تاریخ 72 ساله ی شرکت های آمریکایی در اقتصاد ایرانیان

از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

در دوره ی رضاشاه پهلوی ، تنها چندشرکت آمریکایی و در رقابت سخت با شرکت های انگلیسی توانسته بودند به اقتصاد جامعه ی ایران رخنه بکنند ولی با وقوع جنگ جهانی دوم و با ورود ارتش آمریکا به شهر تهران زمینه برای ا نواع سرمایه گذاری های شرکت های آمریکایی و یا برای تأسیس انواع کارخانجات آمریکایی در خاک ایران فراهم آمد و به همان شیوه ای که در نظام سرمایه گذاری کشور آلمان و ژاپن و کره ی جنوبی عمل کرده بودند و یا منجر به صنعتی شدن آنها گردیده است در خاک ایران نیز به همان شیوه عمل نمودند و لیکن برخلاف حضور نظامی ده ساله ی آنان در خاک افغانستان و یا در عراق این حضور 72 ساله ی آنان در خاک ایران هنوز نتوانسته است به نتایج صنعتی برسد چرا که برخلاف روند کشورهای آلمان و ژاپن و کره ی جنوبی که به تخاصم نظامی هم با آنان پرداخته بود ناسیونالیسم افراطی ایرانیان قوی تر از آنان است و به همین دلیل هم چالش های سیاسی ناسیونالیسم ایرانیان عملاً ورود صنایع جدید مزبور را در درون خاکشان به دگرگونی کارکردهای اقتصادی – صنعتی کشانده و یا به جای اقتصاد صنعتی شدن لازم به یک نوع اقتصاد دلالی و واسطه گری و تولید مشاغل کاذب تبدیل نموده است که باعث شده تا جامعه ی ایرانی از سرتاسر جوامع روستایی سرخ پوست آمریکای لاتین هم در روند اقتصادی خود عقبتر بماند و یا به دلیل گرانی قیمت ها و رشد تورم بالا و رشد بیکاری انواع زورگیری های اجتماعی رواج یابد و یا از نظر گرانی در میان 200 کشور جهان نخستین کشور دنیا گردد که بعد از ایران کشور ونزوئلا قرار دارد که نظیر کشور ما یک جامعه ی نفت خیز است و یا همان طوری که در شهرهای ما به دلیل اقتصاد عقب مانده اش انواع زورگیری های اجتماعی رواج می یابد به نقل نشریه ی ایران در شماره ی 17 اردیبهشت 1392 در کشور ونزوئلا نیز میزان وقوع جرایم و یا تبهکاری های وسیع اجتماعی و یا ناامنی های اجتماعی چنان زیاد شده است که وزیر کشور آنان اعلام کرده است که با همکاری نیروهای مسلح ونزوئلا سعی دارد یک طرح  جامع امنیتی برای برقراری امنیت شهروندان در همه ی مناطق شهرهای ونزوئلا برقرار سازد .

ودر هر حال امروزه سابقه ی تأسیس شرکت های آمریکایی در خاک ایران به 72 سال می رسد که اغلب آنها یا کارخانجات صنعتی و یا شرکت های اقتصادی و یا شرکت های صنایع نظامی و یا صنایع دریایی و غیره بودند که در طول 37 سال دولت پهلوی تأسیس شده بودند و از نظر کارکرد صنعتی نیز هرچند در دوره ی مزبور موفق شده بودند ولی در برخورد با چالش های سیاسی مقابله با ناسیونالیسم افراطی ایرانیان به مشکلاتی برخوردند که این شیوه  تفکر فرهنگی ایرانیان آنها را به ستیز با صنایع بیگانه و یا سرمایه گذاری بیگانگان در خاک آنها می کشاند و عملاً در نتیجه ی این ستیزهای فرهنگی بود که کارکرد صنایع مزبور انحراف اقتصادی یافته و یا به دلیل حذف طبقه ی متوسط و متخصص از نظام صنعتی مزبور چنان دچار بحران اقتصادی شده و یا باعث مهاجرت بی رویه متخصصان از خاک ایران گردید ویا اقتصاد صنعتی ایرانیان را به اقتصادی واسطه گری کشاند که در صنایع آلمان ویا ژاپن و کره چنین وضعی دیده نمی شود .

آری بعد از استقرار ارتش آمریکا در خاک ایران و در 72 سال پیش آنها تصمیم به سرمایه گذاری صنعتی در مناطق مختلف ایران گرفتند ولی به دلیل آنکه ارزیابی علمی و یا عملیاتی صحیحی از روحیه ی فرهنگی و طرز تلقی ایرانیان نداشتند و یا این امر را با ناپختگی های مختلف انجام می دادند و یا از نظریات مستشاران و مشاوران و کارشناسان مختلف خارجی استفاده می کردند که چندان مسائل سیاسی درونی ایرانیان را نمی فهمیدند و یا گاهی به توصیه ی افراد نادان داخلی عمل می نمودند تا به مقابله این نوع ناسیونالیسم افراطی بپردازند و در نتیجه ی توصیه های غیرعاقلانه ی آنان به انواع فرهنگ سازی های من درآوردی و یا به مذهب سازی ها و یا شگردهای دیگر اجتماعی روی می آوردند تا سرمایه گذاری های مالی خود را ایمن سازند و در راستای این سیاست های غلط خود هم انواع سرمایه گذاری های صنعتی خود را با بحران های اقتصادی بیشتر روبه رو ساختند و یا باعث آن شدند که سالها بعد از ورود آنان به خاک ایران نیز حتی قشر جوان و نیمه آگاه دانشگاه های تهران و صنعتی شریف و غیره نیز به جای درس خواندن و یا کسب تخصص های صنعتی به درگیری های سیاسی با آنان می پرداختند .

و واقعه ای بودکه در دانشگاه های ژاپن  ویا آلمان  و یا کره ی جنوبی و یا کشورهای عربی نظایر آنها دیده نمی شد و لذا امروزه  این معضل اجتماعی باعث آن شده است که طبقه ی متوسط ایرانیان حذف شود که وابسته به صنایع جدید و یا وابسته به نظام اداری جدید می باشد که آنان در خاک ایران بوجود آورده بودند و یا انواع ستیزهای فرهنگی اجتماعی در جامعه ی ایرانی بوجود بیاید که اقتصاد معاصر ایرانیان را به بن بست کشانده است و در راستای ناسیونالیسم گرایی مزبور طالب برگشت به اقتصاد قبیله ای و قومی سابق داخلی خودگردند چرا که ناپختگی های مستشاران خارجی در انواع سرمایه گذاری ها و یا نادانی فکری کسانی که از داخل به آنان رهنمودهای  غلط می دادند این بن بست های اجتماعی را بوجود آورده است که به برخی از این ناپختگی ها می بایست اشاره بکنم.

فرضاً یکی از آنها دکتر میلسپو بود که گرچه در دانشگاه های آمریکا دانشیار علوم سیاسی گردیده بود ولی عملاً با مسائل واقعی سیاسی جوامع توسعه نیافته آشنایی عمیق نداشت و به دلیل عدم پختگی سیاسی خود هم به طراحی هایی پرداخت که مشکلات زیادی در سرمایه گذاری های آنان  بوجود می آورد فرضاً او که از سوی شرکت های صنعتی آمریکا تربیت شده بود و از طریق آنان هم قبل از ورودش به کشور ایران به کشور هائیتی آمریکای لاتین فرستاده شده بود تا در آنجا به عنوان مشاور امور مالی جمهوری هائیتی عمل بکند و در همان جا نیز کتابی به نام «هائیتی تحت کنترل آمریکا» را به رشته ی تحریر در آورده بود بعد از ورود به ایران نیز کتاب « آمریکایی ها در ایران » را تحریر کرده است و بلافاصله بعد از اشغال خاک ایران توسط ارتش آمریکا هم شرکت های تجاری آمریکا تصمیم گرفتند که ایشان را به درون خاک ایران بفرستند و به همراه او شصت نفر دیگر هم از مستشاران آمریکایی به خاک ایران آمدند که 50 نفر آنان در بخش های گوناگون واحدهای اداری وزارت دارایی ایران مستقر شدند و یا انواع واحدهای سازمانی این وزارتخانه را با طراحی های جدید خود بوجود آوردند که از جمله آنها تعدادی از آنان در سمت های مختلف واحدهای اداره ی کارگزینی وزارت دارایی و یا کارپردازی و یا بازرسی کل و یا در اداره ی کل در آمدها و یا در اداره ی کل بهره برداری ها و یا در اداره کل نظارت صنعتی و یا در اداره  ی کل حسابداری و یا در خزانه داری کل و یا در اداره ی غله و نان و یا در اداره ی کل پخش و غیره مستقر شده بودند و تعداد ده نفر از آنان نیز به شهرهای بزرگ ایرانی و به عنوان پیشکاران مالیه ی استان ها رفتند که از جمله ی آنها استان های کرمانشاه و اهواز و مشهد و رشت و رضائیه و غیره بودند و به عبارت دیگر ساختار اداره ی وزارتخانه ی مزبور را طوری طراحی نمودند که برای انواع سرمایه گذاری شرکت های خارجی آنان زمینه ی اداری لازم فراهم آورد و بعد از وی نیز براساس اصل 4 ترومن در استان های مختلف ایران مأموران مستشاری اصل 4ترومن مستقر شدند و یا مشاورانی که در امور شهربانی و ژاندارمری و آبیاری مدرن و یا سازمان برنامه و بودجه و حفاری سدهای ایران و یا به عنوان مشاوران تأسیس دانشگاه های جدید و یا مراکز بیمارستان ها و یا کارخانجات جدید مستقر بودند و یا به عنوان کارشناسان شهرداری تهران و بهداشت عمومی و غیره عمل می کردند و یا حدود 58 هزار مستشار نظامی هم در صنایع اسلحه سازی آنان و درکارخانجات ژ3 و یوزی سازی و هلی کوپتر سازی و یا در صنایع هوابرد و یا در آموزش فنون جدید نظامی و یا در صنایع موشک های آمریکایی و فانتوم های آمریکایی مستقر شدند که متخصصان داخلی ایران با ماهیت صنعتی و یا با چگونگی کارکرد آنها آشنایی لازم نداشتند و یا در راستای سرمایه گذاری های مزبور تحولاتی را در ساختارهای شهری ایران و راهسازی  و یا در تأسیس دانشگاه های جدید و یا  در راه اندازی سیلو ها و سدهای کرج و سفید رود  و غیره بوجود آوردند که در دوره ی رضا شاه پهلوی کمپانی های انگلیسی نتوانسته بودند نظایر آنها را بوجو د آورند و بعلاوه با سرمایه گذاری های آنان بود که  12 هزار متخصص ایرانی برای تحصیل علمی و یا فنی به دانشگاه های آمریکایی روانه شدند و  این نوع تحولات که با سرمایه گذاری های آنان انجام می شد و در جامعه ی فئودالیسم قدیمی ایرانیان هم  از راه انباشت ثروت ناشی از سود زراعی امکان وقوع آن سازمانها وجود نداشت ولی چندان نمی توانست به موفقیت دائمی منجر شود چرا که از سوی دیگر همزمان با توسعه ی نهادهای جدید صنعتی – اداری مزبور هم گرایشات سیاسی-فرهنگی تقابل ایرانیان نیز در مقابله با شرکت های مزبور رشد می یافت و یا سرتاسر دانشگاه ها را به درگیری سیاسی می کشاند و باعث رواج تألیف یک رشته از کتب و یا نوشته جاتی می شد که جامعه ی ایرانیان را به مخالفت عمیق با آنان بکشاند و بعلاوه این تقابل های سیاسی نهایتاً در سال 1357 منجر به متلاشی شدن رژیم پهلوی شد که همراه آن بسیاری از متخصصین داخلی همان صنایع و یا ادارات و یا دانشگاه ها نیز از کاربرکنار شده و یا به خارج کشور مهاجرت نمودند و عملاً همه ی آن کادرهای  اداری هم که در طول 37 سال آموزش لازم دیده بودند به یکباره فروپاشید و یا سازمان های جدید اداری در امور نظامی و کشاورزی و آموزش و پرورش و یا دانشگاه ها و یا ادارات جدید شکل گرفت که تجربیات تئوریکی و عملی در سازماندهی ادارات مزبور نداشتند و اغلب با تعقل روستایی و یا تعقل بازاری خود می خواستند که ساختار آن کارخانجات مزبور و یا ادارات و دانشگاه های مزبور را بازسازی بنمایند و در نتیجه ی این نوع فروپاشی بود که قشربندی های جدید اجتماعی نیز که براثر صنعتی شدن جدید ایرانیان بوجود آمده بودند مجبور به خروج از ادارات و یا از کشور شدند ونیز لازم به تذکر است که عدم پختگی ها در روند سرمایه گذاری های اولیه هرچند منجر به تأسیس تعدادی کارخانه ها و یا دانشگاه ها و یا اداره در شهرهای ایرانی شد و یا تعدادی از ایرانیان را شاغل نمود ولی عملاً این نوع نهادهای سازمانی تنها ساختمان کالبدهای بیرونی آن نیستند و بلکه برای دوام کارکردشان تنها نیاز به متخصصانی دارند که بتوانند آن نوع کارخانجات و یا دانشگاه ها و یا ادارات را با کارآیی بالا بچرخانند و یا مدل اداری- آموزشی آن را به یک مدل روستایی – قبیله ای تبدیل نسازند که در کوچه و محله ی  خود روش آن را یاد گرفته اند و علت خارجی این نوع فروپاشی اداری هم همان ناپختگی مستشاران خارجی در روند سرمایه گذاری های مزبور بود .

و از سوی دیگر هم عامل داخلی  این فروپاشی اداری برخی از ایرانیان بودند که در حزب توده و در فاصله ی سالهای 1320 الی 1327 سازمان یافته بودند و همان طوری که اینجانب در مقاله ی خودم و بنام « طبقه ی روشنفکران وکمپانی های تجاری » ذکر کرده ام شالوده ی فکری – فرهنگی کنونی روشنفکری ایرانیان معاصر از طرز فکر خام این گروه بندی اجتماعی نشأت می گیرد که نظیر دیگر ایرانیان عضوی از جامعه ی ایرانیان بودند ولی پختگی عمیق و یا علمی در ارائه ی اندیشه های لازم نداشتند و یا برخی از آنان نیز با فرصت طلبی های مختلف فقط از کشورهای دیگر تبعیت می کردند و هرچند در دوره ی مزبور کادر حزب توده بزرگترین تشکیلات روشنفکری شهر تهران بود که براساس اسناد گزارش های محرمانه ی شهربانی کشور در همان دوره تاریخی بالای 90 نفر آنان فعال سیاسی بودند و بقیه ی اهالی تهران و یا دانشجویان و کارگران را به عنوان هواداران سیاسی خود کرده بودند و از نظر تشکیلات هم در کلوپ سیاسی آنان بیشترین رفت و آمدهای سیاسی می شد و یا در میان 20 گروه و یا حزب و جمعیت تأسیس شده آ« دوره تاریخی و بعد از واقعه ی ورود ارتش آمریکا به خاک ایران بالاترین تشکل اجتماعی را بوجود آورده بودند و لذا به عنوان معلمین آموزشی بقیه ی گروه بندی های اجتماعی ایران عمل می نمودند که مردم ایران را به یک نوع ناسیونالیسم مبارزه با شرکت های آمریکایی می کشاندند ولی تجزیه و تحلیل سیاسی مختلفی که  آنان به مردم عوام ایران ارائه می دادند مبتنی بر تجزیه  وتحلیل های علمی – واقعی نبود و صرفاً طبقه ی عوام جامعه را می توانست بفریبد چرا که این گروه بندی اجتماعی با شعاردهی های خود بعداً تفکراتی را در گروه های مذهبی و یا در گروه های ملی و یا جبهه ملی  و یا در دانشجویان بعدی آفریدند که هیچکدام از بن مایه های آنان از تفکر عقلانی تئوریک نشأت نمی گرفت و یا همه ی این گروه بندی های نامبرده ی مذهبی و یا ملی هم  از آنان تأثیرفرهنگی می گرفتند که در همه ی بن مایه های فکری آنان مصادره ی اموال شرکت های خارجی مزبور به نفع طبقه ی کارگر و یا به نفع ملت ایران و یا به نفع سران آن ملت و یا سران اتحادیه کارگران و غیره مندرج شده بود که سرتاسر کتب تاریخ معاصر ایرانیان را متأثر فرهنگی کرده است و بدون آنکه اندیشه لازم شود که آیا بعد از مصادره ی انقلابی آن اموال شرکت های مزبور  نحوه ی تقسیم و یا نحوه ی استفاده ی آن اموال در میان ملت ایران به چه منوالی خواهد بود؟ و درست شبیه همان شیوه تفکراتی بود که اعراب اولیه هم در حمله به خاک ایران اموال و زمین های مصادره ای ایرانیان را بین خود تقسیم کردند ولی بعداً متوجه شدند که با این اقدام خود امکان انحلال تشکیلات نظامی خود را فراهم می آورند و در هر حال این نوع عوام فریبی ها از راه گروه بندی مزبور که به جای عنوان حزب کمونیست هم عنوان عوامانه ی حزب توده و یا توده ای کردن سیاست و یا کشیدن سیاست به میان طبقه ی عوام را در رویه ی فرهنگی خود به دنبال داشتند را پیاده می کردند و نهایتاً منجر به آن شدند که تعداد زیادی از مردم ایران از راه عوامانه به دنیای سیاست راه یافته و یا با همان عوامی خود بنیان بسیاری از تشکیلات جدید علمی –صنعتی و اقتصادی – آموزشی معاصر ایرانیان را با بحران اداری – مالی روبرو بسازند.

شرکت های اقتصادی خارجی هم که در ایران سرمایه گذاری کرده بودند برای مقابله با چنین تفکرات عوامانه در مصادره گردیدن اموال شرکتشان و یا برای مصونیت بخشیدن به اموال شرکتهای خود با صرف پولهای مضاعف تر به ساخت انواع مذهب سازی ها و ایدئولوژی سازی ها و یا ایجاد مذهب انجمن حجتیه و یا برای تأسیس مدارس ویژه ای جهت تربیت آنان و یا برای رواج مذهب شیطان پرستی گروه های جوان دیگرایرانی و یا برای اعضای فراماسونری و یا برای ساخت مذاهب خاص اعضای شرکت های هرمی می پرداختند و یا انواع فرهنگ سازی های دیگری که از طرق  راه اندازی تعداد زیادی از مطبوعات ایران بوجود آوردند و یا از راه کنترل چاپخانه ها و رسانه ها و اینترنت بود تا عملاً از این راه ها و طرق فرهنگی به حفظ اموال سرمایه گذاری شرکت های خود در خاک ایران بپردازند و در نتیجه ی این نوع عواقب فعالیت سیاسی حزب توده ایران آن شرکت های اقتصادی هم به جای فعالیت صرف اقتصادی در خاک ایران و یا در شاخه ی اقتصادی – صنعتی مشاغل خاص خود ، به شاخه ی فرهنگ سازی ایرانیان کشیده می شدند و از این طریق هم به رواج انواع خرافات و باورهای عامیانه در درون جامعه ی ایران می پرداختند و یا مانع آن می شدند که فرهنگ قدیمی و اصیل ایرانی در رتق و فتق امور جاری اقتصادی و خانوادگی ملت ایران مؤثر گردد و به همین دلیل بود که آنان در همین راستا به کارشناسان علمی سازمان ملل هم پیشنهاد دادند که کتب مختلفی در مورد رابطه ی شرکت های چند ملیتی با فرهنگ های جوامع مختلف جهانی تدوین بکنند که برخی از این نوع کتب هم تدوین و چاپ گردید ، تا از این طریق برای حفظ اموال شرکت های خود بپردازند و آن ها را از حوادث اجتماعی ناشی از مصادره خواهی برخی از پرسنل ملل دیگر مصونیت ببخشند و یا گاهی هم ناچار می شدند که اموال شرکت های خارجی خود را به نام اموال خاندان سلطنتی و یا اموال بنیاد پهلوی بنامند و در این راستابود که برای کنترل و حفظ حسابداری اموال شخصی شرکت های خود نیز ناچاراً به کنترل ازدواج ها و طلاق های خاندان پهلوی نیز کشیده می شدند که مضامین و محتوای کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» حاکی از این نوع شگردهای مالی آنان است و یا همان طوری که محتوای کتاب «ناگفته های نفت ایران» نشان می دهد که محتوایش از اسناد سازمان سیای آمریکاست که چگونه کادر سازمان سیا در این راستا به افراد مذهبی ایرانی مراجعه کرده و به آنها با دادن پول ، پیشنهاد تدوین کتابهای مذهبی را می دادند و یا برای حفظ اموال شرکت های خود مجبور می شدند که رفتارهای ناسالم اداری را در رفتار وزرا و یا مدیران ادارات رژیم پهلوی رواج اجتماعی بدهند و یا به جای کنترل شفاف و قانونی مکانیسم حسابداری آن شرکت ها که به سرمایه گذاری در آن اداره مزبور پرداخته بودند شیوه های خاص و من در آوردی اداری را در سیستم ادارات ایران بوجود می آوردند که با تاریخ و فرایند وزارت و مدیریت ایرانیان مغایرت اساسی داشت و یا گاهی برای کنترل مسائل مالی خود هم در میان سازمان ها و ادارات تعدادی از رؤسای آن ادارات و بانکها و غیره را در لژ های خاصی سازمان دهی می کردند و بعداً با انتشار اسامی آن افراد خام و ناآگاه وجهه و حیثیت اجتماعی آنان هم به معرض تخریب کشیده می شد و از این راه صدمات زیادی به حیثیت قشر تحصیلکرده ی ایرانیان زده می شد و یا در مکانیسم فرهنگ سازی های مزبور  و به نقل کتاب «نیرنگ و سیاست» ویا به نقل گزارش های کتاب ، خاطرات هایزردر ایران ، مردم ایران به صحنه سازی های سیاسی خاصی کشیده می شدند که تنها نقش بازیگر تئاتر سیاسی به ملت ایران می داد و در حالی که مردم جامعه ی گذشته ی ایران که اغلب از اقشار روستایی و یا  جوامع شهری کم پول و کم درآمد بودند و امکانات عملی مالی و پولی برای تأسیس نشریه و یا برای تولید مطبوعات و قلم فرسایی نداشتند ولی با مراجعه به آنان و با راه اندازی هزینه ی تأسیس نشریات آنان به فرهنگ سازی های مورد نظر آنان  در جامعه ی ایرانی می پرداختند و از این طریق فرهنگ سازی های ادوار گذشته ایران تنها فرهنگ سازی مقطعی مختص به هر دوره ی تاریخی مزبور بوده و با تحول آن شرایط هم تحولات زیادی در آن فرهنگ سازی ها بوجود می آمد و یا فرهنگ با دوام و نهادینه شده عمیق را در میان ایرانیان از بین می برد و یا باعث می شد که فرهنگ اصیل ایرانیان برای اداره بهینه ی سیستم اقتصادی خود و یا برای اداره ی بهینه ی سیستم خانوادگی خود و یا برای اداره ی شهر نشینی و دانشگاه های خود با فرهنگ های سلیقه ای و ادواری افراد پیشنهاد دهنده مزبور اداره بشود که خطرات آمیختن نظام فرهنگی با منافع آن شرکت های چندملیتی  است که این نوع نشریات ایرانی و یا کارگردان های فیلم های ایرانی در ازای پول گرفتن در جامعه ی ایرانی به راه می انداختند و از این طریق فرهنگ سازی ها و رواج خرافه های تصویری و رسانه ای و نوشتاری منجر به نابودی قشر متوسط ایرانیان شده و یا باعث کنار گذاشته شدن آنان از سازماندهی عقلانی ادارات گردیده است و یا عامل کمک به فراری دادن آنان از خاک ایران می شد و یا زمینه را برای رواج اقتصاد دلالی و واسطه گری و تولید فقر برای کل ایرانیان می گردید .

آری شگردهای سیاسی- فرهنگی حزب توده ، در ارائه ی یک تز غلط اجتماعی ، تنها مسائل و مشکلات زیادی را در سرتاسر 72 سال گذشته برای کل ملت ایران بوجود آورده است و یا برای قشر متوسط ایرانیان بوجود آورده است و یا برای تولید معضلات اقتصادی برای همه ی ایرانیان بوجود آورده است ، چرا که بنیان گذاری تئوری مبارزه ی آنان با شرکت های تجاری خارجی تنها بر مبنای یک تئوری غلط بود که به جای آن که به آن ملت ایران دیدگاه علمی تولید بکند و یا از این راه به کمک اقتصادی آنها منجر شود ویا به روشنگری های اجتماعی در زمینه ی توسعه ی اقتصادی منجر شود ، صرفاً به ماجراجویی های سیاسی توأم با بن بست اجتماعی منجر می شد ویا به مبارزه ی سیاسی بدون عاقبت که مبتنی بر تجزیه و تحلیل عقلانی و علمی نبوده و مبتنی بر استراتژی عقلانی مبارزه نبوده و بلکه هدف آن تئوری ها فقط حادثه آفرینی های سیاسی صرف بود و یا حادثه آفرینی بدون توجه به عواقب آن حوادث آفرینی بود و یا یک نوع ماجراجویی های سیاسی بود که تعقل منطقی و علمی در به راه انداختن آن ماجراها وجود نداشت که تجزیه و تحلیل علمی بکنند که آیا تولید این نوع حوادث اجتماعی برای سرنوشت کل یک ملت چه ضررهای اجتماعی دارد ؟ و یا برای هواداران آنها چه ضررهایی دارد؟ و یا چه ضررهایی برای سایر گروه های مبارز ایرانی تولید خواهد کرد ؟ و یا چگونه باعث خواهد شد که تعداد زیادی از جوانان بیگناه ایرانی در حوادث مختلف سیاسی کشته شده و یا آواره ی کشورهای دیگر گردند و یا منجر به نابودی شالوده های اقتصادی یک ملت بشود؟ و یا بیکاری ناشی از اقتصاد انگلی را برای کل آن ملت بوجود آورد ؟

آری هدف از این نوع مبارزه فقط توده ای کردن بی عقلانه ی آن سیاست ها بود و یا کشاندن آن مسئله به میان آن مردم و توده ها و به هر قیمت بود و لذا همین شگرد سیاسی هم گاهی جواب اجتماعی برعکس می داد زیرا کمپانی های مزبور هم که این نوع حوادث  آفرینی را می شناختند ، درست همان شگردهای سیاسی خود آنان را یاد گرفته و سپس با دادن پول و یا امکانات لازم به لمپن های شهری نظیر همان حوادث را به نفع خود می آفریدند که حادثه ی 28 مرداد 1332 یکی از این نوع حوادث آفرینی توده ای فلّه ای  بود که توده های خلقی جنوب شهر تهران آنها را می آفریدند؟! و یا در حوادث دیگر نیز چنین است که تاریخ نویسان معاصر به آنها اشاره نمی کنند و در حالی که ملت ایران به دلیل مکانیسم با هوشی و یا استعداد و یا اهل قلم بودن خود که از اعقاب و اجداد عاقل خود زاده شده بودند قادر بودند و می توانستند الگوهای عقلانی بهینه ای را در حوادث اجتماعی ایران بیافرینند ولی پرسنل حزب توده همیشه سعی می کرد که این نوع رفتارهای فرهنگی متعلق به خود ملت ایران را کنار گذاشته و الگوسازی های فرهنگی مختلفی برای ملت ایران از سایر ملل جهان بتراشد که از نظر فرهنگی عقب مانده تر از ملت ایران بودند و به جای تکیه به ریشه های فرهنگی خود ایرانی ها در ساختن راه حل های اجتماعی بهینه، به اسطوره های فرهنگی و راه حل های فرهنگی ملل عقب مانده ی دیگر بیاندیشند و براساس همین الگوسازی های فرهنگی بود که با رواج « فیلم زاپاتا » در میان دانشجویان دانشگاه تهران و یا صنعتی شریف همیشه سعی می کردند که جوانان خام و کم تجربه ایران ولی سیاسی این نوع دانشگاه ها را فریفته و آن ها را از روش های عاقلانه ی آبا و اجداد فرهنگی خود جدا ساخته و در میان این نوع جوانان با استعداد تنها به زاپاتا گرایی از نوع سرخ پوستان مکزیکی کشیده شوند که در مبارزه با صنایع وابسته به اجنبی ها از روح سرگردان یک سرخ پوست مکزیکی الهام فرهنگی بگیرند و یا به نجات بخشی ملی خود از راه این روح های سرگردان سرخ پوستی و فرهنگ های اقوام اولیه ی آن بیاندیشند و یا از راه فلان الگوی فرهنگی مربوط به جوامع عقب مانده ی زرد پوست آسیایی الهام فرهنگی گرفته  و با دیدن فیلم نسل اژدها و غیره آن روش ها را الگوی فرهنگی خود بسازند و یا سایر افراد را که وجهه تاریخی خوبی ندارند الگوی فرهنگی خود کرده و مثلاً استالین را الگوی یک چهره خلقی برای ایرانیان شود و در حالی که به نقل کتاب « تزار سرخ » (منظوراستالین است که یک جیره خوار وابسته به سرمایه دار غربی بود ولی حزب توده او را الگوی تمام عیار برای خلق های ایرانی مطرح می ساخت) و در حالی که به نقل سروان مرتضی زربخت که یک ایرانی قربانی شده ی همین جریان ها بود و سالها هم زندان دیده و یا مجبور به ترک ایران شده است در کتابش می نویسد که استالین و حزب چندش آور کمونیست وی و رؤسای بعدی اش در روسیه حتی حاضر به اعدام افسران نظامی ایرانیان به دست رژیم شاه بود و یا حاضر به وساطت سیاسی برای خلاصی آنان از اعدام نبود و تنها حزب کمونیست ویتنام بود که در ازای آزادی اسرای آمریکایی خوددر جنگ ویتنام  از رژیم ایران خواست که آنها را اعدام نکند ویا از فیدل کاسترو و چاوز در انواع کتابها و یا تصویرسازی های خود برای ملت ناآگاه ایران چنان چهره ی درخشانی سازند که کسی نداند که آنها جیره خواران و وابستگان تمام عیار به کمپانی های نفتی  و غیره هستند و از راه این نوع الگوسازی های فرهنگی هم ملت ایران گول می خوردند و امروزه این نوع الگوسازی ها عوام فریبانه تنگناهای عمیق اقتصادی ، فرهنگی برای کل ملت با سواد ایرانی فراهم کرده است و یا اقتصاد و نظام خانواده و نظام اشتغال و یا وطن و یا همفکری و یا دوستی را از همه ی ملت ایران گرفته است !!!