روش تهیه خبر ورپرتاژاز شهرهای ایران وعیوب شهرداریها 

از :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری

 مدتهاست که اخبار دردناک ورقت آوری از مشکلات مردم زابل وزاهدان ویا نهبندان ویادیگر روستاهای پیرامون دریاچه هامون می شنوم ویا فاجعه نابودی مزارع ودامها وروستاهای آنان در برابر بی آبی وطوفان  وخشکسالی ویا بادهای صد روزه سیستان ویا ریزگردها را می شنوم وشدیدا متاثر می شوم واین اخبار رقت آور زمانی برایم مضاعف می گردد که توسعه نیافتگی منطقه ای آنها طوری باشد که صدای محرومیت آنان  را در برابراین حوادث،کسی از ایرانیان نشنود ویا صدای کمک طلبی های  های آنان  را نیز نظام خبری اشان نتواند به دیگران برساند ویا به گوش مسئولان ویا هموطنان  دیگر  خود برساند ،زیرا مکانیزم  مهارتهای خبر نگاری  وخبر رسانی  به دیگران در این ناحیه از ایران ضعیف است ویا میزان رشد فرهنگی نهادهای رسانه ای ما در این ناحیه تکامل آموزشی  لازم نیافته اند  ویا میزان امکانات سر مایه ای ودفتری وانعکاس مطلوب سوژه های خبری این نواحی را در اختیار ندارند ویا انگیزه ای برای ا ین کارندارند وهمگی باعث شده است که امکان جلب توجه ویا جلب کمک فکری  ویاکمک اداری دیگران به آنها میسر نشود  ویا فریاد کمک خواهی در اعماق  نهان آنان را در برابر اوج این فلاکت های طبیعی ، انعکاس اجتماعی بیرونی نیابد  ، تاشاید بعد از دچار شدن  به این نوع از مصائب وسوانح طبیعی  منطقه ای  امکان انعکاس  حد اقل فریاد کشیدن را برای آنان بوجود آورد ویا استمدادفرهنگی  واداری را داشته باشند وهمین امر نیز تاثر مرا بیشتر می سازد

چندین بار دیدا راینجانب از ناحیه مزبور، حداقل به 40 سال قبل بر می گردد که وقتی دانشجوی دانشگاه تهران بودم  وبا دعوت برخی  از دوستان سیستانی ام که از محرومیت شدید این منطقه سخن می گفتند به سیستان مسافرت کردم ودر پژوهش های دانشجویی ام از مناطق محروم ایران ، با مشکلات شهرها وروستاهای این ناحیه ایران  آشنا شدم ولی در زمانه حاضر وبا شنیدن برخی از اخبار رسانه ها احساس می کنم که مشکلات منطقه ای آنها، نسبت  به ادوار سابق ایران بیشتر شده باشدویا در برابر بادهاوریز گردها وخشگسالی های هامون  ویا بدلیل حوادث کشورهای  همسایه افزون تر شده باشد وبعلاوه متذکر خواهم شد که راه حل طبیعی برای جلو گیری از این نوع بادهای صد روزه خشن مزبور وجود ندارد که از طبیعت جغرافیایی بادهای موسمی  اقیانوس هند بر می خیزد که در نزدیکی های این نواحی سیستان قرار دارد ویا وزش آنها  از ناحیه بلوچستان پاکستان  ودر تقاطع وزش وبر خوردش با آب وهواهای متغیر دیگر منطقه است ونظیر بر خورد با آب وهوای بسیار سرد کوههای افغانستان  در نزدیکی آن ناحیه سیستان ازیکسو  می باشد ویا در برخورد با آب وهوای بسیار گرم وخشگ کویر لوت  وشن های فراوان آن ناحیه از سوی دیگر است ولذا انواع بلاهابرای این ناحیه ایران تولید می کند  واز این رو  هیچ نوع راه حل طبیعی  برای مبازره با آن وزشهای باد صد روزه  وحرکت دادن شن های وسیع کویر لوت بنظر نمی رسد  وبهمین دلیل هم  قرنها  این منطقه  با وزشهای صد روزه روبرو بود  ولیکن  در گذشته  تاریخ  ایران به مکانیزم  های تطابق یابی  منطقه ای – شهرسازانه بومی  با آن بادها  عادت فرهنگی  کرده بودند  که امروز ه بهم خورده است  وبعلاوه از سوی دیگر  امروزه نمی توان  به مداوای کاهش اب رودخانه  هیرمند نیز  بطور اساسی پرداخت  زیرا با تقسیم شدن جغرافیایی خاکهای  این منطقه  ایران  که سابقا مدیریت اراضی واحدی داشتند به دو کشور مجزای افغانستان وایران  از یکدیگر  ، امروزه مشکلات آبرسانی  به روستا ها و یاشهرهای  این نواحی ایران  به این راحتی ها قابل معالجه نیست  ویا با چانه زنی های دیپلماتیک هم امکان پرآب شدن  سه حوضچه دریاچه  این ناحیه هم دیگر ممکن نیست  ، زیرا با روند سقوط دولت افغانستان ویا باتضعیف دولت کنونی اش  ویا با غلبه طالبان  بر این کشور  وکشور همسایه دیگرش  یعنی پاکستان  فعلا  مذاکرات دیپلماتیک  نیز چار ه ساز مشکلات این ناحیه ایران نیست  وتنها  پناه بردن  به ( راه حل های  اجتماعی بومی  گذشته  این منطقه  ایران) مقدور است  تا با تکیه  به آن  نوع تجارب بومی وداخلی خودمان  (راه حل های معاصری ) به آن مسائل حاد سیستان بیابیم ، وآن راه حل  هم اینست که (مطبوعات ورسانه های تهران ) باید بستر آن راه حل های ایرانی  رابگشایند  وبا تحول دادن نظام خبر رسانی خود ، زمینه ای فراهم بکنند که    نظام مدیریت شهری ویا مدیرت روستاهای  این نواحی ایران  ودر برخورد  با سوانح آفرینی های منطقه مزبور، دچار تحول اداری بگردد ویا با "مقتضیات طبیعت منطقه "تطابق جدید یافته و روند  سازماندهی

 

جدید اداری را یافته ویانظام اداری فرمانداریهاواستانداریهای این نوع مناطق حاشیه کویری ایران،تطابق پذیری اداری جدیدتری بامحیط زیست خشن منطقه مزبوررا بیابدویاشیوه های شهرداریها ویا شیوه اداره شهری وشوراهای روستایی این مناطق، تطبیق پذیری ناحیه ای بیشتری یافته ویا روش اداره ده ویا شهرها ومناطق مزبور را از روش اداره سایر شهرها وروستاهای ایرانی متمایز بگراند وآن نوع روش اداره شهرداریهای معاصررا  که از نواحی دیگر ایران و بطور دیمی یادگرفته اند را رها کرده واین بار سازماندهی جدید همان شهرداریها  ویا مدیریت دهداریهای مناطق خود رامنطبق  برالگوی ویژه منطقه مزبوربسازند ـ تا با آ ن شیوه های بومی  مدیریت منطقه ای بر  شرایط خشن منطقه مزبور غلبه بیابند ودر سایه این نوع از مدیریت بومی شهرداریها و یادهداریها  که ریشه در سنن قدیمی این منطقه دارد ومبتنی بر تجارب قدیمی شهرسازیهای  این منطقه بود بتوانند شهرها ودهات مزبور را در برابر صدمات بادهای صد روزه  ویا  دربرابرریز گردها    وخشگسالی ها  وگرما زایی ها  وکم آبی ها  و یاباد های فصلی  وغیره مصونیت لازم ببخشند و از این راه الگوی شهرهای انطباق پذیر را  اداره  بکنندو لذامکانیزم  بستر سازی  برای این نوع تدبیر اندیشی ها و یامطالعه وتحقیق  در مورد نظام بهینه شهرداریها ودهداریهای جدید هم بعهده مطبوعات ورسانه  های تهران است که با نقد های شهری عالمانه خود از این مناطق  آسیب پذیر می توانند که واسطه عمل میان  صنعت ودانشگاهها باشند و یابستری فراهم آورند که کارگاههای دانشگاهی   و یاآزمایشگاههای تکنولوژی سازی دانشگاهی  و یامحافل تئوری سازی دانشگاهها  به علل ناتوا نی ها ی صنعت شهرسازیها ی این منطقه و یا به بهینه سازیهای روستایی موجود در این منطقه بیندیشند و از این راه در برابر سوانح طبیعی  ویاعوارض طبیعی این منطقه  بهتر راه حل بدهند  که از صدها پروژه های جنجالی امروزی صنعتی شریف بهتراست   ویا ازطرحهای دانشکده های معماری  و شهرسازی وکشاورزی مختلف  ویا از مهملات بافی های اجتماعی دانشکده های علوم اجتماعی وشناخت شهرها  واجب تر است ولی متاسفانه پشتیبانی های مالی  و یاآیین نامه ای وزیر  علوم  و یاپرسنل زیر دستش  در همان وزارتخانه ، مانع  کشیده شدن امکانات فراوان دانشگاههای  کشور، بسوی تدبیر اندیشی های  لازم علمی ودر مورد رفع بدبختی های اکثریت مردم ایران میشود  که امروزه دچار انواع مصائب  زیست محیطی شهرها شده اند  ولی هنوز فن آور یها ویا تحقیقات دانشگاهی ایران ،فقط  وفقط مشغول شخصیت تراشی  ها و برای افراد بیفایده  به منافع عمومی جامعه میباشد

آری واسطه عمل  میان صنعت ودانشگاه  وبرای بهبود بخشیدن به محیط زیست سیستان و یاخراسان جنوبی  ویابه رفع سایر بدبختی های چند ساله مردم خوزستان وایلام وکرمانشاه  ولرستان که در برابر ریز گردها وآتش سوزی های جنگل ها  قراردارند ویا برابر سیل های بنیان کن چند ساله اخیر این مناطق،قرار دارند فقط وفقط با واسطه خبر رسانی  های مناسب ونقاد و یادوسویه مطبوعات  ورسانه  ملی ایران امکان پذیر است که قشر خبر نگاران متعهد وبا گردانندگی مناسب خبری خود باید بستری لازم فراهم بکنند تا اخبار دوسویه لازم بین مردم این مناطق  محروم و با محافل دانشگاهی متعهد به اشتراک خبری گذاشته شود ،وبدون این نوع از مکانیزم دوسویه نظام خبرنگاری مناسب  ایران ، هیچ نوع امکان کمک فکری ویاکمک اداری  به آن مردم محروم وجود ندارد ولذا وظیفه سر دبیران  ویا سرمایه گذاران مالی  در محافل خبری ایران ، باید تغییر دادن محتوای فکری رسانه هاباشد  ویا تغییر دادن محتوای رسانش خبری بوده باشد ویا امداد گیری  از متفکران جامعه را تعقیب بکنند وبعلاوه نویسندگان مطبوعاتی  ویارسانه ملی هم بپذیرند که خودشان کارشناس علمی  برای حل مسائل جامعه ایران محسوب نمیگردند ویا سازمانشان  برای این مسئله، طراحی اداری  نشده است  ولی اغلب این نوع شگرد هاراپنهانی تعقیب می کنند و فقط رسانه آنها مکانیزمی  برای استمداد فکری از متفکران جامعه باید باشد  که عضو آن شبکه خبری نیستند ویا دفتری در مناطق محروم  ایران ندارند  تا به منابع اولیه خبر دست بیابند  وآنگاه به تجزیه وتحلیل علمی ترخبرمنطقه ای بپردازند ویا به آنها جواز نشر خبر را نداده اند وچونکه همگی  در انحصار  و یاامتیاز  شبکه های خبری قرار گرفته است وبهمین دلیل هم پرسنل رسانه ها  بایدخودشان را فقط وفقط در نظام گردش خبرها   ، عامل به گردش در آوردن مفید همان خبر ها  کارشناس اصلی دیده  وسایر ادعا های کارشناسی های مختلف جامعه معاصر خود را رها بکنند تا با تکیه  به آن نوع  از کارشناسی تبادل تجربیات متفرق جامعه و از کانال رسانه مزبور  ویا از کانال مدیرت پرسنلی آن  نوع مطبوعات ورسانه ، مکانیزم لازمی بوجود آید که  به کاستن از آلام جامعه ایرانی  منجر بشود

آری امروزه  خیلی ها باید در معلومات قبلی  نظام خبر نگاری خود تجدید نظر بکنند که بطور دیمی آنها را آموخته اند ویادر نظام کار گردانی خبر تجدیدنظر بکنند  ویا در مورد حراست خبرهاویا در مورد کارشناسی  منظو ر واهداف خبررسانی مزبور   و یا دراولویت بندیهای سوژه های خبری  که در طی 37 سال اخیر و بطور دیمی و یابا تعقل شخصی خود آن روشها را یاد گرفته اند را رها  بسازند   وبجز از موارد سیاسی ، درمورد بقیه موارد صنعتی ویا اشتغال زایی ویا درموردمحیط زیست  واداره شهرداریها  وغیره بدنبال نظام خبر رسانی مفید باشند  وفرق خبر مفید وخبر غیر مفیدرا از همدیگر تشخیص کارشناسی داده ویا از افراد متخصص جامعه نحوه تجزیه وتحلیل عواقب صنعتی آن ویا  نحوه بحران آفرینی  اشتغال زایی ویا خانوادگی  آن نوع پخش اخبار را بپرسند و یاخودشان را در رسانه ملی ویا در مطبوعات  ایران ، متفکران  کامل العیارویا تئوریسن های جامعه تصور نکنندوبپذیرند که هدف رسانه  مزبور فقط مکانیزم بگردش در آورد ن اطلاعات مفید جامعه است تا از طریق آن مکانیزم اداری ، تبادل عمیق تجربیات  جامعه با یکدیگر انجام بشود وبه انعکاس بهینه نظرات موافق ومخالف  یکنوع رواج صنعت بهینه شود ویا عوارض محیط زیست آن دیده شده ویا طراحی های شهرسازی غلط  آن دیده شود ویا سرمایه گذاریهای بهداشتی غیرعادلانه ویاشهرکهای صنعتی اندیشیده نشده دیده شود وبطور نقد آمیز  اجرا بشوند ویا در مورد دگر گونی  های مدل اداری – شهری مشکل آفرین  اندیشیده شده ویا در موردتحول شوراهای شهر وروستا ،معایب وفوایدش دیده شود و بعلاوه مردم هم نباید این تصوررا داشته باشند  که انتقاد ها می تواند به متزلزل کردن  نظام مدیریت های یک جامعه منجربشود  ویا می تواند به متزلزل کردن سر مایه گذاریها  ویاساخت وسازهای یک جامعه منجر شده   و یا به هرج ومرج شدن اوضاع منجر بشود (وهرچند تاحدودی هم این تز سیاسی صحیح میباشد ) ولی چونکه در جوامع پیشرفته  تروبرای عدم هرج ومرج آفرینی  نظام رسانه ها و یامطبوعات از افراد متخصص  وآگاه  وعالم  استفاده می کنند ویا نظر خواهی مداوم میشوند ولذا   مانع آن  می شود که  حتی خبر رسانی مفید بحال کل جامعه  هم از همان نظام رسانه  ها حذف بشود که به این پدیده  وشگردعالمانه  تر آجتماعی،" نقد مطبوعاتی" گفته می شود  وفرضا در نقد عیوب یک شهرداری   هدف آن رسانه  این نمی گردد    که با انتقاد به شخصیت آن   شهردار وی را طوری  خراب بکنند که منجر  به عزل ویا استعفای وی بشود زیراکه ممکن است که عیب ساخت وساز شهرداری وی در آن برهه تاریخی ، بدلیل کمبود بودجه بوده  باشدویابدلیل عدم پرسنل متخصص در دسترس وی باشد که می توان با جواب دادن متقابل وی و با روشنگریهای متقابل  وی که مطبوعات  هم ملزم به درج جوابهای متقابل اش میباشدجامعه متقاعد گردد که علت عدم اعتنا به آن در خواست شهری ،بخاطر کمبود بودجه و یاتنگنا های اداری دیگر وی بوده ولی سکوت مطبوعات   هم در مورد همان معضلات اساسی یک جامعه  وبویژه در مورد معضلات زیست محیطی شهرها ی ایران هم جرم نابخشودنی  برای همان سر دبیران مطبوعات  و یارسانه هاست، زیراسر دبیران همان رسانه با اخذ امتیاز انحصاری برای خودش ویا امکان جذب وپخش خبر بر ای شخص خودش  ویاپرسنلش،  این حق انسانی را در مسائل فاجعه آمیز از همه هموطنان خودش سلب کرده است تا به نمایندگی از طرف بقیه ایرانیان،  این وظیفه اداری رافقط در ارگان خبری خودش ودر زیر نظر خودش مستقر بکندولی باسکوتش در برابر همان بحرانهای زیست محیطی هموطنانش و از بقیه ایرانیان و با سوء استفاده از امتیازانحصاری ارگان خبری اش از دیگران سلب حق کرده است وبهمین دلیل هم بنظر کارشناسی اینجانب مقصر سیل بردن  مردم ذرفول  و یاکوهدشت و یاایلام و مرندوغیره  ویامیلیارد تومان خسارات به اموال آنان   درشهرهای مزبور  بیش آنکه متوجه شهرداران  این شهرها  وپرسنل وزارت  نیرو باشد   بعهده سر دبیران مطبوعات  مهم ایران است که مقصر اصلی هستند  که در آن شهرها هم دفتر خبری  دارند و یادرآمد خبری  دارند و یاآمتیازانحصاری خبری دارند  که تابحال هم با عدم اعتنا  ء  به مسئولیت  های  خطیر حقوقی متعلق به یک سردبیر، باعث شده اند که سیل های شهری، خیلی ها را ببرد ویا صدها شهرداردر  شهرهای ایرانی و  در 37 سال اخیراز هزارا ن اشتباه  پرسنل  زیرمجموعه شهرداری  هایش درس عبرت  لازم نگرفته باشند وبضرر مردم آن شهرها عمل بشود  زیرادر محاسبات غلط وغیر کارشناسی خود از ساخت و ساز های پلها  و یاسیل گیرها  وآبگیرها و یا بعلت پرشدن کانال  های سیلاب  ویا به علت عدم اعتنای  رفتگرهایش   در تخلیه زباله ها از آن سیلابها ویابدلیل وجود وسائل  سنگین در آن مجراهای  خروج سیل ،فرایند خسارت سیل انجام شده ویا بهنگام بارندگیها قصور شده ویا باعث این بی اعتنایی ها پرسنل وزارت نیرو میباشند که در 37 ساله  اخیر به وظایف  قانونی اشان عمل نکرده و یابه موارد اندازه گیری روزانه  آبگیری سدها   ومحاسبات دقیق روزانه اشان در این مورد عمل نکرده اند ویا غفلت کرده اند  ودر حالی که کارشناسان  خارجی هم در گذشته  ایران، فقط برای ایرانیان همان سدرا نساخته بودند  وبلکه قبل از ساخت آن سد برای ایرانیان ، پرسنلی هم برای جلو گیری از طغیان همان سد بوجود آورده ویا به استخدام ایرانیان در آورده اند  و یاروشهای محاسبه  واندازه گیرهای دقیق روزانه طغیان آبهای همان سد را نیزبوجود آورده و   بعنوان رشته درسی ویا بصورت بروشور اداری تبدیل کرده اند ویا بصورت دفاتر تخصصی  ساخته اند و یا بصورت مسئولیتهای اداری وبرای هر رده استخدامی در آورده اندویا به پرسنل همان وزارتخانه یاد داده اندو یادر مورد طغیان ویا آسیب رسانی سد  ویاشکستن سدها یاد داده اند  ویابه همراهی تاسیس  این پدیده ها  یک نوع  تاسیس دفتر خبر ی هم در همان شهرپیشنهاد  ودر کنار  همان سد ساخته اند و یا در کنا ر ساخت وساز همان کانا ل سیلابگیرو مجرای شهری ساخته اند  ، ویاامتیاز اخذ خبر  از همان مسایل شهری راهم برای پرسنل همان دفترخبر ی  داده اند وآنهم  ازجیب همان مردم شهر تاسیس کرده اند و آنهم بصورت خصوصی سازی  ویادادن اجباری  پول آگهی برای هر خبرآنان کرده اند،  تادفتر خبری شهرمزبورهم  با خبر رسانیهای به موقع ومفید  خود نگذارند که  مردم آن شهرها  راسیل ببرد  و یااموالشان  براثر غفلت خبری تلف شود ویا بر اثر محاسبات مهندسی غیر دقیق از بین برود  ویا بر اثر زد وبند های تجاری پیمانکارانه خطر آفرین  تلف بشود ویا به ضرر آنان منجر شود که اگرچنانچه مورد نقد مطبوعات مزبور واقع میشد ویا مورد نقددفاتر خبری واقع میشد، سکونت در محیط زیست آن شهر هم نظیر امروز خطر های زیادی را برای همان مردم ویااموالشان بوجود نمی آورد وبعلاوه نظیر جامعه ما نمی گشت که  بدلیل عدم نقد سازنده ساخت وساز ها مردم را سیل ببردویا بدلیل محاسبات غلط شهرداریها ویا شهرسازها ،اهالی همان شهر صدمات زیادی ببینند وبعلاوه بعداز وقوع این همه از سیل های مکررشهری هنوزهم رشد معلومات عمرانی برای کارشناسان شهرداریها  بوجود نیامده است که در برخورد با سیلها و یا خطرات زیست محیطی دیگر که در طی 37 سال اخیربوجود امده اند ، هنوزهم یک"الگوی شهرسازی بهینه "برای یک شهردارایرانی ویا  در درس عبرت گرفتن  از اشتباهات سایر شهردار ان بوجود نیامده است  تا "الگوی ساخت وسازپیمانکاران شهرداری" بشود  ویادر برخورد های غلط آنان با مشابه همان معضل شهری پدید نیآید  وبهمین دلیل هم  می باشد که بخاطر عدم نقدهای مطبوعاتی ورسانه ای لازم درکشوراست که معضلات شهری تکرار میشود و اگر احیانا در29 سال قبل  سیل تهران و براثر بی تجربگی اول انقلاب و پرسنل شهرداری تهران اتفاق افتاد و خسا رات  زیادی  به جان ومال  مردم تهران بوجود آورد ولی  هنوزهم بعد از گذشت 27  آز آن تاریخ سیل شهری، باز معلومات عبرت آمیزی برای شهرداران ایلام ویا کوهدشت  تولید نکرده است  که دوباره با ساخت وساز های عمرانی غلط  پیمانکاران خود مردم همان شهرهارا بهمان سرنوشت سیل تهران دچار نکنند  ودر حالیکه حضرت علی (ع )هم به پیروان خود توصیه کرده بود ، که مومن ومخصوصا مومنانی که رئیس آن جامعه هستند، بایدکیاست لازم را داشته باشند  تااز یک سوراخ مار    دو بار گزیده نشوند ولی هنوز سوال است  که بر اثر عدم نقد های مثبت  رسانه ها یمان، مردم نواحی محروم ایران ،چکار باید بکنند؟ وبچه دلیلی، براثر عدم کیاست مطبوعاتی عده ای معدود ، و در صدها شهر ایرانِی ،اغلب مردم ایران از دهها مصیبت  زیست محیطی شهری رنج می برند؟ ، چرا که محتوای همان مطبوعات  و یارسانه  ها  از "مفهوم خبر رسانی" غلط است ویا خبر نگاری را  صرفا جار وجنجال سازی می دانند ویا غرض از پخش یک خبر را بخاطر انتقامگیری از دیگران  می دانند ویا بخاطر رونق یافتن فروش اجناس رفیقا نشان می دانند و چنین رسانه ها یی اصولا با "نقدمردمی خبر" بیگانه هستند و لذا در آن رسانه هم کمتر خبری  بخاطر اصلاح اموروجود دارد  ویا درج خبرهم صرفا بخاطر جستجوی، "راه حل  بهتر"همان مسئله نیست  ویا بخاطر حل مشکل آبرسانی  مردم شهرها نیست  و یا بخاطر رفع معضل ترا فیک نیست  ویا جهت رفع عیوب شهرسازیها ویا رفع عیوب برنامه اول تا ششم کشور نیست ویاجهت رفع عیوب دایر کردن شوراهای شهر وروستاها نیست و صرفا هدف مقدس ماب کردن عملکرد دویست هزار انسان  کم تجربه مطرح می باشد که در اداره شهرها و66هزارروستاها دست اند کارهستند وهمین نوع از سکوت مطبوعات مزبور در مورد عملکرد صحیح ویا غلط  آنان وبضرر سکنه هزاران شهر وروستاهای ایران می باشد ویا سکوت  در موردمعایب ویا فواید طرح بهینه سازی روستا هامی باشد که از سوی وزارت مسکن و شهرسازی هدایت میشوند و لذاچنین مطبوعاتی هم نباید ازنقد جامعه ویا دولت بحث بکنند ویا جشنواره خبر نگاری برای پرسنل خود برگزار بکنند

اری منظور اینجانب از نقد "عیوب شهرداریها " صرفا به زیر سوال بردن آن شهرداران نیست  ،چرا که پذیرفتن مسئولیت اداره  شهرداریهای  یک جامعه ، مسئولیت  بسیارسنگینی  است که توقعات ویاخواسته های  صدها هزار تن  ازاهالی آن شهررا  با همه کمبود های بودجه شهری ویا با وجوداهمال کاریهای پرسنلش جوابگو باشند  ولیکن نقد اینجانب بجای نقد خود آن" شهرداران" صرفا نقد " روشهای اداره شهرداریهای معاصر "است و یاشیوه های رواج یافته در آن شهرداریها درسالهای معاصر میباشد  وبویژه که در مناطق محروم سیستان وخراسان جنوبی است ویا درمناطق خوزستان وایلام است که پراز ریزگردهاست  واز آنها می خواهم   که به شرایط  خشن محیط زیستی  این شهرها توجه لازم را بکنند و یاالگوهای تقلیدی از سایر شهرهارا رها سازند تاتحرک بخشی  لازم به این شهرهاودر مقابله باحوادث طبیعی خشن این مناطق بدهند  ووزارت کشور نیز بپذیرد که درتقسیمات کنونی کشور، معیارهای غلط خود رابراین مناطق تحمیل نکند و یابپذیرد که آیین  نامه ها ومقررات اداری این مناطق حاشیه کویری را تغییر دهد(نظیر منطقه شمال سیستان و یاجنوب خراسان جنوبی وشرق کرمان وناحیه شرق یزد) که مناطق آسیب پذیری هستند و با "مدیریت بومی هدایت شونده" باید اداره بشوند و یامقررات وآیین نامه های ان وزارتخانه  راوحی منزل نپندارند که اگر یک شهردار این مناطق و بدلیل اضطرارش نتوانست آنر ا پیاده بکند جرم عمدی کرده باشد

آری این نوع شهرداران ویادهداران مناطق حاشیه کویری  ایران، باید" مدیریت بومی شهری" را در منطقه مزبور دنبال بکنندونظیر ایام گذشته این منطقه  باشندکه مدیریت مبتنی برنظام همدردی وکدخدایی در دهات داشتند و یا درقصبه ها حاکم بود ویا بجای انتخابات  شورا ها  به انتخابات شهر دار های مردمی و یادهدارهای مردمی بپردازند  ویا ستاد های معین کمک رسانی اداری و کمک مالی  وکمک علمی وفکری در استانداری سایر استانها دایر بکنند،تادر سایه آن نوع از" مدیریتّ بومی" خود یک نوع مساعی دسته جمعی ویاهمکاریهای مشترک در برابرطوفانهای صد روزه ودر برابرسیلابهای فصلی بوجود  آیدوومثلابا حصارکشی لازم ازکاشت درختان گز وتاغ که دورتادور قصبات ودهات می کشیدند  تا شن های روان  تمامی منازل روستا را دفن نکند ویا مشاغل خانگی خاص ومبتنی  بر انرژی بادهای صد روزه در خانه   ها براه می انداختند ویا معماری درون ده وخانه های خود را مبتنی بر همزیستی با آن اقلیم خشن می ساختند ویا فصول کار ویانوع زراعت و نوع باغداری بیرون ده  را با آن اقلیم سخت منطقه سازگار میکردند ویا نوع آبرسانی و شکل جدول بندی  و  شکل خیابانکشی  ویامعبر گذاری را  ویاظواهر بناها وتاسیسات زیر بنایی شهری وروستایی را بامعماری های همگون اقلیم  ساز گار می کردند که ازنظرمیزان درجه حرارت  ویاشدت باد  ویاعوارض زیست محیطی دیگربا آسایش سکنه آن شهر بخواند و تنهابه این  مواردجواز ساخت وساز میدادند ویا آبیاری انواع حصارکشی درختان اطراف دهات خود را با گودال های اطراف دهات آبیاری می کردند که ازجمع شدن سیلاب بارانهای فصلی پر میشد و یابا مدیریت بومی آنان بود که روستا های این منطقه" تیپولوژی خاصی "یافته بود که با تیپ دهات سایر نقاط ایران فرق داشت  وتیپولوژی روستاهایش، ناشی از روحیات  وخلقیات ومعارف خاص منطبق با هر نوع محیط زیست ویژه آنان بود وتنهابا آن نوع از عادت ها بود که به تسویه اراضی  و یاتنقیه قنوات ویا به مالداری بهینه و یاباغبانی بهینه وساخت حوض خانه ها واب انبارها وبادگیرها ی خانگی در این نوع مکانهامنجر میشد که آن نوع افراد را مالک الرقاب کویر میکرد ویا حزم واحتیاط سکونت خاص شهری ویا روستایی به آنها میداد که برنامه عمرانی غیر منطبق  ویا شهر سازی وشهرداری غیر منطبق با محیط زیست را بر نمی تافت که ص93 کتاب" زیر آسمان کویر" ویا دیگر کتب به آنها اشاره کرده است ویا  ص120 "کتاب سیاحت شرق" مینویسد که اگر یک غیر یزدی ویا غیر سیستانی  در این نوع از مساکن ومواطن سکنی می گزید هیچ وقت این بیابانها روی آبادی نمی دید ،ولی امروزه شهرداران زاهدان  و یازابل و نهبندان  وراور وغیر ه  وبا تبعیت از الگوهای غلط سایر شهرها ی ایران  آن نوع معیارهای بومی  منطقه را بهم ریخته اند   ویا بارواج واشاعه پدیده شوراهای شهر ویاروستا ی من در آوردی در 20 سال معاصرو  بدون انکه مردم تحصیل نکرده ایران بدانندکه  مفهوم و یامعنا ویا فلسفه پیدایش شوراها ی شهر ویادهات در جوامع دیگر جهان چیست؟ ویابه چه دردی میخورد ؟ نیزبرمعضل روستاهای این منطقه ویا در برابر بلایای طبیعی   اش افزوده است و یامدیریت بومی  ویا قبیله ای سابق آنان را نیز متلاشی کرده است  ولی هنوزنتوانسته است  که مدیریت  سانترال – فدرالیسم لازم را هم در اداره شهرداریها و یادهداریها ی منطقه مزبور بوجود آورد ونتیجتا نوسازی شهری و یاروستا های  منطقه  مزبور را بهم زده است که بطور دیمی در جریان است ویا از حیطه ایده دهی محافل دانشگاههای  ایران خارج ساخته است و یاشهر سازیهای مبتنی بر الگوی رابطه سه گانه  ذیل را بهم زده است که شامل رابطه عمیق1-صنعت 2- دانشگاه 3- مجلس قانونگذار را بهم زده است ویادفاتر خبری منطقه هم که بعنوان عنصر چهارم است ویا رکن چهارم دموکراسی  ویامردم سالاری اسلامی را بهم زده است که امروز ه بعنوان  چرخ پنچر شده ای می باشد که مکانیزم گردش خبری صحیح میان آن سه چرخ ماشین دموکراسی را بدرستی انجام نمیدهد ودر نتیجه چهار چرخ مردمسالاری اسلامی شهری هم امروزه در شهر ها وروستاهای منطقه مزبور پنچر شده اند و یامعلوم نیست که فرمان منطبق سازی شهرهای مزبور در برابر طبیعت و در برابربلایای طبیعی و یاسوانح زیست محیطی این منطقه در دست چه کسی می باشد؟  تا جان ومال مردم محروم این ناحیه را از دست بادهای صد روزه برهاند  و یا از دست ریز گردها وحرکت شن ها نجات بدهد؟ و یابا خلاقیتهای تکنولوژیکی وابتکارهای شهرسازانه  وغیره تطبیق پذیری محیطی لازم بکند واین در حالی است که ابزارهای خیش و یاشخم زدن  به حقایق ویازیر ورو کردن حقائق سیستان پدیده ایست که دردفاتر خبری این منطقه نا کار آمد شده است و یانا آزموده است و لذانمی تواند اخبار دوسویه  و یامتقابل بین دانشگاهها  وعملکرد شهرداریها بوجود آورد تا با مکانیزم صحیح خبری  مزبور بتواند راغب کند که دست آوردهای آزمایشگاهها وکارگاههاو یامحافل ایده پردازی دانشگاهها را در خدمت محیط زیست  همین منطقه قرار بدهد و یا در جهت تغییر کارکرد های شهرداریها ودهداریهای این منطقه قراربدهد وازسوی دیگرهم بااخبار دوسویه خود بین نارساییها ی شهری وروستایی این منطقه، بانظام  قانونگذاری مجلس  رابطه فرهنگی –خبری برقرار بکند, ویا حیطه مطالعه ویاتوجه نمایندگان مجلس را به نارساییهای زیست محیطی منطقه جلب بکند ویا رابطه بین مجلس ومحافل دانشگاهی  راجلب بکند چرا که آمو زشهای  خبری – رسانه ای آنها که مبتنی بر یکنوع از آموزشهای غلط  است ویا یک نوع خبرنگاری بی هدف است ،چرا که آموزش خبر گزاری و یاخبرنگاری  رادر واحدهای ایرنا ویا ایسنا ی جهاد دانشگاهی منطقه بطور دیمی یاد گرفته اند ویا درواحد تسنیم  ومطبوعات محلی دیده اند ویا درشعبات استانی همشهری وغیره دیده اند که صرفا برای تفنن مردم ایران خبرهای هم از بادهای صد روزه این منطقه گزارش ویا تهیه بکنند  که نگویند انها بیکار در دفتر مزبور نشسته اند ودیگر هیچ .... و یانظام مرکزی خبری آنان هم در تهران انتظاری بیشتراز آنان ودر نظام خبری ایران ندارند ،و اصولا فلسفه  و یامکانیزم رسانه و یامطبوعات رامکانیزم به گردش در آوردن اطلاعات وخبر نمی دانند ویا مکانیزم گردش خبر رسانی میان مقامات تصمیم گیرنده بین سه ارگان مهم جامعه نمیدانند که شامل ارگان فکری  ودانشگاهی است  و یاارگان قانونگزاری ولایحه سازدولتی است ویاارگان  سازمان  دهنده به صنعت ساختمان شهری ویاساخت وسازها ی شهری  و یانگهداری امکانات شهری ویا شهرداری ساخت وسازها در منطقه مزبوراست که بتوانند باشخم زنی بهینه خبر نگاران همان شهرداران، به حقائق منطقه بهتر پی ببرند که وظیفه ارگانشان ویا خودشان  در رابطه با همان مشکلات آن منطقه چیست؟و یا اساتید ومجلس نیز وظایفش را بفهمد ولذااینجانب که دررشته پژوهشگری ارتباطات اجتماعی تحصیل کرده ام  و یابه اخبار رسانه ها هم دقت لازم رامی کنم ولی هنوز ندیده ام که گردانندگان رسانه ملی ویامطبوعات دیگر وظیفه خبری خود را درست انجام بدهندویا در طی این 37 سال اخیر به" فلسفه تاسیس  شبکه خبر" اعتنا بکنند  ویا مکانیزم کارشناسی گردش مناسب اطلاعات را بدانند و یاچرخش خبر میان سه ارگان تاثیر گذار جامعه را بدانند تاباآن مهارتهای اخبار رسانی مفید ومستند  و یارپرتاژها وگفتگوهای خبری هدف دارخود به مردم ایران کمک بکنند ویادر رسانه مزبور(به گفتمان خبری بی هدف نظیر رسانه های ما نپردازند) و یابه تهیه وتدوین ویا تفسیرخبری هدفدارهمان سوژه یابی سطحی خود هم بپردازند و یا به کارگردانی صحیح تنظیم خبراز یک سوژه  ویامعضل اجتماعی اجتماعی  بپردازند، واز این  راه میزان معلومات ویا تواناییهای فکری  ادارات را بالا ببرند ویا معلومات وزرا وویا مهارتهای قانونگذاری نمایندگان مجلس را بالا ببرند واز سوی دیگر هم بابرقراری ارتباط خبری صحیح میان شهرداری ها ومحافل دانشگاهی کشور برمیزان رشد معلومات اولیه اساتید دانشگاهها بیفزایند تادر تجزیه وتحلیل بهینه ترعلمی معضلات یک  منطقه بتوانند راه حلهای علمی تر و یاشهرسازی عالمانه تر بدهند و یا کمک های زیست محیطی  ویاکشاورزی مفیدتر نسبت به دوره های سابق را به سکنه آن مناطق بدهد و نیزباآنکه حرفه خبر نگاری در هر جامعه از پیچیده ترین شغلهای یک جامعه است  ولی در ایران معاصر  هر جوان بیکاری که به اداره کار واشتغال شهرش مراجعه کرده است  بجای معرفی وی به کارگاههای مختلف ویامشاغل مختلف  شهری فورا اورا به صدا وسیما ویا به مطبوعات معرفی میکنند تا" باشگاه خبر نگاران جوان " آنشهر را  تشکیل بدهند ومن مانده ام که افراد مسن تر ویا با تجربه تر که به زور وترفند، اداره یک کارخانه ویا یک شهر ویایک بیمارستان  وموسسه را اداره میکنندولی برای جبران معلومات اداری وی در آن موسسه  چگونه  وچطوراز آن جوانان کم تجربه " باشگاه خبر نگاران جوان" چه چیزی ویا چه معلوماتی را یاد خواهندگرفت  که  بتوانند روال اداری آن موسسه  رابهتر کرده ویا مشکلات مردمش حل بشود؟

آری تفاوت " شبکه خبر" یک جامعه  با "شبکه سر گرمی"  ویا "شَبکه جلف سازی"یک جامعه، درآنست  که اساس معلومات  سکنه یک جامعه  درمیزان معلومات دهی یک رسانه میباشد و یا درپختگی گردانندگان  شبکه های خبری آن جامعه نهفته است که مفاهیم عمیق خبری ویا فلسفه تاسیس همان خبر گزاری و یاخبر نگاری  را بدانندو یادرک علمی  ازسوژه های مهم  برای حیات  جامعه را داشته ویا روش علمی  تهیه خبرویاکارگردانی خبررا بخوبی بدانند  ویاداشتن کارشناسی به حق در مورد رده های مختلف استخدامی سازمان خبر را بدانند که اساس  موفقیت ویا عدم موفقیت یک ملت میباشد   والا نقش بازی کردن  در خواندن یک دستخط آماده شده را که بدست آن فرد میدهند ویا داشتن تن صدا  ی مناسب درمجریگری  را" خبرنگاری " نمی گویند  وبلکه آنان را هنر پیشه پخش خبر میگویند که در جامعه ما در این مرحله عملیاتی باقی مانده اند  و لذاززمان پهلوی  تابحال  هم رسانه ملی را صرفا وسیله ویاابزار سرگرمی مردم ایران می پندارند ودر حالیکه سرگرم کردن مردم تنها، بخش کوچکی از هدف نهاد رسانه ملی است  وآنهم فقط سرگرمی برای قشر کودکان ویاافراد سطحی جامعه و...ودر حالیکه بخش بزرگی از جامعه ما بخاطر حل کردن مشکلاتشان ویابخاطر اشتغالشان تنها به شبکه  های مفید خبررسانی نیاز دارند که هنوز وجود نداردولذا اداره  ویاسازماندهی رسانه ملی ما درحد مفاهیم فکری 50 سال سابق  ما باقی مانده است ولی نگه داشتن مردم ایران درحد طفولیت فکری هم کار درستی نیست که درطی این 50 سال  معلوماتی از رسانه ملی یاد نگرفته باشند واین درحالتی است که فهم  ویادرک  ویاتنظیم خبرهای مفید  می تواند ،نقش مهمی در بالندگی ویا درتوسعه یک جامعه داشته  باشد   و یا  درکاهش مشکلات ومعضلات

اجتماعی –سیاسی همان جامعه داشته باشد و بهمین دلیل  هرجامعه به خبررسانی مفید نیاز دارد، زیرا خیلی از مقامات ومسئولین  کشورهم،اغلب معلومات خود را علاوه از مشاورانشان  بیشتر هم  از اخبار مفید نقاط  مختلف کشور ورسانه  ومطبوعات بدست می آورندویا حتی خیلی از اساتید دانشگاهها هم علاوه از خواندن کتاب ، برای در ک وفهم مطالب اولویت دار جامعه اش ویا برای  اولویت بندی مطالب خواندن خودش ویا برای تحقیقات ضروری جامعه از راه  مکانیزم اخبار کسب خبر میکنند  ولذا تبدیل کردن یک رسانه ملی ویا مطبوعات به  تنهاوسیله سرگرمیها ی مردم ، باعث پایین نگداشتن سطح فکر سیاسی وحتی  سطح علمی همان جامعه میشودویا حتی در حد معلومات سی –چهل سال قبل آن جامعه رانگه خواهد داشت

چراکه خیلی از نمایندگان مجلس ویا کارشناسان ادارات ویا حتی اساتیددانشگاهها هم تنها  باشنیدن و یارویت تصویری اخبارمناطق ایران دید گاهشان عوض می شود و یابا رویت عوارض طبیعی ان  ناحیه و یا معضلات زیست محیطی آنها ،قدرت تجزیه وتحلیل علمی  بهینه یافته و یا برای نمایندگان مجلس هم یافتن راه حل قانونگذاری بهتر درمجلس  فراهم میشود ووزرا نیز اشراف بیشتری  بر مراحل پیشرفت اداری خودیافته ویا دردرک ناکامیهای پروژه های تصویبی خودتواناتر میگردند وخبر نگاران نیز بامکانیزم شخم زدن بحقایق منطقه ای ویا  به حقایق اداری  وشهری خاص، معلومات بیشتری در حرفه خود کسب میکنند و یاسعی می کنند که مکمل ارگانها ی دیگر جامعه باشند ونظیرمکمل ارگان قانونگذاری  ویا دانشگاهی جامعه و یا مکمل خبری اجراییات کشور باشند ویاجایگاه خودشان را در نظام تصمیم گیری یک کشور درک صحیح درک کرده  و بدانند که نظیر یک پرستار  موظف به درک  تفاوت  کارکردخود با پزشک معالج  در اطاق معالجه واتاق جراحی ملت ایران هستند تا بجای وی  به معالجه معیوب ملت ایران نپردازند، ولی تابحال برعکس بوده و بسیاری از آشوبهای اجتماعی ایران و یااتلاف سرمایه گذاریها ی جامعه بعلت ناشیانه عمل کردن شبکه خبر وخبر نگاران است و یا علت اشتغالهای بیهوده  اجتماعی نتیجه کارشناسیهای  غلط پرسنل آن  نظام خبری است که از مفهوم رسانه ملی چیزی نمی دانند ولی تابحال سعی نکرده اند که به مفهوم تقسیم کار جامعه ایران بهتر پی ببرند و یابخاطر اتوریته آفرینی رسانه ملی برای خودشان ،  پی نبرده اندومثلادعوت از نمایندگان مجلس  ویا نقدبرنامه ششم کشور  آز آن  نوع تمایل ها نشات میگیرد ویا دعوت از مدیران  وزارت بهداشت  هم چنین است که در نقد مشکلات بیمارستانها یک نوع بهم ریختن نظام تقسیم کار جامعه را بکار می گیرند  زیراکه نمایندگان مجلس بر خلاف تصور آنان و بعنوان یک کارشناس  متخصص برنامه ریزیها به مجلس  نرفته اند  که صرفا وقتشان را صرف مطالعه و یاتحقیق  عیوب ویا فواید برنامه های اول تا ششم  کشوربکنند  و تنها وظیفه آنها، قانونگذاری است( نه کارشناسی)  ویامدیران بهداشت نیز در نقد مشکلات بیمارستانها بیطرف نیستند و به نقد مسائلی نمی پردازند که مقصر خودشان هستند ولذا پخش این نوع از "گفتگوها  ی خبری" ازرسانه ملی   وبه عنوان گفتتمان خبری ویاتحلیل مسائل،   علاوه از تلف کردن وقت مردم  ایران ، معلومات غلطی هم به مردم ایران و در مورد مشکلات همان برنامه ریزیها میدهد ویا درافزون شدن بر مشکلات مردم ایران دربیمارستانها اثر میکندو بهمین دلیل تنها کارشناسان بیطرف خبری میتوانند علاوه ازنقد برنامه ها ی مزبور، طوری این نقد ها را انجام بدهند که به هیجانات اجتماعی  جامعه  منجر نشود  وتنها بهینه شدن برنامه ریزیهاازنمایندگان مجلس خواسته شود ویا کاهش مشکلات مردم دربیمارستانها از مدیران وزارت بهداشت  خواسته شودویا از نظام پزشکی خواسته شودودر غیر این صورت باید در آن موارد سکوت و یابه پخش کردن این نوع مسائل نپردازند

و بعلاوه پنجمین عنصر در به گردش درآوردن اطلاعات و یااخبارویادر جهت بهبود تصمیمگیریهای کشوری ویادر جهت "اجراییات بهینه شهرها "عنصر نظام مشاوره کشوری" می باشد که گرچه درکشورهای پیشرفته  جهان وجود دارد ولی بصورت یک وزارتخانه مستقل  نیست ولی دردرون همان وزارتخانه های مختلف وشهرداریها ادغام شده اند اما ازنظر رابطه تشکیلاتی مشاوران مختلف مزبوربا یکدیگر ، نظیر افراد یک وزراتخانه  عمل کرده و به تبادل تجربیات ویامشاوره با یکدیگر می پردازند و یا در پیاده شدن پروژه ها بایکدیگ تماس گرفته و معلومات همدیگر را  درمورد آن پروژه هاودر دادن دیدگاه صحیح به مسئولان ادارات وارگانها تکمیل میکنند ویاعیوب اخبارشنوی عجولانه مسئولان  مزبور را از کانالهای مختلف بر طرف میکنند ولذا در این نوع ازجوامع صنعتی هم  مشاوران ادارات، رابطه تشکیلاتی با یکدیگرداشته ونظیر یک وزارتخانه عمومی و یا نظیردایره پخته کردن عملیات وزارتخانه ها وشهرداریها عمل میکنند و از این راه مانع تصمیمگیرهای عجولانه  ویا با اخبار سطحی می گردند ولی دردرون ایران ، هنوزجایگاه چنین وزارتخانه ای و بعد از وقوع انقلاب همچنان خالی است  ولذا بسیاری از تصمیمات صنعتی ما ناپخته است ویااشتغال زایی هاو امور بهداشتی و یاشهر سازیها و یاشهرداریها ومحیط زیست ما  بدون مشورت بامشاوران پخته انجام می گیرد  و بعلاوه امروزه انجام تصمیمات عجولانه  اداری وبا اخبار رسانی های ناقص رسانه ها و یامطبوعات همراه شده  است و یا باعدم نقد صحیح آنها همراه  شده است و منجر به بحرانهای عمیق اجتماعی  میشود ویابر ابعاد مشکلات اقتصادی وصنعتی  می افزایدو یا به رشد بحران های محیط زیست شهرهای ایرانی منجر میشود وبعبارت دیگر هدف این نوع" تشکیلاتسازی وزارتخانه مشاوره" در سطح  همان جامعه،  مکانیزم تولید و یاترمیم  اخبار مربوط به آن پروژه ها است و یا مکانیزم گردش صحیح اخبار تصمیمگیری  هاست تا  اعضای یک وزارتخانه درست عمل بکنند ویا در یک نهاد شهرداری تصمیمات صحیح گرفته شود  ویا جایگزین عدم نقدوانتقادهای صحیح مطبوعات  از پروژه ها وعملیات اداری مزبور بشود وفرقی که با نقدهای مطبوعاتی دارد اینست که در نظام مشاوره  مزبور فقط مدیران ووزرا از عیوب اخبار داده شده به آنها مطلع شده ویا به عواقب شهری تصمیمگیرهای عجولانه اش بهتر پی می برند ولی بقیه مردم از آن معضل بی خبر می مانند ،و اما در نقدهای مطبوعاتی ویارسانه ای  جامعه ،علاوه ازخود مدیران ویا وزرا ونمایندگان مجلس وشهرداران  ، خودمردم شهرها نیز ازهمان عیوب اجرایی آن برنامه ها  با خبر شده ویا ازعیوب پروژه ها ویا از تنگناهای عدم اجرای  آن برنامه ها وپروژه ها مطلع شده و لذا بعد از شنیدن خبرمزبور قانع میگردند ولی در جامعه ما هنوز پس از گذرانیدن انواع  آزمون وخطاهای اداری،همچنان مشکل مزبور باقی است ویا بعداز وقوع انقلاب هم هنوز به تکمیل ویا به کمال رساندن دوعنصر" نقدمطبوعاتی"ویا"تکامل مشاوره اداری" کامل نشده و به مرحله وقوع  نپیوسته است و لذابعداز گذشت 37 سال هنوز مردم ایران از عدم پختگی های اداری رنج میبرند وهر چند امروزه رگه هایی از آن نوع پویایی اجتماعی  درسطح  جامعه  معاصر ایران ظاهر شده است ولی هنوز این دوعنصر حیاتی تصمیم گیرنده بهینه ساز جامعه  تکامل لازم را نیافته  اند تا به سه عنصر وارگانهای مهم تصمیمگیری جامعه منضم بشوند و یاضمیمه بگردند که شامل مکمل ارگان تصمیم گریهای قانونگذارانه  جامعه بشوند و یا مکمل ارگان نهادتصمیمگیریهای بهینه علمی ودانشگاهی جامعه بشوند و یا مکمل تحول دادن فنآوریهای  وایده دهی های دانشگاهی جامعه بشوند  ویاسومی مکمل تحول دادن تصمیمگیریهای اجراییات صنعتی  وشهرسازی  وبهداشتی  واشتغالزایی وغیره جامعه بشوند

آاری جامعه ما سه رکن مهم تصمیم گری اجتماعی داردواین سه رکن اداری را از جامعه قبلی ایران  به مرحله کنونی جامعه معاصروبه عصر جامعه معاصر ایران اتنقال داده اند ، یعنی سه عنصر مهم اداره جامعه  که در هر کشور وجود دارد  وازجمله در دولت پهلوی  هم وجود داشت  که هم دانشگاه داشت وهم مجلس قانونگذاری و نظیر جامعه ما داشت وهم نهادهای اجراییات اداری در آن عصر داشت ولی غرض از وقوع انقلاب آن بود که  رکن چهارم  دموکراسی هم بوجود بیاید وبه مردمی شدن ادارات مزبور اضافه بشود ویا مردم سالاری اسلامی  هم  به سه عنصر تصمیمگیریهای غلط ویافردی ادارات سابق ایران اضافه بشود والا جابجایی صندلی ریاست اشخاص خاص، درسطح همان ادارات ویاوزارتخانه ها  هدف انقلاب  نبودکه فلان نوع از تصمیمگیری علمی دانشگاه شریف را فرضا بجای یک فرد بی ریش   فرددیگرریشدار انجام بدهد تا بگوییم که آن فن آوری دانشگاهی  ویا تحقیقاتی در خدمت عموم مردم ایران قار گرفته است ویا در کم کردن عوارض زیست محیطی جامعه واقع شده است و یاخسارات نزدن سیلها به مردم ایران دیگروقوع نخواهد یافت که براثر آموزشهای  درسی غلط  مهندسان شهرساز ویا پل سازان  که از آن دانشگاهها فارغ التحصیل شده اند و یادروس مهملشان دیگر اصلاح شده است و لذاخسارتی ببار نمی آورد  تابگوییم که دانشگاه صنعتی شریف و یاعلم وصنعت ویادانشکده های معماری وشهرسازی ایران بهتراز ایام گذشته طاغوتی عمل می کنند ویا بگوییم که دانشگاههای طاغوتی زمان شاه ، بعد از وقوع  انقلاب اسلا می شده اند و یاامروزه همه تصمیمگیریهای علمی و یاتحقیقاتی  دانشگاهها ویا فراورده های شرکت های دانش بنیان دانشگاهها در خدمت مردم ایران هستند واسلامی شده اند  ولی در زمان طاغوت چنین تصمیمگیریهای علمی در دانشگاهها  ی کشورانجام نمی گرفت واینجانب از نزدیک شاهد بودم که رواج چنین عقایدی در وزراتخانه  ویا در شورای عالی برنامه ریزی درسی فقط وفقط توسط افرادزرنگی انجام می گرفت که هیچ اعتقادی هم به انقلاب اسلامی نداشتندولی با عدم نقد مطبوعات  آن روزگار، مهملترین سر فصلهای درسی را در دانشگاههای باصطلاح پیشرفته  ، به خورد مردم ایران دادند

آری تنها هدفی که انقلاب تعقیب میکرد  ضمیمه کردن رکن چهارم  ویارکن پنجم دموکراسی   به سه رکن اداری سابق بود و آن مردمی کردن تصمیمات اداری بود  ویا هدف مردم سالاری اسلامی بود  که بلکه تصمیمگیریهای جدیدکشوری مردم ایران وشهرها و یادهاتشان در ایام گذشته، به این دوعنصر 4 و5جدید هم اضافه بشود ویا  به سه عنصر اجراییات اداری قبل از انقلاب ایران اضافه بگردد تاعیوب تصمیمگریهای اداری  سابق را نداشته باشد ویاتصمیمگریهای فردی ودیکتاتور مابانه این سه نهادقبلی کشور اصلاح شده باشد ویا با وقوع انقلاب برطرف بشود و آن دو عنصر ضمیمه شده جدید هم یکی—1-نقد مطبوعاتی عالمانه وآگاهانه پروژه های تصمیمگیرانه بود  که بنفع عمومی مردم  باشد وتوسط خبر نگاران  خبره وبیغرض و جهت اصلاح تصمیمگیریهای اداری وقانونگذارانه نقد بشود که با عنوان شعار آزادی  بیان مطرح بود-2-ایجاد نظام مشاوران اداری بیطرف و یابی طمع و، جهت اصلاح تصمیمگیریهای اداری عجولانه  بود ویامبتنی بر خبر دهی های غلط وخط مشی دهیهای اداری غلط نباشدو یامنفعت طلبانه در بر نامه ریزیهای اداری عمل نشود که از سوی محافل مختلف اداری توصیه میشد، ولی بعدا با کارشناسیهای سیاسی غلط آن دوره تاریخی در" قالب بندیهای اداری شوراهای شهر وروستاها" تجسم اداری داده شدند،  اما منظور قرآن هم از آیه وشاورهم فی الامر ویا از آیه  وامرهم شورا بینهم وغیره تنها.. مقدس کردن شوراهای دهات نبود ویا شورای شهرها نبود ویا حتی خود نمایندگان مجلس هم نبود  که امروزه تصورات عوامانه و یاسطحی در موردآنها و یا نحوه تصمیماتشان   درسطح جامعه ایران بوجود آمده   است و  مثلا اغلب افراد شوراهای روستایی که تصمیمهای مهم ویاگاه حاد اجتماعی هم می گیرند از افراد معمولی جامعه و یاخالی از ذهن جامعه می باشند که گاهی بدرد مشورتهای معمولی جامعه هم نمی خورند ،تاتصمیمات مهم روستا  را بگیرندو یا تغییرات عمیق ساختاری در روستاها تولید بکنند.. ویا حتی در خود شهرها..  وآنهم بدلیل مکانیزم انتخابات عضویت آنها چهار ساله  میباشد ولذا دائما عوض می شوند و بهمین دلیل  تجربه و یاذخیره معلوماتی هم ازاداره ناشیانه دهات ویا شهرهای مزبورهم بدست نمی آورندکه متاسفانه با عدم نقد مطبوعات هم جایگاه شوراهای شهر و یاروستاها ی مزبور امروزه بعنوان پدیده مقدسی  در آمده اند  ولذادر تولید گرانی شهرها و یا درمهمل کردن نظام اشتغالزایی کشور  ویادرتولید مشاغل کاذب اجتماعی و غیر صنعتی کردن کشور ویا درنابسامان کردن ساخت وسازهای شهری وروستایی وارونه اجتماعی  عمل کرده  ولی امروزه بدلیل فهم غلط مردم  ایران از مفهوم شورا ها جا انداخته شده اند ولی در جوامع دیگرجهان هم مفهوم  ویا معنای شوراها چنین معانی نیست و یامنظور قرآن نیز  از آیات شورا ، مصداق امروزی شورای شهر ویا دهات نیست وبلکه منظورش  وجود " مشاوران  آگاه اداری" است  ویامشاوران پخته شهرداری ها و یامشاوران صنعتی  واشتغال زایی آگاه ویابی طمع و یادایمی وبا تجربه فراوان و با قدرت نویسندگی وتعقل می باشد که یک عمر وقتشان را به شناخت  ویا به مطالعه آن نوع معضلات جامعه بگذرانند واگر هم به مشورتهایش و بخاطر مصالح مختلف اداری ترتیب اثر هم ندادند باز هم  ناراحت نمی شود و لذاقرآن ویااحادیث این نوع مشورت کردن با مشاوران آگاه را مصداق آیه وشاورهم فی الامر  میداند ولی در پی مقدس  کردن مفهوم شوراهای دهات ویا شهری معاصر نیست که معضلات زیادی به مردم شهرها وروستاها تولید بکنند ویا مصداق آیات قرآن بیشتر درمورد محققان باسواد مرکز تحقیقات مجلس است که معلومات زیادی در مورد عیوب ویا فواید برنامه اول تا ششم وغیره بدست آورده اند واین پدیده را محترم میشمارد که صدا وسیما هم در نقد برنامه های کشور  آن پدیده را ندیده گرفته ویا برای ارزیابی برنامه ها بخود نمایندگان  مجلس مراجعه میکنند

 آری خبرنگاران با تجربه و یانقادیک جامعه  ویا مشاوران نظام تشکیلاتی"  ویامشاوران ادارات ومجلس وشهرداریها " وبه عنوان رکن های 4 و5 مردم سالاری دینی می باشند که اگر به سه رکن سنتی ورایج اداری سابق ایران ضمیمه شوند می توانند اهداف انقلاب را بر آورده بکنند ویا نارساییهای تصمیمگیری های فردی ویاغلط اداری سابق رابرطرف بکنند و یابه بهبود تصمیمات محیط زیستی ویا اشتغالزایی ویا بیمارستانی منجر بشوند ویا به اداره بهینه شهرداریها منجر بشوند و یا تصمیمات ادار ی کشوری را مردمی ودموکراتیک بکنند وبدون این دورکن مهم مردمی تنها ،همه تصمیمگیریهای اداری ویاعلمی ویاشهری جا معه صرفا به ضرراکثریت مردم ایران منجر خواهد شد وتنها رای ریختن به صندوق آرا انتخابات است ولی، پدیده مردم سالاری دینی جامعه را بوجود نمی آورد ویانمی تواند پیشاپیش تصمیمات کشوررا بیمه کرده،ویا نمیتواند جلوی تصمیمگیرهای غلط علمی و یااداری را بگیرد تابعداز اتلاف شدن سرمایه ها وبضررمردم  ایران دوباره سعی بشود که عیوب آن  برنامه ها و یامعضل آفرینی ها برطرف بشود

آری خبرنگاران خبره  و یامطبوعات نقاد  وبیطرف جامعه ویاغیر سیاه نما کننده  رسانه ها ازیک سو،و در بیرون از نظام ادارات  کشورعمل می کنند وازسوی دیگرنهاد دیگری باعنوان وتشکل " نظام مشاوران آگاه" جامعه و بعنوان افراد بی طرف دردرون ادارات  عمل میکنند، و هردو نهاد،به عنوان  نمایندگان واقعی منافع مردم ایران هستندکه از راه رای گیریها هم انتخاب نشده اند ولی حافظ واقعی منافع مردم هستند ولذا در درون تصمیمگیریهای اداری وقانونی صیانت تصمیمات مردمی را بعهده دارند وبدون ظهور این دونوع پدیده اجتماعی مردمی در جامعه  معاصرایران ،مکانیزم اجتماعی جامعه ایران مردمی نخواهد شد ویا دموکراسی در آن جامعه تحقق نمی یابد  وبهمین دلیل  است که "جامعه شناسان ارتباطات ویاشناخت رسانه ها "معتقدند  که دمکراسی در یک جامعه و با مکانیزم برگزاری انتخابات، به تنهایی بوجودنمی آید  و بلکه به رکن چهارم وپنجم دموکراسی نیز نیاز می باشد که وجود رسانه های  نقد کننده است و یا وجودمشاوران آگاه در سطح آن جامعه است  که نعمت می باشند ودر آن صورت مشکلات جامعه، امکان حل شدن دارد وامید است که مردم ایران نیز به این مرحله از پختگی اجتماعی برسند وآنگاه بتوانند بحرانهای زیست محیطی معاصر راحل بکنند