اهواز و تاریخ دو هزار ساله آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری
اهواز و تاریخ دو هزار ساله آن
از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری
خیلی ها در ایران، تصور صحیحی از تاریخ اهواز ندارند و برخی نیز فکر می کنند که تاریخ پیدایش آن به دوره شهر ناصری برمی گردد که در دوره ناصرالدین شاه می باشد. زیرا هنوز محافل علمی و یا دانشگاهی و نویسندگی ایران و متفکرین این شهر تا بحال اقدام به تدوین تاریخ مستند این شهر مهم ایرانی نکرده اند و لذا تدوین تاریخ اجتماعی برای شهر اهواز نیاز مستند به هزاران سند تاریخی داشت و از این رو تاریخ اهواز را از دوهزارسال پیش تاکنون، مرحله به مرحله تعقیب تاریخی مستند کرده ام و گرچه اهواز بعنوان یک سکونتگاه خوزی زیست دوره ایلامی است و تاریخ بیش از دوهزار ساله و عمر شهری دارد ولی تاریخ مستند آن که در اغلب کتب مکتوب و مستند قرون اولیه اسلامی هم ذکر شده است. بطور مستند به دوران اردشیر بابکان ساسانی برمی گردد.
زیرا تاریخنامه طبری، ایران در صفحات 107 و 109 و 377 و 379 – 380 خود از این شهر سوق الاهواز و بنام (هرمز اردشیر) یاد می کند. و نیز تاریخ بلعمی در ص.617 خود از آن یاد کرده است و کتاب فتوح البلدان هم در صفحات 133 و 134 و 139 و 141 و غیره خود و در ابتدای فتوحات اعراب از آن بنام هوز سیر یاد می کند و یا کتاب اخبارالطوال دینوری در ص 72 خود از اهواز بنام شهر هرمزدان اردشیر نام می برد و یا اشکال العالم جیهانی در صفحات 103، 104، و غیره خود و یا کتاب تاریخ پیامبران و شاهان حمزه اصفهانی در صفحات 44 و 45 خود و یا فارسنامه ابن بلخی در صفحات 60 و 69 خود و یا کتب دیگر تاریخی نیز چنین مطالبی آورده است. و از جمله حمزه اصفهانی در قرون اولیه اسلامی و در ص 45 خود از اهواز به عنوان هوجستان واجار ( یا بازار خوزستان = سوق الاهواز) یاد می کند که ساخت اردشیر بابکان است. و یا به نقل کتاب احسن التقاسیم مقدسی ، اهواز در هنگام تسلط اعراب بر این شهر یکی از هفتاد و چند شهر مسکونی دوران ساسانی ها بود. و یا ابن اثیر نیز در کتاب الکامل خود از دو شهر رام هرمز اردشیر و هوجستان واجار در اهواز یاد می کند. و یا کتاب یاقوت حموی در ص 81 کتاب خود می نویسد: نخستین کسی که رود آنرا ساخت ، اردشیر پسر بابک بود. و یا حمزه اصفهانی در این باره می نویسد : هرمز اردشیر نام دو شهر است که اردشیر بابکان به هنگام تعیین حدود آنها، هر یک را به نامی مرکب از نام خود و نیز به نام خدای عزوجل [ هرمز = اهورامزدا + اردشیر] نامید و دیگری را بازاریان یا واجاریان که شهر بازاریان خوزستان است نامگذاری کرد [ یا هوجستان واجار] و در تعریب عربی بعداً اعراب آنرا سوق الاهواز نامیدند. و بعد از سکونت اعراب هم ، شهر اشراف آن نابود شد و شهرک سوق الاهواز باقی ماند. [مأخذ تاریخ پیامبران. ص 45] و در قدیم اردشیر بابکان با ایجاد نهر شاهجرد[ نهر شاه + کرد] اهواز را به دو محله شهری تقسیم کرده بود که با چرخ آبه های چوبی از رود کارون نخلستان های زراعی آن آبیاری شده و با حرکت طبیعی جریان آب ، آن به بالا کشیده می شدو باغ هایش آبیاری می گردیدندو از این رو اهواز از قدیم یکی از شهرهای مهم کشاورزی تمدن ساسانی ها بود. و با نامیدن آن به نام اهواز ملقب از کلمه خوز- خوزی بود و خوزستان هم از آن کلمه شهر خوزها اخذ شده است و یا خودکلمه خوز هم به تفسیر کتاب مردم شناسی هنری فیلد از کلمه خوزی و یا سوزیانا اخذ شده است و از اقوام ایلامی بودند، که قبل از ساسانی ها و « هخامنشیان» هم در منطقه خوزستان و شوش و ایذه و چغازنبیل و بختیاری و ایلام زندگی می کردند و شوش و سوزیانا یعنی مکان زیست اقوام خوزی یا اقوام ایلامی بوده است. و کلمه اهواز نیز صیغه جمع اسم مفرد خوزی می باشد. که بعداً کلمه اخواز آن به کلمه اهواز تبدیل شده است. و یا در هنگام حمله اعراب به آن شهر، هرمزان حاکم ایالت ساسانی خوزستان بود. و در دوره بنی امیه هم اعراب خوارج در آن ناحیه مستقر شدند. و بعداً یعقوب لیث صفاری در لشکرکشی اش برای برچیدن دستگاه خلافت بغداد به اعراب این منطقه تسلط یافت ولی به نقل ص 106 کتاب اشکال العالم و یا به نقل ص 138 کتاب حدود العالم یعقوب لیث در شهر جندی شاپور خوزستان مریص شد و لذا فوت کرد وگور یعقوب لیث هم اکنون در جندی شاپور است و بعداً آل بویه جایگزین دولت یعقوب لیث شد و بعد از وی نیز اقوام ترک سلجوقیان بر خوزستان تسلط یافتند و شاخه مهم ایل سلجوقی آن یعنی قوم ترک افشار از دوران سلجوقیان تا دوران دولت افشاریه ناحیه خوزستان و کهگیلویه و لرستان را اداره می کردند و هنوز هم بقایای ایل افشاریه در دهستان ترک نشین افشار گندزلو و شوشتر دیده میشوند که از بقایای افشارهای دوران سلجوقیان هستند و نیز به نقش افشارها در دوره سلجوقیان خوزستان صفحات 260 و 261 کتاب راحه الصدور اشاره کرده است که چگونه شومله افشار ترکمان از امرای سلطان محمد بن محمود سلجوقی بود و یابه غرس الدین پسر شومله افشار در ص 347 خود اشاره کرده است و یا کتاب سلجوقنامه ظهیری در صفحات 67-68 خود و یا صفحات 190 و 191 کتاب اخبار امراء شاهان سلجوقی اشاره دارد و یا ص 319 و دیگر صفحات کتاب جامع التواریخ اشاره کرده است و یا تاریخ ابن اثیر به آن اشاره دارد و یا ص 233 کتاب تاریخ بناکتی ، از شومله بعنوان والی خوزستان یاد می کند و یا ص 86 کتاب تاریخ وصاف از یعقوب بن ارسلان افشاری خوزستان یاد می کند و یا ص 775 کتاب روضه الصفا به وی اشاره می کند و ص 51 کتاب تاریخ قزلباشان ، از این افشارهای خوزستان نام می برند.
آری خوزستان از دوران سلجوقیان تا دوران زندیه در دست ترکان افشاری بود. که با قدرت تمام این ناحیه را اداره می کردند و حتی بعد از مرگ نادرشاه هم بقایای آنان تا دوران قاجاریه در خوزستان اقتدار لازم را داشتند که لایارد سیّاح اروپایی در سفرنامه اش از نقش اقوام ا فشار گند زلو در نواحی شادگان خوزستان یاد می کند.
اهواز یکی از شهرهای مهم در تمدن کشاورزی ساسانی ها در ناحیه خوزستان بود که بدلیل داشتن رودخانه های جاری مهم در خوزستان ، ساسانی ها، سکونتگاه های بشری اولیه آنرا با حفر کانال های آبیاری مدرن لازم، و با بستن سدها و بندهای مدرن دولتی از شکل سکونت گاههای اولیه بشری خارج ساخته و به شکل شهرهای کشاورزی نیمه مدرن در آوردند. و یا نحوه ی تأسیس شهرهای کشاورزی از خوزستان به شهرهای دیگر ایرانی را سرایت دادند و این نوع نهرکشی های کشاورزی هم با اقتدار دولتی و با تکیه به پول های خزانه دولتی ساسانی ها بود که در منابع تاریخی مختلف به آن اشاره شده است و در کنار رودخانه های مهم کارون و مارون و جراحی و کرخه و دزفول و غیره نشأت می گرفت و عبارت بودند از نهر کشی های ساسانی که شامل نهر تیری در دشت آزادگان و یا نهر بط و یا نهر مسرقان در شوشتر و یا نهر ابله در کنار رودخانه اروند رود و نهر بهمن اردشیر [ بهمنشیر کنونی] و یا نهر شادگان بود و به نقل ص 664 کتاب احسن التقاسیم غیر از شهر کشاورزی اهواز 77 شهر کشاورزی دیگر هم ساسانی ها تا دوران تسلط اعراب بر آن ناحیه را دایر کرده بودند که شهر ا هواز خوزستان بازار خرید و فروش کشاورزی گندم و غله و یا میوه جات کشاورزی مردم آن ایالت بزرگ خوزستان بود و یا مرکز بازار نواحی دیگر آن بود و بهمین دلیل هم آنرا سوق الاهواز می خواندند.
و از شهرهای دیگر کشاورزی خوزستان هم بجز از شهر اهواز بقیه شهرهای کشاورزی دیگرش هم بودند که شاهان مختلف ساسانی آنها را در کناره های رودخانه ها و یا بندهای مختلف و یا در کناره سدهای دولتی خود ساخته بودند و سدهای ساسانی مختلف آن ، نظیر بند میزان شوشتر و یا بند ساسانی شاوور و یا بند برج عیار و یا دریچه های سیفون آب شهر جندی شاپور و غیره بودند که ساسانی ها با استفاده از این نوع تأسیسات آبی مدرن در ناحیه خوزستان علاوه از تولید خرما و گندم و جو و باقلا و نخود و به نقل صفحات 104 و 105 اشکال العالم. نیشکر و غیره هم در خوزستان می کاشتند و شهرهای ساسانی ساز خوزستان چنین بود که به نقل کتاب المأثروالملوک، در صفحه 140 خود از هویزه ی شاپورنام می برد. و یا کتاب مجمل فصیحی در صفحه 38 خود از شهر شادشاپور نام می برد و یا مقدسی در ص 186 کتاب احسن التقاسیم خود از شهر بهقباد [ ساخته قباد ساسانی] نام می برد. ویا روضه الصفا در ص 184 خود از شهر رام قباد [ ساخته قباد ساسانی] نام می برد. و یا شهر رامهرمز خوزستان است که شهر مزبور ساخته هرمز ساسانی بود و یا کتاب اعلاق النفیسه در ص 120 خود از شهر بهمن اردشیر خوزستان [ بهمنشیر کنونی آبادان] نام می برد و یا کتاب منتظم ناصری در صفحات 47 و 211 از شهر جندی شاپور خوزستان یاد کرده و یا در کتا ب فارسنامه ی ابن بلخی و در صفحه 82 آن کتاب از شهر شاد فیروز ساسانی نام می برد. و یا کتاب تاریخ فخری ذر ص 207 خود از شهر فیروز شاپور ( ساخته فیروز ساسانی) یاد می کند و یا تاریخ یعقوبی در صفحه 29 کتاب خود از عجم های ناحیه مسیان و دجله یاد می کند که شهر استاد آباد اردشیر در دشت آزادگان کنونی خوزستان می باشد و یا یعقوبی در صفحه 464 خود از شهر روستقباد [ عسکرمکرم کنونی که ساخته قباد ساسانی بود] یاد می کند و یا ص 139 کتاب حدود العالم از شهر «وندو شاور » در کنار رودخانه شاوور یاد می کند و یا تاریخ بلعمی در ص 617 خود از شهر اپسارباد اردشیر [ استاد اردشیر] و ریو اردشیر خوزستان یاد کرده است و یا در صفحه 623 خود از شهر برزج شاپور و یا درص 617 از بوذ اردشیر یاد می کند.
ویا کتاب حدود العالم در ص 131 خود از شهر مسجد سلیمان کنونی و بعنوان مزگت سلیمان یاد می کند که نشان می دهد که در دوران ساسانی هااین شهر خوزستان بعنوان یک معبد ساسانی بود. و یا شهر ارجان ( بهبهان کنونی) در کنار رود مارون ساخته قباد ساسانی بود.
آری خوزستان و شهر مرکزی آن یعنی اهواز به غیر از ناحیه بین النهرین و تیسفون پایتخت ایران، مهمترین منطقه کشاورزی تمدن ساسانی ها بود و یا شهرهای کشاورزی آن و یا انهار و بندها و تأسیسات کشاورزی آنها مهمترین تأسیسات و ابنیه ساسانی ها در سطح ایران بود و از سال 1304 شمسی نیز با استقرار سرلشکر زاهدی درشهر اهواز بعنوان مرکز استان خوزستان درآمد و لذا امروزه بزرگترین دوایر و سازمان ها و مرکزیت استان را در اختیار دارد و آشنایی علمی اینجانب هم با شهر اهواز به حدود 40 سال قبل برمی گردد که دوستان دانشجویم در دانشگاه تهران مرا به این شهر مهم ایرانی و یا به دیگر شهرهای خوزستان دعوت کردند و بخاطر علاقه ای که به این شهرهای خوزستان یافته بودم ، نخستین آثارم را در 36 سال پیش در مورد شهرهای آبادان و خرمشهر و یا در مورد دشت آزادگان تألیف کردم که در سالهای 1361 چاپ شدند و بعداً نیز تاریخ مستند اغلب شهرهای آنرا و از جمله در مورد شهرهای شوشتر و دزفول و شوش و بهبهان و حویزه و آغاجاری و و اقوام جانکی و افشار خوزستان و اعراب کعبی و بنی طرف آن ناحیه نوشتم و یا به تألیف تاریخ جندی شاپور و شهرهای ساسانی خوزستان پرداختم. و امروزه تدوین تاریخ اهواز هم با هزاران سند تاریخی مستند آن مهمترین آثار علمی اینجانب می باشد که دین خود را به این شهر مهم تمدن کشاورزی ادا بکنم. که امیدوارم به زودی چاپ شود.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط دکتر محمد خالقی مقدم
این وبلاگ شامل :