توسعه سريع و نامتوازن در جامعه جديد ايراني
شايد در كمتر جامعهاي اين نوع تحول وسايط نقليهاي به اين ميزان از سرعت نباشد و يا مجهز شدن اغلب شهرها ايراني به ساختوساز تاسيسات مخابراتي و يا ارتباطي و يا ساختوسازي بناهاي اداري جديد شهرها و يا ساختمانهاي مجلل بانكها و يا بيمارستانها و درمانگاهها و پاركها امكان دسترسي آسان مردم را به امور درماني و اخذ وام بانكي و تسهيلات اداري شهرها فراهم كرده است و از عجايب ديگر اين نوع توسعه سرعت تجديد بناي ساختمانهاي شهري و نوسازي شهرهاي ايراني است كه سرعت ساخت و سازهاي شهري ايراني در دوره اخير تا حدودي حيرتآور است كه يك جامعهشناس شهري ميتواند آن را در ملاحظات نگرش جامعه شناسي خود در جامعه جديد ايراني به خوبي ببيند زيرا هر نوع نوسازي فضاهاي شهري و يا ساخت و سازهاي توسعه شهري به يك رشته از پارامترهاي اجتماعي وابسته است كه اگر آن پارامترها خوب عمل بكنند افزوني در ساخت و ساز شهري و تجديد سازمان شهري نسبت فرسودگي فضاهاي شهري و كهنگي آنها بيشتر شده كه بر اثر عوامل جوي و يا گذشت زمان و كهنگي وسايل ساخت و يا كهنگي مد اجتماعي كه آن بناها را به مرور زمان غيرقابل استفاده ميكند بيشتر ميشود و در نتيجه افزوني ابن نوع تجديد بناي شهري نسبت به استهلاك شهري بيشتر شده و نتيجتاً شهرها مدرنتر ميگردند و اين نوع مدرنيته شدن به ميزان نحوه سرمايهگذاريي ناشي از اندوختههاي خانوادگي و يا شخصي و دولتي و يا نحوه تدابير ساخت و ساز و يا تدابير فني ديگر و يا كم كردن ضايعات و غيره بستگي دارد و اگر همه اين تدابير ساخت و ساز با دقت و عقلانيت و برنامهريزي شده انجام بگيرد نتيجه آن ميزان نوسازي شهرها ميشود و لذا امروزه هر كس كه كمترين تجربهاي از تاريخ شهر خود و يا تاريخ شهرهاي ديگر ايراني داشته باشد به خوبي در مييابد كه تجمع پارامترهاي اجتماعي مزبور همگي باعث شده است كه امروزه نوسازي شهري و توسعه فضاهاي شهري و يا تجديد بناي ساختمانهاي آن وسعت زيادي بيابد و يا تردد وسايل نقليه و ترافيك آن نيز تا حدودي بهتر شود و اين امر دسترسي آسان به رفاه شهري را نظير همان تسهيلات آموزش عالي و يا تسهيلات ترجمههاي علمي و يا تسهيلات دسترسي به ماشينهاي لوكس و غيره از نوع تسهيلات رفاه شهري را به وجود آورده است و از اين رو، مردم ايران امروزه توانسته در كمترين زمان ممكن، به انواع مدارج تحصيلي دكترا و فوقليسانس و ديگر مناصب و مدارج دسرسي آسان بيابد و يا به نوسازي منازل خود از طريق وامهاي بانكي دسترسي آسان بيابد و نيز در سالهاي اخير اصلاحات اجتماعي با روند رشد سريع مطبوعات محلي و كشوري ديدگاههاي مردم ايران نسبت به دنياي سياست سريعاً تحول بيابد و يا تحول مفاهيم سياسي را در ذهنيت آنان سريعاً وجود آورد كه يك نوع توسعه سياسي سريع بود و نيز در اينجا وقتي به توسعه سريع اشاره ميكنم منظورم آن نوع از دگرگونيهاي فني و اقتصادي و شهري و آموزشي يك جامعه نسبت به جوامع ديگر در همان زمان ممكن است كه اگر يك جامعه نسبت به ديگري از زمان كمتري براي همان ميزان و اندازه از توسعه استفاده بكند به آن توسعه سريع جامعه ميگويند و ايران امروز به اين نوع توسعه سريع تا حدودي دست يافته است و اين توسعه اخير هم تا حدودي بستگي به چاههاي نفت و درآمدهاي حاصل ازآن ندارد و بلكه به پارامترهاي مختلفي بستگي دارد كه به خاطر آن دلايل اين نوع توسعه در ايران امروزي ديده ميشود و مثلا از طريق درآمدهاي نفتي نميتوان اين همه از ترجمه كتب علمي و يا انتقال سريع علوم از جوامع ديگر به جامعه ايراني را فراهم آورد زيرا معيارهاي كندي فرهنگي جامعه و يا موانع قانوني مخلتف جوامع ديگر، مانع آن ميشود كه با پول نفت به آن دسترسي پيدا بكنيم و يا با وجود دويست خردهي اسكلهي غير قانوني در سالهاي اخير مردم ايران توانستند به لوازم منزل و لوازم صوتي ارزاني دسترسي بيابند كه با پولهاي نفت نميشد آنها را فراهم كرد و يا اخذ مجوز و ليسانس توليد صدها كارخانه مدرن در زمينه توليد لوازم خانگي و يا لوازم تاسيسات منزل و يا كارخانههاي لوازم برقي و الكترونيكي و يا كارخانههاي پوشاك و مبلمان و غيره از اين نوع پارامترهاي توسعه است كه آن را صرفاً نميتوان در ازاي پول نفت به دست آورد.
بايد افزود دولتها كه زمينه توسعه اقتصادي هر جامعه را فراهم ميكنند، ناخود؛آگاه از روند تغييرات اجتماعي مزبور منجر به تغييرات فرهنگي ناخودآگاه جامعه ميگردند و نتيجتاً الگوهاي فرهنگي زندگي مردم را دگرگون ميكنند كه اين دگرگوني فرهنگي نه از طريق مكانيزم تهاجم خارجي و يا تهاجم فرهنگي و بلكه از طريق مكانيسمهايي است كه از درون تحول مزبور توليد ميشود و نظير آنكه ما بخواهيم گندم را با كوبيدنش آرد بكنيم و ديگردر آن صورت نميتوانيم همان آرد را به گندم سابق تبديل نماييم و اين فرآيند نتيجهي عملكرد خود ماست و به همين دليل روند تغييرات اقتصادي جامعه نظير همان تحول ماهيت گندم به ماهيت آرد است و الگوهاي فرهنگي جامعه نيز به همين طريق دگرگون ميشوند و اين دگرگوني فرهنگي ممكن است حوزههاي وسيعي از فرهنگ جامعه و خرده فرهنگهاي آن را نيز در بر بگيرد و حتي نحوه ادبيات و الگوهاي ادبي جامعه را دگرگون بكند و يا قالب روابط خانوادگي مردم را دگرگون بكند و مثلا با وارد كردن كارخانجات مدرن نساجي و پوشاك اردبيل كه در خاورميانه نظير ندارد حتي الگوهاي فرهنگي پوشاك مردم و رنگ لباسهاي آن نيز ممكن است دگرگون بشود و يا الگوهاي مصرف پوشاك و لباس مردم نيز دگرگوني بيابد و يا با وارد كردن كارخانجات ماديران كه به توليد كامپيوتر و لوازم تصويري ميپردازد ديدگاههاي فرهنگي مردم نيز از تصاوير زندگي اجتماعي دگرگوني مييابد و گرچه لزوم تاسيس اين نوع صنيايع كامپيوتري به خاطر آن بود كه مردم در اغلب دانشگاهها و منازل و محافل اداري دسترسي آسان به وسايل ارتباطي تصويري داشته باشند كه باعث شده تا براي اينكه مردم ايران در كمترين زمان به اين نوع وسايل ارتباطي تصويري از طريق كارخانجات صنعتي مزبور و يا كارخانجات الكترونيكي شيراز دسترسي يابند تغييراتي باشد كه از طريق نهاد دولتي در جامعه ايراني شكل گرفته است و آن نوع از تغييرات اجتماعي نيست كه از طريق قشر نخبهگان و يا استعداد ذاتي مردم ايراني شكل گرفته باشد زيرا در تغييرات از نوع دوم همهي آحاد مردم احساس نياز به داشتن حتمي كامپيوتر و دسترسي به آن نمييابند و تنها افرادي كه نخبه هستند و يا گرايشات شديد روحي به نوع جوئي دارند ممكن بود كه به هر قيمت به اين وسيله فنآوري مجهز شوند و با آن گرايشات نوع جوئي اين نوع تغيير را ميتوانستند وارد جامعه ايران بكنند كه چون درصدشان هم در سطح مردم ايران بسيار كمتر بود. و لذا كمتر ميتوانستند به جاي كارخانه مزبور از طريق واردات اين نوع وسايل خارجي و آنهم حتي به قيمتهاي گران اين نوع تغييرات و نوآوري را وارد جامعه ايراني بكنند ولي سرايت فرهنگي آن نيز با كندي انجام ميگرفت و به درون همه آحاد مردم ايران كشيده نميشد. اما از طريق نهادهاي دولتي امروزه دسترسي به رفاه اينترنتي و كامپيوتري براي همه مهيا شده است و همانطوري كه دسترسي به تحصيلات دانشگاهي و دسترسي به مدارك تحصيلي بالاتر هم از طريق فراهم شدن امكانات دولتي تجهيز سه ميليون دانشجوي ايراني در همه شهرها و قصبات براي همه مردم ايران فراهم شده و به عنوان يك رفاه تحصيلي آسان و قابل دسترس از آن استفاده ميكنند كه جهت تحصيل آن رنج فراوان و زحمات طاقتفرساي مسافرت به شهرهاي مختلف ايراني را نكشند و در مورد دسترسي آسان به وسايل نقليه نيز از طريق ليزينگهاي اتومبيل به يك نوع رفاه آسان قابل دسترس نايل شدهاند.
آري اين نوع از تغييرات صنعتي و توسعهاي ايران امروز، الگوهاي فرهنگي طرز لباس و الگوهاي مصرف و الگوهاي رفتارهاي جنسي و حتي هيجانات و يا ديدگاههاي فرهنگي مردم ايران را دگرگون كرده است و نيز با تاسيس دهها مركز مخابراتي در نقاط مختلف كشور و با راهاندازي دهها شبكه تلويزيوني و راديويي و نشريات محلي استانها و از طريق برنامهها و مطالبي كه در آنها نوشته شده و يا پخش ميشود حتي ادبيات و شوخيهاي مردم ايران و طنزگوييهاي آنان نيز دچار دگرگوني اجتماعي شده و يا با رشد سريع دانشگاهها و دسترسي آسان مردم به مدارج استادي و يا دانشجويي و و يا كسب القاب دكترا و فوقليسانس و غيره و توزيع افتخارات اجتماعي جامعه نيز دگرگون شده است و يا حتي تقسيم منافع اقتصادي حاصل از تحصيل و يا اشتغال نيز در سطح جامعه كنوني ايران دچار دگرگوني شده است و به دنبالش دگرگوني هيجانات و عواطف و فخر فروشيها و رقابتهاي فردي و خانوادگي و درون اداري و غيره را به وجود ميآورد و بعلاوه با توسعه اقتصادي ـ صنعتي مزبور حتي كاربرد زور مشروع كه به نقل ماكسوبر در انحصار دولت در جغرافيايي معين و براي اداره جامعه است از طريق تحولات اقتصادي مزبور دگرگون شده است و لذا معيارهاي نظام روابط اطاعت ـ امردهي جامعه را دچار دگرگونيهاي فرهنگي ميكند و يا مديريت ادارات را نيز دچار تحول ميسازد و يا نياز به مفهومسازيهاي فرهنگي جديدي از رابطه مدير ـ زيردست و يا كارمند ـ اربابرجوع را به وجود ميآورد و يا پاسخگويي به نيازهاي فرهنگي جديد را در مورد نحوه اداره دواير ايراني را در سطح اكثريت مردم به وجود ميآورد كه هنوز اغلب رسانهها به اين نوع از نيازهاي فرهنگي جديد مردم در اين باره جوابي ندارند و يا با توسعه سطح سواد جامعه و با آشنا شدن قشر وسيعي از مردم ايران در حوزههاي ديني شهرها و يا در رشتههاي جديدالتاسيس الهيات و يا در موسسات مذهبي جديدالتاسيس و يا در وبهاي اينترنتي جديدالتاسيس ديني و يا در كلاسهاي عمومي معارف ديني دانشگاهها نحوه تفكرات فرهنگي مردم در مورد مفاهيم حديث و يا آيات نسبت به قشر جامعه سنتي سابق ايران دگرگون شده است كه در آن دوره تاريخي اكثريت مردم ايران فقط شنوندهي ديني خاموش مطالب ديني بودند نه قشر جستجوگر و پرسشگر فعال در مورد مطالب ديني و به همين دليل با رواج فرهنگي اين نوع از مطالب در تريبونهاي تلويزيوني و يا سمينارهاي دانشگاهي و يا در سمينارهاي كانونهاي فرهنگي ـ هنري شهرداريها و ادارات، تفكرات فرهنگي مردم از مسائل ديني حجاب، عفاف، ازدواج، مهريه، روابط زن و مرد و ديگر امور مربوطه دگرگون ميشود زيرا به دليل بالا رفتن سطح سواد آنان، همه ميتوانند از نو به آيات و روايات مزبور مراجعه كرده و پرسشهاي جديدي از همان گوينده ديني در مورد حجاب يا عفاف و يا مهريه و ازدواج و حقوق زن و غيره بپرسند و يا گوينده را به دليلتراشيهاي فرهنگي جديدتر وا دارند تا دچار انواع تناقضگوييها نشود و از اين رو اين نوع از تغييرات اقتصادي جامعه شديداً نياز به فعاليت فرهنگي را در سطح جامعه بالا ميبرد و همه بخشهاي فرهنگي و خرده فرهنگي جامعه را مملو از انبوه سوال ميكند تا براي هر نوع از الگوي مصرف و يا الگوي رفتار خانوادگي و الگوي تربيتي در مدارس و يا الگوي اداري شهرها را با ظن عقلاني و پرسشگري لازم روبرو ميگرداند كه مجريهاي رسانهها و منابر و ادارهكنندگان مطبوعات را در برابر نياز فرهنگي متقابل شنوندگان و بينندگان خود قرار ميدهد تا متهم به ناكفايتي فرهنگي و ناكفايتي پاسخگويي نشوند و همراه همه اين نوع از تحولات اجتماعي، فشار و استرسهاي پرسشگري اجتماعي مردم نيز بيشتر ميشود. آري اين نوع دسترسي آسان به رفاه تحصيلي و يا رفاه صنعتي و يا رفاه نقليهاي و يا رفاه ساخت و ساز شهري و يا رفاه دسترسي به تفريحات تصويري، هرچند براي توسعه اقتصادي يك جامعه لازم است ولي بدون توجه به بسترسازيهاي فرهنگي براي يك جامعه خطرناك ميباشد.
گرچه در سالهاي اخير كشور ايران و شهرهاي آن به دليل واقع شدن در منطقه حساس خاورميانه و در محل اتصال سه قاره بزرگ و پرجمعيت جهان سريعاً صنعتي شده و به توسعه اقتصادي سريع دسترسي مييابد ولي همزمان با آن از توسعه به يك نوع تاخر فرهنگي دچار ميشود زيرا هر نوع تغيير اجتماعي همبسته با تغييرات ديگر است كه اگر همزمان و هنگام با آن تغيير اول، انجام نگيرد يك نوع تاخير فرهنگي و يا تاخر فرهنگي در جامعه توليد كرده و به توسعهي نامتوازن موصوف ميگردد و نظير آن است كه در يك بدن سر بيشتر از بدن رشد كرده و يا دست و پا، رشد ناموزون بكند. و همانطوري كه وقتي ما در يك جامعه سنتي، ماشين نقليه را وارد كرديم مجبور بوديم كه تغييرات اجتماعي ديگر همبسته با آن را نيز در آن جامعه به وجود بياوريم و براي آنكه آن ماشين وارداتي در جامعهي ما كاركرد لازم را داشته باشد و در يك مكان نخوابانيم مجبور بوديم كه براي حركت كردن آن ماشين، كوچههاي تنگ و كجومعوج شهرهاي سابق ايراني را كه مخصوص رفت و آمد اسب و استر بود دگرگون كرده و همراه ورود ماشين مزبور، خيابانكشي شهرها را نيز به وجود آورده و براي آن خيابانكشي كارخانههاي آسفالت را نيز بسازيم و يا در همان خيابانها نعلبنديها را تعطيل كرده و به جايش مغازههاي تعميرگاه اتومبيل و صافكاري داير بكنيم و يا همراه با ورود ماشين اداره راهنمايي و رانندگي و يا موسسات آموزش رانندگي را نيز داير بكنيم كه سابقاً در سيستم اجتماعي اداري ما نبود و به مجموعهي ادارات سابق خود بيفزايم.
آري در توسعه اقتصادي امروز ايران هر چند ورود ماشينهاي آخرين سيستم پژو، سمند، زانتيا، ريو، پرايد و…. براي رفاه جديد مردم لازم است و يا از طريق ليزينگ همه مردم به آنها دسترسي مييابند و يا از طريق فروشگاههاي فروش و تعميرگاههاي مجهز آنها كه در شهرهاي ايراني كه به بالاي هزار تعميرگاه مجهز ميرسد دسترسي يافتهاند ولي ورود اين همه از ماشينآلات جديد و بدون ايجاد بسترسازيهاي فرهنگي تعداد تلفات جادهها را نيز بالا برده زيرا هنوز آموزش رانندگي نظير سرعت توليد خودرو در جامعه ما بالا نرفته است و يا فرهنگ استفاده از ماشين مزبور در شهرهاي ما به دليل تاخر فرهنگي بالا نرفته است و به همين دليل اغلب كوچههاي مردم و مقابل منازل آنان با پارك اين نوع از ماشينها كه در شهرهاي مختلف انبوه شدهاند معضلات فرهنگي ديگري براي مردم در همان كوچهها و حلوي منازلشان به وجود آورده است و يا وقتي در جامعه ما با ترجمهي سريع صدها هزار كتاب نوين دانشگاهي فنآوري انتقال علم، سريعاً به جامعه ما انتقال مييابد و هر كتاب ورق ورق شده و بين دانشجويان مترجم تقسيم ميگردد و سپس نام استادش بر روي آن نوشته شده و به عنوان كتاب دانشگاهي تلقي ميگردد و اين نوع دسترسي آسان و بدون زحمت هرجند سريعا جامعه ايراني را با انواع علوم و مفاهيم آن آشنا ميسازد ولي اين نوع دسترسي آسان به كتب دانشگاهي مزبور و يا به مدارج تحصيلي در هر شهر و قصبه و يا دسترسي آسان به مرتبههاي منزلت اجتماعي استاد و دانشجويي معضلات ديگري را هم در سطح جامعه به وجود ميآورد كه توقعات اجتماعي را بالا ميبرد و با اينكه همراه دسترسي آسان به آن افتخارات علمي، توقعات اجتماعي بالاتر نارسائيهاي روحي و فرهنگي به وجود مي آورد كه جامعه براي حل آنها سريعا پاسخ بدهد و يا همراه ايجاد رشته تحصيلي براي آن دانشجويان، توقع توليد شغل مناسب براي آنان نيز بايد فراهم شود و در غير اين صورت با سرخوردگي آنان روبرو ميشود و يا گاهي با دسترسي به آسان به آزاديهاي اجتماعي و انتقادها بسياري از كنترلهاي اجتماعي ضعيفتر شده و در نتيجه شرارتهاي خياباني و يا تجاوزات خشونتبار به خانمها ويا ناامن شدن تردد آنها در محافل خلوت و پاركها و غيره فراهم ميشود و به همين دليل دادگاهها مجبور ميشوند كه تعداد زيادي از اراذل و اوباش را همراه توسعه بزهكاريهاي اجتماعي مزبور در تجاوزات وسيع به مردم به طناب دار بسپارند.
آري اين نوع توسعه سريع جامعه و بدون بسترسازيهاي فرهنگي، اختللال در فرهنگ اجتماعي را به وجود ميآورد زيرا مردمي كه براساس فهمفرهنگي گذشته خود تنها توسعه شغلي و تقسيم كار سابق اجتماعي را ديدهاند در فهم خود تنها از فرهنگ سابق جامعه ديدگاه فرهنگي دارند و در نتيجه توسعه جديد اجتماعي نايل به فهم فرهنگي جديد از آن توسعه نميشوند و در نتيجه الگوهاي انديشه و يا الگوهاي طرز عمل آنان در جامعه جديد دچار دگرگوني رفتاري ميشود و از آنجا كه وحدت زيستي يك بدن انسان را نسوج بافتهاي بدن وي به وجود ميآورد و به همين طريق وحدت اجتماعي هر جامعه نيز به وسيله نسوج فرهنگي است كه به همديگر وصل هستند و نظم فرهنگي دارند و از راه توسعه سريع جامعه مزبور، اين نوع نظم فرهنگي الگوهاي فرهنگي جامعه به هم ميريزد و براي تعادل دوباره جامعه نياز به نظمدهي جديد اين نوع الگوهاي فرهنگي ميباشد كه اقشار وسيعي از كارگزاران فرهنگي بايد در مورد اين الگوهاي جديد و نحوه سازماندهي جديد آنها انديشه كرده و يا سرمايهگذاري فرهنگي بكنند و در غير اين صورت همه آن سرمايهگذاريها صنعتي ـ اقتصادي و با بهم خوردن تعادل جامعه در معرض استهلاك قرار ميگيرد و با با رشد نابسامانيهاي فكري مختلف، نظام امني براي استفاده از همان صنايع و تاسيسات سرمايهگذاري شده به وجود نميآيد مگر آنكه همراه آنها فرهنگ استفاده از آنها را نيز به وجود آوريم.
تذکر : رعایت حقوق مولف و نشریه الزام قانونی است
این وبلاگ شامل :