بندرعباس و جامعه شناسي شهري آن  از: دكتر محمد خالقي مقدم جامعه شناس شهري

  خيلي‌ها تصورات صحيح ويا مستندي از بندرعباس و يا تاريخ شهري آنرا ندارند. و صرفاً بندرعباس را از منظر افكار عمومي عوام و يا گفتگوهاي شفاهي و يا بصورت لفظ شهري صرف و یادر كتب درسي مدارس مي‌شناسند و يا بخاطر رفتار غلطي هم كه در سي، چهل سال اخير. محافل دانشگاهي و يا مسئولان و پرسنل كتابخانه‌ها و يا كتابخانه ملي با آثار نويسندگان ايراني انجام داده‌اند و يا در سرچ‌هاي اينترنتي شهرها انجام مي شود: كه منجر به تضعيف حقوق مؤلفين و نويسندگان  شده و يا بي‌احترامي به نويسندگان ايراني مي‌شود: كمتر نويسنده‌ ايراني رغبت نشان مي‌دهد كه آثار مكتوبي از تاريخ شهرهاي مختلف ايرانی توليد بكند و يا مبتني بر اسناد و مدارك لازم تدوين بنمايد. و با آنكه  همان نويسنده مزبور تعصب عميق ايراني به اين نوع شهرهاي ايراني خود دارد و يا تاريخ آن را بهتر مي‌داند و از اين رو هنوز در سطح ايران كتاب مستندي در مورد بندرعباس و يا تاريخ شهرش و يا محلات آن نوشته نشده است. و بعلاوه مولفين كتب درسي مدارس هم به غلط نام قديمي آنرا جرون گذاشته‌اند. زيرا جرون نام قديمي بندرعباس نبوده است و بلكه نام ناحيه اي از جزيره هرمز بوده است. ولي با تسلط پرتغالي‌ها بر جزيره هرمز  و بيرون آمدن آن از چنگال پرتغالي ‌ها در يك برهه تاريخي تجارت همه بنادر و قصبات ناحيه درياي خليج فارس را در انحصار خود داشت. و از اين رو مركزيت تجاري خليج فارس هم با تسخير هرمز تغيير يافت. زيرا ديگر انگليسي‌ها هم نمي‌خواستند جزيره هرمز را احياء بگردانند و بلكه تجارتخانه كمپاني هند شرقي خود را حتي به بندرعباس هم نبردند و بلكه در شهر جاسك قرار دادند و هر چند در اين دوره تاريخي شاه عباس سعي كرد كه به آباد كردن يك قصبه صيادي ايراني، در اين ناحيه از ساحل خليج فارس اقدام و به نام قصبه گمبرون بپردازد. كه نظير هزاران آبادي صيادی ديگر كنار حاشيه سواحل خليج فارس بود و تنها نام شاه عباس به آن قصبه كوچك افزوده شده بود اما سالها بعد انگليسي‌ها هم سعي كردند كه تجارتخانه كمپاني هند شرقي خود را از شهر جاسك به قصبه گمبورن مزبور ببرند و بعدا هم بدليل مشكلاتي كه با كمپاني تجارتي هلندي و يا با نصيرخان لاري يافتند كه به كمپاني تجاري آنها احجاف روا مي‌داشت حتي مركزيت تجاري كمپاني خود را از بندر عباس به توصيه دو كلاس انگليسي به بندر بوشهر انتقال دادند و از اين رو با نابودي مركزيت تجاري هرمز حتي گمبردن هم بلافاصله جايگزين آن نشد و تنها  دو ساختمان اداري انگليسي‌ها در آنجا داير شد و بعدا با توجه به توصيه كارشناسان سياسي انگليسي‌‌ها مركزيت تجاري كمپاني هند شرقي هم از بندرعباس به بندر بوشهر تغيير مكان داد كه به دلايل مسائل سياسي و يا مسائل ساحلي و قومي و فرهنگي ديگر بود. و لذا سالها شهر بوشهر اهميت بيشتري از بندر عباس در دوره قاجاريه و يا در اوائل دوره پهلوي داشت ولي امروزه شهر بندرعباس به دلايل سياسي و تجاري مهمتر از شهر بوشهر و شهرهاي ساحلي كويت و ابوظبي و دوبي و منامه و مسقط و دوحه شده است و يا تاج عروس شهرهاي حوزه خليج فارس شده است.

آري هسته اوليه شهر بندرعباس در دوره صفويه ريخته شد و لذا گمبرون قصبه مشهورتري  شد و يكي از تجارتخانه‌هاي انگليسي‌ها در آن ناحيه داير گرديد و در دوره كريم خان زند هم انگليسي ها ترجيح دادند كه مركز تجاري سياسي خود را از دهنه خليج فارس در ناحيه بندرعباس به بوشهر انتقال بدهند. و لذا رشد شهري بندرعباس در اواخر دوره صفويه و دولت افشاريه و زنديه هم اندك بوده ولي در دوره قاجاريه تحول شهري آن آغاز شد و لذا كتاب ناسخ التواريخ در دوره قاجاريه اشاره مي‌كند كه چگونه بندرعباس يكي از مراكز انبار زغال سنگ كشتي‌ انگليسي‌ها شد كه هنوز به مرحله اكتشاف نفت و يا به تحول موتورهاي سوخت موتور كشتي‌هاي خود نرسيده بودند و يا مركزيت تلگراف بندرعباس نيز در سال 1905 ميلادي و قبل از جنگ جهاني اول بود و يا با تاسيس كنسول خانه روس‌ها در آن شهر هم و يا رقابت با فرانسويان در بندرعباس  كه تحولي در آنجا ايجاد كرد و در دوره و ايام مزبور امام مسقط عمان به شهر بندرعباس خمله وبه توصيه انگليسي‌ها تسلط يافت و باعث تحريك سياسي مردم ايرا ن شدند كه اقوام ايراني مختلف ريختند و آنان را بيرون كردند و يا پديده رشد دزدي دريائي اعراب كه ناوگان بزرگي را در خليج فارس بوجود آورده بودند. در دوره مزبور روند رشد بندرعباس و قشم و بندر لنگه را تحت تاثير قرار داد  و نيز كتب دوره‌هاي قاجاريه به برخي تحولات محلات شهري بندرعباس و يا روند پيدا شدن حصار و ابنيه بندرعباس اشاره كرده‌اند و اينجانب هم با جمع‌آوري هزاران اسناد تاريخي سعي كرده‌ام كه روند تحولات محلات شهري بندر عباس را در اين ادوار تاريخي جستجو ي جامعه شناسي بكنم و يا نحوه شكل‌گيري مراكز اداري  ويا نحوه پيدايش خيابان‌ كشي‌ها و يا ايجاد تاسيسات شهري و يا بازار و پاساژ‌ها و مراكز صنعتي آنرا جستجو بكنم كه با ايجاد كارخانه كنسرو سازي تن جنوب در دوره پهلوي و با تكيه پولهاي اصل چهار ترومن شروع شد و امروزه علاوه از تحول كالبد شهري مزبور و تحول محلات شهري بندرعباس، تحول عميقي هم در ساختار جمعيتي بندرعباس و تحول در ساختار قشربندي اجتماعي آن بوجود آورده است و لذا اقشار مختلف را از شهرهاي مختلف ايران به اين شهر ساحلي كشانده است كه بندرعباس را به شهري تداركاتي همه شهرهاي ايراني تبديل ساخته است و يا با پيدايش بندرگاه جديد آن و يا با رشد نيروي دريائي ايران و افزايش پرسنل آن و يا با رشد مراكز نفتي در ناحيه خليج فارس بندرعباس را به مكان استقرار مهندسان متعدد و يا نظاميان دريايي و تجار شهري تبديل كرده است و لذا محلات قديمي آنرا كه از ساكنان شهرهاي لارو  بستگ و اوزي هستندكه كاروانسرا داران و  یاتاجران قديمي و غيره استان فارس بودند تحول شهري داده است و لذا كسب و كارهاي جديدي در بندرعباس براه انداخته  است و يا اقشار مهندس و تاجر و يا نيروي دريايي و يا رانندگان تريلي و كاميون را در آن شهر زيادتر كرده و يا در بازار آن و  درشركت هاي حمل و نقل جديدترمستقر كرده است ولي هنوز تاريخ مدوني ندارد كه در مقام و منزلت اين شهر بزرگ ايراني باشد كه عروس شهرهاي خليج فارس و درياي عمان شده است. و اين مقدمه بخشي از كتاب جامعه شناسي شهري بندرعباس اينجانب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط دکتر محمد خالقی مقدم