بازار تهران و تحول مناطق شهری اطراف بازار تهران در 150 سال گذشته (شماره 2)- از : دکتر محمدخالقی مق
بازار تهران و تحول مناطق شهری اطراف بازار تهران در 150 سال گذشته (شماره 2)-
از : دکتر محمدخالقی مقدم –
جامعه شناس حقوقی آری بازار سنتی تهران ، در اوایل حکومت ناصرالدین شاه یک دروازه مهم شهری بنام دروازه شاه عبدالعظیم داشت و بعلاوه مستقیماً همان دروازه قلعه شهر تهران را به حجره های 28 کاروانسرای قدیمی آن وصل می-کرد که به شهرهای کاروانرو تجاری قم و یا کاشان و اصفهان و شیراز وصل بود و در ناحیه غرب تهران هم ورودی کالاهای شهر قزوین و یا شهر های زنجان و آذربایجان به شهر تهران ]از طریق همین مدخل دروازه قزوین اولیه تهران[اتفاق می¬افتاد که دراوایل دوره ناصرالدین شاه، این دروازه غربی تهران هم در میدان وحدت اسلامی و ]بجای دروازه قزوین ثانوی[واقع بود و لذا از طریق کوچه حاجی طرخانی کنونی کاروان ها می رفتند که ادامه اش از طریق کوچه کنونی کارکن اساسی به درون بازار تهران اتفاق می¬افتاد که بازار پاچنار تهران و یا به بازار خیاطها و بازار عباس آباد و بازار کفاش ها و یا به بازار بزرگ تهران وصل می¬شد و لذا کاروانهای شتر و قاطر حمل و نقل بار آذربایجان و غیره هم طی یک مسافت بزرگ راهپیمایی درون شهری و از طریق کوچه¬های کاروانرو شهری مزبور طی طریق می¬کردند که گذرگاه تجاری مزبور هم از درون منطقه سنگلج تهران می گذشت و به وسیله این گذرگاه کاروانرو ،کل منطقه سنگلج تهران نیز در ناحیه غربی تهران هم به دو ناحیه شمالی سنگلج و یا جنوبی سنگلج تقسیم می¬شد که در گذشته ها محله خلج¬ها و یا محله ترکمانها و یا محله دروازه نو جنوب سنگلج و در جنوب این گذرگاه تجاری سنگلج واقع بود. و یا محله ارامنه تهران و محله قمی های ساکن تهران در آن ناحیه بود و یا محله شیرازی ها و یا محله همت آباد و یا کرمانی ها ی مقیم تهران بود و یا محله چال حصار و محله دباغ های تهران بود ویا محله غلامان دربار تهران و یا محله افشار های ساوجبلاغ کرج در محله درخونگاه سنگلج بود که خدمات نظامی در آن روزگار به دربار سلطنتی می دادند و یا محله قورخانه کهنه تهران و یا محله سواره نظام ساکن تهران بود و یا خانه برخی مستوفی ها و حکیم های درباری هم در شمال این گذرگاه تجاری سنگلج قرار داشت و هر کدام از این اقوام ایرانی ساکن تهران هم برای گرد همایی های مذهبی خود یک نوع تکیه محله ای و یا تکیه قومی و یا تکیه صنفی متعلق به خود داشتند و نظیر تکیه قمی ها در منطقه سنگلج بود ویا تکیه خلج ها و یا تکیه کرمانی ها و یا تکیه دباغ ها بود و یا تکیه میران تهران]ویا تکیه میراب های آبیاری شهری تهران بود[ و در این نواحی شمال غربی و یا در ناحیه جنوبی محله سنگلج قرار داشت و یا در دیگر محلات تهران هم اغلب تکیه های عزاداری مختلف وجود داشت. و لذا چهل تکیه متعلق به اقوام و اصناف مختلف تهران در آن روزگار ناصرالدین شاه وجود داشت که تنها در 9 محله سنگلج تهران جمعاً 12 تکیه وجود داشت و یا 12 تکیه دیگر هم در منطقه بازار تهران وجود داشت که اغلب تکیه های اصناف مختلف بازار تهران بودند و یا ده تکیه هم در منطقه چاله میدان ]یعنی قریه دولاب تهران[ وجود داشت و یا 6 تکیه هم در منطقه عودلاجان قرارداشت و بعلاوه یک تکیه تهران هم و به عنوان تکیه دولتی دربار بود که در باریان شاه و در روبروی شمس العماره در آن جمع می شدند . آری در مسیر گذرگاههای دروازه های تهران به درون کاروانسراهای تهران کاروانهای بار شتر از جلوی همان تکیه های محلات تهران عبور می کردند و در همان گذرگاههای شتر رو هم تعدادی حمام نیز وجود داشت که کاروانهای حمل کالا و همزمان با آوردن کالا به کاروانسراها در همان حمام های گذرگاه های منطقه سنگلج تهران حمام می کردند و یا در حمام های منطقه دولاب به آن حمام های سنتی تهران می رفتند تا خستگی راه طولانی را از تن خسته خود بیرون بیاورند و یا اهالی تهران نیز به همان حمامها عازم می شدند و بعلاوه خانه های مسکونی اغلب محلات تهران هم با کوچه های کج و باریک به بازار خرید کالاها و کاروانسراهای بازار تهران وصل می شدند و در 4منطقه مختلف تهران هم برخی بازارهای محلی خریدو فروش وجود داشت تا اهالی محله رفع نیاز خرید محلی بکنند و مثلاً بازارچه میرزا یوسف ویا بازارچه آب پخش کن و یا بازارچه صندوق دار محله سنگلج تهران بود و یا بازارچه مروی در منطقه عودلاجان که در ناحیه شمال شرقی تهران قرار داشت و یا بازارچه احمد کور و بازارچه سرچشمه در مسیر گذرگاه دروازه شمیران تهران بود و بعلاوه در ناحیه جنوب شرق تهران هم که در مدخل دروازه دولاب تهران قرارداشت وعامل ورود کالاهای شهرهای ورامین و سمنان و دامغان و شاهرود و نیشابور و یا مشهد به بازار تهران بود و در جنب آن نیز دروازه دولاب بود که در کنار آن یک کاروانسرا بنام کاروانسرای حاجی رمضان ساخته بودند ولی اغلب کاروانهای شتری این ناحیه خراسان کالاهای خود را از مسیر کوچه افشار می گذرانیدند و در ادامه اش گذر سر پولک تهران بود و یا کوچه نقاره چی ها و یا کوچه هادی خان تهران بود و از آن گذر گاه طولانی هم وارد محوطه اصلی بازار تهران می شدند و یا وارد کاروانسرای نقاره چی و در جنب مسجد جامع تهران می شدند و یا وارد کاروانسراهای 28گانه داخل بازار تهران می شدند و این کاروانهای شتری شرق ایران نیزدر مسیر گذرگاه های خود از جلوی تکیه های مختلف می گذشتند و از جمله از مقابل تکیه لوطی علی خان و یا از مقابل تکیه ملاقدیر و یا از مقابل تکیه سر پولک و یا از مقابل تکیه نوروز خان و تکیه سهراب خان و غیره می گذشتند و یا در مسیر حمامهای گذرگاه مزبور حمام می کردند و مثلاً در حمامهایی نظیر حمام خانم و یا در حمام فیروزه منطقه دولاب تهران استحمام می کردند و یا در حمام میرزا صالح محله عودلاجان و یا در ناحیه شمال شرقی تهران استحمام می کردند که محل نشیمن اعیان تهران بود و بعلاوه دروازه شمیران آن محله هم در چهار راه سرچشمه کنونی قرار داشت که فقط به دهات شمیران و کوهستان های البرز ختم می شد و لذا گذرگاه های منطقه عودلاجان تهران فقط محل گذر میوه ها از باغات شمیرانات تهران بود که از طریق دروازه شمیران وارد تهران می شدند و یا کاروانهای شتر و قاطر آنها و یا صندوق های پر از میوه آنها هم در مسیر ورود خود به تهران و محله شمال شرقی تهران آمده و از کوچه نظام العلما سر چشمه می گذشتند که امروزه کوچه نظامیه سرچشمه تهران نامیده می شود و یا از مسیر کوچه باغ ملک الشعرای عودلاجان می گذشتند و یا از جلوی تکیه دانکی و پامنار مدرسه میرزا صالح می گذشتند و بعلاوه وارد محله حیاط شاهی منطقه عودلاجان شده و بعداً برخی میوه جات مرغوب شمیرانات خود را در بازارچه مروی مستقر می کردند که همان محله ساخت و ساز یک خان قاجار اهل مرو بود ویا در ناحیه گذر شتر گلوی متصل به کاخ شمس العماره می آمدند و جهت دربار سلطنتی قاجار از آن میوه جات شمیرانات و غیره دست چین فروش می کردند و بقیه را از طریق کاروانسراهای حاجی مهدی و بازارچه احمد کور و دو کاروانسرای متعلق به وی می بردند و به بقیه اهالی تهران عرضه می کردند و یا برخ کالاهای دیگر نیز نظیر ذغال شمیرانات را در کاروانسرای ذغال فروشی تهران عرضه کرده و یا در کاروان سرای حاجی حسین تهران و نزدیک تکیه سر پولک تهران عرضه می کردند و باید یاد آوری بکنم که محله اعیان نشین عودلاجان تهران هم هفت تکیه داشت و چون که محله اعیان نشین بود علاوه ازسکونت طبقه متوسط ویا اعیان در آن ناحیه ، حداقل 70الی80 منزل محله تهران هم متعلق به رجال مهم اداری تهران دوران قاجاردر آن ناحیه بود و یا متعلق به بازاریان مهم تهران بود ولی در محله دولاب تهران]یا چاله میدان[ تنها طبقات بی بضاعت شهر تهران زندگی می کردند و یا در قریه دولاب قدیمی که 12 تکیه داشت و بعلاوه در درون خود قلعه شهری تهران هم در همان ایام مقبره پنج امام زاده وجود داشت و یا 7الی8 مسجد سنتی وجود داشت و بعلاوه از آن 5 امام زاده ها هم یکی متعلق به امامزاده زید بازار بود که متعلق به عصر زیدیان طبرستان می باشد و یا امامزاده اسماعیل بازار تهران بود که در همان عصر کشته شده است و امروزه میدان و بازار سید اسماعیل نامیده می شود و لذا بازار بین الحرمین نیز ما بین آن دو بقعه را به هم وصل می کرد و نیز امامزاده سید ولی بازار تهران بود و یا مقبره امام زاده یحیی نیز در محله چاله میدان تهران دفن شده بود و یا امام زاده سید نصرالدین نیز در منطقه سنگلج تهران قرار داشت و امروزه قبر لطفعلی خان زند نیز در صحن امام زاده زید بازار تهران قرار دارد و بعلاوه یک کلیسای قدیمی نیز در محله ارامنه سنگلج تهران بود که قسمتی از آن امروزه خانه سالمندان ارمنی محله سنگلج شده است و یا یک کلیسای طاطاوس نیز در بازار تهران بود و برای ارامنه ساخته شده بود و بعداً نیز در بیرون قلعه شهر تهران دو عدد کلیسای طاطاوس ساخته شد و امروزه در تهران بالای 15 عدد کلیسا وجود دارد و نیز یک کنیسه هم در محله یهودیان ودر منطقه عودلاجان قرار داشت که در دوران فئودالیته ایران هم اغلب یهودیان شهر های مختلف ایران به جای فعالیت سخت کشاورزی و خطر درگیری با اقوام مختلف ایرانی در دهات صرفاً دردرون شهر ها به بنکداری وصرافی و یا خریدو فروش پارچه های گران قیمت بازار شهر ها می پرداختند و لذا در محله خاص آن شهر ها هم تجمع می یافتند و شهر تهران نیز از این نیز از این وضع مستثنی نبود و لذا آنها هم در محله عودلاجان اعیان نشین زندگی می کردند وهمان طوری که ذکر کردم تهران عصر ناصری]به تبعیت از نظام فرهنگی عصر قاجار[ بیشتر متکی به تکیه های عزاداری بود ولذا در شهر تهران قدیم مساجد اندکی وجود داشت و تنها مسجد حوض بازار و یا مسجد حکیم محله عودلاجان و یا مسجد بهرام میرزای ناحیه عودلاجان و یا مسجد ظل السلطان درون ارگ سلطنتی قاجار بود و یا مسجد حاجی رجبعلی در ناحیه سنگلج بود و احتمالاًمسجد جامع بازار تهران هم یادگار عصر گذشته تر بازار تهران بود و فقط مسجد شاه بازار یادگار عصر قاجاریه تهران می باشد و لذا رسم معماری آن عصر هم چنین بود که در شهر های مختلف آن مرسوم بود که در شهر های مختلف ایران یک نوع سبک و رویه معماری واحد قاجاریه را تکرار بکنند که این نوع سبک مرفولوژی شهری و ساخت و ساز معماری شهری قاجاریه را می توان در سبک های ساخت و ساز دارالحکومه قاجاریه شهر های ایران دید و یا درسبک بازار حکومتی جنب آنها دید و یا در ساخت مسجد حکومتی آن دوره و به نام مسجد شاه در درون آن بازار ها دید و یا در ساخت حمام حکومتی آن شهر ها دید که اعضای درباری و حکومتی شهرهای ایران به آن حمام های حکومتی خود می رفتند و از جمله این نوع معماری را در محوطه بازار شهر های مختلف ایران می توان ملاحظه نمود و از جمله این نوع سبک معماری را در شهر های مختلف تهران و یا در قزوین و زنجان و سمنان و دامغان وکرمان غیره را می توان به وضوح مشاهده کرد و علاوه از آن مسجد شاه تهران، شاهان قاجار هم در مسیر عمارت حکومتی شمس العماره خود به قیصریه بازار تهران و یا در راه یابی به درون مسجد شاه حکومتی خود نیز یک تکیه حکومتی هم بنام تکیه دولت را ساخته بودند که امروزه در کوچه مقابل قیصریه تهران است و بنام مسجد النبی و در یک کوچه بن بست باز سازی شده است و بعلاوه چون که در دوره قاجاریه ، وسائط حمل و نقل جدیدشهری نبود و نظیر ماشین نیسان و یا وانت بار ویا کامیون و موتور سیکلت و غیره وجود نداشت که نیاز به خیابان کشی های منظم و یا وسیع تر دارند و لذا در آن دوره تاریخی تهران فقط از وسائل بارکش حیوانی استفاده می شد و نظیر شترو یا قاطر و اسب بود که برای حمل و نقل کالاها به بازار تهران استفاده می کردند و به همین دلیل هم گذرگاه های تجاری تهران هم بر خلاف امروز مسیر های تجاری کج و کوله شهری داشت که به جای کلمه کوچه هم ، اغلب آنهارا گذر می نامیدند و یا مکان و محل فرود آمدن بار آن کاروان ها ی تجاری را نیز کاروانسرای شهری می نامیدند ولی با تحولات نظام جدید حمل و نقل تجاری شهرها، کارکردهای همان کاروانسراها نیز دگرگون شد و به چهار کارکرد جداگانه جدید تبدیل گشت ]نظیر کارکرد پاساژ شهری ویا گاراژ و هتل شهری و یا سردخانه ها و یا انبارهای جدید شهری[ تقسیم کارکرد شهری چهارگانه داده شد که تحولات مرفولوژیکی و معماری امروزی آنها را بوجود آورده است و یا کارکردهای کاروانسراهای تک حیاطی و یا چند حیاطی و یا کاروان سرای سردابه دار گذشته را هم و یا محل اقامت کاروانی آنها را دگرگون شهری نموده است و بعلاوه با تحولات فنی نظام حمل و نقل بارها به وسیله ماشین آلات جدید و معماری و مغازه ها و مشاغل شهری گذشته تهران هم دچار دگرگونی شده است که برای فراهم کردن مایحتاج کاروان های حمل و نقل امروزی خود دیگرنیاز به مغازه علوفه فروشی ندارند و یا به مغازه پالان دوزی و یا نعل بندی بازار تهران و فقط به مشاغل فروش وسایل جدید حمل و نقل شهری اطراف بازار تهران تبدیل شده است و نظیر مغازه گلگیر فروشی و یا قطعات مکانیکی و یا فروختن قطعات یدکی ماشین هاو غیره و مثلاًاین نوع مغازه ها در پامنار تهران و یا در خیابان اکباتان و خیابان ملت تهران و یا در خیابان امیر کبیر و غیره دیده می شود که جایگزین سیستم حمل و نقل شهری قدیمی تهران گردیده اند و بعلاوه امروزه به جای میرزا بنویس های تجاری بازار تهران و یا به جای کتابت قلمی آنها در حجره ها ، نظام پیدایش چاپخانه ها در حول و حوش وزارت ارشاد تهران دیده می شود و یا در محدوده بهارستان و سرچشمه و کوچه نظامیه آن شهردیده می شود و یا در درون انتشاراتی های مغازه های خیابان جمهوری اسلامی و اطراف بهارستان و خیابان ظهیرالاسلام و غیره دیده می شود و یا در همان محدوده مکانی به وسیله چاپخانه های سپهر (امیر کبیر) و یا چاپخانه صبح امروز در بالای بهارستان دیده می شود که جایگزین نظام کتابت و آگهی های تجاری بازار قدیم تهران و یا نقاره زدن تجاری بازار تهران قدیم شده است و به همین دلیل هم نسبت به سایر عناصر سازنده کالبد شهری تهران و یا نسبت به عناصرکالبد شهر سازی سابق تهران نیز تغییر ماهیت عناصر شهری جدید تر داده است و یا به جای عنصر شهری گذشته گذرگاه های کج و معوج سابق تهران هم امروزه عوض شده و اغلب کوچه های هندسی منظم و یا چهارخانه شکل و شطرنجی شکل به وجود آمده است ویا با تحول معماریها و ابزار های فنی ساخت و ساز آن نوع معماری های تهران نیز عوض شده است و یا با تحول نظام و شکل میادین قدیمی تهران به میدان ها و گذرگاه های تجاری جدید تر تهران عوض شده است و یا با تحول در عنصر شهری بیمارستان های شهری تهران و یا در عنصر شهری مساجد تهران شده است و یا مدارس و یا ادارات تهران تغییرات عمیق یافته اند و لذا رخساره تهران عصر ناصری را با تحول عناصر شهری مزبور جدیدتر کرده است و یا به تهران جدیدتر امروزی تبدیل نموده است و یا کالبد شهری سابق و مرفولوژی شهری سابق آن را دگرگون کرده که تنها 5 منطقه شهری داشت ولی امروزه به تهران بزرگ و با 22منطقه شهرداری و با صدها محله شهری جدید تبدیل کرده است و یا جمعیت دویست هزارنفری آن را به جمعیت 5/8میلیون نفری تهران جدید تبدیل کرده است و یا هفت مدرسه سننی تهران قاجاریه را به هزاران عنصر مدرسه شهری جدید تهران تبدیل کرده است و یا تنها عنصر بلدیه شهری دوران قاجاریه را به مکان های صدها شهرداری جدید نواحی مختلف تهران تغییر چهره شهر سازانه داده است. و به همین دلیل در تهران عصر ناصری مردم تهران برای رفع نیازهای خودشان فقط هفت مدرسه سنتی داشتند نظیر مدرسه میرزا زکی و یا مدرسه یونس خان و یا مدرسه حاجی رجبعلی و یا مدرسه محمد خواجه در محله سنگلج تهران بود و با مدرسه صدر در روبروی مسجد شاه تهران ودر ناحیه عودلاجان تهران قرار داشت و یا مدرسه خان مروی و مدرسه محسنیه در روبروی مسجد شاه تهران ودر ناحیه عودلاجان بود. و بعلاوه در منطقه دولاب هم که متعلق به اقشار پایین شهری تهران بود اصلاً مدرسه سنتی وجود نداشت و بعداً رضا قلی خان شعبه مدرسه دارالفنون را در آن ناحیه شهری و برای طبقات ضعیف دایر کرد و بعلاوه در گذشته مدارس سنتی تهران هم اصولاً یک نوع مدرسه مذهبی بود که صرفاً فرزندان افراد متنفذ و یا روحانی های نسبتاً مرفه در آنها درس می خواندند و برخی از آنان نیز بعداً در نظام اداری دولت قاجاریه استخدام شده و یا به صورت مستوفی و یا به صورت کاتب و یا به صورت ممیز مالیاتی قاجاریه استخدام می شدند و مدارس تهران نیز از این امر مستثنی نبود و لذا این نوع مدارس مذهبی را هم اغلب کدخداهای محله شهری تهران و برای تربیت کاتبان اداری و میرزا بنویس های حجره های بازار و یا برای تربیت برخی مستوفی های مورد نیاز قاجاریه ایجاد می کردند و لذا تهران با همه تنوع قومی خود فقط هفت مدرسه سنتی داشت و تنها از دوره ناصرالدین شاه به بعد بود که دارالفنون تهران و آن هم در اوایل حکومت وی در درون قلعه ارگ تهران به وجود آمد که در اوایل تأسیس خودش هم محصلان همان دارالفنون اغلب از فرزندان حکام و یا فرمانداران قاجاریه در شهر ها بودند که در شهر های مختلف ایران حکومت می کردند و سپس درس خواندن به درون سایر طبقات اجتماعی شهر تهران سرایت فرهنگی یافت و یافرضاً مدرسه مهد علیا هم در درون ارگ سلطنتی قاجاریه تأسیس شد و برای تربیت زنان با سواد درباری ساخته شده بود و بعداً پدیده درس خوانی جدیدرا را هم رضا قلی خان ناظم مدرسه دارالفنون تهران و به درون طبقات پایین اجتماعی تهران کشاند که خودش هم در محله بی بضاعت دروازه دولاب زندگی می کرد و لذا در خیابان سیروس کنونی مدرسه رضا قلی خان را ساخت که شعبه دارالفنون تهران بود. و امروزه به ساختمان دبیرستان و یا هنرستان طریق القدس خیابان سیروس تهران تبدیل شده است و یا مدرسه میرزا صالح شیرازی که در محله عودلاجان پامنار مدرسه خودش را ساخته بود که امروزه به نام پامنار، مدرسه وی نامیده می شود وخودش هم بنیانگذار روزنامه نویسی و چاپخانه جدید در تهران بود و یا توسط وقایع نگار اتفاق افتاد که خانه اش در محله طبقات پایین قریه دولاب تهران بود و بعلاوه بیمارستان های درون محله تهران نیز قبلاً به صورت بیمارستان دولتی بود و یا در دوره احمد شاه به صورت بیمارستان احمدی بود وبه نام وی نامیده می شد و بعداً تحول یافت و بیمارستان های شهری تهران جدید در دوره های معاصر افزونتر شده است و بعلاوه شکل میادین سنتی تهران نیز عوض شده و یا تغییرات عمیق در گذرگاها و کوچه های سنتی وحمام های سنتی تهران اتفاق افتاد و عامل تغییر دهنده آن نیز در علم جامعه شناسی فیزیولوژی تغییرات شهری نامیده می شود و یا آن فیزیولوژی شهری مکانیزم تغییر یک مکان تجاری قدیم را به مکان تجاری جدید را بررسی علمی می کند و یا تحول یک مکان سکونتی قدیم را به مکان سکونتی جدید تهران را بررسی می کند و یا تحول عنصر مدرسه و دانشگاه و سینمای قدیم را به مکانهای آموزشی جدید تر را بررسی علمی می کند و این عنصر فیزیولوژی تغییرات شهری هم در نظام معماری و شهر سازی عناصر مزبور نخست به وسیله عنصر سیاسی اتفاق افتاد ویا به وسیله تصمیم گیری های سیاسی در درون کاخ های سیاسی تهران اتفاق افتاد نظیر تصمیمات درون کاخ گلستان و با در درون کاخ سلطنت آباد قاجار و یا در درون کاخ نیاوران قاجار بود و یا به وسیله آموزش های عنصرمدرسه شهری به وجود آمد که نظیر آموزش های معماری دروس مدارس جدید و دانشگاه ها بود که در شکل و فرم معماری شهری اثر گذاشت و یا به وسیله عوامل اجرایی شهرداری ها اتفاق افتاد که توسط نظام کارمندان فضای شهری و اداری و عمرانی تهران عوض شد و یا تغییرات عمیق در چهره و مرفولوژی شهری تهران به وجود آمد و اینجانب در طی 77جلد از پژوهش هایم در مورد محلات تهران اسناد و مدارک تاریخی مستند 200ساله گذشته این 77 محله تهران را جمع آوری کرده ام تا تغییرات فیزیولوژی شهری و یا مرفولوژی شهری شهری آن را نشان بدهم که چگونه محلات اندک قدیمی تهران به محلات زیادتر و بزرگتر تهران کنونی تبدیل شده اند و یا جمعیت اندک تهران به جمعیت بزرگتر تهران امروزی تبدیل شده است. آری در تهران عصر ناصری تعدادی از اقوام مختلف شهرهای ایران زندگی می کردند نظیر اقوام خلج قم وساوه و یا اقوام کرمانی ها و یا افشار های ساوجبلاغ و یا شام بیاتی های قاجاریه گرگان و یا قاجاریه مرو زندگی می کردند و یا اقدام نوری مازندران و وابسته به میرزا آقا خان نوری صدر اعظم گرد آمده بودند و نیز در آن دوره تاریخی تعدادی صنف شغلی و یا مشاغل مختلف هم بودند که متناسب با نظام تجارت سنتی عصر قاجاریه بود که نظام زراعی و دامی داشتند و نظیر صنف مسگر ها و یا صنف نقاره چی ها و یا صنف دباغ ها و یا صنف قاطرچی ها ویا صنف غلامان درباری و یا صنف زنبورک چی ها نظامی و یا صنف سواره نظام تهران بودند که در مناطق پنجگانه تهران عصر ناصری زندگی می کردند و بعلاوه نظام مدرسه ای و یا نظام کاروا ن تجاری آن دوران هم نظام سنتی بود و به صورت عنصر کاروانسرا و یا عنصر مدرسه سنتی بود ویا بر حسب میزان و نحوه عدم تکامل ابزار ها و ساخت وساز شهری سابق تهران نیز سنتی بود ولکن سبک معماری خانه ها و منازل آن محله ها بر حسب درآمد قشربندیهای اجتماعی مزبور آرایش شهری یافته بود که دارای رفاه شهری و یا بی بضاعت شهری بودند و مثلاً منازل اغلب طبقات پایین شهری تهران هم خشت و گلی بود ولی خانه های اغلب اعیان و تاجران تهران مجلل و با سبک معماریهای مختلف ایرانی بود و ، نظیر حیاط اندرونی و بیرونی و یا بصورت تالار غلام گردش و یا حمام درون خانگی و یا دیگر سبک های معماری تزئین اتاق ها و تالار ها بود و اغلب آنها هم در منطقه عودلاجان انبوه شده بودند و تعدادی نیز در محلات غرب بازارتهران بودند یا در جنوب منطقه سنگلج بودند و مثلاً در منطقه عودلاجان تهران 70الی80منزل اعیانی وجود داشت که با سبک معماری مجلل ایرانی ساخته شده بودند و نظیر منزل اسماعیل خان تحویل دار در منطقه عودلاجان بود و یا منزل فرمان فرما و یا منزل میرزا آقا خان نوری صدر اعظم در همان محله تهران بود و یا خانه حاجب الدوله در محله حیاط شاهی عودلاجان بود و یا خانه اعیانی معزالدوله بهرام میرزا و یا باغ و منزل شعاع السلطنه و یا خانه امین لشگرو یا خانه ایلخانی قاجار و یا خانه و عمارت آقا موسی تاجر و یا عمارت محمد خان امیر نویان و یا باغ ملک الشعرا و یا خانه بهاءالدوله و یا خانه ضیاء السلطنه و یا خانه خان بابا خان سردار و یا خانه میرزاشفیع ویا خانه اعیانی حشمت الدوله و یا خانه و باغ شعاع السلطنه و یا خانه معتمد الدوله و خانه عضدالدوله وخانه عین الملک بود ویا خانه دبیرالملک و خانه قوام الدوله و یا خانه و باغ ابراهیم خان بود و یا خانه مهندس باشی و فراش باشی بود و یا خانه لسان الملک و یا خانه بیگلر بیگی و خانه میرزا زکی سرهنگ توپخانه بود و یا خانه فخرالدوله و خانه حاجی میرزا کدخدا بود و یا باغ وزیر مختار روس و یا باغ حسینعلی خان در محله پسته بیگ عودلاجان بود و یا خانه میرزا حسن خان و غیره در این ناحیه شمال شرقی تهران قرار داشت و یا خانه های اعیان واشراف یهودیان تهران بود که در محله عودلاجان قرار داشت و لذا این نوع اعیان و اشراف و خوانین قدیمی ساکن تهران هم که در شمیرانات تهران نیز باغات ییلاقی داشتند و یا در آن ناحیه دهات ییلاقی خریداری کرده بودند و اغلب هم برای رفت و آمد ها به دهات ییلاقی خود نیز از دروازه شمیران تهران استفاده می کردند که واقع در چهار راه سر چشمه کنونی تهران بود و یا یا به خاطر وسعت ابعاد خانه هایشان وسعت خاک منطقه عودلاجان نیز بزرگتر از محلات دیگر بود و نقشی نظیر محله تهران پارس دوران پهلوی را بازی می کرد و علت انتخاب محله مزبور هم به عنوان محله اعیان نشین آن دوران عودلاجان هم بخاطر آن بود که در دوره آقا محمد خان قاجار میرزا حسن خان قاجار مروی که از خویشاوندان وی بود ودر این محله تهران سکنی کرد ، او که قبلا ً از قاجاریه های ساکن مرو بود و در دوران قاجار همراه آقا محمد خان که از قاجاریه های شهر استر آبادبود و باهم به تهران آمده بودند و وی در محله حیاط شاهی عودلاجان ساکن شد و محله ای برای خود و قاجار مروی خود انتخاب کرده بود و در آن محله بازارچه مروی و مدرسه مروی را ساخت و سپس آقا خان نوری صدراعظم ناصرالدین شاه هم که بخشی از اقوام نوری را که عملاًلرهای ساکن شهرستان نور ویا تنکابن بودند به آن محله آورد ویا اقوام کوچ نشین عرب اطراف دشت لار و دماوند را به آن محله آورد و یا سران آنها را درهمان محله عودلاجان سکنی داد و یا سران قوم شام بیاتی های قوم قاجار گرگان بودند که در محله مزبور سکونت یافته بودند ویا خوانین ایلخانی قاجاریه هم در محله مزبور سکنی کرده بودند و یا محله شاه غلامان دربار هم در این ناحیه عودلاجان زندگی می کردند و یا باغ نگارستان هم در دوره محمد شاه قاجار و در بیرون قلعه تهران ساخته شد که آب از کرج به آن می آوردند و امروزه محل ساختمان های سازمان برنامه و وزارت ارشاد در میدان بهارستان شده است
این وبلاگ شامل :