و یا هزینه ی اضافی برای مردم شهرها ویا آن شهرداری ها بوجود می آید و لذا فلسفه ی نقد اجتماعی و کارشناسی در دنیای مطبوعات نیز همین نوع از مسائل است تا باعث بهبود شیوه های اداری و یا آموزشی ویا شهری ایرانیان بشود ولی تا بحال در دنیای رسانه هاو مطبوعات ایران انجام نگرفته است.
آری امروزه بسیاری از مدیران و یا مسئولان اداری باید بدانند که کارکرد مطبوعات با کارکرد سمینار ها فرق می کند که در آن سمینارها اغلب کارکنان اداری کارچاق کن عادت می کردند که دو سوم وقت سمینار مزبور را به مراسم سخنرانی آنان و یا به افتتاحیه ها و یا اختتامیه ها و یا به مدح و ثنای یک مجری پشت تریبون سمینار های مزبور از آن مديرها تبدیل بسازند و امروزه هم این نوع تریبون های سخن گفتن طولانی تر مسئولان نیز در انواع سمینارهای ایرانی به تریبون بزرگ مطبوعات تبدیل شده است و لذا به جای درج نقدهای بی طرفانه از نظام اداری و يا دانشگاهی و یا صنعتی ، صرفاً به اختصاص سرمقاله ها و یا گزارش ها و یا اخبارهای آنان پرداخته ويا به تریبون فضل فروشی های مدیران و یا رؤسای اتاق بازرگانی و یا مدیران بیمارستان ها و یا نمایندگان مجلس واخبار اداري كثير تبدیل شده است که خود آفریننده ی همان تورم موجود جامعه هستند و اجازه هم نمی دهند که نقد متقابلی هم از آنان در همان مطبوعات بشود و اگر باور نمی کنید حتماً به محتوای اغلب نشریات و يا مجلات کنونی ایران بنگرید تا حقانیت انتقاد اینجانب را حتما ملاحظه بنمایید.
و در حالی که کتاب قرآن چهارچوب های فکری یک نقد مطبوعاتی بی طرفانه را گفته است و یا آیه ی و جادلهم باللتی هی احسن را بیان کرده است تا نویسندگان مزبور بتوانند که در مورد مشکلات مردم ایران به جدال قلمی شجاعانه و لازم بپردازند و در مورد عیوب یک پروژه بهداشتی و یا عمرانی و یا اداری تذکرهای لازم قلمی ر ا بدهند و یا مباحث مطبوعاتی و رسانه ای ملی را به چالش علمی و مجادله ی علمی دوطرفه بکشانند و لکن محتوای مطبوعات و یا رسانه ی ملی ما امروزه یک طرفه شده است و به همین دلیل هم تنها به قاضی رفته های مطالب ستون ها و سطرهای این نوع مطبوعات طوری است که باعث راضی شدن این نوع از مدیران اداری می شود و یا برعکس عامل ناراضی شدن کل جامعه ایرانی خواهد شد چرا که به کارکردهای اجتماعی واقعی مطبوعات و رسانه جمعی توجه نمی شود و بعلاوه باید اضافه کنم ، تخریب کارکردهای سه گانه ی در دنیای مطبوعات و یا رسانه ها ، بیشتر در سالهای اخیر اتفاق افتاد که مکانیسم تهیه اخبار اداری و یا شرکتها به روش کامپیوتری و یا الکترونیکی تبدیل شد و یا به دلیل دیجیتالی شدن گزارشات تصویری رسانه ی ملی بود تا با تکیه به تکنولوژی مزبورهم ، هزینه های تهیه خبر و یا هزینه ی تهیه تصاویر تلویزیونی هم ،ارزان تر بشود و بعلاوه با کمک گرفتن از ماشین کامپیوتر ، بتوانند در کمترین مدت زمان بندی ها خبرنگاری کرد و یا با ساده ترین روشها ، انواع سطرها و ستون ها و یا سرمقاله نویسی های 3500 نشریه ی محلی و یا کشوری را پر بکنند و یا با همان روشهای ساده ی تکنولوژیکی هم ودر کمترین مدت زمان و با ارزان ترین قیمت ها عمل شود و، انواع شبکه های تلویزیونی را از طریق مکانیسم (کپی -پیست)copy-paste و cut-paste(کات-پیست) کامپیوتری پر بکنند و تنها با دست کاری چند دگمه کامپیوتری و یا با دست چند دانش آموخته ی نو پای کامپیوتری بتوانند انواع تهیه اخبار و یا فیلمسازی ها و یا کارگردانی الکترونیکی و غیره را به راه اندازند ولی این نوع روش های خطرناک در یک نظام اجتماعی ، به سرعت باعث حذف شدن نویسندگان ماهر شد و یا نیمه ماهر از دنیای مطبوعات و یا تلویزیون گردید که پشتوانه قلم زدن های خود را از دستکاری چند دگمه کامپیوتر بدست نیاورده بودند و یا از سرک کشیدن به آرشیوهای مختلف به دست نیاورده بودند و بلکه سالیان سال تحصیل کرده بودند و یا زحمت کشیده بودند تا با تکیه به هوش و ذکاوت و یا قدرت عقلانی تحلیلگری خبری خود مطلب بنویسند و یا در دنیای مطبوعات قلم فرسایی بکنند و یا برای این قلم فرسایی های خود هم مجبور به گذراندن واحدهای درسی زیادی در درون دانشگاه ها بدانند و یا حرفه آموزی عملیاتی لازم در درون دفاتر نشریات بودند و بعلاوه برای تهیه گزارش های خبری و یا مستندات صنعتی و اجتماعی و پزشکی خود نیز مجبور بودند که به مشاهده ی عینی وقایع خبری مزبور از راه مشاهده ی نزدیک و مشاهده ی میدانی بپردازند و به همین دلیل هم اغلب برای تهیه ی اخبار میدانی مزبور به دفاتر استانداران و یا به محوطه های درون ادارات می رفتند و یا به میان مردم شهرها در،خیابان ها و کوچه ها می رفتند ویا با تکیه به مطالعات تاریخی – تحصیلی خود به تهیه گزارش های مردمی می پرداختند و یا برای تهیه خبر هم نظیر این نوع خبرگزاری های نو پا و با روش الکترونیکی جدید ،عمل نمی کردند که فقط به آرشیو های ادارات مختلف و از راه دور سرک بکشند ولی متأسفانه این نوع تکنولوژی جدید خبرگزاری ها باعث حذف شدن این نوع تحلیل گران عقلانی خبر شد و یا باعث حذف نویسندگان تجربه یافته و حرفه مند گردید و یا به یکباره از صحنه ی مطبوعات و رسانه ها حذف شدند و به جای آنان هم، خیل عظیمی از کارمندان دولت ، به جرگه ی خبرنگاران جدید کشوری در آمدند ، خبرنگاران جدیدی که دوره ی تحصیلات خبرنگاری لازم را ندیده بودند ولی به صورت کارمندان معمولی ادارات و یا بیمارستان ها و دانشگاه ها و ورزشگاه ها و غیره استخدام شده بودند ولی این بار کسوت جدید خبر نگاری را پوشیده و یا از منظر و دیدگاه و نگرش مدیران خود هم در نگرش به پروژه های اداری عمل كرده و، به تهیه اخبار اداری مزبور در روابط عمومی های ادارات می پرداختند و یا خیل کثیری از جوانان جویای کار و کم تجربه بودند که فاقد آموزش های لازم دانشگاهی – ویا تازه خبرنگاربودند که در انواع شهرها جذب شده اند ويا به دفاتر انواع خبرگزاری های ، ایلناو ایسنا و یا خبرگزاری مهر و یا خبرگزاری فارس و ... و پیوسته اند و یا با روش جدید الکترونیکی هم اخبارهای مختلف را کپی –پیست می کنند و در نتیجه ی عملکرد این نوع کارمندان ویا تاره خبرنگاران، مکانیسم های خبرنگاری و یا روشهاي تهیه ی خبرها هم در جامعه ایران دچار دگرگونی عمیق گردید ولذا خیل زیادی از نویسندگان قدیمی را هم دچار مشکل کرد ه است که برای نوشتن مطالب خود مجبور بودند که علاوه از زحمات تحصیل کردگی لازم برای نوشتن آن مطالب ، هزینه های گران تایپ شخصی و یا غلط گیری و یا خرید کاغذ و یا خودکار گران قیمت را هم بکشند تا از این راه بتوانند به انعکاس برخی از مشکلات مردم ایران بپردازند ولی متأسفانه دنیای تکنولوژیکی ایران با این نوع از روش های جديد تهیه اخبار، خطرات و يامشکلات وسیع سیاسی در عدم انعکاس عمیق نیازمندی های عمومی ایرانیان نیز به وجود می آورد.
و بعلاوه ضررها و یا آسیب های ورود این نوع خیل عظیم کارمندان دولت به جرگه ی مطبوعات زیاد است که در روند تهیه ی خبر ها و یا در محتوای چگونگی این نوع خبر نویسی ها و یا گزارش ها دیده می شود ، زیرا نگاهی تحلیل گرانه به محتوای نوشته جات معاصر آنان و یا در گزارشات مطبوعات کنونی و یا نگرش به محتوای شبکه های رسانه ی ملی و حتی نگرش به محتوای شبکه مستندسازي هم نشان می دهد که چگونه در دنیای مطبوعات و یا در رسانه ی ملی ، انقلاب کمی خبر رسانی به عمل آمده است و یا چگونه دفعتا خیل عظیمی از کارمندان دولت به جرگه خبرنگاران الکترونیکی ايران پیوسته اند و مرتباً هم از درون کارخانجات و دانشگاه ها و بیمارستان ها و روابط عمومی ها اخبارصحيح و یاغلط اداره خود را تایپ کرده وبه نشریات تلکس می کنند و چگونه باعث سردر گمی های اجتماعی بزرگ مردم ایران ، از آن نوع اخبار اداری شده اند زیرا این نوع کارمندان معمولی که در رشته ی خود هم تحصیلات لازم خبرنگاری را نمی دانند و هم اطلاع علمی لازم آنرا ندار ند که روش تهیه آن نوع اخبار چگونه باید باشد ؟ و یا تهیه ی آن اخبار برای کدام هدف اجتماعی و یا کارکرد اجتماعی ، ضروری است ؟ و یا میزان صحت و یا سقم آن خبر را چگونه باید سنجش بکنند /؟ولی صرفاً به پر کردن حافظه کامپیوترها ويا به ارسال تلفنی و تلکسی آن اخبار اداری به محافل مختلف می پردازند همگی باعث مشکلات زیادی برای مردم ایران می شود زیرا فرضاً کارمندی که قبلاً در فلان واحد تأسیسات یک اداره كار ميكرد و در آن واحد تأسیسات هم مشغول باز و بسته کردن پیچ و مهره ی آن تأسیسات و با آچار دستی خود بود ولی به یک باره و از سوی آن مدیر اداره اش به مسئول روابط عمومی و یا به کارمندی آن نوع روابط عمومی گمارده شده است و این بار مسئول تهیه ی خبر شده است ویا به ارسال آن اخباراز اداره مزبور مامورمی شود و از آنجا که ممکن است که تحصیلات کلاسیک هم نداشته باشد و یا حتی درس دستور زبان هم نخوانده باشد تا فرق جمله ها را بداند که فرضافرق جمله خبری ماضی با جمله ی خبری مضارع و يا باجمله ی خبری مستقبل چيست ويا تفاوت آنها را از همدیگر و در فرایند ارسال گزارش هایش بداند و یا فرق جمله ی خبری شرطی را با جمله ی خبری ساده بداند كه در انعکاس آن مسائل اداره نمی داند و یا در انعکاس پروژه های اداری هم انواع تفاوت پروژه ها و يامرحل انواع و اقسام پروژه های مختلف را نمی داند که از مرحله ی طراحی اولیه يك تصميم اداري شامل می شود و یا مرحله ی طراحی از نوع حرف و حدیث آن را نمی داند که چه فرقی با پروژه های اداری با 20% پیشرفت دارد و یا چه فرقی با پروژه ی عمرانی – بهداشتی و آموزشی در مرحله ی آغاز طرح دارد و یا در مرحله نیمه تمام و یا تمام شده دارد ؟ و در نتیجه ی این نوع از روشهاي تهیه ی خبر، او همه ی اخبار مستقبل اداری مزبور را و یا آینده ی آن اداره را با اخبار اداری ماضی و یا گذشته اش را با یکدیگر قاطی نموده و در نتیجه وقتی خواننده ایرانی که در رویت اخباربرخی از نشریات ایرانی آن نوع از اخبارهاي اداری را می خواند کاملاً سردرگم و ياکلافه می شود و یا وقتی براساس گزارشات آن نوع ازافراد به سراغ دیدن فلان پروژه ی جاده ای می رود که یک نشریه ایرانی خبرش راداده است و یا به سراغ فلان استخدام اداری می رود که در فلان نشریه آن مطلب را خوانده است ولي عملاً وبا چشم خود نیز عیناً آن پروژه را در جاده ی مزبور نمي بيند و یا آن نوع استخدام را در اداره ی مزبور نمی یابد لذاگیج و مات شده و یا به شدت سردرگم می گردد که آیا به رؤیت واقعی چشم خوداعتماد بکند و یا به جمله ی خبری آن نشریه ؟
و در نتیجه ی این نوع از انعکاس اخبار است كه بدبینی های اجتماعی و يابدبینی هاي سیاسی هم در جامعه مزبور پیدا می شود و نگاهی تحلیل گرانه به محتوای اغلب گزارشات خبری و یا تفسیری و یا سرمقاله نویسانه ی این نوع نشریات و یا نگاهي به محتوای مطالب مختلف ستون ها و سطرهایش و یا نگرش به محتوای فیلم ها و گزارش های تصویری رسانه ی ملی همگی این واقعیت تلخ را به وضوح نشان می دهد که چگونه انقلاب کمی خبر رسانی ها همه ی ملت ایران را به سردرگمی بزرگ کشانده است؟ و یا چگونه کارکردهای این نوع نشریات را هم و با همه ی هزینه های گران تولیدش به نابودي می کشاند و فرضاً نشریه ی دنیای اقتصاد گاهی ویژه نامه هایی را چاپ می کند که در آن ویژه نامه هایش به جای درج مطالب تخصصی اقتصادی مسیرش انحراف يافته ودر ایام گراني کاغذ صرفاً به انعکاس گزارشات هنری تهیه می کند و از فلان فرد و یا فلان نوع روش زندگی او می پردازد که از آن سوژه ی هنری مزبور هم انواع و اقسام فیلم ويا عکس و دکوراسیون هنری تهیه کرده است و لذا انسان مات می ماند که آیا نشریه ی مزبور ، یک نشریه ی اقتصادی است و یا یک نشریه ی هنری ؟
و بعلاوه نگاهی به عناوین ویاجمله هاي سر تيتر مطالب نشریات نظیر عنوان گروه بندی های تهیه ی خبرهای آنان هم جای سؤال دارد و فرضاً در نشریه ی دنیای اقتصاد چگونه در بالای اکثر گزارشات آن انواع کلمات دیده می شود وفرضاً کلماتي نظير ، گروه خبری بورس و یا گروه خبر بین الملل و یا گروه خبر بنگاه ها و یا ایسنا وغيره که بيانگر يك گروه می کند ولی به جای زحمات گروهی آنان در تهیه خبر هم ، صرفاً به کپی-پیست الکترونیکی از درون آرشیوهاي اتاق تجارت ایران و یا از آرشیو اتاق بورس کشور و یا از آرشیو فلان نشریه ی خارجی عمل مي كنندو فرضاً از نشریه اکونومیست و یا غیره تهیه کرده است و گاهی هم ممکن است که در کامپیوترهای خود نیز نرم افزارهای ترجمه نهاده باشند که آنها را ترجمه ی الکترونیکی بکند و یا در نشریه ی ایران ويا در صفحه ی بین المللی آن هم مطالبی از کشورهای دیگر جهان دیده می شود که با کپی-پیست از نشریات خارجی است ، و فرضاً از ژاپن تایمز و یا از پاکستان نیوز و یا نشنال امارات و یا از بنگلادش ایندپندنت و غیره کپی برداری شده است و یا در صفحات سیاسی نشریه ایران هم تنها مطالبی وجود دارد که از آرشیوهای چند نماینده ی مجلس ، کپی –پیست شده است و اغلب هم همان نمایندگان به تکراردايمي مطالب خود و در همین صفحه می پردازند و یا در نشریه ی همشهری هم انواع عناوين گروه های خبر ادب و هنر و یا گروه خبر شهری و یا گروه سیاسی و عناوین دیگر دیده می شود که صرفاً سرک کشیدن الکترونیکی به سایت های اخبار است و یا به آرشیو های روابط عمومی شهرداری ها و یا به آرشیو ادارات فرهنگ و هنر و یا به آرشیو برخی سایت های سیاسی است ودرحاليكه در این نوع روش تهیه خبر هم احتیاجی به گروه بندی چند نفره آنان ندارد و بلکه گاهی یک نفر هم ممكن است که به تنهایی و با کمی از پشتکار خود و یا با دست کاری چند دگمه کامپیوتر خود بتواند به راحتی و آساني به همه ی آن نوع از اخبار و یا اطلاعات دسترسی الکترونیکی پیدا بکند و ديگراحتیاجی هم به تایپ و یا غلط گیری ویا بازنویسی و یا حتی مصرف چسب و يا کاغذ و خودکار ندارد كه با گرانی هاي این نوع از وسایل ابزارالتحریر احتیاج باشدو صرفاً باید محتوای آن ها را به صفحه ی الکترونیکی وطراحی شده ی خود در كامپيوتر ش خالی بکند و بدون آنکه هر نوع چسب کاری معمولی هم بکند فوراً چسب کاری الکترونیکی بنماید یا در دنیای خبررسانی هم ادعا بکند که ما خبرنگاران امروزه شغل پرمخاطره ای داریم وليكن شغل پرمخاطره ی آنان امروزه مشکلات فراوان اجتماعی برای همه مردم ایران تولید کرده است كه ذكرش را كردم و یا باعث می شود که به نیازمندیهای مختلف مردم ايران در انواع بیمارستان ها و یا دانشگاه ها و یا در شهرداری ها و یا درورزشگاه ها و غیره بی تفاوتی بشود و یا همین مسئله امروزه مشکلات زیادی را برای مردم ایران در دنياي سياست تولید می کندو بعلاوه در جامعه امروزین ایران باعث شده كه به نقل وزیر ارشاد3500 الی 5000 نشریه کشوری و محلی وجود دارد و یا باعث پیدایش 1200 نشریه دانشجویی گردیده است که همگی هم هزینه های زندگی خود را از پول آگهی های خصوصی می گیرند که دوایر و مؤسسات خصوصی مختلف به آنها می پردازند و خود آن مؤسسات صنعتی و خدماتی هم آن پول ها را نه از جیب دولت و بلکه با مکانیزم درآمدزایی های خصوصی از جیب مردم ایران می پردازند و در نتیجه همه نشریات مزبور هم هزینه هایشان بر دوش مردم ایران می افتد و بدون آنکه مطالب سطرها و یا ستون های این نوع نشریات به کوچکترین راه حل مفیدی در زمینه رفع معضلات اقتصادی مردم ایران منجر گردد و یا زحمت تجزیه و تحلیل و مطلب نوشتن خود را نیز در نشریات مزبور بکشند و به همین دلیل اغلب مطالب سطرها و ستون های این نوع نشریات هم دلخواه همان مطالب مدیرانی است که به روابط عمومی های خود دستور داده اند تا آن گزارش را به نفع مدیریتی خود تایپ کرده و در کامپیوترهای ادارات مزبور بگذارند و جوانان ایلنا و ایسنا و یا خبرگزاری مهر نیز آنها را در کامپیوترهای خود طبقه بندی کرده و توسط پرسنل همین نشریات مزبور هم کپی –پیست می شود و پول آگهی های آن را می گیرند.
و بعلاوه این همه از پرسنل کثیر و یا غیرمولد دنیای مطبوعات ایران هم توجه ندارند که همه ی سطر پر کردن ها و یا ستون پرکردن های آنان در دنیای مطبوعات و یا هزینه ی اجاره ی محل و یا خرید آن محل و یاهزینه کاغذ نشریه مزبور و یا هزینه پخش آن و یا هزینه ی دفاتر شهرستانی آنها چقدر با نظام تولید جامعه بیگانه است که بدون آن که قلمشان منجر به مولدگردیدن ملت ایران بشود اغلب هزینه های زندگی شخصی خود راویا هزینه های فوق الذکر آنان نیز از راه اخذ آگهی های خصوصی از واحد کارخانجات خصوصی شده و زیان ده همگی بر دوش ملت ایران می افتد و باعث گران شدن نان و یا لبنیات مردم ایران و به وسیله ی هزینه های اضافی آنان می شودویا بوسیله مطالب آفرینی های بیهوده آنان می شود وفرضاً اینجانب نتوانستم به برخی از این نوع مدیران نشریات محلی بفهمانم که این نوع پول آگهی هایی که همه هفته پرسنل آنان می گیرد و یا اجاره محل آنان و غیره از وجوه فلان شرکت معدنی اخذ می شود که متعلق به مدیر عامل آن نوع شرکت نیست و بلکه از پولهای 124 هزار سکنه سهام دار شهری است که به این امید سهام مزبور راخریده اند که شاید روزی از سود آن بهره ببرند ولی شماها با بی اعتنایی به این نوع سهام خریدن آنان پول های مزبور را صرف هزینه ی زندگی خود کرده و یا به جای نوشتن مطالب مفیدی در جهت رفع مشکلات اقتصادی اهالی ان شهر و یا در مورد سایر مشکلات شهری آنان همه ی صفحات و ستون های آن نشریات را انباشته از متونی می کنید که قدرت تمرین شعرنوشتن و یا مطالب بیهوده پر کردن خود را نشان بدهید و این نوع شعر نویسی های شما برای همان صاحبان سهام کثیر یک شهر ایرانی همه هفته ها ، دو ، سه میلیون تومان آب می خورد.
این وبلاگ شامل :